انقلاب اسلامی : متخصصان چند دانشگاه مطالعه مشترکی را در باره هزینه یک جنگ اتمی کوچک به انجام رسانده است . برای ﺁنکه ایرانیان وجدان روشنی نسبت به اتمی شدن منطقه پیدا کنند، بجاست از پی ﺁمدهای چنین جنگی ﺁگاه شوند . قسمت اول این فصل را به نقل ترجمه این مطالعه اختصاص می دهیم . در قسمت دوم، هزینه های بحران اتمی را یادﺁور می شویم و در قسمت سوم خبرهای مربوط به قطعنامه سوم را گرد می ﺁوریم و قسمت چهارم، ترجمه متن قطعنامه 1747 را که فرﺁورده بحران سازان مستبد حاکم بر ایران و حکومت بنیادگرایان و محافظه کاران جدید امریکائی است، نقل می کنیم :
هزینه های یک جنگ کوچک اتمی بنا بر فرضهای گوناگون :
خلاصه مطالعه ای که در مجله دانش انتشار یافته و این مطالعه را گروهی از دانشمندان امریکائی متخصص علوم زمین در دانشگاهای بودلر ( در کلورادو ) و لوس ﺁنجلس ( در کالیفرونیا ) و بالتیمور ( در مریلند ) و روتگرس ( در برونسوییچ جدید در کانادا ) انجام داده اند، در لیبراسیون ( 3 مارس ) انتشار یافته است . ما ترجمه این خلاصه را از نظر خوانندگان می گذرانیم :
● رد و بدل شدن موشکهای مجهز به کلاهک اتمی ، میان قدرتهای منطقه ای ، و یا میان روس و امریکا و یک کشور ثالث، برای مثال، رد و بدل شدن 100 کلاهک هسته ای با قدرت تقریبی، هریک، 15 کیلوتن، به سخن دیگر بمب های کوچک، ظرف چند ساعت سبب کشته شدن افراد بسیاری خواهد شد و محیط زیست را گرفتار فاجعه ای بزرگ می کند : تولید کشاورزی جهان را به خطر می اندازد .
● در سالهای 80 ، که تنش میان امریکا و شوروی سابق در منتهای شدت بود، زرادخانه اتمی دو ابر قدرت پر بود از انواع سلاحهای اتمی . شوروی از لحاظ شمار اسلحه اتمی از امریکا جلو زده بود . در ﺁن ایام، ویرانی که استعمال اسلحه اتمی ببار می ﺁورد، بر تن رهبران این دو کشور نیز عرق مرگ می نشاند . در بحرانی ترین روزها که ریگان جنگ ستاره ها را شعار خود کرده بود ، دانشمندان روسی و امریکائی کوشیدند سران این دو قدرت را از عواقب این مسابقه جنون ﺁمیز ﺁگاه کنند : یک جنگ اتمی، نخست سبب مرگ 100 میلیون نفر می شود . مناطق ﺁباد دو طرف را از میان می برد . گرد و غبار عظیمی را پدید می ﺁورد که جهان را گرفتار زمستان سرد اتمی می کند . تولید مواد غذائی نا ممکن می شود و انسان و تمدن او بکام مرگ می رود .
امروز، زرادخانه های دو قدرت امریکا و روسیه کوچک تر شده اند . با وجود این ، استعمال همین زرادخانه ، زندگی جانداران و گیاهان را از میان می برد .
● اما یک جنگ اتمی کوچک چه ببار می ﺁورد . دانشمندان کوشیده اند مواردی را مطالعه کنند که بیانگر واقعیت باشند . اگر کشورهائی که سلاح اتمی دارند مثل چین و هند و پاکستان و اسرائیل و یا بالقوه توان تولید ﺁن را دارند، مثل ایران، در گیر یک جنگ اتمی منطقه ای شوند، چه می شود ؟ چه پیش می ﺁید اگر چین چند موشک اتمی بسوی هند یا ژاپن پرتاب کند ؟ و یا اسرائیل به مصر حمله اتمی کند و یا ﺁرژانتین به برزیل و یا فرانسه به روسیه حمله اتمی کند ؟ هریک از این حمله، در قدم اول، ظرف چند دقیقه، مناطق پرجمعیت را نابود می کند . در قدم دوم، زیربناهای حیاتی را ویران می کند و اثرات رادیو ﺁکتیو زخمی ها را بکام مرگ می کشد . رد و بدل شدن سلاح اتمی میان اسرائیل و مصر سبب مرگ 3 میلیون نفر در اسرائیل و 4 میلیون نفر در مصر می شود . جنگ میان ژاپن و چین سبب مرگ 16 میلیون در چین و 6 میلیون در ژاپن می شود . جنگ اتمی میان فرانسه و ایران موجب مرگ 4 میلیون فرانسوی و 6 میلیون ایرانی می شود . بنا بر این، 3 تا 4 جنگ اتمی کوچک لازم است تا به اندازه جنگ دوم جهانی ، انسان کشته شود . اما اثرات جنگ اتمی محدود به کشتن انسان ها نیستند :
کشاورزی را نابود می کند . بکار بردن تنها 100 کلاهک اتمی ، به اندازه 1 تا 5 میلیون تن گرد و خاک سرشار از کربن در فضا می پراکند که بمدت 10 سال در فضا می ماند . این امر به موجب کاهش شدید تولید کشاورزی می شود و قحطی ببار می ﺁورد که بعد از فوران ﺁتش فشان لاکی ژاپن در سالهای 1783 – 1784 به ﺁن گرفتار شد .
● با توجه به پی ﺁمدهای یک جنگ اتمی کوچک، دانشمندانی که مطالعه را انجام داده اند هشدار می دهند که می باید موضوع راه حل جوئی ، پایان بخشیدن به منازعه ها و به حداقل رساندن خطر بروز چنین جنگی باشد :
کاستن از سلاح اتمی و از بین بردن سلاح اتمی تاکتیک که احتمال بکار بردنش بیشتر است و امضای قرارداد منع ﺁزمایشهای اتمی و امن کردن انبارهای مواد اتمی و سلاح اتمی و ایجاد مجاری امن برای نقل و انتقال سوخت نیروگاههای اتمی و زباله ﺁن ، اقدامهای عاجلی هستند که می باید بعمل ﺁیند . اما به خصوص به منازعات منطقه ایست که باید پایان بخشید . می باید به اختلافهای منطقه که می توانند دولتها را بفکر مجهز شدن به سلاح اتمی بیاندازند، پایان بخشید .
انقلاب اسلامی : 1 – گرچه برفرض بمباران تشعشات اتمی چنان دامنه وسیعی را آلوده نمی کند، در حال حاضر این امریکا است که ایران را به سلاح اتمی تاکتیکی تهدید می کند . و 2 - این منطقه است که می باید خلع سلاح اتمی بگردد . 3 - این کشورهای ما هستند که می باید رشد کنند . استبدادهای نفتی هستند که می باید جای خود را به دموکراسی هائی بسپرند که رابطه های کشورهای ما را با دیگر کشورهای جهان ، بر پایه حقوق ملی کشورهای ما، تجدید کنند . 4 - این ﺁزادی و استقلال است که جامعه های جهانی می باید بازیابند و این خشونت زدائی است که می باید رویه بگردد، وگرنه دینامیک فقر مادی و معنوی و خشونت جهان را بکام مرگ خواهد برد .
هزینه های بحرانها از جمله بحران اتمی که رژیم مافیاهای نظامی – مالی ایجاد کرده و تشدید می کند :
• بنا بر اطلاع موثق، یک مقام ارشد رژیم گفته است : میزان کارﺁئی حکومت احمدی نژاد کمتر از 10 درصد حکومت خاتمی است .
با توجه به این واقعیت که خاتمی مرتب میگفت نمی گذارند او و حکومتش کار کنند و هر 9 روز، یک بحران برایش بوجود می ﺁورند، می تواند ارزیابی دقیقی از میزان کارﺁئی حکومت احمدی نژاد به عملﺁورد.
وقتی احمدی نژاد تصدی پیدا کرد، مأموران « اصول گرا » به وزارتخانه ها ریختند . وارد دفاتر معاونان و مدایران کل شدند . به ﺁنها دستور دادند دستها را بالا برند و میزهای خود را ترک گویند و اسم رمز کامپیوتر خود را بدهند . رفتارشان همان رفتار کودتاچیان بود. اما بعد مجبور شدند همانها را که با ﺁنهمه تحقیر راندند، بکار بگیرند.
• برخی از کارشناسان سازمان برنامه دوره های شاه و بنی صدر و بعد از بنی صدر را، از لحاظ کارﺁئی حکومتها و رشد ، موضوع مطالعه و مقایسه کرده و به این نتیجه رسیده اند : دوره شاه ، بهمان نسبت که استبداد شاه شدت می گرفت، کارﺁئی حکومت کمتر و فساد ﺁن بزرگ تر می شد . در دوران بنی صدر، کارﺁئی حکومت افزایش و فساد بسیار کاهش یافت و رشد شتاب گرفت . اما از کودتای خرداد 60 ببعد، زمان به زمان از کارﺁئی حکومتها کاسته شد . در اوائل حکومت خاتمی، کارﺁئی حکومت افزایش یافت اما بتدریج که بحرانها ساخته شدند ، از کارﺁئی حکومت کاسته شد . حکومت احمدی نژاد از لحاظ کارﺁئی به حداقلی رسیده است که مانع هرگونه رشدی است : کارﺁئی این حکومت به یک دهم کارﺁئی حکومت خاتمی نیز نمی رسد . حالت فلجی که حکومت بخاطر عدم کارﺁئی بدان گرفتار شده ، موجب نگرانی شدید مجلس و خامنه ای شده است.
برخی از روزنامه نگاران نیز، با توجه به این مطالعه، هشدار داده اند که عدم کارﺁئی حکومت ناشی از طرز فکر استبدادی، موجب عقب رفت سرمایه گذاری ، شتاب گرفتن تورم و افزایش بیکاری و واردات می شود.
انقلاب اسلامی : بزرگ ترین هزینه بحرانها، از جمله بحران اتمی، استقرار دولت استبدادیان و محرومیت ایران از ﺁزادی و حق ولایت خویش است .
: از ﺁنجا که نیرو وقتی در رشد بکار نمی رود، بضرورت در تخریب بکار می رود، پس معنای میل کردن کارﺁئی حکومت احمدی نژاد به صفر ، اینست که کارﺁئی ﺁن در تخریب به صد در صد میل می کند .
• خشونت گرائی در سیاست داخلی و در سیاست خارجی هم سبب افزایش ﺁسیبها و نابسامانی های اجتماعی و کاهش میل به سرمایه گزاری و فرار مغزها و سرمایه های می شود و هم در سطح منطقه، مسابقه تسلیحاتی برمی انگیزد و هم کشورهای نفت خیز را ناگزیر می کند صدور نفت را افزایش و قیمت ﺁن را کاهش دهند . اندازه گیری زیانهای ناشی از این خشونت گرائی ما را از واقعیتهای زیرﺁگاه می کند :
● خامنه ای در پیام نوروزی خود، باردیگر دلیلی را وسیله توجیه اصرار غیر قابل توجیه خود بر ضرورت ایجاد نیروگاه های اتمی و غنی سازی اورانیوم کرد که مایه رسوائی و گویای شدت زورپرستی او است : نفت و گاز ما تمام می شود و ما باید انرژی اتمی را جایگزین کنیم . این ادعای دروغ وی این واقعیتها را
افشا می کند .
1 - منابع نفت و گاز ایران بدون مدیریت درخور اداره می شوند و در ﺁینده نزدیک ایران را از صادرات نفت محروم می کنند . صحبت از پایان صادرات نفت در 2015 می شود.
2 – بر اثر بهره برداری غیر فنی از منابع نفت و حراج منابع گاز، زیان وارده بیشتر از 700 میلیارد دلار است.
3 – بعلت ﺁنکه ایران در انزوا و در حلقه ﺁتش است و تحریم عملی، غیر از افزایش قاچاق، رژیم کالاها را به بهای دست کم 20 درصد بیشتر و کیفیت نامرغوب ، وارد می کند . در روزهای پیش از نوروز که مردم برای خرید به بازار می رفتند، اغلب با دست خالی باز می گشتند . زیرا اجناس چینی ارزان است اما به قول مردم به مفت گران هستند و اجناس مرغوب به اندازی گران هستند که با درﺁمدهائی که عموم مردم دارند، نمی توان ﺁنها را خرید .
4 – بعلت فرار مغزها و سرمایه ها و حالت بلاتکلیفی که مانع از سرمایه گذاری و فعالیتهای تولیدی می شود، تولید داخلی کاهش می یابد. اما بودجه دولت افزایش پیدا می کند . در نتیجه، هم بخاطر نیاز به فروش ارز و هم برای جلوگیری از غیر قابل مهار شدن واردات، حکومت دروازه ها را به روی واردات باز می کند . هدف دیگر باز کردن دروازه ها به قیمت ویران کردن صنعت و کشاورزی ، بزرگ کردن بازار ایران برای غرب و شرق است تا مگر با تحریم بازرگانی ایران موافقت نکنند .
5 - باز خامنه ای گفته است : اگر دشمنان عمل غیر قانونی کنند، ما نیز عمل غیر قانونی می کنیم. اما عمل در محدوده قرارداد منع گسترش سلاح هسته ای ، قانونی است . پس او تهدید می کند که اگر بر ضد ایران قطعنامه بگذرانید، ما نیز بمب اتمی تولید می کنیم . این سان سخن گفتن، دست ﺁویز رسانه های غرب شده است که خامنه ای ناگزیر شد اعتراف کند قصد واقعی او و رژیمش ساختن بمب اتمی است . اگر این قصد را نداشت، دلیلی نیز برای وارد شدن به زورﺁزمائی با شورای امنیت پیدا نمی کرد .
پس اگر افکار عمومی دنیا متقاعد شده است که ایران مشغول تولید بمب اتمی است، نتیجه جنگ روانی غرب نیست ، نتیجه اصرار خامنه ای و دستیارش احمدی نژاد بر تشدید بحران است . اما این بحران ، از جمله سبب جبهه سازی در سطح منطقه و جهان بر ضد ایران شده است :ر
- بعد از دولت اسرائیل، رژیم ایران منفور ترین رژیم روی زمین شده است،
- شورای امنیت دو بار به اتفاق ﺁراء بر ضد ایران قطعنامه تصویب کرده است و تهیه کنندگان قطعنامه مشغول فعالیتند تا که سومین قطعنامه نیز به اتفاق ﺁراء تصویب شود .
- 5 کشور عضو دائمی شورای امنیت و اتحادیه اروپا، بر ضد ایران جبهه تشکیل داده اند .
- در منطقه بر ضد ایران اتحادیه نا نوشته بوجود ﺁمده است .
- امریکا عربستان و کشورهای خلیج فارس را بر ضد ایران مسلح می کند و در همان حال، شورای امنیت فروش اسلحه به ایران را ممنوع می کند .
6 – بخلاف ادعای رژیم، بحران اتمی مانع رشد علمی و فنی می شود . هم بخاطر ممنوعیتها و هم بدین خاطر که نه در صنعت نفت و نه در انرژی های قابل تجدید ، سرمایه گذاری بعمل نمی ﺁید و تحقیق لازم بعمل نمی ﺁید . فرار مغزها از کشور ، زیان ناشی از بحران اتمی را از لحاظ رشد علمی و فنی ، بسی وخامت بار تر می کند .
کهنگی پمپهای بنزین و موتورهای خودروها هدر رفتن درصد بزرگی از بنزین که افزون بر یک سوم مصرف است و ﺁلودگی محیط زیست ناشی از ﺁن، در عین ﺁنکه زیان بسیار سنگینی است که بکشور وارد می شود، در مقایسه با زیانهای دیگر، هنوز کوچک می نماید .
7 - در حال حاضر، روسیه همان یک نیروگاه را نیز تکمیل نکرده و تحویل نداده است . چون دادن سوخت اتمی موکول به راه افتادن این نیروگاه است، پس سوخت را هم که قرار بود در ماه مارس تحویل بدهد، تحویل نمی دهد . لاریجانی تحویل ندادن سوخت را دلیل قرار داده است بر لزوم استقلال کشور در غنی سازی اورانیوم . هم او می داند دروغ می گوید و هم باید بدانند که او دروغ می گوید :
واقعیت اینست که نیروگاه را روسها می سازند . ﺁیا ایران قادر به تکمیل ﺁن هست ؟ اگر ﺁری، چرا پول به روسها می دهد و منتظر نشسته است که ﺁنها ﺁن را تکمیل کند؟ کافی است به روسها بگوید ما خود ﺁن را تکمیل می کنیم و شما برابر قرارداد، سوخت را تحویل بدهید؟ اگر حتی نمی تواند یک نیروگاه را تکمیل کند و به راه بیاندازد، غنی سازی اورانیوم چه دردی را دوا می کند ؟ نه تنها ایران از لحاظ نیروگاه وابسته است ، بلکه سوخت نیروگاه را هم روسها باید بدهند . نه تنها ، معادن اورانیوم کافی ندارد، بلکه هزینه غنی سازی اورانیوم بقدری سنگین می شود که برق ﺁن را مصرف کننده ایرانی نمی تواند مصرف کند . برای ﺁنکه غنی سازی اورانیوم صرف کند، نیاز به 30 تا 40 نیروگاه اتمی است .
بدین قرار، بیم ﺁن می رود که ایران هم نفت و گاز را از دست بدهد و هم انرژی اتمی پیدا نکند و هم به انرژی های قابل تجدید دسترسی پیدا نکند . زمانی که صرف ساختن یک نیروگاه شده است، هر ایرانی را می باید از بزرگی زمان و سرمایه ای که از دست می رود، ﺁگاه کند و به او بفهماند که بی تفاوتی در برابر اینهمه هزینه ، خانه او ایران را ویران می کند .
|