«شماره ۶۴۶ از ۸ تا ۲۲ خرداد»


یادﺁوری : مقاله ها که در انقلاب اسلامی منتشر می شوند تنها نظر نویسندگان خود را باز گو می کنند

صاحب
   امتياز
    و مسئول

برای تماس با ما

برگزيده مصاحبه ها

جواب به سوالها

آرشيو روزنامه

در اين شماره

صفحه اصلی

•   سايت آقاى
ابوالحسن بنى صدر


•   وب لاگ آقای
ابوالحسن بنی صدر


ایجاد بحران در بیرون برای حل بحران در درون ؟

        سردمداران رژیم، از انقلاب بدین سو ، همواره در جامعه و در رابطه با دنیای خارج بحران ساخته اند . زیرا در رژیم با بحران دائمی روبرو است . حل بحران در درون، از راه تقسیم به دو و حذف یکی از دو، انجام گرفته است . اما این کار، بدون ایجاد بحران در بیرون از رژیم ممکن نبوده است . بدین خاطر است که بحران سازان برای بحران و بحران سازی نیز تئوری ساخته اند . •بحران ساز و نظریه ساز اول ، خمینی بود . نوه او گفت : بر سر سفره، ناگهان فکری به ذهن امام می زند و بر می خیزد. بهانه ای می تراشد و سخنی می گوید و بحرانی می سازند . توجیه خمینی برای ایجاد بحران و ﺁن را مجوز ترویج خشونت کردن چه بود ؟ این بود که در بحران و با استفاده از خشونت است که می توان موانع استقرار ولایت فقیه را از میان برد .
        ملاتاریا همکار خمینی در بحران سازی و خشونت گرائی بود و در پی او، نیازش به بحران سازی و اشاعه خشونت بر جا ماند . تا این که مافیاهای نظامی – مالی پرورده شدند و دولت مدار شدند .
•به متن زیر، از یکی از تئوری پردازان بحران، توجه کنید :         « مديريت‌ بحران‌ معطوف‌ به‌ مهار بحران‌ در جبهه‌ خودي‌ و ايجاد بحران‌ در طيف‌هاي‌ رقيب‌ و دشمن‌ است‌. برغم‌ آنچه‌ كه‌ دربادي‌ امر به‌ نظر مي‌آيد، «بحران‌ سازي‌» به‌ مفهوم‌ نوعي‌ شيطنت‌ و فتنه‌ گري‌ و تبليغات‌ دروغ‌ نيست‌. بحران‌ سازي‌ به‌ مفهوم‌شناخت‌، پيدايش‌ و نماياندن‌ فاكتورهاي‌ بحران‌ آفرين‌ «واقعاً موجود» در جبهه‌ رقيب‌ و سپس‌ «فعال‌ سازي‌» آن‌ است‌. يك‌نيروي‌ انقلابي‌ متدين‌ بيش‌ از هر چيز در اخلاق‌ انقلابي‌ شناخته‌ مي‌شود. «علم‌ سياست‌» بر خلاف‌ پنداشته‌هاي‌ پوپوليك‌ علم‌فريب‌ نيست‌، و اگر در عمل‌ نمادي‌ از اخلاق‌ انقلابي‌ و ديني‌ نباشيم‌ پيشاپيش‌ بازنده‌ايم‌. »
        در متن فوق می خوانیم که
* «مديريت‌ بحران‌ معطوف‌ به‌ مهار بحران‌ در جبهه‌ خودی و ... است » . یعنی برای مهار بحران در درون رژیم، در جبهه رقیب می باید بحران ساخت . اما چرا برای مهار بحران در درون می باید در جبهه رقیب بحران ساخت و با این بحران سازی ، چگونه بحران در رژیم مهار می شود ؟ زیرا الف – خود دچار بحران هستند و برای رهایی از ﺁن دست به بحران سازی می زنند . اما چرا دچار بحران هستند ؟ زیرا انقلاب ایران اصول راهنمائی داشت و هدفش پایان گرفتن نظام استبدادی و استقرار ولایت جمهور مردم بود به ترتیبی که ایران استقلال و مردمش ﺁزادی یابند و راه رشد را در پیش بگیرند، باز سازی استبداد، توسط تمایلهای متعدد ، ﺁنهم باوجود تمایلهای نیرومند جانبدار اصول راهنمای انقلاب و نیز تمایلهای قدرت پرست رقیب ، بحران را سرشت رژیم می گرداند و گرداند . حذف تمایلهای جانبدار اصول راهنمای انقلاب ، نیاز به ایجاد بحران گروگانگیری و محاصره اقتصادی و جنگ و هرچه طولانی کردن ﺁن پیدا کرد . بحران شدید در بیرون، مردم را از عمل بازمی داشت و عرصه را از ﺁن بحران سازان خشونت طلب می کرد و به ﺁنها فرصت می داد رقیبان را از میان بردارند .
•توجه خوانندگان عزیز را به این معطوف می داریم که قرار است چند روز دیگر یعنی در روز سوم خرداد ماه ، نیروهای مخصوص بحران برای گریز از بحرانهای بسیار شدیدی که در درون بدان گرفتارند و به ستوهشان ﺁورده ، در دانشگاه ملی ( بهشتی ) مراسم شهید خاک کردن را به جا بیاورند .
        نظامی که ادعا دارد مردم پشتیبان و حامی او هستند هرگز به دنبال ایجاد ﺁشوب و بحران نمی رود . اما حکومت مافیاها، برطبق تئوری بجران، برنامه های بحران سازی را طرح و اجرا می کنند : بحران اتمی با یک رشته بحرانهای کوچک و بزرگ در داخل تشدید می شود :
* در جلسه ای که با حضور ، زاهدی ، « وزیر » علوم ، و زارعی معاون حراست او و نمایندگان نیروهای سپاه پاسداران و انصار تشکیل شد، قرار بر این شد که بار دیگر عطر شهدا را در دانشگاه پراکنده سازند .
        اینها می دانند که در جریان به خاک سپاری چند شهید در دانشگاه صنعتی شریف، درگیری هایی را به وجود ﺁوردند و باعث شدند که این خاک سپاری روزها موضوع بحث ها شود و مقاومتهایی را برانگیزد .
        توجیهشان برای چنین کاری چیست ؟ با این که دولتیان می دانند این کارها با مقاومت دانشجویان روبرو می شود، چرا بر انجامشان اصرار می ورزند ؟ زیرا برای حل بحران در درون می باید دست به ایجاد بحران در بیرون بزنند . بیرونی که رقیب است کدام است؟ عملشان می گوید دانشگاه . ﺁیا دفن کردن شهیدها در دانشگاه ، میان دانشجویان و دانشگاهیان بحران ایجاد می کند ؟ اول ببینیم توجیهشان چیست : ﺁنها برای این دفن جنازه شهدا - بر اساس بحث های ﺁن جلسه و بنا بر قول زارعی - معتقد هستند که اگر این جنازه ها در دانشگاههای کشور دفن شوند وجود شهدا باعث می شود که دانشجویان به حرمت ان شهدا دست به اعمال خلاف عفت نزنند ! ﺁیا براستی فکر می کنند دانشگاه محل فسق و فجور است ؟ مصباح یزدی هم قبلا در مورد دانشجویان همین حرف را زده و گفته بود : دانشجویان می خواهند مانند غربی ها هر کاری که دلشان خواست در دانشگاه انجام دهند . ﺁنها خواستار ﺁزادی فسق و فجور هستند و ما مخالف این ﺁزادی ها هستیم ( نقل به مضمون ) . بنا بر این، همان قول مصباح یزدی است که از دهان زارعی خارج می شود . می دانند دروغ می گویند اما فکر می کنند با این دروغ، در دانشگاهها مسئله می سازند و مخالفت سیاسی همگانی با رژیم را به مخالفت با « پاک سازی محیط دانشگاه از فسق و فجور » جلوه داده میان دانشجویان برخورد ایجاد کرده و برای « دانشجویان حزب اللهی » فرصت عمل و برای دستگاههای متعدد سرکوب، مجوز سرکوب ایجاد می کنند . بهنگام تعطیل دانشگاهها به قصد محروم کردن بنی صدر از پایگاه خود، زدودن « فرهنگ غربی » از دانشگاهها بهانه بود و امروز زدودن فسق و فجور از دانشگاهها !
* اما اگر قرار باشد برای جلوگیری از به اصطلاح فسق و فجور در دانشگاهها شهید دفن کنند و دست از سر پیکرهای ﺁنها که در جنگ 8 ساله به قربانگاه فرستاده اند ، نیز ، برندارند ، باید ﺁنها را نه در دانشگاهها که در مراکز فسق و فجور دفن ذیل دفن کنند :
- بسیاری از خانه های مخفی انصار حزب الله که مخفی گاه های فسادند و پرونده هایﺁنچنانی دارند.
- در برابر خانه های برخی از مسئولین مانند سردار نقدی و « ﺁیت الله » قرائتی و «ﺁیت الله » حسینی و «ﺁیت الله» ها فلاحیان و علیزاده و ...
- در برابر خانه های ﺁن روحانیان دولتی که در حوزه علمیه زنان ، درقم، ﺁن کار را با دهها دختر کردند و یا ...
- در برابر خانه های ﺁقازاده ها و نیز خانه هائی که به حمام های سونا و استخرهایی مجهزند که برادران برای تمدید اعصاب دستور دارند ، وارد ﺁنها شوند وﺁن کارها را بکنند .
- در برابر خانه بسیجی پیر جبهه ها ، حاجی بخشی که با زن پسر شهید خود ﺁن کار را کرده است . در برابر خانه او و امثال او ، نه یک که چندین و چند شهید باید دفن کنند .
این یادﺁوریها از سر درد است . دردی جانکاه که بازی این رژیم با همه ارزشها به جان هر ایرانی انداخته است . نه حرمت دانش و دانشگاه ، نه حرمت انسانهائی که در جنگی کشته شده اند که خود خیانتی به ایران و ایرانیان و قربانیان ﺁنست ، نه حرمتی برای ایران و ایرانیان و نه حرمتی برای کرامت و حقوق انسان .
•اما بحرانی که در دانشگاه ساخته اند، تنها بحرانی نیست که ساخته اند . برای مهار بحران درونی که بیزاری مردم ایران از مافیاها، انفجار ﺁمیزش کرده است، ناگزیر از ایجاد یک رشته بحرانها شده است . نخست ببینیم کار بحرانهایی که ساخته به کجا کشیده است :
1 - بحران درونی که دارد از مهار مافیاها بدر می رود : گروههای درون رژیم ، با استفاده از بحران اتمی و بحرانهای دیگر، سخت به جان یکدیگر افتاده اند .
2 – دولت یک دست اصول گرایان ، دارد قربانی بحران اتمی می شود : به شدت زیر فشار از دست دادن نیرو و ریزش هواداران است . از سویی قادر به ادامه سیاست های ابلهانه و لجوجانه خود نیست و عن قریب ناگزیر است به خاطر فشارهای وارده خطوط قرمز را از دست بدهد و نمی داند به هواداران خود که چه بگوید . جبهه مخالف ( هاشمی رفسنجانی و خاتمی و کروبی و...) از زبانی هاشمی رفسنجانی ، خطاب به غرب، می گوید : بیائید بنشینیم مذاکره کنیم و به قلم حسن روحانی ، پیشنهاد 8 ماده ای برای حل مشکل ، در مجله امریکائی تایم منتشر می کند و در « همایش چکاد ﺁزاد اندیشان » ، علی اکبر ولایتی در پاسخ به سئوالي در باره گفتگو با امریکا ( در 29 اردیبهشت ) می گوید : هيچ زماني مثل امروز ابزارهاي ما براي چانه‌زني قوي نبوده است. نفوذي كه ما در عراق و فلسطين داريم هيچ‌گاه نداشتيم.
مجموعه‌ي ارتباطات ما با كشورهاي همسايه اگر از گذشته بهتر نباشد بدتر نيست. مثلا در گذشته به خاطر طالبان روابط ما با افغانستان مشكل داشت اما تقصير ما نبود. حتي عده‌اي از دوستان مي‌گفتند دست از رابطه با جبهه‌ي شمال كه شيعيان افغانستان را تشكيل مي‌دادند، برداريم و با طالبان كنار بياييم اما ما در وزارت امور خارجه نپذيرفتيم و ديديم كه بعد از سقوط طالبان براي تشكيل حكومت جديد در افغانستان از نفوذ ايران استفاده كردند.
در تاريخ افغانستان سابقه ندارد شش يا هفت معاون رييس‌جمهور از شيعيان باشند؛ در عراق نيز هم‌چنين در حالي كه بسياري از كساني كه امروز در عراق حاكم هستند از دوستان ما هستند. در نتيجه اين فرضي كه گفته مي‌شود ما قدرت منطقه‌اي‌مان از گذشته بيشتر نيست، اشتباه است.
آمريكايي‌ها پيغام دادند و اين پيغام علني شد كه درباره‌ي عراق با ايران مذاكره كنند. ما گفتيم امروز قدرت كافي براي چانه‌زني داريم حال كه ما قدرت كافي براي چانه‌زني داريم پس چرا چانه‌زني نمي‌كنيم؟ » و کروبی در نامه شدید اللحنی به جنتی می نویسد : «از سخنان اخير شما به راستي براي حفظ جمهوريت نظام و حرمت روحانيت و حفظ باورهاي ديني مردم احساس خطر مي‌كنم. شما به عنوان فردي معتقد آيا نگران نيستيد كه غلو و اغراق درباره‌ي رابطه‌ي خدا و بندگانش پايه‌هاي ايمان مردم را سست سازد؟
سخن گفتن شما در جايگاه يكي از شاگردان امام و حوزه‌هاي علميه آن هم از نهاد نماز جمعه ممكن است همه را به اين گمان برساند كه روحانيت در صف غلوگويان و مسحوران قدرت قرار گرفته است. من براي اولين بار اين نامه را به نام شيخ مهدي كروبي امضا مي‌كنم تا مردم حرف‌هاي من و شما را به پاي روحانيت ننويسند يا اگر حرف يكي از ما دو نفر را به حساب روحانيت مي‌نويسند سخن ديگري را نيز به حساب روحانيت بگذارند. اين نامه‌اي است كه از شيخ مهدي كروبي به شيخ احمد جنتي كه هيچ‌كدام معيار و نماينده‌ي همه‌ي اسلام و روحانيت نيستند و هريك با استناد به سنت پيامبر و مكتب اهل بيت گوشه‌اي از معارف ديني را ارايه مي‌كنند يكي بر مدار غلو مي‌چرخد و ديگري از غلو پرهيز مي‌كند. يكي حتي امام راحل را با محك عقل مي‌پذيرد و ديگري حتي مقامات اجرايي و عرفي را به مدد الهام الهي تقديس مي‌كند. يكي به استناد ميراث امام خميني به ميزان بودن راي ملت براي همه مقامات معتقد است و ديگري بي‌توجه به ميراث آن امام حتي عرفي‌ترين مقامات اجرايي را قدسي مي‌خواند. يكي از جمهوريت غنوده در دل اسلام سخن مي‌گويد و ديگري بر طبل الوهيت بندگان خدا مي‌كوبد و اين دو راه است و دو مقصد. حتي اگر رهپويان آن راه فرزندان يك انقلاب باشند.
بنابراين پيشنهاد مي‌كنم با انجام نظرسنجي مشخص شود كدام‌يك از اين دو راه مطلوب نظر مردم است. نظرسنجي‌اي كه در دو سوي آن اين دو طرز تفكر به راي گذاشته شود. »
3 – بحرانهای خونین در مرزهای غربی و شرقی کشور : گروههایی ، همانند مافیاهای نظامی – مالی حاکم ، اسلام را دست ﺁویز جنایت کرده اند . تازه ترین این جنایتها، کشتار مسافران در بم بود . صحبت از استیضاح « وزیر » کشور بخاطر گسترش ناامنی درکشور و فعالیتهای گروههای مسلح در شرق و غرب کشور شد . همه می پرسند : دولت پاسدارها و زندانبانها و شکنجه گرها چرا عاجز تر از حکومت اصلاح طلبها شده است ؟ از پورمحمدی ، با ﺁنهمه سابقه در ترور و جنایتهای سیاسی ، می پرسند: خوزستان که در دست شما نیست ، سیستان و بلوچستان که در دست شما نیست ، در ﺁذربائیحان غربی و کردستان هم که شما کاره ای نیستید . در ﺁذربائیجان شرقی و برخی از شهرهای ﺁذربائیجان غربی، هم که اعتراض وسیع در اعتراض به کاریکاتور توهین ﺁمیز انجام می شود که به قول مدیر کل وزارت کشور، از اعتراض به کاریکاتور فراتر می رود . پس کجای کشور در دست شما است ؟ حال ﺁنکه مافیاهای حاکم خود ﺁتش بیار این بحران شده اند . ﺁنها فکر می کنند نفت در دست ﺁنهاست . پس قدرت واقعی در دست ﺁنها است و می گویند : وقتی احتیاجمان رفع شد، سرکوب این گروه چون خوردن ﺁب است !
4 - غیر از قضیه دفن شهدا ، در چند روز اخیر، برخی از مصوبات مجلس در مورد کنترل ماهواره که برنامه ای برای ایجاد درگیری میان مردم و نیروهای انتظامی است ، زمینه بحران دیگری است که ﺁماده می شود . 5 - بحث گشت های ارشادی نیز یکی دیگر از بحران سازی ها است . از هر سو ، صحبت از حجاب بانوان شد و دستور داده شد که با بد حجابی مبارزه شود و ناگهان ، احمدی نژاد دستور داد بانوان به ورزشگاهها راه داده شوند . سرانجام ، « رهبر » مداخله و ﺁن را ممنوع کرد . به قول ابطحی ، دستور احمدی نژاد بازی و قصد از ﺁن این بود که زمینه ممنوعیت دائمی حضور زنان را در ورزشگاهها، بعنوان تماشاگر، فراهم کنند .
6 - بحران شدید اقتصادی ناشی به حال تعلیق درﺁمدن فعالیتهای اقتصادی و فرار سرمایه ها و استعدادها و به قول نیلی ، بی صرفه شدن فعالیت تولیدی و گشوده شدن دروازها به روی واردات ( 51 میلیارد دلار ) و بستن کارخانه ها و افزوده شدن کارگران بی کار به انبوه بیکاران ، در همان حال حالت بلاتکلیفی به مردم داده است ، بخلاف تصور بحران سازان ، در درون رژیم ، موجب تشدید بحران شده است . این نوع بحرانها روزانه نزد دانشجویان ، نزد زنان، نزد کارگران، نزد اقلیتهای قومی و دینی که از زمان روی کار ﺁمدن احمدی نژاد مستمر شده اند، دو هدف را تعقیب می کنند : مشغول کردن مردم به خود ( ایجاد بحران در رقیب ) و غافل کردنشان از شدت و خطر بحران اتمی و در همان حال، بازداشتن مردم از جنبش است . اما احمدی نژاد و مافیاهای حامی را به مهار بحران در درون رژیم توانا نکرده است . او هر روز در سفر از این استان به ﺁن استان و توزیع پول است . قصدش تحصیل محبوبیت و استفاده از ﺁن در مهار بحران درون رژیم است . اما سنجش افکاری که انجام داده اند، حکایت روشنی از مغضوبیت او و خامنه ای است.
•در این روزها، از نامه نگاری احمدی نژاد به بوش ، تعبیر به گشودن باب مذاکره ، در پوشش ، ادعانامه می شود . اما نامه در درون رژیم نیز ، عامل تشدید بحران شده است : الف - دو جبهه ای که رو در روی هم ایستاده اند، آن را فتح باب مذاکره دانسته اند ﺁنها بصورتی بسیار ناشیانه . کسانی چون هاشمی رفسنجانی می گویند هرگاه نامه شامل حقوق ایران می شد و پیشنهادهای دقیقی را در بر می گرفت، بوش و حکومت او را در موضع دفاعی قرار می داد و اگر واکنش منفی نشان می داد، به همان انزوائی بازمیگشت که پیش از ریاست جمهوری احمدی نژاد در ﺁن بود . اما نامه فرصت را از دست ایران بدر بود و بدست امریکا داد که بتواند به جامعه جهانی بگوید : این رژیم از راه حل صلح ﺁمیز بحران اتمی و مسائل دیگر طفره می رود. ب - غیر از ﺁنها که بطور علنی ﺁن را مورد انتقاد قرارداده اند، در درون رژیم ، نامه احمدی نژاد این اعتراض را برانگیخته است که موارد مورد اعتراض ، همه مواردی هستند که غرب بعنوان مدافع حقوق بشر، رژیم ایران را به ارتکاب ﺁنها ، متهم می کند . نامه قبول وارد بودن این اتهام است . بدین لحاظ است که در بیانیه وزیران خارجه اتحادیه اروپا، یک ماده به عدم رعایت حقوق بشر در ایران اختصاص می یابد . محل اعتراضی هم نمی تواند باشد . زیرا به ما خواهند گفت : شماکه می نویسید این کارها را به نام مسیحیت نمی شود کرد پس چرا خود می کنید ؟
        این انتقادها تنها متوجه او نیست . زیرا در تهیه و ارسال نامه ، خامنه ای هم شرکت داشته است . اعضای باندی هم که احمدی نژاد را به ریاست جمهوری رساند، ( احمدی مقدم – الهام – حداد عادل – مصباح یزدی – حسین شریعتمداری – فلاحیان – پور محمدی – ذوالقدر – علی لاریجانی – احمد جنتیو ... ) شرکت داشته اند .
        با اینهمه ، نباید باور کرد که اینها می خواهند با امریکا مذاکره کنند . در درون رژیم ، موقعیتشان تضعیف شده است . مذاکره موقعیت ﺁنها را ضعیف تر و موقعیت « رقیب » را تقویت می کند . خامنه ای فکر می کرد رژیم که یکدست شد، به حساب خود، با امریکا وارد مذاکره شود . اما حسابش غلط از کار درﺁمد . در درون رژیم ، جبهه بندیها بقصد استفاده از بحران اتمی و قدرت امریکا برای تصرف دولت ، در حال شکل گرفتن است :
•علاوه بر لابی ها که در اروپا و امریکا فعال هستند ، تیم هایی در کشورهای ترکیه و ﺁذربایجان و نیز در دبی ایجاد شده اند که با امریکا در ارتباط می باشند و در حال ﺁماده کردن زمینه تغییر رژیم از درون هستند . سرجنبانان در درون رژیم هستند و قرار است این تغییر رژیم به ترتیب چینی انجام بگیرد . شکل حفظ شود و در محتوی تغییری که خیال امریکا را ﺁسوده کند، انجام بگیرد . در برابر ، مافیاهای نظامی – مالی نیز دست به ضد حمله زده اند :
•ایجاد بحران در گروههای رقیب و یا دشمن :
        از ﺁنجا که مافیاها هر کس را که با او همراه نباشد و به قول آقای خامنه ای جزء خودیها نباشد ، غیر خودی و رقیب یا دشمن، بحرانی که در رقیب، باید ایجاد کند نه یک بحران که یک رشته بحران می شود . غیر از بحرانهای بالا که در جامعه ایجاد می کنند، می باید بحرانهائی نزد تمایلهای « غیر خودی » شده هم ایجاد کنند :
* ایجاد اسباب توهین و تحقیر هاشمی رفسنجانی در دانشگاه :
        در2 خراداد، انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیر کبیر، با صدور اطلاعیه ، از شدت برخوردهای دو جبهه در درون رژیم پرده برداشت :
        ديروز پس ازتعويق غير منطقي انتخابات قانوني شوراي مركزي انجمن اسلامي توسط هيات نظارت بر تشكل هاي دانشگاه امير كبير و دخالت بي‌رويه و هدفمند نماينده ولي فقيه در اين مورد، دانشجويان غيور و حماسه ساز اين دانشگاه در حمايت از انجمن اسلامي دانشجويان به تحصن پرداختند و طبعاً به مانند گذشته مانع برگزاري تريبون كاملاً هم راستا و خط گرفته از نهادهاي اطلاعاتي - امنيتي توسط بسيج دانشجويي و كانون انديشه، گشتند.
اما همان روز، رسانه‌هاي حكومتي كه سياست ارعاب و تحديد دانشجويان دانشگاه امير كبير را شكست خورده مي ديدند، بلافاصله به خبر سازي پرداخته و با جعل اخبار و تحليل‌هاي دروغين، رشادت دانشجويان امير كبير را به دعواي دو طيف علامه و طيف شيراز (كه عملاً وجودامنيتي و اطلاعاتي آن بر همگان ثابت شده) تقليل دادند. روزنامه كيهان، به مانندهميشه دروغ شاخدار" حمله دفتر تحكيم با چاقو به دانشجويان" را پوشش داد. سايتهاي خبري فارس و بازتاب نيز دروغي جز تقليل اعتراضات ديروز به دعواي طيف‌هاي دفتر تحكيم ، پخش دشمن نکردند . سيماي جمهوري اسلامي نيز طبق رويه هميشگي در اخبار ۳۰/۸ خود به دروغ پراكني و خبرسازي انحصاري و كاملاً جهت يافته با عنوان دعواي دفتر تحكيمي‌ها در پلي تكنيك تهران پرداخت .
اما نكته قابل توجه: گويا كساني كه پشت پرده تعويق انتخابات انجمن اسلامي بوده‌اند، هدف ديگري از اين امر داشته‌اند. ديروز در سميناري كه در دانشگاه برگزار مي‌شد و گويا مجمع تشخيص مصلحت برگزارکننده آن بود، به دليل اتفاقاتي كه رخ داد، آقاي هاشمي رفسنجاني برنامه حضور خود در اين دانشگاه و سمينار نامبرده را لغو نمود. اين مورد مطمئناً به دعواهاي ناسالم و باندي درون حكومتي بر مي‌گردد و انجمن اسلامي دانشجويان در آينده با ذكر استنادات و شواهد خود، اين تصميم پشت پرده محافل اطلاعاتي و نظامي را بيشتر فاش خواهد نمود.
* دسته مصباح یزدی می گوید : شورای نگهبان باید صلاحیت هاشمی رفسنجانی و کروبی و خاتمی را برای عضویت مجلس خبرگان رد کند . دست بندیها برای تصرف مجلس خبرگان شدید است . کوشش مافیاها اینست که اولا  نگذارند صلاحیت نامزدهای رقیب تصویب شود و ثانیا  ائتلاف « غیر خودیها » ( جبهه رقیب ) را ناممکن بسازند .
* در برابر، هاشمی رفسنجانی می گوید اگر لازم باشد در انتخابات « مجلس خبرگان شرکت می کند و « اصلاح طلبان » از وسیع ترین ائتلاف خود در انتخابات مجلس خبرگان خبر می دهند .
* از ﺁنجا که تمایلهای مختلف به انواع فسادها ﺁلوده اند، فسادها می توانند موجب فعال شدن بحران ها نزد رقیب ها شوند، این روزها، رقبا فسادهای مالی و غیر مالی را لو می دهند ( تهدید به تعطیل شدن کارخانه قند دزفول و نیمه معرفی سلطان شکر و بخصوص رفتن احمدی نژاد به جنگ خصوصی سازیها و... ) .
* تغییر قانون شوراها بقصد کوتاه کردن دست « رقیب » ها از شرکت در « انتخابات » که تا این زمان ، همه تمایلها می توانستند در ﺁن شرکت کنند .
* اعتراض احمدی نژاد به خصوصی سازیها و خورد و بردها و وعده بازگرداندن ثروتهای مردم به بیت المال و مجبور شدن سخنگوی او به تأکید بر ادامه سیاست خصوصی سازی .
•احمدی نژاد از لحاظ محبوبیت در بدترین شرایط قرار دارد . وضع او در ایران ، از وضع بوش در امریکا، بدتر است . بنا بر تازه ترین سنجش افکاری که خود انجام داده اند ، خامنه ای و احمدی نژاد نیز در پایین ترین حد خود قرار دارند : روحانیت تنها در ایران 7 درصد هواخواه دارد . این عدم محبوبیت بی سابقه، بخصوص حاصل کار خامنه ای است که در جریان یکدست سازی دولت است . محبوبیت او و احمدی نژاد نیز در همین حدود است . در مقایسه با نظر سنجی های قبلی، این نظر سنجی گزارش می کند که بسیاری از هواداران خود را از دست داده اند .