ماهیت یگانه " اصولگرایان " ایران و محافظه کاران جدید و بنیادگرایان امریکائی - علامت ظهور ؟ تهدیدهای زبانی متخصصان تسلیم در دقیقه 90 :
•  در 30 شهریور، آفتاب قول نورمن سالومون را پیرامون اشتراکات تند رو های ایرانی و امریکائی ﺁورده است :
افراط گرایان ایرانی و نومحافظه کاران نظامی گرای آمریکا، یک هدف مشترک دارند: هر دو بسیار مشتاق اند که تمایل ایران به سمت دموکراسی و حقوق بشر را خفه کنند. در سطح ظاهری، فریادهای مرگ بر آمریکای آنها با ذهنیت حاکمان واشنگتن فاصله زیادی دارد. اما تندروهای ایرانی و آمریکایی به هم نیاز دارند: وابستگی متقابلی که جرات به زبان آوردنش را ندارند.
در صحنه سیاسی ایران، الفاظ ضدآمریکایی، بخشی از برنامه تئوکراتیکی است که برای تشدید سرکوب در ایران به کار می رود. هر چه خصومت لفظی و عملی دولت جورج بوش در مقابل ایران شدیدتر شود، تندروهای ایرانی آن را بیشتر دوست خواهند داشت. فریادهای مرگ بر آمریکا و گزارش های نقض حقوق بشر ایران هم ، به گوش نومحافظه کاران آمریکایی، خوب جلوه می کند. هر دو طرف می خواهند راه تشنج زدایی تهران و واشنگتن را مسدود کنند.
کریستوفر دوبلیگ، خبرنگار اکونومیست در این خصوص می گوید: "تندروهای ایرانی را نومحافظه کاران آمریکایی نجات دادند. تا موقعی که ایران از مقاصد آمریکا بترسد و آمریکا هم ایران را محکوم کند، تندروهای ایرانی بهانه ای برای سرکوب خواهند داشت و اصلاحات را نوعی خیانت خواهند دانست."
•  در 4 مهر، "علي دواني"، روحاني و مورخ در جلسه هفتگي اخير انصار حزبالله، نطق احمدينژاد در مجمع عمومي سازمان ملل را از نشانههاي پيش از ظهور امام زمان دانست.
به گزارش خبرنامه داخلی جبهه مشارکت ایران اسلامی، وي در اين باره گفت: "يكي از نشانههاي پيش از ظهور، انقلاب و حضرت امام ميباشد كه شخصي خارجي به من ميگفت اگر مرزها باز بود و براي سفر احتياج به گذرنامه نبود، بسياري از مردم دنيا مشتاق به حضور در ايران بودند كه ببينند اين چه كشوري است كه به مقابله با قلدرهاي عالم برخاسته و هيچ باك و هراسي هم از آنان ندارد. آنقدر به ايران ميآمدند كه ديگر جايي براي شما باقي نميماند و يا همين نطق چند دقيقهاي آقاي احمدينژاد كه دنيا را تكان داد."
انقلاب اسلامی : حضور چنین ﺁدم بی مایه و زورپرستی به نمایندگی ملتی در سازمان ملل ، در شمار ستم های بسیار بزرگ به ملت است . تحمیل او بعنوان رئیس جمهوری ، بعنوان دلیل برای قیام ملت کافیست .
•  موضع گیری احمدی نژاد و وزیر خارجه او ، گویای ماهیت زورپرست او است و خبر از " تا ﺁخر رفتن " و " در دقیقه 90 تسلیم شدن " می دهد :
•  در 4 مهر ، احمدی نژاد گفته است : منابع سوخت فسيلي در جهان را تجديد ناپذير و در حال اتمام خواند و گفت: همه ملتها نيازمند منابع جديد انرژي هستند و انرژي هستهاي به عنوان يكي از پاكترين و بهترين منابع انرژي ميتواند در اختيار ملتها قرار گيرد اما قدرتهاي استكباري با يك نگاه بلند مدت در صدد برآمدهاند تا با انحصاري كردن چرخه توليد سوخت هستهاي، درآمدهاي هنگفت اقتصادي براي خود كسب كنند و آن را به عنوان ابزار سلطه و تحميل خواست خويش بر ساير كشورها مورد استفاده قرار دهند.
ما صداي شكستن استخوانهاي اين غولهاي پوشالي را مي شنويم و در تعجب هستيم كه چرا خود اينها متوجه اين حقيقت نيستند.
احمدي نژاد بر قرار داشتن سه كشور اروپايي در موضع انفعالي تاكيد كرد و گفت: موضع انفعالي ميرا و رو به نابودي است اما جمهوري اسلامي ايران داراي موضعي فعال است، ما براي اداره دنيا ايدههاي جديد و مبتني بر خداپرستي، عدالت و فطرت انسانها داريم و بسياري از كشورها در اجلاس سازمان ملل از اين مواضع استقبال كردند.
انقلاب اسلامی : او مدعی است " دولت از حقوق قطعی و قانونی ملت نخواهد گذشت " . اما حق دانستن، به تصریح قرﺁن، در شمار مهمترین حقوق انسان و هر جامعه انسانی است . اگر حقوق حقوق مردم هستند ﺁنها حق دارند و مسئولند که این حقوق را بشناسند . حال ﺁنکه نه تنها اجازه گفتگو و بحث در باره اتم و دیگر مسائلی که در قلمرو حقوق ملی قرار می گیرند ، به کسی داده نمی شوند ، بلکه
•  بنا برگزارش سازمان ملل متحد، رژیم ایران ، بعد از رژیم قذافی ، از لحاظ پاسخگو نبودن به مردم ، در جهان، مقام اول را دارد .
انقلاب اسلامی : بدینسان، به جای توضیح تهدید می کند . غیر از این که استدلال او در باره انرژی اتمی گویای نادانی احمدی نژاد است ، بحث بر سر داشتن نیروگاه اتمی و تولید برق اتمی نیست . بحث بر سر اینست که کشوری که یک نیروگاه هنوز ندارد، هزینه سنگین غنی سازی اورانیوم را چرا تحمل می کند ؟ و...
•  در 4 مهر وزارت خارجه رژیم مافیاها بیانیه ای انتشار داده و بنوبه خود تهدید کرده است : در صورت عدم اصلاح قطعنامه يا پافشاري بر اجراي آن، ايران، ناچار به لغو تمامي امتيازات دواطلبانه و موقت اعطا شده پيشين از جمله اجراي بدون تصويب پروتكل الحاقي ميباشد.
•  در 4 مهر، معاون " رئیس جمهوری " تهدید کرده است ارجاع پرونده اتمی ایران به شورای امنیت، موجب تشدید تنشها در خاورمیانه می شود .
•  با وجود این تهدید ها، میدل ایست ﺁن لاین ( 26 سپتامبر ) اطلاع می دهد :
منابع اطلاعاتی اسرائیل می گویند: در 18 ماه اخیر ، هیأت فنی افریقای جنوبی از تهران بازدید کرده و در باره همکاری اتمی با ایران گفتگو کرده است . دو کشور موافقت کرده اند اطلاعات اتمی را، از جمله در باره غنی سازی اورانیوم ، با یکدیگر مبادله کنند .
وزیر خارجه افریقای جنوبی ، در نیویورک، حامی برنامه اتمی ایران شد . در 21 سپتامبر، وی با وزیر خارجه انگلستان ، بمدت نیم ساعت ، در باره برنامه اتمی ایران گفتگو کردند .
انقلاب اسلامی : می دانیم که پیشنهاد افریقای جنوبی اینست که غنی سازی اورانیوم تا مرحله تبدیل به گاز در ایران و از ﺁن تا اورانیوم غنی شده در خارج از ایران ( افریقای جنوبی ) انجام بگیرد . اینهم نوعی شرکت دولت با دولت می شود و در صورتی که عملی شدن، احمدی نژاد دم از " پیروزی بزرگ " خواهد زد .
•  در 4 مهر ، عباس عبدی با سایت روز مصاحبه کرده و از جمله به این پرسشها این پاسخها را داده است :
•  روز : به نظر شما اين موضع چه خواهد بود؟
•  عبدی : بر اساس آنچه كه تا كنون گفته و شعار آن داده شده است، طبعاً ايران اين قطعنامه را نخواهد پذيرفت و حدود ۴۵ روز ديگر نيز گزارش البرادعي موجب ارجاع پرونده به شوراي امنيت خواهد شد.
•  روز : و اگر ايران بپذيرد؟
•  عبدی : گذشته از آن كه يك شكست سياسي براي حكومت ايران است، ضمناً مجبور است اين فرآيند را به صورت دائمي و بدون هيچ گونه كسب امتيازي متوقف كند و اين همان است كه در مصاحبه قبلي گفتم، يعني حكومت ما متخصص در كوتاه آمدن در دقيقه ۹۰ بدون كسب هيچ امتيازي است. ضمن اين كه ايران به طور ضمني پذيرفته است كه حق بهرهمندي از اين تكنولوژي را ندارد و اين يعني تأييد ادعاي غربيها در غيرصالح بودن حكومت ايران در چارچوب ضوابط بينالمللي كه به طور مفصل در مصاحبه قبلي اشاره كردهام.
•  روز : و اگر نپذيرد؟
•  ارجاع پرونده به شوراي امنيت، كه طبعاً در آنجا فرآيندهاي متفاوتي از الزام و اجبار به پذيرش تا تحريم و نهايتاً اقدام نظامي را نيز شامل ميشود و اين همان مسألهاي است كه در مصاحبه قبلي هم به آن اشاره كردهام. غنيسازي يا هر چيز ديگر در اين رديف، ارزش اين را ندارد و خسارت آن نصيب مردم فقير و عادي ايران خواهد شد و شرايط را براي پيشبرد اهداف اصلاحي و دموكراتيك اگر نگوييم كه مشكل ميكند مبهم ميكند.