چند و چون برخوردهای " اصول گرایان " با یکدیگر از دید ناظران خارجی :
انقلاب اسلامی : مخاصمات " اصول گرایان " که قرار بود یکدست باشند، با یکدیگر، در مطبوعات غرب موضوع بحث شده اند . از جمله ، گاردین ( 19 نوامبر ) و لوموند ( 22 نوامبر ) . از ﺁن گزارشها به نقل نکاتی از استراتفور ( 16 نوامبر ) بسنده می کنیم . این نکات نوعی جمع بندی هستند :
* در 16 نوامبر ، سیاستمدار ایرانی ، هاشمی رفسنجانی ، پرزیدنت احمدی نژاد را بخاطر پاکسازی صلاحیتهائی را مدتی دراز به کشور خدمت کرده اند، مورد انتقاد قرار داد . اظهارات رفسنجانی ، مقارن شدند با رویدادهائی که بروز رویاروئیهائی را در دورن جبهه محافظه کاران گزارش می کنند . این چند دستگی و رویاروئی، در زمانی که جمهوری اسلامی سعی می کند قدرت منطقه ای بشود، رژیم را بی ثبات می کند .
* هاشمی رفسنجانی که دو بار رئیس جمهوری بوده و اینک رئیس مجمع تشخیص مصلحت است ، در اجتماع ائمه جمعه سراسر کشور، باب انتقاد از رئیس جمهوری را گشود . او هشدارداد هرگاه اجازه ادامه را پیدا کند، کشور و انقلابی را به خطر می اندازد که این رژیم زاده ﺁنست . زیرا اینگونه اقدامات به " دشمنان " ایران فرصت می دهند به ﺁن زیان رسانند .
* انتقاد رفسنجانی پس از ﺁن بعمل ﺁمد که رهبر جمهوری اسلامی ایران، ﺁیة الله علی خامنه ای از مخالفان احمدی نژاد خواست صبر پیشه کنند و از انتقاد رئیس جمهوری محافظه کار افراطی باز ایستند .
* حکومتی های امروز خاتمی و اصلاح طلبان را به این خاطر مورد انتقاد قرار می دادند که در برابر سیاستهای ضد اسلامی ، لاقید بوده اند . و اینک ، خود حکومت می کنند با یکدیگر سر ستیز دارند . امری که برای رژیمی که می کوشد قدرت منطقه ای بگردد ، پر زیان است . بخصوص که گرفتار مسئله اتمی است و نگران وضعیت عراق است .
* اختلافات ایدئولوژیک، و بنا بر این، سیاسی جانشین کشماکش محافظه کاران با لیبرالها گشته اند و حاکی از ﺁنند که توان حکومتگری روحانیان غیر منتخب به ﺁخر رسیده است . می توان ﺁنها را به دو جناح عمومی تقسیم کرد که با یکدیگر رویاروئی می کنند : محافظه کاران عمل گرا که رفسنجانی رهبریشان می کند و محافظه کاران سخت افراطی . از این جناح، چهره ای که در منظر عام است، احمدی نژاد است اما نیروی اصلی آیین جناح روحانیان سخت سری هستند که در درون رژیم هستند . خامنه ای میان این دو گروه قرار گرفته است و می کوشد میانشان تعادل برقرار کند . هم به این خاطر که در رأس رژیم قرار گرفته است و هم بدین جهت که خود میان این دو تمایل در نوسان است .
* مربی و مراد احمدی نژاد ، ﺁیة الله محمد تقی مصباح یزدی است . نظرگاههای بشدت افراطی او احمدی نژاد را سخت تحت تأثیر قرار داده است . سخنان و تصمیمهای احمدی نژاد نظرات مصباح را بازگو می کنند . مصباح یزدی قویا جانبدار انزوای ایران از غرب است و ﺁرائی سخت افراطی از این نوع دارد : " اسلام اجازه می دهد خون هر کسی بر زمین ریخته شود که به مقدسات اسلام توهین کند . نیاز به مراجعه به دادگاه نیز نیست . "
      مشوق احمدی نژاد در اظهارات ﺁتشینش - اسرائیل می باید از نقشه جهان حذف شود - سخت سرترین ها و مصباح یزدی بوده اند که گفتگوهای پشت پرده را به زیان خود می بینند . این گروه رو در روئی می کنند با هاشمی رفسنجانی که می خواهد پشت پرده معامله بر سر عراق و مسئله اتمی ایران را بعمل ﺁورد .
* موضع هاشمی رفسنجانی و خامنه ای و روحانیان بلند پایه رژیم نشان می دهد که مخالفت با سیاستهای احمدی نژاد نه از سوی لیبرالهای اصلاح طلب که از جانب رفقای محافظه کار بعمل می ﺁیند . این مخالفت بدان معنی است که اظهارات و سیاستهای احمدی نژاد ، اختلافهای میان محافظه کاران افراطی و محافظه کاران عمل گرا را شدت بخشیده است .
* از لحاظ تاریخی، رژیم ایران را محافظه کاران عمل گرا اداره کرده اند و برغم شعارهایی که داده اند، با امریکا و اسرائیل معامله کرده اند . این جماعت همچنان خواستار معامله با امریکا است . اما هم این جماعت و هم بسیاری از روحانیان نگران ﺁینده خود و ایدئولوژی خویش هستند . خامنه ای که تا به حال توانسته بود میان اصلاح طلبان و محافظه کاران تعادل برقرار کند، اینک در برقرار کردن همین تعادل میان گروههای متعدد محافظه کار ، دچار مشکل شده است .
* برخوردها میان محافظه کاران ، ﺁرام ﺁرام سخت می شود . بخصوص که پوششی هم در کار نیست و بنا بر معامله در پشت دربهای بسته نیز نیست ، بلکه برخوردها ، در علن و از راه رسانه های گروهی، بعمل می ﺁیند . مسئله اینست که در این نزاع تا کجا خواهند رفت ؟ ﺁیا تا جائی می روند که بازگشت ممکن باشد و یا تاجائی می روند که برای روحانیان غیر منتخب ، دیگر راه بازگشتی نمی ماند ؟ و هیچ معلوم نیست که یکی از دو طرف پیروز شود . و برای امریکا نیز معامله با ایران سخت مشکل است زیرا نمی داند حاکمیت بر ایران در دست کدام دسته است :