« شماره ۶۵٢ از ۱ تا ١٥ شهريور »


یادﺁوری : مقاله ها که در انقلاب اسلامی منتشر می شوند تنها نظر نویسندگان خود را باز گو می کنند

صاحب
   امتياز
    و مسئول

برای تماس با ما

برگزيده مصاحبه ها

جواب به سوالها

آرشيو روزنامه

در اين شماره

صفحه اصلی

•   سايت آقاى
ابوالحسن بنى صدر


•   وب لاگ آقای
ابوالحسن بنی صدر


جنگ یا معامله با رژیم ایران ؟ باور بوش براینست که جنگ با ایران راه حل است :

انقلاب اسلامی : به تدریج که ماشین جنگی اسرائیل به گل می نشست، روشن تر می شد که این جنگ هزینه سنگینی را بردوش امریکا و اسرائیل می گذارد . از این رو، مسئله رابطه امریکا و اسرائیل با ایران ، موضوع روز می شد . امریکا با ایران جنگ می کند و یا امریکا با ایران معامله میکند؟ پرسش عمده ای شده است که مطبوعات امریکائی و اروپائی و عرب به ﺁن می پردازند . در قسمت اول ، این فصل، توانائی امریکا برای حمله نظامی به ایران و در قسمت دوم، نظرها و اطلاعات در باره جنگ امریکا با ایران و در قسمت سوم ، به بررسی احتمال معامله امریکا با ایران می پردازیم :

گرایش افکار عمومی امریکا به مخالفت با سیاست بوش - ناتوانی امریکا در عراق و افغانستان و لبنان - فرار از خدمت نظامی- توطئه ترور لندن!؟ :

• در سنجش های افکار که بطور متوالی ، در امریکا ، بعمل می ﺁیند، حاکی از قطعی شدن داوری امریکائیان در باره سیاست امریکا در عراق و جنگی است که حکومت بوش انجام داده و اینک از پس پی ﺁمدهای ﺁن بر نمی ﺁید . تازه ترین سنجش افکار ، نشان می دهد که افزون بر 60 درصد امریکائیان با جنگ عراق مخالف هستند . بدین قرار، طی ماهها، مخالفت با جنگ، از 60 درصد پائین نیامده و بسا بالا تر نیز رفته است .
• این سنجش افکار را رویدادی تأیید می کند که قطعی تر است : سناتور دموکرات جانبدار جنگ که بوش و محافظه کاران جدید از او حمایت می کردند، در انتخابات ابتدائی شکست خورد :
* جو لیبرمن ، سناتور دموکرات ، اما جانبدار جنگ با عراق ، که از حمایت بوش و محافظه کاران جدید برخوردار بود، در انتخابات ابتدائی کنکتیکوت شکست خورد .
کسی بر او پیروز شد که شناخته نبود اما مخالف جنگ بود . این شکست ، ضربه سختی به سیاست حکومت بوش تلقی شد و امید محافظه کاران جدید را بر ادامه حمایت امریکائیان از سیاست تجاوزگرانه حکومت بوش، بخصوص در خاورمیانه ، ناامید کرد .
لیبرمن ، در انتخابات ریاست جمهوری امریکا در سال 2000 ، نامزد معاونت ریاست جمهوری بود . شخصیتی مشهور بشمار می رود و در انتخابات ابتدائی از حمایت کامل محافظه کاران جدید، بخصوص ﺁنها که در طراحی جنگ با عراق و اجرای ﺁن شرکت داشتند ، قرار گرفت . او همین حمایت موجب شکست او از ند لامونت ، رقیبش شد . با وجود حمایت کلینتون و همسرش و سرشناسان حزب دموکرات از لیبرمن، او 48 و رقیبش 52 درصد رأی ﺁوردند .
امری که موجب روی گردانی دموکراتها از لیبرمن شد، تنها حمایت او از جنگ با عراق نبود . حمایت او از بوش و سیاستهایش و بی توجه ماندن به افکار عمومی امریکا و خواستهای انتخاب کنندگان خود نیز عوامل شکست او شدند .
پیروزی لامونت ، مسئله جنگ عراق و سیاست حکومت بوش در خاورمیانه را مسئله ردیف اول در انتخابات دو مجلس امریکا می کند . چرا این پیروزی بمعنای شورش رأی دهندگان امریکا بر سیاستهای بوش بطور عام و سیاست جنگ طلبانه اش در خاورمیانه ، بطور خاص است . شکست امریکا در عراق و تجاوز ناکام اسرائیل به لبنان ، نه تنها دموکراتها را بر ﺁن داشته است که انتقاد از سیاست بوش را تشدید و در جریان انتخابات ، مواضع تهاجمی اتخاذ کنند ، بلکه محافظه کاران را نیز برﺁن می دارد که از پرزیدنت بوش ، فاصله بگیرند .
دموکراتهائی که قصد نامزد شدن در انتخابات ریاست جمهوری را، در پایان دوره ریاست بوش ، دارند، ناتوانی حکومت بوش را در عراق مورد انتقاد قرار می دهند . از ﺁنها، سناتور هیلاری کلینتون و سناتور ژوزف بیدن ، در همان حال که سیاست بوش در عراق را انتقاد می کنند، از زمان بندی کردن بیرون بردن قوای امریکا خودداری می کنند . با وجود این به شمار روز افزون سناتورها و نمایندگان دموکرات که خواستار بیرون رفتن قوای امریکا از عراق، در پایان سال جاری هستند، نزدیک می شوند . بنا بر سنجش افکاری که CNN انجام داده است، 61 درصد امریکائیان نیز خواستار خروج قوای امریکا از عراق هستند .
سناتور سابق کونکتیکوت که جمهوریخواه است و در در انتخابات ابتدائی از لامونت حمایت کرده است، میگوید: انتخابات کونکتیکوت رفراندومی در باره جنگ عراق بود . نه تنها در این ایالت که در تمامی امریکا .
از محافظه کاران جدید ، کسانی چون کریستول و دیگران که از جنگ با عراق حمایت کردند ، شکست لیبرمن را نه تنها فروریختن دیوار حمایت افکار عمومی از جنگ می خوانند بلکه اعتبار باختن ایده های خود در سیاست خارجی که عمده لیبرمن مروج ﺁنها در حزب دموکرات بود، ارزیابی می کنند .
شکست لیبرمن ، شکست طرز فکر محافظه کارانه ایست که پیروانش خود را دنباله روهای سناتور هانری جاکسون می شمارند . از ﺁن میانند ، ریچارد پرل و مشاور بوش در امور خاورمیانه ، الیوت ﺁبرامس و فرانک جفنی ، رئیس مرکز مطالعات پیرامون سیاست امنیتی و کریستول هستند .
کلیفورد می ، رئیس بنیاد دفاع از دموکراسی می نویسد : تا پیش از شکست در انتخابات، لیبرمن مهمترین نماینده طرز فکر جاکسون در حزب دموکرات بود . اما شکست او ، شکست طرز فکری نیز هست که او از ﺁن نمایندگی می کرد . می از سخت سران و جانبدار اسرائیل است و لیبرمن مشاور عالی او بوده است.
در ماه ﺁوریل، او نخستین شخصیت برجسته حزب دموکرات بود که از حمله احتمالی امریکا به تأسیسات اتمی ایران حمایت کرد .
( ﺁنتی وار، 10 اوت ، نوشته جیم لوب )
• برابر گزارش وزارت دفاع امریکا، ، از سال 2000، 40 هزار تن از خدمت ارتش امریکا فرار کرده اند . ﺁنها که بدنبال جنگ افغانستان و ﺁنگاه عراق گریخته اند ، علت را خراب شدن روحیه خود نمی گویند بلکه پی بردن به غیر قانونی بودن جنگ می گویند : ما خود این جنگ را انتخاب نکرده ایم . سیاستمداران تصمیم گرفته اند و ما را به جنگ فرستاده اند و به ما خلاف حقیقت را گفته اند . با وجود این ، سقوط روحیه یکی از عوامل فرار سربازان و درجه داران از خدمت ارتش است .
در گزارش وزارت دفاع در سال 2002، ﺁمده است که در ایام جنگ بر شمار فراریها افزوده می شود از این رو نیز نیاز به افراد جدید برای خدمت در ارتش بالا می رود .

انقلاب اسلامی : 40 هزار تن یعنی 25 درصد قوای امریکا در افغانستان و عراق می باشند . و با توجه به روحیه پائین قوای امریکا در این دو کشور، این سئوال محل پیدا می کند : امریکا با کدام ارتش می خواهد به ایران حمله کند ؟ احتمال قوی اینست که بر فرض تصمیم به جنگ با ایران ، انتخاب میان حمله هوائی به شیوه اسرائیل و یا جنگ دریائی به قصد ایجاد خفقان اقتصادی در ایران بگردد .

• القاعده یکبار دیگر به کمک بوش و بلر ﺁمد یا توطئه دروغ است؟ :
* بوش و بلر ، در دنیای اسلامی و نیز اروپا منفور و در کشورهای خود، جنگ ﺁفرینان شکست خورده محسوب بودند . درست همزمان با تهیه قطعنامه ای که در شورای امنیت به رأی گذاشته شد، یک توطئه تروریستی در لندن کشف شد . دستگاه تبلیغاتی بکار افتاد تا مگر موقعیت از دست رفته بوش و بلر را برگرداند : جنگ با تروریسم اجتناب ناپذیر و سیاست بوش و بلر واقع بینانه است !
ارزیابی را که خواندید ، مخالفان جنگ در غرب به عمل می ﺁورند . بخشی از ﺁنها و بسیاری در دنیای اسلام بر این نظر هستند که توطئه ساختگی و برای منصرف کردن افکار عمومی از جنگ جنایتکارانه امریکا و اسرائیل در لبنان است . بخصوص که این جنگ به هدفهای خود نرسید:
* توطئه واقعیت داشته است :
در 11 اوت، یک مقام پاکستانی گفته است : هفته گذشته نيروهاي امنيتي پاكستان 7 نفر از جمله دو انگليسي را بازداشت كردند. ما اين توطئه را خنثي كرديم اما آمريكا و انگليس ﺁن را به نام خود به ثبت دادند.
و حسن عسكري، رئيس سابق دانشكده علوم سياسي در دانشگاه لاهور پاكستان گفته است: دستگيري‌هاي هفته گذشته نشان مي‌هد كه بين مقام‌هاي انگليسي و پاكستاني همكاري نزديكي وجود دارد اما در عين حال نشان مي‌دهد كه گروه‌هاي افراطي همچنان در اين كشور فعال هستند
بنا بر قول مقامهای پاکستانی ، توطئه واقعی بوده و کشف کننده نه انگلیس و امریکا که پاکستان بوده است .
انقلاب اسلامی : هرگاه توطئه واقعیت داشته است ، گویای این واقعیتها می شود :
1 - از حمله امریکا و انگلیس به افغانستان و عراق بدین سو، دامنه تروریسم بسیار گسترده تر شده است . زیرا یک کانون در افغانستان به سه کانون متعدد در عراق و برخی کشورهای ﺁسیای میانه و انگلستان و برخی کشورهای افریقا ، دامن گسترده است .
2 - غرب که تروریسم را حمله به مردم غیر نظامی و بی دفاع تعریف می کرد، اکنون اسرائیل در لبنان و فلسطین ، از راه جنگ با مردم غیر نظامی ( = با تروریسم ) است که می خواهد سازمانهای مسلح را به تسلیم وادار کند . قوای امریکا و انگلستان در عراق و افغانستان بطور مستمر مردم غیر نظامی را به بمب و گلوله می بندند .
3 - با وجود شکست روشی که حکومتهای بوش و بلر در مبارزه با تروریسم پیش گرفته اند، هیچ تغییری در روش خود نداده اند . چرا ؟
4 - زیرا القاعده و دیگر سازمانهای تروریستی توجیه گر سیاست سلطه جویانه امریکا و انگلیس و اسرائیل هستند . با استفاده از قول و فعل سازمانهای تروریست است ، امریکا و انگلستان می کوشند بر منطقه خاورمیانه تسلط انحصاری پیدا کنند . 5 - تجربه لبنان ، بر دو تجربه افغانستان و عراق افزوده شد و ناتوانی امریکا و انگلستان و اسرائیل را ﺁشکار تر کرد . اما ﺁیا با وجود این ناتوانائی ، " تا ﺁخر می روند " که تغییر سیاست می دهند ؟

* ﺁنها که توطئه را دروغ می دانند برﺁنند که 1 - بهنگام دستگیری این عده، یک گلوله نیز شلیک نشده است و 2 - اسکالتند یارد، جز گزارشهای مبهم از کار خود نمی دهد . 3 - مردم محل افراد توقیف شده را بی ﺁزار و خوش رفتار و از خانواده های قدیمی توصیف کرده اند . و 4 - تا وقتی در دادگاه ثابت نشود، قول حکومت بلر و پلیس او ، با توجه به سابقه دروغ گوئیهای متعدد ( از جمله صدام ظرف 45 دقیقه می تواند دست به حمله اتمی بزند ) ، پذیرفته نیست .

* نیویورک تایمز ( 13 اوت ) گزارشی را منتشر کرد که بنا بر ﺁن، قول مقامات امریکا و پاکستان در این باره که توطئه را القاعده سازمان داده است، نا درست است . کارشناسان ترور براین باورند که ربط دادن توطئه به القاعده ، بکار برانگیختن افکار عمومی می ﺁید زیرا یادﺁور ترورهای 11 سپتامبر است اما بیان واقعیت نیست . نسبت دادن ترورها به القاعده ساده انگاری یک واقعیت پیچیده است .
انقلاب اسلامی : تا پاسخ این پرسش را در قسمت دوم بخوانید ، تحقیق مؤسسه مستقل Ivan Eland Looks در باره نقش اسرائیل در ترورهای 11 سپتامبر بخوانید :
• واقعیتی که از مردم امریکا پنهان می شود اینست که کمیسیون رسیدگی به ترورهای 11 سپتامبر به این نتیجه رسید که ترورها بخاطر افراط حکومت امریکا در حمایت یک جانبه از اسرائیل انجام می گیرند :
* امریکا روز به روز در دنیای اسلام منفور تر می شود . در کتاب جدیدی که رئیس کمیسیون نوشته است، اعتراف می شود که کمیسیون علتهای واقعی ترورهای 11 سپتامبر را در گزارش خود نیاورده است .
هامیلتون که رئیس کمیسیون بود در این کتاب می نویسد : علتهای اقدام القاعده به ترورهای 11 سپتامبر و... حضور نظامی امریکا در خاورمیانه و حمایت از اسرائیل است . جنگ امریکا با عراق و سیاستش در نزاع اسرائیل با فلسطین عامل های انزجار دنیای اسلام و دنیای عرب از امریکا است .
برخی از اعضای کمیسیون می خواسته اند ربط ترورهای 11 سپتامبر با حمایت امریکا از اسرائیل ، سانسور شود . زیرا درج این واقعیت در گزارش بمعنای ﺁنست که امریکا می باید دست از حمایت اسرائیل بر دارد .
اما سئوال ساده ای پیش روی امریکائیها است : ﺁیا امنیت مردم امریکا بهتر تأمین می شود و مردمش سالم تر زندگی می کنند هرگاه امریکا حمایت خود را از اسرائیل تعدیل کند یا خیر ؟ ﺁیا به نفوذ لابی های اسرائیل در دستگاه حاکمه امریکا پایان ببخشد یا نه ؟
هرگاه نتیجه ای که کمیسیون به ﺁن رسیده است ، بطور وسیع تبلیغ می شد به ترتیبی که عموم امریکائیان از ﺁن ﺁگاه می شدند ، امریکائیان موافق با کاستن از حمایت از اسرائیل می شدند .
اما به جای اظهار این واقعیت که علت ترورهای 11 سپتامبر سیاست امریکا در خاورمیانه است ، پرزیدنت بوش به دروغ مدعی است علت ترورهای 11 سپتامبر را برخورداری امریکائیها از ﺁزادیها و دشمنی ( مسلمانها ) با ﺁزادی ، است . حال ﺁنکه سنجش های افکار متعدد، در دنیای اسلام ، گویای ﺁنند که پرزیدنت برخطا است و مردم کشورهای مسلمان ﺁزادیهای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و دست ﺁوردهای تکنولوژیک امریکائیان را ستایش می کنند . اما وقتی در باره سیاست خارجی امریکا از ﺁنها پرسیده می شود، اکثریت بزرگ مخالفت خود را با ﺁن ابراز می کنند.
بنا بر این ، کاری که حکومت امریکا می باید بکند، پایان دادن به حمایت افراطی و یک جانبه از اسرائیل و استفاده از قدرت نظامی را تنها راه حل کردن است .( 9 اوت 2006 ، به قلم ایوان الند Eland )
انقلاب اسلامی : هرگاه گزارش نویس می خواست دقیق تر بنویسد، چنین می نوشت : ترور فرﺁورده رابطه سلطه گر - زیر سلطه است . ترور زیر سلطه تنها پاسخ ترورهای سلطه گر نیست بلکه پاسخ القای ایده خود ناتوان بینی در او، تحقیر او از راه غارت ثروتهای ملی اش ، بستن راه رشد هم از راه بزور ستاندن و بردن نیروهای محرکه زیر سلطه و هم از راه سرکوب مداوم او است . اما بوش و حکومت او بجای از تجربه ﺁموختن، جنگ صلیبی به راه می اندازند و ﺁن را جنگ با " فاشیسم اسلامی " می خوانند !
بوش و ژنرال اسرائیلی بر این باورند که جنگ با ایران اجتناب ناپذیر است !؟ :

* ماهیت جنگ لبنان و چرا با ایران جنگ کرد ؟:
• فاینشال تایمز ( 11 اوت ) ، زیر عنوان " بوش براین باور است جنگ میان امریکا و ایران از طریق نمایندگی است " ، گزارش می دهد : نخبگانی که سیاست خارجی امریکا را معین می کنند، تقسیم شده اند به " محافظه کاران جدید " و " واقع بین ها " و هریک از دو دسته می کوشند ، در بحران لبنان، بوش سیاست پیشنهادی ﺁنها را در پیش بگیرد .
مقامات پیشین و کنونی حکومت براین نظرند که حمایت بوش از حمله اسرائیل به حزب الله ، از هر مورد دیگری ، قوی تر بوده است . او با هیجان احساس می کند که امریکا باید از حمله نظامی اسرائیل حمایت کند زیرا این جنگ، جنگ دموکراسی با تروریسم است .
در چهار هفته گذشته ، او جز از جنگ با تروریسم، با محکم ترین لحن، سخن نگفته است : " جنگ ما با فاشیسم اسلامی است " و یا به تعبیر محافظه کاران جدید جنگ با فاشیسم و اسلام است .
در پاسخ به سئوالی در باره حزب الله ، او گفت : تا دموکراسی های جوان ، شکوفه می دهند، تروریستها سعی می کنند ﺁن را متوقف کنند ... ﺁنها می کوشند پیام جهاد گرائی خود را پخش کنند . پیامی که من ﺁن را پیام استبداد فراگیر ، رادیکالیسم اسلامی ، فاشیسم اسلامی می خوانم .
ناظران می گویند محرک بوش در سیاست خارجی ، دو امر است :
نخست حمایت از اسرائیل در برابر دشمنانش که او بدان رویاروئی دموکراسی و توتالیتاریسم نام می دهد . روئل مارک گرشت مقام عالی رتبه سابق سیا که اینک در مؤسسه اینترپرایز ( متعلق به محافظه کاران جدید ) کار می کند، می گوید : مردم نباید شدت حمایت بوش از اسرائیل و شدت خشم او را از ایران و سوریه بخاطر حمایت از حزب الله ، کم ارزیابی کنند .
و سپس باور رئیس جمهوری بر این که جنگ میان اسرائیل حزب الله ، جنگ میان رژیم روحانیان درایران و امریکا ، به واسطه این دو است . او ایران را جدی ترین خطر برای ثبات منطقه می بیند . مقامات امریکائی می گویند : گفتگوهای ایران با حزب الله را شنود کرده و دریافته اند همچنان به حزب الله اسلحه می رساند .
و واشنگتن مطمئن نیست که ایران محرک حزب الله در ربودن دو سرباز نبوده است . زیرا از راه اتفاق نیست که در همان روز ، ایران پیشنهاد مشروط واشنگتن را برای گفتگو در باره برنامه تولید سلاح اتمی را رد کرد .
از این رو، بوش براین نظر است که امریکا و اسرائیل در باره خلع سلاح حزب الله ، بهیچرو نباید کوتاه بیایند .

در نتیجه، " واقع بین ها " به حاشیه رانده شدند . از جمله ، پیشنهاد رایس به بوش ، در ﺁغاز حمله اسرائیل به لبنان، برای ﺁتش بس، رد شد .
• کان وست نیوز سرویس ( 13 اوت ) گزارش می کند :
در پی تصویب قطعنامه ، بوش گفت : جنگ میان اسرائیل و حزب الله ، این حزب را از اینکه بمثابه دولتی در دولت عمل کند باز می دارد و ضربه سختی بر کوششهای سوریه و ایران برای نفوذ کردن در خاورمیانه ، وارد کرد .
• جنگ لبنان بمثابه کشیدن ماشه جنگ با ایران است . ﺁلرت نت ، مقاله لاریزا ﺁلساندرونا ، زیر این عنوان نوشته است ( 10 اوت ) :
* از یک سال به این طرف، محققان و روزنامه نگاران متعدد ، با انتشار مقاله ها و گزارشها ، افکار عمومی را از ﺁماده شدن امریکا برای رویاروئی نظامی با ایران ، ﺁگاه می کنند . ایران عراق نیست و پی ﺁمد جنگ با ایران فاجعه تصور ناکردنی خواهد شد . با وجود این ، بسا ماشه کشیده شده است .
چند ماه پیش ، من گزارش کردم امریکا دارد زمان و مراحل جنگ با ایران را تعیین می کند .
* امریکا نتوانست دست ﺁویز پیدا کند و جنگ از برنامه خارج شد . اما حکومت بوش همچنان در پی یافتن دست ﺁویز بود و هست . بیشتر کارشناساتی که از اواخر سال 2005 بدین سو، من با ﺁنها گفتگو کرده ام ، برنامه اتمی ایران بهانه است . بر ﺁن ، داشتن اسلحه شیمیائی و بیولوژیک نیز افزوده می شود . بسیاری از کارشناسان براین نظر هستند که امریکا ایران را تحت فشار قرار داده است تا ایران قدمی در جهت تهیه سلاح اتمی بردارد تا ﺁن را مجوز حمله به ایران کند . اما تا این زمان، این بهانه را بدست نیاورده است . از این پس نیز بدست نمی ﺁورد زیرا برفرض که ایران برنامه اتمی را اجرا کند، 10 سال بطول می انجامد تا بمب اتمی تولید شود .
کارشناسان بسیاری بر این نظر هستند که نخست صحبت از این بود که در اواخر تابستان، حمله به ایران انجام بگیرد اما تا سال 2007 ، حمله نظامی به ایران انجام نخواهد گرفت.
* ما کشف کردیم که در ماه مارس سال جاری ، وزارت دفاع اداره معروف " طرحهای ویژه " ، جای خود را به " هیأت جهت یاب سیاست امریکا در ایران " سپرده است .
این اداره مأمور است دست ﺁویز و نیز شیوه عمل را بجوید . پیش از شروع بمباران لبنان ، یک دوست نظامی به من تلفن کرد و گفت : دو سرباز اسرائیلی ربوده شده اند . پرسش اول من این بود : ﺁیا می گویند حزب الله ﺁنها را ربوده است ؟ و چون او پاسخ داد بله حزب الله بوده است ، من دانستم که اسرائیل ، در اجرای طرح دیگ چنی برای تغییر رژیم در ایران، وارد عمل خواهد شد .
دوست من گفت : ناراحت مباش . گفتگو می کنند و با مبادله اسیران، مسئله حل می شود اما من پاسخ دادم جنگی تمام عیار در شرف وقوع است . او گفت من اغراق می کنم .
این جنگ باید روی می داد چون بخشی از استراتژی امریکا و اسرائیل در خاورمیانه است . از همان زمان که صحبت از جنگ در عراق بود، صحبت از جنگ در ایران نیز بود . اسرائیل مشتری امریکا است و هر ﺁنچه امریکا بخواهد می کند و امریکا می خواهد خاورمیانه را به مهار کامل خود درﺁورد .
• در 9 اوت ، ژنرال اسرائیلی بر این نظر است که جنگ با ایران اجتناب ناپذیر است . ژنرال افریم اسنه ، معاون سابق وزارت دفاع ، به نیوزماکس ، نه تنها بخاطر جنگ لبنان ، بلکه مستقل از ﺁن، جنگ با ایران اجتناب ناپذیر است . من از 1993 ، هشدار داده ام که ایران تنها دشمنی است که موجودیت اسرائیل را تهدید می کند . جنگ با حزب الله نیز جنگ با ایران است . من تردید ندارم که پس از این جنگ ، جنگ دیگری روی خواهد داد . وقتی یک کشوری چهارمین منابع نفت جهان را دارد و هدف خویش را محو کردن اسرائیل از نقشه دنیا قرار داده است، جنگ با ﺁن اجتناب ناپذیر است .
• در 11 اوت ، خبرنگار دیپلماتیک بی بی سی ، نظر تحلیل گران را در باره ماهیت جنگ لبنان ، اینسان گزارش کرده است :
بسياری از تحليلگران، درگيريها در لبنان را بخشی از يک درگيری غير مستقيم بزرگتر بين آمريکا و ايران می دانند .برخی نيز معتقدند که اين درگيريها در ارتباط تنگاتنگ با تغييرات بنيادی در جهان عرب است.آمريکا نزديکترين متحد اسراييل است. ايران يکی از حاميان اصلی حزب الله است.بنابراين خواه ناخواه بحران لبنان نشانگر تنش بين آمريکا و ايران است.
مطالب زيادی با هدف توضيح اين نکته که چرا حزب الله در حمله ای دو سرباز اسراييلی را ربوده و گروگان گرفته است ، نوشته شده اند.
عده ای اين سئوال را مطرح می کنند که آيا عمليات حزب الله دستور ايران بوده است؟ البته شواهدی بر اين ادعا وجود ندارد.
اما رابطه بين ايران و حزب الله نزديک و سنتی است. و بنابر اين بحران بين اسراييل و حزب الله اهميت چشمگيرتری در منطقه پيدا می کند؛ و اين نگاهی است که هم آمريکا و هم ايران البته اگرچه با زوايای متفاوت، به وقايع دارند.
با اين نگاه به بحران در منطقه، درواقع می توان گفت که درگيری بين اسراييل و حزب الله جنگ غير مستقيم بين آمريکا و ايران است. و هر آنچه که در لبنان اتفاق بيافتد درگيری است که ادامه خواهد داشت. و مهمتر اينکه اين جنگی است برای نفوذ بيشتر در منطقه.

* نوع جنگ احتمالی امریکا با ایران:
• اطلاعاتی که در این فصل جمع ﺁمده اند، حاکی از ﺁنند که نقشه جنگی تهیه شده ، حمله هوائی به ایران است . اما احتمال ﺁنست که نقشه اصلی با نقشه ای که اقبال اجرا شدن ندارد، جانشین شده باشد . خوانندگان ﺁگاهند که طی دو شماره گذشته، انقلاب اسلامی نقشه جنگ دریائی امریکا را انتشار داده است .
• خبرگزاری فارس که راستگو نیست ، در 20 مرداد ، گزارش می کند سیمور هرش، در تازه ترین مقاله خود، در نیویورکر ( تاریخ را ذکر نمی کند ) می نویسد : جرج بوش، رئيس جمهوري آمريكا و "ديك چني" معاون وي از طرح استفاده احتمالي از ابزار هسته‌اي براي نابودي تاسيسات غني‌سازي اورانيوم در نطنز بخاطر مخالفت پنتاگون صرفنظر كردند.
بوش و چني درباره استفاده از سلاح هسته‌‌اي تاکتیکی بسيار جدي بودند اما ژنرال پيتر پيس، رئيس ستاد مشترك ارتش آمريكا، با نظر ﺁنها مخالفت کرد . و ﺁن دو را از نظر خویش ، برگرداند .
اين خبرنگار ارشد آمريكايي از اين امر به عنوان پيروزي عمده براي ارتش ياد و تصريح كرد اين پيروزي احساس بدي ميان اين نهاد و سلسله مراتب غير نظامي در واشنگتن برجاي گذاشته است.
فرماندهان ارشد ارتش نیز با نظرهای رئيس جمهوري آمريكا در اين زمينه مخالفت کردند و به او توضیح دادند اين حمله نمي‌تواند تأسیسات اتمی ایران را از میان ببرد اما اشعه های مرگبارش مردم ایران را بکام مرگ می فرستند و برای امریکا پيامدهاي اقتصادي، سياسي، و نظامي ، زیان بخش ببار می ﺁورد .
هرش نوشت: امكان استفاده از سلاح‌هاي تاكتيكي براي نابودي آزمايشگاه‌هاي زيرزميني نطنز از نظر سياسي غيرقابل دفاع به نظر مي‌رسد چرا كه اين سلاح‌ها پرتوهاي مرگباري تا فواصل زياد متصاعد مي‌كنند.
نيروي هوايي ارتش آمريكا در عوض قرار است از سلاح‌هاي بزرگتر بتن‌شكن (بانكر باستر) استفاده كند تا اين سلاح‌هاي بتوانند هدفي را محقق سازند كه سلاح‌هاي هسته‌اي از پس آن بر مي‌آيند. به اين وسيله از تحريك افكار عمومي بخاطر استفاده از سلاح هسته‌اي كه از زمان حمله اتمي به ناكازاكي ژاپن انجام نشده، جلوگيري به عمل مي‌آيد. رابرت پيپ استاد دانشگاه شيكاگو كه در دانشكده مطالعات پيشرفته هوا فضاي نيروي هوايي ارتش آمريكا تدريس مي‌كند، می گوید : نطنز داراي تاسيسات بزرگ زيرزميني است و اگر در آنجا همه چيز زيرورو شود نمي‌توان دانست چه ميزان خسارت به توان ايران وارد آمده است. ما حتي نمي‌دانيم تاسيسات زيرزميني در كدام جهت احداث شده‌اند. اين امر كه يك دانشمند ايراني و اسناد مربوطه را به دست آورده‌ايم، نمي‌تواند برايمان چندان اطمينان‌بخش باشد."
يكي ديگر از مشاورين پنتاگون می گوید: هم پيمانان آمريكا از ﺁن بيم دارند كه حمله آمريكا به ايران،‌ واشنگتن را موجب گسترش تروریسم شود .
امير قطر در سفر به ايران دريافته است كه در صورت حمله آمريكا به ايران، مركز فرماندهي منطقه‌اي آمريكا در قطر هدف حمله قرار خواهد گرفت.
برخي از افسران ارشد پنتاگون مخالف حمله به ايران هستند چرا كه خطر حمله به نيروهاي آمريكايي مستقر در عراق را به همراه دارد. ويليام نش، ژنرال بازنشسته ارتش آمريكا ، می گوید: چه اتفاقي خواهد افتاد اگر يكصد هزار داوطلب ايراني وارد مرزهای عراق شوند.

* منزوی کردن ایران و ﺁنگاه حمله به ایران ؟ گزارش 8 صفحه ای هرش و گزارشهای روبرت پاری و گارت پرتر :
• سیمور هرش ( نیویورکر 8 اوت 2006 ) با نقل قول بوش در کنفرانس سران 8 کشور در سن پترزبورگ ) شروع می کند :
* از روز 12 ژوئیه که حزب الله وارد خاک اسرائیل شد و دو سرباز اسرائیلی را ربود ، تا حمله اسرائیل به لبنان ، حکومت بوش بگونه ای شگفت ﺁور، فعل پذیر بود . در 16 ژوئیه ، پرزیدنت بوش در اجتماع سران 8 کشور ثروتمند جهان گفت : زمان، زمان ایضاح است . حالا معلوم می شود چرا ما در خاورمیانه صلح نداریم . او رابطه میان حزب الله و حامیانش ، ایران و سوریه را یکی از عوامل اصلی بی ثباتی خاورمیانه دانست و بر عهده این دو کشور است که به بحران پایان ببخشند . دو روز دیرتر، برغم مراجعه چندین حکومت به بوش برای این که رهبری پایان بخشیدن به جنگ را برعهده بگیرد، کندولزا رایس، وزیر خارجه ، گفت : ﺁتش بس را زمانی باید برقرار کرد که " شرائط مساعد باشند " .
* اما مقامات اطلاعاتی پیشین و فعلی و دیپلماتها به من گفته اند که حکومت بوش، از نزدیک در تهیه نقشه حمله اسرائیل به لبنان شرکت داشته است . پرزیدنت بوش و معاون او ، دیگ چنی ، توجیه شده و با حمله موافقت کرده اند . حمله هوائی و موشکی سنگین اسرائیل به لبنان ، هم می باید خاطر اسرائیل را از لحاظ امنیت خود می ﺁسود و هم راه را برای حمله پیشگیرانه امریکا به ایران هموار می کرد .
شبتائی شویت ، مشاور امنیت ملی کنست و رئیس پیشین موساد از 1989 تا 1996 ، به من گفت : ما کاری را کردیم که فکر می کردیم بهترین کار برای ما است . و این کار توقعات امریکا را نیز بر می ﺁورد . اقتضای دوستی میان دو دوست همین است.
* به قول کارشناس امور خاورمیانه که از همکاری اسرائیل و امریکا در تهیه و اجرای نقشه حمله به لبنان ﺁگاه است ، پیش از ربوده شدن 2 سرباز در 12 ژوئیه ، اسرائیل نقشه حمله را تهیه و ﺁن را با مقامات حکومت بوش در میان گذاشت . واشنگتن می دانست که اسرائیل دیر یا زود، این نقشه را به اجرا خواهد گذاشت .
به قول این کارشناس، امریکا چندین دلیل را حمایت از حمله هوائی اسرائیل به لبنان داشت : ﺁن را کاری برای تقویت دولت لبنان از راه استقرار حاکمیت خود در جنوب لبنان می دانست . بیشتر از ﺁن، واشنگتن خواهان برچیده شدن پایگاههای موشکی حزب الله بود . زیرا اگر امریکا می خواست به تأسیسات اتمی ایران حمله نظامی کند، نیاز داشت که پایگاههای موشکی حزب الله از میان بروند .
* مقامات حکومت بوش انکار می کنند از نقشه اسرائیل ﺁگاه بوده اند . کاخ سفید به پرسشهای ما پاسخ نداد . این پرسشها پاسخهائی را مطالبه می کردند که جزئیات را روشن کنند . در پاسخ به درخواست جداگانه دیگری، یک سخنگوی شورای امنیت ملی گفت : " پیش از حمله حزب الله به اسرائیل ، حکومت اسرائیل بطور رسمی هیچ اطلاعی گویای قصد حمله به لبنان در اختیار واشنگتن نگذاشته بود . حتی بعد از 12 ژوئیه نیز ما نمی دانستیم نقشه اسرائیل چیست . یک سخنگوی وزارت دفاع نیز گفت : حکومت امریکا بر این نظر است که مسئله برنامه اتمی محرمانه ایران از راه دیپلماسی قابل حل است . او نیز مثل سخنگوی وزارت خارجه ، تصویب نقشه حمله به لبنان را تکذیب کرد .
* طی دهه ها، امریکا و اسرائیل همکاری نظامی و اطلاعاتی دارند . یک مقام ارشد اطلاعاتی پیشین، گفت : در اوائل بهار امسال، زیر فشار کاخ سفید ، عالی ترین طراحان وزارت دفاع مأمور شدند نقشه حمله هوائی به تأسیسات اتمی ایران را نهیه کنند . ﺁنها شروع به مشورت با طراحان نیروی هوائی اسرائیل کردند .
سئوال بزرگ برای نیروی هوائی چگونه بتوان با موفقیت، چندین هدف دارای استحکامات را ، در ایران ، بطور متوالی ، ویران کرد ؟ نزدیک ترین متحد امریکا در تهیه نقشه کدام کشور بود؟ کنگو نبود، اسرائیل بود . هر کس می داند که مهندسان ایرانی مشاور حزب الله در ساختن تونل ها و استحکامات زیر زمینی بوده اند . پس افسران امریکائی به افسران اسرائیلی گفتند : بگذار در بمبارانها همکاری کنیم . شما با ما در بمباران تأسیسات اتمی ایران و ما با شما در بمباران استحکامات حزب الله در لبنان . این همکاری در تهیه نقاشه ها به اطلاع رئیس ستاد ارتش و رامسفلد ، وزیر دفاع نیز رسید .
اسرائیلیها به ما گفتند جنگ ارزانی با منافع بسیار خواهد شد . یک مشاور حکومت بوش که با اسرائیل روابط نزدیک با اسرائیل دارد به ما گفت : چرا باید با این نقشه مخالفت کرد؟ ما با بمب و موشک تونلها و استحکامات بتونی حزب الله را از میان می بریم و حمله به ایران را ﺁسان می کنیم .
مشاور وزارت دفاع به ما گفت : کاخ سفید مدتی در این تشویش بود که به کدام دلیل می توان به حزب الله حمله پیشگیرانه کرد ؟ قصد ما براین بود که حزب الله را ناچیز کنیم و حالا یکی دیگر می خواهد این کار را انجام دهد . * ریچارد ﺁرمیتاژ ، معاون پیشین وزارت خارجه بر اینست که حمله اسرائیل به لبنان که با مشکلها و انتقادها روبرو شد، می تواند هشداری به کاخ سفید باشد : اگر قدرت نظامی اسرائیل نمی تواند کشوری مثل لبنان ، با 4 میلیون جمعیت را به مهار خود در ﺁورد، امریکا می باید ، در باره عمل نظامی بر ضد ایران، با 70 میلیون جمعیت، نیک بیاندیشد . تنها کاری که بمبارانهای اسرائیل انجام داد، متحد کرد مردم لبنان بر ضد اسرائیل بود .
* چندین مقام پیشین و کنونی که دست اندر کار امور خاورمیانه هستند به من گفتند: اسرائیل ربوده شدن دو سرباز را فرصتی تلقی کرد برای اجرای نقشه حمله به لبنان .
* مشاور حکومت بوش به من گفت: اوائل تابستان، پیش از ﺁنکه حزب الله دو سرباز را برباید ، چند افسر اسرائیلی، بطور جداگانه ، به واشنگتن ﺁمدند . ﺁنها ﺁمده بودند تا چراغ سبز برای اجرای نقشه بمباران لبنان بگیرند . و می خواستند بدانند واشنگتن تا کجا تاب تحمل حمایت از این عملیات را می ﺁورد . اسرائیل کار را با قانع کردن دیگ چنی، معاون رئیس جمهوری شروع کرد . می خواستند مطمئن شوند حمایت او و دفتر او و اداره خاورمیانه شورای امنیت ملی را دارند. زیرا با داشتن این حمایتها، حمایت بوش تحصیل حاصل بود . رایس نیز موافق بود .
* هدف از بمبارانهای راه ها و پل ها و کارخانه ها و فرودگاهها و... لبنان این بود که مسیحیان و سنی های لبنان بر ضد حزب الله برﺁشوبند . و در همان حال، جنگ هوائی ﺁئینه بگردد برای دیدن تصویر جنگ هوائی با ایران . پیش از ﺁن، نقشه حمله هوائی به تأسیسات اتمی ایران ، همراه با حمله وسیع با نقاط غیر نظامی و زیر بناها ، از سوی رهبران ارتش امریکا رد شده بود .
* طراح اصلی جنگ لبنان ، رئیس ستاد ارتش لبنان ، ژنرال دان هالوتز است . او که در نیروی هوائی اسرائیل خدمت کرده است ، در گروه امریکائی - اسرائیلی که نقشه حمله هوائی به ایران را تهیه می کرد، شرکت داشت . اولمرت که شهردار سابق بیت المقدس بود و شیمون پرز که رهبر سابق حزب کارگر بود، از امور نظامی سر در نمی ﺁورند .
الگوی ژنرال هالوتز جنگ کسووو بود . در ﺁن جنگ، نیروهای هوائی متحدان، تحت فرماندهی امریکا، تأسیسات زیر بنائی را بمدت یک هفته بمباران کردند تا قوای صرب حاضر به ترک کسووو شد . اسرائیل به رایس گفت : شما یک هفته لازم داشتید برای این که صربها تسلیم شوند و ما 35 روز وقت می خواهیم .
ژنرال کلارک فرمانده عملیات ﺁن روز کسووو، تقلید اسرائیل را از ﺁن عملیات نادرست می داند و می گوید : لبنان کوسوو نیست . حمله هوائی را ما در افغانستان تجربه کردیم نتیجه داد ، در عراق تکرار کردیم ، نتیجه نداد .
* یک مقام اطلاعاتی سابق می گوید : امریکا می پنداشت اسرائیل برق ﺁسا کار را تمام می کند . ما به اسرائیل گفتیم : ببین ! اگر قوای شما می خواهند وارد جنگ شوند، ما پشتیبان ﺁنهائیم . اما باید کار را سریع تمام کنید . اگر طولانی شود ، ما زمان کمی برای ارزیابی نقشه حمله به ایران ، پیش از ﺁنکه ریاست جمهوری بوش تمام شود، خواهیم داشت .
* هدف دراز مدت امریکا کمک به ایجاد یک اتحادیه از کشورهای سنی - مرکب از کشورهائی چون عربستان سعودی و اردن و مصر - بر ضد ایران است . این اتحاد می باید به امریکا و اروپا بپیوندند . اما بنای نقشه براین بود که اسرائیل حزب الله را شکست بدهد .
اما حسابها غلط از ﺁب درﺁمدند و پرنس سعود الفیصل، نخست وزیر عربستان به واشنگتن ﺁمد و در دیدار با بوش، از او خواست بلادرنگ وارد عمل شود و جنگ را متوقف کند . حال ﺁنکه کاخ سفید امید داشت کشورهای عرب به ایران و سوریه فشار بیاورند از حزب الله حمایت نکنند . حساب غلط از ﺁب درﺁمد .
* کارشناس امور خاورمیانه به من گفت : مقاومت حزب الله و توانائی مداومش در حمله موشکی به اسرائیل.
، تو دهنی محکمی به دهان کسانی در کاخ سفید شد که جانبدار بکار بردن قوای نظامی بر ضد ایران بودند . و نیز تودهنی به کسانی بود که می گفتند : بمباران ایران سبب شورش مردم بر ضد رژیم می شود
* در اسرائیل اختلافات برانگیخته شده اند : داوید سیگل ، سخنگوی حکومت اسرائیل گفت : رهبری اسرائیل بر این نظر بود که جنگ هوائی موفق است . نیروی هوائی ما بیشتر از 70 درصد موشکهای میان برد و دراز برد حزب الله را از میان برده است .
اما یک مقام اطلاعاتی اروپا به من گفت : اسرائیل قربانی روحیه خود برتر بینی خود شد. در سالهای اول، گمان می برد به زور به هدفهای خود می رسد . غافل از این که امروز ، روحیه مسلمانها تغییر کرده است و شهادت طلبی ﺁنها همه چیز را تغییر داده است . برای هر مسئله ، راه حل جداگانه ای وجود دارد .
* یک طراح نظامی دارای مقام ارشد به من گفت : من در منطقه ﺁسیب پذیر هستم . ما در باره اثرات حمله به ایران یا حزب الله بر رژیم سعودی و زیربناهای نفت ، گفتگو کرده ایم . در پنتاگون نسبت به اثرات حمله ، نگرانی خاص وجود دارد . این نگرانی شامل نگرانی بخاطر کشورهای نفت خیز شمال تنگه هرمز نیز می شود . ﺁیا ما باید نفت بشکه 100 دلار را پیش بینی کنیم ؟ خنده ﺁور است اگر تصور کنیم با حمله هوائی، ﺁنهم با وجود دشمنی متحرک و با توانائی بالا، می توان به هدفهای خود رسید و مسائل را حل کرد. تا وقتی نیروی زمینی را بکار نیاندازی موفقیت بدست نمی ﺁوری . اما مسئولان سیاسی هیچگاه بدترین فرضیه را طرف توجه قرار نمی دهند . ﺁنها تنها می خواهند بهترین فرضیه با موفقیت کامل به عمل درﺁید .
* در ﺁخر مقاله، هرش از قول مقامهای پیشین و کنونی دستگاههای اطلاعاتی، اطلاع می دهد که رامسفلد ، وزیر دفاع ، بدان خاطر که مخالف بوده، دخالت داده نشده است . او بر این نظر بوده که حمله اسرائیل به حزب الله به شکست می انجامد . نگران ﺁن بوده است که قوای امریکا در عراق را در خطر حمله شیعه عراق قرار دهد .
* به رایس نیز چندان دخالت داده نشده است . سفرای اروپائی در امریکا بر این نظر هستند که اینک این ﺁدامس است که سیاست گذار بوش و حکومت او در ایران و بحران کنونی ناشی از حمله اسرائیل به لبنان است .
* در پایان مقاله، هرش خاطر نشان می کند که بحران ، در پایان ماه اوت که مهلت شورای امنیت به ایران پایان می یابد، تازه شروع می شود .
• روبرت پاری ( 9 اوت 2006 ) نکات دیگری از قرار و مدار بوش و اولمرت را بر امریکائیان ﺁشکار کرده است :
* سه روز بعد از ملاقات اولمرت و بوش ، خودرو حامل بمب دو مقام جهاد اسلامی در شهر سیدون لبنان را کشت . بلادرنگ، مقامات لبنان، از جمله فئواد سینیورا ، نخست وزیر لبنان ، قتل دو برادر، نیدال و محمود مجذوب را کار اسرائیل دانستند . شخصی بنام رافه دستگیر شد و اعتراف کرد عامل موساد است .
اینک که جنگ روی داده است ، می دانیم که قتل دو برادر، جزئی از برنامه بوده است : در اجتماع بوش و الومرت بر سر حمله به لبنان توافق شده و این ترور و پیش از ﺁن، ربودن دو عضو حماس، اسامه مصطفی ابو معمر در نوار غزه در 23 ژوئن، به قصد ایجاد واکنش و دست ﺁویز کردن واکنش برای حمله به نوار غزه و لبنان بوده است .
* بنا بر منابع اسرائیلی ، در 23 مه، بوش و اولمرت موافقت کرده اند که سال 2006 ، سال از متوقف کردن برنامه اتمی ایران بگردد و مسئله فلسطین بماند برای سال 2007.
برانگیختن جنگ وسیع تری در خاورمیانه امید محافظه کاران جدید را به ایجاد " خاورمیانه جدید " زنده کرد . مقصود از ﺁن، منطبق کردن نظامهای سیاسی کشورهای منطقه با منافع امریکا و اسرائیل است.
بدین قرار ، ربودن دو سرباز اسرائیل توسط حزب الله ، همان برانگیختن واکنش برای دست زدن به جنگ بیش نبوده است . استناد به حمله حزب الله و ربودن دو سرباز ، برای فریب دادن مردم امریکا و مقامات سیاسی بسیاری از کشورهای جهان است .
* منابع اسرائیلی خاطر نشان می کنند که دردیدار 23 مه، بوش به المرت، برای اقدام به جنگ، چراغ سبز داد . منابع می گویند : بوش حتی اسرائیل را تشویق کرد که با حمله به سوریه ، دامنه جنگ را وسیع بگرداند . اسرائیل نپذیرفت زیرا توجیهی برای این جنگ در دست نداشت . یک منبع اسرائیلی می گوید: برخی از مقامات اسرائیل علاقه بوش به حمله به سوریه موجه نیست زیرا بیشتر دنیا ﺁن را یک تجاوز ﺁشکار تلقی می کند . با وجود این به بوش گفته شد : هرگاه سوریه یا ایران واکنش - برای مثال به کمک حزب الله ﺁمدن - نشان دهند، به سوریه حمله خواهیم کرد .
* بسیاری از ناظران امریکائی بر این باور بودند که فاجعه عراق ، بوش را از دست زدن به جنگ دیگری باز می دارد . با وجود این ، به نخست وزیری رسیدن اولمرت در اسرائیل ، بوش این فکر که، پیشاروی مخالفان اسلام گرای امریکا ، تنها روش بکار بردنی ، جنگ است، باز گشت .
بعد از دیدار با بوش در 23 مه، اولمرت، خطاب به ایران ، بخاطر ساختن سلاح اتمی ، گفت : " لحظه حقیقت است " است . در 24 مه، او در نطق خویش خطاب به نمایندگان دو مجلس امریکا ، گفت : امکان تولید سلاح اتمی توسط ایران را " تهدید متوجه موجودیت اسرائیل است " .
دو روز بعد ، خود رو حامل بمب برادران مجذوب را در سیدون کشت و دور کنش و واکنش شروع شد . در 23 ژوئن ، کماندوهای اسرائیل وارد غزه شدند و اسامه و مصطفی ابو معمر را، دو فرزند عضو فعال حماس، علی معمر را ربودند ، واکنش به این ﺁدم ربائی ، دست ﺁویز اسرائیل برای دست زدن به جنگ بر ضد مردم فلسطین شد ...
• گارت پرتر ( ﺁنتی وار 9 اوت ) می نویسد : ﺁیا اسرائیل با جنگ لبنان جاده را برای جنگ امریکا با ایران هموار نمی کند ؟ و توضیح می دهد : اسرائیل مدعی است حمله اش به لبنان ، اقدامی دفاعی در برابر ربوده شدن دو سرباز اسرائیلی است . اما دلایل مسلم بر وجود هدف مهمی گواهی می کنند که عبارت باشد از شکستن بازوی ایران به قصد حمله به تأسیسات اتمی ایران :
با از میان بردن تجهیزات حزب الله ، اسرائیل امیدوار بوده است مهمترین دلیل حکومت پرزیدنت بوش برای حمله نکردن به ایران را از میان بردارد . اسرائیل زیانهای مالی و جانی ناشی از پرتاب موشکها به شهرهای خود پذیرفته است برای ﺁنکه موانع حمله به تأسیسات اتمی ایران را از میان بردارد .
ادوارد لوت واک ، کارشناس سیاست دفاع ملی اسرائیل ، می گوید : اسرائیل از ﺁن رو به لبنان حمله کرد که طرز فکر حکومت بوش را در باره تغییر حمله به ایران تغییر دهد . در حقیقت، فکر حکومت بوش حمله به تأسیسات اتمی ایران را رها کرده بود از بیم ﺁنکه حمله موشکی حزب الله به شمال لبنان موجب قتل هزاران تن شود . اما مقامات اسرائیل دست به حمله به حزب الله زدند تا با از میان بردن تجهیزات جنگی حزب الله ، مانع گزینش حمله نظامی به ایران را از میان بردارد . اسرائیل گمان می برد با تحمل خسارت ناچیزی ، می تواند حزب الله را بی توان کند . این مقامات می دانستند حمله موشکی سازمان یافته حزب الله به شهرهای اسرائیل ، زیانهای جانی و مالی بمراتب بیشتری ببار می ﺁورد تا حمله موشکی زیر حمله اسرائیل از هوا و زمین و دریا .
جرالد اشتنبرگ ، متخصص اسرائیل در امور امنیتی ، میان حمله به حزب الله به قصد از میان بردن تجهیزات جنگی حزب الله و حمله امریکا به ایران ربطی برقرار نمی کند اما می گوید " امید و انتظاری " وجود دارد که بعد از انتخابات دو مجلس امریکا، بوش کاری را که باید کرد، خواهد کرد . اسرائیل در پی ﺁنست که امریکا، گزینش حمله نظامی به ایران را تنها گزینش خود کند. وگرنه، اسرائیل خود کاری که باید کرد را برگزیند .
متخصصان ایران و حزب الله براین نظر هستند که هدف از موشکهائی که ایران در اختیار حزب الله گذاشته است ، جلوگیری از حمله اسرائیل به ایران است . افریم کام ، متخصص ایران در مرکز جافی برای مطالعات استراتژیک در اسرائیل، در دسامبر 2004 ، نوشت تهدیدی که حزب الله برای شمال اسرائیل شده است ، از دید ایران ، مانع حمله امریکا به ایران می شود .
اما ها ﺁرتص، در 2004، گزارش اداره اطلاعات ارتش اسرائیل را انتشار داد که بنا بر ﺁن، شمار موشکها و راکتهای در اختیار حزب الله 12000 است . ﺁن زمان ، ایران پی برده بود که امریکا بطور جدی ، در فکر حمله به تأسیسات اتمی ایران است . زیرا می داند که ایران مصمم است غنی سازی اورانیوم را انجام دهد . از این رو، امریکا و اسرائیل به حمله حزب الله به تهدید کرد .
نیویورک تایمز ( 25 ژوئیه ) برای نخستین بار، نگرانی ایران را از بابت قصد اسرائیل به از میان بردن نیروی موشکی حزب الله در جنوب لبنان، منعکس کرد . مایکل اسلکمن ، نویسنده گزارش، از قول یک مقام رسمی ایران که " با بالاترین مقامهای دولت ارتباط دارد " ، نوشت : " ﺁنها می خواهند یکی از بازوهای ایران را قطع کنند " . محسن رضائی، فرمانده سابق سپاه نیز گفت : امریکا و اسرائیل می دانند تا وقتی حماس و حزب الله هستند، بهای حمله به ایران سنگین است .
اسرائیل جنگ با حزب الله لبنان را، ماه ها پیش از حمله ، تدارک دیده بود . همانطور که ماتیو کالمن در 21 ژوئیه ، از تل اویو ، گزارش کرده است ( سانفرانسیسکو کرونیکل 21 ژوئیه ) گزارش کرده است ، " از بیشتر از یک سال پیش، یک مقام ارشد ارتش اسرائیل ، برای دیپلماتهای امریکائی و دیگر دیپلماتها ، روزنامه نگاران و مغزهائی که به مقامهای دولتی فکر می دهند ، نقشه حمله را با جزئیاتش شرح داد .
در دیدار 25 مه، اهود اولمرت با بوش، پیشنهاد عمده او این بود که بوش با استعمال قوه، برنامه غنی سازی اورانیوم ایران را متوقف کند .
چهار روز پیش از دیدار با بوش، اولمرت به CNN گفت : ایران از لحاظ فنی بسیار نزدیک به تولید سلاح اتمی است . او در پاسخ به پرسشی در باره دیپلماسی امریکا و اروپا در این باره، گفت : من ترجیح می دهم تصمیم های لازم برای متوقف کردن برنامه اتمی ایران گرفته شود . بی تفاوتی من بسی پر خطر است .
او در دیدارش با بوش کوشید او را ، به استناد گزارش سازمان اطلاعاتی اسرائیل متقاعد کند که ایران تا یک سال دیگر قادر به تولید بمب اتمی می شود و کوششهای دیپلماتیک بسا زمانی طولانی تر را صرف خود می کنند و کار از کار می گذرد .
بنظر می رسد که اولمرت نقشه جنگی حمله به حزب الله بقصد از میان بردن توان موشکیش و صاف شدن جاده برای حمله به تأسیسات اتمی ایران ، با بوش در میان گذاشته و او موافقت کرده است . بدین خاطر بود که اولمرت در گفتگو با روزنامه نگاران اسرائیل ، گفت : " من بسیار، بسیار ، بسیار راضی هستم ".
این امر که بوش از هر اقدامی که اسرائیل در عملیات جنگیش محدود کند ، جلو گیری کرد و تشویق اسرائیل به استفاده از هر دست ﺁویزی ، برای حمله ، نشان می دهند که او، از پیش ، با حمله موافقت کرده است .
• نیویورک تایمز ( 8 اوت ) ، قول بوش را نقل و ﺁن را گویای کوشش حکومت بوش برای جلب سوریه و منزوی کردن ایران دانسته است :
در 7 اوت، جورج بوش به همراه کاندوليزا رايس وزير امور خارجه کابينه‌اش طى جلسه پرسش و پاسخ با خبرنگاران در ايالت تکزاس، به حمايت فعال ايران و سوريه از حزب الله لبنان اشاره کرد و در پاسخ يک خبرنگار گفت تلاش براى حل بحران از مجراى مذاکره با سوريه نيز محتمل است و دولت سوريه از مقاصد و نگرانى‌هاى آمريکا مطلع شده است.
روزنامه بر اینست که بسیارند مقاماتی که با جلب سوریه موافقند و به بوش و حکومت او توصیه می کنند که با این کار، ایران را منزوی کند .