مژده آن بندگان مرا كه به سخن‏ها گوش فرا ميدهند و از بهترين آنها پيرروى ميكنند قرآن سوره زمر قسمتى از آيه هاى ١٨, ١۷

«شماره ۶۶۵ از ۳۰ بهمن تا ۱۲ اسفند»

برای تماس با ما

جواب به سوالها

آرشيو روزنامه

صفحه اصلی

سايت آقای ابوالحسن بنی صدر

وبلاگ آقای ابوالحسن بنی صدر

راديو آزدگان

PDF روزنامه بصورت

نامه ها

موضوع هر نامه، مسئله ايست و يا مسئله هائى هستند كه زورپرستها مى‏ساختند. به هنگام نگارش هر نامه، اين فكر نمى‏توانست مبنى باشد كه نامه‏ها تاريخى مى‏شوند از نوعى بسا بى سابقه و مانند. چرا كه مسئله‏هاى بعدى كه زور پرستان مى‏ساختند بر خود آنها نيز دانسته نبودند. مى‏نويسم و، به تأكيد، مسئله‏ها كه زور پرستان مى‏ساختند زيرا جز زور پرست مسئله نمى‏سازد. در حقيقت، راه رشد از راه زورمدارى ويرانگر جدا است. در راه رشد، مسئله ساخته نمى‏شود بلكه مسئله‏ها كه زورمداران ساخته‏اند حل مى‏شوند

...
بخدا اينهمه خشونت درخور يک حکومت فاشيستی نيست چو رسد به يک حکومت اسلامی. ديروز که از سفر باز گشتم 30 محکوم با اعدام يا اعدام شده اند و يا منتظر اعدام هستند. با اين ميزان خشونت جامعه همگرائی پيدا نمی کند و جو سنگين تر می شود. غالب محکومان بنا حق محکوم می شوند
...
ابوالحسن بنی صدر 1359-3-1
...
نامه آقای بنی صدر به هيأت روحانيت مبارزتهران 11 دی 1359
ما تا يکماه ديکر بيشتر مهمات نداريم و اگر بخواهيم حمله کنيم از اينهم کمتر. بنابر اين هر روز که حمله به عقب بيفتد ضربه پذيری موجوديت کشور بيشتر می شود....

نامه آقای بنی صدر به آقای خمينی ، 9 آبان 1359
...
آنبار که موافقت با تحويل گروگانها به دولت به مخالفت تبديل شد بعرض رساندم و در جلسه شورای انقلاب در حاليکه از شدت هيجان و غصه می گريستم گفتم: کاری را که از موضع قوت حل نم کنيم ناگزير روزی از موضع ضعف و تسليم حل خواهيم کرد. و بدبختانه آنروز رسيده است
...
در کجای دنيا جهاد سازندگی بوجود می آورند، سپاه بوجود می آورند، کميته بوجود می آورند، بعد می آيند می گويند شما بايد حکومت کنيد


گزارش - تحلیل از ایران

ترس و توهم و توجیه و رهنمود، همه، گویای روحیه ها و رفتارها پیشاروی خطر جنگ و محاصره اقتصادی:

روز به روز خطر فشار تحریم و یا حمله امریکا به ایران در حال تشدید است و در ایران دو دسته مردم و حاکمان در وضعیتی کاملا دوگانه قرار دارند .
دولت و حاکمان ایران کاملا در توهمی عجیب گرفتار ﺁمده اند . گویا عقل را از دست داده اند و با چشمانی بسته به سوی نابودی در حرکت هستند . هنوز ارتش امریکا کار خود را در عراق شروع نکرده بود که امیر قطر یک سفر به عراق نمود و با صدام حسین وارد مذاکره شد و به او گفت :
یا " رئیس " ! امریکا در حال نزدیک شدن به عراق است و تصمیم دارد که به این کشور حمله کند . صدام حسین در حالی که لبخندی تمسخر ﺁمیز به امیر قطر می زد، گفت : کدام امریکا ؟ امریکا قدرت حمله به عراق را ندارد .
امیر قطر به وی گفت : ما ﺁمده ایم با شما صحبت کنیم و شما را متقاعد کنیم که دیگر هیچ راهی برای ادامه حکومت شما باقی نمانده است . بگذارید ما واسطه بشویم و از امریکا بخواهیم اجازه بدهد شما همراه با خانواده از عراق خارج شوید.
صدام در حالی که در توهم قدرت بلامنازع خود غرق بود، بار دیگر نگاهی به امیر قطر کرد و گفت : راستی شما چرا پایگاه در اختیار امریکا قرار داده اید ﺁیا فکر نکرده اید بعد از نابودی امریکا، به مردم خود چه خواهید گفت ؟ و در حالی که با تمسخر به او و افکار او می نگریست، افزود :امریکا ﺁنقدر مشکل دارد که توان حمله به عراق و برانداختن دولت صدام حسین را ندارد .
در ﺁن ایام بود که صدام حسین در تلویزیون عراق ظاهر شد و در حالی که بسته ای کوچک در دست داشت ، الدرم و بلدرم گفت . پیش از ﺁنهم، در یک انتخابات قلابی ، از مردم عراق ، رأی صد در صدی گرفته بود . صدام حسین مانند احمدی نژاد و ذوالقدر خالی می بست که امریکا را به زودی نابود می کنیم . هم او می دانست و همین این دو نفر که این حرفهایی که می زنند برای ترساندن دیوانه ای مانند بوش کافی نیست و این کشورهای ﺁنان است که زیر تهاجم ددمنشانه امریکا نابود خواهد شد و سرنوشت همه مستبدان مرگ در ویرانه هائی است که بر جا می گذارند .
ﺁن زمان صدام حسین ، مستبد خود کامه، مانند سران حکومت ایران، چنان در توهمات و تخیلات خود غرق شده بود که باور نمی کرد امریکا به عراق حمله میکند .
سران مستبد رژیم ایران در انزوائی که خود را بدان گرفتار کرده اند، همانند که صدام بود : ﺁن زمان، تحلیلگران نادان ایرانی می گفتند امریکا در گیر جنگ با افغانستان است و درگیر مسئله اسراییل و مشکلات زیادی دارد و توان باز کردن جبهه ای دیگر در عراق را ندارد و مردم عراق شیعه هستند و ﺁماده شهادت و ارتش عراق با وجود سالها جنگ ﺁمادگی لازم را برای دفاع از کشور خود را دارد .
تحلیلگران نظامی نادانی مانند عباسی و رشید و تحلیلگران سیاسی نادانی مانند شریعتمداری و محسن رضایی و ... هر روز در تلویزیون ظاهر می شدند و از پیروزی های ارتش عراق و توان رزمی ارتش ﺁن کشور و قدرت موشکیش لاف می زدند و این طور نتیجه می گرفتند که امریکا ممکن است بتواند شهرهای کوچک عراق را بگیرد اما گرفتن شهرهای بزرگ عراق برای او با توجه به جنگهای خیابانی امکان پذیر نیست و اگر باشد سالها این جنگ به طول خواهد کشید .
در ﺁن روزها، همین مشاورانی که احمدی نژاد به ﺁنها می بالد، بر روی نقشه راههای حرکت امریکا به سوی بغداد را نشان می دادند و می گفتند ارتش عراق در این محل ها مستقر شده است و عن قریب است که وارد جنگ با ارتش امریکا شود و ضرباتی کاری به ﺁن وارد کند .
ﺁن زمان، همین حسن عباسی استراتژیست نادان سپاه پاسداران در مورد توان موشکی صدام حسین لافها میزد . از جمله می گفت : این موشکها می توانند ارتش امریکا را به زانو در ﺁورند . و تأکید می کرد: اگر صدام به اسراییل حمله کند ارتش امریکا مجبور به عقب نشینی خواهد شد .
ﺁنها می گفتند با وجودی که امریکا به تنهایی و بدون اجازه سازمان ملل وارد این جنگ شده است باید به زودی در مقابل فشارهای سیاسی تسلیم شود و دست از پیشروی بردارد و...
روزهای بعد، تلویزیون صدام را در میان مردم نشان داد. او هنوز باور نداشت ارتش امریکا وارد بغداد می شود و او باید به مخفی گاه پناه برد . در جلسه ای از وزیران و سران ارتش به او گفته بودند موفق به ساخت سلاحی شدیم که بکارش می بریم و از ارتشهای امریکا و انگلیس یکی را باقی نمی گذاریم . تا ورود امریکا ببغداد، او دائم می پرسید : ﺁن سلاح چه شد و چرا بکارش نمی برید !
وی می پنداشت که دروغهای صحاف در صداو سیمایش راست هستند و تبلیغات صدا و سیما حاکی از این که مردم در حال ثبت نام برای عملیات استشهادی هستند و به زودی هر عراقی با بستن بمبی به خود بخشی از ارتش امریکا را نابود می کند، راست است . به امید اسلحه مرموز بود و در عالم خیال، نیروهای عراق را می دید که به قوای امریکا و انگلستان حمله برده و از کشته پشته می سازند . اما هیچ خبری نشد و حکومت پوشالی صدام حسین که در جنایت را روش حکومت کردن، دست خامنه ای را از پشت بسته بود، مانند خانه عنکبوت ویران شد و کشوری ویران و عرق در خون مردم عراق برجا گذاشت و بالای چوبه دار رفت .
اگر ﺁن زمان، مردم عراق تلاش می کردند حکومت صدام را خود از کار برکنار کنند این همه ویرانی مرگ و دربدری را تحمل نمی کردند و وطنی ﺁزاد و ﺁباد داشتند .
ﺁمار ها نشان می دهد مردم عراق، در این مدت، حدود 700 هزار کشته داده اند و یک میلیون و نیم هم از وطن ﺁواره شده اند . کشته ها و معلولهای دو جنگ یکی با ایران و دیگری با امریکا و متحدانش در 1990 و 500 تا 800 هزار نفری که در دوران محاصره اقتصادی تلف شدند - اغلب کودک - ، تصوری دقیق تری از عراق امروز بدست می ﺁید . عراقی که در عمل تجزیه شده و گرفتار جنگ داخلی است و بقول سازمان ملل، روزانه 100 تن کشته می دند . حال ﺁن که اگر خود مردم تصمیم به تغییر حکومت می گرفتند و متحد بر می خاستند ، اگر هم کشته می دادند، بسا یک پنجاهم نیز نمی شد . کشورشان نیز ویرانه نمی گشت .
اگر مردم عراق تلاش می کردند با همان روش که مردم ایران خود را از دست شاه و رژیمش ﺁزاد کردند، رژیم صدام را سرنگون می کردند و با درس گرفتن از تجربه مردم ایران، سرنوشت خود را به دست کسانی چون خمینی و دست یاران او ( بهشتی و هاشمی رفسنجانی و خامنه ای و خلخالی و محمدی گیلانی و جنتی و... ) نمی دادند ، ﺁن وقت بود که الگو می شدند .
اما اینکه امریکا بخواهد به مردم کشوری دموکراسی هدیه کند دروغی بیش نیست . اکثر کشورها این واقعیت را خوب دریافته اند . پس امریکا می باید بداند که ﺁزادگان ایرانی نخواهند گذاشت ﺁلترناتیو از نوع ﺁلترتاتیوهای افغانی و عراقی بسازد و به بهانه استقرار مردم سالاری به ایران حمله کند . بدین خاطر است که حالا دیگر ، " مقابله با خطر ایران برای منطقه " را دست ﺁویز کرده است .
* گفتگو در جلسه شورای امنیت ملی بیانگرحال و روز سران مافیاهای حاکم بر دولت و وضعیتی که خود را در ﺁن می بینند :

چند روز پیش، در جلسه شورای امنیت ملی، بحث بر سر این بود که ﺁیا امریکا به ایران حمله می کند یا نه ؟
●عموم تحلیلگران حاضر می گفتند امریکا توان حمله به ایران را ندارد . ● عده ای گفته اند : ما در حال باز کردن جبهه های دیگر بر ضد امریکا هستیم تا ﺁنها را گرفتار درگیریهای دیگر نماییم و قدرت نظامی ﺁن کشور را تقسیم کنیم .
● برخی گفته اند: امریکا از ترس مردم ایران وارد کشور نمی شود و اگر هم حمله کند شاید بتواند برخی از پایگاههای ایران را بزند و به ﺁنها اسیب وارد نماید . در ان صورت، ما با ﺁتش سنگین می توانیم کمر امریکا را در منطقه که اسراییل است را بشکنیم و کاری کنیم که امریکا مجبور به عقب نشینی شود .
● یکی گفته است : قدرت عملیات استشهادی ما در تمام دنیا می تواند کار ساز باشد و موجب وحشت امریکا خواهد شد . ● یکی دو نفری گفته اند: ایران با توجه به توان بالای موشکی و تبعیت مردم از رهبری و اسلام می تواند در برابر امریکا مقاومت کند و ﺁن را از پای در ﺁورد .
● برخی دیگر که در تفکر مانند ذوالقدر و شریعتمداری و شیخ الاسلام هستند، گفته اند : به ﺁسانی می توانیم امریکا را شکست دهیم و علاوه بر ﺁن می توانیم کاری کنیم که کشورهای عربی منطقه از ما یاد بگیرند که چگونه باید به حساب امریکا رسید .
● یکی دو نفر هم از حضور امام زمان صحبت کرده و گفته اند: شرایط ﺁماده است و اگر این کار را بکنیم می توانیم شرایط ظهور امام را فراهم ﺁوریم . این کار برای ما کافی است . حتی اگر بتوانیم به اسراییل ﺁسیب برسانیم که می توانیم، در برابر امام زمان، سربلند می شویم و همین برای ما کافی است
در میان ﺁنها کسی نبوده است بگوید : اینهمه شعار دادن ها و خالی بندی ها بر روی کاغذ جز فرصت را از دست دادن و با سرﺁمدن مهلت شورای امنیت، فرصتی دیگری به امریکا دادن ، چه سودی دارد ؟
سران رژیم نیز خود را راحت کرده اند : ﺁنها در جلسات شورای امنیت حضور پیدا نمی کنند. هر کدام برای خود یک نماینده نادان تر از خود معین کرده اند و این نماینده ها هستند که سر میز مذاکره می نشینند. این نماینده ها یا اطلاعاتی و یا سپاهی و یا کارشناسانی هستند که دورتر از نوک بینی خود را ممی بینند . به همین دلیل در جلسات شورای امنیت ملی، تنها چیزی که بر مبنای بحث نمی شود، واقعیت ها هستند .
● جالب اینجا ست که یکی گفته است: امریکا اگر جرات دارد وارد خاک ایران بشود تا ببیند در هر کوی و برزن بمبی از جوانان ﺁماده شهادت است و ما کاری می کنیم که برای همیشه تاریخ این جنگ به یادگار بماند!
این گفتگو نمونه ای از گفگوها درجلسات شورای امنیت کشور است . عده ای بچه و نادان و بی اطلاع از جهان و امکانات کشورهای دیگر در ﺁن، جمع می شوند تا به " شور " بنشینند و در باره سرنوشت کشور تصمیم بگیرند .
در جلسه ها لاریجانی و احمدی نژاد و بروجردی و عسگری و ذوالقدر و رحیم صفوی و ... شرکت ندارند . برغم شعارها و خالی بندی ها، سران رژیم هر کدام به دنبال سر و سامان دادن به وضعیت خود در صورت پیش ﺁمدن جنگ و یا نا ممکن شدن ادامه حیات رژیم هستند و برای فرار به مسکو برنامه گذاری می کنند . بنا بر اطلاع، برخی از مقامات برای دوران مخفی شدن خود دست به تدارک امکان زندگی در مسکو زده اند .



s