بحران اتمی دست ﺁویز تقابل در درون رژیم است و بدان شدت می گیرد :
انقلاب اسلامی : این فصل را در سه قسمت از نظر خوانندگان می گذرانیم : در قسمت اول ، برخوردها ﺁشکار و پنهان بر سر اتم در درون رژیم و در قسمت دوم رابطه با امریکا و اروپا از رهگذر بحران اتمی و قسمت سوم ، تهدید به اراجاع پرونده به شورای امنیت و اثرهای ﺁن :
ﺁیا سیاست اتمی نیز تحت نظارت مجمع تشخیص مصلحت قرار می گیرد ؟ - ﺁتو کردن " اتم " در کشماکشهای گروه بندی ها :
• پیش از ﺁنکه هاشمی رفسنجانی ، در نماز جمعه 8 مهر 84 ، موفقیت شگرفت احمدی نژاد - لاریجانی را موضوع گشودن باب تعرض به احمدی نژاد و حکومت او کند، در دورن رژیم ، دو گروه سیاسی حمله های باز را به احمدی نژاد - لاریجانی و پوشیده را به خامنه ای ﺁغاز کرده بودند. استدلالشان این بوده است که طی دو سال ، 1 - امریکا را در شورای حکام در اقلیت نگاه داشتیم و 2 - مانع از صدور قطعنامه بر ضد ایران شدیم و 3 - حق ایران را بر استفاده صلح ﺁمیز از انرژی اتمی به کرسی قبول نشاندیم . 4 - با ﺁنکه کارهای هیأت مذاکره کننده زیر نظر مستقیم " رهبر " انجام گرفته اند ، اولا چرا او در برابر تعرضهای احمدی نژاد و لاریجانی سکوت گزید و چرا حتی احمدی نژاد را با گفتن این جمله که ﺁقای احمدی نژاد حرف دل مردم را زد، از او حمایت کرد و ثانیا چرا دست ﺁنها را برای ساختن بحران باز گذاشت ؟
   توجیهی که طرفداران خامنه ای برای رفتار او یافته اند، اینست که او دست احمدی نژاد و لاریجانی را باز گذاشت تا با ﺁشکار شدن بی کفایتی ﺁنها بر همگان، توان از ﺁنها و حامیان احمدی نژاد که او را به ریاست جمهوری رساندند بستاند و ستاند . از این پس، احمدی نژاد و حکومت او وابسته به " رهبر " شده اند .
   هرچند خطری چنان جدی برای کشور ایجاد کردن بخاطر جلوگیری از شاخ شدن یک گروه بندی از گروه بندیهای مافیائی در برابر " رهبر " ، از کسی چون خامنه ای بر می ﺁید، اما در تهران ، بسیاری این توجیه را بعد از موفقیت در تشکیل جبهه وسیع به رهبری امریکا بر ضد ایران ، ارزیابی می کنند و بر این نظر هستند که معجزه سخت کردن بحران اتمی و تشکیل جبهه بر ضد ایران نه از احمدی نژاد و لاریجانی که از شخص " رهبر " است . زیر او قول و فعل این دو را در سازمان ملل و شورای حکام تصویب کرده بود . علت سکوت طولانی او نیز همین است . و
• گرچه بطور علنی در باره ربط تصویب ﺁئین نامه " مجمع تشخیص مصلحت " و تحت نظارت این مجمع قرار گرفتن سیاست اتمی رژیم ، صحبتی نمی شود، اما همزمان شدن تفویض اختیار به " مجمع " و تعرض ﺁشکار رفسنجانی به احمدی نژاد را ناشی از این می دانند که از این پس، در قلمرو " اتم " ، متصدیان می باید تحت نظارت " مجمع " عمل کنند .
   ﺁنها که می گویند پرونده اتمی تحت مدیریت " مجمع " قرار گرفت، دو نظر ابراز می دارند . نظر غالب اینست که چون حسابهای خامنه ای در باره گرفتاری امریکا و سران کشورهای اروپائی مذاکره کننده غلط از کار درﺁمد ، او چاره را در سکوت دید و پای " مجمع " را بمیان کشید . نظر دیگری براینست که ، خامنه ای فرصت را مغتنم شمرده و اقدام اساسی دیگری در جمع کردن دست و پای احمدی نژاد و حکومت او برداشته است .
• در نماز جمعه 8 مهر، هاشمی رفسنجانی از احمدی نژاد و حکومت او خواست : در قضیه اتم، عقلانیت را جانشین شعار دادن کند . رفتار عاقلانه و دیپلماسی فعال را در پیش بگیرد .
• احمدی نژاد واکنش نشان داد . استاد او مصباح یزدی و یکی دیگر از سران حجتیه ایها، خزعلی نیز با حمله به هاشمی رفسنجانی و خاتمی و اصلاح طلبان واکنش نشاند دادند . تفصیل این برخوردها را دورتر می ﺁوریم . در این جا یادﺁور می شویم که احمدی نژاد تهدید را رویه کرده است . او از کارشکنی ها که در " کار دولت " صورت می گیرند و فشارهائی که در موقع تشکیل هیأت وزیران به او وارد شد سخن گفت و تهدید کرد : این کارشکنی ها را با مردم در میان می گذارم .
• در 11 مهر، سعيد حجاريان، عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي گفته است : در صورت ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت سازمان ملل متحد، فضاي سياسي داخلي ميليتاريزه و بسته ميشود و در عرصه اقتصادي هم سفرهاي رنگين نميماند. وی با انتقاد از سخنراني محمود احمدي نژاد در نيويورك و اظهارات بعدي علي لاريجاني، دبير شوراي امنيت ملي، افزوده است : با اين مواضع حتما پرونده ايران به شوراي امنيت خواهد رفت.
   در پاسخ به دعوت علي آقامحمدي، سخنگوي شوراي عالي امنيت ملي از احزاب براي طرح مواضع خود در خصوص پرونده هستهاي، گفته است: آقايان چرا تا به حال چنين خواستهاي را مطرح نميكردند، مگر احزاب و گروههاي سياسي تا به حال در اين پرونده چه كاره بودهاند كه در شرايط كنوني كارهاي باشند؟
حجاريان وضعيت كشور را در صورت ارجاع پرونده هستهاي ايران به شوراي امنيت، مشابه عراق در سالهاي آخر حكومت صدام ارزیابی کرده و گفته است: آمريكا ميخواهد همان بلا را به شكل تدريجي بر سر ايران بياورد.
   و نیز وی ، به سانسور بخشي از سخنان احمدينژاد در اجلاس خبرگان درباره مسائل هستهاي توسط صدا و سيما اشاره كرده و گفته است : اعتراض احمدينژاد به عملكرد دولتهاي پيشين در پرونده هستهاي و مرعوب خواندن آنها كاملا نابجاست، چرا كه اين پرونده زير نظر مقام رهبري بوده و دولتها كارهاي نبودند، به همين خاطر صدا و سيما اظهارات احمدينژاد را توهينآميز تلقي و آن را حذف كرد.
• " اصلاح طلبان " نیز یک رشته تعرضهای به حکومت احمدی نژاد بعمل ﺁوردند و هشدارها دادند :
* اقلیت مجلس ، در 12 مهر، بیانیه ای صادر کرد و در ﺁن ، نسبت به سقوط ارزش سهام در بورس و رکود اقتصادی و دیگر پی ﺁمدهای انزوای بین المللی ایران هشدار داد و از این که " در این مرحله حساس " ، تیم مذاکره کننده " منافع ملی " را لحاظ نکرده و اشخاص با تجربه را کنار گذاشته است ، ابراز شگفتی کرد و به این رویه اعتراض کرد .
* محسن امین زاده ، معاون وزارت امور خارجه در حکومت خاتمی ، با هشدار نسبت به پیﺁمدهای تصویب قطعنامه اروپا در شورای حکام ، خاطر نشان کرده است که هدف گفتگوها در حکومت خاتمی این بود که با ایران همان رفتار نشود که با دیکتاتور خانه خراب عراق شد . دیپلماسی درخور ، جلوگیری از وقوع چنین خطری است .
• در 13 مهر، محمد دادفر ، " نماينده " بوشهر در مجلس ششم با انتقاد از سخنان علاءالدين بروجردي مبني بر فاجعه بودن رفتار مجلس ششم در زمینه پرونده انرژی هسته ای به خبرنگار سايت امروز گفته است : آسانترين كار ويران كردن است چرا كه ساختن يك طرح مستلزم بهرهمندي از نيروي انساني کارا و مديريت توانمنداست و تخريب كار هر طفل نو رسيدهاي ميتواند باشد.
   كشور را در آستانه جنگ قرار دادن اقدامي نيست كه بتوان به آن افتخار كرد در حالي كه مجلس ششم نيز ميتوانست مواضعي مثل آقاي بروجردي و دوستانش در قوه مجریه اتخاذ كند كه پرونده سريع به شوراي امنيت برود و از ايران عراق ديگري بسازد.
   آقاي بروجردي خود نيك ميدانند كه مجلس ششم با حفظ منافع ملي سعي كرد كشور را به ورطه خطر نزديك نكند و اين مهم با درايت مجلس ششم و دولت خاتمي موجب شد كه اجماع جهاني عليه ايران صورت نگيرد. متاسفانه به محض تغيير تيم مذاكره كننده اجماع جهاني عليه ايران شكل گرفت.
در حالي كه تيم مذاكره كننده بايد به دنبال نمايش هنر واقعي خود که حفظ اعتماد بينالمللي و اجماع جهاني براي ساختن ايران است باشد.