امریکا اقتصاد ایران را خفه می کند - اقتصاد ایران در حال تلاشی است - نقدینگی و تورم از مهار خارج می شوند و...:
جامعه بین المللی با افزودن بر فشار خود بر ایران ، نشان داد که فشار اقتصادی مداوم نتایج خود را ببار می ﺁورد . در همان حال که ایران به اجرای برنامه اتمی خود ادامه می دهد که احتمال دارد تا 5 سال ﺁینده به تولید بمب اتمی بیانجامد، قدرتهای جهان مکانیسم " با دو راه " را بکار انداخته اند . این روش عبارت است از اتخاذ و اجرای تدابیر تضییق کننده که بطور تصاعدی فشار را زیاد می کند و در عین حال، اجرایشان متوقف کردنی و خود ملغی کردنی هستند . یعنی هرگاه ایران غنی سازی اورانیوم را متوقف کند، اجرای مجازاتها و تدابیر تضییق کننده نیز متوقف می شود.
ﺁیا چنین روشی اقبال موفق شدن را دارد یا خیر ؟ این پرسش برای رؤسای دولتها قابل طرح نیز نیست . زیرا ﺁنها عزم خود را جزم کرده اند این روش را موفق بگردانند و محلی برای عرض وجود شک داران نمی بینند. اروپا و امریکا موافقند که مجازاتها دارند اثرات خود را ببار می ﺁورند . چند ماهی است که ایران می کوشد " وحدت " شکننده جامعه بین المللی را بشکند . تصویب قطعنامه های 1737 و 1747 ، به اتفاق ﺁراء شکست تقلاهای ایران را مسلم کرد و دیپلماتها را مطمئن کرد که ایران در قید انزوای بین المللی است . بنظر ﺁنها، این انزوا بیشتر از قطعنامه هائی عمل می کند که اجرا کردنشان پیچیده است و زمان می برد . این انزوا بسیاری از بانکها و شرکتهای اروپائی که با این کشور در رابطه اند، بر ﺁن داشته است که قطع رابطه کنند . هدف تضعیف حکومت احمدی نژاد بسود میانه رو ها است .
بنا بر قول مقامات دولتها اتحاد 6 دولت چنان است که یک برگ کاغذ سیگار را نیز نمی توان از میان ﺁنها عبور داد . خودداری روسیه از تحویل سوخت اتمی به نیروگاه بوشهر، را 5 کشور دیگر " یک ژست سیاسی مهم " تلقی کردند . امریکا نیز عزم جزم اروپا را ستایش می کند.
برغم جبهه مشترکی که 5 عضو دائمی شورای امنیت و ﺁلمان بوجود ﺁورده اند ، روشهای هریک با دیگری فرق می کنند : امریکائیها می خواهند مجازاتها تشدید شوند و چینی ها روسها، بخصوص روسها میخواهند تخفیف شوند و اروپا میان این دو ، خواستار اتخاذ روشی هستند که معدل این دو روش است .
هرچند تهدید به حمله نظامی ، با توجه به بلائی که در عراق بر سر امریکا ﺁمده است، اثر بایسته را ندارد، اما امریکا این شمشیر داموکلس را بالای سر ایران نگاه داشته است . در عوض، امریکا حلقه محاصره اقتصادی ایران را تنگ تر می کنند . استاد این کار، نیکولا برنس ، معاون وزیر است . او بتازگی گفته است : امریکا می تواند سلاح نفت را بر ضد ایران بکار برد . ایران صاحب دومین ذخایر نفت و گاز دنیا است اما 40 درصد از مصرف بنزین خود را وارد می کند . بالا رفتن قیمت بنزین که اعلام شده است، نارضائی از حکومت احمدی نژاد را بیشتر می کند .
اگر عرص بر نظام بانگی ایران که مشمول مجازاتها است ، تنگ شود، برای دریافت بهای نفت نیز گرفتار مشکل خواهد شد . کاخ سفید برای این که اقتصاد ایران را دچار خفقان کند، با حمایت کنگره ( با اکثریت دموکرات ) ، دست بکار فعالیتهای دیپلماتیک بسیار شدید و گسترده است : مقامات امریکائی در اروپا و ﺁسیا ، مقامات مالی و پولی را مصرانه به قطع روابط خود با ایران می خوانند . حکومتها نیز تشویق می شوند ضمانتهائی را لغو کنند که به صادر کنندگان کالاها به ایران ، بابت دریافت بهای کالاها، می دهند . شرکتهائی امریکائی و شعبشان در خارج از ایران تحت نظارت سخت قرار گرفته اند . برخی از ﺁنها، مثل ژنرال الکتریک و هالیبورتن ، زیر فشار حکومت امریکا، اعلام کرده اند قراردادهای در دست اجرا را تجدید نخواهند کرد .
این مراقبت جدی در بر می گیرد سرمایه گذاریها ، بخصوص در نفت و گاز را .
هرگاه رژیم بر جا بماند ، به سر باز زدن از قبول و اجرای قطعنامه های شورای امنیت ادامه خواهد داد . 60 روز دیگر، نوبت به تصویب قطعنامه جدیدی می رسد . 6 کشور فهرستی از مجازاتها را تهیه کرده اند و می گویند مصمم هستند تا گرفتن نتیجه، بر مجازاتها بیفزایند . هریک از این کشورها بر این گمان است که بحران طولانی می شود . در مورد ایران می باید اقدام کرد زیرا امید نیست .
روزنامه سوندی (Dagens Nyheter7 ﺁوریل ) : اقتصاد ايران در حال متلاشی شدن است :
با رشد اقتصادی 5 درصدی و درآمد سرشار از نفت نمی بايد اين کشور مشکل بزرگی داشته باشد. اما در حقیقت شور رو به از پا درآمدن اقتصادی است.
البته اين ربطی به تحريم ندارد بلکه خود آنرا به اينروز انداخته ايم . اقتصاد دانان و مجلس بر اين نظر هستند.
يک دور ماشين سواری در تهران به انسان حالی می کند که چيزی غير سالم پايه ای در اقتصاد ايران وجود دارد.
رگهای تهران در حال فروپاشی از ازدحام ماشين است و يک سکته کامل بزودی در راه است. دليلش خيلی ساده است مردم ايران درحقيقت بنزين مجانی از کيسه دولت می زنند. بنزين ليتری 0.60 کرون ( حدود 6 سنت) که اين فقط حزينه حمل و نقل بنزين است و باقی آن را سوبسيد است.
در کشور مابسيار هستند که نسبت به اين عکس العمل نشان داده اند، اينرا سعید ليلاز که شرکت مشاور اقتصادی خصوصی دارد می گويد. او ادامه می دهد آخرين کار ثابت من در دولت به مدت 48 ساعت بيشتر دوام نياورد که از طرف رئيس جمهور احمدی نژاد اخراج شدم.
با وجود اينکه ايران چهارمين توليد کننده نفت در جهان و دومين توليد کنند نفت در ايران است ما در روز 30 ميليون بشکه نفت به قيمت 15 ميليون دلار در روز که می شود 6 ميليارد دلار در سال بنزين وارد می کنيم که می توانستيم اينرا خود پالايش کنيم.
...
سوال می کنم که بهتر اين نيست که پالايشگاه بزنيد می گويد در حقيقت احتياج به بنزين آنچنان بالا نيست. ايران 40 ميليون ليتر بنزين در روز توليد می کند و ساختن پالايشگاه جديد بيهوده است. چه که با ساختن پالايشگاه قيمتها از اين هم که هست پائين تر می آيد.
تنها يک راه است و آنهم برداشتن سوبسيد. بدين ترتيب مصرف پائين می آيد و ما احتياج به وارد کردن نخواهيم داشت.
اما دولت بر اين باور است که اين کار خطرناک است چه که مردم چنان عادت به اين سوبسيد کرده اند که اعتراضاتی که در رابطه با گوجه فرنگی شد پيشش بی رنگ می شود.
برای اينکه من بهتر بفهمم يک موز و يک پرتقال از ظرف میوه بر میدارد. می گويد نگاه کنيد قيمت اين پرتقال که در داخل توليد می شود دوبرابر موزی است که بايد 20000 کيلومتر حمل شود و اين فقط بر اثر سياست سوبسيدی است. اينان که تصميم به چنين سياستی گرفته اند هم آنها هستند که می خواهند ما انرژی اتمی .. داشته باشيم. اينرا با حالت طنز می گويد.
چند سال پيش واردات ايران 30 ميليارد بود و امروز به 50 ميليارد رسيده است که تقريبا معادل صادرات نفتی ما است که حدوداٌ 60 ميليارد دلار است. اين اقتصاد بطور جدی از پا در می آيد اگر نفت از بشکه ای 60 دلار به 45 دلار سقوط کند.
احمدی نژاد از اقتصاد هيچی نمی داند او به سپاه و دوستانش پول قرض می دهد با بهره ای که يک سوم تورم است. چنان مخارج دولت اوج گرفته است که به زودی دولت حتی قادر به دادن حقوق کارمندان هم نيست اين در صورتی است که نقدینه 40 درصد بيشتر شده است که اين خود به تورم دامن می زند.
حتی مجلس محافظه کار هم به او اعتراض کرده است . برای مثال 150 تن از نمايندگان به مخارج رو به افزایش اعتراض کرده و خواهان وابستگی کمتر به نفت شده اند
با وجود اين هفته گذشته بودجه ای را به مجلس برد و تصويب شد که شامل افزايش هزينه ها به میزان 20 درصد بود . احمدی نژاد به بذل و بخشش ، بوقت سفر به این و ﺁن شهر ادامه می دهد.
با وجود اين هنوز او از طرفداری خامنه ای برخوردار است. اما به سه لحاظ اوضعيف شده است . اقتصاد ، انرژی اتمی و شکست او در شورای نگهبان.
فرار سرمايه از ایران و نيامدن سرمايه به ایران ، فرار استعدادها و تحریم اقتصادی ایران دارند اقتصاد ایران را از پا در می ﺁورند .
* دولت سایه حاکم بر اقتصاد همان مافیاهای نظامی مالی هستند :
• در 15 فرروردین، بیژن شهبازخانی، " نماینده " مجلس مافیاها به آفتاب گفته است : به نظر میرسد در بسیاری از موارد وزرای کابینه مجری تصمیمات "دولت سایه" هستند.
دولت سایه متشکل از نزدیکان، برخی از دوستان و مشاوران رئیس جمهور چنان با دیکته تصمیمات خود بر عملکرد وزرای اقتصادی دولت تأثیر میگذارند که نمیتوان همه مشکلات را متوجه مدیریت این وزرا دانست.
شهبازخانی به وضعیت رشد نقدینگی و واردات بیرویه اشاره کرد و گفت: براساس آمارهای رسمی میزان واردات کشور به بیش از 43 میلیارد دلار رسیده است در حالی که شعار دولت حمایت از تولیدات داخلی و ایجاد اشتغال بود.
رشد نقدینگی در این مدت و اثرات غیرقابل انکار آن بر افزایش تورم در کنار برخی سیاستهای بانکی از جمله اعلام بخشودگی جرایم و رشد 300 درصدی معوقهها بانکی که به بیش از 15 هزار میلیارد تومان رسیده است، نظام بانکی را برای حمایت از تولید به شدت تضعیف میکند.
رشد نقدینگی و اول شدن در تورم :
• وی در عین حال از بالابودن رشد نقدینگی در سال 85 انتقاد و اظهار کرد؛ نقدینگی در دولت نهم به اندازه تمام دولت های گذشته افزایش داشته و اثر مستقیمی بر زندگی مردم و تورم جامعه گذاشته است. به نحوی که در ابتدای سال 84 میزان نقدینگی 65 هزار میلیارد تومان بود و اکنون دو برابر رشد کرده است.
• در 13 فروردین ، ﺁفتاب گزارش بانک مرکزی را نقل کرده است : اداره بررسیها و سیاستهای اقتصادی بانک مرکزی اعلام کرد حجم نقدینگی کشور از 92.1 هزار میلیارد تومان در ابتدای سال 85 به 113 هزار و 739 میلیارد تومان در پایان آذرماه رسیده است. این آمار بدان معنی است که حجم نقدینگی کشور در پایان آذرماه سال 85 نسبت به ابتدای سال بیش از 21 هزار میلیارد تومان افزایش یافته است! این گزارش همچنین نشان میدهد که رشد نقدینگی کشور در 12 ماهه منتهی به آذرماه سال 85 به 36.7 درصد رسیده است و حجم نقدینگی در پایان آذرماه نسبت به ابتدای سال 85 نیز رشد 24.5 درصدی داشته است.
• و ایران، در منطقه ، از لحاظ نرخ تورم ، اول شد !
|