امریکا و ناتو در افغانستان تهدید به شکست می شوند :
انقلاب اسلامی : لوموند ( 13 فوریه 2008 ) گزارشی در باره موقعیت قوای امریکا و انگلستان و دیگر اعضای ناتو در افغانستان انتشار داده است . نکاتی از این گزارش که اطلاع از آنها بکار ایرانیان و افغانیان می آیند را می آوریم :
● کرزی نامزدی پادی آشدون را برای مقام همآهنگ کننده کمک بین المللی به افغانستان، وتو کرد . آشدون نماینده سابق جامعه بین المللی در بوسنی بود . با توجه به روش خودکامه او در بوسنی ، وتوی کرزی مقبول می نماید . اما ضعف دولت افغانستان را نیز آشکار می کند .
با وجود این، بحران افغانستان نیاز به یک راه حل جدید در برگیرنده بعدهای سیاسی و اقتصادی و نظامی دارد . سیاست جهانی در بردارنده این راه حل را می باید یک عزم به اجرا گذارد تا مگر افغانستان را از بلای تولید تریاک ( تولید تریاک سال 2006 افغانستان 6100 تن شده است - لوموند 8 فوریه ) برهد . لرد آشدون مرد این کار بود .
● تا این اواخر، مسئولان ناتو و دولتهای غربی می گفتند پیروزی سخت بدست می آید اما بدست خواهد آمد . عملیات انتحاری و لوله " بمب های انفجاری " ( که در عراق نیز بکار می رود و امریکائیها می گویند ایران در اختیار شورشیان عراق گذاشته است - ا.ا ) که عرصه را بر قوای ناتو در جنوب افغانستان تنگ کرده اند گزارشگر یأس طالبان و اضمحلالشان توصیف می شدند . اما ریچارد بوشر، مسئول افغانستان در وزارت خارجه امریکا ، در سنای این کشور گفت : " اطیمنان به پیروزی در افغانستان نیست " .
با همزمانی بس شگفتنی ، چهار گزارش کارشناسان نظامی زنگ خطر را به صدا درآوردند : بدون یک تجدید نظر بنیادی در استراتژی ( در حقیقت، فقدان آن را با استراتژی درخور تدارک کردن ) جامعه بین المللی در افغانستان ، دولت این کشور یک دولت ورشکسته می شود و کشور، اگر نگوئیم شده است، به زودی مرکز تروریسم بین المللی می شود . 6 سال پس از 11 سپتامبر ، القاعده و اسامه بن لادن از یک موقعیت و وضعیت نزدیک به مصونیت از هرگونه تعرض، در قلمرو وسیعی از سرزمین های افغانستان و پاکستان برخوردارند .
● از رهگذر حسابگری و بهمان اندازه از رهگذر کوری ، مدتی دراز ، امریکا بر مشرف و حکومت او تکیه کرد . بدون این که ببیند مشرف جرأت آن را ندارد با بخش اسلام گرای ارتش خود که حامی طالبان و القاعده است، در افتد . از نظر تاریخی، امریکا همواره در افغانستان به کج راهه رفته و رو دست خورده است : در دوران اشغال افغانستان توسط ارتش روسیه شوروی سابق، ضد غربی ترین عناصر افغانی را ( حزب گلبدین حکمتیار ) مسلح کرد و به زیان میانه روها به رهبری احمد شاه مسعود ، عمل کرد .
در فوریه 1989، و وقتی ارتش سرخ از افغانستان خارج شد ، دیگر افغانستان موضوع جنگ سرد میان امریکا و شوروی سابق بشمار نمی رفت و مورد بی توجهی قرار گرفت . این بی توجهی ، بسود افراط گرایان ، یعنی طالبان تمام شد .
انقلاب اسلامی : یادآور می شود که لوموند قول بی نظیر بوتو را انتشار داده بود و بنا بر آن قول، طرح ایجاد طالبان را انگلستان تهیه کرد . پول لازم را عربستان داد و اجرای طرح را پاکستان برعهده گرفت .
● امروز ، رﮊیم مشرف در بحبوحه بحران است و گلبدین حکمتیار همکار خطرناک القاعده است و امریکا کشف می کند که دهها میلیون دلار از کمکی که هر ساله به متحد خود، پاکستان، می کند ، بهیچ رو خرج مبارزه با القاعده نشده است . زیرا سیاست پاکستان در افغانستان ربطی به سیاست امریکا در این کشور ندارد . غیر از همبستگی قومی میان پشتون های پاکستان و افغانستان مرز میان دو کشور را از واقعیت تهی کرده است . با مشاهده سیاست هند در افغانستان و کوششی که برای نزدیک شدن هرچه بیشتر به این کشور بکار می برد، پاکستان نگران آنست که به محاصره درآید .
قصد دیرین پاکستان بر یافتن یک دولت دست نشانده در افغانستان ، با سیاست هند در این کشور، دست نیافتنی می شود . دلیل روابط ناجور مشرف با کرزی و سیاست دو پهلوی پاکستان در قبال طالبان نیز همین است . حکومت بوش فریب خورد وقتی باور کرد دادن پول به پاکستان کافی است برای این که مشرف را حامی سیاستش در افغانستان کند .
وسوسه ﮊنرال های پاکستان بخاطر اینکه مبادا بحاظ استراتژیک ، ارتش پاکستان جای خود را به ارتش هند بدهد ، امریکائیها را متقاعد کرده بود که با دادن کمک مالی، پاکستان را بر آن می دارد مجری سیاستش در افغانستان بگردد . فروماندن ارتش ناتو در جنوب افغانستان و امتناع اغلب دولتهای اروپائی از فرستان سرباز به این کشور ، امریکائیان گرفتار حرمان کرده است .
امریکا نگران شکست خود و ناتو، ارتشهای اعضای ناتو را انتقاد می کند که برای جنگهای چریکی تعلیم ندیده اند و به آنها فشار می آورد که به افغانستان نیرو بفرستند . اما به دنبال هلندی ها ، اینک کانادائی ها هم تهدید می کنند، در صورتی که یاری نشوند، قوای خود را از افغانستان بیرون برند . برای امریکا در کوتاه مدت، خطری که افغانستان را تهدید می کند، نه تصرف افغانستان توسط طالبان، که فرار اعضای ناتو ( بیرون بردن قوا ) است .
◄ این روزها، در امریکا که مبارزات انتخاباتی جریان دارند، مسئله افغانستان در رسانه های امریکا مسئله روز شده است : اشتباه حکومت بوش در به حال خود رها کردن پاکستان و قشون کشی به عراق ، فساد مقامات پاکستان ، یکی از مراکز بزرگ تولید و تجارت مواد مخدر شدن افغانستان و... فراوان موضوع بحث می شوند .
ایران و امریکا بر سر عراق مذاکره می کنند یا نمی کنند ؟ :
◄ در 18 فوریه ، استراتفورد گزارش - تحلیلی در باره مذاکرات بلاتکلیف ایران و امریکا بر سر عراق انتشار داده است . با این نکات :
در همان حال که استراتژی جدید امریکا در عراق به واشنگتن در مورد گفتگو با تهران کمک رسانده است، رویدادهای اخیر حاکی از آنند که وضعیت امریکا در عراق آسیب پذیر است :
● میزان خشونت کاهش یافته و به سطح قابل اداره رسیده است . این امر به ایران نشان می دهد که امریکا هنوز گزینشهائی دارد و بیرون رفتن قوای امریکا از عراق نه زودهنگام و نه غیر قابل اجتناب است .
● سرانجام نگرفتن گفتگوها بخاطر قتل عماد مقنیه و رویدادهای دیگری گویای آنند که موقعیت امریکا در عراق متزلزل است . با وجود این، 80 هزار عراقی سنی که خوب مسلح شده اند ، سنی هائی که با قوای امریکا می جنگیدند و اینک با گرفتن پول و اسلحه از امریکا و برخوردار شدن حمایت از امریکا با القاعده می جنگند و با قوای مسلح شیعه عراق تعادل برقرار می کنند، موضع امریکا در گفتگوها تقویت می کنند .
● اما حمایت امریکا از این نیروی مسلح و به عضویت دولت و نیروهای مسلح در آوردن آنها این خطر را در بردارد که موجب جنگ مذهبی و قومی شود و شانس هرگونه مشارکت در دولت را از میان ببرد .
● تنشها میان این نیروی مسلح و ارتش امریکا نیز در حال تشدید است . حدود 2000 نفراز داوطلبان سنی انصراف داده اند و رهبران ایلهای عراقی به حمله هوائی امریکا در ماه فوریه که موجب کشته شدن 12 غیر نظامی در جنوب بغداد ، در ایالت بابل شده است ، اعتراض کرده اند . اعضای شورای رهبری این نیروها در شمال بغداد ، در ایالت دیاله ، نیز تهدید کرده اند که به همکاری خود با قوای امریکا پایان می دهند . زیرا افراد مسلح شیعه دوتن را در بعقوبه کشته اند و رئیس شیعه پلیس نه اقدامی کرده است و نه ماجرای جنایت را مورد تعقیب قرار داده است .
● همزمان، در الانبار، شورای نیروهای مسلح که نخستین قبایل عراقی هستند که همکاری با قوای امریکا را در جنگ با القاعده پذیرفته اند ، با طارق الهاشمی ، رهبر حزب اسلامی، بر سر قدرت محلی، در نزاع هستند . او حاضر نیست این نیروها با ادغام در نیروهای مسلح کشور و دستگاه اداری ، قدرت او را محدود کنند . میان گروههای متعدد که این نیروها را تشکیل می دهند نیز، نزاع بر سر قدرت وجود دارد .
● میان شیعه ها نیز وضع بهتر نیست : طرفداران مقتدی صدر در 17 فوریه اعلام کردند توافق خود را که 4 ماه پیش با مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق به رهبری عبدالعزیز حکیم بسته بوذند ، لغو می کنند . با توجه به تنش میان سازمانهای شیعه ، امریکا مطمئن نیست گروه تحت رهبری مقتدی صدر به آتش بسی ادامه دهد که پایان آن ماه فوریه است. ( مقتدی صدر آن را بمدت 6 ماه تمدید کرد ا.ا )
● به دنبال کشته شدن عماد مقنیه ، ایران ممکن است در پی آن شود که بر وخامت وضع در عراق بیفزاید . تهران بسا به واشنگتن گفته است که حاضر نیست حزب الله لبنان را فدای معامله با امریکا بر سر عراق کند و بسا بخواهد نشدن بدهد که می تواند بر شدت خشونت در عراق بیفزاید و بر مشکلات حکومت امریکا در این سال انتخابات ریاست جمهوری بیفزاید .
● در بهار، امریکا نیز با مشکلات گوناگونی روبرو است : ترکها آماده عملیات نظامی گسترده بر ضد کردها در کردستان عراق می شود و امریکا با ترکیه در حال مذاکره است تا به ترکها حالی کند حد و مرز این عملیات چه می تواند باشد . بر فرض که امریکا موفق شود و ترکها را در عملیات نظامی به حدود مورد نظر خود محدود کند، این عملیات اثر خود را بر گفتگو با ایران و موقعیت امریکا در عراق خواهند داشت .
● زمان بسود امریکا پیش نمی رود . از این رو، امریکا می باید روند گفتگوها را به نتیجه برساند.
به شرط نتیجه بخش شدن گفتگوهای ایران و امریکا، ایران و عراق برای بهره برداری از منابع نفت موجود در اراضی همجوار همکاری می کنند :
◄ در 19 فوریه، وزیر نفت عراق گفته است : ایران و عراق تصمیم دارند کمیسیون مشترکی را توسعه بهره برداری از منابع نفت واقع در مناطق هم مرز دو کشور، تشکیل دهند . بیشتر منابع نفت دو کشور در این مناطق قرار دارند و بر سر بهره برداری از آنها میان دو کشور رقابت و کشماکش بوده است .
از منافع بزرگ ایران، بعد از امنیت ملی ، ثروت نفت است . چه عراق یک کشور بماند و خواه به سه قسمت تقسیم شود، ایران در این مناطق منافع مهم دارد . وضعیت جغرافیائی این منافع را بیشتر نیز می کند . بهره برداری از منابع نفتی مناطق مرزی کاری بس مشکل است . زیرا منابع نفتی مشخص نیستند . با بهره برداری از یک منطقه مرزی واقع در یکی از دو کشور، بسا سبب جریان نفت از منبع واقع در کشور دیگر به این کشور می شود .
در واقع، یکی از دلایل حمله نظامی رﮊیم صدام به کویت، در اوت 1990، این بود که کویت ذخایر نفت منطقه رمیله عراق را می مکید و می برد . از این رو، تهران و بغداد بر این شده اند که منابع نفت واقع در زمینهای مرزی را باتفاق استخراج کنند .
با وجود این، دو احتمال ممکن است روی دهند : شیعه جنوب عراق ، همانند کردها، حکومت خود مختار تشکیل دهد و خود را صاحب منابع نفت بخواند و یا تصدی بهره برداری از منابع نفت در قلمرو دولت مرکزی بماند . در این فرض، نخست می باید شورشها پایان پذیرند و دولت مرکزی بر امور مسلط شود . اگر چنین شود ، هم دولت عراق و امریکا نیاز به همکاری ایران دارند . از جمله ، بر سر بهره برداری از منابع نفتی واقع در زمینهای مرزی.
در طرف عراق ، 5 منطقه مرزی دارای منابع نفتی عمده، عبارتند از بزرگان و النور و حلفیه و مجنون و نهر عمر . این منابع در مجموع حدود 150 هزار بشکه در روز، می توانند نفت تولید کنند .
منطقه ای که از نظر هر دو کشور صاحب اهمیت است، منطقه مجنون است . تولید عراق روزانه 50 هزار بشکه است . اما منبع نفتی منطقه 20 میلیارد بشکه نفت دارد . بغداد بر این نظر است که در صورت سرمایه گذاری لازم، روزانه می توان 600 هزار بشکه نفت تولید کرد .
توافق ایران و عراق بر سر بهره برداری از این مناطق، بستگی به نتایج گفتگوهای امریکا و ایران دارد . امریکا نمی خواهد عراق متلاشی شود . زیرا اگر عراق متلاشی شود، منطقه جنوب آن زیر کنترل ایران قرار می گیرد . ایرانیها نیاز موافق متلاشی شدن عراق نیستند . زیرا سبب ایجاد دولت سنی در مرکز عراق می شود که سالها ایران را تهدید می کرد .
با وجود این، متلاشی شدن عراق برای امریکا زیانمند تر است . زیرا قدرت نظامی ایران را در مرزهای عربستان مستقر می کند . از این رو ، با نبود قانون نفت ( هنوز قانونی که امریکا می خواهد دولت عراق را به تصویب آن مجبور کند، تصویب نشده است . ا.ا ) ، ایران با شیعه جنوب را به فکر بهره برداری مستقل از نفت انداختن ، ترس از تجزیه عراق و پی آمدهای آن را به امریکا القاء می کند . در 2 مارس، قرار است احمدی نژاد از بغداد دیدن کند و میان دو دولت گفتگوهای مستقیم انجام شوند . هرگاه شیعه عراق بر نفت جنوب این کشور دست تصرف بنهد، محلی برای گفتگو بر سر منابع نفت مناطق مرزی نمی ماند. اگر نه، مسئولان دو کشور در این باره نیز گفتگو خواهند کرد .
آذربائیجان میان ایران و امریکا و اهمیتی که نفت به موقعیت آذربائیجان می دهد:
◄ لوس آنجلس تایمز ( 10 فوریه 2008 ) مقاله ای را به قلم کیم مورفی انتشار داده است دارای این نکات :
● بر رود ارس پلی است و این پل معبر ارتباط میان ایران با آذربائیجان است . همه روز، مردم محلی در رفت و آمدند . هروئین قاچاق می شود. البسه ارزان قیمت و عطر و... گاه کتابها و سی دی ها در باره دین و شیعه را به آذربائیجان می برند . مأموران مرزی می گویند کتابها و سی دی ها را ضبط می کنیم و اجناس مجاز را اجازه می دهیم به داخل آذربائیجان بیاورند .
با آنکه منطقه خاورمیانه بیشترین توجه رسانه های گروهی را به خود جلب کرده است، اما بلحاظ ﮊئوپلیتیک ، دریای خزر و منابع نفتی کشورهای ساحلی آن، هم از نظر انرژی و هم بلحاظ پول و هم بخاطر سلطه سیاسی ، یکی از حیاتی ترین مناطق جهان هستند .
● آذربائیجان میان 7 تا 13 میلیارد بشکه ذخیره نفتی دارد . و لوله نفتی برای انتقال نفت این کشور و دریای مازندران به غرب، در حال ساخته شدن است که از خاک روسیه عبور نمی کند . کشورهای دیگر آسیای میانه، غیر از نفت و گاز، از لحاظ آمد و شد هواپیماهای امریکائی به افغانستان ، نیز، مورد توجه هستند .
● در سال پیش ، در این کشور شیعه، بنیادگراها بر ضد نزدیکی دولت آذربائیجان با امریکا ، برخاستند . البته بخشی از آن ناشی از جنبش چچنی های و داغستانی های هوادار جدائی از روسیه بود . اما محرک عمده رﮊیم ایران بود . بسیاری از تحلیل گران بر این نظر هستند که آن جنبش اخطاری به دولت آذربائیجان بود که نباید با امریکا همکاری کند .
رحیم مصیب اوف، تحلیل گر سیاسی اهل باکو می گوید : " امروز ، آذربائیجان اروپا را برگزیده است و ایران شرق را . بنظر می رسد که دولت ایران آذربائیجان مستقل را برای وجود جمهوری ایران خطرناک می داند . "
● اسوانت کرنل ، مدیر مؤسسه آسیای میانه و قفقاز در دانشگاه جونس هوبکینس می گوید : " فعالتیهای ویرانگر ایران در آذربائیجان " با ترس ایران از این که آذربائیجان پایگاه حمله نظامی امریکا به ایران شود، تلاقی می کند . ایرانیها به آذربائیجانی ها می گویند : اینها خسارتهائی هستند که ما می توانیم به شما وارد کنیم .
مقامات آذربائیجان مرتب می گویند اجازه نخواهیم داد امریکا از خاک این کشور برای حمله به ایران استفاده کند . اما آذربائیجان معبر قوای ناتو به افغانستان، همسایه شرقی ایران است و حضور نظامی امریکا در این کشور را نمی توان ندید .
این امر که آذربائیجان کشوری است که نیروهای عملیات سریع امریکا از آن استفاده می کنند، سری است که افشا شده است .
● در مصاحبه با روحانیان مسلمان و سیاستمداران مخالف دولت و تحلیل گران سیاسی ، بسیاری از آنها بر این نظر هستند که دولت باکو در باره خطر مسلمانان افراطی اغراق می کند تا که امریکا را متقاعد کند که چاره ای جز استبداد ندارد . چرا که امریکا الهام علی اوف را بخاطر تجاوزهایش به حقوق انسان و رعایت نکردن دموکراسی مورد انتقاد قرار می دهد .
● وزارت امنیت آذربائیجان می گوید : عوامل ایران در کار هستند تا که از پیوستن ما به اروپا جلوگیری کنند . آنها بر ضد امریکا و اسرائیل عمل می کنند و می خواهند دولتی دینی را بر سر کار آورند . عوامل سپاه پاسداران از مناطق نفتی آذربائیجان که از باکو تا دریای مازندران گسترده است و نیز از لوله نفتی که از این دریا، از راه تفلیس به سیهان در دریای مدیترانه، می رسد، عکس برداری می کنند . بدیهی است منفجر کردن این خط لوله ضربه مهمی است که به امریکا و اروپا وارد می شود .
ایران مداخله خود در امور داخلی آذربائیجان را قویا رد می کند .
● مسئله نفت : در ماههای اخیر، امریکا حواس خود را جمع بنای تأسیسات برای دسترسی به منابع نفت و گاز دریای مازندران کرده است . تا مگر به انحصار صدور گاز به اروپا که روسیه از آن برخوردار است، پایان بدهد . عمده توجه به اینست که گاز ترکمنستان و در صورت امکان قزاقستان به اروپای مرکزی برده شود . اما روسیه نیز نقشه خود را دارد و به مقابله برخاسته است .
از آنجا که لوله گازی که ساخته می شود و غرب خواستار آنست از آذربائیجان می گذرد ، باکو، از لحاظ دیپلماسی امریکا، اهمیت درجه اول پیدا می کند . و رهبران آذربائیجان می گویند : آینده این کشور در گرو توسعه نقشش ، بعنوان معبر میان شرق و غرب است .
معاون وزارت خارجه آذربائیجان می گوید : وقتی شما معبر و عامل ارتباط شرق و غرب شدید، یک چیزهائی تغییر می کنند . آذربائیجان از محل ترانزیت نفت و گاز نیز درآمد پیدا می کند . افزون بر این، از راه خط آهن ، پل ارتباط میان آسیا و اروپا می شود .
انقلاب اسلامی : رﮊیمی خودکامه که اسلام را پوشش جنایت و خیانت و فساد کرده است، در همه جا، فرصتهای بزرگ بسود ایران را به وضعیتی ضد حقوق ملی ایران بدل می کند . زمانی در باکو افزون بر نیم میلیون نفر اجتماع کردند و خواستار پیوستن به ایران شدند. رﮊیم جانب سیاست روسیه را گرفت و کار را به این جا رسانده است که دولت فاسد و استبدادی ، " خطر مذهبی های افراطی " را دست آویز جولانگاه امریکا کردن آذربائیجان و تسلطش بر منابع نفت و گاز کرده است .
رﮊیمی از این نوع، چگونه بتواند به انتخابات آزاد تن بدهد؟ حتی چگونه بتواند رقابت در رأس به کنار، به رقابت در سطح مجلس تن بدهد ؟ نیازش به یک دست سازی حیاتی است :