در موقعیت فلج ، انزوا بکار کدام گروه از گروههای حاکم می ﺁید ؟ :
انقلاب اسلامی : در قسمت اول این فصل، خبرهائی را می خوانید گویای فعل و انفعالها در درون رژیم مافیاهای نظامی - مالی . در قسمت دوم ، پاسخ این پرسش را می جوئیم : چرا گروه احمدی نژاد می کوشد ایران ، در جهان ، به انزوا در ﺁید ؟ در قسمت سوم ، تلقی تحلیل گران خارجی را از حکومت احمدی نژاد و ترکیب ﺁن ، می ﺁوریم :
جنگ مغلوبه در درون رژیم مافیاها، تصفیه وسیع واواک ، " وزیرانی " که خط احمدی نژاد را نمی خوانند و... :
• جنگ قدرت در واواک ، سخت وسعت گرفته است : " نیروهای با سابقه " را ، به هر بهانه ای ، اخراج می کنند . از 12 تا 15 هزار مأموران واواک، بیش از یک سوم ﺁنها را دارند باز خرید می کنند . و 30 هزار خبر چین نیز درحال جانشین شدن هستند . از جوانان برای خبرچین واواک شدن ثبت نام می کنند .
• درگیری در رده اول دولت و میان دولت و مجلس ، شدت یافته است . وزرائی که او خود انتخاب نکرده است ، بر ضد او، شمشیر را از رو بسته اند . در حال حاضر، پور محمدی حاضر نشد علی جنتی را تغییر بدهد . با وجود این، استاندارهائی که بر گزیده است ، معروف به " تیر خلاص زن " ها هستند . بعضی از این استاندارها را بدلخواه احمدی نژاد منصوب کرده است .
محسنی اژه ای ، " وزیر " واواک، بر سر معاونان خود با احمدی نژاد در کشماکش است . احمدی نژاد هم زبان به اعتراض گشوده است که نمی گذارند کار کنم . اختیار تعیین وزیران را که از من گرفتند ، اختیار تعیین معاونها را هم به من نمی دهند!
وضعیت در وزارتخانه هائی که بتازگی " وزرایشان " به مجلس معرفی شده اند، بخصوص وزارت نفت بحرانی است . کارها خوابیده اند . مدنی ، باجناق ظریفیان که سرپرست تعاون و رفاه بود، صندوق بازنشستگی را گرفتار ورشکستگی کرده است .
• بورس تقریبا نابود شده است . بنیادها به ﺁن زیاد تزریق می کنند اما خروج سرمایه ها از بورس و کشور قابل جایگزینی نیست . در همان حال که هاشمی شاهرودی نسبت به فرار " 600 میلیارد دلار " از کشور هشدار می دهد، احمدی نژاد می گوید : اگر اجازه بدهند دو ، سه نفر را اعدام کنیم ، مشکل بورس برای همیشه حل می شود !
• جریان سازی به این دست ﺁویز که امام زمان (عج) تا دو یا سه سال ﺁینده ظهور می کند ، کار گروه مافیائی است که احمدی نژاد را به ریاست جمهوری رسانده است : دار و دسته مصباح یزدی و حجتیه ایها و ﺁن بخش از سپاه که حریصانه درحال تصرف مقامهای دولتی است . بنا بر ادعای اینها، چون ظهور حضرت نزدیک است ، می باید تعجیل کرد. طرحی هم بنام طرح تعجیل تهیه کرده اند که قرار است در نیمه شعبان امسال اجرا کنند . هزینه ﺁن 10 میلیارد تومان است .
   اینها نقشه راهی را هم تهیه که بزعمشان مسیر امام زمان خواهد شد. برای ظهور امام زمان ، جنگ لازم است . بنا بر این ، باید اسلحه اتمی داشت و با اسرائیل جنگید !
   برای جمکران ، بناهای مجهزی ، از جمله پادگان ، ساخته می شوند . برای کشیدن راه هم بودجه سنگینی را تصویب کرده اند
   صفار هرندی به جمکران رفت و میثاق وزیران با امام زمان را در چاه جمکران انداخت .
   گفتن ندارد که این ادعا بازتاب سیاسی دارد : پس " رهبر " چه کاره است ؟ اگر ظلم و فساد باید عالم گیر شود تا امام زمان ظهور کند، ﺁیا " مقام معظم رهبری " هم در شمار ظالمان و مفسدان تراز اول جهان است ؟ یا مأمور ﺁماده کردن مراسم استقبال از او است ؟ بنا بر این که ﺁلت مقاصد این مافیا بشود یا نشود، یکی از این دو مقام را پیدا می کند . در حال حاضر، خامنه ای ﺁماج همه تیرهای بلا است و حتی این مافیا نیز به رفتار او معترض است :
• این دولطیفه گویای شدت برخوردها در درون رژیم هستند :
* از رفسنجانی پرسیدند : خمینی را چرا کشتی ؟ جواب داد : پیر بود و از درد رنج می برد . گفتیم راحتش کنیم . بهشتی را چرا کشتی ؟ جواب داد : بلند پروازی می کرد و داشت برای نظام خطرناک می شد ! احمد خمینی را چرا کشتی ؟ جواب داد : عملی بود و پای منقل ، اسرار نظام را ، بروز می داد . و چون از احمدی نژاد صحبت به میان ﺁمد، رفسنجانی در جا گفت : از حالا بگویم که این ﺁدم سرطان دارد !
* در اتوبانی که تازه ساخته شده ، خودرو حامل رفسنجانی و همراهان در حرکت بود . از اسم اتوبان پرسیده شد و هاشمی رفسنجانی گفت : اسم او را بگذارند " شهید احمدی نژاد " !
• صحبت عدم کفایت دادن به احمدی نژاد نیز می شود . یعنی چون در حال حاضر تمام حمله ها به شخص خامنه ای است و عامل فلج دولت نیز او است ، یک راه بیرون بردن رژیم از حالت فلج ، بیرون انداختن احمدی نژاد و قلع و قمع گروه مافیائی است که او را به ریاست جمهوری رسانده است . در این رژیم ، بحران بن بست و عبور از بحران ، همواره از راه حذف ، حل شده است . اما با مهره چینی ها که خامنه ای کرده است، ﺁن حذف که رژیم را از بحران بن بست رها می کند، یا حذف احمدی نژاد و مافیای حامی او است و یا حذف خامنه ای و مافیای خاص او است . مانورهای احمدی نژاد برای به انزوا کشاندن رژیم در سطح جهان و حتی در سطح کشور ، برای جلوگیری از حذف شدن هستند . در میان مردم شایع می کنند که خامنه ای از کرده خود پشیمان است و احمدی نژاد را نمی خواهد و احتمال روانه کردن او هست .
• ترس احمدی نژاد از حذف شدن بی مورد نیز نیست : ملاقات هاشمی رفسنجانی با سفیر سوئیس و گفتگویش با در باره مسئله اتمی و نیز تماسهایی که در خارج از کشور، با امریکا و اروپائیها ، بر سر عراق و ایران گرفته می شوند، بدون اطلاع و شرکت دادن به او انجام می گیرند . البته همین رفتار را با خاتمی نیز داشتند .
• تغییر سفیران ﺁنهم 40 سفیر، با توجه به این واقعیت که جز پاسداران که در ترورها و سرکوبها و بحران سازیها شرکت داشته اند ، کسانی برای جانشین کردن سفیران برکنار شده ای که با جورشان با گروههای مافیائی که دولت را بدست گرفته اند، کمیاب است، احتمال قوی داده می شود که قصد دارند سفارتخانه ها را از نو ﺁماده عملیات تروریستی از ﺁن نوع کنند که در سالهای 60 تا 1370 ، انجام می گرفتند .
احمدی نژاد چرا جویای انزوای ایران است و تا کجا می تواند برود ؟ کوفی عنان به او چه گفت ؟ معنای تغییر موضع 180 درجه ای احمدی نژاد چیست ؟:
• واشنگتن پست ( 5 نوامبر ) مقاله ای انتشار داده است در باره هدف احمدی نژاد از به انزوا درﺁوردن ایران در جهان . نکات زیر از ﺁن مقاله هستند :
* احمدی نژاد رئیس جمهوری ایران ، که ظرف چند ماه ، ﺁتش برخوردهای دیپلماتیک را روشن کرده است ، قصد خویش را پنهان نمی کند : او می خواهد کشور را به دوران انزوائی برگرداند که در سالها 1980 ، در ﺁن بود. سالهائی که او دوران مرجع می شناسد و مکرر می گوید دوران ﺁرمانی او است .
   این رویه وارونه رویه است که ظرف یک دهه و بیشتر ، از سوی رژیم روحانیان ، در پیش گرفته شده بود . در ﺁن دوران، بتدریج، رژیم ، با غرب ، روابط خود را گسترش داد . افزون بر این، بنا بر قول دیپلماتها و تحلیل گران کوششهای بزرگ و پیچیده لازم بود تا مگر برای مشکل اتمی کشور، از راه گفتگو، راه حل جست .
* ﺁتشی که ، با ﺁن، احمدی نژاد برخوردهای دیپلماتیک را شعله ور ساخت، این قول او، در هفته گذشته است : اسرائیل باید از نقشه دنیا حذف شود . بنا بر قول تحلیل گران، این اظهار او به موضع او - که خود ﺁن را خراب کرد - در گفتگوها زیان می زند . کمی بعد از اظهارات احمدی نژاد ، در 17 سپتامبر ، در سازمان ملل ، مبنی بر این که امریکا خود مسئول ترورهای 11 سپتامبر 2001 است ، شورای حکام ﺁژانس بین المللی انرژی اتمی رأی داد که پرونده ایران به شورای امنیت ارجاع می شود اگر ایران به مفاد قطعنامه عمل نکند .
* سعید لیلاز می گوید : در ایران ، همانند هر کشور دیگر جهان ، رادیکالیسم جویای انزوای سیاسی است . بنظر می رسد که احمدی نژاد دارد کشور را بدین سمت می برد . او می داند که 20 روز دیگر، ایران با شورای حکام روبرو است ، با وجود این ، دو بار گفت : اسرائیل باید از نقشه جهان حذف شود .
* در جو تنش شدید ، چهار شنبه، حکومت احمدی نژاد اعلام کرد قصد دارد 40 سفیر را تغییر دهد . روزنامه نگاران این اقدام را گزارشگر نه یک اقدام معمولی که با تشکیل حکومت جدید انجام می گیرد که قوت گرفتن خصومت در درون رژیم ارزیابی کردند .
   در همان روز، وزیر خارجه ایران ، که هفته پیش اطمینان می داد ایران قصد حمله نظامی به اسرائیل را ندارد ، سفیر ایران در ایتالیا را، بخاطر تظاهرات در رم ، در برابر سفارت، احضار کرد .
انقلاب اسلامی : این تظاهرات، در 4 سپتامبر، با شرکت جمعیت بسیار بزرگی ، در برابر سفات ایران در رم و در اعتراض به اظهارات احمدی نژاد ، انجام شد .
* ایران موافقت کرده است مفتشان ﺁژانس بین المللی انرژی اتمی ، تأسیسات نظامی سخت محرمانه را نیز بازدید کنند . یک دیپلمات اروپائی می گوید : معنای این همکاری سریع بخاطر ﺁنست که رژیم می خواهد امکان از سر گیری گفتگو، از بین نرود . اما همین فتح باب گفتگو کردن را اظهارات ستیزه جویانه احمدی نژاد بی اثر ساختند .
   یک دیپلمات که نخواست نامش برده شود ، به ما گفت : او کار را برای ﺁنهائی ﺁسان کرد که خواستار اتخاذ موضع سخت در برابر ایران هستند .
* شعارهایی که احمدی نژاد می دهد تکرار همان شعارهایی هستند که تا 16 سال پیش، رادیکالها می دادند و مخالف رویه ای است که مقامهای ایران در 16 سال اخیر پیش گرفتند . بر سر اتم، ایران مایل به گفتگو بود و در کار گفتگو بود اما تمایل به حل مشکل از راه گفتگو را احمدی نژاد به زیر علامت سئوال برد .
   گاری سیک که کارشناس ایران در دانشگاه کلمبیا است و در ریاست جمهوری کارتر ، مسئول امور ایران در شورای امنیت ملی بوده است ، می گوید : حرفهای احمدی نژاد هرچه را که ﺁنها کرده بودند، خراب کرد . شانس ﺁنها وقتی شورای حکام برضدشان قطع نامه صادر می کند، چیست ؟ حقیقت اینست که احمدی نژاد نماد بازگشت به عقب، به دوره خمینی است و این امر ، غافلگیری سخت و گیج کننده ایست .
* برخی از تحلیل گران بر این نظر هستند که احمدی نژاد بدون تجربه در سیاست خارجی ، به ریاست جمهوری رسیده است و نمی داند چه بایدش گفت و کرد . او که با شعارهای عامه پسند و عامه فریب اقتصادی ، ریاست جمهوری یافته است ، مثل یک ایرانی معمولی ، فکر می کند دارد ﺁرمانهای انقلاب را زنده می کند . هادی صماتی ، سیاست شناس ایرانی می گوید : تصویر او از دنیا ، هنوز ، بسیار محلی است
* برخی از انتقادها که در ایران از حکومت بعمل ﺁمده اند ، گزارشگر کشماکش بر سر قدرت هستند ... داود هرمیداس باوند ، استاد روابط بین المللی دانشگاه دفاع ملی ، می گوید : در همه کشور ، مردم بر این باور هستند که او کفایت لازم برای حل مسائل را ندارد .
* در مسئله اتم ، اختیار با او نیست . زیرا او ، رئیس این شورا هست اما یکی از 12 عضو شورایعالی دفاع است . و این شورا تصمیم بر گفتگو گرفته است و گفتگو می کند. کارشناسان خارجی نیز گفتگو کنندگانش را ماهر ارزیابی می کنند . گاری سیک می گوید : در شورا، او یک رأی و از این پس، رأی او کمتر از رأی هر عضو دیگر نیز به حساب می ﺁید .
* اما علامتهائی وجود دارند حاکی از اینکه رویاروئی طلبی احمدی نژاد ، عمدی و حساب شده است . از میان نامزدهای ریاست جمهوری، تنها او با نزدیک شدن با غرب مخالفت کرد . و ، در ماه سپتامبر، وقتی به سازمان ملل ﺁمد او پیشنهادهای جدید برای حل مسئله اتمی ، که وعده داده بود،را به کوفی عنان تسلیم نکرد بلکه از حق ایران بر برخورداری از تکنولوژی اتمی ، سخن گفت .
   بنا بر یادداشتهای یکی از اعضای دفتر کوفی عنان و دو تن دیگر که در دیدار خصوصی دبیر کل سازمان ملل با احمدی نژاد حضور داشتند، او به احمدی گفته است : وقت ﺁنست که مثل دولت مرد عمل کنید.
* بعد از اظهاراتش در سازمان ملل، از طریق یک رشته تماسها میان اعضای دفتر او و مقامهای اروپائی ، این مقامها از او خواستند استدلال خود را در سازمان ملل تکرار نکند. با وجود این، او سه بار قصد ایران بر غنی سازی اورانیوم را تکرار کرد .
   یک مقام ارشد اروپائی می گوید : " ما 24 ساعت به او وقت دادیم سخنان خود را باز نویسد . اما او ، بجای گزیدن بیانی غیر تحریک ﺁمیز که می توانست روند دیپلماتیک را نجات دهد، بیان تحریک ﺁمیزی را برگزید که ﺁن روند را متوقف کرد.
* بعد از اظهارات احمدی نژاد ( حذف اسرائیل از نقشه دنیا ) کوفی عنان سفر به ایران را لغو کرد . سخنگوی سازمان ملل ، استفان دوجاریک گفت : با توجه به وضعی که پیش ﺁمده است ، دبیر کل مشکل می بیند بتواند موضوعهائی را که در نظر داشت، با مقامهای ایران ، موضوع گفتگو قرار گیرد .
   وزارت خارجه ایران می گوید : این نه کوفی عنان که ایران بود که موقع را برای سفر او به ایران مناسب ندانست .
• به دنبال ، اظهارات احمدی نژاد، شورای امنیت ، دولتهای غرب ، مطبوعات غرب و... اظهارات او را محکوم کردند . او اسرائیل را که بخاطر جنایتش در فلسطین ، در دنیا منزوی و مغضوب بود، از انزوا بیرون ﺁورد و محبوب کرد : " ما همه صهیونیست هستیم " شعار غربیان شد . حکومت بوش، بخاطر گزارش قضائی ( نقش رئیس دفتر دیگ چنی ، معاون ریاست جمهوری در افشای عضویت یک عضو سیا ) و افتضاحهای دیگر و بی کفایتی بوش و حکومت او در رویاروئی با طوفان کاترینا و بن بست عراق، به قول مطبوعات امریکا ، سخت ترین هفته دوران ریاست جمهوری خود را می گذراند . از این رو، اظهارات احمدی نژاد، برای بوش و حکومت او حکم " امداد غیبی " را پیدا کرد .
   هنوز هفته ای از این اظهارات نگذشته، در حضور " رهبر " ، 180 درجه تغییر موضع داد و این بار، طرفدار انجام انتخابات ﺁزاد در سرزمینهای اشغالی شد : همان توافق اسلو !؟
   این تغییر موضع مسلم کرد که او از روی عقیده نگفته است اسرائیل باید از نقشه عالم حذف شود بلکه با علم به اثر سخنانش در به انزوا درﺁوردن ایران و از انزوا بیرون بردن اسرائیل و کمک به حکومت بوش، این سخنان را بر زبان ﺁورده است . دو هدف مشخص او ، در خارج از کشور، از پرده بیرون انداخته شدند : این سخنان پوشش امتیازهای مهمی است که در مسئله اتمی داده اند و نیز نوعی واکنش به خلع ید از احمدی نژاد و حکومت او از پرونده اتمی و تحمیل انزوا به کشور برای غلبه بر رقبا در رژیم است.
انقلاب اسلامی : در فصلی که به مسئله اتمی اختصاص داده ایم ، اطلاعاتی را که در باره امتیازها داده شده بدست ﺁورده ایم، از نظر خوانندگان خواهیم گذراند .
• در 4 نوامبر، رویتر گزارش مهمی را مخابره کرده است با عنوان " احمدی نژاد در رادیکال گری تا کجا می تواند برود ؟ " . نکات عمده گزارش اینها هستند :
* بنظر می رسد رئیس جمهوری جدید ایران، احمدی نژاد مصمم به ادامه دادن به رویه رادیکال است اما تحلیل گران می پرسند : تا چه وقت و چه اندازه او اجازه می یابد از راهی برود که بر خطرهایی فلج دولت و رویاروئی با غرب می افزاید ؟ تحلیل گر سیاسی ایران ، محمود عالی نژاد می گوید : در درون نظام، فشارها برای مهار او به ترتیبی که این چهار سال ، بدون زیان زیاد ، بسر ﺁید ، همچنان افزایش می یابد .
   اما احمدی نژاد ، پاسدار سابقی که در دوران جنگ 8 ساله، در پشت خطوط دشمن عملیات انجام می داده است ، بنظر می رسد که هیچ ﺁماده نیست که بگذارد او را مهار کنند .
   هفته پیش، او با سخنش در باره اسرائیل ، سبب محکومیت بین المللی شد . سبب انزوای ایران در موقعی شد که پرونده ایران در شورای حکام ﺁژانس بین المللی انرژی اتمی مطرح است و خطر ﺁن وجود دارد که این پرونده به شورای امنیت فرستاده شود .
* در این هفته، وزیر امور خارجه او اعلام کرد که بنا بر احضار نیمی از سفرا و دیپلماتهای ارشد و تغییر ﺁنها را دارد . بسیاری از ﺁنها میانه رو و دارای بهترین روابط با غرب هستند .
   روز چهارشنبه ، 2 نوامبر، او با انتصاب وزیر نفت که بسیار کم شناخته است و تجربه ای هم از صنعت و اقتصاد نفت ندارد، ﺁنهم برای اداره صنعت و اقتصاد نفت کشوری که مقام دوم را در اوپک دارد ، مجلس را عصبانی کرد .
   تحلیل گران می گویند : اینطور اعمال که انتقادهای سخت را ، در ایران و جهان، بر انگیخته اند ، همان وعده هایی هستند که او در انتخابات ریاست جمهوری می داد . انوشه احتشامی ، مدیر مرکز مطالعات پیرامون خاورمیانه و کشورهای اسلامی در دانشگاه دورهام می گوید : خود سیاست او نا منتظر نیست . شتاب او نامنتظر و تعجب ﺁور است .
* علی نژاد می گوید : احمدی نژاد ، پسر ﺁهنگری که قیافه ساده او همانند توده های فقیر ایران است ، می خواهد ، با سیاست نسبتا میانه روانه دو رئیس جمهوری پیشین، هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی ، در سیاست داخلی و خارجی، ببرد ، بریدنی قاطع و روشن . او احساس می کند که به ایدئولوژی انقلاب ، خیانت شده است . بنا بر این ، می خواهد به روند این 16 سال بسود میانه روی، پایان بدهد .
* احتشامی می گوید: تصمیم او بر تصفیه دیپلماتها و گماردن شخص طرف اعتماد خود در رأس وزارت نفت ، قاطع است . زیرا او قویا احساس می کند زمان ﺁن شده است که وزارتخانه ها از کسانی پاک شوند که حضور هاشمی رفسنجانی و خاتمی در دولت هستند .
   اما یک تحلیل گر ارشد دیگر می پرسد : او سالها تجربه بر هم انباشته شده را چگونه می خواهد ، در فرصتی کوتاه ، جانشین کند ؟ تحلیل گر می افزاید : مجلس مصمم است به صادق محصولی، وزیر نفت منصوب احمدی نژاد، رأی اعتماد ندهد . این اصلاح گرایان نیستند که او را انتقاد می کنند . او به سرعت دوستان خود را از دست داده است . نمایندگان اعتراض دارند که نه با صلاحیت اشخاص که به رابطه ﺁنها با خود بها می دهد . اعضای هیأت وزیران او از رفقای پاسدار و یا مشاوران ارشد او در شهرداری تهران هستند .
* شایعه های بسیار در باره نفوذ ﺁیة الله محمد تقی مصباح یزدی ، یکی از افراطیها که مبلغ ضرورت انزوا از غرب است ، در احمدی نژاد ، انتشار دارند . دستیاران او تکذیب می کنند که او از این روحانی دستور می گیرد .
* انتصاب افراد با تجربه به مقامهای اقتصادی را سرمایه گذاران با رضایت نسبی تلقی کردند . اما اظهار نظرهای اقتصادی او ، نظیر لزوم پائین ﺁوردن نرخ بهره بی توجه به میزان تورم، سبب فرو رفتن ﺁنها در بهت شد .
* رویتر پس از توصیف وضعیت اسفار بورس و بهم ریختگی اقتصادی توأم با ترس در داخل و فشار بین المللی از خارج، از قول تحلیل گر سیاسی ارشد در تهران می نویسد : بی تجربگی احمدی نژاد ، در قسمتی ، عامل این وضعیت است اما این امر که نمی خواهد به پندهائی گوش بدهد که او را به میان روی می خو انند، گویای تصمیم درونی است .
   عالی نژاد می گوید : به قدرت رسیدن او ، مستقل از مراکز قدرت سنتی انجام گرفته است . از این رو، او خود را مستقل احساس می کند و در قید واکنش بین المللی نیز نیست .
* رهبری عالی رژیم، ﺁیة الله علی خامنه ای که صاحب قدرت وسیع است از انتقاد کنندگان احمدی نژاد خواسته است فرصت بیشتری به او بدهند . با وجود این، اعطای نظارت به مجمع تشخیص مصلحت که هاشمی رفسنجانی رئیس ﺁنست ، بطور وسیع اینطور تعبیر شده است که خامنه ای خواسته است عنان رئیس جوان سخت بکشد .
بسیاری بر این نظر هستند که فشار وارد کردن به احمدی نژاد او را مجبور می کند به راه سازش و میانه روی بیاید . حال ﺁنکه فشار خارجی مقامات نظام را ناگزیر می کند به او ملحق بگردند .
انقلاب اسلامی : یکچند از تحلیل گرانی که نظرهاشان را بنظر خوانندگان رساندیم، صورت را دیده اند و از واقعیت ها غافل شده اند . واقعیتی که ندیده اند اینست که رژیمی ها، از هر قماش ، بر ضد اصول راهنمای انقلاب ایران و تجربه مردم سالاری کودتا کردند . احمدی نژاد کسی نیست که بداند اصول راهنما و هدفهای انقلاب کدامها بوده اند . از روی باور نیز سخن نمی گوید چرا که زورپرستی با باورمندی سازگار نیست . نقد نظر "استاد فکری " او در همین مجموعه ، بر خواننده مسلم می کند این جماعت اهل باور نیستند . حریصان قدرت و دیوانگان خشونت هستند . مصباح یزدی چگونه می تواند یک پا در لندن و یک پا در قم و تهران داشته باشد و از روی باور خواستار انزوا از غرب باشد ؟ واقعیت اینست که از انقلاب بدین سو، این جماعت با بحران سازی و خشونت ، دولت را تصرف کرده و هستی کشور را به غارت سپرده اند و با همان روش نیز احمدی نژاد را به ریاست جمهوری رسانده اند . دقیق تر بخواهی ، یک دوره ملاتاریا ( کسانی چون هاشمی رفسنجانی و خامنه ای و... ) جماعتی را وسیله کار کردند برای قبضه قدرت و اینک ﺁن گروهها به مافیاهای نظامی - مالی تحول کرده و دولت را تصرف کرده اند . ملاتاریا اینک در بند این گروهها است .