انقلاب اسلامی : بحران اتمی همچنان برجاست . هرگاه جمهوریخواه ها بخواهند در انتخابات ریاست جمهوری امریکا پیروز شوند، می باید ترس امریکائیان از خطر مجهز شدن ایران به بمب اتمی بر بیزاریشان از جنگ غلبه کند . سفر مک کین نامزد ریاست جمهوری از حزب جمهوریخواه به عراق و اسرائیل و سخنان او در باره " تهدیدی که ایران برای صلح در منطقه است " و حمایتش از تروریسم و به دنبال او، سفر دیگ چنی به کشورهای حوزه خلیج فارس، این نظر را قوت بخشیده است که او برای آماده کردن کشورهای خاورمیانه برای جنگ بر ضد ایران ، به این کشورهای سفر کرده است . در قسمت اول، این فصل گزارشهائی را می خوانید در باره سفر معاون رئیس جمهوری امریکا . در قسمت دوم، به نظرها که در باره خطر جنگ امریکا و اسرائیل بر ضد ایران اظهار شده اند و در قسمت سوم ، گزارشها در باره " برنامه اتمی " ایران را می یابید :
هدف دیگ چنی از سفر به خاورمیانه برای تشدید انزوای ایران و زمینه سازی برای جنگ ؟:
*معاون رئیس جمهوری زمینه را برای جنگ با ایران آماده می کند ؟:
◄ در 21 مارس ، دیلی تلگراف این اطلاع را انتشار داده است : دیگ چنی ، معاون رئیس جمهوری امریکا، به کشورهای خاورمیانه سر زد . گفته شد قصدش آماده کردن کشورهای همسایه ایران برای حمله امریکا به ایران بوده است . او در 9 روز ، از ترکیه و کشورهای حوزه خلیج فارس و افغانستان بازدید کرد، در گفتگوها با سران این کشورهای اصرار ورزید که نباید به ایران اجازه داد به سلاح هسته ای مجهز شود . او در مصاحبه با ABC Newws ، بعد از سفر به عمان و پیش از ورود به افغانستان، گفته است : همواره می باید به یاد داشت که آن امر مهم که ما و دوستمانمان در خاورمیانه بر سرش اتفاق نظر داریم، اینست که مجهز شدن ایران به سلاح هسته ای تمامی منطقه را سخت بی ثبات خواهد کرد .
چنی در باره گزارش سازمانهای اطلاعاتی امریکا مبنی بر این که از سال 2003 بدین سو، زیر فشار بین المللی ، ایران برنامه تولید بمب اتمی را متوقف کرده، گفته است : آنچه گزارش می گوید اینست که ایران بطور قطع، تا آن تاریخ، برنامه تولید بمب هسته ای را در دست اجرا داشته است . بنظر می رسد که در سال 2003 ، آن را متوقف کرده است . اما ما نمی دانیم آیا آن را از سر گرفته است یا خیر . آنچه می دانیم اینست که در کار تولید بمب اتمی بوده اند و تجهیزات را دارند و حاصل کار تا آن تاریخ نیز نزد آنها موجود است . به غنی سازی اورانیوم ادامه می دهند و هرکس می داند که این روند، به توانائی تولید بمب اتمی راه می برد . سالها در این زمینه کار کرده اند .
یک دستیار ارشد دیگ چنی تکذیب کرد که هدف از سفر 9 روزه دیگ چنی به خاورمیانه آماده کردن کشورهای همسایه ایران برای حمایت از حمله امریکا به ایران بوده است . روزنامه نگارانی که در سفر همراه دیگ چنی بوده اند، از دستیار او پرسیده اند : تکرار خطر مجهز شدن ایران به سلاح هسته ای در طول سفر از چه رو است ؟ و او پاسخ داده است : جنگ با ایران موضوع گفتگوی او با سران این کشورها نبوده است .
با وجود این ، مقام مزبور پذیرفت گفتگوهای دیگ چنی با مقامات عمان بر نگرانیهای دو طرف از بابت فعالیتهای ایران متمرکز بوده اند . از جمله در باره حمایت ایران از حماس و تبدیل شدن ایران به قدرت مسلط در لبنان از طریق حمایت از حزب الله لبنان .
ژنرال دان مک نیل ، فرمانده قوای ناتو در افغانستان ، در ماه سپتامبر گذشته، به دیلی تلگراف گفته بود : اسلحه های پیشرفته از ایران وارد افغانستان می شوند و در اختیار طالبان قرار می گیرند . این اسلحه یا با موافقت دولت ایران و یا عناصری در درون این دولت وارد افغانستان می شوند .
* دیگ چنی تکذیب می کند که دست از مخالفت با برنامه اتمی ایران برداشته است :
◄ در 19 مارس ، آسوشیتدپرس تکذیب دیگ چنی را گزارش کرده است : در طول زمان، من در باره ایران مدام بر یک نظر بوده ام . من و بسیاری بر این نظر بوده ایم که نباید به ایران اجازه داد به سلاح هسته ای مجهز شود . مقامات حکومت امریکا می گویند : دیگ چنی به عمان می رود تا از سلطان قابوس بخاطر همکاری در مبارزه با تروریسم تشکر کند . اما موضوع ایران در رأس موضوعات مورد گفتگو خواهد بود . دیگ چنی از زمانی که وزیر دفاع امریکا بود با سلطان قابوس رابطه نزدیک پیدا کرده بود .
◄ بنا بر گزارش همین خبرگزاری ( 19 مارس ) دیگ چنی نخست گفته است ایران برنامه تولید سلاح هسته ای خود را از سر گرفته است . اما گفته خود را تصحیح کرد و گفت : امریکا اطمینان ندارد که ایران برنامه اتمی خود را از سر نگرفته باشد . او در گفتگو با ABC Newws سخن خود را تصحیح کرده است .
شایع است که سفر دیگ چنی به خاورمیانه به دنبال تصمیم حکومت بوش بر وارد کردن فشار نظامی به ایران انجام گرفته است . هدف از این فشار ناگزیر کردن ایران از دست برداشتن از اجرای برنامه اتمی خویش است . امریکا در عمان 4 پایگاه نظامی دارد و یکی از آنها در 50 مایلی ایران قرار دارد . موافقت عمان برای آنکه امریکا بتواند از پایگاه ها برای حمله به ایران استفاده کند، لازم است .
◄ در 19 مارس ، خبرگزاری فرانسه گزارش کرده است که هدف از دیدار امروز دیگ چنی از عمان و گفتگو با سلطان قابوس، جلوگیری از گسترش نفوذ ایران در منطقه و واداشتنش به دست کشیدن از اجرای برنامه اتمی خویش است .
بعد از سفرش به بغداد، دیگ چنی به مسقط آمده است بدین خاطر که عمان هم با امریکا و هم با ایران روابط نزدیک دارد . با آنکه چنی از حمایت عمان از جنگ امریکا در عراق و افغانستان و جنگ با تروریسم تشکر می کند اما ایران موضوع اول گفتگوهای دو طرف است .
عمانی ها نیز ، مثل مردم بسیاری از کشورها نگران تشدید تنش ها میان ایران و باقی جامعه بین المللی است . و این بخاطر فعالیت اتمی و کارهای ایران در کشورهای دیگر . عمان نگران آنست که امتناع ایران از متوقف کردن غنی سازی اورانیوم ، سبب تشدید تنش در خلیج فارس شود .
گرچه حکومت بوش می گوید همچنان از راه حل دیپلماتیک مسئله اتمی ایران حمایت می کند اما دیگ چنی که امروز از مسقط دیدار کرد، در 2005 ، گفته بود : بسا اسرائیل تصمیم بگیرد به جنگ ایران برود .
◄ به گزارش لوس آنجلس تایمز ( 26 مارس) دیگ چنی در مصاحبه خود گفته است : ایران بنا دارد بر غنی سازی اورانیوم تا درجه لازم برای تولید بمب اتمی . داده ها ادعاهای این رژیم را که قصدی جز استفاده صلح آمیز از انرژی اتمی ندارد، تکذیب می کنند .
* بنا بر یک " گزارش سری "، در صورت بروز جنگ ، ایران و حزب الله لبنان تل اویب را موشک باران می کنند :
◄ یدیت آهاروت ( به نقل لوموند 24 مارس ) گزارشی محرمانه ای را انتشار داده است که بنا بر آن، هرگاه جنگی با اسرائیل روی دهد، ایران و حزب الله لبنان ، تل اویب، بزرگ ترین بندر اسرائیل را موشک باران خواهند کرد . گزارش را اداره آماده سازی اقتصاد برای وضعیت غیر عادی که یک سازمان دولتی است تهیه کرده است .
صدها کشته و هزاران زخمی و ویرانیهای بسیار حاصل موشک باران تل اویب و آبادی های واقع در این قسمت از خاک اسرائیل خواهند شد . فرودگاه بین المللی بن گورین فلج می شود . راهها موشک باران می گردند . دستگاه های تصفیه و توزیع آب ویران می گردند و قطع های بلند مدت جریان برق ببار می آیند .
گزارش یادآور می شود که صحنه این فاجعه ، بر اساس جنگ اسرائیل با حزب الله لبنان ، از 12 ژوئیه تا 14 اوت 2006 طراحی شده است .
یدیوت بر اینست که تهیه کنندگان این گزارش مرگ و ویرانی هائی را تصور کرده اند که تصور وقوعشان موی براندام انسان راست می کند . و این بدان خاطر که اسرائیل خود را برای واقعیت یافتن چنین احتمالی آماده کند .
انقلاب اسلامی : قابل مقایسه است با روش رژیم مافیاها که از سوئی بحران می سازد و آن را تشدید می کند و از سوی دیگر، عوامل سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی مقاومت را از روی قرار و قاعده از بین می برد :
کفی عنان : جنگ با ایران فاجعه است- این جنگ پی آمدهای وحشتناک خواهد داشت :
* کفی عنان، دبیر کل سابق سازمان ملل متحد : جنگ با ایران فاجعه است :
◄ در 20 مارس، رویتر گزارش کرده است : کوفی عنان ، دبیر کل سابق سازمان ملل متحد، می گوید : جنگ با ایران بخاطر برنامه اتمیش، فاجعه است . تنها راه بیرون رفتن از بن بست از راه گفتگو است .
سالها است که بوش ، رئیس جمهوری امریکا ، و دیگ چنی ، معاون او، مرتب از خطر مجهز شدن ایران به سلاح اتمی سخن می گویند و جامعه جهانی را دعوت به فشار آوردن به ایران می کنند . با وجود این ، تهدید به مداخله نظامی نیز می کنند .
کوفی عنان توضیح می دهد : من مطمئن هستم که ما نمی توانیم شاهد جنگ دیگری، این بار ، با ایران باشیم . امیدوارم هیچکس به فکر چنین جنگی نیست . چرا که چنین جنگی یک فاجعه واقعی است . من براستی راه حل دیگری جز گفتگو نمی بینم . بدیهی است هرگاه ایران به سلاح اتمی مجهز شود، سبب انتشار سلاح اتمی در خاورمیانه می شود و این امر مایه نگرانی جدی است . غنی سازی اورانیوم توسط ایران نیز نگرانی آور است . زیرا از آن پس، با برداشتن یک قدم دیگر، می تواند بمب اتمی را بسازد . ایران می باید دنیا و نه تنها امریکا را مطمئن کند که هدفش صرفا صلح آمیز است . من به ایرانیها گفتم : اگر شما براستی هیچ چیز برای مخفی کردن ندارید و قصد ندارید بمب اتمی بسازید و مقاصد شما صلح آمیز هستند، دربهای خود را به روی مفتشان بازکنید و بگذارید هر جا را می خواهند تفتیش کنند .
* پی آمدهای براه انداختن جنگ با ایران بسا وحشتناک خواهند بود :
◄ شارل داویس ( آنتی وار 13مارس 2008 ) مقاله ای در باره تهدید ایران به جنگ انتشار داده است . با این نکات درخور توجه :
● در ماههای پیش از انتشار گزارش سازمانهای اطلاعاتی امریکا ، لحن بوش، در تبلیغات ضد ایرانی خود، خصمانه تر می شد . سرانجام گفت : هرگاه ایران اجازه یابد دانش لازم برای ساختن بمب اتمی را بدست آورد، سرانجام کار به جنگ جهانی سوم خواهد انجامید . گزارش سازمانهای اطلاعاتی آهنگ جنگ با ایران را کند کرد . با این وجود،
● ما باید بدانیم که حکومت بوش هنوز نیز درپی گزینه جنگ با ایران است . بسا بخاطر این که در انتخابات ریاست جمهوری ماه نوامبر ، نامزد جمهوریخواهان پیروز شود .
● قصد آنها به استفاده از ترس سخت روشن است . جیم مک درموت ، نماینده از ایالت واشنگتن، می گوید : همه می دانیم جمهوریخواه ها چسان امریکائیان را می ترسانند تا قدرت را از دست ندهند .
مک درموت می گوید : پرزیدنت بوش در پی یافتن دست آویزی برای براه انداختن جنگ با ایران است . برآنست که داده ای را بدست آورده و به استناد آن، حمله نظامی را اقدامی پیشگیرانه به امریکائیان بباوراند .
● در مجلس بررسی که زیر عنوان " حماقت حمله به ایران " برپا شد و هدفش حمایت از گفتگوی مستقیم و بدون قید و شرط امریکا با ایران بود، بیشتر گفتگوها در باره گذشته سیاست امریکا در ایران بود . بخصوص ، در باره کودتای 1953 بر ضد مصدق ، که در دوران ریاست جمهوری ژنرال دوایت آیزنهاور و به دستور او ، انجام گرفت .
● در آن مجلس، کینزر توضیح داد : پس از کودتا، 6 رئیس جمهوری امریکا که از پی یکدیگر، به ریاست جمهوری رسیدند، از رژیم سرکوبگر شاه حمایت کردند . کار به انقلاب اسلامی و استقرار دولت کنونی کشید . بعد از انقلاب، امریکا از صدام حسین در حمله به ایران، در 1980، حمایت کرد . و این جنگ 1 میلیون نفر تلفات ببار آورد .
کینزر گفت : درس بزرگی که من از مداخله های امریکا در امور داخلی ایران می گیرم اینست : وقتی شما در امور داخلی کشور دیگری ، با بکار بردن خشونت ، مداخله می کنید ، هرگز نمی توانید بدانید عواقب آن در دراز مدت چه خواهند شد . به احتمال بسیار ، پی آمدها برای کشور قربانی مداخله وحشتناک خواهند شد . بسا عواقب آن برای کشوری که مداخله می کند، وحشتناک تر نیز خواهد شد . همین عواقب در انتظار ایران و امریکا هستند هرگاه ما از تجربه درس نگیریم و به ایران حمله کنیم .
● سخنگویان دیگر خاطر نشان کردند که گزارش سازمانهای اطلاعاتی خطر جنگ با ایران را ، در 10 ماهی که از ریاست جمهوری بوش باقی است، کاهش داده است . هنوز می باید کوششها بعمل آیند تا اقدام برای نزدیک شدن به ایران ، در برنامه کار رئیس جمهوری آینده قرار گیرد .
● دموکراتها شیوه بوش را در اداره جنگ با عراق ، انتقاد می کنند . بسیاری از موضع خصمانه حمایت کردند . قطعنامه ای را نیز به تصویب رساندند که در آن، از سازمان ملل خواسته شده است احمدی نژاد رئیس جمهوری ایران را ، بخاطر برانیگختن به کشتار ، بخاطر تبلیغات ضد اسرائیلیش، محکوم کند .
● در سال گذشته ، در همان حال که مجازاتهای اقتصادی ایران تشدید می شد، درکنگره ، بهنگام تصویب بودجه جنگ در عراق، دموکراتها ماده ای را پیشنهاد کردند که بنا بر آن، حکومت حق ندارد بدون تصویب کنگره با ایران وارد جنگ شود . این ماده ، پس از فشار شدید لابیها ، از جمله، Amerivan - Israeli Public Affairs Committee ، پس گرفته شد .
● نیتز استدلال کرد که حمله امریکا به ایران ، برای اسرائیل مصیبت بار است . زیرا امریکا را بطور بنیادی ضعیف می کند و این امر، بطور بنیادی اسرائیل را در خاورمیانه ضعیف می کند . اما در میان اهل سیاست، از جمله دموکراتها، کسی نیست که این واقعیت را بر زبان آورد .
از میان نامزدهای ریاست جمهوری دو حزب بزرگ، تنها سناتور اوباما گفته است هرگاه به ریاست جمهوری انتخاب شود، با رهبر ایران دیدار خواهد کرد . اما سخن او را سیاستمداران به باد مسخره گرفتند . اما از قرار ، اوباما بر موضع تابستان گذشته خود نمانده است . زیرا او به تازگی به روزنامه نگاران گفته است : او از اسرائیل و از رویه پرزیدنت بوش که خودداری از گفتگو با رهبران حماس است، پشتیبانی می کند : " شما نمی توانید با کسانی چون رهبران ایران و حماس ، گفتگو کنید که حاضر به پذیرفتن حق حیات برای کشوری دیگر نیستند " .
● با اینهمه، شرکت کنندگان در مجلس بحث ( forum) براین بودند که می باید کنگره را بر آن داشت که تصویب کند بوش می باید با ایران وارد گفتگوهای مستقیم و بدون قید و شرط شود . کینز گفت : من فکر می کنم اگر این طرح را فردا از تصویب کنگره بگذرانیم، بسا بوش معاون خود ، دیگ چنی ، را سفیر خود می کند . با وجود این، هرگاه کنگره این طرح را تصویب کند، گویای آنست که کنگره براستی خواهان حمله نظامی به ایران نیست .
*گاف مک کین ، نادان تر از بوش که می خواهد رئیس جمهوری امریکا شود :
مک کین ، نامزد ریاست جمهوری از حزب جمهوریخواه امریکا ، در کنفرانس مطبوعاتی، در اردن، گفت: ایران افراد القاعده را تعلیم می دهد و سپس روانه عراق می کند . سخن او موجب شگفتی روزنامه نگاران شد . از او توضیح خواستند و او گفت : امریکا مدارک قطعی در دست دارد . سناتور پوزف لیبرمن ( یهودی ونامزد معاونت ریاست جمهوری از حزب دموکرات وقتی ال گور نامزد ریاست جمهوری بود و اینک می خواهد نامزد معاونت از حزب جمهوری خواه شود ) به گوش او گفت : القاعده سازمانی با اعضای سنی و ضد شیعه است . و او سخن خود را تصحیح کرد. ظرف 3 هفته ، این سومین گاف مک کین است. اوباما ، یکی از دو نامزد ریاست جمهوری از حزب دموکرات در این باره گفت : آیا سزا است آدمی با این سطح معلومات رئیس جمهوری امریکا شود ؟
و گارت پورتر ( آنتی وار 22 مارس ) مقاله ای زیر عنوان مک کین نیز اسطوره های القاعده را دست مایه کرده است، انتشار داده است :
● حکومت بوش می گوید ایران افراد ارتش المهدی را تعلیم می دهد و مک کین که تبلیغات حکومت بوش را حقایق مسلم می پندارد و ذهنش پر از القاعده و تروریست پروری ایران است، جای شیعه های عراقی را به افراد القاعده داد و گفت : ایران افراد القاعده را تعلیم می دهد و روانه عراق برای فعالیتهای تروریستی می کند .
گاف مک کین در بخشی بخاطر نا آگاهی مک کین است . او هنوز شیعه را از سنی و جیش المهدی را از القاعده تمیز نمی دهد . اما بطور عمده گویای این امر است که او همان دستمایه های بوش و محافظه کاران جدید را دست مایه کرده است . آنها می گویند ایران بر فعالیتهای افراد القاعده از درون خاک خود، چشم می بندد . برغم توقیف شدن افراد القاعده توسط ایران و اطلاعاتی که ایران و کشورهای دیگر در باره توقیف و زندانی شدن و تحویل افراد القاعده به کشورهائی انتشار می دهند که این افراد تابعیتهای آنها را دارند، حکومت بوش و محافظه کاران جدید همچنان القاء می کنند که ایران برفعالیتهای افراد القاعده در خاک خود و از خاک خود، چشم می بندد .
● ارتباط ایران با القاعده، اول بار، بعد از سقوط دولت طالبان عنوان شد . بیشتر اعضای القاعده به پاکستان فراری شدند . شمار اندکی از آنها نیز به ایران گریختند . با وجود این امر که دیرتر مقامات امریکا گفتند ایران تقاضای امریکا را در مورد رد یابی و دستگیری کادرهای القاعده برآورد، وزیر دفاع وقت امریکا، دونالد رامسفلد ، در سال 2002، چند نوبت گفت : ایران به مقامات القاعده پناه داده است . و از سخنان بوش، در 20 سپتامبر 2002 ، در توصیف " رژیمهای خصم " مایه می گرفت . رژیمهای خصم آنها بودند و هستند که از تروریسم حمایت می کنند .
● تبلیغات حکومت بوش چنان جدی گرفته شد که رسانه ها، از جمله واشنگتن پست در 22 اوت 2002 ، نوشت : " منابع اطلاعاتی عرب " می گویند : دو تن از مقامات بلند پایه القاعده ، باتفاق 12 تن از جنگجویان این سازمان ، به ایران رفته اند و در شهرهای مشهد و زاهدان ، در مهمان سراها از آنها پذیرائی می شود . واشنگن پست از ادعای حکومت بوش حمایت کرد و نوشت : حکومت ایران و اگر نه، روحانیان سخت سری که نیروهای مسلح و سازمانهای اطلاعاتی را در اختیار دارند افراد القاعده را به ایران راه می دهند و تحت حمایت قرار می دهند .
● در بهار 2003 ، ایران اظهار کرد که اعضای برجسته القاعده در توقیفش هستند . اما از دادن اطلاعات در باره هویتهای آنها خودداری و آن را منوط کرد به اینکه امریکا اطلاعاتی در باره سازمان مجاهدین خلق که تسلیم قوای امریکا شدند، در اختیار ایران بگذارد . اما سخت سران حکومت بوش از قبول این معامله سرباز زدند .
● بعد از عمل تروریستی در 12 مارس 2003، در عربستان سعودی ، که موجب قتل 8 امریکائی و 26 عربستانی شد، رامسفلد گفت : " ما می دانیم مقامات ارشد القاعده در ایران هستند ... بدیهی است در جاهائی نیستند که در کنترل دولت ایران نباشند . " بعد سی بی اس نیوز گزارش کرد : " مقامات امریکا می گویند آنها مدرک در اختیار دارند حاکی از این که عملیات تروریستی در عربستان و دیگر کشورها را ، در ایران ، توسط یکی از سران القاعده رهبری می شوند که در ایران پناه جسته است.
هدف القای این فکر به اذهان امریکائیان بود که ایران بعمد به القاعده اجازه می دهد عملیات تروریستی خود را از ایران سازمان دهی کند .
● اما نیویورک تایمز ، به تاریخ 26 مه 2003، از قول یک مقام دیگر حکومت امریکا نوشت : در گفت و شنودهای که ضبط شده اند ، هیچ اشاره ای به عمل تروریستی در عربستان نشده است . بعد از آن، مقامات اطلاعاتی امریکا نیز گفتند هیچ دلیلی بر این نیست که ایران به سران القاعده اجازه می دهد از خاکش ، عملیات تروریستی را سازمان بدهند . با وجود این ، در طول سالهای 2004 و 2005، مقامات حکومت بوش مصممانه این تبلیغ را که ایران از القاعده حمایت می کند، پی گرفتند .
نمونه نوعی این تبلیغ، داستانی است که سی ان ان در 27 اکتبر 2003 انتشار داد : " مقامات اطلاعاتی امریکا " می گویند : " سپاه قدس " سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران افراد القاعده ، از جمله ، فرمانده نظامی آن ، سیف العادل و سعد فرزند بن لادن را در پناه خود گرفته است . در 24 مارس 2003، خبرنگار نیویورک تایمز از تل اویب ( اسرائیل )، از قول مقام اسرائیلی و مقامهای امریکائی گزارش کرد که مقام ارشد القاعده ، مصیب الزرقاوی ، به ایران رفته و تحت محافظت نیروهای امنیتی و اطلاعاتی ایران قرار گرفته است .
تبلیغ در باره ارتباط رژیم ایران با القاعده زمانی به اوج خود رسید که گزارش کمیسیون رسیدگی به ترورهای 11 سپتامبر، در ژوئیه 2004 انتشار یافت . بنا بر این گزارش ، حکومت ایران عبور 8 تن از شرکت کنندگان ترورهای 11 سپتامبر را از خاک خود تسهیل کرده است . اما معاون رئیس سیا ، جون مک لوگلین گفت : هیچ مدرکی وجود ندارد که ثابت کند مقامات ایران با آن موافقت کرده است .
سخن مک کین گویای این واقعیت است که هدف حکومت بوش القای ارتباط رژیم ایران با القاعده بوده است و اینک او می خواهد ، با استفاده از ذهنیت ایجاد شده، اسطوره رابطه رژیم ایران با القاعده را دستمایه تبلیغات انتخاباتی خود کند.
بوش به غلط مدعی است ایران اعلام کرده است مایل به داشتن بمب اتمی است - پیشنهادهای جدید کشورهای 5 + 1 به ایران :
* بوش مدعی است ایران خود می گوید خواستار داشتن سلاح اتمی است و به غلط :
◄ مک کلیچی ( 20 مارس 2008 ) گزارش مفصلی را انتشار داده است دارای این نکات :
● پرزیدنت بوش بدین قانع است که بگوید : " ایران اظهار کرده است که خواهان داشتن بمب اتمی است " . لذا ایران دارای برنامه سری تولید سلاح هسته ای است . حال آنکه ایران هیچگاه علنا نگفته است که خواهان داشتن بمب اتمی است و مصرانه اصرار ورزیده است که قصدش از غنی سازی اورانیوم استفاده صلح آمیز از آنست .
بوش در گفتگوی روز 4 شنبه 19 مارس با رادیو فردا، بمناسبت جشن نوروز ایرانیان ، گفته است : ایران حق استفاده صلح آمیز از اتم را دارد . اما سوخت اتمی نیروگاه اتمی ایران، باید توسط روسیه تأمین شود . ایران این نظر را نمی پذیرد . او گفته است : مشکل این جاست که اولا نمی توان به دولت ایران، در باره غنی سازی اورانیوم ، اعتماد کرد . زیرا آنها در گذشته ، بطور محرمانه ، برنامه اتمی خود را تهیه و به اجرا گذاشته اند . چه کسی می داند ؟ حالا نیز ممکن است چنین کنند .
ثانیا ، این دولت خود اظهار کرده است که می خواهد بمب اتمی داشته باشد برای ملتی در خاوررمیانه . و این، برای امریکا، غیر قابل قبول است . برای دنیا نیز غیر قابل قبول است .
● لیبراسیون ( 21 مارس ) می نویسد : چون دروغ بوش آشکار بود، گوردن جوندرو، سخنگوی کاخ سفید برآن شد دروغ او را توجیه کند : مقصود بوش این بوده است که ایران می خواهد " اسرائیل را از صفحه روزگار حذف کند " . به دستورهای شورای امنیت در باره متوقف کردن غنی سازی اورانیوم وقعی نمی گذارد و همچنان در کار ساختن موشک قاره پیما است . اینن کار ها یعنی این که می خواهد بمب اتمی داشته باشد .
از سخنگو پرسیده شد اگر ایران بخواهد از گاف بوش بهره برداری سیاسی کند، چه خواهید کرد ؟ او پاسخ داد : من از این بابت نگرانی ندارم . ایرانیها هر طور بتوانند سخنان رئیس جمهوری را تأویل و تفسیر می کنند . اما واقعیت اینست که گفته اند اسرائیل باید از صفحه روزگار حذف شود و دستورات شورای امنیت را اجرا نکرده اند .
انقلاب اسلامی : باوجود این ، لوموند ( 26 مارس 2008 ) ادعا می کند مدرک در اختیار دارد حاکی از این که ایران به فعالیتهای اتمی نظامی خود ادامه می دهد :
* لوموند ( 26 مارس ) : مدارک در اختیار داریم حاکی از این که ایران برنامه اتمی نظامی را به پیش می برد :
لوموند می نویسد به مدارکی دسترسی پیدا کرده است که ثابت می کنند ، برخلاف تصدیق سازمانهای اطلاعاتی امریکا ( بنابر منابعی ، سازمانهای اطلاعاتی امریکا با مشاهده تب جنگ با ایران، به قصد جلوگیری از اقدام بوش به جنگ با ایران این تصدیق را کرده است اما برخی از دیپلماتهای فرانسوی می گویند دستگاه حکومت امریکا دچار اختلال بزرگی است ) ، ایران همچنان به اجرای برنامه اتمی نظامی مشغول است :
از جمله ، نامه ایست که مهندس مهدی خانی کی (Khaniki ( در سال 2004 به آقازاده ، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران نوشته است . او یکی از طرفهای عمده گفتگو با آژانس بین المللی انرژی اتمی و سفیر سابق ایران در سوریه است . این نامه اتهاماتی را تصدیق می کند که به رژیم ایران وارد شده اند .
در نامه، خانی کی یادآور می شود که مفتشان آژانس که تحت ریاست هینونن ( معاون آژانس ) هستند، می خواهند قراردادهای خرید قطعات سانتریفوژها را ببینند. در نامه آمده است : " در جریان جلسه ای که در 31 ژانویه 2004 ، با حضور دکتر روحانی ( دبیر وقت شورای امنیت ملی و مذاکره کننده ارشد ایران با آژانس و اروپا تا پایان 2005 ) تشکیل شد ، روحانی تصمیم گرفت مدارک برابر دلخواه سازمان انرژی اتمی تهیه و به آژانس بین المللی انرژی اتمی داده شود . در آن جلسه، وزارت دفاع و پشتیبانی از نیروهای مسلح خاطر نشان کرده است که این قراردادها برای ارائه به آژانس بین المللی انرژی اتمی تنظیم شده اند .
قسمتهائی از قراردادهائی که، در وزارت دفاع، من شخصا دیدم سیاه شده اند . هرگاه بدین صورت به آژانس داده شوند، سئوالهای بیشتری را بر می انگیزند. طبعا از مهندس محمدی خواستم تعداد لازم از قراردادها ( اصلاح شده ) تهیه کند و امیدوارم تا به حال این کار را انجام داده است."
از دید کارشناسان پرونده ایران، این نامه مدرک مسلمی است بر این که وزارت دفاع ایران در برنامه اتمی ایران نقش دارد . و این امر تصدیق وجود برنامه اتمی نظامی ایران است که بعد از 2003 نیز در دست اجرا بوده است . و نیز گویای این واقعیت است که ایران همچنان حقیقت را از آژانس بین المللی انرژی اتمی می پوشانده است .
بنا بر منابع نزیک به یک سازمان اطلاعاتی ، تهیه قراردادهای جعلی بخشی از " طرح 13 " است . این طرح ، طرح ناپدید کردن مدارکی است که ایران را در معرض تهدید قرار می دهند . هدف از اجرای این طرح فریب آژانس بین المللی انرژی اتمی است . چنانکه مرکز مطالعات اتمی لویزان - شیان را تغییر نام دادند و سپس، احتمالا در 2006، آن را برچیدند تا ردها را گم کنند.از آن پس، در مقام اشاره به مدیریت برنامه اتمی نظامی، کلمه " مرکز " را بکار می برند .
دوایر اطلاعاتی امریکا، در اواسط دسامبر 2006، گفتگوئی را ضبط کرده اند که میان دو تن از کارکنان وزارت دفاع انجام گرفته است . این دو در باره اختلاف وزارت دفاع و سازمان انرژی اتمی گفتگو می کرده اند . یکی از آنها به " مرکز " رجوع داده و گفته است : " سازمان دل مشغول منافع خود است و سیاستش 180 درجه با سیاست ما ( وزارت دفاع ) فرق می کند . بنظر من ، در وضعیت کنونی، حرف آخر را باید وزارت دفاع بزند . زیرا مدیران سازمان انرژی اتمی می دانند که ما قصد داریم آزمایشها را انجام دهیم ." در باره ماهیت " آزمایشها " شک وجود دارد اما اشاره به آنها، سوء ظن را تشدید می کند .
* کشورهای 5 + 1 بنا بر ارائه پیشنهاد جدیدی به ایران را دارند :
◄ در 18 مارس ، واشنگتن تایمز خبر داده است که کشورهای 5 + 1 قراردارند مجموعه جدیدی از امتیازها در ازای پایان دادن به غنی سازی اورانیوم به ایران بدهند . این پیشنهادها شامل امتیازهای اقتصادی و تکنولوژیک و تضمین های امنیتی است . دادن قطعات یدکی برای هواپیماهای بوئینگ ایران و کمک به ایران برای استفاده غیر نظامی از انرژی اتمی است .
مجموعه پیشنهادها شبیه پیشنهاد سال 2006 این شش کشور است . ایران آن مجموعه را رد کرد .
شش کشور این بار در باره زمان بندی انجام پیشنهادها و خود پیشنهادها دقت و شفافیت بیشتری بکاربرده اند و امیدوارند مورد توجه مجلس جدید ایران قرار بگیرند .
اثر مجازاتها بر رونق اقتصاد دوبی و گران وارد شدن کالاها از دوبی به ایران:
◄ لوموند ( 13 مارس ) در باره بزرگ شدن رقم واردات ایران از دوبی، بخاطر مجازاتهای مقرر، این گزارش را انتشار داده است :
بگفته آقای ناصر هاشم پور، معاون شورای تجاری ایرانی متعلق به اطاق بازرگانی دوبی، حجم مبادلات بازرگانی با ایران بی وقفه افزایش پیدا می کند:" از 8/7 میلیارد دلار در سال 2005 به بیش از 11 میلارد دلار در سال 2006 افزایش پیدا کرده و انتظار می رود تا پایان سال جاری (مارس 2008) 25 درصد افزایش پیدا کند". رقم بزرگ این مبادلات را واردات ایران ازدوبی تشکیل می دهد . این واردات به میزان زیاد صادرات مجدد اجناسی است که از آسیا و حتی امریکا و اروپا به دوبی وارد شده اند . هاشم پور بر این نظر است که " تاثیر عمده مجازاتها، بالا رفتن قیمتهای اجناسی است که از راه های مشکلتری وارد بازار ایران می شوند. در آخر، مصرف کننده ایرانی است که مابه التفاوت را بایستی بپردازد".
بخاطر قدمت پیوندهای امارات با ایران که وجود 450000 ایرانی در دوبی و سکونت خانواده های قدیمی تجار دریائی شعیه و سنی که اصلیت ایرانی دارند، امارات همیشه طرف مرجح ایرانیان بوده است. این تجارت که بخاطر مجازات ایران رونق گرفته، تنها یکی از پیوندهای امارات با ایران است. بیش از 8000 شرکت ایرانی که اماراتی محسوب می شوند زیرا طبق قانون 51 در صد سرماریه بایستی مال محلی ها باشد، بدون هیچگونه مشکلی تجارت می کنند. اما وضع بانکهای ایران مستقر در امارت بدین ترتیب نیست. از اکتبر 2007، بانکهای ملی و صادرات تحت مجازاتهای امریکائی هستند و بانک سپه تحت مجازاتهای شورای امنیت سازمان ملل است. این فشار بر نظام بانکی، بی تاثیر نیست. بگفته آقای هاشم پور:" واضح است که بانکهای بزرگ بین المللی از معامله با ایران چه از دور چه از نزدیک طفره می روند اما بانکهای کوچکتر بدان ادامه می دهند". اگر ادامه واردات اجناس مصرفی نشان می دهد که درآمد نفت اجازه می دهد اقتصاد ایران به حداقل بچرخد، اما تحریم بانکی مانع از ایجاد پروژه های بزرگ که نیازمند معاملات بانکی پیچیده است، میگردد.
گرچه ایالات متحده یک دفتر ویژه ایران در دوبی باز کرده اما امارات تضمین می کند که مجازاتهای سازمان ملل را کاملا به اجرا می گذارد. یک بانکدار که نمی خواهد هویتش شناخته شود، می گوید " تعهد کردیم با کسانی یا با مجموعه هایی که مورد هدف سازمان ملل هستند، معامله نکنیم. اما تنها آن قسمت از یخ را که از آب بیرون است می شود دید . در اینجا، معاملات و امورمالی شفافیت کمی دارند . " اما یک متخصص غربی می گوید:" بعد از مجازاتها، شرکتهائی که با ایران تجارت می کردند، آمدند تا ببینند چگونه می توانند از راه دوبی به معاملات خود ادامه دهند. اما بنظر می رسد بدون نتیجه بازگشتند. دوبی که درکار جهانی سازی اقتصاد خود است، ناگزیر می باید قوانین آن را رعایت کند اگر نه تمام اعتبار خویش را از دست خواهد داد".
بعد از امریکا، ایران دومین سرمایگذار در دوبی است. ایرانیان صاحب یک سوم املاک هستند. این سرمایه گذاران خیلی مختلف هستند، از ایرانیهای خارج از ایران و تجار مقیم ایران که از وضع اقتصادی ایران مایوس هستند تا افراد رژیم با اسمی دیگری تا شناخته نشوند .
◄ در 20 مارس ، وزارت خارجه امریکا اظهار کرد که اقدام می کند برای این که بانکی در بحرین از کار بازماند که بانک ملی ایران آن را مهار می کند . و نیز مانع از لنگر انداختن کشتی هائی به بنادر امریکا می شود که بتازگی در بنادر ایران ایران پهلو گرفته باشند . بدین عذر که ایران در بنادر خود، تدابیر ضد تروریستی را بکار نمی برد.
مک کومارک، سخنگوی وزارت خارجه امریکا می گوید: جامعه بین المللی نباید به دولت ایران اجازه دهد با بکار بردن فریب از نظام مالی بین المللی و حمل و نقل بین المللی برای خریدن و بردن فنون و تجهیزات برای تولید بمب اتمی و تکمیل سیستم موشکی خود و یا حمایت از تروریسم استفاده کند .
خزانه داری امریکا نیز به بانکهای امریکا هشدار داده است که ایران با اتخاذ روشهای فریبکارانه برآنست که از بند مجازاتهای بین المللی بگریزد . این خزانه داری سخت نگران از این که بانک مرکزی ایران معاملات بانکهائی را تسهیل کند که مورد مجازات قرار گرفته اند .