شماره ٦٣٣ از ٦ تا ١٩ آذر


یادﺁوری : مقاله ها که در انقلاب اسلامی منتشر می شوند تنها نظر نویسندگان خود را باز گو می کنند

صاحب
   امتياز
    و مسئول

برای تماس با ما

برگزيده مصاحبه ها

جواب به سوالها

آرشيو روزنامه

در اين شماره

صفحه اصلی

•   سايت آقاى
ابوالحسن بنى صدر


•   وب لاگ آقای
ابوالحسن بنی صدر


دولت یک دست " اصولگرایان " را به گروبندیهای متخاصم تجزیه کرده است :

•   دولت بر دولت و نه دولت در دولت


باروي كار آمدن محمود احمدي نژاد طي پروژه بزرگ و بر اساس برنامه چشم انداز بيست ساله نظام، مي پنداشتند نظام براي بيست سال آينده تثبيت شده است . علت تهیه و اجرای اين پروژه اين بود كه جمعيت بين 15 تا 35 سال ايران در سال 83 به 37 ميليون نفر رسيده بود . و اين مي توانست مانند بمب هسته أي عمل كند . رژیم براي كنترل اين جمعيت راههاي زيادي را انديشه كرده بود يكي از اين راهها گسترش بی رویه زمينه ادامه تحصيل اين جمعيت بود زيرا با اين روش مي توانست 4 سال اين جمعيت عظيم را از رده سني تحرك و جواني خارج سازد . راه دومي كه در انديشه داشت اين بودكه با استقرار دولتي استبدادي در كليه پستها بتواند حركت جوانان را كنترل نمايد . با آمدن احمدي نژاد و در پي آن ، تشکیل كابينه أي با 16 وزير با سابقه سپاهي و اطلاعاتي نمايانگر و معاونان باز هم سپاهی ( بیشتر از 70 درصد ) ، قرار بود استبداد فراگير برقرار شود . براي استقرار ﺁن، حتي حاضر به هزينه كردن هاشمي ، كروبي ، مهدوي كني ، جوادي آملي و ... نیز شدند . اما ديري نگذشت كه وزراي كابينه براي فراگير کردن استبداد مديران رده اول و دوم را ناچار به استعفا کردند . مدیران و استانداران را از میان پاسدارها و سرپرستهای زندانها یعنی مدیران شکنجه گاهها و اعدام گاه ها منصوب کردند و دست به پاکسازی وسیع دستگاه اداری زدند. مقامهای خالی را در عمده ترين وزارتخانه ها به افراد سپاه و واواک های موازی دادند . وزارتخانه هائی که رژیم صد درصد مقامها را به اینطور افراد می سپارد عبارتند از وزارتخانه هاي ارشاد و واواک و , كشور و دفاع و فن آوري . چنانچه ديده مي شود معاونان و مديران اين وزارتخانه ها عموما سپاهي - امينتي يا واواکی مي باشند. رژیم به اين ميانديشيد كه با توسعه امنيت و اطلاعات در ايران بتواند جمعيت جوان را به كنترل خود درآورد.
      دولت احمدي نژاد با اين توهم كه حاكميت استبداد فراگير شده است و مردم از آنها حمايت خواهند كرد در جريان پروژه هسته اي شعارهاي بسياري را داد . او و معلمانش مي پنداشتند جهان قرن 21 توان مقابله با آنها را ندارد. به همين دليل در قضيه پروژه هسته اي ، با حذف تيم مذاكره كننده قبلي و آوردن علي لاريجاني و تيم مذاكره كننده و بسيار تازه كار و بي تجربه جدید كار را به جايي رساندند كه دنيا بر ضد ایران متحد شد .
•   هر چه زمان مي گذرد، ناكارآمدي دولت احمدي نژاد و رهبر فكري او مصبا ح يزدي روشن تر مي شود . علي خامنه اي ولي فقيه مطلقه بعد از دو سه ماه به اين نتيجه رسيده است كه روش كنوني حكومت داري ، وي را به سرعت به سوي نابودي سوق خواهد داد :
3 عامل عمده اين تفكر به اضافه عدم رضايت مجلس خبرگان از شيوه رهبري او و فشار بر او، وي را وادار به ايجاد تغييراتي در سياستهاي داخلي و خارجي ايران کرده است:
1 - حركت رو به خروج از جبهه اصول گرا - محافظه کار ، جناحي که با اتحاد هاشمي رفسنجاني - مير حسين موسوي - سيد محمد خاتمي - موسوي خوينيي ها و... دارد شکل می گیرد . اين گروه بعداز شكست در انتخابات و مشخص شدن تقلبات در آن ، راه را در اين ديده اند كه با نزديك شدن به يكديگر، جبهه واحدي برضد رهبري دولت فعلي بوجود آورند . ادامه اين اتحاد موجب قدرت گرفتن آنها و در نتيجه ایجاد شدن خطر براي حكومت ولي فقيه است .
2 - قدرت گرفتن بيش از پيش مصباح يزدي و ياران انجمن حجتيه او . مصباح يزدي كسي كه به كمك ياران خود مرجعيت خامنه اي را تبلیغ كرده است، بهتر از همه مي داند خامنه اي لياقت مرجمعيت را ندارد و اين او بوده است كه خامنه ای را بعنوان مرجع قالب كرده است. مصباح يزدي ، به كمك بقيه خائنين، توانست احمدي نژاد را به رياست جمهوري برساند . بعد از " انتخاب " او ، ياران مصباح اكثر پستهاي دولتي را اشغال نمودند . ادامه اين وضعيت ، ولي فقيه را با چالش بزرگي روبرو می کند و ممکن است به حذف خامنه ای نیز بیانجامد .
3 - در قضيه پروژه هسته اي ايران، گروه مذاكره كننده قبلي با دغل كاري توانسته بود دو سال از رفتن پرونده ايران به شوراي امنيت جلوگیری کند . با آمدن احمدي نژاد و سخنراني ديكته شده كذايي وي در مجمع عمومي سازمان ملل، اتحاد دنيا بر ضد ايران برانگيخته شد و فشار جهاني روز به روز افزایش یافت . رکود اقتصادی و ﺁگاه شدن مردم از ماهیت حاکمان برخود و شدت تنازع در درون نظام ، به خامنه ای فهماند، ﺁخرین برگ خود را بر زمین زده و بازی را باخته است .
      عوامل فوق ،ولي فقيه و مشاورانش را واداشت بعد از سه ماه تغییر فکر دهند و براي نجات خود از وضعيتی چنین وخیم، به اجبار، جام زهر بنوشند یعنی به هاشمي رفسنجانی رو بیاورند . به کسی رو بیاورند كه در " انتخابات " سه ماه پیش، با استفاده از تمام وسايل او را حذف کردند .
      حالا، مي پندارند وجود او مي تواند سقوط رژیم را ، برای مدت زمانی چند، به تاخير بياندازد . به همين دليل دست نياز به سوي عمرو عاص نظام دراز کردند . هاشمي رفسنجانی گفته بود : اين بازيها 3 ماه بيشتر به طول نمي انجامد . و سه ماه بعد، رهبري مجبور به دادن اختیاارات خود به او گشت. هاشمي، بعد از گرفتن اختيار نظارت بر سه قوه ، هیأت دولت نظارت کننده را تشکیل داد و برای نشان دادن قدرت خود افراد زير را به كار گماشت :
      محمد هاشمي برادر خودكه تا 2 ماه قبل در خطر دستگيرشدن بخاطر اختلاس هاي مالي بود.
علي ولايتي - مير سليم - دري نجف آبادي - بیژن نامدار زنگنه فردي كه احمدي نژاد اختلاس هايش را در بوق كرده بود - حميد انصاري.       افراد فوق در واقع بخشي از كابينه دولت بر دولت هاشمي رفسنجاني ضد احمدي نژاد هستند .
•   مبارزه با مفاسد اقتصادي :
سالهاست كه فرياد واسلامهاي ولي فقيه گوش جهانيان را به درد آورده است و هر دم بانگ برمي دارد مفسدان اقتصادي را در هر پست و مقامي هستند را بگيرند و محاكمه كنند و افشا كنند. سرانجام، بعد از سالها تحقيق و بررسي طي يك گزارش جناب آقاي ايزد پناه معاون قوه قضاييه اعلام كرد چند اختلاس عمده در شركت نفت به مبلغ سيصد ميليارد تومان كشف كرده است و اسامي افراد را هم اعلام نكرده است ! اين بخش گزارش براي آگاهان ايران در حد يك جوك بود. زيرا وزارتخانه با آن كبكبه و دبدبه و قرار دادهاي ميليارد دلاري، 300 ميليارد تومان اختلاس عمده اي آن هم در دهها پروژه نيست . در جايي كه، بنا به گزارش ، تنها يك نفر در ستادي وابسته به رهبري يعني ستاد اجرايي فرمان امام با تقلب و فروش چندين هزار متر زمين ، 60 ميليارد تومان اختلاس كرده است.
      در رابطه با گزارش مضحك ايزد پناه ، به يك نكته مهم اشاره مي شود: چندي قبل بانك مركزي اعلام كرد براي ايجاد بانك خصوصي ثبت نام مي كند . يكي از شرايط متقاضيان تاسيس بانك خصوصي داشتن حداقل 250 ميليارد تومان وجه نقد بود. جالب اينكه تعداد ثبت نام كنندگان طي مدتي كوتاه 40 نفر شدند . سئوالي كه بايد از " رهبر " و قوه قضاييه پرسيد اين است : اين 40 نفر چه كساني هستند كه درآمد هر ساعت آنها اگر 50 سال عمر داشته باشند 5/1 ميليون تومان ، يعني معادل 1 سال حقوق يك كارمند ديپلم رسمي دولت، مي باشد ؟
      اين كه ايزد پناه در پي فرازهاي " رهبر " ، به دنبال مفسدان اقتصادي مي گردد، از این بابت جالب است كه فرياد مي زند عده اي نمي خواهند بگذارند اسامي اين مفسدان افشا شود ! باید به ايزد پناه گفت : حداقل سرمايه يكي از متقاضيان بانك تقريبا معادل كل اختلاس شركت نفت مي باشد. خواهشمند است دستور فرماييد اسامي افراد متقاضي تاسيس بانكهاي خصوصي كه مفسد اقتصادي هم نيستند و معلم اخلاق هم مي باشند افشا شود تا نامهای آنها را به قلبهای خود بسپریم .
•   كابينه هفتاد ميليوني يا هفتاد ميليون زنداني :
زمانيكه دو سال پيش از سوي رهبران استبداد طرح چشم انداز 20 ساله مطرح شده بود مردم مي پنداشتند كه نظام قرار است طرحي نو دراندازد تا مردم به رفاه نسبي دست يابند .ولي اين طرح چنانچه بعدا مشخص شد، براي از كار انداختن يك بمب هسته اي بود به نام جوانان . زيرا بر اساس آمار جوانان بين 15 تا 35 سال 37 ميليون نفر مي باشند و اگر به گونه اي اين بمب هسته اي ر ا خنثي نكنند ، نظام برباد خواهد رفت ترفند آوردن احمدي نژاد از 30 ماه پيش بررسي شده بود كه با آوردن او و محكم كردن كمربند استبداد بتوانند بمب جوانان را از كار بياندازند . با آمدن احمدي نژاد كابينه او كه برخي از آنان بدون نظر او و مستقيما از سوي بيت معرفي شده بود انتخاب شد. وزرايي كه از سوي بيت انتخاب شده بودند عبارت بودند از محسني اژه اي و صفار هرندي و مصطفي پور محمدي و وزير دفاع محمد نجار اين چهار تن از عوامل اصلي انسداد مي باشند . در زير به معرفي مصطفي پور محمدي مي پردازيم :
•   خانواده مصطفي پور محمدي از جمله جنايتكاران رانت خوار نظام مي باشد. مصطفي از شاگران معروف مصباح يزدي بود او عضو گروه خبيثان مصباح مي باشد . عده اي از خبيثان که از مدرسه حقاني و موسسه او فارغ التحصيل شده بودند عبارتند از فلاحيان - رازيني - محسني اژه اي - مير حجازي - محمدي عراقي (داماد مصباح ) - علي جنتي - حسينيان .
وي عضو گروهي بود كه در خاطرات مصباح از آنها به عنوان نيروهاي مخلص ، مأمور دادگاهها می شدند . اینها ، در سال 60 بعنوان قاضي و دادستان به استانها اعزام شده بودند . پور محمدي از سال 60 به بعد در استانهاي خوزستان و كرمانشاه و بندرعباس و ... حكم اعدام صدها تن از جوانان انقلابي را ، آن هم با داشتن تنها 21 سال سن، صادر كرده است . اين جنايات موجب شدند او، به همراه اشراقي و نيري، سه دادستان اصلي اعدامهاي دسته جمعي سال 67 ، از سوي خميني انتخاب شوند. اين جنايات او را به پست بالاتري رساند : معاونت خارجي وزارت اطلاعات و در اين پست مسئوليت كليه ترورهاي خارج از كشور را عهده دار بود. با آمدن خاتمي دست او از ترورهاي خارجي كوتاه شد. او به همراه ديگر معاونين و سعيد امامي ترورهاي داخلي را كه از سالها قبل در دستور كار داشتند، به اجرا درآوردند . با آمدن يونسي ، نزديك بود پورمحمدی دستگير شود . سرانجام، به محفل اصلي يعني بيت رهبري پناه برد كه مركز اصلي قاتلان زنجيره اي ميباشد . در بخش سياسي بيت مشغول به كار بود تا این که با آمدن احمدي نژاد از سوي بيت به عنوان وزير كشور معرفي شد تا بتواند با استفاده از ديگر جنايتكاران استانها را در كنترل اطلاعاتي و امينتي خود نگاه دارد . وي به هنگام گرفتن راي اعتماد چنان بدنام بود كه الياس نادران گفت اگر او را خارج كشور دستگير كنند آبروي ما مي رود و بالاخره با 20 راي تقلبي و تكراري از سوي ياران باهنر با 153 راي از مجلس راي اعتماد گرفت و بعد دست به انتصاباتي زد كه نشان مي دهد او در كار خود موفق بوده است . از بين بيست و چند استاندار انتخاب شده وي تا بحال 9 نفر از سرداران سپاه منجمله رئوفي استاندار كرمان ( يكي از سرداراني كه بعد از جريان كوي دانشگاه نامه أي تندي به خاتمي نوشته بود...) امين حياتي استاندار خوزستان و ... و همچنين انتخاب 6 نفر از مديران سازمان زندانها عباس رهي استاندار مازندران معاون اداري مالي سازمان زندانها- مظفر الوندي استاندار كردستان معاون روابط عمومي سازمان زندانها - صولت مرتضوي استاندار خراسان جنوبي معاون اداري سازمان زندانها - مرتضي بختياري استاندار اصفهان رئيس سابق سازمان زندانها - قوام نوذري استاندار زنجان مدير كل فني و مهندسي سازمان زندانها - محمدرضا محسني استاندار لرستان و مدير كل سازمان زندانهاي خراسان و همجنين 5 نفر از معاونين امنيتي سابق استانها كه به استانداري انتخاب شده اند مانند استاندار اراك معاون امينتي استاندار مركزي .
در بين معاونين خود نيز نامهايي از اعضاي هيات موتلفه ( كليه افراد سازمان زندانها وابسته به هيات موتلفه مي باشند. ) مانند موسي پور داماد باهنر ) معاون حقوقي و پارلماني وزير كشور و علي جنتي ( روحاني بي لباس ) معاون سياسي ...       تشكيلات آقاي پور محمدي نشان مي دهد كه 70 ميليون مردم مستقر در ايران يا مجرمند درون زندانهاي بزرگي به نام استانها يا در حال انجام جرمند كه بايد توسط استانداران امنيتي شناسايي شوند و يا مجرمند كه بايد توسط استانداران سپاهي دستگير شوند و در زندان بمانند .
•   در رای اعتماد به کابینه که امروز در مجلس صورت گرفت هنگام رای گیری برای وزیر آموزش و پرورش صدا و سیما به صورت ناشیانه ای عمل نمود و میکروفن های رئیس مجلس و معاونین او را قطع نکرده بود هنگام شمارش آراء محمود فرشیدی تعداد "نمایندگان" حاضر در جلسه 280 نفر ذکر شده بود و همچنین شمارش گر با صدای آهسته به حداد عادل گفت تعداد آراء سفید بیشتر از بقیه است. تعداد نمایندگان حاضر 260 نفر اعلام شد . در حالی که باید با توجه به مذاکرات آخر مجلس و طی گفته حداد عادل و اینکه رای ملا هویزه را اجازه ندادند در گلدان بیاندازد 259 نفر می بود ولی آراء اعلام شده باز هم 260 نفر بود و فرشیدی را با آراء تقلبی که از وزراء دیگر کم شده بود و در این گلدان انداخته بودند به حد اکثریت رساندند . همان کاری که در دوره قبل با رای زاهدی وزیر آموزش عالی و رای پور محمدی وزیر کشور نمودند که آراء دیگران را برای تایید به این دو اضافه کردند . یک مطلب دیگر هم که از میکروفن آنها پخش شد این بود که حداد عادل با صدای آهسته به معاون خود ، هنگام رای شماری، گفت : بروید و کاری بکنید که او بالا نیاید - نگذارید که او بالا بیاید - این مکالمات با صدای آهسته بخش می شد و تلاش مجری شبکه شش نیز نتوانست جلوی آن را بگیرد .
•   اما علی جنتی که معاون پورمحمدی شده است ، ثروتی عظیم اندوخته است . ثروت او را 180 میلیارد تومان برﺁورد می کنند .
•   کیانوری به بهشتی گفته بود : بابت کادرهای متخصص نگران نباشید . لنین پیشخدمت بانک مرکزی را رئیس این بانک کرد . احمدی نژاد تعلیم لنین را به عمل درﺁورد : رؤسای بانکها را برکنار کرد و افراد اعضای حراست و صدا و سیما و انجمن اسلامی را به ریاست بانکها گماشت . در انتصابها ، اصل بر وابستگی است : وابسته به " بیت رهبری " ، وابسته به احمدی نژاد، وابسته با باهنر، وابسته به هاشمی ثمره و وابسته به زری بافان ، وابسته به ...
•   " رأی به عدم کفایت " احمدی نژاد - که تکذیب شد - هنوز جدی است . بحرانهائی که او ساخته و ، در خارج، نشریه انقلاب اسلامی ، فهرست کرده است، در داخل ، بازتاب وسیع یافته است . امروزه از 7 بحران صحبت می شود : 1 - بحران اتمی و ایجاد جبهه بر ضد ایران و 2 - بحران انزوا با سخن گفتن از حدف اسرائیل از صفحه روزگار و 3 - بحران اقتصادی حاد و 4 - بحران در بانک و اعتبار از راه کودتا در نظام بانکی 5 - بحران در دستگاه اداری کشور از راه تصفیه وسیع و سپردن مقامها به پاسداران و افراد واواک و واواکهای موازی ( 16 وزیر از سپاه پاسداران و 70 در صد معاونان از پاسداران و گروه بزرگی از استانداران که از پاسداران و زندانبانان هستند ) . این بحران بدانحد شدت دارد که موجب اعتراض خامنه ای و هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی ( در اجتماع ائمه جمعه سراسر کشور ) و امامی کاشانی ، امام جمعه اصول گرا و موقت تهران در نماز جمعه شد .
6 - بحران در روابط خارجی از راه احضار 40 سفیر و تهدید به فعال کردن شبکه های ترور . شدت این بحران به حدی است که مانع از شرکت احمدی نژاد در کنفرانس سران در تونس برسر اطلاعات شد . در توجیه نرفتن احمدی نژاد به تونس، متکی گفته است چون سران دولتها در ﺁن کنفرانس شرکت نکرده بودند، وزارت خارجه به رئیس جمهوری توصیه کرد به تونس نرود . حال ﺁنکه حدود 50 تن از سران دولتها در کنفرانس شرکت کرده بودند . دلیل نرفتن ترس از انزوا و طرد بود .
7 - بحران اعتماد در اصول گرایان و متلاشی شدن ﺁنها . عوامل این بحران ، غیر از 6 بحران بالا، مهره چینی های خامنه ای و دودوزه بازی کردنهای او و واکنشهای خشونت ﺁمیز احمدی نژاد و دسته حامی او ( مصباح و ضد بهائیها ) است :
* خامنه ای می گوید : بسیاری از انتقادها از احمدی نژاد و حکومت او غیر منصفانه اند. از انتقاد کنندگان - که همه " اصول گرا " هستند - می خواهد به این حکومت فرصت بدهند . اما حمله به احمدی نژاد را خود او شروع کرد :
      " بايد ضمن تاکيد بر مشترکات و محکمات نظام اسلامي، از هرگونه اقدام و سخنی که باعث عميق تر شدن کدورت های دوران انتخابات می شود جدا پرهيز کرد."
      هم او، در مقام تودهنی زدن به احمدی نژاد - كه دولت و سياست هاى خود را بازگشت به دوران آغاز انقلاب مى خواند - ، گفته است :"حفظ ارزشهای انقلاب ...هيچگاه به معنای بازگشت به برخی بی انضباطي‌ های طبيعی اول انقلاب نمي‌ باشد."
* احمدی نژاد با تهدید کردن مخالفان " اصول گرای " خود آنهم به سپاه و بسیج، دو واقعیت را آشکار میسازد : 1 - " رهبر " چندان کاره ای نیست و 2 - کشماکش در سپاه شدید است . عزل و نصبها که از زمان گماردن احمدی نژاد به ریاست جمهوری و بردن پاسدارها به قوه مجریه ، شروع شده اند، رویاروئیهای گروه بندیها را در درون سپاه گزارش می کنند . تازه ترین عزل و نصبها را رحیم صفوی ، " فرمانده کل قوا " در 29 ﺁبان ، توجیه کرده است . او خطر خارجی را عامل این عزل و نصبها دانسته است بدون این که توضیح بدهد از چه رو است که این خطر که سابق هم بود اما چرا هیچگاه تغییرات به این وسعت نبود ؟
* گسترده ترین تصفیه ها در واواک انجام گرفته است و می گیرد : راندن واواکیها و جانشین کردنشان با پاسدار و بسیجی ، برخوردها را به منتهای شدت رسانده است .
•   در مجلس ، جریان تجزیه اصولگرایان نمایان تر است : نخست دو دسته شدند : اصول گرایان طرفدار احمدی نژاد و اصول گرایان تحت رهبری توکلی و نادران . اما حالا، با " اصلاح طلبان، ده دسته شده اند .