قطعنامه سوم شورای امنیت و شرکتها و اشخاصی که ممنوع المعامله شدند و ممنوع السفر شده اند:
* قطعنامه سوم شورای امنیت که خبرگزاریهای رژیم اسامی شرکتها و اشخاص ممنوع المعامله را سانسور کردند :
انقلاب اسلامی : قطعنامه مقدمه ای داردکه از نقل آن صرف نظر شد. مواد قطعنامه را از ایسنا نقل می کنیم:
شوراي امنيت از خطرات اشاعه برنامه هسته يي ايران مطرح مي کند و در اين چارچوب از شکست مداوم ايران در برآوردن مطالبات شوراي حکام و پايبندي به مفاد قطعنامه هاي 1696، 1737 و 1747 شوراي امنيت نگران است و به ضرورت مسووليت ابتدايي اش تحت منشور سازمان ملل براي حفظ صلح و امنيت بين المللي واقف است و براساس بند 41 فصل VII منشور سازمان ملل اقدام مي کند و شوراي امنيت بر اين اساس؛
1- بار ديگر تاکيد مي کند که ايران بايد بدون تاخير بيشتر گام هاي مورد درخواست شوراي حکام آژانس در قطعنامه 2006//14 GOV را که براي اعتمادسازي نسبت به ماهيت منحصراً صلح آميز برنامه هسته يي اش و حل مسائل مهم باقيمانده ضروري است، بردارد و در اين چارچوب بر تصميمش مبني بر اينکه ايران بايد بدون تاخير گام هاي مورد درخواست پاراگراف 2 قطعنامه 1737 را بردارد، تاکيد مي کند و تاکيد مي کند که آژانس تاييد اينکه ايران اصلاحيه کد 1. 3 را به کار خواهد برد خواستار شده است.
2- از توافق ميان ايران و آژانس براي حل همه مسائل باقيمانده مربوط به برنامه هسته يي ايران و پيشرفت حاصله در اين خصوص آن طور که در گزارش 22 فوريه 2008 ( /Gov 4/2008) مطرح شده، استقبال مي کند، آژانس را به تداوم کارش براي روشن ساختن همه مسائل مهم باقيمانده ترغيب مي کند، تاکيد مي کند اين امر به ايجاد دوباره اعتماد بين المللي نسبت به ماهيت منحصراً صلح آميز برنامه هسته يي ايران کمک مي کند، و از آژانس در تقويت پادمان هايش در خصوص فعاليت هاي هسته يي ايران مطابق با توافقنامه پادمان ميان ايران و آژانس حمايت مي کند.
3- از همه کشورها مي خواهد در خصوص ورود يا عبور افرادي که در فعاليت هاي هسته يي حساس اشاعه يا توسعه سيستم هاي پرتابي سلاح هسته يي ايران دست اندرکار بوده و مستقيماً همکاري کرده اند يا از آن حمايت کرده اند، هوشياري و محدوديت به خرج بدهند، و در اين رابطه تصميم مي گيرد که همه کشورها بايد به کميته ايجاد شده در پي پاراگراف 18 قطعنامه 1736 درباره ورود يا عبور اشخاص معرفي شده در زمينه قطعنامه 1737 ضميمه I قطعنامه 1747 يا ضميمه I همين قطعنامه و نيز اشخاص بيشتر معرفي شده به وسيله شوراي امنيت يا کميته به عنوان افرادي که در فعاليت هاي هسته يي حساس اشاعه در ايران يا توسعه سيستم هاي پرتابي سلاح هسته يي از جمله از طريق مشارکت در تهيه اقلام، کالاها، تجهيزات، مواد و فناوري ممنوعه مشخص شده در پاراگراف سه و چهار قطعنامه 1737 و تحت تدابير آن، دست اندرکار بوده، کمک مستقيم کرده اند يا از آن حمايت کرده اند، به قلمروشان يا از طريق آن اطلاع دهند، به استثناي جايي که چنين ورود يا عبوري براي فعاليت هايي باشد که مستقيماً به اقلامي مربوط شوند که در زيرپاراگراف هاي 3(b)(i) و (ii) قطعنامه 1737 مربوط باشد.
4- تاکيد مي کند که هيچ چيز در پاراگراف سه بالا مستلزم آن نيست که يک کشور از ورود اتباع خود به قلمرواش خودداري کند و همه کشورها بايد در اجراي پاراگراف بالا ملاحظات بشردوستانه را از جمله الزامات مذهبي و نيز لزوم برآوردن اهداف اين قطعنامه، قطعنامه 1737 و قطعنامه 1747 از جمله بند XV اساسنامه آژانس را در نظر داشته باشند.
5- تصميم مي گيرد که همه کشورها بايد اقدامات لازم را اتخاذ کنند تا از ورود يا عبور افراد معرفي شده در پيوست II اين قطعنامه و نيز اشخاص بيشتري که شوراي امنيت يا کميته معرفي کرده اند، جلوگيري کنند، منظور افرادي است که در فعاليت هاي هسته يي حساس اشاعه در ايران يا توسعه سيستم هاي پرتابي سلاح هسته يي از جمله از طريق مشارکت در تهيه اقلام، کالاها، تجهيزات، مواد و فناوري ممنوعه مشخص شده در پاراگراف سه و چهار قطعنامه 1737 و تحت تدابير آن، دست اندرکار بوده، کمک مستقيم کرده اند يا از آن حمايت کرده اند، به استثناي جايي که چنين ورود يا عبوري براي فعاليت هايي باشد که مستقيماً به اقلامي مربوط شوند که در زيرپاراگراف هاي 3(b)(i) و (ii) قطعنامه 1737 مربوط باشد و مشروط بر اينکه هيچ چيزي در اين پاراگراف يک کشور را به جلوگيري از ورود اتباعش به قلمرواش ملزم نسازد.
6- تصميم مي گيرد که اقدامات تحميلي پاراگراف 5 بالا نبايد در جايي به کار برود که کميته بر مبناي مورد به مورد تشخيص مي دهد چنين سفري به دلايل نياز بشردوستانه از جمله الزامات مذهبي توجيه پذير است يا در جايي که کميته نتيجه مي گيرد که برعکس يک استثنا اهداف قطعنامه فعلي را به پيش مي برد.
7- تصميم مي گيرد که تدابير مشخص شده در پاراگراف هاي 12 ، 13 ، 14 و 15 قطعنامه 1736 بايد همچنين براي اشخاص و شرکت هايي که در ضميمه هاي يک و دو اين قطعنامه برشمرده مي شوند و هر شخص يا شرکتي که به نفع آنها يا به دستورشان کار کند و شرکت هايي که تحت مالکيت يا کنترل آنها باشد و اشخاص و شرکت هاي مشخص شده به وسيله شورا يا کميته که به اشخاص و شرکت هاي معرفي شده در فرار از تحريم ها يا نقض شروط اين قطعنامه 1737 و قطعنامه 1747 کمک مي کنند، به کار رود.
8- تصميم مي گيرد که همه کشورها بايد تدابير ضرور را انجام دهند تا از تامين، فروش يا انتقال مستقيم يا غيرمستقيم آنچه در پي مي آيد، از طريق قلمروشان يا به وسيله اتباع شان يا با استفاده از قايق ها يا هواپيماهاي پرچمدارشان يا براي استفاده در ايران يا به نفع ايران، چه منشاء آن در قلمروشان باشد و چه نباشد، جلوگيري شود؛
(a) همه اقلام، مواد، تجهيزات، کالاها و فناوري مطرح شده در بخش دوم INFCIRC / 254 . /Rev.7 از سند S 814/2006، به استثناي تامين، فروش يا انتقال اقلام، مواد، تجهيزات، کالاها و فناوري مشخص شده در بخش هاي يک و دو ضميمه آن سند و بخش هاي سه و شش، همان طور که پيشتر به کميته اطلاع داده شده و مطابق با مطالبات پاراگراف 5 قطعنامه 1737، فقط زماني که براي استفاده در رآکتورهاي آب سبک باشد و در جايي که تامين، فروش يا انتقال براي همکاري فني ارائه شده به ايران به وسيله آژانس يا تحت حمايت آن همان طور که در پاراگراف 16 قطعنامه 1734 فراهم شده است ضروري باشد.
(b) همه مواد، تجهيزات، کالاها و فناوري تعيين شده در A.3.19 مقوله II سند S / 815/2006.
9- از همه کشورها مي خواهد نسبت به وارد شدن به تعهدات جديد براي ارائه حمايت مالي دولتي در خصوص تجارت با ايران از جمله اعطاي اعتبار صادرات، ضمانت ها يا بيمه، به اتباع يا شرکت هايشان که در چنين تجارت هايي شرکت دارند، هوشياري به خرج دهند تا از چنين حمايت مالي جلوگيري شود که به اشاعه فعاليت هاي هسته يي حساس يا توسعه سيستم هاي پرتابي تسليحات هسته يي همان طور که در قطعنامه 1737 اشاره شده، منجر مي شود.
10- از همه کشورها مي خواهد نسبت به فعاليت هاي موسسات مالي در قلمروشان با تمامي بانک هايي که اقامتگاه شان در ايران است به ويژه بانک ملي و بانک صادرات و شعبات آنها و موسسات تابعه آنها در خارج در راستاي جلوگيري از چنين فعاليت هايي که به اشاعه فعاليت هاي حساس هسته يي يا توسعه سيستم هاي پرتابي سلاح هسته يي منجر مي شود، آن طور که در قطعنامه 1737 اشاره شده، هوشياري به خرج دهند.
11- از همه کشورها مي خواهد مطابق با اختيارات حقوقي ملي و قانونگذاري شان و مطابق با حقوق بين الملل به ويژه حقوق درياها و توافقات هواپيمايي غيرنظامي بين المللي از محموله هاي هواپيماها يا قايق هاي تحت مالکيت يا فعاليت Iran Air Cargo و خطوط کشتيراني جمهوري اسلامي ايران که به ايران مي رود يا از ايران خارج مي شود، در فرودگاه ها و بنادرشان بازرسي کنند؛ مشروط بر اينکه دلايل منطقي وجود داشته باشد که باور شود آن هواپيما يا کشتي اقلام ممنوعه تحت اين قطعنامه يا قطعنامه 1737 يا 1747 را منتقل مي کند.
12- از همه کشورها مي خواهد در مواردي که بازرسي اشاره شده در پاراگراف بالا انجام مي گيرد، ظرف پنج روز کاري گزارشي کتبي را در خصوص بازرسي که شامل توضيح دلايل بازرسي، اطلاعات مربوط به زمان، مکان، شرايط، نتايج و ديگر جزئيات مربوط به آن باشد به شوراي امنيت ارائه کنند.
13- از همه کشورها مي خواهد ظرف 60 روز از تصويب اين قطعنامه درباره گام هايي که آنها با نظر به اجراي موثر پاراگراف هاي 3 ، 5 ، 7 ، 8 ، 9 ، 10 و 11 بالا برداشته اند به کميته گزارش دهند.
14- تصميم مي گيرد که دستور کار اين کميته همان طور که در پاراگراف 18 قطعنامه 1737 مشخص شده بايد همچنين اقدامات تحميلي قطعنامه 1747 و اين قطعنامه را شامل شود.
15- بر تمايل چين، فرانسه، آلمان، فدراسيون روسيه، بريتانياي کبير و ايالات متحده براي افزايش تلاش هاي ديپلماتيک در جهت ارتقاي ازسرگيري مذاکرات و مشاورات برمبناي پيشنهادشان به ايران به منظور رسيدن به يک راه حل جامع، بلندمدت و مناسب اين مساله تاکيد مي کند که توسعه گسترده روابط و همکاري عميق تر با ايران مبتني بر احترام دوجانبه و ايجاد اعتماد بين المللي نسبت به ماهيت منحصراً صلح آميز برنامه هسته يي ايران و در کنار ديگر مسائل، از سرگيري آغاز گفت وگوي مستقيم و مذاکره با ايران را مادامي اجازه مي دهد که ايران همه فعاليت هاي مربوط به غني سازي و بازفرآوري از جمله تحقيق و توسعه را آن طور که آژانس راستي آزمايي کرده، تعليق کند.
16- نماينده عالي اتحاديه اروپا در امور سياست خارجي و امنيتي را به تداوم ارتباط با ايران در حمايت از تلاش هاي سياسي و ديپلماتيک براي يافتن راه حلي از طريق مذاکره از جمله پيشنهادات مربوطه از جانب چين، فرانسه، آلمان، فدراسيون روسيه، بريتانياي کبير و ايالات متحده با نظر به ايجاد شرايط ضروري ازسرگيري گفت وگوها ترغيب مي کند.
17- بر اهميت اتخاذ تدابير ضروري از جانب همه کشورها از جمله ايران براي اطمينان از اين امر تاکيد مي کند که هيچ ادعاي خسارتي نبايد به درخواست دولت ايران يا هر شخص و شرکتي در ايران يا اشخاص و شرکت هاي نامبرده شده در پي قطعنامه 1737 و قطعنامه هاي مربوطه، يا هر شخصي که از طريق يا به نفع اين چنين شخص و شرکتي ادعاي خسارتي داشته باشد، در رابطه با هر قرارداد يا تبادل ديگري که انجام آن به دليل اقدامات تحميلي قطعنامه فعلي، قطعنامه 1737 و 1747 منع شده، مطرح شود.
18- ظرف 60 روز گزارش ديگري را از مديرکل آژانس درباره اينکه آيا ايران تعليق کامل و پايدار همه فعاليت هاي ذکر شده در قطعنامه 1737 را اجرا کرده است يا خير و نيز روند پايبندي ايران به همه گام هاي مورد درخواست شوراي حکام و ديگر شروط قطعنامه 1737 ، 1747 و اين قطعنامه به شوراي حکام آژانس و به موازات آن براي ملاحظه به شوراي امنيت مي خواهد.
19- دوباره تاکيد مي کند که بايد اقدامات ايران را در راستاي گزارشي که در پاراگراف بالا به آن اشاره شد بازنگري کند و؛
(a) (شوراي امنيت) اجراي اين اقدامات را در صورتي و براي مدتي که ايران تمامي فعاليت هاي مربوط به غني سازي و بازفرآوري از جمله تحقيق و توسعه را آن طور که مورد تاييد آژانس قرار گيرد، تعليق کند، به حالت تعليق درمي آورد تا مذاکرات با حسن نيت در راستاي رسيدن به نتيجه قابل پذيرش سريع و دوجانبه را اجازه دهد.
(b) شورا بايد به اقدامات مشخص شده در پاراگراف هاي 3 ، 4 ، 5 ، 6 ، 7 و 12 قطعنامه 1737 و نيز پاراگراف هاي 2 ، 4 ، 5 ، 6 و 7 قطعنامه 1747 و پاراگراف هاي 3 ، 5، 7 ، 8 ، 9 ، 10 و 11 بالا در صورتي پايان دهد که تشخيص دهد ايران به طور کامل به الزاماتش تحت قطعنامه هاي مربوطه شوراي امنيت پايبند بوده و مطالبات شوراي حکام آژانس آن طور که مورد تاييد شورا قرار گيرد را برآورده کرده است.
(c) در صورتي که اين گزارش نشان دهد ايران به قطعنامه 1696 ، 1737 و 1747 و اين قطعنامه پايبند نبوده، شورا بايد اقدامات مناسب بيشتري را تحت بند 41 فصل VII منشور سازمان ملل تصويب کند تا ايران را به پايبندي به اين قطعنامه ها و مطالبات آژانس ترغيب کنند و تاکيد مي کند که تصميمات بيشتر در صورتي که چنين تدابير بيشتري لازم باشد، لازم خواهد بود.
20- تصميم مي گيرد همچنان اين موضوع را دنبال کند.
به گزارش ايسنا، در پيوست هاي اين قطعنامه به اسامي 18 فرد و 12 شرکت به عنوان افراد و شرکت هايي که تحت تحريم قرار گرفته اند اشاره شده است.
* اسامی شرکتها ممنوع المعامله و اشخاصی که ممنوع المعامله و سفر شده اند :
◄ اشخاص :
1 – امیر مؤید علائی ( در کار مونتاژ و مهندسی سانتریفوژها است)
2 - محمود فدائی آشیانی ( در کار تولید آمونیوم اورانیل کربنات و ساماندهی تأسیسات نطنز است )
3 – عباس رضائی آشتیانی ( مقام ارشد در بهره برداری از معدن اورانیوم )
4 – هاله بختیار ( درکار تولید منیزیوم با درجه ترکم 9/99 درصد است )
5 – مرتضی بهزاد ( ذیمدخل در ساختن قطعات سانتریفوژ ها )
6 - دکتر محمد اسلامی ( رئیس صنایع نظامی و مؤسسه تحقیقات )
7 – سید حسین حسینی ( در کارخانه آب سنگین عراق کار و تحقیق می کند . )
8 – جواد کریمی ثابت ( رئیس شرکت نوین )
9 – حمید رضا مهاجرانی ( ذیمدخل در ساماندهی تولید در تأسیسات اتمی اصفهان )
10 – سرتیپ پاسدار محمد رضا نقدی ( معاون سابق رئیس ستاد نیروهای مسلح در بخش لوجیستیک و تحقیقات صنعتی )
11 – هوشنگ نوبری ( دست اندر کار ساماندهی تأسیسات اتمی نطنز)
12 – عباس رشیدی ( در غنی سازی اورانیوم در نطنز کار می کند )
13 – قاسم سلیمانی ( مدیر عامل شرکت بهره برداری از معادن اورانیوم زغند ) .
◄ شرکتهائی که ممنوع المعامله شده اند :
1 – شرکت برش ابزار کاوه ( قطعات سانتریفوژ ها را تولید می کند )
2 – بازرگانی توانمند ( این شرکت می کوشیده است قطعاتی را بخرد که بنا بر قطعنامه 1737 فروش آنها با ایران ممنوع بوده است ) .
3 – شرکت الکترو سانام ( شرکت پوششی متعلق به AIO که در کار موشکهای دور برد است )
4 – گروه اتحاد فنی ( شرکت پوششی AIO که در کار موشکهای دور برد است ) .
5 - Industrial Factories of Precision Machinery (AIO آن را برای بدست آوردن ابزار مورد نظر بکار می برد )
6 – جابر ابن حیان ( آزمایشگاه AEOI )
7 – Joza Industrial Co ( شرکت پوششی AIO و دست اندرکار موشک دور برد )
8 – شرکت فلزات خراسان ( در کار تولید قطعات سانتریفوژ است )
9 – شرکت ساخت باتری نیرو ( برای صنعت موشک سازی کار می کند ) .
10 – صنایع انرژی پیشگام ( در ساختن تأسیسات اتمی اصفهان شرکت داشته است ).
11 – Safety Equipment Procurement ( شرکت پوششی متعلق به AIO و در کار تولید موشکهای دور برد است ) .
12 – شرکت تماس ( در کار غنی سازی اورانیوم است. این شرکت چهار شرکت فرعی دارد که بکار برای استخراج اورانیوم و مراحل مختلف از استخراج تا آماده غنی سازی اورانیوم هستند )
انقلاب اسلامی : سانسور اسامی شرکتها و اشخاص ، تنها سانسور نیست . شورایعالی امنیت ملی به روزنامه ها دستور داده است اولا سانسور کنند و ثانیا شکست را پیروزی جلوه دهند :
* شورایعالی امنیت ملی به رسانه های گروهی دستور می دهد خبرهای مربوط به فشارها بخاطر برنامه اتمی را سانسور و شکست را پیروزی تبلیغ کنند :
◄ بی بی سی ( 5 مارس به نقل از وبسایت روز ) شورای عالی امنیت ملی ایران اخیرا ابلاغیه ای محرمانه را در اختیار رسانه های این کشور قرار داده است که آشکارا به آنها توصیه می کند در مورد مسائل مختلف از جمله پرونده اتمی ایران باید چه مواضعی را اتخاذ کنند.ابلاغیه اواسط بهمن ماه توسط کمیته سیاستگذاری رسانه ای دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی ایران تنظیم شد، اما توسط معاونت امور مطبوعاتی و تبلیغاتی وزارت ارشاد در اختیار رسانه ها قرار گرفت.
این ابلاغیه که در چند بند تنظیم شده مسائل مختلف از جمله مساله پرونده هسته ای ایران، مذاکرات ایران و آمریکا درباره امنیت عراق و انتخابات را در بر می گیرد.
ابلاغیه محرمانه دولت ملغمه ای است از دیدگاه های حکومت جمهوری اسلامی در مورد مسائل خارجی و داخلی و نظراتی که از مطبوعات می خواهد آنها را مستقلا (بدون اشاره به اینکه دستور دولتی است) منعکس کنند.
بندهایی از این نامه علنا خواستار موضع گیری رسانه ها به نفع سیاست های دولت از جمله لزوم "بزرگ نمایی اختلاف برخی از کشورهای اروپایی با سیاست آمریکا درباره برنامه هسته ای ایران" می شود.
*کشورهای غربی می خواستند در شورای حکام نیز قطعنامه ای بر ضد ایران به تصویب رسانند اما بعلت مخالفت روسیه و چین و کشورهای غیر متعهد از آن چشم پوشیدند :
◄ مخالفان تصویب قطعنامه در شورای حکام را – که در 3 مارس 2008 در مقر آژانس بین المللی انرژی اتمی در وین تشکیل شد - ، روزی بعد از صدور قطعنامه توسط شورای امنیت کاری بیهوده ارزیابی کردند .
قطعنامه از ایران می خواست تمامی فعالیتهای اتمی مشکوک خود را شفاف کند . اما به قول یک دیپلمات آسیائی ، بر شورای حکام نیست که رقیب شورای امنیت در صدور قطعنامه شود .
انگلستان و آلمان و فرانسه قطعنامه را مطرح نکردند زیرا قطعنامه شورای امنیت آنها را راضی می کند . بنظر آنها می باید از خطر انشقاق که ایران می تواند از آن استفاده کند، اجتناب می شد .
* هنوننHeinonen ، معاون البرادعی : برابر مدارک در اختیار، ایران بعد از 2003 نیز در کار تولید کلاهک اتمی بوده است :
◄ لوموند ( 1 مارس 2008 ) سخنان هنونن ، معاون البرادعی را در جلسه غیر علنی سفیران کشورهای عضو آژانس بین المللی انرژی اتمی را انتشار داده است :
● هنونن از سال 2005 بدین سو، اکیپ های تفتیش از تأسیسات اتمی ایران را سرپرستی می کند . گزارش او از گزارش مورخ 22 فوریه البرادعی دورتر می رود . و نیز گزارش سازمانهای اطلاعاتی امریکا را نقض می کند . زیرا می گوید : ایران بعد از سال 2003 نیز همچنان بکار ساختن کلاهک اتمی مشغول بوده است .
● سلطانیه، نماینده رژیم در آژانس، از گزارش هنونن سخت عصبانی می شود و آن را دروغ و دست ساخت امریکا می خواند .قصد امریکا خرابکاری در همکاری ایران با آژانس انرژی اتمی است .
● هنونن تصویر یک سیستم چاشنی انفجار از راه دور که مخصوص انفجار ماده منفجره در یک چاه 400 متری است، ارائه کرد. مقامات ایران گفته اند این چاشنی و چاه مخصوص آزمون سلاح معمولی است . اما هنونن می گوید : بنا بر اطلاعاتی که در اختیار دارم، تنها کاربردشان آزمایش بمب اتمی است . افزون بر این ، از مدارکی پرده برداشت ( طرحها و عکس ها و فیلم ها ) که تا این زمان، آژانس آنها را به مقامات ایران ارائه نکرده بود . این مدارک راجعند به ساختن کلاهک اتمی . یکی از آنها گزارش است که یک اکیپ ایرانی در باره میزان پیشرفت در ساخت موشکی که می تواند از جو زمین خارج شود و بازگردد ( طرح پ 111 ) . این گزارش در باره مراحل مختلف طرح ، از تاریخ 9 ژوئیه 2003 تا 14 ژانویه 2004 است. مستند سازمانهای اطلاعات امریکا این گزارش بوده است .
گزارش با این جمله آغاز می شود : سرنوشت کسی تغییر نمی شود مگر این که او خود آن را تغییر دهد . گزارش جزء به جزء توانائی موشک را برای حمل کلاهک تشریح می کند . هنونن توضیح داد که موشک می تواند در ارتفاع 600 متری کلاهک خود را منفجر کند . او تأکید کرد که انفجار سلاح اتمی در این ارتفاع ، ممکن است . انفجار سلاحهای شیمیائی و میکروبی میسر نیستند . او یک فیلم را پخش کرد که از زاویه های مختلف ، کلاهک موشک را نشان می داد . و نیز ، مونتاژ و تدارکات برای آزمایش در آزمایشگاه را ارائه می کرد .
● او گفت آژانس از سه منبع مدارک را بدست آورده است : دوایر سری چندین کشور و اطلاعاتی که آژانس خود به دست آورده است و مدارکی که از شبکه ای تحصیل شده اند که ایران برای خرید تکنولوژی و تجهیزات به آنها مراجعه کرده است .
پس از پایان جلسه، سیمون اسمیت سفیر انگلستان در آژانس ، گفت : از این امر سخت در شگفت شده است که بنا بر مدارک، ایران بعد از 2003 نیز به ساختن سلاح هسته ای مشغول بوده است . و سلطانیه آژانس را متهم کرد که از حوزه صلاحیت و مسئولیت خود بیرون رفته است . او اصالت مدارک را انکار کرد و گفت : هر دانشجوئی می تواند این نوع مدارک را بسازد .
● میان گزارش هنونن و گزارش البرادعی که مبهم تر بود، تفاوت وجود دارد . این امر نشان می دهد که، در آژانس، میان کارشناسانی که جنبه های فنی را موضوع بازرسی خود می کنند و مدیر کل که به خود نقش « سیاسی » می دهد، اختلاف وجود دارد . البرادعی سخت با حکومت بوش مخالف است و از زمانی مخالف شده است که این حکومت با دستکاری کردن اطلاعات ، برای حمله به عراق مجوز ساخت .
* فخری زاده و نقش او در پیشبرد در ساخت موشک و کلاهک اتمی :
◄ رویتر ( 2 مارس ) این قسمت از گزارش هنونن را نیز نقل کرده است :
● ایران مانع از آن شد که مفتشان آژانس بتوانند با محسن فخری زاده مصاحبه کنند و یا از محلهائی بازدید کنند که آزمایشها انجام می گیرند .
◄ در باره فخری زاده ، لوموند ( 1 مارس ) به نقل از آژانس بین المللی انرژی اتمی، این اطلاعات را انتشار داده است :
محسن فخری زاده مهندس انرژی هسته ای ، مردی است که هم در وزارت دفاع و هم در لوژیستیک نیروهای نظامی ایران بعنوان مرد کلیدی بشمار می آید .
علیرغم درخواست های مکرر آژانس بین المللی هسته ای ، هنوز ملاقات با این شخص ممکن نشده است و دلیل آن نیز مخالفت دولتمردان ایران بوده است .
مرد شماره دو آژانس بین المللی (اولی هنونن) ، در سخنرانی 25 فوریه خود ، در حضور سفیران آژانس ، به نقش کلیدی و مرکزی این شخص ، اشاره کرده و معتقد است که وی سرپرستی پروژه 111 را بر عهده دارد ، و هدف این پروژه نیز تدارک بدنه ورودی موشک هاست .
نام محسن فخری زاده در سلسله مراتب ترسیمی آژانس ، نامی است که کاربرد های سه گانه زیر را داراست .
1- تبدیل اورانیوم 2- تحقیق و بررسی سیستم های انفجاری 3- تحقیق در مورد کلاهک های هسته ای
وی ژنرال بلند پایه ای در سپاه پاسدارن است ( ارتش ائیدولوژیک ) ، او سرپرستی مرکز تحقیقات فیزیک ( پی- ایچ – ار- سی) ، را نیز بر عهده دارد. شایان ذکر است که این مرکز همواره مورد سوء ظن آژانس بین المللی انرژی اتمی قرار داشته است . بدلیل نقش کاربردی وی در برنامه هسته ای و نیز برنامه موشک های بالستیک ، نام محسن فخری زاده در لیست کسانی قرار گرفته است که بر طبق قطعنامه 1747(مارس – 2005)، مورد مجازات قرار گرفته اند . بدین معنی که ، سفرهای خارجی آنان محدود شده و نیز دارائی های آنان توقیف میباشند .
گزارش از ایران در باره فعالیتهای اتمی رژیم :
◄ یک مرکز اتمی جدید وجود دارد که در رأس آن ، محسن فخری زاده قرار گرفته است . او عضو سپاه است و با وزارت دفاع همکاری دارد . یکی از معاونان او، حسینی تاش که به شورای امنیت ملی منتقل شده است . او از چند سال پیش در سایت لویزان 2 فعالیت داشته است . محسن فخری زاده بخش عمده ای از فعالیتهای اتمی را در این سایت مدیریت می کرده است .
در ماه مه 2003 ، رژیم سایت شیان لویزان را بکلی منهدم کرد. حتی خاک آنجا را هم جا به جا کرد تا اثری از رادیو آکتیویته برجا نماند .
تجهیزات شیان لویزان به لویزان 2 منتقل شد .
کار روی کلاهک اتمی در این سایت انجام می گیرد . تجهیزات را ایران از اوکراین خریداری کرده است . در ریاست جمهوری خاتمی خریداری کرده است .
در سایت لویزان 2 چندین مرکز وجود دارند : مرکز فن آوری پیشرفت نوین که از سالها قبل محسن فخری زاده آن را اداره می کند . مرکز تحقیقات هسته ای و کلاهک اتمی که در یکی از نقاط تهران قرار دارد که توسط تونلهای زیر زمینی به هم مربوط می شوند .
سایت مژده که در منطقه ای در مجاورت واواک است .
● دانشگاه مالک اشتر که برای پیشبرد طرح اتمی در سال 1365 تأسیس شد . کار بر روی فولاد فوق مستحکم و نیز چاشنی بمب اتمی در این دانشگاه انجام می گیرد .
در باره اثر قطعنامه سوم بر برخوردهای درون رژیم ، نخست باید دانست که احمدی نژاد می گفت : قطعنامه سوم صادر نمی شود . مدتی نیز دلخوش بودند که البرادعی گزارشی می دهد که سبب بسته شدن پرونده اتمی ایران می شود . اما پیش از انتشار گزارش البرادعی ، یعنی از زمانی که آژانس پرسشهای جدید در باره موشک و کلاهک اتمی را مطرح کرد، می دانستند که به دنبال گزارش ، قطعنامه سوم صادر می شود . منتهی گزارش البرادعی را پیروزی بزرگ خواندند و احمدی نژاد و خامنه ای به یکدیگر تبریک گفتند . در همان حال ، به اروپائیها و امریکائیها پیغام می دادند اگر قطعنامه تصویب شود ما چنین و چنان خواهیم کرد . خود نیز می دانستند که توپ هاشان توخالی است . حالا که گزارش تصویب شده است، یکبار می گویند ما با غیر از آژانس مذاکره نمی کنیم و احدی نژاد می گوید مذاکره نمی کنیم .
اما صدور این قطعنامه با این که ورشکست سیاست خارجی خامنه ای – احمدی نژاد را مبرهن کرده است، تأثیری در موقعیت احمدی نژاد ندارد . او کسی نیست که عبرت بگیرد و خطای خود را جبران کند . چنانکه در سیاست داخلی نیز روش او در برابر مسائلی که ایجاد می کند و یا قبلا وجود داشته اند و او و حکومتش نمی توانند حل کنند، فرار به جلو است .
به موقعیت او صدمه نمی زند زیرا او خود را مجری سیاست خامنه ای می داند . در مجلس خبرگان ، هاشمی رفسنجانی از او پرسید : کار حکومتش را در سالی که خامنه ای آن را سال « اتحاد و انسجام اسلامی » خوانده است، تشریح کند . او با هاشمی رفسنجانی کلنجار می رود و به او می گوید : من آنطور که خود فهمیده ام عمل کرده ام . اعضای مجلس خبرگان نزد خامنه ای می روند و زمانی که خامنه ای از احمدی نژاد حمایت می کند، هاشمی رفسنجانی چهره در هم می کشد و به خامنه ای زل می زند .
از سوئی به علت تک رویهای احمدی نژاد ، اختلافهای رژیم به بیرون منتقل می شود و از سوی دیگر، مردم دارند متوجه می شوند که بحران اتمی نیز دارد سرنوشت گروگانگیری و جنگ 8 ساله را پیدا می کند . در این وضعیت، رژیم روش فرار به جلو را در پیش گرفته است : انتخابات این دوره نوعی تلاش برای حل تضادهای درونی از راه حذف هرچه بیشتر تمایلهائی است که در صورت سخت تر شدن شرائط، می توانند خامنه ای و گروههای پاسداری را محدود کنند که در حال حاضر صاحب اختیار دولت شده اند .
انقلاب اسلامی : اما صدور قطعنامه سوم برای آن بوده است که در انتخابات قلابی مجلس، میانه روها، عمل گراها، اصول گراهای میانه روتر و اصلاح طلبها بیشتر رأی بیاورند :