پیروزی خیالی ایران در عراق – مذاکره بی انجام – انزوا :
* پیروزی ایران در عراق به یمن تجاوز امریکا به عراق خیالی بیش نیست :
◄ لوموند ( 4 مارس 2008 ) موقعیت ایران و امریکا را در عراق موضوع بررسی قرار داده است . نکات در خور توجه این بررسی بدین قرارند :
● دیدار 48 ساعته احمدی نژاد از عراق ، در 2 و 3 مارس، هرگز روی نمی داد اگر قشون امریکا عراق را تصرف نمی کرد و دیکتاتوری بعثی ها را که لائیک و ضد ایران بودند، بر نمی افکند . ریشخند تاریخ را ببین که ایران نگران از رژیم صدام ، اینک خود مایه نگرانی دولت مردان منطقه شده است . مبارک رئیس جمهوری مصر و ملک عبدالله پادشاه اردن از آن می ترسند که « هلال شیعه » ( کمر بند سبز ) از ایران و عراق و سوریه و لبنان پدید آید و عرصه را بر دولتهای سنی منطقه تنگ کند . روزنامه های عرب سفر علنی و بوق و کرنای احمدی نژاد را با سفرهای پنهانی بوش و بلر و دیگر مقامات امریکائی و انگلیسی مقایسه می کنند .
بوش که جای خود دارد . جز او، از زلمی خلیل زاد ، سفیر امریکا در سازمان ملل متحد تا هانری کیسینجر ، وزیر خارجه اسبق امریکا و کارشناسان تکرار می کنند که خارج شدن زودهنگام قوای امریکا از عراق بمنزله نهادنش بر سینی و تقدیم کردنش به ایران است . اغلب کارشناسان بر این نظر هستند که حمله امریکا به عراق و افغانستان موجب تقویت موقعیت ایران شدند . چرا که دو دشمن رژیم ایران ، یعنی طالبان در افغانستان و رژیم صدام در عراق را از میان برداشت .
روز یک شنبه ( 2 مارس ) ، مطبوعات عرب که طرفدار ایران نیز نیستند نتوانستند به پذیرائی نوری المالکی از احمدی نژاد زهر خند نزنند . زیرا از مالکی از او در همان منطقه سبز پذیرائی کرد که امریکائیها از 2003 بدین سو، آن را به منطقه امن بدل کرده اند . سفارت امریکا دل را به این خوش کرده بود که هیچ سرباز امریکائی در مراسم پذیرائی از احمدی نژاد نبوده است و نقشی نداشته است !
● امریکا و ایران که بخاطر برنامه اتمی ایران و هدفهای توسعه طلبانه ایران در منطقه ، در همه جا با یکدیگر رویارو و گلاویز می شوند ، یک هدف مشترک دارند و آن حمایت از دولتهای لرزان و بی ثبات افغانستان و عراق است . اما در واشنگتن ، گفته می شود که ایران به درجه ای از بی ثباتی نیز در این دو کشور نیاز دارد تا که از سوئی نیاز به کمک ایران داشته باشند و از سوی دیگر، دست قوای امریکا در بند بماند چنانکه امریکا نتواند به ایران حمله کند .
بدیهی است تهران انکار می کند و می گوید : « منافع ما در ثبات عراق است » . احمدی نژاد همین سخن را در بغداد باز گفت . او امریکا را بخاطر متهم کردن ایران به کوشش در بی ثبات کردن عراق ، دست انداخت و گفت : کشوری که 160 هزار نیرو در عراق دارد به دروغ ما را متهم به دخالت در امور عراق می کند . با وجود این، در منطقه بر کسی پوشیده نیست که ایران هیچگونه سودی در تقویت دولتهائی که متحد شیطان بزرگ هستند، ندارد.
● وعده های انتخاباتی در امریکا هرچه باشند، بازیگران عمده منطقه ، اول از همه، بسیاری از رهبران عراق ، یک لحظه نیز فکر نمی کنند و آرزو نیز نمی کنند که قوای امریکا خاک عراق را تخلیه کنند . ایجابات سیاست داخلی و ابراز علاقه به استقرار « روابط دوستانه » با عراق به کنار، یکی از دلایل سفر احمدی نژاد به عراق، حالا و نه بعد از پایان ریاست جمهوری بوش در اول سال 2009، این باشد که اسباب استقرار دراز مدت قوای امریکا را در عراق تدارک بیند .
بنا بر موضع رسمی ، به قول روبرت گیت، وزیر دفاع امریکا، این دولت در پی آن نیست که در عراق ، پایگاه های نظامی دائمی ایجاد کند . اما توافق نامه « دوستی و همکاری » که در 26 نوامبر 2007 ، میان بوش و المالکی منعقد شده است، شامل یک بعد نظامی است . هم اکنون مذاکراتی میان دو دولت در جریان است برای تعیین وضعیت حقوقی قوای امریکا که در خاک عراق باقی خواهند ماند . در بغداد ، سخن از اینست که بعد از آنکه در پایان 2008، سازمان ملل متحد حاکمیت کامل را به دولت عراق باز سپرد، 50 تا 100 هزار نفر قوای امریکا در خاک عراق باقی خواهند ماند .
● یک مقام عالی رتبه عراق که در جریان گفتگوه ها است به ما ( لوموند ) گفت : کارهای ساختمانی بقصد بزرگ و نو کردن 5 تا 6 پایگاه نظامی که هم اکنون در اختیار قوای امریکا هستند، به این کشور امکان می دهد 100 هزار نیرو در عراق نگاه دارد . به سخن دیگر، بلند پروزایهای ایران در عراق هرچه باشد، و مبادلات بازرگانی و فرهنگی و مذهبی که بر هم افزوده می شوند به کنار، ایران حالا حالا ها ، در عراق ، دست باز پیدا نخواهد کرد .
در عمل، در پیروزی ایران که نتیجه اشتباه های حکومت بوش در منطقه است ، می باید، بجد، تخفیف قائل شد . به قول کاوه افراسیابی واقعیت اینست که این ایران است که در محاصره پایگاههای نظامی امریکا است و این امر ، مایه دغدغه خاطر مداوم سران رژیم است .
* ژنرال اودیرنو : ایران همچنان بکار بی ثبات کردن عراق است :
◄ به گزارش رویتر ( 4 مارس )، ژنرال ری اودیرنو، که تا این روزها، مدت 15 ماه، فرمانده شماره 2 قوای امریکا بود ، در پی دیدار احمدی نژاد از عراق گفته است : ایران همچنان بکار تعلیم و تجهیز افراطی های عراق است . او توضیح داد چرا تعجب نمی کند از این که می بیند احمدی نژاد می تواند بدون اینکه با مشکل امنیتی روبرو شود، در خاک عراق، از این جا به آنجا می رود . زیرا افراد گروههائی که در پی ترور شخصیتها هستند، دست آموز ایران هستند . در طول 12 ماه گذشته، هر شخصیت امریکائی خواسته است از عراق دیدن کند یا نگران حمله موشکی بوده ایم و یا این حمله انجام شده است . بدین خاطر که حمله کنندگان را ایران تعلیم داده و تجهیز کرده است .
و وقتی حکومت عراق جلسه ای تشکیل می دهد ، تحت خطر حمله موشکی قرار می گیرد . چرا؟ زیرا حمله کنندگان را ایران تعلیم داده و تجهیز کرده است . ایران می خواهد عراق یک دولت ضعیف داشته باشد . خبرنگاران از او پرسیدند : آیا ، در دراز مدت، ایران را بزرگ ترین خطر برای ثبات عراق می داند ؟ اودیرنو پاسخ داد : اگر از من می پرسید آیا تهدید ایران بیش از همه نگرانم می کند، پاسخ می دهم : آری . من ایران را تهدیدی برای عراق در دراز مدت می دانم . او گفت : در 2 مارس، در باره ایران، با رئیس جمهوری گفتگو کرده است . و افزود : امریکا مدارک لازم حاکی از تعلیم « گروه های ویژه » شیعه در اختیار دارد .
دریاسالار ویلیام فالون ، فرمانده کل قوای امریکا در خاورمیانه گفته است : امریکا امیدوار است که رهبران عراق احمدی نژاد به ضرورت دست برداشتن از تعلیم و تجهیز افراطی های عراقی، متقاعد کرده اند . او در کمیته نیروهای مسلح سنا گفته است : ما باتفاق فرماندهان قوای خود در عراق می کوشیم به نفوذ ایران در عراق پایان دهیم .
* رژیم اعلام می کند در 6 مارس ، در بغداد، با امریکا بر سر عراق مذاکره می کند و هیأت به بغداد می فرستد و امریکا می گوید : قرار گفتگو گذاشته نشده است !؟ :
◄ در 6 مارس، سخنگوی سفارت امریکا در عراق ، اظهار کرد : قراری برای گفتگو گذاشته نشده است و موضوع های مورد گفتگو نیز معین نگشته اند .
روز 5 مارس ، ایرنا گزارش کرد که هیأت ایرانی برای گفتگو با هیأت امریکا پیرامون عراق وارد بغداد شد . یک مقام حکومت عراق گفت : امریکائیها روز 5 مارس ، دیرگاه، از گفتگو با هیأت ایرانی انصراف دادند . و اعضای هیأت ایران بعد از زیارت عتبات عالیات به ایران باز می گردند . صالح معاون نخست وزیر عراق، در 5 مارس ، گفت : گفتگو در این هفته انجام خواهد شد . اما سخنگوی سفارت امریکا گفت : تاریخ دیگری برای گفتگو معین نشده است .
رضا امیری مقدم که رئیس هیأت بوده ، گفته بود روز پنج شنبه 6 مارس با هیأت امریکائی گفتگو خواهیم کرد . اما چون امریکا حاضر به مذاکره نشد، هیأت ایرانی به کشور خود بازگشت .
◄ استراتفور ( 6 مارس ) گفتگو نکردن را موضوع بررسی قرار داده است :
چهارمین دور گفتگوهای امریکا و ایران بر سر امنیت عراق که بنا بود در 6 مارس انجام بگیرد ، انجام نگرفتنش ابهام آمیز است . بنا بر اطلاع معتبر، بنظر می رسد که امریکا دماغ ایران را سوزانده است . اگر چنین باشد، دلیل آن روشن نیست . ماجرا در ابهام بزرگی قرار گرفته است :
● در 2 و 3 مارس، رئیس جمهوری ایران، محمود احمدی نژاد دیداری تاریخی از عراق بعمل آورد که تنها با موافقت امریکا و تأمین امنیت از سوی امریکا ممکن بود . او از بغداد دیدن کرد اما با وجود این که قرار بود، به کربلا و نجف نرفت . بسا بدین خاطر که امریکا از تضمین امنیت سفر به این شهرها، امتناع ورزید .
● در 5 مارس، خبرگزاری نیمه رسمی ایسنا گزارش کرد که هیأت ایران به ریاست رضا امیر مقدم برای شرکت در چهارمین دورر گفتگو با امریکا ، پیرامون عراق، وارد بغداد شد . گزارش می گفت گفتگوها در سطح کارشناسان در روزهای 6 و 7 مارس انجام خواهند شد . سخنگوی حکومت عراق ، علی الدباغ گفت : تاریخی برای گفتگوها معین نشده است . در همان روز، سخنگوی وزارت خارج امریکا گفت : حکومت امریکا برنامه ای برای گفتگو با ایران ، به تاریخ فردا، ندارد . ترتیبی برای این گفتگو داده نشده است ... بعلت فراهم نبودن تدارکات، انجام این گفتگو در این تاریخ ناممکن است .
● در 6 مارس ، یک مقام حکومت عراق که نخواست نامش برده شود، به روزنامه نگاران گفت : اعضای هیأت ایرانی که در 5 مارس وارد عراق شده اند، پس زیارت عتبات ، به ایران باز خواهند گشت . خبرگزاری رسمی ایران ، ایرنا، زیر عنوان « امریکا از گفتگو در باره امنیت عراق خودداری می کند » گزارش کرد که امریکا مدعی است آماده این گفتگو نیست . در گزارش از قول « تحلیل گران سیاسی » آمده است که دیدار احمدی نژاد از عراق امریکا را گیج کرده است و قادر نیست در باره گفتگو با ایران بر سر عراق تصمیم بگیرد .
دانستنی است که گفتگوهای امریکا با ایران سخت در ملاء عام انجام می گیرند . در همان حال که ایران و عراق ، پشت پرده ، در گفتگوهای مداوم هستند ، گفتگو بر سر امنیت عراق میان امریکا و ایران بسیار علنی است . بنا بر این، اعلان تاریخ گفتگوها با امریکا، بدون این که امریکا با آن موافقت کرده باشد، کاری بغایت غیر معمول است .
بنا بر ظاهر، امریکا دماغ هیأت ایرانی را سوزانده است . رفتار ایرانیها نشان می دهد که انتظار داشته اند دیدار و گفتگو با امریکائیها انجام بگیرد . و چون امریکا گفت نمی داند ایران از کدام دیدار حرف می زند، ایران سعی کرد امریکا را ضعیف و گیج معرفی کند . انجام نگرفتن گفتگو حتی وقتی دو طرف محل و تاریخ آن را معین می کنند، امر نادری نیست . اما در این باره، آنچه مبهم است، دلیلی است که امریکا برای نپذیرفتن گفتگو با ایران می آورد . بسا می خواهد نارضائی خود را از معامله حکومت عراق با احمدی نژاد ابراز کند . بسا قصدش تشدید فشار به ایران از راه ترساندش از وجود نقشه حمله به حزب الله لبنان و اجرای این نقشه بوده است . هیچ نمی توان گفت علت واقعی خودداری امریکا از گفتگو با ایران چه بوده است.
* 3000 میلیارد دلار هزینه جنگ عراق ، جنگی که پایانش نامعلوم است :
◄ بنا بر لوموند ( 28 فوریه 2008 )، بر طبق محاسبه ژوزف ستیگ لیتز (مشاور سابق امور اقتصادی بیل کلینتون) ، برنده جایزه نوبل اقتصاد و همچنین خانم لیندا بیل مس ( استاد دانشگاه هاروارد و متخصص در امور بودجه)،که نظرات خود رادر کتابی با عنوان " قیمت واقعی جنگ چیست " در مارس 2008 بچاپ رسانیده اند، هزینه جنگ 3000 میلیارد دلار بوده است .
بعد از انتشار این کتاب ، کمیسیونی از طرف کنگره ، مسئول تحقیق در این باره شده است ، این کمیسیون از ژوزف ستیگ لیتزدعوت بعمل آورده است تا نظرات خود را در آینده ای نزدیک بیان کند .
او در کتاب خود مینویسد : " بوش درباره مخارج و منفعت های جنگ ، سخت اشتباه کرده است . مخارج جنگ تا به امروز از مخارج 12 سال جنگ ویتنام بیشتر شده است و دو برابر هزینه های جنگ کره گشته است . ایالات متحده ، ماهانه 16 میلیارد دلار هزینه میکند ، این مقدار هزینه ، درست به اندازه هزینه های سازمان ملل متحده است .
وی و خانم بیل مس ، هم صدا میگویند :
«با این مقدار پول میتوانستیم 8 میلیون خانه بسازیم ، 15 میلیون استاد تربیت کنیم ، 530 میلیون بچه را درمان کنیم ، 43 میلیون دانشجو را دارای بورس تحصیلی کنیم ، و نیز بیمه پزشکی آمریکائی ها را بمدت 50 سال تامین کنیم .»
برنده جایزه نوبل میافزاید : ایالات متحده تنها 5 میلیارد دلار صرف توسعه در افریقا میکند ، یعنی 10 روز جنگ در عراق ، تازه از این ترس دارد که نکند چین گوی سبقت را از او برباید .
نویسندگان این کتاب ، از طرف دیگر به اسطوره " جنگ برای اقتصاد نعمت است " حمله ور شده اند و نهایت سعی خود را در شکستن این اسطوره بکار برده اند .
یکی از بهانه های جنگ ، بهانه حفاظت از منابع نفتی است . اما در این 5 سال قیمت نفت از هر بشکه 25 دلار به 100 دلار رسیده است . کسی نیز انتظار ندارد که در انتخابات آتی در امریکا ، مسائل اقتصادی ، جایگزین جنگ شود .
یکی دیگر از آموزهای این کتاب مسئله جنگ و اقتصاد است . بسیاری از افراد گمان میکنند جنگ و اقتصاد دو چیز جدا از هم هستند . در حالی که این دو (جنگ و اقتصاد) ، از یکدگیر جدائی نا پذیر هستند . بخصوص اینکه ضربه هزینه های جنگ نه تنها به اقتصاد امریکا که به اقتصاد جهانی ضربه وارد می آید . دلیل این امر نیز نداشتن ذخیره ارزی امریکاست . پر واضح است که امریکا برای حل مشکل خود مجبور به قرضه خارجی ( از چین و... ) میشود.
کسر بودجه امریکا بحدی است که دیگر نمیتواند ، حتی بانک های خود را نجات بدهد ، بانک هائی مثل سیتی گروپ ، مریل لینچ ، که از افتخارات وال استریت بودند ، مجبور شده اند دست به دامن بانک های آسیائی و یا خاور میانه شوند ، تا از سقوط خود جلوگیری کنند ، حتی به قیمت از دست دادن استقلال خویش . از این پس اینگونه بانک ها زیر پرچم سنگاپور یا کویت قرار می گیرند .
* جمهور افسران ارتش امریکا بر این نظر هستند که افراد نیروهای مسلح آماده جنگ دیگری نیستند :
در دوم مارس مجله فرنی پالیسی و موسسه تحقیقاتیcentre for a new Americain security سنجش افکاری با مراجعه به 3437 ، افسران ارتش امریکا بعمل آورده اند . تمامی آنان از سرگرد به بالا هستند . افسران عالی رتبه بر این باورند که روحیه سربازان خوب است (64 درصد) ، ولی 60 درصد افسران اعتقاد دارند که بدلیل دو جنگ عراق و افغانستان ، ارتش امریکا به مراتب از 5 سال پیش ضعیفتر شده است .
88 درصد این افسران بر این باورند که این دو جنگ باعث اصلی آن بوده است. 80 درصد ارتشیان تخمین میزنند که بخاطر میزان اضطراب فعلی ، بسیار نامعقول خواهد بود که از ارتش امریکا انتظار داشته باشیم در جنگ سومی درگیر شود و در آن نیز پیروز باشد .
در بین تمام نظامیان ایالات متحده (زمینی ، دریائی ، هوائی) ، وضع افراد نیروی زمینی و تفنگداران دریائی که در عراق در خط اول جنگ بوده اند ، از سایر گروهها وخیمتر است .
نیروی زمینی تخمین میزند که برای استقرار سریع در یک سرزمین ، میزان آمادگیش نمره 5 را می گیرد و تفنگداران دریائی نیز همین نمره یا کمی بیشتر را به خود می دهند
.
آمار کشته شدگان ارتش امریکا تا روز انتشار این مقاله 3972 نفر و آمار زخمیان 25000 نفر بوده است .
این سنجش نتایج مهمی را درباره طرز فکر نظامیان امریکا ،در باره سیاست مدارانی که اختیار تصمیم در باره نیروهای مسلح را دارند، به دست می دهد : 66 درصد افسران بر این باورند که اطلاعات سیاستمداران ایالات متحده ، در مورد ارتش یا نادرست است و یا بسیار ضعیف . درجه اعتماد ارتشیان به جورج بوش و وزارت دفاع امریکا به سختی به 5 میرسد (در درجه بندی 1-10) . درباره شکنجه و آزارهای بدنی ، 53 درصد آنها بر این باورند که شکنجه هیچگاه مورد قبول نیست ، و 42 درصد نظر مخالف دارند . ارتشیان بر این باور نیستند که کار آنها، بازسازی عراق باشد ، در مورد شرکت های خصوصی (ارتشی) ، در عراق نیز به دیده شک نگاه میکنند و تنها 4 درصد آنها بر این باورند که گارد امنیتی امریکا وظیفه تامین امنیت شهرها را بر عهده دارند .
* انزوای ایران و سوریه و شیوه نگرش احمدی نژاد در این انزوا – ایران به حزب الله لبنان موشکهای دوربرد تر می دهد؟ :
◄ بنا بر گزارش – تحلیل استراتفور ( 2 مارس )، عربستان سعودی به سیاست تعرضی خود ، بقصد منزوی کردن رژیم سوریه ، شتاب و وسعت بخشیده است :
● در 27 فوریه عربستان سفیر خود را از سوریه فراخوانده است . با توجه به این که قرار بر اجتماع رؤسای دولتهای عرب در سوریه ، در روزهای 27 تا 29 مارس است، اقدام عربستان ، آنهم بخاطر رویه رژیم سوریه در لبنان ، هدفی جز تحریم این اجتماع و به انزوا در آوردن سوریه ندارد . در حال حاضر ، سران مصر و عربستان گفته اند در کنفرانس دمشق شرکت نخواهند کرد . هرگاه دیگر سران عرب نیز حاضر به رفتن به دمشق نشوند، سوریه به انزوا در آمده است .
● جهانگردان کشورهای عربستان و شیخ نشین ها را که به لبنان می رفتند و پول خرج می کردند، از رفتن به این کشور منصرف می کنند . سرمایه هایی که به لبنان نمی روند . این فشار اقتصادی ، هم فشار به سوریه است و هم به حزب الله لبنان .
در حقیقت، سوریه قوای خود را از لبنان برده است اما مستقیم و از طریق حزب الله ، ترور را وسیله مهار لبنان کرده است .
● حکومت لبنان ، به نخست وزیری فئواد سینیورا محکم در برابر سوریه و ایران و خواست حزب الله ایستاده است . از دید عربستان، لبنان میدان زورآزمائی شیعه و سنی است و عربستان جانب سنی را دارد . اما مصر می خواهد واسطه گری کند . معنای عدم حضور در کنفرانس سران عرب در دمشق اینست که کشورهای عرب سلطه سوریه را بر لبنان بر نمی تابند .
● اسرائیل می گوید نقشه حمله به سوریه و حزب الله لبنان آماده اجرا است . دولتهای سنی عرب نیز می گویند : بسط نفوذ ایران در عراق و روابطش با رژیم علوی سوریه و حزب الله لبنان ، کمر بند شیعه را پدید می آورد که در دراز مدت موجب سلطه دولتهائی بر کشورهای منطقه می شود که این کمر بند را بوجود می آورند .
● با این همه ، فشار سوریه از طریق حزب الله افزایش می یابد : رژیم سوریه نمی خواهد بگذارد عربستان و اسرائیل تصمیم گیرنده در باره لبنان و بسا سوریه شوند . از این رو، بر فشار خود بر حکومت سینیورا ، از طریق حزب الله، روز به روز بیشتر می افزاید . حزب الله نیز بنا دارد بعد از کنفرانس سران عرب در دمشق، نقشه خود را برای از پا در آوردن حکومت لبنان به اجرا بگذارد . اما هیچ نه معلوم که اجرای نقشه حزب الله بسود سوریه شود . بسا انزوای سوریه را است که تشدید می کند .
◄ و به دنبال صدور قطعنامه سوم – که احمدی نژاد گفته بود صادر نخواهد شد - احمدی نژاد شکست در انزوا را که واقعیت است، این سان به مجاز و خیال بدل می کند ( در گفتگو با خبرنگاران 16 اسفند 86 ) :
«روشن ترين سند را در اختيار ملت ايران قرار دادند» خاطرنشان ساخت؛ اين قطعنامه هديه و سند رسمي است که نشان مي دهد ملت ايران يک قدرت بزرگ جهاني است و به اندازه همه قدرت ها وزن دارد.
آنها مي خواهند اجازه ندهند قدرت جديدي در جهان متجلي شود. اين قطعنامه ثابت کرد قدرت همه جهان يک طرف و قدرت ايران يک طرف. ايران اگر قدرتي بيشتر نداشته باشد حداقل قدرتي برابر با قدرت همه جهان دارد. »
◄ کوریه انترناسیونال ( 6 مارس ) خبر می دهد که دوایر مخفی اسرائیل می گویند : ایران در کار تجدید تسلیحات حزب الله است . به این حزب، موشکهای دوربردی را می دهد که می توانند از خاک ترکیه عبور کنند و به هدفهای خود در اسرائیل اصابت کنند بی آنکه مقامات ترکیه در جریان باشند . این موشکها 300 کیلومتر برد دارد و هرگاه از بیروت پرتاب شوند می توانند تأسیسات اتمی را در دیامونا در جنوب اسرائیل هدف قرار دهند . تا این هنگام، دوایر مخفی اسرائیل فکر می کردند موشکهای دراختیار حزب الله 250 کیلومتر برد دارند .
انقلاب اسلامی : جز احمدی نژاد ، احدی را نمی توان یافت که بتواند مدعی شود به اندازه تمامی دنیا قدرت دارد . بخاطر همان بیماری روانی است که شکست را پیروزی و تحقیر را تکبیر و ضعف را قدرت می گرداند و یا به گمان او مردم ایران از خرد فردی و جمعی تهی هستند و راحت می شود راست را دروغ کرد و به آنها باوراند ؟