« شماره ٦٤٣ از ٢٩ فروردين تا ١١ ارديبهشت »


یادﺁوری : مقاله ها که در انقلاب اسلامی منتشر می شوند تنها نظر نویسندگان خود را باز گو می کنند

صاحب
   امتياز
    و مسئول

برای تماس با ما

برگزيده مصاحبه ها

جواب به سوالها

آرشيو روزنامه

در اين شماره

صفحه اصلی

•   سايت آقاى
ابوالحسن بنى صدر


•   وب لاگ آقای
ابوالحسن بنی صدر


*سرنوشت سپاه در صورت به نتیجه رسیدن مذاکره؟

از زمان خمینی تا به حال، قدرت طلبان مروج فلسفه مرگ، برای تداوم تصرف دولت، دهها موسسه و نهاد و اداره دایر کرده و عده ای نیرو و کارمند و دانشجو و نظامی را بکار گرفته اند . مانع ها و رقیبها را به تدریج، از میان برداشته اند . این گروه توانسته اند در عرض بیست و هفت سال، حد اقل ، حدود یک میلیون نفر را به بهانه شهادت و یا ارتداد به کام مرگ بفرستند و یا از کشور فراری دهند .
سالها گذشت و ترویج فلسفه مرگ و کشتن ها ، بنا بر نیاز ، کم و زیاد می شد و شعارها ، بنا بر تغییر نگرش مسیولین تغییر می کرد . تا زمانی که خاتمی بر سر کار بود، از شعارها کاسته و بر جنایتها افزوده می شد . ترورها و جنایتهای سیاسی و گریزاندن استعدادها از کشور ، جانشین شدند . اما از زمان سر کار ﺁمدن احمدی نژاد و دار و دسته مرگ خواهان ، بعلت شدت گرفتن برخوردها در درون رژیم، در سپاه، در میان روحانیان و گروههای سیاسی و نیز بحران اتمی و بحران سازیها در سطح منطقه ( حذف اسرائیل از نقشه دنیا ) و در رابطه با غرب ، شعارهای مرگ بر دوباره در حال گسترش هستند .
با قرار گرفتن ایران در شرایط بد، بلحاظ بحران هسته ای ، شعارهای مرگ بر، بنا بر مظنه روز، یک روز داده نمی شوند و یک روز بطور وسیع داده می شوند . در حقیقت، رژیم نمی تواند با حذف دشمن ذهنی ، به حیات خود ادامه دهد :
فرض را بر این بگذاریم که بین ایران و امریکا روابطی برقرار شود . در این صورت، شعار مرگ بر امریکا را رژیم باید فراموش کند . اما فراموش کردن شعار مرگ بر امریکا پی ﺁمدها دارد :
* سپاه پاسداران که همیشه با ادعای مبارزه با امریکا، خود را بر مردم ایران تحمیل کرده است ، با تغییر شرایط و بهبود روابط ایران و امریکا ، بعنوان نیروی نظامی جدا از ارتش ، بی محل و بی نقش می شود . باید در ارتش ادغام شود و دست از شعارهای اساسی خود بر دارد . تصرف دولت و استبداد بر ملت ، بدون توجیه می شود و با توجه به وضعیت درونی بهم ریخته سپاه و وسعت گرفتن نارضائی ها، مفری برای ﺁن جز ادغام در ارتش و ترک گفتن عرصه سیاست، باقی نمی ماند . از این رو، نباید تعجب کرد از نقش برخی از فرماندهان سپاه در ایجاد بحران اتمی و تشدید ﺁن .
اگر رابطه با امریکا عادی شود، بسیج سپاه پاسداران که بوق مرگ بر امریکا است چه باید بکند و چه کسانی باید در خیابان شعار دهند ؟ بسیجی ها و سپاهی ها بی حجاب ها و بد حجاب ها را به چه کشوری بچسبانند ؟ و...
نماز جمعه یکی از پایگاههایی است که تنها نان مرگ بر دیگران را می خورد و نان سفره امثال جنتی و امامی کاشانی و هاشمی رفسنجانی و احمد خاتمی و دیگران از راه مرگ گویی تامین می شود و اگر شعار مرگ بر امریکا گفته نشود ، سفره اینان و امثال الله کرم و ده نمکی و محتشم و ... خالی می ماند .
اگر این شعار و مطلب علیه امریکا گفته نشود فکر می کنید که امام جمعه هائی مثل حائری و حسنی و احمد خاتمی و جنتی و... چه حرفی برای گفتن به مردم دارند ؟ این جماعت تخصصشان در ساختن و گفتن و گویاندن شعار های تخریبی ، بقصد زمینه سازی برای ایجاد بحران و ارتکاب جنایت است.
اگر این شعارها قرار باشد که حذف شود و حرفی از دشمنی امریکا نباشد ، برای خامنه ای و روحانی نماهائی چون او ، چه حرفی می ماند که به مردم بزنند ؟ "رهبر" و " رییس جمهوری" و "رییس " مجلس، در هر سخنرانی حداقل دهها بار باید از دشمنی امریکا حرف بزنند و دهها شعار هم از سوی بسیجی ها و سپاهیان و نمایندگان مجلس در تایید حرفهای ﺁنان زده شود . اگر دشمن حذف شود چه بایدشان کرد ؟ ناتوانی ها و بی کفایتی ها و فسادها و جنایتهاشان را چگونه توجیه کنند ؟
بنیاد مستضعفان ، به بهانه " مرگ بر" گفتن ها ، هزینه هایی را برای خوش ﺁمد " رهبر" و سپاه می پردازد تا از کنار ﺁن میلیاردها تومان اموال مردم را به چپاول برده و در جیب خود و روحانی نماها بریزد . اگر این شعار حذف شود ، دست گردانندگان این بنیاد ، برای خرج های بی سبب و مصون از رسیدگی، بسته خواهد شد و جلوی چپاولگری ﺁنان گرفته می شود . ﺁیا برای ﺁنان راه دیگری برای به جیب زدن اموال محرومان می ماند؟
این دو سه نمونه نمونه هایی بودند از دهها مرکز دیگر که اگر شعار مرگ بر امریکا حذف شود، نیازی برای ادامه حیاتشان باقی نمی ماند . بنابر گروه مرگ خواه و مرگ طلب به خوبی می دانند اگر این شعارها حذف شود ، نانشان ﺁجر می شود . و چون زندگی زالویی دارند و هیچ تخصصی در هیچ امری به جز تغذیه نامشروع از دیگران ندارند، زندگی زالو صفتانه را می باید ترک کنند .
یکی از جالب ترین گروههای مرگ طلب که در این دوره وارد صحنه شده اند، نمایندگان مجلس هستند که دست بچه های انصار حزب الله را از پشت بسته اند . هراز چندگاهی با یک سخنرانی از یک نماینده به ناگاه شعارهایی مرگ بر سر می دهند . انگار در خیابان در حال راهپیمایی هستند . این نمایندگان که در سالوس بودنشان هیچ شکی نیست ، بنا بر نیاز روز، پوست عوض می کنند . یکی از اینان که از اعضای هیات رییسه است، حاجی بابایی نماینده همدان است . او تا قبل از عید می گفت که اگر با همه دنیا مذاکره کنیم با امریکا و اسراییل محال است مذاکره کنیم . ولی در ﺁخرین روزهای سال گذشته، وقتی متوجه شد که شعار رهبرش هم توخالی است سریع واکنش نشان داد و گفت که مذاکره با امریکا صدها بار بهتر از مذاکره با شوروی است .

*ﺁیا پویائی بحران مهار را از دست رژیم بدر می برد ؟:
تجربه به ما می گوید که خمینی و مرگ طلبها ، هر بحران را تا ﺁخر ( نوشیدن جام زهر که در واقع نوشاندن جام زهر شکست ها و پرداخت خسارتهای جانی و مالی بسیار سنگین به مردم است ) رفته اند . در گروگانگیری ، در جنگ 8 ساله ، در بحرانهای داخلی ( حذف کردنهای مستمر ) . اگر تا ﺁخر می روند و پیش از ﺁن، نمی توانند به پایان دادن به بحران تن بدهند، بخاطر ﺁنست که بحران را بخاطر تصرف قدرت و یا حفظ قدرت از راه مرگ و ویرانی بوجود می ﺁورند . هرگاه پیش از رسیدن به نتیجه، بحران خاتمه یابد، مرگ طلبها خود قربانی می شوند . مثلا  اگر می گذاشتند مسئله عادی کردن رابطه با امریکا و اتم را حکومت خاتمی حل می کرد و یا بعد از ایجاد بحران، می گذاشتند حکومت او این بحران را حل کند، اولا  حکومت او و اصلاح طلبها در ایران و جهان اعتبار می یافتند و " شورای نگهبان " نمی توانست صلاحیت نامزدهاشان را رد کند و ثانیا  بحران خارجی حاد وجود نداشت تا به استناد ﺁن، تقلب در انتخابات و تصرف دولت را نزد سپاه پاسداران و بسیج و ... توجیه کنند و مجلس هفتم و احمدی نژاد را تحمیل کنند . رابعا  در ﺁخر، یا باید همه با هم جام زهر را سربکشند و یا هردسته که بخواهد جام زهر را سربکشد، خود را در معرض حذف شدن قرار داده است .
با توجه به این واقعیت که سه قوه در اختیار دسته های مرگ طلب هستند، خطر ﺁن وجود دارد که پویائی بحران مهار را از دست دسته های مرگ طلب بیرون ببرد و ایران را با خطرهای هستی سوز روبرو کند : تحریم اقتصادی، جنگ ، خطر تجزیه ایران .
انقلاب اسلامی : افزایش بهای نفت که حاصل سقوط تولید عراق و بحران اتمی ایران و کاهش تولید روسیه و بالا نرفتن ظرفیت ذخیره امریکا است، مافیاهای نظامی - مالی را بی قرار پر کردن هرچه بیشتر جیبهای خود کرده است . احمدی نژاد وعده کرده بود مبارزه با مافیای نفتی را مقدم بدارد . او خود به مافیاهای نظامی - مالی تعلق دارد و تا این هنگام ، یک قدم نیز در مبارزه با این مافیا برنداشته است . این مافیا مطمئن از موقعیت خویش در رژیم مافیاهای نظامی - مالی ، نسبت به کوشش جدی که در معرفی او و روشش در بردن و خوردن درﺁمدهای نفتی، بعمل ﺁید ، واکنش تهدید ﺁمیز بروز می دهد . تهدیدهای مکرری که ژاله وفا بخاطر تحقیق در باره این مافیاها ،شده است، خود گویای دقت و صحت حاصل تحقیق او است . مافیاهای نفتی ﺁن گستاخی را یافته اند که پیش از این هیچگاه نیافته بودند . برای ﺁسودن ایران از سلطه مافیا، تحقیقهائی از این دست ضرور هستند :