رویاروئیها و به گردن یکدیگر انداختن ها :
•  در 29 شهریور، خامنه ای گفته است : امروز بحمدالله ملت ايران برخلاف خواسته دنياي استكبار در مقابل تهديدهاي آنها ايستاده و رئيسجمهوري محترم نيز در سازمان ملل متحد و در مقابل چشم سران كشورهاي جهان به نيابت از ملت ايران، با استحكام، متانت و قوت، مواضع و حرف دل مردم ايران را بيان كرد كه اين به معناي اراده قوي و تزلزل ناپذير ملت ما است.
•  در 3 مهر ، هاشمی رفسنجانی ، در گفتگو با روزنامه عکاظ ، چاپ عربستان ، گفته است:
" اين پرونده مهم شده است و در حقيقت واجب نبود كه اين مساله اين همه مهم جلوه داده شود.چرا كه ايران مثل ساير كشورها به طور قانوني عمل ميكند، اما انگيزههاي سياسي برخي كشورهاي بزرگ و چه بسا اسراييل و آمريكا بيشتر از سايرين اين مساله را به اين وضعيت رسانده است و الان اين مساله خيلي مهم شده و ممكن است تبعات نامطلوبي را در ايران، منطقه و جهان به دنبال داشته باشد. اما اگر عاقلانه و ماهرانه اداره شود ميتواند به عنوان الگويي براي تمام كشورهايي كه خواهان فعاليت در اين زمينه هستند تبديل شود. "
وي در پاسخ به اين پرسش كه "آيا پيش بيني ميكنيد كه پرونده هستهيي ايران به شوراي امنيت ارجاع داده شود" گفت:
احتمال دارد كه اين مساله در طول مراحل مختلف به اين مرحله برسد، اما ما از سياستمداران جهاني كه از آثار و نتايج اين امر مطلع هستند انتظار داريم كه عاقلانه و با مهارت در اين مورد عمل كنند. ما در اين راستا و در خصوص اين پرونده شاهد برخي اهداف سياسي هستيم .
رفسنجاني توضيح داد:" ايران در چارچوب حق قانوني بينالمللي تضمين شده فعاليت ميكند و آژانس بينالمللي انرژي اتمي هم فرصت نظارت و اطمينان از روندي كه ايران در رابطه با اين كار و فعاليتهاي هستهيياش اتخاذ كرده را دارد. ايران هم به اقدام غافلگيرانهاي دست زده و آن مربوط به پروتكل الحاقي است ايران قبل از تصويب آن در پارلمان به اجراي آن اقدام كرده كه هدف ازاين كار اعتمادسازي بوده است. مذاكراتي هم به منظور اعتمادسازي با سه كشور اروپايي آلمان فرانسه و انگليس انجام شد. همه مسايل هم حول چگونگي اعتماد به ايران ميگشت به گونهاي كه اين كشور از طريق فعاليتهاي هستهيياش به سوي اهداف غيرصلح آميز (نظامي) حركت نكند به اعتقاد من راه درست همين راهي است كه در آن حركت ميكنيم. جاي تعجب نيست كه آقاي احمدي نژاد نيز چيزي به قاعدهاي كه در ايران با آن حركت ميكنيم اضافه نكند. به هر حال صحبت بر سر برنامهها و ابزارهايي است كه اين اعتماد را ايجاد ميكند و اين كه چگونه ميتوان اين ابزارها را يافت در رابطه با اين مساله زمينه همچنان گسترده است و امكان دارد كه برنامهها و راههاي متعددي براي آن مشخص شود. "
انقلاب اسلامی : 1 - بحران اتمی را هاشمی رفسنجانی و دستیاران او ساختند . در مجلس ششم ، " نماینده " ای اعتراض کرد که هنوز از تکنولوژی اتمی خبری نیست بحران به این بزرگی چرا ایجاد می کنید ؟ متهم به خیانت و تهدید به تعقیب قضائی شد . فیزیک دانان ایران نیز بیانیه ای در هشدار انتشار دادند . بضرب ارعاب، زبانها را بستند و قلم ها را از نوشتن ممنوع کردند . و چون سود بحران به مافیاهای نظامی - مالی رسید، رفسنجانی نگران بزرگ شدن بحران گشته است ! و 2 - اعتراض سر بسته او به خامنه ای و احمدی نژاد بجاست و می توانست در جهت شکستن قرق و باز شدن زبانها و قلمها به ابراز حقایق ، پیش از ﺁنکه دیر شود، مؤثر می افتاد . اما او در موقعیتی نیست که بتواند صریح سخن گوید .
•  در 2 مهر، بازتاب تقصیرهای صدور قطعنامه را به گردن حکومت خاتمی انداخت :
شرايط فعلي حاكم بر پرونده هستهاي و احتمال ارجاع اين پرونده به شوراي حكام، نتيجه عملكرد مسئولان سابق پرونده هستهاي است و نسبت دادن سرنوشت اين پرونده به عملكرد يك ماه اخير مسئولان جديد دبيرخانه شوراي عالي امنيت ملي، فرافكني است.
يك كارشناس ارشد پرونده هستهاي در گفتوگو با "بازتاب" ضمن بيان اين مطلب اظهار داشت: بررسي جامع عملكرد مسئولان پرونده هستهاي در دو سال اخير، نشاندهنده آن است كه تيم مذاكرهكننده، امتيازات اساسي را به طرف اروپايي و آژانس واگذار كرده و در ازاي واگذاري اين امتيازات مهم، تنها دستاورد اعلامشده خود را منتفي شدن ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت معرفي كرده است و حال نيز بايد درباره سرنوشت اين پرونده، پاسخگو باشد.
افشاي اطلاعات سري و محرمانه فعاليتهاي هستهاي كشور و همكاريهاي خارج از وظايف قانوني با آژانس، پذيرش بدون قيد و شرط پروتكل الحاقي، تعليق غنيسازي و توليد دستگاههاي مرتبط با غنيسازي؛ از جمله امتيازات مهمي بوده كه از سوي تيم مذاكرهكننده هستهاي به طرف اروپايي و آژانس واگذار شده است، كه البته برخي از آنها مانند "افشاي اطلاعات" و "همكاري داوطلبانه" غيرقابل بازگشت است و برخي ديگر همچون عدم تصويب پروتكل الحاقي، هزينه فراواني را به نظام تحميل ميكند.
مسئولان سابق پرونده هستهاي كه نقش اصلي را در واگذاري امتيازات مذكور داشتهاند، در شرايط فعلي كه به دليل آغاز فعاليت مركز اصفهان به وسيله خود آنان، پرونده بحراني شده است، بايد نسبت به دستاوردها و امتيازات متقابل گرفتهشده از اروپا، پاسخگو باشند.
اين منبع توضيح داد: درواقع مسئولان سابق پرونده هستهاي، تيم جديد را با انبوهي از تعهدات و امتيازات واگذارشده و دستهاي خالي از امتيازات دريافتشده روبهرو كرده و تنها دستاورد عنوان شده از سوي آنان ـ كه به شوراي امنيت نرفتن پرونده است ـ نيز با پيمانشكني طرف اروپايي در حال فروپاشي است.
القاي اين مطلب به افكار عمومي كه پرونده هستهاي به دليل عملكرد تيم جديد به شوراي امنيت ميرود، نوعي فرافكني ناجوانمردانه است؛ هرچند بنا بر برخي اخبار، بخش حساس تيم فعلي مذاكرهكننده نيز تغييري نكردهاند.
انقلاب اسلامی : هرچند دادن این باجها از سوی حکومت خاتمی و نزدیکان هاشمی رفسنجانی و با موافقت کامل خامنه ای انجام شده است، اما بی کفایتی احمدی نژاد و لاریجانی و روش تهدید و همراه با باج دهی و گریز از شفاف سازی و ... گویای این امور شدند : 1 - ایران تهدید می کند، زیرا کاری را دارد می کند که نمی خواهد از پرده بیرون افتد . 2 - ایران رفتاری مبهم در پیش گرفته است زیرا هدفی جز تولید برق در سر دارد . 3 - ایران باج می دهد زیرا می خواهد شورای حکام را از تصمیم بازدارد تا بتواند کار مخفی خود را که تولید بمب اتمی است ، انجام دهد . نتیجه ﺁن شد که امریکای منزوی در شورای حکام ، رهبر اکثریت دوسوم ﺁن بگردد و حکام 12 کشور نیز رأی ممتنع بدهند . این خیانت مسلم را جز به پای خامنه ای و احمدی نژاد و لاریجانی نمی توان نوشت :
•  در 3 مهر ، علي تاجرنيا ، " نماينده " سابق مجلس، ضمن ناعادلانه خواندن اين حكم از سوي شوراي حكام گفت: فارغ از تبليغات گروه مذاكره كنننده و رسانههاي وابسته به دولت حكم صادره از سوي شوراي حكام بسيار سنگين بود هر چند تيم مذاكره كننده عدم ارسال پرونده به شوراي امنيت را مثبت تلقي ميكند، اما نوع برخورد شوراي حكام بسيار تند بود.
در دوره آقاي خاتمي تحركات مناسبي جهت اعتمادسازي صورت گرفت اما خوش باوري در مورد همراهي كشورهاي غيرمتعهد و نوع برخورد رئيس جمهور در سازمان ملل موجب شد كه اروپا و آمريكا كه اراده جدي در مورد ارسال پرونده به شوراي حكام نداشتند از اين مساله به عنوان يك ابزار براي ترساندن جمهوري اسلامي بهره بگيرند.
وی بااشاره به كشورهاي دوست ایران كه در اجلاس حکام به قطعنامه راي ممتنع دادند تصريح كرد : نتيجه راي شوراي حكام ثابت كرد كه به جز آمريكا كشورهاي ديگر نيز نسبت به انرژي هستهاي ايران دغدغه دارند و تاكيد زياد ايران بر برخورداري از انرژي هستهاي اين نگراني ها را تقويت كرده است.
•  در 3 مهر ، سيد ناصر قوامي ، " رئيس كميسيون قضايي مجلس ششم " ، به خبرنگار سايت امروز گفته است : آقاي احمدي نژاد و ساير دولتمردان جدید لازم است که بدانند در پست جدید باید بسیار سنجيدهتر عمل كنند، زيرا تندروي در این جایگاه به منافع ملي ما آسيب های غیر قابل جبرانی را وارد می کند و رعايت جوانب مختلف در موضعگیری ها به ویژه درصحنه بين الملل بسيار ضروری است.
در قطعنامه شوراي حكام نكات مهمي از جمله ادامه تعليق توسط ايران بدون مشخص كردن زمان پايان تعليق، اتهام مخفي كاري به دليل عدم ارائه اظهارنامه فعاليت هستهاي توسط دولت ايران به آژانس بين المللي، به چشم ميخورد كه وضعيت بدي را پیش روی ايران قرار داده است.
فشار اروپا و آمريكا به دنبال برگزاري انتخابات مجلس هفتم و رد صلاحيت بسياري از نخبگان كشور شدت گرفت كه مسئولان دولت ايران بايد پاسخگوي اين مساله باشند و در جهت منافع ملي ايران حركت نمايند.
مسولان کشور تصميم گيري در مورد انرژي هستهاي را منحصر به افراد خاصي پشت درهاي بسته نكنند و از نخبگان و احزاب بهره گيرند.
وی هشدار داده است: دولتهايي كه به اين قطعنامه راي ممتنع دادند در صورت تداوم غني سازي به مخالفين ايران تبديل ميشوند.
دولتمردان ايران بايد بدانند كه كشورهاي روسيه و چين قابل اعتماد نيستند و روسيه همان كشوري است كه ضمن پشت كردن به عبدالناصر باعث شكست مصر در جنگ شش روزه شد.
•  در 3 مهر، حسین شریعتمداری ، از اعضای چند وظیفه ای سازمان ترور و مدير مسوول كيهان، ارگانی از ارگانهای تبلیغاتی این سازمان، در سرمقاله این روزنامه نوشته است :
بعد از دو سال و چند ماه چالش هسته اي با آژانس و مذاكره با سه كشور اروپايي- كه البته خالي از برخي دستاوردها نيز نبوده است- امروزه پرونده هسته اي كشورمان به نقطه شروع بازگشته و در شرايط حساس و تعيين كننده اي قرار گرفته است و با كمال تاسف بايد گفت در رسيدن به اين نقطه، كم توجهي و عدم درك شرايط از سوي مجلس هفتم و دولت جديد كه از دست رفتن برخي فرصت ها براي اعمال اقتدار ايران اسلامي را در پي داشته است ، بي تاثير نبوده ... كه مي گذاريم و مي گذريم.
... در پيش نويس دوم از "مكانيسم ماشه" استفاده شده بود كه اين پيش نويس هم به دليل مخالفت كشورهاي يادشده پس گرفته شد و نهايتاً پيش نويس سوم كه متن آن با اندك تغييرات صوري و كم اهميت، همان متن پيش نويس دوم است، در دستور كار قرار گرفته است. اشاره به نكاتي در اين باره و عكس العملي كه از مسئولان كشورمان انتظار مي رود، ضروري است.
1- در يكي از بندهاي پيش نويس اخير -بند يك از بخش اجرايي- آمده است كه "نقض ها و قصورهاي ايران از تعهداتش در راستاي پيروي از موافقتنامه پادماني NPT كه جزئيات آن در
(Gov/3002/57) تشريح شده -مصداق- عدم پايبندي از مقررات آژانس است" كه در اين باره گفتني است؛
الف: اين بند از پيش نويس همان "مكانيسم ماشه" است، چرا كه مطابق بند B از ماده 12 اساسنامه آژانس، پرونده يك كشور عضو NPT، تنها در دو حالت قابل ارجاع به شوراي امنيت سازمان ملل خواهد بود.
حالت اول، "انحراف" -DIVERSION- است، يعني هنگامي كه بازرسان آژانس به طور مستند و با ارائه شواهد و قرائن قابل قبول، اعلام كنند كه فعاليت هسته اي كشور عضو NPT از حالت صلح آميز به سوي فعاليت هاي نظامي و توليد سلاح اتمي منحرف شده است.
حالت دوم، "عدم پايبندي" -NON COMPLIANCE- است، و آن، هنگامي است كه كشور عضو به تعهدات خود براساس مفاد NPT و يا قطعنامه هاي شوراي حكام عمل نكرده باشد...
3- هم اكنون - شنبه، ساعت 19 و 30 دقيقه به وقت تهران- از وين خبر رسيد كه پيش نويس پيشنهادي اتحاديه اروپا با رأي گيري به تصويب رسيد. در اين رأي گيري، 22 كشور رأي موافق، 12 كشور رأي ممتنع و يك كشور -ونزوئلا- رأي مخالف داده اند.
با دريافت اين خبر، كه تحقق همان احتمال سوم در يادداشت امروز است، مخصوصاً با توجه به آراء ممتنع چين، روسيه و كشورهاي عدم تعهد، ادامه اين يادداشت را به آنچه پيش روي داريم، اختصاص مي دهيم.
4- برخلاف آنچه سه كشور اروپايي ادعا مي كردند كه در پيش نويس دوم و سوم خود، بند مربوط به ارجاع پرونده به شوراي امنيت را حذف كرده اند، اين بند به گونه اي زيركانه -بخوانيد موذيانه- در بند 2 از فصل اجرايي پيش نويس سوم گنجانده شده است با اين متن، "با توجه به اين كه شوراي امنيت به عنوان ارگاني صلاحيت دار مسئوليت حفظ صلح و امنيت بين المللي را برعهده دارد، اين مسئله -پرونده هسته اي ايران- در صلاحيت آن است."
در اين بند، علي رغم تاكيدهاي پيشين و مكرر مديركل آژانس كه هيچ نشانه اي از غير صلح آميز بودن فعاليت هسته اي ايران در دست نيست، به طور تلويحي اتهام غير صلح آميز بودن فعاليت هسته اي كشورمان مورد تاكيد قرار گرفته و به عنوان راه حل نهايي نيز ارجاع پرونده به شوراي امنيت سازمان ملل در نظر گرفته شده است، مگر آن كه ايران از چرخه توليد سوخت دست بردارد و حتي فعاليت UCF اصفهان را -كه ربطي به غني سازي ندارد- نيز متوقف كند.
...
6- با توجه به نكات فوق كه در قطعنامه اخير شوراي حكام آژانس آمده و ديروز به تصويب رسيده است، بدون كمترين ترديدي بايد گفت كه تن دادن ايران به قطعنامه اخير، مفهومي جز امضاي سند ذلّت نظام اسلامي و مردم مسلمان كشورمان ندارد، چه كسي مي تواند براي پذيرش اين قطعنامه نام و مفهومي غير از "امضاي سند ذلت" پيدا كند؟! و اما، چاره چيست؟!
7- دولت جمهوري اسلامي ايران بايد بدون كمترين درنگ، بيانيه اي رسمي صادر كند و در آن ضمن ابراز مخالفت خود با اين قطعنامه كه يادآور معاهده استعماري تركمنچاي است، با صراحت اعلام كند كه از پذيرش مفاد آن امتناع ورزيده و براي رويارويي با پي آمدهاي اين امتناع -هرچه كه باشد- آماده است و همزمان مي تواند و بايد با استناد به ماده 10 معاهده NPT، خروج كامل خود از اين معاهده را اعلام كند.
دولت طي دو نامه جداگانه به آژانس اعلام كرده است كه در صورت ارجاع پرونده به شوراي امنيت، غني سازي اورانيوم را از سر گرفته و اجراي داوطلبانه پروتكل الحاقي را متوقف خواهد كرد. اين تهديد، قبل از آن كه اثرگذار باشد، چيزي شبيه شمشير كشيدن در مقابل توپ و تانك است و صد البته بي فايده.
8- متاسفانه نمايندگان اصولگراي مجلس هفتم نشان داده اند كه علي رغم آن همه شعارها و ادعاها، از درايت و درك لازم براي حفظ منافع ملي كشورشان برخوردار نيستند و در چالش هسته اي پيش روي، همواره چند قدم عقب تر از حريف بوده اند...
•  در 3 مهر ، ﺁفتاب قول حسن فتحی را نقل کرده است . او از جمله گفته است :
روزی که دکتر احمدی نژاد در مجمع عمومی سازمان ملل طرح خود را درباره فعالیت های هسته ایران اعلام کرد عده ای بدون توجه به واقعیت ها فریاد برآوردند که این طرح امریکا و دوستانش را مات کرده و در تنگنا قرار داده است. در این شرایط در عوض این که مقامات ایرانی تضمین های لازم را از کشورهایی که خود را دوست و طرفدار تهران می نامند بدست بیاورند بی گدار به آب زده و متاسفانه فریب حمایت های ظاهری آنها را خوردند. در نهایت نیز تنها کسی که از خواسته ایران پشتیبانی کرد ونزوئلا بود که از موضع قدرتمندی در شورا و آژانس برخوردار نیست. به همین دلیل تهران باید از همین امروز تلاش های خود را شدت بخشیده و برای حضور در اجلاس بعدی آماده شود.
•  در 4 مهر، سایت روز، مصاحبه مریم کاشانی با احمد شیرزاد ، فیزیک دان و عضو مجلس ششم را انتشار داده است : احمد شیرزاد استاد و کارشناس فيزيک و يکی از مسوولان سابق انرژی اتمی در کشورست که اينک به عنوان عضو جبهه مشارکت و نماینده مجلس ششم شناخته می شود. او در گفت و گو با "روز" از پرونده اتمی و علل رسیدن شورای حکام، به" نتیجه ای که مسئولین جدید پرونده اتمی در انتظار آن نبودند" سخن گفته است.
شیرزاد، نماینده مجلس ششم، یک بار در جلسه علنی مجلس،" در نطق خود نسبت به اقتصادی بودن طرحهای اتمی ايران ابراز ترديد کرد و پنهانکاری در ساخت تأسيسات هسته ای را باعث اعمال فشار جهانی عليه ايران دانست. مطبوعات تحت کنترل محافظه کاران نطق آقای شيرزاد را به شدت به باد حمله گرفتند و خواستار برخورد قضايی و امنيتی با وی به اتهام خيانت به امنيت کشور شدند.
به نظر کارشناس بی بی سی فارسی "اين نوع برخورد با آقای شيرزاد سبب شد ساير نمايندگان اصلاح طلب مجلس ششم از اظهارنظر درباره پرونده اتمی ايران پرهيز کنند يا مواضعی همسو با محافظه کاران بگيرند."
•  شیرزاد : البته ما خیلی هم ساکت نبودهایم، حرف می زنیم ولی جایی چاپ نمیکنند.
•  مریم کاشانی : آنچه چاپ نمیکنند؟
•  شیرزاد : اینها نتیجه سیاست های عجولانه ایست که دولت آقای احمدی نژاد در طول یک ماه و نیم گذشته، در پیش گرفته است. آقایان فکر می کردند با توجه به اختلاف نظرهای موجود در شورای حکام از یک سو، و مشکلاتی که اروپا و آمریکا دارند، از سوی دیگر، اگر جمهوری اسلامی یک موضع سیاسی قاطع بگیرد، غربی ها قادر به انجام اقدامات جدی نخواهند بود.
•  مریم کاشانی : و این تحلیل اشکال داشت.
•  شیرزاد : رویداد اخیر نادرستی این تحلیل را تایید کرد. در واقع سخنرانی آقای احمدی نژاد در سازمان ملل، و بدتر از آن مصاحبه ای که با سی ان ان و سایر رسانه ها داشتند، تماما حکایت از این داشت که ایران تصمیم قطعی و نهایی خود را گرفته و این تصمیم هم غیر قابل تغییر است. خب، طبیعتا چنین موضعی، جایی برای چانه زنی باقی نمی گذاشت و کشورهای مختلف را به سمت اتخاذ موضعی قاطع و نهایی پیش برد. به همین دلیل فکر می کنم کاری که آقای احمدی نژاد وبعد آقای علی لاریجانی، انجام دادند، حداقل چندین ماه اروپا و آمریکا را به اهداف سیاسی خود نزدیک تر کرد. موضع گیری آقایان این بود که هرچه زود تر ماجرا را تمام کنند...
•  مریم کاشانی : تمام کنند؟
•  شیرزاد : همان سیاستی که آقای لاریجانی مطرح کرد، یعنی مرگ یک بار و شیون یک بار. تمام کردن به این معنا، و این موضعی دیپلماتیک نیست.
•  مریم کاشانی : و حالا در چه وضعی قرار داریم و در دوماه آینده چه اتفاقی می تواند بیفتد؟
•  شیرزاد : در یک تار عنکبوت گیر کرده ایم. هر حرکت عجولانه و دست و پازدن می تواند وضعیت را بدتر کند. وضعیتی که اصلا نباید درآن قرار می گرفتیم. حالا متاسفانه، دولت باید تصمیم سختی بگیرد. یا باید به سمت مقابله با تقریبا تمامی کشورهای دنیا برود، و یا بایستی کوتاه بیاید، که در هر دو حالت مشکلاتی خواهد داشت. به هر حال آقایان در کشور شعارهای تندی داده اند ، ولی هنوز هم به نظر من باید با مردم صحبت کنند و موضع عاقلانه ای اتخاذ کنند که در آن منافع ایران بیشتر تضمین شود.
انقلاب اسلامی : " تا ﺁخر رفتن " و ﺁن گاه تسلیم شدن و یا ایران و بسا رژیم خود را قربانی نکردن، رژیم کدام را برخواهد گزید ؟ پاسخ این پرسش را در فصل سوم خواهیم جست . در این فصل، گزارشی شامل اطلاعاتی ارزنده ای را خواهید خواند که انقلاب اسلامی دریافت کرده است :