مژده آن بندگان مرا كه به سخن‏ها گوش فرا ميدهند و از بهترين آنها پيرروى ميكنند قرآن سوره زمر قسمتى از آيه هاى ١٨, ١۷

« شماره ۶۹۸ از ۷ تا ۲۹ خرداد »

سايت ابوالحسن بنی صدر

برای تماس با ما

جواب به سوالها

آرشيو روزنامه

PDF روزنامه بصورت

صفحه اصلی

نامه ها

ایستاده بر آرمان

از
علی غریب

" ما یک چیز را موفق شدیم که تا آن زمان کسی موفق نشده بود و آن اینکه همین بیان از اسلام را از زبان یک مرجع تقلید گفتیم. بیان اسلام دین آزادی است و اسلام بیان آزادی است را از زبان او گفتیم. تا اینجا موفق بودیم و خیلی هم شاد و سرحال برای اینکه فکر می کریدم مرجع دروع نمی گوید و می داند دین یعنی تعهد و این تعهد غیر از آزادی نیست. ما باور داشتیم که مرجع تفلید خالی از هوی است و کشش به قدرت ندارد. غافل بودیم از اینکه فلسفه ای که اینان می آموزند، همین فلسفۀ قدرت بر مبنای ثنویت تک محوری افلاطورنی است"
پاره ای از صحبت های آقای خمینی در پاریس و در عرض این چند ماه چنین است:
"بشر در اظهار خودش آزاد است"
" اولین چیزی که برای انسان هست آزادی بیان است"
"در جمهوری اسلامی کمونیست ها نیز در بیان عقاید خود آزادند"

" ولایت با جمهور مردم است"
" اختیارات شاه را نخواهم داست"
"منی هیچ سمت دولتی را نخواهم پذیرفت"


...
" من در آینده (پس از پیروزی انقلاب) همین نقشی که الان دارم خواهم داشت. نقش هدایت و راهنمائی، … من درخود دولت نقشی ندارم."
...
" دور روز پیش از اعدام ها و کشتارهایی که از 31 خرداد آغاز شد نظر خوردم را در نواری ضبط کردم و پیش خمینی فرستادم. گفتم دادگاههای انقلاب را دست کم سه ماه تعطیل کند. آزادها، خصوصاً آزادی مطبوعات را برقرار کند و بحث های آزاد به معنای واقعی کلمه پدید آورد. اگر سه ماه گذشت و نتیجه بد بود، از نو زندان و شکنجه و اعدام و کشتار را برقرا سازد. نشنید و بدتر کرد" " کار را بجایی رساندند که شبی 400 تا 500 نفر را اعدام می کردند.

بمب گذاری - ترورشوندگان - زمان عزل منتظری- سعید امامی و نقش او و...

انقلاب اسلامی : خبرهای این فصل را در دو قسمت از نظر خوانندگان می گذرانیم :

سرایت بمبگذاری به ایران یا بمب گذاری « خودیها » پیش از سفر خامنه ای به شیراز – فهرست 600 نفری ترور شوندگان؟

*انفجار در شیراز و تدارک انفجار در نمایشگاه کتاب تهران و مدرسه گلپایگانی در قم !؟

◄انفجار بمب در حسینیه رهپویان شیراز ، سه رفتار و در سه زمان را ببار آورد : 1 – دوره انکار . در این دوره انفجار ناشی از وجود مواد منفجره در غرفه بوده است . قرار بر سفر خامنه ای به شیراز بوده و نمایشگاه « دفاع مقدس » ترتیب می داده اند و مواد منفجره منفجر شده اند و عده ای را کشته و زخمی کرده اند. 2 - دوره انکار ( امام جمعه شیراز و مسئولان رژیم در شیراز و مسئولان رژیم در تهران ) و اعتراض ( از جمله، از انجوی روحانی حسینیه ) و نسبت دادن انفجار به وهابی ها و بهائی ها و گروه رجوی .
3 – دوره پذیرفتن انفجار و نسبت دادن آن به عوامل امریکا و انگلیس :
◄ به گزارش رویتر ( 12 مه ) دستگاه قضائی ایران اعلان کرد که امریکا و انگلستان را به خط حمایت مالی از کسانی که انفجار شیراز را سازمان داده اند، تحت تعقیب قضائی قرار می دهد . سخنگوی قوه قضائیه، علی رضا جمشیدی این گروه را عوامل انگلستان و امریکا نامید .
هفته پیش از این تاریخ، « وزیر » واواک اعلان کرد : از 6 تروریست، 5 تن را دستگیر کرده ایم . این گروه به امریکا و انگلستان ارتباط می داشته اند و مسبب انفجار شیراز شده اند که در آن، 14 تن کشته و 200 تن زخمی شدند . این سخنگو نگفت قوه قضائیه امریکا و انگلستان را چگونه تعقیب قضائی خواهد کرد .
◄ در 21 ارديبهشت، يک مقام "آگاه" رژيم به خبرنگار "جهان" گفته است : « طرح بمب گذاری های گسترده در کشور خنثی شده است : اخيرا اعضاى يك باند كه تصميم داشتند، مصلاى بزرگ تهران محل برگزارى نمايشگاه بين المللى كتاب را منفجر كنند ، دستگير شده اند‏.‏ ‏ اخيرا اعضاى يك باند كه تصميم داشتند ، مصلاى بزرگ تهران محل برگزارى نمايشگاه بين المللى كتاب را منفجر كنند ، دستگير شده اند‏.‏
‏ درجريان اين توطئه بمب گذارى دو نفر تروريست تقريبا هشت كيلو گرم مواد منفجره را از شيراز به تهران انتقال داده بودند‏.‏ هنگام فرآورى مواد منفجره در هتل جهان تهران، مواد مشتعل شده و منفجر مى شود كه در جريان آن يكى از تروريستها به هلاكت مى رسد و نفر دوم نيز متوارى می گردد. او هنگام خروج از مرز در شمال كشور دستگير مى شود‏.‏
تروريست دستگير شده اقرار كرده است، انفجار مدرسه فيضيه و مدرسه آيت الله العظمى گلپايگانى كه مركز تدريس دروس سطوح و دروس عالى است و در روز عده اى زيادى از اساتيد و طلاب در آنجا حضور دارند ، در برنامه بمب گذارى آنها بوده است‏.‏ وي، دريافت پنج ميليون جايزه براى ترور هر شخصيت روحانى را از ديگر اقرارهاى اين تروريست عنوان كرد‏.‏
افراد دستگير شده در اين رابطه 7 نفر بوده که بوسيله يک رابط زن با يکی از کشورهای مهم اروپايی ارتباط داشتند. ایران با استناد به اعترافات اين افراد، مشخصات رابط زن را برای شناسايی و بازداشت در اختيار اينترپل قرار داده است.
◄ در 14 مه 2008، خبرگزاری فرانسه از تهران گزارش کرده است : ایران می گوید 12 تن را در ارتباط با بمب گذاری در حسینه ای واقع در شیراز، دستگیر کرده است . این عده اعتراف کرده اند که توسط مأموران امریکائی تعلیم دیده و از آنها ، پول دریافت کرده اند . علی رضا جمشیدی ، سخنگوی قوه قضائیه گفته است که این عده اعتراف کرده اند عوامل امریکا و انگلستان بوده اند . آنها محاکمه و به اشد مجازات خواهند رسید . موجودی حسابهای بانکی آنها روشن کرد که از امریکا و انگلیس پول دریافت کرده اند .
ایران همچنین امریکا و انگلستان را متهم می کند که پول و اسلحه به گروه های وابسته به خود می دهند و آنها روزمره در مناطق مرزی، حادثه های خونین می سازند . بمب گذاری در شیراز مهم است . زیرا ده سالی بود که در شهرها بمب گذاری نشده بود و شیراز نه در مرزی از مرزها واقع است و نه محل سکنای قومی از اقوام است.
◄ محسنی اژه ای در 25 اردیبهشت گفته است : اين تروريست قرار بود سر كنسولگري روسيه در ايران را منفجر كند . با اين كار قصد داشتند رابطه بين ايران و همسايه‌اش را به هر شكلي به هم بزنند و دستگاهايي براي نيل به اهدافشان و انفجار در سر كنسولگري وارد كرده بودند كه اين موضوع در حال بررسي است.
◄ در 14 مه، خبرگزاری فرانسه از تهران گزارش کرده است که محسنی اژه ای شمار دستگیر شدگان را 15 تن خوانده و گفته است این گروه « سلطنت طلب » بوده و توسط امریکائیها تعلیم دیده اند . شیوه های بمب گذاری و فرار بعد از انجام عمل تروریستی و... را آموزش دیده اند . این گروه با فرستنده تلویزیونی که همه روز تبلیغات بر ضد خدا ، قرآن و پیامبر می کند و این کار را شخصی به نام فولادوند و به مأموریت از سوی انگلیس و امریکا می کند .
◄ در 17 ماه مه ( 28 اردیبهشت )، به گزارش رویتر از تهران، محسنی اژه ای روزی پیش، از آن، گفته است: عوامل امریکائی که توسط امریکا تعلیم دیده و در حسینیه شیراز بمب گذاری کرده اند، قصد داشته اند لوله های نفت را نیز منفجر کردند . پیش از او، احمدی نژاد گفته بود : ایران مدارک در اختیار دارد حاکی از این که امریکا و انگلستان و اسرائیل آمران انفجار شیراز بوده اند .

انقلاب اسلامی : اما چرا نخست انکار و بعد کشف گروه تروریست منتسب به امریکا و انگلیس ؟ نخست انکار به این دلیل که اذعان به بمب گذاری بمعنای سرایت بمب گذاری از عراق و افغانستان و پاکستان به ایران ، آنهم در روزهای پیش از سفر خامنه ای به شیراز بوده است . بعد اعتراف زیرا مقتولان و مجروحان از افراد سپاه پاسدار و بستگان آنها بوده اند و واقعیت بقدری آشکار بوده است که انکار آن گویای وحشت رژیم از توسعه ناآرامی های مسلحانه تلقی می شده است. ناگزیر، دیر هنگام، به وجود انفجار اعتراف می شود . اما هنوز یک مسئله مانده است : انفجار داخلی یعنی از سوی « خودی » ها سازمان داده شده است و یا براستی گروهی تروریست دست نشانده امریکا و انگلیس آن را سازمان داده است ؟ گزارش زیر از ایران است و در آن سعی شده است به این پرسش پاسخ دهد :

* گزارش در باره لو دادن ها و لو رفتن های ناشی از ترس و چرائی بردن خامنه ای به شیراز:

◄قبل از عید، خبری انتشار پیدا کرد در باره سفر پنهانی جواد لاریجانی به قطر و ملاقات او با یک گروه خارجی در یکی از هتل های قطر. شکل و شمایل او اینگونه توصیف شده بود: با کلاهی مکزیکی و سیگار برگی بر لب وارد آن هتل شد و به محل جلسه رفت. کسی را به آن محل راه نمی دادند .
همراه با این خبر، خبر دیگری انتشار پیدا کرد حاکی از این که در همان ساعت و همان شهر شهبازی نیز همراه دختر بزرگش، بدون حجاب، در خیابان ، در حال قدم زدن و خرید کردن بوده است . علت آوردن این خبر همزمان با خبر دیدار محمد جواد لاریجانی با یک گروه خارجی ، آن زمان دانسته نبود . با این که قید شده بود او با برخی مقامات ارتباط دارند .
◄ چندی بعد خبری رسید که دانشجویان در شیراز تحصن کرده اند و با مسئولان دانشگاه درگیر و برخی از آنها دستگیر شده اند .
● خبر بعدی این بود که برخی از دانشجویان که در میانشان، برخی از دانشجویان هوادار احمدی نژاد هم بوده اند در یک درگیری در خیابان قصر الدشت شیراز مورد حمله نیروی انتظامی قرار گرفته و برخی از آنها، بعد از ضرب وشتم دستگیر شده اند . علت اعتراض دانشجویان و درگیری ها این بوده است که دانشجویان مخالف ادامه ساخت دو برج در خیابان کوچک قصر الدشت بوده اند . از قرار، این دو برج متعلق به حداد عادل، « رئیس » مجلس هستند . دانشجویان معترض به حکم قوه قضاییه زندانی شدند .
● در این میان، شهبازی کتاب خود را در باره زمین خواری و مافیای زمین خواری در شیراز نوشت . در آن، رد پای برخی از فرماندهان سپاه از جمله فرمانده سپاه استان فارس و یاران وی و نیز مسئولان واواک و « قاضیان » و اوقاف و دیگر دست اندرکاران در این اختلاس ها و زد و بند ها و آتش زدن باغ ها و تقسیم و فروش زمین هاشان به « مردم » به میان آمد . در نتیجه، همه مسئولان استان فارس که وابسته به قم و تهران بودند افشا شدند و زیر سئوال رفتند .
● شهر شیراز وضعیت آشفته ای یافت همه مسئولان و مدیران و سران مافیایی استان در این خورد و برد های کلان که به هزار میلیارد تومان سر می زند، شرکت دارند در حالی که مردم از فقر به جان آمده اند . انتخابات مرحله اول نشان داد که وضعیت نظام در این استان به شدت خراب است. تحریم وسیع انتخابات از سوئی و انتخاب 7 نفر از نیروهای مستقل یا به اصطلاح اصلاح طلب و 4 نفر از وابستگان به مافیاها از سوی دیگر، بیزاری شدید مردم را از مافیاها آشکار کردند.
بدین قرار، وضعیت شهر شیراز بحرانی بود و نیاز به آرامش داشت . در این وضعیت، رژیم مافیاها ، نیاز به حادثه داشت تا به آن را دست آویز بگیر و ببند و فرو نشاندن حرکت اعتراضی کند :
◄ در گذشته، هر زمان وضع خراب می شد، خود انفجاری را ترتیب می دادند و « صحنه کربلا » ئی می آراستند و از « بحران عبور می کردند » . عوامل رژیم چرا در این استان ، مانند دیگر استانها از همان روش های قبلی استفاده نکرده باشند و بمبی را در حسینیه منفجر نکرده باشند ؟ در این جا، بسیار بعید می دانند که یک گروه تروریست ، عامل امریکا و انگلیس، درست زمانی که مافیاها نیاز به انفجاری از این نوع داشتند، دست به این کار زده باشد. این انفجار را از انفجارهائی از این نوع می دانند که در گذشته نیز سازمان داده می شدند : بمب گذاری در حرم امام رضا ، بمب گذاری در مسجدی در زاهدان، بمب گذاری در میدانی در مشهد، بمب گذاری در اداره ای در اهواز، بمب گذاری مقابل دفتری در تهران، بمب گذاری مقابل بنگاه مسافربری در کرمانشاه و ...
در آن بمب گذاریها ، عده ای را کشتند و زخمی کردند و به استنادشان، شرایط و جو را به شدت امنیتی کردند و در جو امنیتی شروع به دستگیری مخالفان و افرادی که می بایست دستگیر شوند، می پرداختند .
وضعیت در شیراز اگر انفجار آمیز نبود، سخت بحرانی بود . مافیاها نیاز به یک انفجار داشتند . بمبی در حسینه ای منفجر که مورد علاقه کلیه نیروهای سپاهی – واواکی – امنیتی – قضایی و کلان مافیاها بود . به بهانه آن، رگ غیرت این مافیاها از یقه خارج شد و مسئولین تامین امنیت استان به سرعت استان را در شرایط ویژه قرار دادند :
● بگیر و ببندها شروع شد و دزدان برای تامین امنیت مردمی که تا چند روز پیش خود آنان را زیر سئوال برده بودند دست به کار شدند و کسانی را که قرار بود دستگیر کنند دستگیر کردند و جو را جو وحشت و ترورکردند . همراه با آن، مراسم پر شکوهی برپا کردند و به گریه و ماتم نشستند.
● زمینه را آماده کردند برای اینکه رهبر مافیاها به شیراز سفر کند و در محل، آنها را مورد تایید قرار دهد . با ورود او همه دزدان و مافیایها مورد تفقد قرار گرفتند . سهم « آقا » نیز پرداخت شد . جمعی قربانی شدند فدای سر «رهبر »! رهبر به شیراز وارد شد و باندها را به حضور پذیرفت : در نوبتی فرماندهان سپاه و باند سرکوبگر را و در نوبتی روحانیان دولتی همدست مافیاها را و در نوبتی نیروهای قضایی ودر نوبتی دیگر اوقافی ها را و در نوبتی دیگر چماقداران و نیروهای امنیتی و ... را . در شیراز هر کس که مسئله دار بود به حضور رهبر رسید و مورد تایید قرار گرفت . او و مافیاها به مردم نشان دادند که « اینهمه آوازه ها از رهبر بود » و هر چه رهبر بگوید باید همان شود .
◄ و بلاخره مانند، همیشه فردی، اینبار در رشت دستگیر و گفته شد سلطنت طلب و عامل بمبگذاری بوده است . مانند انفجار حرم امام رضا و قتل کشیشان و انفجار میدان آب مشهد و انفجار مسجد زاهدان و قتل دکتر سامی و انفجار های اهواز ...
● از این حرفها سران مافیا قبلا نیز می زدند. در بمب گذاری حرم امام رضا، برای دستگیری بمب گذار حتی تا پاکستان نیز رفتند . در بمب گذاری میدان آب مشهد تا سازمان مجاهدین نیز رفتند. در بمب گذاری های اهواز تا انگلستان هم رفتند . اما بعدا مشخص شد که بمب گذاران از افراد واواک بوده اند . در بمب گذاری های ترهان در زمان انتخابات ریاست جمهوری قبلی نیز همه متهم شدند اما کار کار سپاه پاسداران بود . اینست که اگر این بار ، هویت افراد گروه و خود گروه را آشکار کردند و محاکمه ای علنی ترتیب دادند، ممکن است بتوان گفت کار یک گروه تروریست بوده و گسیل کنندگان این گروه خواسته اند مقابله به مثل کنند . امری که بسیار بعید به نظر می رسد .
● در قتل ها نیز همه متهم بودند اما کار کار واواک و سپاه و گروههای مافیایی نظام بود و این بار نیز نیاز « مقام ولایت فقیه » به کربلا عده ای را به کشتن داد و بر اساس آن عده ای دستگیر شدند و در نهایت بمب گذار از سلطنت طلبان بود که در رشت دستگیر شد و شیراز به نظر مافیاها آرام شد و رهبر جلوس فرمودند و مافیاها را مورد تفقد قرار دادند .
◄ اما نه « رهبر» سیاست دان است و درک آن را دارد و نه گروههای مافیایی توان هضم این مسئله را که اگر اژدهای خفته به حرکت آید و اگر مردم تصمیم به بر انداختن رژیم بگیرند، هیچ نیرویی و هیچ حادثه سازی و هیچ بگیر و ببندی مانع آنها نخواهد شد . با وجود این، آثار و علائم ترس در گردانندگان رژیم و حتی مأموران قابل مشاهده اند : تحریم گسترده انتخابات فرمایشی و مخالفت های علنی مردم به بهانه گرانی و مخالفت های علنی برخی از مسئولان به بهانه حمایت از امام زمان و مخالفت های علنی برخی از مسئولان با تصرف انحصاری قدرت توسط عده ای معدود و « آزادیخواه » شدن برخی از سرکوبگران و ... علائم ترسی هستند که گردانندگان رژیم بروز می دهند
شتاب در زد و بندها و خورد و بردها و اختلاس های کلان و خروج سرمایه ها از کشور و نزدیک شدن برخی از « شخصیت » ها به مردم و افشای برخی از مطالب پوشیده و مخفی و سری و محرمانه از سوی برخی از مسئولان و مقامات امنیتی – واواکی – سیاسی و ... بیانگر آنند که برخی از سران و مسئولان نیز اوضاع را نامساعد می بینند . اما « رهبر» که از کم دانش ترین افراد این کشور است توان درک این وضعیت نابسامان و شدت نابسامانی را ندارد و همچنان بر استبداد و خودمحوری خود پافشاری می کند. باشد که مانند صدام و میلاتسویچ و شاه سابق زمان حرکت مردم فرا برسد و او را به اتهام جنایت علیه بشریت به محاکمه کشانند .

*گزارش در باره انتقال اداره ترورها از واواک به سپاه و وجود فهرستی از 600 تن که باید ترور شوند :

◄ تاریخ گزارش دریافتی از ایران 17 اردیبهشت 1387 است . موضوع گزارش ترور بنی صدر و شامل این نکات است :
● در سالی که گذشت و سالی که آغاز شده است، حملات تبلیغاتی بی سابقه ای بر ضد بنی صدر انجام گرفته است و می گیرد . اما آیا نقشه ترور او نیز تهیه شه و آماده اجرا است ؟ آنچه مسلم است نام او در فهرستی است که از 600 تن تهیه شده است که باید ترور شوند . این فهرست که شخصیت های مقیم داخل و خارج از کشور را در بر می گیرد، همچنان محرمانه است . در گذشته، فهرست هائی از ترور شوندگان منتشر شده اند . فهرست های 200 و 300 نفری . اما این فهرست محرمانه است و معلوم ما نیز نیست که در چه شرائطی، چون گذشته، رژیم دست به ترورهای گسترده خواهد زد .
● ما اطلاع داریم که اداره ترورها از واواک به سپاه منتقل شده است . و سپاه مأموران ترور را اغلب از لبنانی ها و فلسطینی ها بر می گزیند . علت انتقال نیز بی خاصیت شدن واواک است . در حال حاضر، واواک بیشتر نیروی خود را صرف تخریب مهره های داخل رژیم از جناح مخالف « اصول گرایان » می کند . برای مثال، واواک بسیار کوشید حسین موسویان را به زندان بیاندازد و یا حتی حکم اعدام او را از قوه قضائیه بگیرد . اما ناکام شد .
● توجه باید داشت که رژیم برای حذف شاخص های اپوزیسیون ملی ، بخصوص از پائیز 77 بدین سو، از روشهای دیگر غیر از کشتن با سلاح و بمب گذاری استفاده می کند به ترتیبی که هم ترور انجام شود و هم به توان آن را به دیگری نسبت داد و یا جنایت را لوث کرد .

* اختلاف احمدی نژاد و حداد عادل و موضع خامنه ای :

◄ اختلاف احمدی نژاد با حداد عادل اوج تازه ای گرفته است . احمدی نژاد به علی لاریجانی – که به ریاست فراکسیون اصول گرایان انتخاب شده است – نزدیک شده است . در نتیجه، مخالفان او در مجلس هشتم به حداد عادل رو آورده اند . در این میان، خامنه ای موضعی نگرفته است . موضع علنی نیز نخواهد گرفت . زیرا به هر دو طرف نیاز دارد . اما از آنجا که وضعیت هیأت وزیران سخت خراب است و بدی وضعیت اقتصادی سبب تزلزل حکومت او شده است ، احمدی نژاد برای تغییر وزیران خود سخت زیر فشار است . این تیترها ، آنهم با وجود سانسور مطبوعات، گویائی دارند : « آقای احمدی نژاد اگر نمی توانید استعفاء دهید » و « احمدی نژاد باید استیضاح شود » و...
وضع احمدی نژاد و حکومت او در مجلس جدید نیز خوب نیست . با همه تلاشی که شد مجلس یکدست شود، یکدست نشد . زمان شروع بکار مجلس جدید نزدیک است . انتخاب رئیس مجلس آرایش قوا را در مجلس مشخص خواهد کرد . آنچه معلوم است در حال افول بودن ستاره حکومت احمدی نژاد است . گرچه او در انتخابات ریاست جمهوری شانسی ندارد، اما بیکار نیست . از تهران امید بریده است و سعی دارد با خرج کردن پول دولت در شهرها برای خود شبکه ای از حامیان دست و پا کند . وضعیت رژیم در منطقه و جهان خوب نیست و هر اتفاقی ممکن است بیفتد . در داخل کشور نیز وضعیت بسود رژیم تحول نمی کند . به زیانش در تحول است . از این رو، حداد عادل بعنوان نامزد ریاست جمهوری مطرح است . او سعی می کند بیشتر از گزینه های دیگر، خود را به خامنه ای نزدیک کند و اعتماد او را بدست آورد .
حداد عادل می بیند که روش احمدی نژاد ضربه بی سابقه ای بر پیکر رژیم وارد کرده است . هم از نظر بین المللی و هم از نظر اقتصادی و هم از نظر بی اعتبار شدن سران رژیم و منفور شدن هرچه بیشتر خامنه ای . اینست که زمان مناسبی را برای درگیر شدن با احمدی نژاد انتخاب کرده است . ابلاغ مصوبات مجلس به این بهانه که احمدی نژاد در مهلت مقرر این کار را نکرده است و مکاتبات میان او و احمدی نژاد که به دنبال آورد و اینک کشماکش بر سر ریاست مجلس و مهمتر از آن، مهار مجلس هشتم . حداد عادل موقعیت علی لاریجانی را ، بعنوان « اصول گرای خردگرا » از دستش بدر آورده است . نقش بزرگ تر در از دست رفتن موقعیت را لاریجانی خود بازی کرده است : اتحاد با قالی باف و رضائی و برهم زدن این اتحاد و نزدیک شدن به احمدی نژاد او را کسی می نمایاند که ثبات رأی ندارد و اهل وفای به عهد نیست .
با توجه به دو امر، می توان گفت چرا خامنه ای در علن دخالتی در این کشمکش ها نمی کند: 1 – احمدی نژاد نسبت به او و فرزندش مجتبی – که نقش مهمی در رساندن احمدی نژاد به ریاست جمهوری بازی کرده است – فرمانبردار بوده است . دست کم خیال خامنه ای از بابت ایجاد مزاحمت نکردن برای « مقام معظم رهبری » آسوده بوده است . 2 – احمدی نژاد بی کفایت از کار بیرون آمده و وضعیت را چنان بهم ریخته است که آسان قابل جمع و جور کردن نیست .
اما اگر در علن عمل نمی کند ، بی کار نیز نیست . او از حداد عادل حمایت می کند .

اینکه ولی فقیه نمی شود ناصرالدین شاه می شود و ماجرای دعوت خمینی از خوئی به ایران- منتظری چه وقت عزل شد؟- سعید امامی و نقشهای او؟:

* هاشمی رفسنجانی تکذیب می کند که با ولایت فقیه مخالف بوده است اما :

◄ رجا نیوز مدعی شده است که هاشمی رفسنجانی در کتابی که حاصل گفتگو با زیبا کلام است ، گفته است : شايد خيلي ها ندانند که وقتي در مجلس خبرگان به بحث ولايت فقيه که توسط عده يي مطرح شد، رسيديم من مخالفت کردم. البته الان کساني هستند که خيلي منتقدانه و حتي مخالف با ولايت فقيه برخورد مي کنند اما در سال هاي 59-58 و در مجلس خبرگان درست عکس امروزشان حرف مي زنند. خوشبختانه متن همه مذاکرات به طور کامل وجود دارد. آقاي آذري قمي وقتي اين اواخر مخالف شده بود، در جلسه گفته بود که آقاي هاشمي در زمان تنفس يکي از جلسات مجلس خبرگان گفته است- تعبيري را از من نقل کرد و من يادم نبود- اينکه شما مي گوييد ولي فقيه نمي شود، ناصرالدين شاه مي شود. در بحث ها اين گونه بودم. يا مثلاً وقتي بحث رهبري مطرح بود، مي دانيد که قبلاً در قانون اساسي ما هم شوراي رهبري و هم رهبري تکي داشتيم. وقتي که مي خواستيم اصلاح کنيم عده يي گفتند که شوراي رهبري نه و فقط رهبري. هم من مخالفت کردم و هم آقاي خامنه يي مخالفت کردند. من و ايشان در جهت مخالف صحبت کرديم ولي خوب به رغم مخالفت ما با حذف شوراي رهبري، پيشنهاد حذف رأي آورد.
● دفتر هاشمی رفسنجانی این قول را تکذیب کرد و تصریح کرد: اعتقاد ایشان به ولایت فقیه اظهر من الشمس است .

انقلاب اسلامی :
1 – بهنگام تصویب پیش نویس قانون اساسی در شورای انقلاب، حتی یکبار نیز نامی از ولایت فقیه برده نشد. پیش نویس به اتفاق آراء تصویب شد . یعنی بهشتی و خامنه ای و هاشمی رفسنجانی و موسوی اردبیلی و مهدوی کنی و با هنر به آن رأی دادند . 2 – هاشمی رفسنجانی مخالف مجلس مؤسسان بود و در حضور خمینی گفت : عده ای قشری وارد آن مجلس می شوند و... می کنند در قانون اساسی . 3 – پیش از انتخابات فرمایشی ریاست جمهوری نهم، پسر او با یو اس تو دی مصاحبه کرد و گفت : اگر پدر من به ریاست جمهوری انتخاب شود یا رهبر را ملکه انگلیس می گرداند . 4 – خود او دست کم دو نوبت توضیح داده است که ولایت فقیه حکمی از احکام دین نیست . مردم با آن موافقت کرده اند. 5 – در مجلس خبرگان نه هاشمی رفسنجانی عضو بود و نه آذری قمی. گرچه ممکن است هاشمی رفسنجانی آمد و شد می کرده است.

*ماجرای دعوت آیةالله خوئی به ایران توسط خمینی و رد دعوت بخاطر مخالفت با ولایت فقیه :

◄ کسی که در جریان دعوت خمینی از آیة الله خوئی به ایران بوده است ماجرا را این سان نقل می کند :
● حاج آقا تقی قمی که از روحانیان شاگرد آیة الله خوئی بوده است، در قم، بهنگام تدریس، ولایت فقیه را رد می کند . خمینی دستور می دهد بساط او را بر چینند . در مسجدی که امام جماعت آن بوده است ، چماقداران به او حمله می کنند .
از خمینی می پرسند : مگر شما حاج آقا تقی قمی را نمی شناسید و نمی دانید که مخالفت او مخالفت سیاسی نیست و یک نظر فقهی است ؟ خمینی پاسخ می دهد : چرا او را می شناسم و در تقوای او نیز شک ندارم . اما هرکس بر سر راه نظام قرار گرفت، باید از سر راه برداشته شود .
و چون دعائی ( سفیر در عراق ) نزد خوئی می رود و به او می گوید : با توجه به رویه دولت بعثی مصلحت نیست شما در نجف بمانید و از شما دعوت می کنم به ایران بیائید ، او پاسخ می گوید : به ایشان بگوئید شما نظر فقهی شاگرد مرا در باب فقدان مبنای فقهی ولایت فقیه تحمل نکردید و چماقدار به سر وقت او فرستادید. چگونه مرا که صاحب همان نظرم تحمل خواهید کرد ؟ خیر مصلحت اینست که من در نجف بمانم .
● دانستنی است که میرزای نائینی ( از مراجع تقلید و استادان بنام حوزه نجف و از موافقان مشروطیت ) ولایت فقیه را نظریه ترس و جبن توصیف کرده است .

* خمینی منتظری را بهنگام دستگیری سید مهدی هاشمی به جرم انتشار خبر آمدن هیأت امریکائی به ریاست مک فارلین ( افتضاح ایران گیت ) از مقام « قائم مقام رهبری » عزل کرده بود اما غدغن کرده بود تا دست دادن فرصت کلمه ای در این باره گفته نشود :

◄ می دانیم که منتظری به کشتار زندانیان در تابستان 1367 اعتراض می کند . چون برکناری رسمی او همزمان شد با انتشار اعتراض نامه های او به خمینی در مطبوعات جهان، عده ای گفتند علت برکناری او انتشار اعتراض نامه ها بوده است . اما اینک معلوم می شود که درپی اعتراض او به حضور هیأت مک فارلین به ایران و انتشار گزارشها در باره حضور هیأتی امریکائی – اسرائیلی به ریاست مک فارلین در ایران، در خارج از کشور و از پرده بیرون افتادن آن افتضاح بزرگ، سید مهدی هاشمی و همکارانش دستگیر و اعدام می شود . همان زمان، خمینی منتظری را برکنار می کند و منتظر فرصت می شود تا او را ناگزیر از کناره کیری از مقام « قائم مقام رهبری » کند . و چون این فرصت را بدست می آورد، با برپا کردن افتضاح و ساده اندیش و... خواندن منتظری او را برکنار می کند .

* صحیح و نا صحیح در معرفی نامه سیعد امامی که شهبازی انتشار داده است :

◄ شهبازی برخی از مسائل را می داند و با برخی دیگر قاطی می کند تا خواننده را گیج کند :
● او در برخی از بخش های نوشته اش، سعید امامی را در باره ترورها بی گناه می داند و آنها را به اسراییل منتسب می کند . مانند ترورهای بختیار و شرفکندی و قاسملو . اما برخی از قتل ها را به دستور سعید امامی میداند مثل قتلهای پوینده و مختاری و صانعی و مجید شریف و ...
● حذف سعید امامی را به دستور خامنه ای می داند
● انتقال موشک به اتریش را کار اسراییل می داند در حالی که معلوم شده است کار باند سعید امامی بوده و به همین دلیل توسط هاشمی رفسنجانی از کار برکنار شده است . هاشمی رفسنجانی گفته بود : سعید امامی خودسری کرده و یا بد عمل کرده است .
● شهبازی همانند روح الله حسینیان تلاش دارد قتلهای سیاسی که شهیدان فروهرها و پوینده و مختاری و مجید شریف و ... قربانیان آنها شدند را به پای خارجی ها بنویسد تا ادعای دروغ خامنه ای – که خود آمر قتلها بوده است - راست جلوه کند.
● سعید امامی را مهره اف بی ای معرفی کند اما به ترتیبی که واواک تبرئه بشود . البته بسیار محتمل است که سعید امامی از سوی سیا ( بلحاظ این که تصدی خارج از امریکا با سیا است ) مأمور ایران شده باشد . اما تطهیر واواک و خامنه ای چه ربطی به مهره امریکائی بودن « سعید جون » ( خامنه ای او را سعید جون صدا می کرده و به او اعتماد بسیار داشته است ) دارد.
● آمدن سعید امامی در سال 58 و ذی دخالت شدنش در گروگان گیری، موضوعی است نیازمند تحقیق . اطلاع زیر گویای زمان ورود سعید امامی به ایران و مأمور اطلاعاتی شدن او است :
سعید حجاریان می گوید که او را در سال 58 یا 59 گزینش کرده است .او می گوید که نمی داند در چه سالی بود 58 یا 59 . اما بعد می گوید که در آن زمان رابطه با امریکا نداشتیم و سفارت اشغال شده بود. اگر سفارت اشغال شده بود، پس سعید امامی در سال 59 گزینش شده و در شمار مأموران اطلاعاتی در آمده است .
اما وی در 19 فروردین سال 58 وارد ایران شده است و از قرار، به محض ورود به جمع « نیروئی سیاسی » پیوسته است که سال بعد حجاریان را تحت فشار قرار داده است تا که او را وارد دستگاه اطلاعات کند .
نکته جالب درگفته های حجاریان اینست : سعید امامی مأمور کسب اطلاعات از امریکا و دادن آنها به دستگاه اطلاعات رژیم شده است . اما او اطلاعات را از چه کسانی می گرفت و با چه سیاستی این اطلاعات را به ایران می فرستاد و اطلاعاتی های رژیم در قبال اطلاعات ارسالی وی که به احتمال زیاد دقیقا بررسی شده بود چه واکنش هایی نشان می دادند؟ پرسش هائی هستند که هنوز پاسخ نجسته اند .

* آیا سعید امامی در گروگانگیری نقشی داشته و نقش رابط را بازی کرده است :

◄ به تازگی ، عبدالله شهبازی شرحی در باره سعید امامی انتشار داده است . تحقیقی در گروگانگیری در حال انجام است. هدف آن یافتن کس یا کسانی است که طرح امریکائی گروگانگیری را به ایران منتقل و به « طرحی انقلابی » بدل کردند . تا به نتیجه رسیدن آن تحقیق، متن زیر را بخوانید :
● رابطه او با برخی از مقامات امنیتی و اطلاعاتی سبب شده است از مدارک و اطلاعات بسیاری آگاه باشد .
● افشای برخی مطالب در این زمان، حاکی از آنست که به قول معروف تق نظام ولایت فقیه در آمده است . در این ایام ، بسیاری از افراد مورد وثوق نیز از متن به حاشیه رانده شده اند .
● مطالب منتشر توسط او بگو مگوئی در واواک و اطلاعات سپاه ببار می آورد .
● با توجه به همین اطلاعات اندکی که از سعید امامی تحصیل شده است، امکان می دهد هویت حلقه مفقوده یعنی کس یا کسانی را که طرح گروگانگیری را به ایران انتقال دادند و از زبان خمینی آن را به « انقلاب دوم » ملقب کردند را حدس زد:
روابط پدر سعید امامی با یعقوب نیمرودی – که واسطه خرید اسلحه برای رژیم بود و در صاحب نقش ها در افتضاح ایران گیت بود و نقش سعید امامی و نیمرودی در ماجرای ایران گیت – و حضور سعید امامی قبل از گروگانگیری در تهران ماهها پیش از گروگانگیری، درست همزمان با تهیه شدن طرح توقیف پولهای ایران و گزارش سیا در باره امکان قطع جریان نفت ایران و اعلان خطر نیوسام، معاون وقت وزارت خارجه امریکا در مارس 1979 ( اسفند 57 و فروردین 58 ) که در صورت آمدن شاه به امریکا، اعضای سفارت ایران در تهران به گروگان گرفته می شوند، و پیوستن او به اطلاعات رژیم و اعزامش به امریکا در رابطه با گروگانگیری جهت کسب اطلاعات و حضور برخی از دانشجویان گروگانگیر در دستگاه اطلاعاتی که قطعا با سعید امامی در ارتباط بوده اند چه قبل و چه بعد از گروگانگیری ، تحقیق در باره نقش او و همانندهای او را در انتقال طرح گروگان گیری – که 7 ماه پیش از وقوع آن، معاون وزارت خارجه نسبت به وقوعش اعلان خطر می کند- ، ضرور می کند .
● ارتباط سعید امامی با ساواک شاه و اف – بی – ای و نزدیکی او و دایی او و مسئول ساواک در امریکا با سیا اطلاعی است که از لحاظ تحقیق در نقش او و ارتباطاتش اهمیت دارد .
● نیاز به مراجعه به اسناد ساواک نیز هست . اما این روزها مراکز اسنادی ایران به شدت تحت کنترل نیروهای امنیتی قرار گرفته است دلیل آن معلوم نیست . یک ماهی است که کنترل اسناد بیشتر شده است .
● در مورد روابط جنسی سعید امامی و جماعتی که با او کار می کردند، شهبازی سخن تازه ای نمی زند . بهنگام لودادن قتلهای سیاسی – که رژیم « قتلهای زنجیره ای » می خواند - ، این روابط و نقش آنها در واداشتن افراد به ترور، گزارشی ارسال شد که در انقلاب اسلامی انتشار یافت . اما با آشکار شدن این روابط از قلم شهبازی، خیلی مهم است زیرا در آن روزها از طرف همین گروه عباد شنیده بودیم که آنها برای اینکه دست به قتل بزنند برخی از افرادی را که دارای روابط جنسی بوده اند ، تحت فشار قرار داده بودند . گویا واواک همجنس بازها را به کار گرفته است . البته در مورد قتل سیامک سنجری در آن زمان این شایعات بود که وی را بدستور فلاحیان به دلیل داشتن روابط نا مشروع او با پسرش، به قتل رسانده اند . سعید امامی هم تلاش کرده جلو قتل او را بگیرد . سنجری به امامی گفته بود قصد ازدواج دارد و از او خواسته بود قصد او را به فلاحیان تلفنی بگوید. یعنی این که قصد دارد دیگر همجنس بازی نکند . اما فایده نمی کند و او را می کشند .

انقلاب اسلامی : این سخن بر سر زبانها است که خمینی برای استقرار استبدادش سیاستمداران و روشنفکران آزاده را سرکوب کرد و جز ملاتاریا برای خود باقی نگذاشت و خامنه ای برای این که یکه تاز شود روحانیان قدرت پرست را طرد کرد و جز حزب سیاسی مسلح ، برای خود باقی نگذاشت . هر دو آلت شدند . اولی آلت ملاتاریا و دومی آلت حزب سیاسی مسلح :