« شماره ۶۳۸ از ۱۷ تا ۳٠ بهمن ۱۳۸۴ »


یادﺁوری : مقاله ها که در انقلاب اسلامی منتشر می شوند تنها نظر نویسندگان خود را باز گو می کنند

صاحب
   امتياز
    و مسئول

برای تماس با ما

برگزيده مصاحبه ها

جواب به سوالها

آرشيو روزنامه

در اين شماره

صفحه اصلی

•   سايت آقاى
ابوالحسن بنى صدر


•   وب لاگ آقای
ابوالحسن بنی صدر


جریان تجزیه جناحهای رژیم به گروهها و گروهها به گروهکها - 2

انقلاب اسلامی : در قسمت اول این فصل، بخش دوم گزارش پیرامون روند شتاب گیر تجزیه جناحهای رژیم و در قسمت دو خبرهائی را می خوانید که از ایران تحصیل شده اند :

جناح " اصول گرا " در بند قاعده تقسیم به دو و حذف یکی از دو :

      هنگامی که تشریح بخش دوم تجزیه و تقابل گروههای "اصولگرا " به پایان می رفت ، اتفاقی افتاد که به ﺁن گفته می شود ﺁفتاب ﺁمد دلیل ﺁفتاب . زیرا چندروزی است که گروههای " اصولگرا" ، از راه امتیاز طلبی، سخت توی سر یکدیگر می زنند : جناح ﺁبادگران و بخشی از فرقه مصباحیه و بخشی از موتلفه و بخشی از ایثارگران که به دنبال به دست ﺁوردن مجلس خبرگان رهبری هستند برای اینکه در این کار موفق شوند و کل پست ها و مقامات را به دست ﺁورند و به اصطلاح اصلاح طلبان را از میدان بدر کنند، دو پهلو و ضد و نقیض گوئی های خمینی را دست مایه کرده و بحث حکومت و جمهوریت را پیش کشیده اند . هر یک به دفاع از امام خمینی خودشان پرداخته اند :
* یک دسته می گویند: امام خمینی آنها هیچ اعتقادی به رای مردم نداشته است و حکومت از آن ولی فقیه مطلقه است و احتیاجی به شرکت مردم در انتخابات ندارد و رهبری می تواند خودش افراد را انتخاب کند بدون هیج مشکلی این عده که سردستگی ﺁنان را مصباح یزدی و غروی و بادامچیان و علی خامنه ای و نوری همدانی و .... بر عهده دارند بنا بر "اصل حاکمیت مطلقه فقیه" ، به این بحث دامن می زنند .
* عده ای از گروهها که مخلوطی از اصولگرایان دیگرهستند، مانند دوم خردادی ها و جامعه روحانیت مبارز و برخی کارگزاران و برخی مشارکتی ها و اعتمادی ها و برخی روحانیون مبارز برای اینکه مجلس خبرگان را از دست گروه مقابل بدر ﺁورند، وارد کارزار شده اند و به دفاع از امام خمینی خودشان می پردازند و می گویند :امام خمینی برخلاف نظر گروه اول معتقد به ﺁرای مردم بوده است و در انتخابات به رای مردم اهمیت می داده است .
هر دو دسته دروغ می گویند و می دانند که دروغ می گویند . اما چون دروغ را واجب کرده اند ، بدون احساس شرم ، دروغ می گویند . دسته اول دروغ می گوید زیرا خوب می داند وقتی خمینی وارد پاریس شد هوا پس بود . در ایران شعار حکومت اسلامی می دادند . اسباب تبعید او را به فرانسه تهیه کرده بودند تا او دم از ولایت فقیه بزند و پنبه اش را بزنند . بیخود نبود که بیشترین پرسشها در باره محتوی رژیم جدید و نقش روحانیت و حاکمیت مردم می شد و او هم بی مضایقه بر " ولایت جمهور مردم " تصریح و تأکید می کرد .       و دسته دوم دروغ می گوید زیرا می داند خمینی جز به قدرت نمی اندیشید . وقتی دید جمهور مردم با نظر او مخالف شد و در انتخابات ریاست جمهوری اول ، معلوم شد طرز فکر او در جامعه 3 درصد رأی دارد ( رأی به حبیبی نامزد ملقمه ای از حزب جمهوری اسلامی و مدرسین قم و حزب توده و نهضت ﺁزادی ) ، دستور تقلب در انتخابات را به رهبران حزب جمهوری اسلامی داد و سرانجام هم گفت 35 میلیون بگویند بله من می گویم نه .
      خمینی بر اساس شرایط موجود و ملاقات هایی که با افراد می کرد، نظرات دینی و شرعی اش تغییر می کردند . او فکری که بشود گفت فکر او است ، نداشت . همین ولایت فقیه را از دکتر رضای مصری سنی اخذ کرده است . مصاحبه های او در فرانسه و مصاحبه های او پس از مراجعت از ایران ، نشان می دهد که هدف او رسیدن به قدرت بوده و، بنا بر مظنه روز، نظر می داده است .
      همه افراد دو دسته در یک اصل با هم مشترکند و ﺁن اصالت قدرت است . چماقشان هم یکی است و ﺁن " امام خمینی " است . در باز سازی رژیم شاه تا ﺁنجا پیش رفته اند که به دو دسته میلیون و مردم در دوره شاه می مانند . این یکی به ﺁن یکی می گوید : تو منویات اعلیحضرت را درک نمی کنی و ﺁن یکی به این یکی می گوید : خیر تو منویات اعلیحضرت را درک نمی کنی ! موضوع حمله های زبانی و نوشتاری خاتمی و کروبی و موسوی تبریزی و خوئینی ها و برادران انصاری و موسوی نماینده ولی فقیه در سپاه و طاهری در اصفهان و مصباح یزدی و غرویان و حسین شریعتمدار ی و پور محمدی جلاد به یکدیگر ، " نیات امام خمینی " است . تناقض گوئیهائی که هر دسته، به یکی از دو نقیض چسبیده اند .

•گروه اصولگرایان فرصت طلب :
      به جز دو گروه اصولگرایان جنایتکار و دزد گروهی دیگر هستند که از ﺁنها به عنوان فرصت طلبان نام برده می شود . این گروه به ﺁن صورت در جنایات دخیل نبوده اند و دزدی هاشان در سطح پایینی قرار دارند. اما سالم نیستند و بر اساس فرصت هایی که به دست می ﺁورند در میان گروهها چرخ می زنند . وسط بازان فرصت طلب هستند . میتوان از افرادی مانند برادران انصاری مجید و حمید نام برد که مرکز نشر ﺁثار امام را سالهاست به دست گرفته اند و از هر فرصتی در این مرکز استفاده می کنند که قرار است آنجا را به عنوان مرکزی دانشگاهی و جذب دانشجو در مقاطع کارشناسی ارشد بوجود آورند . آقای طه هاشمی و صادق و محمد جواد لاریجانی و محسن قرائتی و ... از این دسته هستند .
      یک نکته جالب از تحلیل گر و مفسر قرﺁن این گروه یعنی محسن قرائتی بازگو می شود تا خوانندگان ببینند اینها چه کسانی هستند و چقدر فرصت طلبند . قرائتی که حدود بیست سال است درس قران در تلویزیون دارد در مورد چگونگی درک مسئله خمس میگوید می دانید چه موقع باید خمس بدهید؟ شاگردان آن کلاس می گویند نه و قرائتی در پاسخ می گوید هر گاه با شنیدن قیمت چیزی سوت کشیدید در آنجا معلوم می شود که شما باید بابت خرید آن خمس پرداخت کنید . یعنی اگر روزی رفتید طلا فروشی و یک انگشتر انتخاب کردید و قیمت آن را پرسیدید و گفتند فلان تومان و شما تعجب نکردید و ﺁن را خریدید، ﺁن زمان پول شما خمس ندارد ولی اگر روزی رفتید و انگشتری قیمت کردید و گفتند مثلا یک میلیون تومان و ﺁن زمان شما از تعجب سوتی با دهان خود زدید، این چیزی که خرید کرده اید خمس دارد . و شما باید خمس پرداخت کنید ! بنا بر این " فتوی " میلیاردرها که قیمت یک میلیون تومان شگفته زده شان نمی کند، نباید خمس بپردازند ! این ﺁقا که وقتی برای او ماشین می خواهند بخرند اول مدیر او می رود به کارخانه دستور ساخت چگونگی جلو داشبورد ﺁن را به خاطر شکم گنده ﺁقا می دهد و ویلاهای ﺁنچنانی در کلاردشت و فشم دارد ، روش تشخیص خمس را چنان می ﺁموزد که کم پولها بدهند و پولدارها معاف شوند . او یکی از کسانی بود که به کمک رفیق دوست، در ماجرای خانه دختران بی سرپرست که مدیر ﺁنجا یعنی موسوی، قاضی شرع و رییس دادگاههای انقلاب کرج ، ﺁنها را شبانه به خانه برخی از روحانیون و مقامات می فرستاد . یکی از روحانیون او بود و، برای رفع و رجوع کردن ﺁن جنایت ننگین، خیلی تلاش نمود و بلاخره ﺁیت الله موسوی قاصی شرع تنها به یکسال زندان محکوم شد و بعد هم قبل از ان ﺁزاد شد .

•اصولگرایان توجیه گر:
      این گروه که از گروهها و دستجات مختلف نشکیل می شوند ، کارشان توجیه قول و فعلشان است . اینها در خلوت به گونه ای و در علن به گونه ای دیگر حرف می زنند . این افراد کارشان پوشش ساختن برای قول و فعل حاکمان است . خوب می دانند بسیار عیب در " اصول " ادعائی وجود دارند ، اما نزد هر قشر ، اصول را در پوشش باب طبع ﺁن قشر عرضه می کنند . اینها برای حفظ رژیم - که همانا بر سر کار ماندن خودشان باشد - ، حرفه خود را توجیه رژیم قرار داده اند . خاتمی که از سالهای اول انقلاب در دسته ای قرار گرفت که تنها وظیفه اش پوشش و توجیه ساختن برای استبدادیان بود . چه زمانی که در راس روزنامه کیهان قرارداشت و چه زمان اعدامهای وحشیانه سال 67 که در مقام وزارت ارشاد قرار داشت و چه در هشت سالی که در مقام ریاست جمهوری بود، حرفه اصلی خود را هیچگاه ترک نگفت . او می توانست، با استفاده از مقامی که داشت ، دست به اجرای قوانینی بزند که به درد مردم می خورد ولی او در تمام این مدت به فکر حفظ نظام ولایت فقیه بود و ، بارها و بارها ، در توجیه قول و فعل خود گفت : حفظ نظام از تقدم برخوردار است . در نتیجه، ﺁزادی و حقوق مردم را فدای رهبری و " اصولی " کرد که می گفت به حفظشان متعهد است . هنوز افشا نکردن ﺁمران و مأموران قتل های سیاسی و افشای نکردن سرکوبگران خوابگاه دانشگاه و افشا نکردن ﺁمر و مأمور قتل زهرا کاظمی و عدم جلوگیری از توقیف فله ای مطبوعات و عدم حمایت از تحصن نمایندگان مجلس و عدم دخالت او در آزادی جوانمردی به اسم اکبر گنجی که با افشا گری خود زمینه های مناسبی برای او بوجود آورد و عدم مقابله با " رهبر " و باند او بهنگام حمله به حسینیه منتظری و حبس او در خانه اش و ... و انجام دو انتخابات مجلس و ریاست جمهوری که در شمار مفتضح ترین انتخابات تاریخ ایران بود ، همه و همه گویای تقدمی است که برای حفظ نظام ولایت فقیه قائل است .
      مهدی کروبی یکی دیگر از افرادی که هم در بدو انقلاب "اصولگرا " ( = قدرت گرا ) بودن او محرز شد . وی یکی از افرادی بود که در حذف منتظری تلاش بسیار کرد. او در 8 سال دولت خاتمی و در راس مجلس ششم به توجیه اعمالی پرداخت که رهبری و باند او انجام می دادند. عاقبت خود نیز گرفتار ساخته خود ( حکم حکومتی ) شد . توضیح این که با تقلبی فاحش، احمدی نژاد را یکی از دو نفر اول کردند و او را سوم . شروع کرد به مخالفت با " اصول " ( = حکم غیر علنی رهبر به از صندوق بیرون ﺁوردن احمدی نژاد) . اما حکم علنی رهبر بر سکوت، دهانش را بست ! او تقلبی چنان فاحش را با حفظ نظام مقدم است ، توجیه کرد .
      از این گروه می توان به افراد دیگری اشاره کرد که در این مورد تلاش زیادی در این مدت انجام داده اند فاصله این گروه با گروه اصولگرایان ترسو بسیار نزدیک است . نمونه نوعی اصول گرایان توجیه گر و ترسو، حسن حبیبی است . دسته ای نیز هستند که هر توجیهی لازم باشد می سازند تا که لزوم حضور خود را در نظام ، به مردم بقبولانند . از این جماعت هستند تاج زاده و موسوی لاری و شمس الواعظین و هادی خامنه ای و امین زاده و خرازی و گرامی مقدم و حق شناس و مسجد جامه ای .

•اصولگرایان ترسو :
      برخی دیگر از اصولگرایان از افرادی هستند که به عمق جنایت جنایتکاران پی برده اند ولی به برخی از اصول اعنقاد دارند و از سویی دیگر به خاطر ترس از دوستان و همفکران خود به گوشه ای خزیده اند و گهگاه حرفی می زنند . حرف هم که می زنند نباید به گاو و گوسفند کسی ضرر برساند . ولایت فقیه را قبول ندارند .دو سه نفری، با کم و بیش صراحت، می گویند مثل کدیور و برخی نمی گویند . ﺁنها که عقیده خود را ابراز نمی کنند برای این که " از نظام طرد نشوند " ، عمل خویش را به " هدف مبارزه قدرت است " ، توجیه می کنند . در واقع، به قدرت بمثابه اصل الاصول باور دارند .
      این عده به خاطر ﺁنکه پوشش هستند و رژیم به این و ﺁن پوشش نیازدارد ، تحمل می شوند . رژیم با اینها همان کار را می کند که با نهضت ﺁزادی می کند . از قرار معلوم می دانند حضورشان در رژیم یا حاشیه ﺁن به خاطر نیاز رژیم به ﺁنها بمنزله پوشش است . از جمله ، پوشش شدن در نظر مجامع حقوق بشر در جهان است . وگرنه وجود ﺁنها برای دولت ارزشی ندارد . رژیم هم به خوبی می داند که این افراد و گروههای وابسته به ﺁنان انقدر بی خطر هستند که بود و نبودشان زیاد فرقی نمی کند. چنانکه این ﺁخری ها ، می توانستند در انتخابات درست عمل کنند اما یا سکوت اختبار کردند ویا به دادن برخی پیامها وبرخی سخنرانی های بی خطر بسنده کردند .
      از جمله اصول گرایان ترسو هستند حسن حبیبی و عماد الدین باقی -که متاسفانه برخی او و گنجی را با هم مقایسه می کنند در حالی که بین این دو فرق بسیار در حفظ شان مبارزاتی و مردم دوستی وجود دارد - و مزروعی که می داند در کجا قرار دارد ولی به خاطر جان دوستی و از ترس سبعیت نظام ، یا سکوت می کند و یا طوری حرف می زند که از خط قرمز عبور نکند . البته میان عماد الدین باقی و مزروعی با حسن حبیبی تفاوت از زمین تا ﺁسمان است .

• مخالفان ملاحظه کار ولایت مطلقه فقیه :
      عیسی سحر خیز که جای گازی را بر شانه دارد که محسنی اژه ای گرفته است نمونه نوعی این نوع مخالفانند . با کمال احترامی که برای ﺁقای منتظری قائل هستم، باید بگوئیم هر چند شدیدا زیر فشار قرار دارند اما می توانند، با توجه به هوادارانی که دارند ، دست به کاری اساسی بزنند ولی، در گفتار و رفتار، ملاحظه می کنند . این اواخری هم که در مورد قدرت ولی فقیه صحبت کردند به گونه ای بود که نشان می داد با اصل قضیه مشکل ندارند فقط با محتوای کنونی ﺁن، مشکل دارند . گرچه در مصاحبه اخیر ، با روزنامه ژاپنی گفته اند اگر قدرت داشته باشد، کار اولش الغای ولایت مطلقه فقیه است اما معلوم نمی کنند اصل باید لغو شود و صفت " مطلقه " را باید از دست بدهد ؟ همچنین می توان به ﺁیت الله طاهری در اصفهان و ﺁیت الله مفیدی در گرگان و محمد مجتهد شبستری و عبدالله نوری و ... اشاره کرد که با وجودی که می دانند می توانند با همراهی مردم در افشای این نظام بکوشند اما در قید ملاحظات هستند . از ملاحظه ها، یکی ددمنش بودن سران نظام است که به هیچ کس رحم نمی کنند در جایی که دو پسر محمدی گیلانی قصاب معروف اوین و یک پسر حسنی امام جمعه ارومیه را اعدام می کنند و جنتی با ﺁن سابقه جنایتکاری ، دبیر شورای نگهبان است و احمد خمینی را می کشند و بر دهان حسین خمینی نوه خمینی را - بخصوص بعد از سفر فضاحت سازش به عراق و امریکا - مهر سکوت می زنند و با خود ﺁیت الله منتظری یکی از کسانی که پایه نظری دولت اینها را ساخته است ، معلوم است که ملاحظه احدی را نمی کند . اما این ددمنشی تا وقتی است که خط و ربط روشنی اتخاذ نمی شود و حرکتی دستجمعی ، بر طبق این خط و ربط بعمل نمی ﺁید .

• وسائل مالی و تبلیغاتی در اختیار گروهها :
* کلیه موجودی های سیاسی و تبلیغاتی و مالی و اجتماعی و فرهنگی ایران عموما در دست این گروهها است به خصوص دو گروه اول " اصول گرایان حدود 75 در صد از وسائل مالی و تبلیغاتی را در اختیار دارند : اکثر مطبوعات و صدا و سیما و کلیه وزارت خانه ها و اکثریت قریب به اتفاق " نمایندگان " مجلس و کلیه فرماندهان های نظامی و انتظامی و ارتشی و سپاهی و کلیه نهادهای مالی و سیاسی و مجلس خبرگان و شوراهای شهرها و شورای نگهبان و کلیه قرض الحسنه ها و ...
* مابقی گروهها از وسائل مالی و تبلیغاتی بسیارکمتری برخوردار هستند . هرچه به گروههای ﺁخر نزدیکتر می شویم ، منابع مالی و وسائل تبلیغاتی در اختیار کمتر می شوند به گونه ای که اصوگرایان ترسو از حداقل موجودی ها برخوردارند .