ﺁن زمان که سردار عباسی، مدیر استراتژی و دکترینال سپاه پاسداران، در تلویزیون ظاهر شد و دم از نابودی امریکا در جنگ با عراق می زد، روشن کرد که او و افرادی همانند او برای ایران خطرناک هستند . زیرا این افراد ناتوان و نالایق بار دیگر ایران را گرفتار محاصره اقتصادی و... و جنگ می کنند .
ﺁن زمان که دکتر متقی که همانند عباسی فکر می کند، در تلویزیون ایران ظاهر شد و از « دکترین جنگ زنبور با فیل » دفاع کرد و در برابر این نگرانی که بسا زنبور زیر پای فیل له می شود، گفت : بله ممکن است اما ما تا جایی که بتوانیم باید به این فیل نیش بزنیم و تا جایی که امکان دارد باید برای نیش زدن به فیل تعداد زنبور های خود را افزایش دهیم، روشن کرد که رژیم موقعیتهای بدست ﺁمده را از دست بدهد که حاصل مداخله نظامی امریکا در افغانستان و عراق و رویه افراطی های اسرائیل در فلسطین و لبنان هستند و فرصتهایی را بسوزاند که حاصل شکست امریکا در عراق و افغانستان و شکست اسیرائیل در لبنان و فلسطین هستند.
استراتژیست های رژیم مافیاها فکر می کردند با ازدیاد زنبورها ست که می توانند به فیل ﺁسیب برسانند. چون جز به زور فکر نمی کنند و بخصوص نمی خواهند مردم ایران و مردمان کشورهای دیگر ﺁزادی بجویند، به جای ﺁنکه به سراغ سیاستی بروند که ابتکار را از دست امریکا و گروههای مسلح خارج و در دست مردم هر کشور قرار دهد و در برابر سیاست جنگ و توسعه خشونت که نتیجه مداخله امریکا بود، سیاست ﺁشتی ملی را در هر کشور رویه کنند، عامل تشدید خشونتها شدند و تا ﺁنجا پیش رفتند که امریکا موفق شد بار این تقصیر بزرگ را از دوش خود بردارد و بر دوش رژیم ایران بگذارد .
● زنبوری که حزب الله لبنان بود نیش خود را از دست می دهد:
وقتی حسن نصر الله گفت که اگر می دانستیم از رهگذر گروگانگیری دو سرباز اسراییلی اینقدر ﺁسیب به ما وارد می شود، دست به این کار نمی زدیم معلوم شد که در حمله ناکام اسراییل به لبنان، نیش این زنبور نیز از بین رفته است . از شکست اسرائیل در لبنان ببعد، برای مقابله با حمله زنبورها ، امریکا از روش جنگ جوجه تیغی با مار استفاده کرد . ضربه ها را بر دم مار وارد کرد و ﺁن را فلج کرد : حزب الله لبنان که در جریان جنگ ، لبنانی ها را متحد حامی خود داشت، به مقابله با حکومت لبنان برخاست . جنگ با اسرائیل جای خود را به جنگ با حکومتی داد که از حمایت غرب و دنیای عرب برخوردار است .
با گذشت یک ماه از حرکت حزب الله برای ساقط کردن حکومت لبنان، این حکومت برجاست و نخست وزیر ﺁن برای شرکت در کنفرانس جهانی برای کمک به باز سازی لبنان ، به پاریس رفت و با دست پر بازگشت . همزمان با تشکیل کنفرانس در پاریس، در دانشگاه بیروت، شیعه و سنی به جان هم افتادند و کشته های و زخمی های این درگیری، لبنان را نیز یکی دیگر از کشورهائی جلوه داد که در ﺁنها، ایران بانی جنگ شیعه و سنی شده است !
حزب الله لبنان که در ﺁن زمان، بی توجه به نقشه بوش و اولمرت، با ربودن دو سرباز، دست ﺁویز ساخت و موجب حمله وحشیانه اسرائیل به لبنان شد ، با مقاومت سخت مدافعان ، لبنانیها و دنیای عرب را ناگزیر کرد پشت سرش قرار بگیرند . این بار، بخاطر سوریه و نیز شتاب رژیم در ایجاد « کمر بند شیعه » ، در پی تصرف دولت لبنان شد. این بار، سنی ها و بخشی از مسیحی های لبنان و تمامی دنیای عرب را برضد خود کرد. بهانه هم برای ﺁنها ساخت : ایران می خواهد کمر بند شیعه بوجود ﺁورد و باکی از به خاک و خون کشاندن دنیای اسلام ندارد .
با حرکت حزب الله ، ترور رفیق حریری به گردن سوریه و حزب الله افتاد . حال ﺁنکه این احتمال قوی است که ترور عمل شومی بود که اسرائیل انجام داده باشد . زیرا با این کار هم رفیق حریری را از بین برد و هم سوریه را از لبنان خارج ساخت و هم حزب الله را از حمایت سوریه دور ساخت . به ترتیبی که وقتی لبنان را زیر ضربات بمب های وحشتناک خود گرفت، از سوریه کار زیادی در حمایت از حزب الله ساخته نشد و اسراییل توانست ظرف یک ماه لبنان را به زمین سوخته ای تبدیل نماید .
●زنبور دومی که دارد نیشش کنده می شود حماس است :
از زنبورهای دیگر یکی حماس است که امریکا ، با همدستی کشورهای عرب در حال کندن نیش ﺁنست : امریکا به اتفاق عربستان به محمود عباس و سازمان فتح کمک می کنند و ایران به حماس . جنگ با اسرائیل رها شده و دو طرف مشغول جنگ با یکدیگر هستند . حماس می داند که موقعیت خود را از دست داده است . از این رو، محمود عباس انتخابات زود رس را پیشنهاد می کند و حماس نمی پذیرد . تبلیغات بر ضد حماس بمنزله ﺁلت فعال ایران و شیعه ، موجب تضعیف موقعیت حماس شده اند .
تا اینجا ، استفاده از دو زنبور ، از جمله برای این که امریکا دست از واداشتن شورای امنیت به صدور قطعنامه بردارد، هم حزب الله و حماس را در لبنان و فلسطین ضعیف کرد و هم موقعیتی را از دست ایران بدر برد و هم کشورهای عرب را با اسرائیل و امریکا ، برضد ایران و سوریه و سازمانهای تحت حمایت این دو، متحد کرد .
● زنبور سومی که مقتدی صدر و جیش المهدی او است نیز دارد رها می شود و رویه خود را تغییر می دهد:
● بعد از اعلان استراتژی بوش و هدف هجوم همه جانبه کردن ایران، مقتدی صدر قصد سفر به ایران را کرد اما به او وزیر ندادند .
● یکی از سرداران سپاه را اسرائیل دستگیر کرده است . هنوز دانسته نیست او در کجا دستگیر شده است . اما دانسته است که مافیاهای بحران ساز بنا دارند از راه انجام تروری پر سر و صدا، بحران پدید ﺁورند .
● طی هفته های اخیر، مقتدی صدر از رویاروئی با قوای امریکا و دولت عراق منصرف شده است . انصراف او امریکائیها را متعجب کرده است. عبدالحسین کعبی از سران سازمان تحت رهبری مقتدی صدر، حتی گفته است : « ما با دولت عراق در کامیاب کردن طرح ﺁرام سازی عراق، همکاری کامل می کنیم . اگر طرح یک طرح عراقی است و دولت عراق ﺁن را اجرا می کند، ما با دولت همکاری می کنیم » . پیش از ﺁن هم، گروه صدر در مجلس عراق که گفته بود حمایت خود را از حکومت مالکی پس می گیرد، از نو، اعلام حمایت از همان حکومت کرد .
خلیل زاد ، سفیر امریکا در عراق می گوید : ﺁنچه ما می توانیم ببینیم ، تغییر رفتار است . اگر این تغییر یک تغییر قلبی و واقعی باشد، چیز خوبی است و اگر تغییر تاکتیک است ، ما می باید هوشیار باشیم .
اما نان این تغییر رویه را رژیم ایران نمی تواند بخورد . زیرا اگر بموقع عمل کرده بود و بوش ﺁن را عامل اصلی وضعیت جدید نکرده بود، هم موقعیت ایران در عراق تحکیم می شد و هم رژیم می توانست از امریکا امتیاز بگیرد . در خود عراق گفته می شود صدر و گروه او متوجه شده اند که معروف شدن به دست نشاندگی ایران، ﺁنها را ﺁسیب پذیر تر می کند . بدین جهت مقتدی صدر از سفر به ایران منصرف شده است . حال اینکه در ایران، علت نیامدن او را خودداری رژیم از دادن ویزا به او می گویند.
زنبوری که مقتدی صدر و سازمان او بود هم مانند زنبورهای دیگر وابسته به دلارهای نفتی ایران بود و با تزریق دلار و دادن اسلحه بوجود ﺁمده بود . اما کار تا جائی پیش رفته است که دارد ایران را وارد جنگ شیعه و سنی در دنیای اسلام می کند .
● سومالی نیز مداخله ایران سبب شد از دست برود :
زنبور دیگری که ایران روی ﺁن خیلی حساب باز کرده بود جنبش مسلمانان در سومالی بود . برای این که نیش این زنبور کاری شود، پول زیادی هم خرج کرد و حتی نفرات روانه سومالی کرد . اما همین مداخله، به امریکا بهانه داد و دولت حبشه را بر ﺁن داشت به سومالی حمله کند . در این حمله، قوای هوائی و دریائی امریکا نیز شرکت کردند . نتیجه این شد که نیش این زنبور را هم کندند و خود زنبور هم دارد زیر پای فیل له می شود .
● افغانستان، زنبوری که به بزرگی زنبور عراق نیست اما امریکا را سخت بزحمت انداخته است نیز، بر اثر مداخله مافیاها، دارد بی رمق می شود :
نخست این دو خبر :
● افغانیها می گویند : نفوذ ایران منشاء تنش و برخوردهای خونین میان سنی و شیعه ، در غرب افغانستان، در منطقه هرات است .
سید حسین انصاری حاکم هرات می گوید: ایران در ساختن جاده ها و مدرسه ها و مساجد در ایالت هرات و کابل، میلیونها دلار خرج کرده است . اما رفیق شهیر ، رئیس مجلس محلی می گوید : شیعه های همسایه به شیعه های هرات کمک می رسانند و سنی ها از این وضعیت بسیار ناراضی هستند . حمایت ایران از شیعه هزارجات سبب پیدا شدن سر و کله طالبان شده است که ضد شیعه های دو ﺁتشه هستند . شیعه ها که 20 درصد جمعیت افغانستان را تشکیل می دهند، اینک گرفتار تنشی خونین با سنی ها هستند .
● امریکائیها در افغانستان نیز سیاست جدید در پیش گرفته اند . سابق بیشتر عملیات نظامی بود اما حالا ﺁن را با کارهای دیگری دارند همراه می کند. تشدید تنش میان سنی و شیعه، یکی از کارهائی است که اولا موقعیت ایران را در افغانستان از بین می برد و ثانیا به قوای امریکا نقش نیروئی را می دهد که اگر نباشد، افغانستان غرق جنگهای مذهبی و قومی می شود . بنا بر اخبار، بوش می خواهد از کنگره بخواهد یک بودجه 7 تا 8 میلیارد دلاری را برای هزینه های امنیت و عملیات عمرانی در افغانستان و تأمین کسر بودجه دولت افغانستان ، تصویب کند . کرزی هم از طالبان خواسته است بر سر میز مذاکره بیایند تا به جنگ و خون ریزی در افغانستان پایان داده شود .
امریکائیها می خواهند در بهار وارد عملیات نظامی وسیع بشوند . ناتو نیز بر قوای خود در افغانستان افزوده است. فعلا ایران هم دارد از زنبور افغانی نیش می خورد و موقعیت خود را هم حفظ نکرده است تا با امریکائیها به معامله بنشیند.
● احمدی نژاد در امریکای لاتین به دنبال خرید زنبور! :
در روزهائی که در تهران صحبت کنار زدن احمدی نژاد بود، او به ونزوئلا رفت . با چاوز صندوق مشترکی نیز تشکیل داد اما زنبوری که به فیل امریکائی نیش کاری بزند، نیافت . دولتهای امریکای لاتین همین قدر که امریکا سر به سرشان نگذارند، راضی هستند . حال و حوصله درافتادن با امریکا را ندارند . سازمانهای مسلح تشکیل دادن و به کارهای تروریستی دست زدن نیز بهانه دادن به امریکا است و نه نیش زدن به فیل
نتیجه این که بحران سازان مخفی در پوشش حکومت های قبلی عمل می کردند و به دست خامنه ای بر سر کار ﺁمدند، در طول مدت حاکمیت خود ، در ظاهر، از سیاست درگیری با امریکا جهت نابودی اسراییل پیروی کرده اند و در باطن ، برای افراطیهای امریکائی و اسرائیلی دلیل تراشیده اند. مجموع هزینه ای که اجرای « دکترین جنگ زنبور با فیل » برداشته است، حدود 7 میلیارد دلار است . سرانجام، پولهای از دست رفته و موقعیتها از بین رفته و به امریکا فرصت داده شده است دکترین جنگ جوجه تیغی با مار را به عمل درﺁورد .
امروز ایران در موقعیتی قرار گرفته است که مردم ایران می باید انتخاب کنند میان وضعیتی مانند وضعیت عراق با بیش از 700 هزار کشته و یک میلیون نیم گریخته از کشور و کشت و کشتار روزانه و یا مقابله با دولت نادان و خیانتکار خامنه ای – احمدی نژاد . بدون تردید برخاستن برای تغییر دولت و حاکمیت در ایران، ﺁسیب و زیانش به مردم و کشور به یک هزارم زیان حمله امریکا به ایران نمی رسد .
مردم به خوبی میدانند که امریکا بخاطر ما و حذف حاکمان ستمکار، به ایران حمله نمی کنند ، همانطور که بخاطر مردم عراق و حذف صدام حسین نیز نبود که به عراق حمله کردند . برای حذف میلاسویچ هم به یوگسلاوی حمله نکردند و به خاطر مردم یوگسلاو نبود که ﺁن کشور را تکه پاره کردند . از راه دلسوختن برای مردم افغانستان نبود که به ﺁن کشور حمله کردند و با وحشیانه ترین شکل با مردمش عمل کردند.
امریکا برای سلطه دراز مدت بر دو دریای بزرگ نفت و منابع عظیم گاز دست به این کارها زده است نه برای ایجاد دموکراسی که حالا دیگر شعار ﺁن را نیز نمی دهد .
وجد برخی از ایرانیان متعصب تر از امریکا به امریکا به گونه ای است که انسان فکر می کند اینها از چه نوع موجوداتی هستند که برای حمله امریکا به ایران اینقدر خوشحالی می کنند و دست به کار شده اند و امریکا را بیشتر تحریک می کنند که به ایران حمله کند !
ﺁنها باید بدانند که حتی اگر امریکا به ایران حمله کند و حاکمیت از بین برود ، در ایران، جایی برای خائنان وجود ندارد . چلبی و علاوی در عراق تجربه شدند . در ایران، محلی عملی برای ﺁنها وجود ندارد .
● رویه شیر در برابر ضعیف و روباه در برابر قوی :
بنابر مشاهده، هر زمان حاکمان ایران متوجه شده اند که طرف مقابل برای درگیری با ایران مشکل دارد، بحران را سخت تر کرده اند . و وقتی دیده اند طرف مقابل زورش زیادتر و ﺁماده درگیری است، به سرعت کوتاه می ﺁمده اند. میلیاردها دلار باج داده و یا جام زهر سرکشیده اند . و این ملت بوده است که می بایست تقاص حماقت و زورباوری این خائنان را پرداخته است .
● در زمان خمینی، این رویه را در چند مورد به عینه مشاهده کردیم : مورد اول مورد گروگانها بود . با سازش پنهانی از سوئی و با گرفتن تصمیمات خائنانه و احمقانه توسط امثال بهزاد نبوی و هاشمی رفسنجانی و خامنه ای از طرف دیگر، کار ایران به جایی رسید که در قبال آزادی گروگانها نه تنها امتیازی به دست نیاورد بلکه هزینه یک جنگ 8 ساله و چند میلیارد دلار ( نقره داغ به قول کارتر ) که امریکا بالا کشید را پرداخت . ﺁن گروگانگیری موجب شد تا همین الان خسارت حرکت نابخردانه تعدادی دانشجوی که بی فکر عمل کرده اند را بدهیم که ﺁلت فعل اجرای طرحی شدند که در امریکا تهیه شده بود .
مورد دوم جنگ 8 ساله بود . کودتای خرداد 60 برای ﺁن شد که جنگ ادامه یابد و در سایه شوم ﺁن، استبداد ملاساری برقرار شود . بعد از آن همه لجبازی های نابخردانه خمینی و عده ای ازمشاوران خائن او، بلاخره جنگ را در بدترین شرائط و با سر کشیدن جام زهر ، به پایان رساندند . بهای 8 سال جنگ را مردم ایران پرداختند .
● اما خامنه ای نیز همان رویه را در پیش گرفته است :
بار اول، برای قبولاندن صلح به مقتدایش خمینی، به گریه افتاده بود. به قول اردبیلی گریان از خمینی درخواست می کرده است قطعنامه را بپذیرد قبل از اینکه عراق وارد کشور شود و خوزستان را فتح کند. خمینی « متاثر» از گریه های این افراد، مجبور شد جام زهر را بنوشد ! در همان زمان بود که هاشمی رفسجانی و رضایی و دیگر سردمداران هم برای نجات خود دست به هر کاری زدند تا خمینی را وادارند به پذیرش قطعنامه رضایت دهد .
بار دیگر دوم، بعد از جنایتهای سیاسی بود که ایادی خامنه ای « قتلهای زنجیره ای » نامیدند . خامنه ای زمانی مشاهده کرد در ایران و جهان سردسته جنایتکاران شده است، با همه دشمنی که با شهید فروهر داشت، دم از رفاقت با فروهر زد و او را از افرادی شمردکه شجاع و... بود . خامنه ای به خوبی میدانست که اوضاع خیلی خراب است وگرنه او خود بانی جنایتها بود و جنایتها توسط سازمانی انجام گرفته بودند که او در رأس ﺁن بود . دادگاههای انقلاب و واواک تحت امر او دست به کشتار می زد و او هرگز خم به ابرو نمی ﺁورد . این بار، چون ظرف 24 ساعت ، در خارج از کشور، توسط ﺁقای بنی صدر، ﺁمر و مأموران جنایت معرفی شدند و جای حاشا باقی نماند، مدعی شد کسانی که دست به این کارزده اند از اسراییل و امریکا خط گرفته اند. خودش و افراد زیر دستش در سازمان ترور را می گفت.
خامنه ای خوب می دانست که این افراد سازمان ترور، تحت اداره « بیت رهبری» بودند که احمد خمینی را کشتند . دستور قتل سید احمد خمینی را شخص او داده بود و اگر حرفهای او صحت داشته باشد که عاملان از امریکا و اسراییل خط می گرفته اند پس خود او بوده و هست که با امریکا و اسراییل رابطه داشته و نه همسر بی چاره سعید امامی .
بار چهارم : مردم هنوز یادشان نرفته است که به دستور او بود که در ساعات بعد از نیمه شب 18 تیر 78، گروه انصار حزب الله جوانان دانشجو را از پنجره، با فریاد یا زهرا و یا امام حسین، به حیات خوابگاه پرتاب کردند. وقتی خبر به خامنه ای رسید که دانشجویان کتک خورده به سوی « بیت رهبری » ، با شعار « مرگ بر خامنه ای » راه پیمایی می کنند، در تلویزیون ظاهر شد و در حالی که گریان بود از عمل کسانی که این کار را کرده بودند، اظهار تنفر کرد. بعد ، ترتیب دیدار با دانشجویان را داد و دانشجویان را بغل کرده بود و اشک تمساح ریخت .
ﺁن زمان مردم در تلویزیون مشاهده کردند که ﺁن ابهت مصنوعی که برای خامنه ای می ساختند، از میان رفته و حقارت او ﺁشکار گشته است .
اما از مواردی که تاریخ هیچگاه از یاد نمی برد، فرار او از جبهه کرخه کور است وقتی قوای عراق دست به پاتک زدند و خامنه ای وضعیت را سخت دید و از میدان گریخت و سبب فرار سربازان و تبدیل پیروزی به شکست شد . بعد از ﺁن فرار مفتضحانه، مدتی خود را به ارتشی ها و پاسدارها نشان نمی داد .
وضعیت فعلی نشان می دهد که خامنه ای موقعیتها را از دست داده و فرصتها را سوزانده است . بنا بر سابقه، او و دستیاران او به فکر توانائی مردم ایران به پرداخت هزینه بحرانی که او و احمدی نژاد ساخته اند، نیستند . نگرانیشان بخاطر ماندن یا نماندن خودشان بر حاکمیت است .
البته صحبتهایی هم از نوشاندن جام زهر به احمدی نژاد ، می شود. از جمله، طرح انتخابات توأم ریاست جمهوری و مجلس، موجب کاهش دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد می شود . این طرح چه پیشنهاد و تصویب شود و خواه نشود، حاکی از ﺁنست که به این یا ﺁن طریق می خواهند جام زهر را به او بنوشانند.
جنگ طلبان در رژیم با این تبلیغ که امریکا بلوف می زند و اگر هم حمله کند، دماغش را به خاک می مالیم، واقعیتی را بروز می دهند و ﺁن این که اگر نتوانند کشور را در لبه پرتگاه جنگ نگاه دارند، فاتحه حاکمیت خود را خوانده اند . بد بیاری که ﺁورده اند اینست که این بار بحران یقه شان را گرفته است . مخالفتهایی که در خود رژیم اظهار می شود گویای وضعیتی است که هرگاه بخواهند با کشیدن جام زهر به بحران خاتمه بدهند، مافیاهای نظامی – مالی که حکومت را در دست دارد می باید طعم مرگ سیاسی را بچشند . اینست که نگرانی شدید وجود دارد که در مقام فرار به جلو، دست به بحران سیاسی خطرناکی بزند .
در این روزهایی که جنگ افروزان امریکایی نیروهای خود را به سوی مرزهای ایران گسیل داشته اند و هر روز در شیپور جنگ می دمند. به ناگاه رییس جمهور نادان ایران در شرایطی که بحث بودجه در مجلس در حال بررسی است و می بایست در مجلس حاضر شود و به مجلسیان پاسخ دهد، به همراه گروهی دیگر از نادانان به ونزوئلا می رود تا باتفاق چاوز، صندوق برای مبارزه با امریکا بوجود ﺁورد .
دانستنی است که به تازگی وخامت اوضاع را مسئولین نزدیک به خامنه ای هم به خوبی احساس کرده اند و در حال ایجاد شرایط مقابله با دار و دسته جنگ طلبان هستند .
زمانی که مشاور او حسین شریعتمداری باشد ، او نیز خیالهای خود را واقعیت می انگارد و مدعی می شود « دنیا دارد احمدی نژادی می شود » . در دنیای خیال، قطعنامه شورای امنیت را کاغذ باطله می خواند و رأی دهندگان به قطعنامه را تهدید می کند که خود گرفتار بلا می شوند . باز دردنیای خیال مدعی می شود دنیا با ایران است و امریکا منزوی است اما در عالم واقع، اجلاس عمومی سازمان ملل هرکس را که منکر هلوکاست شود، محکوم می کند . وزیر دفاعش امریکا را تهدید به نابود شدن می کند و در عالم واقع، پاسداران و ارتشیان وطن دوست، به سختی نگران سرنوشت ایران هستند . یکچند باور مافیاها این بود که خامنه ای را چون موم در دست خود دارند. نوار گفتگوهای احمدی نژاد و مصباح یزدی را نزد خامنه ای بردند و برﺁشفتن او بعلاوه بیماریش و انزوای ایران در جهان و نتایج « انتخابات » کذائی، ورق را برگرداند . فاصله گرفتن از احمدی نژاد « مد روز » شد .
این رییس جمهور شدیدا به این نتیجه رسیده است که تنها با ایجاد بحران و جنگ است که می تواند بر حکومت خود ادامه دهد اما گویا فراموش کرده است که الان سال شصت نیست و مردم در ایران به هیچ روی دیگر حاضر به پذیرش یک جنگ نیستند و این درگیری موجبات از هم پاشیدگی قدرت این حاکمان نادان را به وجود می اورد .
● نیاز رژیمهای عرب به برانگیختن تعصبات مذهبی و راه انداختن جنگ سنی با شیعه:
کشورهای مصر و عربستان و اردن و امارات و قطر از « ایدئولوژی » خالی هستند . دیگر نه ناسیونالیسم ناصر وجود دارد ( رژیم مصر راه و رسم وابستگی به امریکا و همکاری با اسرائیل را در پیش گرفته است ) و نا ایدئولوژی بعث بکاری می ﺁید و نه حتی وهابی گری سعودیها ( بن لادن این « اسلام » و علمداری ﺁن را از دست سعودی ها بدر ﺁورده است و جز بکار وحشیانه ترین خشونتها نمی ﺁید ) کار برد دارد . امریکا منفور ملتها می شود، اما این رژیمهای فاسد و وابسته ده چندان منفور می شوند . بنا بر این ، راهی برایشان جز بزرگ کردن خطر نفوذ ایران در کشورهای عرب و خطر شیعه و ایجاد دشمنی و جنگ راهی برای بقای خود نمی یابند .
از این رو، از مدتها قبل در کار برانگیختن تعصبها بر ضد ایران و شیعه بودند . تا پای «کمر بند شیعه » و رفتار خامنه ای و احمدی نژاد بعد از « یک دست شدن » رژیم ، بمیان نبود، کاری از دستشان بر نمی ﺁمد . تنها توانسته بودند فتاوی در مورد قتل شیعیان از برخی از مفتیان مزدور دولت بگیرند. اما خامنه ای و احمدی نژاد و « اصول گراها » کار این دولتها را ﺁسان کردند : در ﺁخرین اظهارات معاون وزیر امور خارجه مصر بود که ایران هم در عراق و هم در لبنان و هم در فلسطین و حتی در سوریه با دادن پولهای زیاد تلاش دارد شیعه را قدرتمند نماید . به همین دلیل بود که یکچند از کشورهای اهل تسنن را با خود هماهنگ ساختند تا با ایران وارد درگیری شوند . از عوامل اتحاد شومی که گفته می شود میان امریکا و کشورهای سنی و اسرائیل بوجود ﺁمده است ، یکی و در شمار عوامل بزرگ رژیم مافیاهای نظامی مالی است . این رژیم است که ایران را دارد در دنیای اسلام به انزوا در می ﺁورد . ایرانی که با انقلاب بزرگش ، بار دیگر، ایران را قلب دنیای اسلام کرده بود و به ملتی تاریخی فرصت رهبری این دنیا به رشد در ﺁزادی بخشیده بود .
● بخاطر « کمر بند شیعه » یا « هلال سبز شیعه » یک جنگ 8 ساله و 1000 میلیارد زیان را روی دست مردم ایران نهادند . پس جنگی که در ﺁن یک نسل ایرانی نفله شد، باز میلیاردها دلار خرج کردند و « دکترین جنگ پیشگیرانه » را پیش از بوش تدوین کردند و « النصر بالرعب » را رویه کردند . نتیجه این شد که کشورهای منطقه بر ضد ایران بسیج شدند. مگر آنهایی که با پول ایران به زندگی خود ادامه می دادند .
● امروز که پرده ها کنار زده شده اند، در تهران ، اهل نظر از خود می پرسند : ﺁیا سناریوی حمله اسراییل به لبنان، برای ﺁن به صحنه نیامد تا در همان حال که حزب الله را نابود کنند، شدت واکنش احتمالی دنیای اسلام را در صورت حمله به ایران، اندازه بگیرند؟ وقتی دیده شد که نه تنها هیچ کشور اسلامی در مقابل حمله چنان ویرانگری، موضع نگرفت، بلکه کشورهای عرب نگران ﺁن شدند که مبادا پیش از نابودی حزب الله جنگ متوقف شود، دست بکار بر انگیختن دشمنی سنی با شیعه و به محاصره خصومت مذهبی در ﺁوردن ایران شدند . خامنه ای و احمدی نژاد بیشترین بخش کار را با تحریکات ابلهانه خود کردند . آن روز گمان می بردند حمله به ایران ، جهان اسلام را به عصیان می ﺁورد . اگر امروز مردم دنیای اسلام از حمله به ایران رضایت خاطر نیابند، حداقل اینست که برای اعتراض به خیابانها نخواهند ریخت . این انزوا را نه تنها مردم ایران احساس می کنند، بلکه در خود رژیم یکی از دلایل مخالفان ادامه ریاست جمهوری احمدی نژاد است .
انقلاب اسلامی : در فصل چهارم خبرهائی را می یابید که خبرهای فصلهای پیشین را توضیح می دهند :