شماره ٦٣١ از ٦ تا ١٩ آبان


یادﺁوری : مقاله ها که در انقلاب اسلامی منتشر می شوند تنها نظر نویسندگان خود را باز گو می کنند

صاحب
   امتياز
    و مسئول

برای تماس با ما

برگزيده مصاحبه ها

جواب به سوالها

آرشيو روزنامه

در اين شماره

صفحه اصلی

•   سايت آقاى
ابوالحسن بنى صدر


•   وب لاگ آقای
ابوالحسن بنی صدر



ﺁیا رکود اقتصادی و فلج سیاسی ، از جمله از رهگذر تضعیف احمدی نژاد ، فرصتی برای " قدیمی ها" ایجاد کرده است ؟ :

انقلاب اسلامی : این فصل را در دو قسمت از نظر خوانندگان می گذرانیم : در قسمت اول، گزارشی را می خوانید پیرامون رکود اقتصادی و اثر ﺁن بر زندگی روزمره مردم و در قسمت دوم ، از نظر و داده ها پیرامون رکود اقتصادی ﺁگاه می شوید :

دیده بان

پاک کردن جهان از وجود امریکا و اسرائیل و "اقامت 25 تن از سران القاعده در تهران " یعنی رکود و تورم فرﺁورده بحرانها و فشارهای همه جانبه هستند :
عدالت، فریبی است که این بار احمدی نژاد ، بدان ، آن دو میلیون رأیی را می فریبدکه به او داده بودند و نیز لباس نیرنگ و پوشش تقلب بزرگ رژیم ولایت فقیه است . تقلبی که بدان احمدی نژاد را پیروز انتخاباتی کردند، بدست خاتمی، در مقام مجری آخرین خدمت خود به نظام مورد وثوقش، انجام گرفت .
    هم احمدی نژاد و هم اربابانی که او را برکشیدند خیلی زود پشیمان از کرده خود ،به تدبیری می اندیشند که بتواند این همه جدائی میان یاران به ظاهر هم رأی را بپوشاند و بحرانی را پایان بخشند که دار و دسته اینان در قضایای هسته ای به وجود آورده اند و می رود تا در تنگنای کامل و بن بست قطعی جام زهر دیگری را به رژیم ( و کشور) بنوشاند . این اطلاعها گویای فلج سیاسی هستند که رژیم دیگر نمی تواند ﺁن را بپوشاند و می کوشد برایش توجیه بتراشد :

* خامنه ای به بچه ای تشبیه می کنند که روزها گریه کرده که فلان عروسک را می خواهم . سرانجام عروسک را خریده و بدست او داده اند . اما او همان روز اول عروسک را شکسته و حالا از ﺁن بدش هم می ﺁید و در مانده است که با ﺁن چه کند .
* اما او سر احمدی نژاد ﺁنقدر بازی درﺁورده است که حالا دیگر احمدی نژاد در برابر " مقام معظم رهبری " جبهه گیری می کند . بحران سازی او در زمینه اتمی همچنان ادامه دارد . تازه ترین دسته گلش که فرصتی به امریکا و اروپا، داده ، گفتن این حرف است که من اگر توانائی داشتیم اسرائیل را از صفحه روزگار بر می داشتم و " به حول و قوه الهی ، بزودی جهان بدون امریکا و اسرائیل را تجربه می کنیم " . درجا، امریکا واکنش نشان داد که می بینید ما حق داشتیم : ایران در پی تولید بمب اتمی است تا اسرائیل را از صفحه روزگار بردارد ! سه کشور طرف مذاکره با ایران ، انگلیس و فرانسه و ﺁلمان هم واکنش بسیار شدید نشان دادند .
    ﺁیا او این حرف را حساب نکرده گفته است و یا واکنش او در برابر صحبت سپردن پرونده اتمی به هاشمی رفسنجانی است ؟ جوانب را که در نظر بگیریم و به این امر نیز توجه کنیم که کیهان هم همین موضع را گرفته است، به این نتیجه می رسیم که واکنش نشان داده است و واکنش ، واکنش مافیائی است که احمدی نژاد عضو ﺁنست .
انقلاب اسلامی : در همان روز،
*مجله ﺁلمانی Cicero ، به نقل از مقامات اطلاعاتی اروپا، خبر داده است که 25 تن از سران القاعده ، از جمه سه فرزند بن لادن ، سعد و محمد و عثمان و سخنگوی القاعده سلیمان ابوقیس ، در تهران ، در خانه های متعلق به سپاه پاسداران زندگی می کنند .
* خامنه ای از ماجرای میثاق هیأت وزیران احمدی نژاد با امام زمان نیز بسیار عصبانی است . زیرا این عمل را انکار وجود خود بعنوان نایب امام زمان و " ولی امر مسلمین جهان " می شمارد .
* در باره امام زمان، کروبی هم می گوید : یک امام زمان دست نخورده برایمان باقی مانده بود که ﺁن را هم مصرف کردند .
* از دیگر علائم بحران سیاسی در درون رژیم، حربه کردن فساد توسط خامنه ای و، در واکنش به ﺁن، گشوده شدن پرونده فسادهای خود او و ﺁقازاده هایش است : ﺁقا مجتبی نفت قاچاق می کند و در فسادهای شرکت نفت خانواده خامنه ای سهم اول را دارد . از این رو، تا به حال وزیر نفت تعیین نشده است . وزارت نفت محل بخور و ببر مافیاهای بزرگ است و مافیاها نخواهند گذاشت وزیری را پیدا کند که فسادهاشان را ﺁشکار گرداند.
* بورس هم خوابید . وعده های احمدی نژاد کاری از پیش نبرد . اما ضربه ﺁخری ( صحبتهاش در باره نابودی امریکا و اسرائیل ) کار بورس را ساخت .
    در اوضاع سیاسی - اجتماعی پدید آمده ،مردم شاهد افزایش سختگیری ها و فشار عمومی اجتماعی، مانند: فشار در دانشگاه ها ، تلاش بر بستن فضاهای دانشجویی ، کنترل های شدید رفت و آمد در اماکن با حضور مأموران ویژه تحت عناوینی چون "طرح افزایش امنیت اجتماعی" هستند و کم کم معنای "مهرورزی" مورد نظر جناب رئیس جمهور و حامیانش را "مزمزه" می کنند . با انتصاب مأموران همکار پورمحمدی در اطلاعات و ترورها به سمت استاندار در استان های مختلف ، تا حدی که اعتراض همپالکی های مجلس نشین را هم در پی آورد و آغاز به کار صفار هرندی و باند او در ارشاد با صدور بخشنامه هایی در مورد کار نکردن خانم ها ، روزنامه ها ، خبرنگاران ، فیلم سازی ، فشار بر NGO"" ها فضای عمومی روشن و "چراغ" ها به اندازه کافی افروخته شد .
    اما برای مردم کوچه و بازار و آنان که تحت تأثیر شعارهای اینان دل به تغییر بسته بودند ، آنچه قابل لمس و مشاهده است ، وضعیت اقتصادی و معیشت روزمره است . به خصوص که همزمان با برکشیدن این جناب به ریاست جمهوری رژیم، بهای نفت نیز به طرز بی سابقه ای افزایش یافته و پیوسته این قول را شنیده اند که درآمد مازاد را بر سفره های خویش خواهند دید . طرفه این که پیش از روشن شدن نتیجه انتخابات قلابی کسانی به خیال این که رفسنجانی برنده خواهد بود و رونق اقتصادی ایجاد می شود ،به بورس روی آورده و سهام خریدند . این کار به خصوص در فاصله یک هفته ای میان دور اول و دور دوم رأی گیری فراوان به چشم می خورد . اما بلافاصله پس از روشن شدن نتیجه و انتصاب احمدی نژاد، ارزش سهام به شدت نزول کرد و ضربان بورس در حال احتضار یکسره متوقف شد . تا جایی که پس از گذشت یک ماه مسئولین امر بالاخره زبان به اعتراف گشودند و از بحران در بورس گفتند . از سوی دیگر توقف چرخ های اقتصادی که از ماه ها پیش به دلیل پایان دوره دولتمردان خاتمی و دعواهایی که در ماندن یا رفتنشان پیش رو بود و باعث شده بود کسی در هیچ وزارتخانه و نهاد دولتی کاری را به انجام نرساند تا دولتمردان بعدی آن کارها را انجام دهند ،بر شدت رکود می افزود . بنابراین گردش پول در کشور به شدت کاهش یافت علاوه بر آن که مسئولان رده بالای بانک ها حتی از پرداخت اعتبارات مصوب به دلیل عدم امنیت جلوگیری می نمودند . در دستگاه های دولتی مسئولان به قراردادها عمل نمی کردند . کارفرماهای دولتی از انجام تعهدات طفره می رفتند . صورت حساب ها پرداخت نمی شد و صورت وضعیت ها به تعویق می افتاد . در نتیجه شرکت های خصوصی نیز تحت تأثیر قرار گرفته از عهده تعهداتشان در قبال کارکنان بر نمی آمدند و این چرخه ادامه داشت . همه منتظر مانده بودند دولت جدید سر کار آمده و کارها به روال کند سابق به جریان افتد .غافل از آنکه عنصری چون احمدی نژاد از صندوق ها بیرون آورده می شود و ناتوانی اودر اولین گام یعنی انتخاب اعضای کابینه اقتصاد سکته کرده را به مرگ کامل می کشاند .
    امروز پس از گذشت مدتی از انتصاب او ، همه کارها متوقف مانده است . درقلب تپنده دستگاه دولت یعنی وزارت نفت، همه مسئولین بلاتکلیف مانده اند که وزیر کیست ؟ قراردادها متوقف شده . افزون بر آن "نمایش" مبارزه با فساد اقتصادی - که لو رفتن فسادها شدت برخوردهای گروههای مافیائی را گزارش می کنند و اما تعقیب قضائی واقعی را به دنبال نمی ﺁورد - ، اختلاس سیصد میلیارد تومانی را در مجموعه یازده شرکت تحت پوشش آن رو کرده و مسئولین ترجیح می دهند فعلاً حرکتی نکنند . سروصداهایی که در مورد بانک ها در نحوه پرداخت اعتبارات آنها در دولت قبل ایجاد شده، رکود بیش از پیش گردش پول را در پی آورده و از طرف دیگر چون مبارزه با فساد فقط شعار و سروصداست ، بلاتکلیفی ممتد در امور حاکم است . در تهران به عنوان مرکز جریانات اقتصادی کشور، بازار کاملاً کساد است . تولیدی در کار نیست . کارگاه های تولیدی با اعتراضات کارگری ناشی از عدم پرداخت حقوق چندین ماهه مواجهند . پروژه های ساختمانی و خرید و فروش املاک به کمترین میزان خود طی ده سال گذشته رسیده است . گرانی ناشی از افزایش بی سابقه اجاره بهای خانه های مسکونی غیر قابل تصور است . بهای اجاره یک آپارتمان نود متری ، در منطقه متوسط شهر ، به پنج میلیون تومان ودیعه و سیصد هزار تومان پرداخت ماهانه رسیده است . کمترین هزینه خورد و خوراک یک خوانواده پنج نفری بدون احتساب دو عامل مهم : اجاره بهای خانه و شهریه دانشگاه ( اگر فرزند دانشجو داشته باشند ) به سیصد هزار تومان بالغ می شود . اینها در حالی است که کارخانه هایی چون "ایران برک" تا هشت ماه حقوق کارکنان خود را به تعویق انداخته اند . شرکت های خصوصی به طور عموم سه ماه عقب ماندگی پرداخت حقوق دارند . این موضوع حتی به کادر بیمارستان ها هم کشیده شده . این روزها مدام اخبار اعتراض پرستاران ، کارگران کارخانه ها و کارکنان شرکت ها در اقصی نقاط کشور به گوش می رسد . به نظر می آید ادامه وضع موجود موجب پیوستن اعتراض ها به هم و پدید آمدن اعتراضات سراسری می شود . این است که وزارت اطلاعات رژیم و وزارت کشور هر گونه تظاهرات کارگری را به شدت سرکوب می کنند . تا جایی که رانندگان شرکت واحد اتوبوس رانی را به دلیل اعتراض بسیار آرام روشن کردن چراغ هایشان دستگیر و بعضی را از کار بی کار کردند . با شکل گیری هر حرکت سندیکایی به شدت برخورد می شود . بی کفایتی مسئولین در اتخاذ تصمیم های بی مطالعه نمود می یابد . این است که دولت احمدی نژاد نیامده ، موجب افزایش سریع قیمت پاره ای اقلام "استراتژیک" شد . سیمان ، نمونه بارزی از آنهاست . پیش از روی کار آمدن این دولت نرخ سیمان تنی سی و شش هزار تومان بود که بدون حواله دولتی تا تنی هفتاد هزار تومان در بازار آزاد به فروش می رسید . اما حالا و پس از تصمیم های نابجای دولت تازه نرخ سیمان به تنی نود هزار تومان رسیده و با همین قیمت نیز نایاب است . تا این که دو روز پیش باز از تصمیم خود عدول کردند و بخشنامه ها لغو شد تا سیمان به وضع پیش برگردد !!
در زمینه ارزاق عمومی دست دولت احمدی نژاد خیلی سریع رو شد . این دولت در آستانه ماه رمضان از کنترل ابتدایی افزایش قیمت ارزاق مورد نیاز مردم هم ناتوان ماند تا جایی که قیمت مرغ ، تخم مرغ ، گوشت ، گردو ، چای و ... افزایش یافت که البته بهای مرغ به دلیل شیوع آنفلوآنزای مرغی و کاهش مصرف پایین آمده ! ...
پیشنهاد افزایش قیمت بنزین و دونرخی کردن آن هم از جمله شاهکارهایی است که خود به تنهایی موجب گرانی بیشتر و فشار مضاعف روی دوش عامه مردم خواهد بود . اینها نمونه های است که مردم با پوست و استخوان خود لمس می کنند و کسانی که در کار تولید و چرخه های اقتصادی دستی دارند به خوبی علامت های بحرانی اقتصادی را می بینند که در پیش است . وضعیتی که تشریح شد، وضعیت کشور در آستانه تحریم اقتصادی توسط شورای امنیت است و آثار اقتصادی و روانی تهدید به چنین تحریمی هنوز ، بتمامه ، آشکار نشده است .