انقلاب اسلامی : نویسنده مقاله استانلی کورتز Kurtz عضو مرکز اخلاق و سیاست عمومی است Fthics and Public Policy Center است . مقاله او در 7 فوریه 2008 ، انتشار پیدا کرده است . نکات گویای مقاله را از لحاظ اثر ایران بر انتخابات ریاست جمهوری امریکا، به شرح زیر ، می آوریم :
● مسئله مهم انتخابات ریاست جمهوری سال 2008 امریکا، افول و صعود این یا آن نامزد ریاست جمهوری نیست . بلکه افول شتاب گیر جنگ با تروریسم ، بمثابه یک رهنمود سیاسی خوب است .
بیزاری مردم امریکا از جنگ عراق و باور اکثریت بر خطا بودن آن دلیل بر این نیست که امریکا به جنگ دیگری دست نخواهد زد .
● دلیل خوبی بر امکان وقوع جنگ دیگری وجود دارد و آن ایران است . البته در ماه دسامبر گذشته ، سازمانهای اطلاعاتی امریکا حاکی از این بود که ایران مدتهاست برنامه تولید سلاح اتمی را رها کرده است . این گزارش دست حکومت بوش را بسته است و نمی تواند وارد جنگ با ایران شود . اما مانع از آن نشده است که در جریان مبارزات انتخاباتی ، جولیانی خطر ایران را موضوع اصلی تبلیغات انتخاباتی خود کند .
انقلاب اسلامی : او بسود مک کین کنار رفت اما مک کین نیز آواز بمباران ایران را خواند و گفت : جنگها در پیش است .
در این جا، مسئله ای وجود دارد و آن این که گزارش سازمانهای اطلاعاتی امریکا منحرف کننده بوده و اروپائیان می گویند آنها را بر باد داده است : اکونومیست لندن ، در مقاله ای زیر عنوان " آیا ایران برنده شد ؟ " روشن می کند که چسان گزارش سازمانهای اطلاعاتی امریکا حاصل 5 سال دیپلماسی پر زحمت اروپا را بر باد داد . بنا بر قول اکونومیست گزارش سازمانهای اطلاعاتی اشتباه بزرگی بود . نه تنها موجب خشم و خلع سلاح دیپلماتهای اروپائی شد بلکه همکاری موفق با روسیه و چین را نیز از میان برد و در زمان باقی مانده از ریاست جمهوری بوش، خاطر ایران را آسود . اکونومیست به حق می پرسد : چرا و چگونه سازمانهای اطلاعاتی امریکا دیپلماسی جهانی را در موضوع برنامه اتمی ایران، دچار شکستی چنان سخت کرد ؟
فاجعه دیپلماتیک که سازمانهای اطلاعاتی امریکا ببار آوردند و به تدریج نیز دارد پذیرفته می شود که کار اشتباهی کردند، ناشی می شد از اغراق کردنها در باره تهدید ایران . اقدام به جنگ برای از میان برداشتن این تهدید می توانست موضوع تصمیم شود . سازمانهای اطلاعاتی خواسته اند موضوع اتم ایران را به قلمرو دیپلماسی بازگردانند .
● محافطه کاران جدید و دیپلماتهای اروپائی فریاد می زنند که سازمانهای اطلاعاتی امریکا دروغ می گویند . هیچکس نمی گوید تنظیم کنندگان گزارش این سازمانها با امریکا خصومت داشته اند و می خواسته اند ایران بمب اتمی خود را بسازد . بلکه سوء استفاده از گزارشهای اطلاعاتی و دستکاری آنها بقصد پیشبرد سیاستی ، از عوامل تعیین کننده تهیه چنین گزارشی بوده و سبب شکست دیپلماسی غرب شده است .
اکونومیست سازمانهای اطلاعاتی را به فوتبالیستی تشبیه می کند که به دروازه تیم خود گل می زند . گزارش این سازمانها ایران را بعنوان موضوع اصلی از مبارزات انتخاباتی امریکا خارج کرد . بنظر اکونومیست بسود جمهوریخواهان شد .
● کار سازمانهای اطلاعاتی امریکا بسود نامزد جمهوریخواه ها شده است زیرا در حال حاضر شعار کردن جنگ پیشگیرانه بر ضد ایران موجب باخت می شود . جمهوریخواه ها هم نیازی به این شعار ندارند . آنچه بدان نیاز دارند اینست که بگویند تهدید ایران جدی است و بنا بر این، نمی توان امکان جنگ با ایران را یکسره کنار گذاشت . زنده نگاه داشتن گزینه نظامی ، در حال حاضر، بهترین روش برای جلوگیری از مجهز شدن ایران به بمب اتمی است . بی اثر شدن تهدید ایران به جنگ به یمن گزارش سازمانهای اطلاعاتی ، گزینه دیپلماسی را نیز بی اثر و بی ثمر کرده است . این وضعیت فرصت خوبی را در اختیار جمهوریخواهان گذاشته است . چرا که اروپا نیاز به حمایت نظامی امریکا دارد . فاجعه ای که دیپلماسی اروپا در قبال ایران با آن روبرو شد مؤید این نیاز است . برداشتن گزینه نظامی از روی میز، بمعنای آنست که ایرانیان می توانند بمب خود حتی پیش از پایان دوره رئیس جمهوری بعدی را بسازند . بهترین روش برای این که برای صلح شانسی داده شود اینست که گفته شود ایران یک تهدید واقعی است . نامزد جمهوریخواه ها می تواند به امریکائیان بقبولاند که خطر ایران وجود دارد . بنا بر این، بسا جنگ اجتناب ناپذیر بگردد . حتی اگر دیپلماسی بخواهد موفقیت بدست بیاورد، امریکا می باید آماده جنگ با ایران باشد .
در برابر این موضع نامزد جمهوریخواه ها، دموکراتها چه موضعی می توانند اتخاذ کنند ؟ نخست توجه کنیم که یک رئیس جمهوری زن و یا سیاه اروپائیان را بر آن نمی دارد که ما را بخاطر تلطیف طرز فکر و رفتارمان ستایش کنند . زیرا آنها نیازمند حکومتی در امریکا هستند که با دستی آهنین از اروپا حمایت کند . این نیاز آنها را جمهوریخواه ها بر می آورند .
● اکونومیست براینست که سازمانهای اطلاعاتی امریکا می باید این نظر را که ایران برنامه اتمی خود را پی نگرفته است، پس بگیرد . چه این کار را بکند و خواه نکند، نامزد جمهوریخواه ها می تواند این سازمانها را بخاطر ضعف مدیریت و ناتوانیهاشان مورد حمله قرار دهد .
با این حمله، او موفق می شود امنیت ملی را از موضوعات محوری در مبارزات انتخاباتی سال 2008 کند . نه تنها با این حمله موفق می شود تهدید ایران را زنده کند بلکه موفق می شود دموکراتها را در موضع دفاعی قرار دهد . توضیح این که دموکراتها یا باید با جمهوریخواه ها در این حمله همصدا شوند، که دنباله رو آنها می شوند و در نظر رأی دهندگان ناتوان جلوه می کنند و یا از گزارشی دفاع می کنند که به دیپلماسی جهانی در قبال ایران لطمه ای سخت وارد کرده است . مسئول امنیت ملی، مایک مک کونل ، در 4 فوریه ، از سازمانهای تحت ریاست خود فاصله گرفت . حال اگر هیلاری کلینتون و یا اوباما نامزد دموکراتها شوند و با نامزد جمهوریخواه ها موافق شوند که ایران یک خطر جدی است ، بدست خود ، ایران را از موضوع های اصلی در انتخابات ریاست جمهوری کرده اند و ابتکار را به حزب جمهوریخواه سپرده اند . چون این کار بی اعتبار کردن گزارش سازمانهای اطلاعاتی نیز هست، راه را بر دفاع از این سازمانها نیز می بندد . در نتیجه، گزینه نظامی بر ضد ایران را نیز بر کرسی قبول می نشاند .
اگر دموکراتها روش دفاع از سازمانهای اطلاعاتی را در پیش بگیرند ، با توجه به این امر که خطر مجهز شدن ایران به سلاح اتمی ، جدی است، در نظر رأی دهندگان امریکائی کسانی جلوه می کنند که قادر به حفظ امنیت ملیشان نیستند .
بدین قرار، علت این که گزارش سازمانهای اطلاعاتی امریکا بسود جمهوریخواه ها است اینست که خطر مجهز شدن ایران به سلاح اتمی جدی است . اکونومیست گزارش می کند که تا سال 2009، ایران به اندازه کافی اورانیوم با درجه بالا غنی شده خواهد داشت که بتواند بمب اتمی خود را بسازد . بنا بر این، در دوران ریاست جمهوری جدید ، سالهای 2010 تا 2015 ایران بمب اتمی خواهد داشت . بنا بر این، پرونده اتمی ایران ، پرونده اول و مرجحی خواهد بود که رئیس جمهوری جدید در دوران ریاست خود می باید به آن بپردازد . بنا بر این، نامزد رئیس جمهوری هم حق و هم وظیفه دارد که پیشاپیش بگوید در قبال این مشکل ، چه روشی را در پیش خواهد گرفت .
انقلاب اسلامی : از گروگانگیری بدین سو، نخست رﮊیم ملاتاریا و سپس مافیاهای نظامی - مالی بطور مستمر، دستیار جمهوریخواهان، آنهم ارتجاعی ترین جناحهای آن بوده اند : با معامله پنهانی بر سر گروگانها ( اکتبر سورپرایز ) موجب انتخاب ریگان - بوش شدند . سپس، با سرکشیدن جام زهر و قبول شکست در جنگ با عراق، اسباب انتخاب بوش ( پدر ) را فراهم آوردند . در دور دوم، با اینکه فلاحیان ، " وزیر " واواک وقت اظهار کرد که صد در صد بوش انتخاب می شود، او شکست خورد و کلینتون پیروز شد . و چون نوبت به بوش پسر رسید، بسود او وارد عمل شدند . امروز نیز، وسیله کار جمهوریخواهان جنگ طلب شده اند . با وجود این ، کیسینجر راه حل دیگری را پیشنهاد می کند :