« شماره ۶۴۰ از ۱۵ تا ۲۹ اسفند»


یادﺁوری : مقاله ها که در انقلاب اسلامی منتشر می شوند تنها نظر نویسندگان خود را باز گو می کنند

صاحب
   امتياز
    و مسئول

برای تماس با ما

برگزيده مصاحبه ها

جواب به سوالها

آرشيو روزنامه

در اين شماره

صفحه اصلی

•   سايت آقاى
ابوالحسن بنى صدر


•   وب لاگ آقای
ابوالحسن بنی صدر


ورشکسته ها

انقلاب اسلامي : فصلنامه "راهبرد" ارگان مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام در جديد ترين شماره خود سخنان نسبتا محرمانه دكتر حسن روحاني دبير سابق شوراي امنيت ملي ايران را كه مهرماه سال گذشته در جلسه شوراي عالي انقلاب فرهنگي بيان كرده را به دست چاپ سپرده است. نکات اصلي و افشاگر ﺁن اينهايند :
* روحاني مي گويد : در جلسه سران نظام اين بحث مطرح شد كه ما طبق قطعنامه سپتامبر موظفيم كه تصوير كامل برنامه هسته‌اي را در طول سال‌هاي گذشته به آژانس ارائه كنيم. بحث اصلي اين بود كه آيا ارائه تصوير كامل مي تواند مشكل را حل كند يا نه؟‌ اگر تصوير كامل را ارائه مي‌كرديم خود آن تصوير ممكن بود ما را به شوراي امنيت ببرد. اگر ارائه نمي‌كرديم كه به معني تخلف از قطعنامه بود و به دليل اينكه قطعنامه را اجرا نكرده‌ايم به شوراي امنيت مي‌رفتيم. بنابراين بحث اين بود كه هر راهي را انتخاب كنيم،‌فرق نمي‌كند و پرونده ما به شوراي امنيت خواهد رفت. به اين دليل در جلسات كارشناسي بحث شد كه آيا با اروپائي‌ها در اين زمينه همكاري را شروع كنيم يا نه و آيا اين همكاري مؤثر است يا نيست؟‌ برخي معتقد بودند كه همكاري با اروپا تاثيري ندارد چون اروپا مستقل نيست و چون آمريكا مصمم است ما را به شوراي امنيت ببرد، لذا اروپا نمي‌تواند كاري انجام دهد. برخي هم معتقد بودند كه همكاري با اروپا مي‌تواند موثر باشد. همه اين مباحث در جلسه سران نظام مطرح شد. انقلاب اسلامي : اين قسمت از سخنان روحاني صراحت دارد بر اين که 1 - فعاليتهاي مخفي وجود داشته که اگر گزارش مي شده اند، پرونده ايران به شوراي امنيت مي رفته است . يعني فعاليتها منحصر به استفاده صلح ﺁميز از انرژي اتمي نبوده است . 2 - پرونده بهر حال به شوراي امنيت مي رود، به ترتيبي که در شماره پيش اطلاع داده شد، نظر خامنه اي بوده است و باني بحران او است . 3 - معامله با اروپا فايده ندارد، نظري است که " اصول گرايان " داشته اند و انقلاب اسلامي چند نوبت ، نظر ﺁنها که در علن ابراز نمي کرده اند اما بر اساس ﺁن عمل مي کرده اند، به اطلاع ايرانيان رسانده است . بنا بر اين نظر است که حکومت احمدي نژاد بحران اتمي را به فاجعه اتمي بدل کرد . امريکا از انزوا بدرﺁورد و ايران را در انزوا قرار داد .
* در واقع اساس بحث من با سه وزير اروپايي اين بود كه اگر كل تصوير برنامه هسته‌اي را با توجه به مقررات ارائه كنيم با توجه به اينكه آمريكايي‌ها اصرار دارند كه ما را به شوراي امنيت ببرند. آن‌ها چه خواهند كرد؟ اگر آن‌ها قول دهند كه ايستادگي مي‌كنند، ما با آن‌ها شروع به همكاري و مشاركت مي كنيم. اگر هم نتوانند ايستادگي كنند كه بايد مسير ديگري را انتخاب كنيم.
... در نهايت وزرا تصميم گرفتند كه به تهران سفر كنند. البته در آخرين لحظاتي هم كه سه وزير عازم تهران بودند، هنوز نسبت به متني كه مي‌بايست توافق شود توافق نداشتيم. به هر حال آنها به تهران آمدند. در آغاز موارد مهم در جلسه كارشناسي مورد بحث قرار گرفت و آن‌ها نتوانستند موارد اختلاف را حل و فصل كنند. بنابراين مسائل مورد اختلاف به ناچار در جلسه وزرا و اين جانب مطرح شد. لذا جلسه خيلي طولاني شد. جلسه از صبح آغاز شد و تا حدود 3 بعدازظهر ادامه داشت تا ما به توافق برسيم .
در اين جلسه اروپايي‌ها به ما قول دادند كه اگر ما تصوير كامل هسته‌اي كشور را طبق قطعنامه به آژانس اعلام كنيم، اگر آمريكايي‌ها بخواهند اصرار كنند كه پرونده ما را به شوراي امنيت ببرند، آنها ايستادگي خواهند كرد و اجازه نخواهند داد كه اين اتفاق رخ دهد. البته شايد آن شرايط يك شرايط خاص بود. آمريكايي‌ها در اوج غرور و پيروزي در عراق بودند و اروپايي‌ها هم قصد نداشتند اين پرونده به شوراي امنيت برود تا آمريكايي‌ها بخواهند يك بحران ديگري در منطقه ايجاد كنند. در آن‌جا اين قول را به ما دادند كه ما ايستادگي مي‌كنيم و نمي‌گذاريم اين پرونده به شوراي امنيت برود. لذا ما تصوير كامل را به آژانس اعلام كرديم ضمن اينكه اعلام كرديم پروتكل الحاقي را امضا مي‌كنيم. البته تمام مواردي كه با سه وزير اروپايي توافق كرديم مواردي بود كه نظام تصميم گرفته بود كه آنها را انجام دهيم. يعني اگر با سه وزير هم به توافق نمي رسيديم، به صورت يك جانبه اعلام مي‌كرديم كه پروتكل را امضا مي‌كنيم ، تصوير كامل پرونده هسته‌اي را به آژانس ارائه خواهيم كرد و اعلام مي‌كرديم كه بخشي از چرخه سوخت را به حالت تعليق درمي‌آوريم. يعني تصويب شده بود كه حتي اگر با 3 كشور هم به توافق نرسيديم، اين موارد را يك جانبه اعلام كنيم. ولي ما با آنها يك معامله‌اي انجام داديم كه ما اين موارد را انجام بدهيم و آنها هم در برابر آن تعهداتي را انجام بدهند.
مهم‌ترين قولي كه به ما دادند اين بود كه در برابر مسئله شوراي امنيت ايستادگي كنند و كاري كنند كه اين مسئله در داخل آژانس حل و فصل شود. اروپا به اين وعده در اجلاس نوامبر عمل كرد. يعني علي‌رغم اينكه آمريكايي‌ها با همكاري استراليا، كره جنوبي و ژاپن پافشاري مي‌كردند كه اين پرونده بايد به شوراي امنيت ارجاع شود، سه كشور اروپايي ايستادگي كردند و نگذاشتند پيشنهاد آمريكا مطرح شود. اين مسئله بسيار جالب توجه بود. حتي روس‌ها به ما گفتند كه اين اولين منظره جالب در تاريخ سياسي بود كه ما شاهد آن بوديم كه انگليس رو در روي آمريكا قرار گرفته بود. ما تا به حال چنين منظره‌اي را نديده بوديم، براي ما خيلي زيبا بود. ما از اجلاس نوامبر عبور كرديم منتهي بعدا اعتمادسازي بين ما و اروپا يك مقدار دچار مشكل شد.
انقلاب اسلامي : بنا بر اين، به قول روسها امر بي سابقه اي روي داده و اروپا در برابر امريکا ايستاده و مانع شده است پرونده ايران به شوراي امنيت برود . در شوراي حکام، اروپا و روسيه و چين و غير متعهدها جانب راه حل در محدوده ﺁژانس بين المللي انرژي اتمي را داشته اند و امريکا منزوي بوده است. تنها استراليا و ژاپن و کره جنوبي از نظر امريکا جانبداري مي کرده اند .
* در اينجا اين نكته را اضافه كنم و آن اينكه در آن مقطع ما از مذاكرات پشت پرده آمريكا و انگليس با ليبي مطلع نبوديم. همچنين اين موضوع كه دلالي كه از او قطعاتي را خريداري كرده بوديم، ليبي هم از همان دلال تجهيزات را خريداري كرده، اطلاع نداشتيم. ما يك متني را راجع به آن دلال و تجهيزاتي را كه از او خريده بوديم به صورت برگ جداگانه‌ و خصوصي براي البرادعي به ضميمه همان تصوير كامل پرونده ايران به آژانس، ارائه كرده بوديم. مشخصاتي كه آژانس درباره آن دلال و مكان‌هايي كه با او معامله كرده بوديم، به ما مي‌داد، اين اطلاعات و مشخصات را در واقع ليبي در اختيار آمريكايي‌ها و انگليسي‌ها قرار داده بود. ليبايي‌ها تمام مسائل را از ابتدا تا انتها به آمريكايي‌ها و انگليسي‌ها گفته بودند و هرچه كه از اين دلال و ديگران خريداري كرده بودند را تحويل آمريكايي‌ها دادند و هرآنچه كه آمريكايي‌ها و انگليسي‌ها از آن‌ها خواسته بودند به آن‌ها عمل كردند. يعني راجع به صلح خاورميانه، اسرائيل و اينكه رابطه با فلسطين‌ها را قطع كند و كمك‌هاي مالي هم كه به آن‌ها مي‌كرد را قطع كند. و.... در واقع هر آن‌چه كه آن‌ها مي‌خواستند از ليبي گرفتند. لذا وقتي مي گويند مدل ليبي، اين نيست كه فقط سانتريفيوژها را جمع‌آوري كنيم و داخل كشتي بگذاريم و به واشنگتن بفرستيم بلكه، مدل ليبي يعني در مسير به رسميت شناختن اسرائيل، يعني قطع رابطه با نهضت‌هاي آزادي بخش در جهان؛ يعني تمام مواردي كه از قذافي قول گرفتند اين را مي‌گويند‌‌ "مدل ليبي" الان شما مي‌بينيد كه ليبي كلا پروسه صلح را قبول كرد و به نوعي از پروسه صلح خاورميانه حمايت مي‌كند و با مبارزان فلسطيني قطع رابطه كرده و همه كمك‌ها را قطع كرده و در واقع 180 درجه تغيير جهت داده است.
به هر حال، از اطلاعاتي كه از طريق ليبي به دست آورده بودند، متوجه شدند كه ممكن است ما چيز ديگري هم از دلال گرفته باشيم كه اطلاع نداده‌ايم. ما تجهيزاتي را كه از اين دلال گرفته بوديم گفته بوديم جز يك مورد و آن هم، مورد مربوط به p2 بود كه نگفته بوديم و به خاطر اين‌كه اين‌ها از طريق ليبي به دلال دست پيدا كرده بودند، اطلاعات كافي را به دست آورده بودند. به ما گفتند كه آيا شما نقشه‌هاي p2 را خريداري كرده‌ايد يا خير؟ كه معلوم شد كه در اين رابطه اطلاعاتي دارند، البته ما قصد داشتيم p2 را بعدا در اظهارنامه‌ها بنويسيم. ولي به هر حال آنكه اين مورد را تخلف محسوب كردند.
انقلاب اسلامي : 1 - باز تقلب کرده و همه چيز را به ﺁژانس نگفته اند . 2 - معامله با ليبي ، همان معامله بر سر 5 موضوع اتم و صلح خاورميانه و حقوق بشر و ترک حمايت از تروريسم و سازمانهاي حزب الله و حماس مي شود .
* به هر حال مسئله P2 باعث شد كه به اعتماد بين ما و اروپا خدشه وارد شود و به روند و پروسه‌اي كه شروع كرده بوديم، ضربه اساسي وارد شود. به دليل اينكه آمريكايي‌ها از همان روزهاي آغازين به اروپايي‌ها مي‌گفتند كه ايراني‌ها به شما دروغ مي‌گويند و تمام مسائل را به شما نگفته‌اند و آنچه اعلام شده بخشي از پرونده است، در مقابل اروپايي‌ها مي‌گفتند كه ما به آنها اعتماد كرده‌ايم. موضوع P2 كه كشف شد اروپايي‌ها را عصباني كرد و اساسا شك كردند كه آيا ما غير از P2 نقشه يا تجهيزات ديگري را هم گرفته‌ايم و به آنها اطلاع نداده‌ايم يا خير؟ مثلا به ما مي‌گفتند كه آيا شما نقشه بمب را هم گرفته‌ايد؟ به دليل اينكه ليبي نقشه بمب را هم خريداري كرده بود. آنها به ما مي‌گفتند ليبي نقشه بمب را از همين دلالي كه شما با او رابطه داشتيد خريداري كرده است. چگونه مي‌شود كه P2 و P1 را بخريد و نقشه بمب را خريداري نكنيد؟! البته اين دلال الان در زندان مالزي است.
انقلاب اسلامي : طرف گفتگو با اروپا رژيم " روحانيان " و گفتگو کننده يک عمامه بسر بوده و حقيقت را از سه وزير خارجه پنهان کرده است . ﺁيا اين رژيم حق دارد بپرسد چرا به او اعتماد نمي کنند ؟
* در مجموع، خيلي به نفع اروپا نيست كه ما به شوراي امنيت برويم. اما در عين حال در مسئله چرخه سوخت، به همان ميزاني كه آمريكايي‌ها مصمم به جلوگيري هستند آنها هم مصمم‌اند. البته در اين مسئله يك تفاوت اساسي بين اروپا و آمريكا وجود دارد و آن اينكه آمريكا قصد دارد ما را به شوراي امنيت ببرد تا تمام مسائل خود را با ما حل و فصل كند. يعني به بهانه مسئله هسته‌اي به شوراي امنيت مي‌رويم اما با حل مسئله‌ هسته‌اي از شوراي امنيت خارج نمي‌شويم. آن‌ها قصد دارند تمام مسائل مورد نظرشان همچون بحث خاورميانه و تروريزم و .... را در آنجا مطرح كنند. يعني آمريكا قصد دارند از اهرم شوراي امنيت استفاده كنند تا تمام مسائل مورد نظر خود را با ما حل و فصل كنند . ولي اروپايي‌ها نمي‌خواهند ما را در يك مشكل بزرگ قرار بدهند. شايد در منطقه، ايران يك فضاي تنفسي براي آن‌ها باشد. آن‌ها در حال حاضر جايي را ندارند. عراق و بقيه كشورهاي عربي در اختيار آمريكا است. ذخاير نفت و چاه‌هاي نفتي در اختيار آمريكاست و فقط كشوري كه مستقل و آزاد است و اروپايي‌ها مي‌توانند با آن صحبت كنند، ايران است. ضمن اينكه در مسئله چرخه سوخت نظر اروپا هم همانند آمريكا است و اگر بدتر نباشد بهتر نيست. روس هم همانند آن‌ها است و آن‌ها هم مي‌خواهند كه ما چرخه سوخت نداشته باشيم. تقريبا تمام كشورهاي ديگر هم به همين صورت هستند. چين هم نمي‌خواهد كه ما چرخه سوخت داشته باشيم ولي چين و روسيه نمي‌خواهند كه ما به شوراي امنيت برويم. مثلا آقاي لاروف كه به تهران آمده بود اصرار فراواني داشت بر اينكه چرخه سوخت نداشته باشيم و مي‌گفت براي چه مي‌خواهيد سوخت توليد كنيد؟ اين فن‌آوري معضلات و مشكلات فراواني دارد و اصلا مقرون به صرفه نيست. ما به شما سوخت ارزان مي‌دهيم و تعهد به فروش آن مي‌كنيم. ايشان به من گفتند كه يك پيشنهاد خوبي براي شما دارم و آن اينكه، مگر شما 20 نيروگاه و سوخت آنها را نمي خواهيد؟ ما تمام آن‌ها را تعهد مي‌كنيم. پس، روس‌ها هم نمي‌خواهند ما چرخه سوخت داشته باشيم، هم به دليل اقتصادي كه قصد دارند كه سوخت را به ما بفروشند و ايران بازار آن‌ها باشد و هم به دلايل امنيتي، بنابراين در مسئله چرخه سوخت، نوعي اتفاق نظري وجود دارد.
انقلاب اسلامي : 1 - بنا بر اين، در شوراي امنيت نه تنها مسئله اتمي که چهار مسئله ديگر هم طرح مي شود . اشتباه خامنه اي کلان بوده است . 2 - چين و روس و اروپا و امريکا نمي خواهند ايران اورانيوم غني کند . اما ﺁنها اصرار داشته اند پرونده به شوراي امنيت نرود . اين " اصول گرايان " هستند که رهبري را به امريکا سپرده و ايران را به انزوا درﺁورده اند .
* در شرايط فعلي كه اروپايي‌ها اين بسته را به ما پيشنهاد داده‌اند، در اين بسته هم نكات مثبت و هم نكات منفي وجود دارد. در مجموعه‌اي كه آن‌ها به ما ارائه داده‌اند يكسري موارد مثبت و خوب، مواردي هم به صورت شعارهاي و بي‌محتوا و يكسري موارد هم از نظر ما منفي است. البته امروز صبح) (package جديد خود را به ما داده‌اند كه در واقع يك مقدار طرح قبلي خود را اصلاح كرده‌اند. مثلا نقطه مثبت آن اين است كه مي‌گويند : ما حق ايران را براي داشتن فن‌آوري هسته‌اي در چارچوب N.P.T به رسميت بشناسيم. يا اينكه مي‌گويند ايران حق دارد كه داراي نيروگاه هسته‌اي باشد و اينكه چون ايران نفت و گاز دارد پس نبايد اين فن‌آوري را داشته باشد نادرست است ( 1 ). چون آمريكا مي‌گويد ايران اصلا نيازي به نيروگاه هسته‌اي ندارد ولي آن‌ها مي‌گويند اين حق ايران است و بايد داشته باشد. به دليل اينكه ايران حق دارد براي آينده بلند مدت خود نگران باشد كه يك روزي نفت و گازش تمام مي‌شود و بايد اين فن‌آوري را داشته باشد.
در بخش ديگري گفته‌اند كه ما از اينكه بازار سوخت ارزان نيروگاه هسته‌اي در اختيار ايران قرار بگيرد حمايت مي‌كنيم ( 2 ) و تمام امكاناتي كه براي مسائل ايمني و حفاظتي نيروگاه‌ها و يا مراكز هسته‌اي است آن‌ها را در اختيار ايران قرار مي‌دهيم ( 3 ) . در بخش‌هاي ديگر آن به مواردي اشاره كرده‌‌اند كه مثبت است ولي اهميت زيادي ندارد. مثلا مي گويند ما از اين مسئله كه ايران عضو WTO باشد حمايت مي‌كنيم ( 4 ) . اروپايي‌ها قبلا هم هيچ‌گاه مخالف نبودند، آن كشوري كه مخالفت مي‌كند، آمريكاست. مي‌گويند ما بلافاصله مذاكره T.C.A (قراداد تجاري بين ايران و اروپا) را شروع مي‌كنيم. يعني مي‌گويند به محض اينكه بر سر اين معامله با ايران به توافق برسيم بلافاصله مذاكرات را آغاز خواهيم كرد ( 5 ) . اين موارد براي ما چيز نقدي ندارد. براي اينكه زمان نهايي شدن آن‌ها طولاني است و ممكن است چند سال طول بكشد تا به نتيجه نهايي برسيم.
در بخش ديگر مي‌گويند ما مي‌خواهيم ايران به عنوان يك شريك پايدار تجاري اروپا باشد و ما آماده‌ايم در زمينه سرمايه‌گذاري صنعت، هواپيماي غير نظامي، كشاورزي و صنايع نفت و گاز در ايران وارد همكاري شويم (6 ) . اين مسئله بيشتر به صورت كلي است. چون مي‌گويند ما آماده‌ايم تا با يكديگر مذاكره كنيم تا به تفاهم برسيم. در Package قبلي مطالبي ذكر شده بود كه از ديد ما مثبت نبود، البته آنها اعلام كردند كه منظورشان چيز ديگري بوده است. مثلا گفتند ما در مبارزه با تروريسم با ايران همكاري مي‌كنم و تروريست خواندن منافقين را ادامه مي‌دهيم.
استنباط ما اين بود كه يعني اگر همكاري نكنيم ممكن است تروريست بودن منافقين را رها كنند و آن‌ها گفتند نه، مقصود ما اين نبوده است. البته در طرح جديد، نكته خوبي آورده‌اند و گفته‌اند ما با ايران براي مبارزه با تروريسم وارد همكاري مي‌شويم و عليه القاعده و گروه‌هاي تروريستي مثل M.E.K (منافقين) همكاري كنيم يعني منافقين را دقيقا در كنار گروه القاعده قرار داده‌‌اند. در اين طرح برعكس طرح قبل كه خيلي بد مطرح شده بود، جملات مناسبي آمده است.
در مورد اينكه ما با ايران راجع به چرخه سوخت بايد به يك گارانتي Objective guaranty برسيم، در طرح قبلي نوشته بودند كه Objective guaranty ابتدا به معني توقف است مگر اينكه راهي پيدا كنيم. اين موارد را حذف كردند و گفتند ما بايد با ايران به يك توافق برسيم. يك مقدار مواردي كه ما با آن‌ها تند‌تر برخورد كرديم اصلاح كرده‌اند. مثلا گفته‌ بودند ما از طرح G8 براي خاورميانه بزرگ حمايت مي‌كنيم كه ايران هم عضو باشد. كارشناسان ما به آن‌ها گفتند كه چه كسي از شما خواسته است؟ ما اصلا نمي خواهيم آن‌ها گفتند كه اين موضوع را روس‌ها به ما گفتند آن را بگنجانيم اگر نمي خواهيد آن را حذف مي كنيم البته در طرح اخير اين مورد را حذف كرده اند. مطلبي بود كه آورده بودند و از نظر ما مثبت نبود بنابراين در اين package هم بخش مطالبي است كه اهميت دارد و مطالب ديگري هم هست كه اهميت چنداني ندارد فعلا در حد يك طرح است تا اين‌كه در مذاكره با آن‌ها به توافق برسيم ممكن است به نتيجه مطلوب نرسيم.
انقلاب اسلامي : بدين قرار، اروپا 6 امتياز به ايران مي داده است . از ديد رژيم مافياهاي نظامي - مالي ، تروريست خواندن گروه رجوي بسا امتياز مهمتري است که با ﺁن ، 7 امتياز مي شود . مهمتر از اين ﺁماده بوده اند با ايران روابط استراتژيک برقرار کنند . حکومت خامنه اي - احمدي نژاد اين امتيازها را از دست داد و در خبر است که مجلس اروپائي مي خواهد گروه رجوي را از بند صفت تروريست رها کند .
* مثلا آن‌هاميگويند: نيروگاه‌هاي اتمي و نيروگاه‌هاي تحقيقاتي آب سبك به شما مي دهيم و سوخت را تضمين مي كنيم حتي مي‌گويند ما سوخت 50 ساله را براي شما تضمين مي كنيم و يا آژانس آن را تضمين نمايد و به شما اطمينان بدهد يعني آن‌ها تكنولوژي ، صنعت و قدم‌هاي مهم اقتصادي بردارند و در فن‌آوري هاي پيشرفته به ما كمك كنند به شرط اينكه دست از توليد سوخت برداريم پس معامله مورد نظر آن‌ها اين است كه اين‌ها يك امتيازاتي را به ما بدهند و ما هم يك مدت بلندي (مثلا چند سال) تعليق كنيم تا با آن‌ها براي توليد سوخت توام با اعتماد( به اصطلاح ما) و به اصطلاح آن‌ها چرخه سوخت توام با گارانتي به توافق برسيم. ما assurance مي گوييم و آنها objective guamty مي گويند به هر حال يك اختلافاتي نسبت به نحوه تضمين و يا نحوه اعتماد داريم . بنابراين يك احتمال وجود دارد كه ما بتوانيم با اروپا به نتيجه برسيم و به توافق برسيم و احتمال ديگر اينكه به توافق نرسيم.
* در ضمن اين مذاكرات اولين تجربه ما درجمهوري اسلامي ايران است ما هيچ گاه در جمهوري اسلامي مذاكره سياسي به اين سنگيني نداشته ايم ما سه مذاكره سياسي مهم داشتيم. يكي اوايل انقلاب با امريكا بود كه در آن موقع هم دوره مذاكره بسيار كوتاه بود و هم به گونه اي شد كه شما مستحضريد و اطلاع داريد يك مذاكره 2 سال به طول انجاميد و ما هيچ پيشرفتي نداشتيم يعني همان جا كه روز اول بوديم در روز آخر هم همان جا بوديم بدون هيچ پيشرفتي در واقع اين مذاكرات تجربه سوم ما است.
انقلاب اسلامي : " مذاکره سياسي در اوائل انقلاب " ، دو نوع گفتگوها هستند : يکي زيرازير با گروه ريگان - بوش معروف به اکتبر سورپرايز و ديگري در علن با حکومت کارترکه شامل گفتگوهائي هستند که نخست صادق طباطبائي ، به نمايندگي از خميني انجام داد که به تهيه 4 ماده از سوي حکومت کارتر انجاميد و خميني ﺁن چهار ماده را بعنوان 4 شرط اعلام کرد . بهزاد نبوي مذاکره را به ترتيبي پيش مي برد که گروگانها تا ﺁخرين روز رياست جمهوري کارتر ﺁزاد نشوند . بهزاد نبوي خود قرارداد با امريکا را با قرارداد خائنانه 1919 همانند خواند . * در زمينه سياسي هم وضع ما امروز از سال گذشته بهتر است . چين وروسيه تاحدي درميدان هستند و اعلام كرده‌اند كه با ارجاع پرونده به شوراي امنيت مخالفند، كشورهايي مثل آفريقاي جنوبي هم به صحنه ‌آمده‌اند و كشورهاي غير متعهد هم بيشتر از گذشته در ميدان هستند. آن‌ها در اجلاس قبل، بهتر از گذشته عمل كردند. اميدواريم كه در اجلاس آتي هم بهتر از قبل باشند. بنابراين ما فكر مي‌كنيم تا اين لحظه با توجه به اين كه تنها بوديم و رو به روي ما بسياري از كشورها ايستاده بودند و يا لااقل ، كشورهاي قوي و قدرتمند غربي عليه ما بودند و همچنين علي رغم فشارهاي آمريكا و اسراييل، ما موفقيت‌هاي خوبي داشته‌ايم.
من در اينجا خيلي صريح بگويم كه اگر فشارهاي آمريكا و اسراييل نبود، ما ماه‌ها قبل به حل و فصل نهايي رسيده بوديم. شما مي‌دانيد ما با اروپايي ها حتي روي مسئله چرخه سوخت با فرمولي مي‌توانستيم به توافق برسيم.
حداقل با آلمان و فرانسه مي‌توانستيم به توافق برسيم . ولي آمريكا و انگليس آن را به هم زدند و به آن‌ها گفتند كه پيشنهاد ايران خطرناك است و لذا نتوانستيم به نتيجه برسيم. اگر فشار آمريكا در اين مسئله نبود، ما آنها را نهايي كرده بوديم ولي علي رغم فشار آمريكا و بازي و نفوذي که صهيونيست‌ها از لحاظ سياسي ، اقتصادي و تبليغاتي در كشورهاي غربي دارند فكر مي كنم به طور نسبي ، جمهوري اسلامي ايران و نظام، كارآمدي خود را در اين پرونده به اثبات رسانده است و اميدواريم تا پايان هم موفق باشد و بتواند مسئله را به صورت مناسب حل و فصل كند. انقلاب اسلامي : قول روحاني صحيح است چرا که تا ﺁن زمان، امريکا منزوي بود .
* سخنان جناب آقاي خاتمي ( رئيس جمهور) خيلي متشكر. زحمت كشيديد و استفاده كرديم. انشاء الله خداوند به شما قوت بدهد. گرچه ايشان نيازي به قدرشناسي ما ندارند ولي ما به ايشان تبريك مي‌گوييم. واقعا هم با قوت، عزت و هم با هوشياري و تلاش فوق العاده اين كارها را انجام داده‌اند. واقعا حضرت عالي خدمت خيلي بزرگ را انجام داده‌ايد.
* روحاني به استفاده از حق وتو ، در صورت رفتن پرونده به شوراي امنيت مي پردازد و توضيح مي دهد: چين و روسيه مي‌توانند از اين حق استفاده كنند. من فكر مي‌كنم چين تا به حال از حق وتو استفاده نكرده باشد. شايد روسيه هم فقط يكي، دو مورد استفاده كرده باشد. آن كشوري كه در شوراي امنيت از حق وتو زياد استفاده كرده است ، آمريكايي‌ها هستند. بنابراين آنها مي‌توانند از حق وتو استفاده كنند ولي به هر حال وقتي مي‌خواهند از اين حق رو به روي آمريكا استفاده كنند، اين مسئله قيمتي دارد. آنها محاسبه مي‌كنند كه آيا به صرفه آن‌ها است يا نه؟ يكي از تلاش‌هاي سياسي ما هم اين است كه روابط خودمان را با اين كشورها به سطح مناسبي برسانيم. البته اين كار بسيار پيچيده و سخت است. چين كه مثلا صدها ميليارد دلار با غرب و اروپا تجارت دارد حاضر نيست به خاطرما همه آن‌ها را به خطر بيندازد، مخصوصا اين كه اگر آمريكا و اروپا با هم باشند، اين كار خيلي سخت مي‌شود. يكي زماني آمريكا در پي شوراي امنيت است و اروپا مخالف است، آن‌ها هم كنار اروپا خواهند بود ولي زماني كه آمريكا و اروپا با هم هستند، درآن موقع كار سخت مي‌شود و بعيد است چين و روسيه وارد عمل شوند.
در مجموع، روشن است كه اروپا دوست ما نيست و رابطه خوبي با اسلام ندارد اما به خاطر جايگاه استراتژيك ايران نمي‌خواهد ايران را از دست بدهد. فضاي تنفسي اروپا در منطقه در شرايط فعلي، ايران است. به همين خاطر نمي‌خواهد اين فضا را از دست بدهد. ما فكر مي‌كنيم تا به حال در بعضي موارد با ما همكاري كرده‌اند و در بعضي موارد ديگر همكاري نداشته‌اند
. اختلاف بين آمريكا و اروپا هم در برخي موارد وجود دارد ضمن اين كه در كل در بحث هسته‌اي هدف واحدي دارند.
* اما اين سئوال كه همه با چرخه سوخت ما مخالفند پس چه راهي وجود دارد؟ بايد عرض كنم كه ما به يك فرصت نياز داريم تا بتوانيم اين توانمندي خود را به فعليت برسانيم. يعني اگر ما يك روزي بتوانيم اين چرخه را كامل كنيم و دنيا در برابر عمل انجام شده قرار بگيرد، در آن صورت قضيه فرق مي‌كند. دنيا نمي‌خواست پاكستان به بمب اتم برسد و برزيل هم چرخه سوخت داشته باشد. ولي برزيل به چرخه سوخت و پاكستان هم به بمب رسيدند و بعدا دنيا با آن‌ها تعامل كرد. اشكال ما اين است كه به هيچ يك نرسيده‌ايم ولي در آستانه قرار داريم. در مورد ساخت بمب هسته‌اي كه هيچ گاه نمي‌خواهيم به سمت آن حركت كنيم ولي در مورد چرخه سوخت هم هنوز به طوركامل به آن دست پيدا نكرده‌ايم. اتفاقا مشكل اصلي ما همين است.
من فكر مي‌كنم نبايد در اين مسئله خيلي عجله كرد. ما بايد يك مقدار حوصله به خرج دهيم و براي شكستن تعليق مناسب ترين زمان را پيدا كنيم. اگر بخواهيم با مخالفت غرب فعاليت غني سازي را آغاز كنيم. بايد بهترين زمان و بهترين شرايط را پيدا كنيم و اگر هم قصد داريم تعامل كنيم، بايد همه توان و امكانات را براي اين هدف به كار بگيريم، نبايد عجله كنيم و بايد خيلي حساب شده حركت كنيم.
انقلاب اسلامي : تصريح مي کند نه توان ساختن بمب اتمي و نه توان غني سازي اورانيوم را بوجود ﺁورده اند . با اين حال، با گزافه گوئي در باره " بومي کردن تکنولوژي اتمي " و غني سازي اورانيوم از سوئي و پنهان کاري از سوي ديگر، بحراني بدين شدت را بوجود ﺁورده اند . و چون روحاني مي گويد مي بايد فرصت ايجاد کنيم، پس بنا بر توافق و همکاري صادقانه با اروپا را نداشته اند . به سخن ديگر، خود سبب شده اند که غرب و روسيه و چين و غير متعهدها کمتر اعتمادي به اين رژيم نداشته باشند .
* اما اين كه گفتيد چرا درها را باز كرديد بايد عرض كنم كه راه ديگري نداشتيم. اولا از لحاظ پادمان در بعضي از موارد ناچار بوديم يعني خود ما از آقاي البرادعي دعوت به عمل آوريم تا از نطنز بازديد كند. البته اين كه نمونه‌برداري آن‌ها چه قدر دقت دارد و آلودگي در مراكز ما چقدر است ما اطلاعات دقيقي نداشتيم. نه اين كه بنده و سياسيون اطلاع نداشتيم، فني‌هاي ما هم اطلاعات درستي نداشتند كه قطعات وارداتي آلودگي دارد. زماني كه بازرسان آژانس آمده بودند تا نمونه برداري كنند ما خوشحال بوديم به دليل اين كه مي‌گفتيم با اين بازرسي‌ها روشن مي‌شود كه فعاليت ما در چارچوب N.P.T است. وقتي در نطنز دستمال كشيدند و نمونه برداري كردند، يعني از آزمايش متوجه شدند كه آلودگي سطح بالا وجود دارد. ما از منشاء اين آلودگي خبر نداشتيم. متخصصين ما هم نمي‌دانستند كه قطعاتي كه از خارج وارد شده آلوده بوده است و حتي نمي‌دانستيم كه آلودگي از لحاظ فني چگونه منتقل و منتشر مي‌شود. حتي اين را نمي‌دانستيم كه چگونه اين آلودگي‌ها با دقت بالا در آزمايشگاه‌ها مشخص مي‌شود.
* دستگاه‌هايي كه ما در اختيار داريم بسيار قديمي است در حالي كه آن‌ها از آزمايشگاه‌هاي بسيار مدرن استفاده مي‌كنند. يعني آزمايشگاه‌هايي كه آژانس استفاده مي‌كند در اروپا و آمريكا و روسيه است. بنابراين اظهارات آن‌ها و نتيجه گيري آن‌ها براي ما تعجب آور بود. زماني كه به ما گفتند 80% آلودگي وجود دارد ، دچار حيرت شديم.
ما برخي از مسائل را مخفي كرده بوديم و فكر مي‌كرديم هيچ كس از آن‌ها مطلع نيست ولي همين چيزي كه مخفي كرده بوديم متاسفانه در تحقيقات و در رساله فوق ليسانس و دكتري و در مقاله‌هاي علمي، قبلا منتشر شده بود. برخي از مسائل هم از طريق چين و روسيه به آژانس منتقل شده بود.
انقلاب اسلامي : ارگانهاي " اصول گرايان روحاني را به خاطر اظهارات يک سال پيش او ، به اين عنوان که اطلاعات را لو داده و براي بردن پرونده به شوراي امنيت ، دليل در اختيار گذاشته است، زير حمله قرار داده اند . حال ﺁنکه اشاره هاي او به مدارک و اطلاعاتي است که هم اکنون در اختيار ﺁژانس بين المللي انرژي اتمي و امريکا است . حمله به بخاطر اينست که وضعيت تا پايان حکومت خاتمي را بطور روشن بدست مي دهد و اينک ايرانيان مي توانند وضعيت امروز را با ﺁن وضعيت مقايسه کنند . حال ﺁنکه در همان زمان نيز ، بحران اتمي مي توانست بوجود نيايد و زياني چنين سنگين را روي دست مردم ايران نگذارد .
* ... موارد مهمي نيست كه بگوييم آنها آمدند و با بازرسي كشف كردند و اگر به آنها اجازه ورود نمي‌داديم كشف نمي‌شد. ضمن اين كه راه ديگري نداشتيم. ما پادمان و NPT را قبول كرده‌ايم. (البته هر دوي اين‌ها در مجلسين سابق تصويب شده است) تا فشار سياسي، تبليغي و ساير فشارها عليه ما كم شوند. همين طور كه كنوانسيون شيميايي را قبول كرديم ( كه طبق آن ظرف 12 ساعت مي‌آيند و از هر كجا كه مدنظرشان باشد بازديد مي‌كنند) البته اين كنوانسيون را در نظام جمهوري اسلامي ايران پذيرفته‌ايم. در واقع ما بين بد و بدتر، راه حل بد را انتخاب كرده‌ايم و چاره‌ ديگري نبوده است. اگر كنوانسيون شيميايي را امضاء نمي‌كرديم از بسياري از مواد اوليه شيميايي كه الان در كشور داريم محروم مي‌شديم و منجر به اين مي‌شد كه صنعت شيميايي ما دچار مشكل مي‌شد. وقتي اين معاهدات را امضا كرديم بايد بازرسي‌ها را هم تحمل كنيم. به هر حال نظام روي اين مسائل تصميم مي‌گيرد. در بحث شيميايي نظام جمهوري اسلامي تصميم گرفته است. يعني موضوع در شوراي عالي امنيت ملي و بعد در مجلس شوراي اسلامي تصويب و در نهايت توسط شوراي نگهبان تاييد شده است. بنابراين به دلايل مختلف، راهي جز اين نبوده است و اگر اين بازرسي‌ها را قبول نمي‌كرديم، بايد تبعات ديگر آن را تحمل مي‌كرديم.
انقلاب اسلامي : بديهي است هرگاه رژيم استبدادي نبود، کشور را در مدار بسته بد و بدتر زنداني نمي کرد . و اگر روحاني اسير ثنويت تک محوري و منطق صوري نبود، مي توانست وضعيت امروز را در نظر مجسم کند و تن به انتخاب ميان بد و بدتر ندهد و بداند که بد ومتعاقب آن بدتر و بدترين را انتخاب کرده است . وضعيت امروز گواهي مي دهد که ايران گرفتار بد و بدتر شده و اينک در مدار بسته جديد، بد ، بدتر ( پيشنهاد روسيه و... ) و بدترين ( رفتن پرونده به شوراي امنيت و... ) گشته است .
* در مورد داستان كشف شدن نطنز، مسائل مختلفي بوده من‌جمله منافقين دخالت داشته‌اند. آنها هم از طرق مختلف اطلاعات كسب مي‌كردند، اولا آن‌ها از ترددهايي كه در منطقه نطنز داشتند مطلع شده بودند در اينجا فعاليتي است. حتي آنها تا نزديكي‌هاي اين منطقه (همان جايي كه آقاي دكتر ... اشاره كردند كه قصد داشتيم سيلوي گندم احداث كنيم) آمده بودند و از آنجا عكس‌برداري كرده بودند و اطلاعات جمع‌‌آوري مي‌كردند. آنها از يكسري از افراد تخليه تلفني هم انجام داده بودند و متاسفانه اطلاعات از اين طريق افشا شده بود. يكي دو كارمند در سازمان انرژي اتمي هم بودند كه جاسوس برخي از كشورها بودند يعني زماني كه گودبرداري مي‌كرديم عكس گرفتند و همين كار را در مراحل بعدي هم انجام داده بودند. آنها از طرق مختلفي من‌جمله ماهواره اطلاعات به دست آورده بودند كه يكي از آن كانال‌ها هم كانال منافقين بود.
* اما در مورد مسئله لغو تحريم كه پرسش فرمودند بايد عرض كنم كه يكي از پيشنهادهاي ما در مذاكره با اروپا اين است كه كل تحريم‌ها به تدريج لغو گردد. اروپائي‌ها در قدم اول مي‌گويند مواردي كه شما مورد تحريم هستيد در 3 مقوله است. 1) كالاهايي كه فوق‌العاده حساس‌اند. 2) كالاهايي كه حساس‌اند. 3) كالاهايي كه از حساسيت كمي برخوردارند. آنها نسبت به قسمت اخير مي‌گويند مي‌توانند قدم به قدم پيش بروند و آنها را لغو كنند. در مورد قسمت دوم كه حساس است مي‌گويند به زمان نياز داريم. به دليل اينكه مصوبات قانوني داريم و ما بايد آنها را به پارلمان‌ها برده و در آنجا لغو كنيم. در مورد قسمت اول هم كه موارد فوق العاده حساس است مي‌گويند قول نمي‌دهيم و الان هم نمي‌توانيم در آن مقوله توافقي داشته باشيم. البته آنها يك حرف كلي مي‌زنند. ممكن است قسمتي از آن صحيح و قسمتي از آن هم درست نباشد. آنها مي‌گويند اگر ما در اين مذاكرات،‌در نهايت به يك توافق كامل در مسئله هسته‌اي با يكديگر برسيم، مقدمه‌اي براي روابط استراتژيك بين ايران و اروپا خواهد بود. اين مسئله را در سطح پايين بيان نمي‌كنند. بنده جلسه‌اي كه با سه وزير در اروپا داشتم، اين مطلب را وزراء ‌به صراحت گفتند. آنها گفتند ما در نهايت در پي روابط استراتژيك با ايران هستيم. دلايل خود را هم بيان مي‌كنند. البته اين مسئله وابسته به اين است كه ما در مسيري كه به جلو مي رويم، بتوانيم به توافق برسيم. خود ما به هيچ يك از قول‌هايي كه اروپا مي‌دهد اطمينان نداريم، مگر اينكه با آنها به توافق نهايي برسيم و در مقام عمل ببينيم كه درست است. ما هيچ اعتمادي نداريم و متاسفانه آنها هم به ما اعتماد ندارند و تصورشان اين است كه ما سر آنها كلاه مي‌گذاريم و ما هم تصورمان اين است كه آنها مي‌خواهند اين كار را با ما انجام دهند. بنابراين اعتماد، در مقام عمل بايد قدم به قدم به دست آيد.
اين كار، كار بسيار پيچيده و سختي است. من شخصا خوشبين نيستم اما نااميد هم نيستم و بدبين هم نيستم كه بگويم هيچ راهي وجود ندارد و راه ما بن بست است. ما بايد به جلو برويم و ممكن است آن صدي كه ما مي‌گوييم محقق نشود و آن چيزي هم كه اروپا در پي دستيابي به آن است ممكن است از آن چيزي كه ما و اروپائي‌ها بخواهيم از 100% پائين‌تر بياييم و به توافقي برسيم. خب ظاهرا اذان را هم گفتند. بايد براي نماز و افطار آماده شويم. انقلاب اسلامي : لغو تحريم و برقرار کردن روابط استراتژيک با ايران ، امتيازهاي هشتم و نهمي بوده اند که اروپا به ايران مي داده است . اينک رژيم اين امتيازها را نگرفته است و در دنيا منزوي است . گزارش ﺁژانس در باره ايران قيد مي کند که سندي بر وجود فعاليت اتمي نظامي ايران در دست ندارد اما نبود اين فعاليت را نيز نمي تواند تصديق کند . 6 مارس نيز نزديک است . بنا بر اين، رژيم چاره اي جز قبول پيشنهاد روسيه ندارد . دلش خوش است که تضمين " امنيت ايران " ( بخوانيد امنيت رژيم ) را بدست ﺁورده است. اما غفوري فرد نيز مي گويد چنين تضميني بدست نيامده است :