انقلاب اسلامی : اطلاعات و گزارشهای مربوط به بیماری خامنه ای و زمینه سازی برکناری احمدی نژاد را در سه قسمت گرد می ﺁوریم . در قسمت اول ، اطلاع ها و گزارشهای در باره بیماری خامنه ای و زمینه سازی برای برکناری احمدی نژاد و در قسمت دوم کارنامه « وزیران » احمدی نژاد و در قسمت سوم خبرها و نظرهای حاکی از انزوای روز افزون احمدی نژاد، در سطح جامعه، نزد روحانیان و در رژیم :
خامنه ای بیمار است و برای برکنار کردن احمدی نژاد زمینه سازی می شود ؟ :
* گزارش استراتفور( 5 ژانویه 2007) با کسب اطلاع از حزب الله لبنان در باره بیماری خامنه ای و برکناری احمدی نژاد :
●" شایعه هایی در این باره پخش شده اند که ، خامنه ای، رهبر 67 ساله جمهوری اسلامی ایران، بیمار است . سازمانهای اطلاعاتی غرب و مخالفان رژیم نیز می گویند خامنه ای بیمار است . در این شایعه ، حقیقتی نیز نهفته است : منابع موجود در حزب الله لبنان می گویند بیماری خامنه ای حقیقت دارد اما مرگ او نزدیک نیست . اما امکان ﺁن هست که ظرف یک سال، از تصدی امور ناتوان شود . برخی سایتها و اشخاص مرگ او را نیز اعلان کردند .
انقلاب اسلامی : زورپرستانی وابسته ای وجود دارند که کارشان تبدیل اطلاع به ضد اطلاع ، یعنی راست به دروغ است . انقلاب اسلامی در چند نوبت خبر بیماری خامنه ای را انتشار داد . زورپرستان – که دمشان به دم مایکل لودین گره خورده است - ﺁن اطلاع را با ساختن دروغهائی از این نوع که او سکته مغزی کرده و به بیمارستان برده شده و دو اکیپ – که یکی از اروپا برده شده است – مشغول مداوای او هستند و خامنه ای مرد ( ساخت لودین ) ، راست را دروغ کردند.
امکان ﺁنکه خامنه ای نتواند مقام خویش را تصدی کند ﺁینده رژیم ایران را سخت بغرنج می کند . بخصوص که کشور در یکی از سخت ترین گذرگاههای خود قرار دارد . سالها استراتژی ها طرح کردن و به اجرا گذاشتن برای قدرت منطقه ای شدن، ایران را در موقعیت خاصی قرار داده است . نه تنها بکار ساختن سلاح اتمی است بلکه حکومت عراق را نیز تحت مهار خویش در ﺁورده است . به یمن درﺁمدنفت و با استفاده از نفوذ خود در عراق، در کار ﺁنست که نفوذ شیعه را در منطقه افزون کند .
از ﺁن سو، امریکا در کار ﺁنست که به چه ترتیب در عراق نوعی ثبات برقرار کند . برای این کار می خواهد قوای جدید به عراق بفرستد و احتمال نمی رود این کار نتیجه ای ببار ﺁورد . محافل سیاسی و نظامی امریکا نیز با این کار مخالفند .
● و باز از منابع بیروت کسب اطلاع می شود که موقعیت احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران ، متزلزل است . روزهای ریاست جمهوری او شمرده اند . بسا ریاست جمهوری او تا یک سال دیگر، نپاید . بعد از شکست او و تمایل رادیکال افراطی حامی او در انتخابات دسامبر 2006 ( 24 ﺁذر 85 ) شوراها و مجلس خبرگان و طی 18 ماه، نشان دادن چهره ای رادیکال و ستیزه جو از رژیم ایران به دنیا، ادامه ریاست جمهوری او را برای رژیم زیان ﺁور گردانده است.
● مقصود از انتخاب هاشمی رفسنجانی در انتخابات مجلس خبرگان ، بعنوان نماینده اول، اینست که هرگاه در سال 2007 ، خامنه ای از میان رفت و احمدی نژاد برکنار شد، او بتواند رژیم را اداره کند . حدس زده می شود او به ریاست مجلس خبرگان انتخاب شود . او دشمن اصلی احمدی نژاد از زمان انتخابات ریاست جمهوری در 2005 بدین سو است .
در این مرحله از ارزیابی، معلوم نیست کدامیک از احمدی نژاد یا خامنه ای زودتر صحنه را ترک خواهند کرد . سرنوشت ریاست جمهوری احمدی نژاد بستگی به سلامت خامنه ای دارد. برکنار کردن او بشکل مجبور کردنش به استعفاء و یا مرگ بر اثر تصادف و اگر نه، بشکل عزل می باید انجام بگیرد . عزل او نیازمند این است که توسط رهبر رژیم باید انجام بگیرد . بهر تقدیر، پیش از ماه ژوئن ( خرداد ) این کار انجام نخواهد شد . هرگاه خامنه ای تا تابستان 2007 زنده بماند، ممکن است هاشمی رفسنجانی جانشین احمدی نژاد بگردد . بدین سان، ﺁن لطیفه که از قول هاشمی رفسنجانی ساخته شده است و بنا بر ﺁن، بزرگ راه در دست ساختمان را باید شهید احمدی نژاد نامید، واقعیت پیدا می کند .
بازگشت هاشمی رفسنجانی به ریاست جمهوری با استقبال حکومت امریکا روبرو می شود . این حکومت در گذشته، با او گفتگوهای جدی انجام داده بود . در صورتی که خامنه ای از میان برخیزد، هاشمی رفسنجانی کسی است که می تواند ایران را از بحرانها بدر برد، بحران اتمی را حل و موقعیت ایران را در منطقه، تثبیت کند ."
انقلاب اسلامی : قسمتی از گزارش – تحلیل استراتفور، در ﺁنچه به ریاست جمهوری بازگشتن هاشمی رفسنجانی مربوط می شود، بر اساس قولهائی است که هاشمی رفسنجانی، پیش از انتخابات ریاست جمهوری به امریکائیها داده بود .
* گزارش از ایران در باره زمینه سازی برای برکناری احمدی نژاد :
● در ایران چه حکومتی بر سر کار است ؟ سال 85 در حال پایان است و چه اتفاقات عجیب و عظیمی در این دوسال حاکمیت ولایت فقیه و دولت و حکومت یک دست که پیش نیامد !چه شده که حاکمیت برای حفظ خود تصمیم به نابودی حکومت "مهر پرور" و "عدالت محور "احمدی نژاد گرفته است . شواهد و برخوردها در انتخابات اخیر و حاکی از کاهش حمایت خامنه ای از این حکومت است . ﺁیا حاکمیت برای حفظ خود احمدی نانژاد را قربانی میکند؟ ﺁنچه از شواهد بر میاید این است که حاکمیت برغم برنامه گذاری که کرده بود، در این انتخابات، با واقعیتی روبرو شد که اگر بخواهد خود را با حداقل داشته ها حفظ کند مجبور است شر احمدی نژاد و مصباح و امثال ﺁنها در واواک و سپاه را کم کند . ﺁخرین انتخابات و رویدادهای لبنان و عراق و سومالی و افغانستان و فلسطین و رویدادهای داخلی خواه سیاسی و چه اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی ، همه گویای شکست طرز فکر یک دست حاکمیت و همراهی حکومت و رهبری بود .
چه بیش ﺁمده که ولی مطلقه تصمیم گرفته است با کسانی که مدعیند یاران امام زمان هستند و ﺁمده اند زمینه ظهور امام زمان را فراهم کنند، به این گونه برخورد می کند؟ ﺁیا « رهبر فرزانه » متوجه شده است که اگر امام زمان بیاید از اولین کسانی که قرار است گردنهاشان را با شمشیر عدالت بزند، گردن اوست ؟ ﺁیا او متوجه شده است خوابی که امثال یاران مصباح یزدی و مشکینی در مورد امام زمان و احمدی نژاد دیده اند « نظام » را به خطر انداخته است ؟ ﺁیا او متوجه شده است که عملکرد حکومت احمدی نژاد دارد تاج و تخت او را برباد می دهد؟ ﺁیا « رهبر فرزانه » بعد از ﺁن متوجه شده است که همه فهمیدند و گفتند: احمدی نژاد دارد نظام را به وادی نابودی می برد و باید کار او را ساخت و حالا می خواهد از قدرت رهبری خود برای حذف او استفاده کند ؟ در ایران چه خبر است که تنها باقی مانده از گروههای « ارزشی »که در جنگ و قتل و جنایت و ترور و سانسور و سرکوب و ... از هیچ عملی فروگذار نکرده است،کارش به جایی رسیده است که باید توسط حامی و سازنده خود یعنی « رهبر» حذف شود ؟ وقتی احمدی نژاد می گوید : مردم دنیا از ما تقاضای کمک کرده اند و می گویند می خواهند حکومتی مانند ایران داشته باشند ووقتی رییس قوه قضاییه می گوید: کشورهای دیگر دنیا گفته اند می خواهند قوه قضاییه و قوانینی مانند ایران داشته باشند و وقتی رحیم صفوی می گوید دنیا می خواهد بسیجی مانند ما داشته باشد و وقتی وزیر کشور می گوید: کشورهای دیگر گفته اند می خواهند انتخاباتی مانند ما داشته باشند ،پس حاکمان ایران در توهمی شدید فرو مانده اند . چنان درب ها را بروی عقل خود بسته اند که نمی دانند مردم ایران از ﺁنها اعلام بیزاری کرده اند و می کنند . از مردم دنیا نیز، هرجامعه ای به ماهیت ﺁنها پی برده بیراز شده است . بسا در توهم نیز نیستند و می دانند که کشورهای بسیاری را از گرفتار شدن به سرنوشت ایران می ترسانند و بدین ترس، مردم این کشورها را از حرکت باز می دارند . اما گمان می برند با گفتن دروغ بزرگ و تکرار ﺁن ، ایرانیان باورشان می شود که بهترین ها را دارد و نباید حرکتی در مخالفت با رژیم کند و یا صدائی به اعتراض علیه رژیم بلند کنند .
گروههای حاکم بر ایران و به خصوص رهبران کودتا و اطاقهای فکر استبداد همه به خوبی متوجه شده اند که اگر قرار باشد احمدی نژاد و حکومت جاهل و ریاکار او به کار ادامه دهد، عنقریب همه چیز را به نابودی می کشاند. زیرا ترکیب حکومت احمدی نژاد ترکیبی ویرانگر و خود ویرانساز است. به خامنه ای بسیاری گفته اند : ادامه حیات این حکومت، با این ترکیب ، کار را به جایی می رساند که دیگر، برای نگاهداری نظام، از دست کسی کاری بر نیاید .
تلاش اخیر گروه اقلیت مجلس مافیاها گویای ﺁنست که اوضاع خیلی خراب تر از ﺁنست که خود را نشان می دهد. اعتراض حدود 40 نماینده مجلس به حذف سازمان مدیریت ، به سفرهای بیهوده استانی که هزینه های بسیار به بار ﺁورده است ، به شکست در سیاست خارجی و صدور قطعنامه بر ضد ایران ، به محدودیت بسیار شدید و سانسور مطبوعات به بی محلی کردن احمدی نژاد به مجلس و ... بسیاری از « نمایندگان» دیگر هم همین نظر را دارند . اما از ﺁنجا که حکومت احمدی نژاد با مخالفان حتی در مجلس هم برخوردی سخت و محدود ساز می کند، هنوز برخی از نمایندگان جرأت نکرده اند به دست پروده خود اعتراض کنند. اما حرکت رو به جلوی مخالفت ها و گرانی ها و نابود کردن امکانات، کم کم به ﺁنها جرات مخالفت و پیوستن به دیگران را می دهد .
ﺁیا رهبری قادر به حذف این گروه «ارزشی » هست یا این گروه « ارزشی » سر رهبر را به سنگ می زند؟ عملکرد احمدی نژاد در مدت 15 ماهی که بر سر کار ﺁمده کم و کیفی را دارد که، در ایران، همه متوجه شده اند یک بی کفایت بی مایه وسیله کار مافیاها ، رئیس جمهوری ﺁنها است . کارنامه وزیران معتبرترین سند بر بی کفایتی این حکومت است: