*مرحله " سازندگی "
بعد از پایان جنگ و وارد شدن به دوران سازندگی و دریافت مجوزهای مخصوص، پاسداران دولت را وادار به دادن امتیازات بسیاری نمودند و توانستند اکثر مدیریت ها را در بسیاری از سازمانها و مؤسسات و نهادها و ادارات و ... ، در اختیار خود بگیرند . امروز ، بخش بزرگی از اقتصاد کشور در قبضه سپاه است .
انقلاب اسلامی : پیش از این، نقش سپاه در اقتصاد کشور را از نظر خوانندگان گذرانده ایم . دورتر، باز به نقش سپاه در اقتصاد پرداخته شده است .
* کارشکنی در حکومت خاتمی
گردانندگان سپاه بعد از اینکه نتوانستند در انتخابات دوم خرداد به پیروزی دست یابند بحران سازی و کارشکنی در امور را شروع کردند از جمله :
- دخالت در ترورهای داخلی .
- دخالت در برهم زدن اجتماعات.
- دخالت در سرکوب زنان - معلمان - کارگران و دانشجویان .
- دخالت در سرکوب دختران و پسران به دلیل پوشش آنها .
- دخالت در امور اقتصادی و اجبار به بستن شرکتها .
-دخالت در حمله به مجالس سخنرانی نمایندگان و
- حمله به وزرای حکومت .
- حمله به دفاتر نشریات و کتابفروشی ها .
- جلوگیری از افتتاح فرودگاه " امام خمینی "
- دستگیری و شکنجه شخصیتهای سیاسی
- بحران سازیها
- نامه تهدید آمیز به خاتمی
- ایلغار خونین 18 تیر و گرفتن اجازه سرکوب از خامنه ای
و...
* در حکومت دوران احمدی نژاد
با بر سر کار آمدن احمدی نژاد، دخالت گردانندگان سپاه و ایجاد کنندگان مافیاهای نظامی - مالی به صورت علنی گسترش یافت تا جایی که علنا اعلام کردند که سپاه و بسیج می توانند در کارها ی سیاسی دخالت کنند . بعد به دخالت در انتخابات پرداختند . بخصوص از دوره خاتمی ، در انتخابات ریاست جمهوری و شوراها و مجلس بود ، دخالتهای سپاه وسیع شد و از پرده بیرون افتاد .
در این دوره، آنها با استفاده از کلیه رانت های موجود کلیه مناصب و مسئولیت های مهم سیاسی - فرهنگی - اجتماعی و اقتصادی را برای خود در اختیارگرفتند که به آنها اشاره خواهد شد .
* خمینی و ورود نیروهای نظامی در سیاست
نخست خمینی بود که در 6 خرداد 1360 گفت اگر ملت موافقت کند من مخالفت می کنم . در همان سخنان ، او تهدید کرد که در دوران شاه نیروی مسلح نداشتیم حالا داریم . با آنکه دخالت سپاه و دیگر نیروهای مسلح را در سیاست ممنوع کرده بود، در کودتای خرداد 1360 ، سپاه را بکار برد . از آن پس، یکی از هدفهای طولانی کردن جنگ، بزرگ کردن سپاه و تبدیل آن به ارتش اول و اصلی بود . با اینهمه، تا خمینی زنده بود ، مراقب بود که سپاه بطور علنی در سیاست دخالت نکند . ولی از زمان بر سر کار آمدن خامنه ای، به دلیل محروم بودن از موقعیت خمینی، مجبور به استفاده از این سپاه در همه ابعاد سیاسی و اجتماعی و فرهنگی واقتصادی و حتی ورزشی شد .
با گذشت زمان، سپاه پاسداران و بسیج های تحت نظر این نیرو به کمک نیروهای اطلاعاتی و حراستی و امنیتی به عنوان پایه های نگهدارنده ولایت استبداد مورد استفاده یا سوء استفاده قرار گرفتند . هر چه زمان از دوران مرجع انقلاب، دور تر می شد و مردم متوجه خیانت رژیم ولایت مطلقه فقیه می شدند و از آن دور تر می شدند، ولی فقیه مطلقه برای اینکه بتواند بر بحران مشروعیت خود فایق شود، نیازمندی به نیروهای سرکوبگر و نظامی را بیشتر حس می کرد. تا جایی که در این اواخر به طور علنی از آنها خواست وارد قلمرو سیاسی شوند و کار حذف یکی از قدرتمندترین بخش های نظام خود را فراهم آورد .
با بر سر کار آمدن دولت " اصولگرای " احمدی نژاد، ولی فقیه که فکر میکرد که با یک دست کردن مجلس و دولت و قوه قضاییه دیگر مشکلی برای ادامه حاکمیت خود ندارد، به دلیل عملکرد نابخردانه سران رژیم، روز به روز، شاهد ریزش نیروهای هوادار خود می شد تا جایی که این ریزش طیف اصلی حامی رژیم را نیز دربر گرفت . اینک حتی هاشمی رفسنجانی و فلاحیان و کروبی و خاتمی و حسن خمینی و توسلی و موسوی تبریزی و ... را نیز مخالفان خود می بیند و برای اینکه بتواند اینان و هوادارانشان را نیز از گردونه خارج سازد، مجبور به استفاده تمام عیار از نیروهای نظامی سرکوبگر خود که برای چنین روزهایی آماده کرده، شده است .
نظر خمینی در مورد ورود نظامیان به سیاست در وصیت نامه ... اینست : " وصيت اکيد من به قوای مسلح آن است که همان طور که از مقررات نظام، عدم دخول نظامی در احزاب و گروهها و جبههها است به آن عمل نمايند و قوای مسلح مطلقاً، چه نظامی و انتظامی و پاسدار و بسيج و غير اينها، در هيچ حزب و گروهی وارد نشده و خود را از بازيهای سياسی دور نگه دارند. در اين صورت میتوانند قدرت نظامی خود را حفظ و از اختلافات درون گروهی مصون باشند. و بر فرماندهان لازم است که افراد تحت فرمان خود را از ورود در احزاب منع نمايند. و چون انقلاب از همه ملت و حفظ آن بر همگان است، دولت و ملت و شورای دفاع و مجلس شورای اسلامی وظيفه شرعی و ميهنی آنان است که اگر قوای مسلح، چه فرماندهان و طبقات بالا و چه طبقات بعد، برخلاف مصالح اسلام و کشور بخواهند عملی انجام دهند يا در احزاب وارد شوند که ـ بیاشکال به تباهی کشيده میشوند ـ و يا در بازيهای سياسی وارد شوند، از قدم اول با آن مخالفت کنند. و بر رهبر و شورای رهبری است که با قاطعيت از اين امر جلوگيری نمايد تا کشور از آسيب در امان باشد ".
● خمینی در پيام ۲۹ فروردين ۱۳۶۱ خطاب به تمامی نيروهای نظامی می گوید :
" ...از امور مهمی که بايد تمام نيروهای مسلح از آن پيروی کنند و اغماض از آن به هيچوجه نمیتوان کرد و باز هم تذکر دادهام، آن است که هيچيک از افراد نيروهای مسلح، چه ردههای بالا يا پايين در حزب و گروهی با هر اسم و عنوان نبايد وارد شوند، هرچند آن حزب و گروه صددر صد اسلامی و به جمهوری اسلامی وفادار باشند. و هر کس در يک حزب و گروه وارد شد بايد از ارتش و سپاه و ساير قوای انتظامی و نظامی و قوای مسلح خارج شود. و فرماندهان و مسئولان موظف هستند که هر کس در يکی از احزاب يا گروههای سياسی يا دينی وارد شد به او تذکر دهند که از حزب و يا گروهها و يا سازمان خارج شود، و اگر تخلف کرد او را از ارتش يا ديگر قوای مسلح اخراج کنند، و همه افراد موظفاند چنين اشخاصی را به فرماندهان معرفی نمايند. و بايد توجه داشته باشند که ورود قوای مسلح در احزاب و گروهها و سازمانها، پايه قوای مسلح را متزلزل خواهد کرد و غفلت از اين امر موجب پيگرد خواهد بود.".
در اینجا برای روشن شدن میزان اعتقاد به خمینی نظرات سردار سرلشکر دکتر محمد جعفری و حجت الاسلام علم الهدی امام جمعه مشهد را می آوریم :
● نظر سردار سرلشکر دکتر محمد علی جعفری درمورد حضور نظامیان در سیاست :
خبرگزاری ایسنا ، در حاشيه دومين دوره طرح ولايت اساتيد جامعه پزشکی در مشهد، در جمع خبرنگاران و در رابطه با راههای بسيج برای حفظ وحدت اصولگرايان، سرلشگر جعفری گفت :
" ... اينکه بسيج چگونه اين کار را انجام دهد، دارای ظرافتهای بسياری است. بسيج بايد با توصيه و تذکر در اين رابطه تمام تلاش خود را انجام بدهد. هرکس خلاف مسير اصولگرايی حرکت کند يا وحدت ميان اصولگرايان را از ميان بردارد، بايد طرد شود.
... بسيج اگر حضور در صحنه انتخابات را يک تکليف انقلابی برای خود بداند، بايد تلاش کند تا حضور مردم را هرچه بيشتر پای صندوقهای اخذ رای پررنگ کند و در اين صورت است که میتواند نقش موثری در انتخابات ايفا کند.
... بسيج چون يک نيروی انقلابی است، اصولگرايی راه و منش اوليه بسيجيان است، در نتيجه میتواند ديگران را در انتخاب اصلح راهنمايی کند. برای تداوم راه انقلاب اسلامی، حمايت از جريان اصولگرايی ضرورتی قطعی، اجتنابناپذير و تکليف الهی نيروهای انقلابی و ارزشی کشور به شمار میآيد. "
● سردار در بخش دیگری و در یک جلسه دیگر گفته است :
خبرگزاری ایسنا - سرلشکر جعفری طی سخنانی در همايش " دانشجو ، انتخابات ، مشارکت حداکثری و اتحاد ملی" با حضور مسوولان بسيج دانشجويی يک صد دانشگاه کشور و مسوولان فرهنگی و سياسی اين تشکل در دانشگاه تربيت معلم تهران،گفت ... بسيج به عنوان بخشی از جامعه بايد بداند که در رابطه با انتخابات چطور کار و حرکت کند.
... امروز مرزبندیهای سياسی گذشته به هم ريخته است. به گونهای که در هر مقطع از انتخابات شاهد تغيير و تحولات عمدهای در کشور هستيم. زمانی صحبت از چپ و راست، زمانی ديگر صحبت از جبهه ارزشی و غيرارزشی بوده و امروز میبينيم اين تقسيمبندی، تقسيمبندی کاملتری {است} و به جريانی به نام جريان اصولگرايی رسيده است که به نوعی میتوان گفت انقلابی در انقلاب، توسط مردم و بسيجیها بود.
... بايد از اين جريان مراقبت و آن را کامل و ضعفها را برطرف کنيم. جريان اصولگرايی بعد از گذشت ۲۵ سال از انقلاب دوباره زنده شده است و اکنون در حاکميت دو قوه از سه قوه کشور قرار گرفته؛ البته قوه قضاييه حسابش جداست و انشاءالله همين اصولگرايی را دنبال کند.
... امروز در قوه مجريه و مقننه جريان اصولگرايی حاکم است. از اين رو اگر بسيج میخواهد در اين رابطه کاری کند، ابتدا بايد از اين جريان مراقبت و در حفظ ، توسعه و پيشرفت آن و برطرف کردن نقاط ضعفش تلاش کند.
... از آفتهای جريان اصولگرايی بیتوجهی به بحثهای مديريتی و هماهنگی و اختلاف نظرها است. البته اين اختلافنظرها طبيعی است و همانطور که امام (ره) میفرمودند اختلاف نظرها رحمت و نعمت است و مطمئنا اين اختلاف عقيدهها نيز چنين است. بنابراين همه بايد در جهت پويايی اين جريان حرکت کنيم ... امروز شاهد وحدت تشکيلاتی در بين جريان اصولگرا هستيم و با وجود اين که نتايج کارهای اين جريان مشخص است اما اين جريان آسيبپذيری نيز دارد که بايد از آن مراقبت و حمايت کنيم.از اين رو با توجه به مشکلات موجود وظيفه قشر جوان و دانشجو اين است که به اين جريان توجه کنند. البته در بين اقشار مختلف بسيج قشر دانشجو تکليف خاصی بر دوش دارد و میتواند جنبههای راهبردی اين جريان را تبيين کند.
...تا کنون وحدت بين جريان اصولگرايی که مساله استراتژيک و مهم اين جريان نيز به شمار میآيد، حفظ شده است و بايد تلاش کنيم که اين وحدت هم چنان حفظ شود و هر جريانی از بسيج بايد در اين راه تلاش کند. جريانی که مقابل جريان اصولگرايی قرار دارد اکنون برای شما خيلی شفافتر از گذشته است. اما اين موضوع برای اقشار ديگر به اين روشنی نيست.از اين رو اميدواريم خداوند متعال کمک کند که به وظيفه انقلابی و بسيجی خود عمل کنيم.
اسلام در دو مقطع، با حکومت اسلامی مواجه بود : يکی از اين مقاطع صدر اسلام بود که بلافاصله بعد از رحلت پيامبر به انحراف کشيده شد و به مرور زمان به پادشاهی تبديل شد و اسم و رسمی از حکومت اسلامی باقی نماند. يکی ديگر از اين دوران که با مجاهدت امام(ره) و مردم شکل گرفت، انقلاب اسلامی ايران است که دوباره حکومت اسلامی که آرزوی پيامبر و ائمه بود و به قول امام(ره) همه ائمه به دنبال تشکيل حکومت اسلامی بودند، شکل گرفت و امروز اين حکومت به دست شما عزيزان رسيده است.
جعفری با تاکيد بر اين که امروز به نظر میرسد مرحله تثبيت انقلاب اسلامی را در داخل کشور پشت سر گذاشتهايم، گفت: در مقطعی هفت هشت ساله شاهد تلاشهای بسياری برای توقف انقلاب و انحراف آن در داخل، در عمل و سخن بوديم. ولی با اتفاق رخ داده در سه چهار سال اخير و تغيير رويکرد مردم نسبت به جريان انقلاب، اهداف و انديشههای آن، باعث شد که تثبيت انقلاب در داخل، نااميدی دشمنان انقلاب را در داخل رقم زند. البته نمیتوان از نااميدی کامل آنها با اطمينان سخن گفت. "
● سید احمد علم الهدی امام جمعه مشهد و از یاران مصباح یزدی در مورد سخنان خمینی در مورد دوری نظامیان از انتخابات اینگونه می گوید و امام را دشمن می گرداند :
" ...معنای این که بسیج در سیاست دخالت نکند، این است که بسیج سکولار و بیدین شود، در صورتی که همه محور بسیج دین، ایمان و اعتقاد به خداست . امام رحمة الله علیه هیچگاه چنین چیزی نفرمودند و شما حواستان جمع باشد که مورد سوء استفاده دشمنان قرار نگیرید ... سپاه در همه صحنههای سیاسی بسیج حضور دارد و باید حضور داشته باشد و من از فرماندهان میخواهم که در جلسات مقابل این شایعهها مقاومت کنند ...در زمان انتخابات مجلس دوم یا سوم بود که امام رحمة الله علیه فرمودند نیروهای نظامی اعمال نفوذ نکنند. یعنی مردم را به زور وادار نکنند که به چه کسی رای بدهند، چرا که خلاف انتخابات آزاد است و از اول انقلاب تا به امروز الحمدالله این کار صورت نگرفته است... اولین بسیجی و فرمانده بسیج در تاریخ اسلام امام رضا علیهالسلام است. چرا که در حقیقت ایشان در برابر جریان استکباری و غاصب مامون به عنوان اولین امام و رهبر مانور بسیج را به منصه ظهور گذاشتند. ما سابقه بسیج را از امام رضا علیهالسلام داریم و این که امام خمینی رضوان الله تعالی علیه فرمان ارتش 20 میلیونی میدهند، یک نقطه تجربه شده در زندگی سیاسی حضرت رضا علیهالسلام بود....امروز پس از 29 سال دشمن به این نتیجه رسیده است که از بیرون نمیتواند انقلاب را بین ببرد، چرا که در جنگ 8 ساله این مساله را تجربه کرد. جنگ، انقلاب را بیمه و نظام را تثبیت کرد. چرا که قبل از جنگ انقلاب ما مثل آب لرزان بود و جریانات مختلف فکری مانند مارکسیستهای ملحد، منافقهای مشرک و فرصتطلبانی که ماسک دین زده بودند، اما دستشان در دست آمریکا بود از نظام اسلامی سهمخواهی میکردند.
8 سال جنگ و خون شهدا معلوم کرد که انقلاب باید دست چه کسی باشد و امروز کار به جایی رسیده است که مردم حاضر نمیشوند یک فرد کمتر از حزباللهی ذوب شده در ولایت را قبول کنند.
جنگ عملیات روانی دشمن این گونه است که به مقاومت شما حرکت ضد دموکراتیک، ضد آزادی، خشن و چماقداری اتلاق میکنند و شما باید حواستان جمع باشد، ...سوژه این عملیات روانی قرار نگیرید، چرا که آن چیزی که برای شماست خشونت نیست، بلكه مقاومت است، یعنی نیروی مقاومتی که هیچچیزی نمیتواند تکانش بدهد . "
* چرا و چگونه سپاه وارد سیاست داخلی و خارجی کشور شد:
گنجی در مطلبی اشاره ای ناقص به این موضوع دارد . وی می نویسد :
" ...آقای خمينی به شدت مخالف دخالت نظاميان( يعنی سپاه) در امور سياسی بود و لذا در موارد عديده مخالفت علنی خود را به شدت تمام اعلام داشت .
به این دلایل
-آقای خمينی يکی از مراجع مسلم تقليد بود، اين امر پايگاه مهمی در حوزه های دينی و توده های ديندار برای وی فراهم می آورد.
-آقای خمينی رهبر انقلاب و شخصيتی کاريزماتيک بود.
-او برای زمامداری سياسی به ورود نظاميان به عرصه ی سياست و اقتصاد نيازی نداشت.
اما آقای خامنه ای فاقد همه ی اينها بود.
- حتی جامعه ی مدرسين حوزه ی علميه قم حاضر نبود وی را به عنوان يکی از مراجع تقليد به مردم معرفی کند.
- سپاه پاسداران پس از محاصره اجلاس جامعه ی مدرسين موفق به دريافت گواهی مرجعيت آقای خامنه ای از آنان شد.
- آقای خامنه ای نه رهبر انقلاب بود، و نه شخصيتی کاريزماتيک دارد. از اين رو ،استفاده از نظاميان، برای يک رهبر غير دموکراتيک، تنها راه پيش روست.
-آقای خامنه ای از ابتدا به کارهای نظامی- امنيتی علاقه داشت. وقتی دکتر چمران در کابينه بازرگان وزير دفاع شد، او هم زمان معاون وزير دفاع و نماينده ی آقای خمينی در وزارت دفاع بود.
- در ستاد مشترک ارتش مستقر شد. ری شهری را به عنوان رئيس دادگاه ارتش معرفی کرد.
-در جريان کودتای نوژه از نزديک مسائل را تعقيب می کرد.
- آقای خامنه ای در مقام رياست جمهوری، با اين استدلال که برای رئيس جمهور چيزی باقی نمانده، می گفت سازمان اطلاعاتی نظام بايد زير نظر رئيس جمهور باشد.
-وقتی به عنوان رهبر از سوی مجلس خبرگان انتخاب شد، در اولين ديدار اعضای هيأت دولت با وی، "نظريه رعب" خود را با آنها در ميان می گذارد. براساس تلقی آقای خامنه ای از قرآن و تاريخ اسلام، يک اقليت فداکار با ارعاب و ترور توانست اکثريت خاموش را دور خود گرد آورد و بر آنها حکومت کند. آقای خامنه ای به اعضای کابينه ی مهندس موسوی گفت : "حکومت بايد متکی بر يک جمع فداکار باشد. اکثريت مردم در حکومت خاموشند. يک جمع فداکار می تواند از طريق ايجاد رعب حکومت را پايدار نگاه دارد".
-آقای خامنه ای رفته رفته پای سپاهيان را به سياست و اقتصاد ايران گشود و هر چه زمان پيش رفت، اين حضور و دخالت بيشتر و پر رنگ تر شد.
انتصاب سپاهيان به رياست صدا و سيما يکی از مصاديق اين پروژه بود. هريک از فرماندهان نظامی که بخواهد در يک پست سياسی مشغول به کار شود، بايد اجازه ی رهبر جلب شود.
-در هفتمين دوره ی مجلس شورای اسلامی، تعداد بيشتری از نظاميان به مجلس راه يافتند
-.پس از آنهم در انتخابات شوراهای شهر تعداد ديگری از آنها وارد شوراهای شهر شدند.
-در حوزه ی اقتصاد، از آغاز زمامداری خامنه ای، نه تنها امتيازهای بسياری به نظاميان داده شد، بلکه رفته رفته پروژه های اقتصادی کلان به سپاه واگذر شد.
-در انتخابات دوم خرداد ۷۶ ذوالقدر به طور جدی برای پيروزی ناطق نوری فعاليت می کرد.
-دخالت فرماندهان سپاه و بسيج در مسائل سياسی، برای نابودی اصلاحات، در دوران اصلاحات افزايش يافت.
...حضور اينان در عرصه ی سياسی در سه دوره رياست جمهوری گذشته است.در اينجا به برخی از موارد گسترش حضور نظاميان در عرصه ی سياست و اقتصاد در دوره ی احمدی نژاد اشاره خواهد شد:
-در دوره ی احمدی نژاد بودجه ی نظامی ايران، نسبت به دوره ی خاتمی، دو برابر شد.
-تعداد افراد نظامی حاضر در مجلس، کابينه، استانداران، معاونين وزرا، شهرداری ها و شورا های شهر بسيار رشد کرده است. بيشتر نيروهای معرفی شده توسط احمدی نژاد دارای سوابق نظامی ، اطلاعاتی و دادستانی هستند.
-حضور نهادهای نظامی در فعاليت های اقتصادی افزايش چشمگير پيدا کرده و رسميت يافته است.
-واگذاری قراردادهای نفتی به سپاه پاسداران ، يک نمونه از اين گونه فعاليتهاست.
- نمونه ی ديگر، " حل و فصل" اختلافاتی است که در مورد فعاليت های غير قانونی اين نهادها وجود داشته و به آنها جنبه ی رسمی و قانونی بخشيده است.کل نوار شمال تهران در ارتفاعات البرز در دهه های ۱۳۷۰ و ۱۳۸۰ به زير شهرک های مسکونی، آپارتمان سازی و غيره رفت. سازنده ی تمام اين پروژه ها نيروهای نظامی و انتظامی (سپاه، ارتش، نيروی انتظامی) بوده اند.شهرداری ها تادوره ی احمدی نژاد از صدور پايان کار ساختمانی به اين ساخت و سازها خود داری کردند و اين امر امکان رسميت يافتن و دريافت سند قانونی برای اين واحدها را ناممکن می کرد.در دوره ی احمدی نژاد شهرداری برای تمام اين واحد ها پايان کار صادر کرد و در برابر آن، از ماشين آلات اين نهادها در پروژه های شهرداری ها استفاده کرد.دريافت "پايان کار" و رسميت يافتن اين تأسيسات ارزش آنها را به شدت بالا برد ، آنها را از خدمات کامل شهری و حمل و نقل بهرمند ساخت و باعث جا به جا شدن مقادير عظيم سرمايه شد.
-دستيابی بيشتر اين نهادها به اعتبارات بانکی و وام های ارزان. يکی از مشکلات نظام بانکی "بدهی های معوقه" است. بخش بزرگی از مشتريان بد حساب و دارای "بدهی معوقه" شرکت های اقماری نهادهای نظامی و انتظامی و امنيتی هستند.
-آخرين مورد ثروتمند کردن نظاميان، "طرح تشکيل سازمان بسيج سازندگی" جديدترين مصوبه ی مجلس است که پروژه های اقتصادی را به بسيج واگذار کرد. اين طرح به شدت تبعيض آميز،دستگاه بورکراسی دولت را بزرگتر و بخش خصوصی را منتفی می سازد[۱۹]."
در نوشته گنجی برخی از مسائل که توضیح داده اند درست است و در خور تشکر و سپاس . اما باید بر آن افزود دخالت های سپاه پاسداران و نیروهای بسیج قبل از این دوره هایی است که او ذکر کرده است .
قطعا هم او و هم دیگر خوانندگان عزیز می دانند که سپاه قبل از آمدن خامنه ای بر سر کار در مقام رهبری نیز در بسیاری از برنامه ها دخیل بوده است که به برخی از آنها اشاره می شود :
- دخالت نیروهای سپاه پاسداران در تصرف سفارت امریکا .
- دخالت نیروهای سپاه پاسداران در انقلاب فرهنگی .
- دخالت نیروهای سپاه پاسداران در سرکوب مردم قبل از کودتای سال 60 .
- دخالت نیروهای سپاه پاسداران در انجام کودتای سال 60 تحت رهبری خمینی و سران حزب جمهوری اسلامی . - دخالت نیروهای سپاه پاسداران در دستگیری و اعدام جوانان وطن در سالهای بعد از 60 و در کشتار سال 67 در ندانهای کشور .
- دخالت نیروهای سپاه پاسداران در خرید و فروش های نظامی و غیر نظامی در دوران جنگ .
- دخالت نیروهای سپاه در سرکوب مردم به دلیل پوشش آنها .
- دخالت نیروهای سپاه در حمله به کتابفروشی ها و نشریات و سینماها.
- دخالت نیروهای سپاه در حمله به اجتماعات مردمی و سخنرانی ها .
- دخالت نیروهای سپاه پاسداران در ساخت و تشکیل اسکله و بنادر غیر مجاز .
- دخالت نیروهای سپاه پاسداران در واردات کالاهای اساسی .
- دخالت نیروهای سپاه و بسیج در توزیع کالاهای اساسی .
- دخالت نیروهای سپاه پاسداران در سرکوب دانشجویان - معلمان - کارگران - زنان و ...
- دخالت نیروهای سپاه در مراکز مختلف اعم از : صدا وسیما و وزارت ارشاد و وزارت کشور و واواک و وزارت امور خارجه و وزارت آموزش عالی و وزارت اطلاعات و فن آوری و وزارت آموزش و پرورش و وزارت راه و ترابری و بنیاد مستضعفان و ستاد اموال امام و رهبری و ستاد امر به معروف و نهی از منکر و ستاد ائمه جمعه و جماعت و ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز و سازمان فرهنگ و ارتباطات و سازمان تبلیغات اسلامی و سازمان تربیت بدنی و اکثر فدراسیون ها و تیم های ورزشی و سازمان اوقاف و حج وزیارت و سازمان گمرکات سراسر کشور و راهنمایی و رانندگی کل کشور و قوه قضائیه ( در کار دادگاههای انقلاب از اول و در کار بقیه دستگاه قضائی بخصوص از زمان حکومت خاتمی بدین سو ) .
لازم به ذکر است که این نیروها قبل از اینکه وارد این مراکز شوند در ادارات و یا سازمانها و شرکتهایی مشغول به کار بوده اند و بعد از شرکت در جنگ و حتی در همان زمان جنگ با این مراکز در ارتباط بوده اند و بعد از جنگ نیز برخی از این نیروها به سازمانها و محل های خود برگشته اند و در محلهای کار خود، به پست ها و مقاماتی جدید رسیده اند و دامنه نفوذ و تسلط را گسترش داده اند .
البته بعد از انتصاب احمدی نژاد به ریاست جمهوری، این گسترش شدت یافته است .
خلیق نیز، در مقاله خود، دلایل این حضور را اینگونه بیان می دارد :
" ...سپاه به دخالت در انتخابات قانع نیست، بلکه میخواهد فرماندهانش هم کرسی های مجلس را به تصاحب در آورند. در دوره هفتم مجلس تعدادی از فرماندهان در انتخابات شرکت کرده و به مجلس راه یافتند. گفته میشود حدود ۷۰ ـ ٨۰ نفر از نمایندگان مجلس هفتم به سپاه وابسته هستند. سپاه برای بالا بردن سهم خود در مجلس آتی، چند ماه قبل ۵۰ تن از فرماندهان خود را برای شرکت در انتخابات از سپاه مرخص کرد.
چرا سپاه پاسداران میخواهد در مجلس حضور یابد؟ چرا سپاه پاسداران فرماندهان خود را که برای تربیت آنها سرمایه گذاری سنگینی کرده، از سپاه بیرون کشیده و راهی مجلس میسازد؟ آیا هدف سپاه صرفا تامین کادر برای جمهوری اسلامی است؟ آیا جمهوری اسلامی از کمبود کادر سیاسی و عناصر واجد شرایط برای کاندیداتوری مجلس رنج می برد که سپاه مجبور شده است عناصر نظامی را که فاقد تجربه در عرصه سیاسی هستند، وادار به استعفا از سمت نظامی کرده و از آنها بخواهد که وارد عرصه انتخابات شوند؟
آنچه مشخص است جمهوری اسلامی باندازه کافی در طی نزدیک به سه دهه کادر پرورش داده و از کمبود کادر رنج نمی برد. بنابرین حضور نظامیان در مجلس ناشی از کمبود کادر سیاسی نیست، بلکه از انگیزه های دیگری ریشه میگیرد که میتوان به چند مورد آن اشاره کرد:
۱. سپاه پاسداران به کار نظامی قانع نیست و فرماندهان سپاه ولع سیری ناپذیری برای کسب قدرت و حضور در ساختار سیاسی دارند. گرچه از میزان حضور فرماندهان سپاه در مقامهای دولتی آماری در دست نیست، ولی با یک نگاه میتوان این امر را به وضوح مشاهده کرد.
۲. مجلس محل قانونگذاری است. سپاه همچنانکه میخواهد در کابینه حضور داشته باشد و در اداره کشور سهیم گردد، در قانونگذاری هم میخواهد مشارکت داشته باشد.
٣. سپاه بدون اینکه اذعان کند میخواهد همانند احزاب سیاسی در جامعه ما عمل کند. حضور در مجلس به تامین این هدف کمک میکند.
۴. سپاه سالها است که به فعالیت اقتصادی می پردازد. در پرتو فعالیت اقتصادی سپاه، فرماندهان و نزدیکان آنها به ثروتهای کلانی دست یافته، شرکتهای تولیدی، ساختمانی و تجاری راه انداخته و در تعدادی از شرکتها صاحب سهم شده اند. سپاه با حضور در مجلس میخواهد از منافع اقتصادی خود و فرماندهانش دفاع کند.
-خطر نهادینه شدن دخالت سپاه در انتخابات و حضور در مجلس : دخالت سپاه در انتخابات و حضور فرماندهان در مجلس شورا، پیآمدهای فوق العاده زیانباری برای کشور ما دارد. سپاه از این حضور بسود منافع اقتصادی خود بهره میگیرد. اگر دخالت سپاه در انتخابات و حضور در مجلس تداوم یابد، این امر به تدریج نهادینه شده و جزو ساختار سیاسی کشور ما خواهد شد. در چنین صورتی منفک کردن سپاه از انتخابات، مجلس و ساختار سیاسی کشور به امر فوق العاده دشواری تبدیل خواهد گشت. لذا از هم اکنون لازم است که به کار روشنگرانه دست زد و از نیروهای سیاسی درخواست نمود که خواست بازگشت فرماندهان سپاه به پادگانها و منحصر شدن فعالیت سپاه به امر نظامی را در شعارها و برنامه خود قرار دهند.
آنچه مسلم است جای فرماندهان سپاه در مجلس و دولت نیست و قاچاق کالا، راه اندازی شرکتهای ساختمانی، تجاری و صنعتی در چارچوب وظائف سپاه نمی گنجد. جای فرماندهان نظامی در پادگانها است و وظیفه سپاه حفاظت از مرزهای کشور در مقابل تجاوز کشورهای دیگر است.
*سابقه دخالت سپاه در انتخابات و سیاست :
بر خلاف نظر خلیق، ما معتقدیم که سابقه دخالت سپاه در سیاست از همان ابتدای انقلاب بوده است : بعد از پیروزی بنی صدر در انتخابات ریاست جمهوری و شکست بسیار سنگین حزب جمهوری اسلامی ایران کلیه سران نظام ولایت برای اینکه بتوانند در مجلس شورای اسلامی با آوردن نمایندگان خود دست به مخالفت با بنی صدر بزنند از کلیه نیروهای خود تقاضا کردند که با ورود در انتخابات زمینه پیروزی افراد حزب جمهوری اسلامی را مهیا سازند .
در آن دوره حزب جمهوری اسلامی از کلیه نیروهای وابسته به خود و کلیه روحانیون و نیروهای نظامی و انتظامی و سپاهی و کلیه امکانات دولتی و کشور استفاده کرد تا مجلس را به گونه ای که خود می خواهد سازمان دهی کند .
- دخالت در تصرف سفارت امریکا
- دخالت در انقلاب فرهنگی
یادداشتهای سال 60 هاشمی رفسنجانی ( عبور از بحران ) گزارش روز به روز نقش اطلاعات سپاه - که محسن رضائی سرپرست آن بود - و واحدهای سپاه که از جبه جنگ به تهران منتقل کرده بودند، در کودتای خرداد 60 هستند .
- به قول خلیق، دخالت آشکار آنان در انتخابات مجلس پنجم . بنا به دستور خامنه ای.
وی می نویسد : دخالت سپاه در انتخابات مجلس به مرحله دوم انتخابات مجلس پنجم برمیگردد. در آن دوره پیروزی تنی چند از کاندیداهای کارگزاران در انتخابات مرحله اول و راه یابی چند کاندیدای دیگر این جریان به مرحله دوم انتخابات، نگرانی جدی خامنه ای را برانگیخت. خامنه ای بلافاصله وارد میدان شد و شروع به ناسزاگوئی به لیبرالها نمود و از خطر افتادن مجلس بدست آنها سخن گفت. او به سپاه دستور داد که فعالانه در انتخابات شرکت کند و مانع ورود "لیبرالها" به مجلس گردد. بدنبال آن، فرماند کل سپاه، فرمان عملیات سیاسی را در مراسم صبحگاه لشکر ۷ حضرت رسول صادر کرد و گفت: "ما در مرحله دوم باید به صحنه بیائیم و با رای خود نگذاریم لیبرالها و لو یک نفر اینها به مجلس بروند و بخواهند برای ملت و کشور مشکل درست کنند"( کیهان ۲۹ فروردین سال ۱٣۷۵). بعد از انتخابات "حزب الله" با صدور بیانیه ای اعلام کرد که :"ما با تمام قوا به صحنه آمدیم و جریان انتخابات را به مسیر صحیح هدایت کردیم." و فرمانده سپاه هم از اولین "عملیات سیاسی این نیروی پرافتخار که در کارنامه آن ثبت و حفظ شد" صحبت کرد.
رفته رفته دخالت آنان در کلیه امور نمایانتر می شد به گونه ای که اگر ملاحظه شود سپاه پاسداران در حال حاضر در بسیاری از انتخابات دخالت کرده است : دخالت در انتخابات ریاست جمهوری دور هشتم که مانع از دخالت آنان به نفع اقای ناطق نوری شدند . دخالت در مجلس هفتم . دخالت در انتخابات شورای شهر سوم و چهارم و دخالت در انتخاب ریاست جمهوری اقای احمدی نژاد که بسیار وسیع بود
آقای ذوالقدر در این مورد می گوید :
"انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری در نوع خود بی نظیر بود و باید پیچیده عمل میشد و نیروی اصولگرا بحمدالله با طراحی درست و چند لایه توانستند در یک رقابت واقعی و تنگاتنگ، حمایت اکثریت مردم را به خدمتگزاری بیشتر و موثرتر به آنها جلب کنند" (روزنامه ایران ۱٨ تیر سال ۱٣٨۴).
* دخالت روباز و وسیع در انتخابات دوره هشتم :
این روزها دخالت وسیع و گسترده و بی پروای سپاه پاسداران ، زیر عبای خامنه ای ، کار را به جایی رسانده که حسین شریعتمداری سوپر راست نیز زبان به انتقاد گشوده است . البته نا گفته نماند که انتقاد وی به این دلیل است که بتواند جلوی اعتراضات دیگر را بگیرد در این مورد سخنان فیروز آبادی در مراسم صبحگاهی ستاد کل نیروهای مسلح در روز ۱٣ بهمن گویا است :
از ورود متحصنین و مرعوب شدگان امریکا به مجلس باید جلوگیری کرد : امریکا به عده ای مرعوب و فریفته غرب امید بسته است. آنها که نامه نوشتند تا با بوش بسازند و به رهبری نوشتند با بوش بسازد و در مجلس تحصن کردند و در دانشگاهی که ۵۰ سال مظهر مبارزه با امریکاست و هنوز خون شهیدان مبارزه با استکبار در آن می جوشد نفوذ کردند و به نفع امریکا شعار دادند که ملت ایران باید اینها را بشناسند. مباد آنها که امریکا به آنان دل بسته بتوانند به کرسی های مجلس شورای اسلامی دست یابند و باز آن کنند که کردند".
بخشی از سخنان جانشین فرمانده بسیج
حسن طائب جانشین فرمانده بسیج در همان روز، ضمن اشاره به طرح موسوم به "بصیرت"، گفته است: "بسیج در جهت اجرای نقش محوری خود فعالیتهائی را با هدف حضور حداکثری و ارتقاء بصیرت سیاسی و معرفت دینی مردم و آحاد بسیجیان برای انتخاب اصلح را صورت میدهد". به گفته وی این اقدامات غیر از نقشی است که از سوی دولت "در زمینه کمک به تأمین امنیت انتخابات" بر عهده بسیج گذاشته شده است. بنا به اظهارات طائب این نهاد نظامی: "برنامههائی برای تبیین فضای سیاسی جهان، منطقه و کشور و نقشی که انتخابات مجلس در تأمین اهداف انقلاب اسلامی و نظام دارد را دنبال خواهد کرد".
گویا تر از این سخنان ، انتخابات رسوای مجلس هشتم است . بنا بر نتایج این " انتخابات " هم بر شمار پاسدارانی که " نماینده " شده اند و هم " اصول گرایانی" که اکثریت بزرگ مجلس را صاحب شدند.
انقلاب اسلامی : تسلط این حزب بر اقتصاد کشور و شیوه رانت خواری که اتخاذ کرده است و وابستگی بودجه و اقتصاد دولت به درآمدهای نفت و قرضه های داخلی و خارجی ، تورم مزمن و دیرپا و روز افزون ساخته و زندگی مردم ایران را سخت تر گردانده است :