شماره ٦٣٥ از ۴ تا ۱۴ دی


یادﺁوری : مقاله ها که در انقلاب اسلامی منتشر می شوند تنها نظر نویسندگان خود را باز گو می کنند

صاحب
   امتياز
    و مسئول

برای تماس با ما

برگزيده مصاحبه ها

جواب به سوالها

آرشيو روزنامه

در اين شماره

صفحه اصلی

•   سايت آقاى
ابوالحسن بنى صدر


•   وب لاگ آقای
ابوالحسن بنی صدر


وقتی مردمی در مدار بسته بد و بدتر گرفتار و به زندگی در ﺁن معتاد می شوند، احمدی نژادها براو حاکم می شوند :

• محمود احمدی نژاد برای برخی از " روشنفکران " شده است یک مصیبت زیرا آنها را در این خیال فرو برده است که رژیم هنوز جای امید داردو می توان روی آن کار کرد و رژیم هنوز به فساد کامل نرسیده است .
اینان معتقدند که اگر نظام کاملا فاسد بود در ﺁن جایی برای رشد برخی از افراد وجود نمی داشت و اگر در برخی از مناصب برخی از افراد سالم وجود دارند ، علامت ﺁنست که هنوز در این رژیم می توان کار کرد و تغییراتی را به وجود اورد . محض محکم کاری، برای نظام لایه های مجزایی را می سازند که با یکدیگر متفاوت هستند : در این نظام ، عده ای هستند که ، بعد از اینهمه مدت، به عقلانیت رسیده اند و در حال استفاده از عقلانیت ابزاری برای حفظ نظام هستند. همین نیروها میتوانند بعدها به مردم کمک کنند!
البته هستند درنظام کسانی که مترصد فرصتند تا کمکی به مردم بنمایند . ولی اینها یک لایه حجیم را در نظام رژیم تشکیل نمی دهند . اگررژیم هشیارانه عمل میکند نه به خاطر وجود افراد سالم و فشار ﺁنها بر سیاستمداران که بخاطر استخدام مشاوران بسیار ورزیده داخلی و خارجی و دادن پولهای بسیار گزاف به عده از ﺁنها برای سنجیدن و به اجرا گذاشتن تدابیر برای جلوگیری از جنبش مردم است . در عین حال ، رژیم نیروهای سرکوب را نیز به اندازه کافی آماده نموده است. این " روشنفکران " که پریروز هاشمی رفسنجانی و دیروز خاتمی را توجیه می کردند . امروز " معتقدند " امثال احمدی نژاد در این نظام زیادند که سالم هستند و باید قضیه این افراد را از بقیه نظام جدا ساخت و به گونه ای دیگر به ﺁنها نگریست و لایه ای جداگانه برای ﺁنها در نظر گرفت . افراد این لایه بخاطر ﺁن وضعیت مالی خوب ندارند که سالم زیسته اند .
گفتن ندارد که " روشنفکران " چون کارشان توجیه قدرت ، از راه جستن کسانی است که بتوان وسیله " امیداور" کردن مردم به رژیمشان گرداند، نمی خواهند ببینند . وگرنه خود می دانند :
1 - بر فرض که احمدی نژاد دزد نباشد، از افسدها است . زیرا فساد یک شکل و ﺁنهم مالی ندارد . الف - نادان و بی کفایتی که از راه تقلب در ﺁراء، رئیس جمهوری می شود و کشور را به ترتیبی اداره می کند که این باند مافیائی اداره می کنند، مرتکب فسادی می شود که هیچ فسادی با ﺁن برابر نیست . ب - احمدی نژاد در دهها قتل سیاسی دخیل بوده است . حکومتی که تشکیل داده است، از تروری در واقع همه چیز را اداره میکند افسد است . باند پورمحمدی به وزارت کشور قانع نیستند . بر وزارت خارجه نیز چنگ انداخته اند .
2 - پرونده فسادهای مالی استانداری اردبیل و شهرداری تهران -که برای " رهبر " فرستاده شده است - نه مگر متعلق به احمدی نژاد و دوران تصدی او است ؟
3 - زورباوری و زور پرستی مادر فسادها است . این زورباوری است که مافیاها را بوجود ﺁورده و احمدی نژاد ﺁلت فعل مافیائی است که بر سپاه چنگ افکنده و از راه سپاه ، دولت را چون تارعنکبوتی فرا گرفته است .
نمونه ای دیگر از زورباوری و فساد اکبر او:
• چند روز پیش از رفتن احمدی نژاد به واواک، تعدادی از شهیدان جبهه را طبق برنامه قبلی احمدی نژاد در آن وزارت خانه دفن کردند . بعد از ﺁن، او به وزارت خانه رفت و برای مدیران جدید که برخی همان مدیران دوران فلاحیان هستند که بعد از جنایتهای سیاسی پائیز 77 تصفیه شده بودند ، سخنرانی کرد و گفت : همانگونه که مسما به اسم سرباز امام زمان هستید، سعی کنید برای جلو گیری از اعمالی که موجب تاخیر در ظهور امام می شود تلاش کنید و هر کس که مانع این کار شود دستگیر و به سزای عمل خود برسانید . در این جلسه، وی به ﺁنان تضمین داد که دیگر مانند حکومت قبلی برای کارهای انجام شده توسط ﺁنان مورد پیگرد قرار نگیرند و از ﺁنان خواست در این کار با هماهنگی کامل با وزارت کشور در عملیات داخلی و با وزارت خارجه در عملیات خارجی شرکت کنند . وی در این سخنرانی از کلیه نیروها خواست تا رسیدن به ظهور امام زمان به یکدیگر کمک کنند و سختی های راه را تحمل نمایند.
• جوکهایی که ساخته میشوند و رواج پیدا می کنند، 1 - گویای استبدادی است که مانع از جریان ﺁزاد اطلاعات هستند . و 2 - نوع جوکها گویای تلقی افکار عمومی از شخص یا گروهی است که جوکهای مربوط او ، در سطح جامعه انتشار پیدا می کنند . 3 - نظر همگانی را در باره رژیم بیان می کنند . و 4 - خواستهای همگانی و جهتی را که تحول جامعه می باید در پیش بگیرد به مردم نشان می دهند . 5 - فراوانی جوکها و طول زمانی که در ﺁنها رواج پیدا می کنند ، درجه نارضائی را نیز بدست می دهند . و یکچند از جوکها که در باره احمدی نژاد ساخته و رواج یافته اند :
* از احمدی نژاد پرسیدند : از چه رنگی بیشتر خوشت می ﺁید ؟ گفت : از کم رنگ
* زمانی که او را به ریاست جمهوری رساندند ، این جوک رواج یافت : قرار است ﺁب تهران یک هفته قطع شود چونکه احمدی نژاد می خواهد حمام برود .
* یکماه بعد از رییس جمهور شدن او و انتخاب اعضای کابینه اش ، این جوک رواج یافت : قرار است ﺁب تهران چند هفته قطع شود . چرا ﺁب قرار است چند هفته قطع شود ؟ چون احمدی نژاد و اعضای کابینه اش قرار است بروند حمام!
* وقتی به سازمان ملل رفت و بازگشت ، هنوز مدعی نشده بود که خود را در نور دیده، این جوک رواج پیدا کرد : در سازمان ملل، بوش و احمدی نژاد روبرو شدند . بوش گفت : من بوشم . احمدی نژاد پاسخ داد : من خودشم !
* اگر گفتی احمدی نژاد چه شباهتی با زیر شلواری دارد ؟ شباهتشان در اینست که با زیر شلواری ده دقیقه سر خیابان بایستی آبرویت می رود. با احمدی نژاد هم اگر ده دقیقه سر خیابان بایستی، ﺁبرویت می رود .
* احمدی نژاد برای دیدن سد کرج به ﺁنجا رفت . ناگهان به درون ﺁب افتاد . سه نفر پریدند و او را نجات دادند . برای تشکر از ﺁنان، احمدی نژاد گفت : هرچه می خواهید بگویید تا به شما بدهم . یکی از ﺁنان گفت : می خواهم ازدواج کنم ولی پول ندارم . وی نامه ای به صندوق مهر رضا نوشت تا به او وام بدهند . دومی گفت: من قدری زبان انگلیسی بلدم . او نامه ای به متکی نوشت تا شغلی در وزارت امور خارجه به او بدهد . سومی گفت : من یک ویلچر می خواهم . احمدی نژاد از او پرسید : تو که سالم هستی ویلچر را برای چه می خواهی ؟ او گفت : برای اینکه اگر پدرم بفهمد که من تو را از مرگ نجات داده ام با چوب می زند و کمر من را می شکند !
* یک روز هاشمی رفسنجانی ، با راننده اش از یک اتوبانی می گذشت . پرسید نام این اتوبان چی است ؟ گفتند حاج ﺁقا اسم ندارد . گفت خوب اسمش را بگذارید اتوبان شهید احمدی نژاد !
* از هاشمی رفسنجانی پرسیدند : چرا طالقانی را کشتی ؟ گفت : به من چه مربوط است او بیماری قلبی داشت. گفتند : چرا خمینی را کشتی ؟ گفت: به من چه مربوط است او سرطان داشت . گفتند: چرا سید احمد را کشتی گفت : به من چه مربوط است او بیماری مغزی داشت . گفتند: پس تو در هیچ قتلی دخالت نداشته ای ؟ گفت : نه ولی از حالا بهتان بگویم که احمدی نژاد سرطان دارد فردا نگویید که من او را کشته ام !
* مردم به یکدیگر می گویند : اگر چهل شب آشغالهای درب خانه تان را جارو نکنید، احمدی نژاد ظهور خواهد کرد!
* در ﺁن دنیا مردی را بردند به جهنم و به او گفتند باید تو را به خاطر اعمال بدت به محل زجر کشیدن ببریم . او را بردند به جایی و او دید که احمدی نژاد در حال رقصیدن با جنیفر لوپز است . او خوشش ﺁمد و گفت : اگر می شود من هم با لوپز برقصم تا زجر بکشم . به او گفتند این جنیفر لوپز است که برای زجر دادنش وادارش کرده اند با احمدی نژاد برقصد !
* مردم دیدند احمدی نژاد هنگام ﺁب نوشیدن سه بار بسم الله می گوید. از او پرسیدند چرا سه بار بسم الله می گویی ؟ گفت : برایﺁنکه در ﺁب سه جن وجود دارد دو هیدروجن و یک اکسیجن.
* زمانی که در ایران وبا شایع شده بود، مردم ایران می گفتند وبا به این خاطر در ایران شایع شده است که احمدی نژاد جورابهایش را در سد کرج شسته است.
* چند روز بعد از انتصاب احمدی نژاد ، مردم می گفتند : میزان تولید شیر و پنیر افزایش یافته است . وقتی می پرسیدند به چه علت ؟ جواب می دادند: به این علت که هفده میلیون گاو در ایران بوده اند که به او رای داده اند. کنایه از این که ﺁرای او قلابی است وگرنه ایرانی باهوش به او رأی نمی دهد .
* از خامنه ای پرسیدند : احمدی نژاد را از کجا پیدا کردی ؟ پاسخ داد : از " لپ لپ " ! لپ لپ شکلاتی را گویند که بشکل تخم مرغ می سازند و عروسک کوچکی درون آن، برای بچه ها می گذارند . کنایه از این که عقل مستبدی که خامنه ایست ، عقل ﺁلت باز و احمدی نژاد ، نیز ﺁلت فعلی بیش نیست .
• ادعای احمدی نژاد که وقتی وارد جلسه سازمان ملل شدم، خود را در نور یافتم و چون سخن ﺁغاز کردم تا پایان سخنم ، رؤسای دول، بر صندلیها ، بی حرکت ماندند و مژه نیز نزدند ، چنان واکنش منفی داشت که نظام با تمام توان در پی تکذیب ﺁن بر ﺁمد. سخنگوی دروغگوی حکومت، یعنی دروغگوی قبلی شورای نگهبان گفته است من در ﺁن جلسه بودم و ندیدم که او چنین حرفی زده باشد . " حجت الاسلام" کعبی نیز منکر این شد که رییس جمهور چنین حرفی را زده باشد . خوشمزه این که خود دروغ خویش را تکذیب کرد وقتی گفت: قرار نبود فیلم برداشته شود. این فیلم را چه کسی برداشته است !
شاید این حرفها برای امتحان مردم بود .که با واکنش بسیار منفی از سوی مردم روبرو شد . مافیائی که احمدی نژاد ﺁلت فعل ﺁنست فکر می کند با هفتاد میلیون نادان و کودن سرو کار دارد که هیچ چیزی را نمی فهمند .
• واکنش شدید مردم مانع از ﺁن نشد که " وزیر " علوم و ﺁموزش عالی، همان ادعا را که گویای حقارت فکر امثال او و احمدی نژاد است ، باز گوید . پیش از خواندن سخنان سفیهانه او، خبر دسته گلی را بخوانید که او در فرانسه به ﺁب داده است :
* همراه مترجم خود، به بازدید مرکز علوم ریاضی فرانسه می رود . رئیس مؤسسه بمناسبت بازدید " وزیر " علوم ایران از مؤسسه اش، یک ریاضی دان ایرانی را نیز دعوت می کند که تحصیلات خود را در این مرکز انجام داده است . رئیس مؤسسه او را به زاهدی، " وزیر " علوم، تنها ریاضی دان ایرانی معرفی می کند که در این مؤسسه تحصیل کرده است . " وزیر " به مترجم می گوید : رئیس مؤسسه خود و ما را سر کار گذاشته است . مترجم می پرسد : چطور ؟ زاهدی می گوید : یک ایرانی دیگر هم در این مؤسسه هست . او رئیس مؤسسه بپرس . مترجم می پرسد . رئیس مؤسسه می گوید : نه کس دیگری نیست . اگر ﺁقای " وزیر " می شناسند، ما بسیار خوشحال می شویم او را به ما معرفی کنند . مترجم از زاهدی می پرسد ریاضی دان دیگر کیست؟ زاهدی پاسخ می دهد : وقتی وارد مؤسسه می شدیم، اسمش به دیوار نوشته بود : ﺁقای صمدی ! مترجم در می یابد ، " وزیر " Samedi ( شنبه ) را ، اسم یک ایرانی تصور کرده است . شرمش می ﺁید نادانی " وزیر " علوم را ترجمه کند . از زبان او، به رئیس مؤسسه می گوید : قصد ﺁقای " وزیر " اینست که هر غیر ایرانی هم که به علم خدمت کند، ما چون ایرانی عزیز می شماریم !
* به گزارش ايسنا ( 21 ﺁذر ) دكتر زاهدي ، در مراسم تقدير از برگزيدگان چهارمين جشنواره‌ي ممتازين، مخترعان و مبتكران دانشجوي بسيجي، شاهد، ايثارگر گفته است: رييس جمهور در جلسه‌ي هيات دولت گزارشي از كنفرانس سران اسلامي ارائه داد، گزارش مفصل بود . بخشي از آن را كه مي‌شود در اين جلسه گفت عرض مي‌كنم، مي‌خواهم بگويم كه واقعا بايد افتخار كنيد . مي‌دانيد كه رييس جمهور ما بسيجي بوده، هم به عنوان يك دانشجوي بسيجي و هم يك استاد بسيجي. فرمودند : وقتي مي‌خواستم بروم، فقط توكل به خدا كردم و گفتم: فقط به خاطر رضاي تو مي‌خواهم به اين جلسه بروم، ما را از اين جلسه رو سفيد بيرون بياور. چون زمزمه‌هايي بود كه هدف‌هايي پشت پرده‌ي كنفرانس بوده از جمله به نوعي بيانگر به رسميت شناختن رژيم اشغالگر قدس از سوي كشورهاي اسلامي. اين توطئه‌ي بسيار بزرگي است عليه كشورهاي اسلامي. گفتند ما براي جلسه‌ي افتتاحيه به آنجا رفته بوديم، همه در يك سالن بيرون جلسه نشسته بوديم و بعد اعلام شد كه به داخل جلسه برويم. بعضي‌ها بلند شدند و سريع به سر جايشان رفتند. بعد گفت ناخودآگاه - اصلا چيزي نبود - ما كه بلند شديم، پادشاه عربستان هم بلند شد و اصلا مثل اينكه برنامه ريزي شده بود - اينها واقعا عنايات الهي است - كه جلسه‌ي افتتاحيه اين طوري تلقي شود كه من و پادشاه عربستان داريم افتتاح مي‌كنيم، با هم وارد سالن شديم . ( 1 ) تمام تلويزيون‌ها دارند نشان مي‌دهند. به افتخار ما دست مي‌زنند و گفت ما واقعا احساس كرديم يك نيروي ديگري ما را حركت داد، گفت جلسه‌ي افتتاحيه اين طوري شروع شد. بعد يك جلسه‌ي شام بود(البته من عذرخواهي مي‌كنم كه نمي‌توانم بعضي چيزها را بگويم)، همه‌ي سران نشسته بودند، گفت ما هم با سران يكي از كشورها در گوشه‌اي نشسته بوديم، متوجه نبوديم كه شاه عربستان وارد شد. ايشان آمده بود دانه به دانه حال و احوال، ساعت 10 شب بود. يك دفعه به ما گفتند كه ايشان وارد شده، بريم بر سر ميز شام. ما كه بلند شديم برويم سراغ ايشان حال و احوال كنيم، ديديم ايشان آمد سمت ما. يك خوش و بش اوليه كرديم و ايشان در همان جا اظهار علاقه كرد كه بنشيند با هم چند دقيقه‌اي صحبت كنيم. حالا همه‌ي سران نشسته‌اند . يك دفعه ايشان چنين چيزي گفت، نشستيم آنجا. تمام تلويزيون‌ها نشان مي‌داندند كه تمام سران ايستاده‌اند . ايشان اصرار كه بيا بشينيم يك گپ برادرانه‌اي بزنيم، مي‌گفت اين اصلا براي همه‌ي مهمان‌ها عجيب بود. مي‌گفت من اينها را فضل الهي مي‌ديدم، به خصوص صدا و سيماي عربستان روز اول كه رفتيم اصلا پوشش خيلي كوچكي از اخبار ايران مي‌داد و حتي صحنه‌هاي ورود را خيلي پوشش نمي‌داد. اما در آن موقع كه با پادشاه عربستان نشسته بوديم كل تبليغات براي ايران شروع شد، كه ايران اين طور است و آن طور است. گفت جالب بود كه بعد از اين ديديم دانه دانه تمام سران كشورهاي اسلامي دارند به پيش ما مي‌آيند و اصرار دارند كه ما به كشورشان برويم . اصلا اصرار دارند كه ما 10 دقيقه با آنها حرف بزنيم ( 2 ) . اين خيلي مهم است. بعد مي‌گفت وقتي سخنراني ما تمام شد، يك موجي از شادي در بين تمام رؤساي كشورها ايجاد شد. حالا اسم نمي‌برم، ايشان در جلسه اسم بردند. حتي بعضي‌ها را اسم بردند كه خدا مي‌داند اصلا آدم باورش نمي‌شود . اينها آمده‌اند پيش من و گفتند كه خدا خيرت بدهد، تو آبروي ما مسلمان‌ها را خريدي، تو هويت دادي به اسلام، تو حرف درد دل ما را زدي، حتي آنها كه بر حسب ظاهر با امريكا رابطه دارند. از چند تا كشورها اسم بردند كه وقتي همراهان آن كشورها وقتي رهبر آن كشور حرف مي‌زدند، خودشان هم كفي نمي‌زدند، مي‌گفت وقتي كه ما صحبت كرديم، همه مشت‌ها گره كرده، حالت هم مرگ بر امريكا و هم درود بر شما. مي‌گفت با اين حالت از ما استقبال كردند و خدا مي‌داند ايشان در صحبت‌هايش اين بود كه اصلا محوريت كنفرانس رفت به سمت اين كه جمهوري اسلامي چه مي‌گويد. بعضي از بندهايي كه در قطعنامه قرار بود بيايد، اصلا حذف شد و كسي جرات نكرد وارد آن وادي‌ها شود و بعد بخش‌هايي در آن گنجانده شد از جمله اين كه حمله به يكي از كشورهاي اسلامي، به مثابه حمله به همه‌ي آنهاست. البته شايد اين عملي نشود، اما مهم اين است كه حضور ايران باعث شد كه يك وحدتي بين آنها با محوريت ايران اسلامي شكل بگيرد. آن هم توسط يك رييس جمهور بسيجي. اينها را گفتم كه شما به بسيجي بودنتان افتخار كنيد... انشاالله با وحدتي كه بين ما ايجاد خواهد شد ما مي‌توانيم پرچم دار آرمانخواهي جهان اسلام در دنيا باشيم، همين‌هاست كه مقدمات ظهور امام زمان (عج) را فراهم مي‌كند. جالب بود كه ايشان مي‌فرمودند اتفاقاتي در اين كنفرانس افتاد كه حقانيت ما را نشان مي‌داد. ايشان مي‌گفت كه به زيارت خانه‌ي خدا رفتيم، شاه عربستان اصرار داشت كه من شانه به شانه‌ي ايشان راه بروم، اينها خيلي مهم است، بعد در طوافي كه انجام مي‌داديم، من عقب افتادم، چون مي‌گفت بعضي‌ها مي‌خواهند بروند و دنبال ايشان باشند و تصويرشان در تلويزيون پخش شود، خلاصه بعد ديگر طوري شد كه به ايشان رسيديم و به اتفاق هم از آن منبري كه وارد داخل بيت كعبه مي‌شود بالا رفتيم، و جالب بود در طواف، آنجا كه برد يماني هست و آنجا كه بانو بنت اسد وارد خانه‌ي خدا شد و بحث امام علي، همان بسيجي كه اشاره شد، مي‌دانيد كه آنها نه تنها مكروه، بلكه اصلا فعل حرام مي‌دانند كه آن قسمت را ببوسند، ماموران هم ايستاده‌اند كه اگر كسي ببوسد او را مي‌زنند، رييس جمهور ديشب مي‌گفت براي اولين بار در طواف‌هاي اوليه ايشان(پادشاه عربستان) دست مي‌كشيد به آن محل، در طواف هفتم، رفت و آن محل را بوسيد، بوسيدن آنجا[ ( 3 ) به عقيده آنها] يعني آدم كافر است، ولي خود پادشاه عربستان رفت و بوسيد و تلويزيون‌ها نشان دادند، همان كاري كه قبلا ما مي‌كرديم و به ما خرده مي‌گرفتند كه اينها نجس هستند. مي‌خواهم اين را عرض كنم كه افتخار كنيد...
انقلاب اسلامی : این سخنان گویای عقده حقارت و سخافت فکر تکرار همان ادعای " خود را در نور " دیدن و نیروئی که رؤسای دولتها را در سازمان ملل ، بر صندلی ها میخکوب کرده بود، هستند . و
1 - عقده حقارت را ببین ! رئیس جمهوری ایران، افتخار می کند که در معیت پادشان عربستان - یکی از فاسد ترین و وابسته ترین خانواده های سلطنتی جهان - وارد جلسه شده و اینطور وانمود شده است که به اتفاق جلسه را افتتاح می کنند ! مدعی است قرار بوده است اسرائیل را برسمیت بشناسند و سخنان او مانع شده است . قول پرنس ترکی، سفیر جدید عربستان در امریکا، به واشنگتن پست ( 16 دسامبر ) تکذیب ادعای دروغ احمدی نژاد است . او در رد قول احمدی نژاد در باره هلوکوست، کشتار سبعانه یهودیان را توسط ناریها یک امر واقع تاریخ می داند و می گوید دنیای عرب صلح خود را با اسرائیل کرده است .
2 - ابراز حقارت بازهم بیشتر : رؤسای دولتهای اسلامی ، همه استبدادی و... ، احمدی نژاد را تحویل گرفته اند تا جائی که از او می خواهند به کشورشان برود و 10 دقیقه با ﺁنها صحبت کند .
3 - می گوید : پادشاه عربستان - همان که خمینی گفته بود اگر با صدام ﺁشتی کنیم با خانواده سعود ﺁشتی نخواهیم کرد - ﺁمده و محلی را بوسیده است و تلویزیون ها هم نشان داده است . اولا  " وزیر " نادان از بی اطلاعی بسجی ها سوء استفاده می کند و دروغ می گوید زیرا سنی ها هم این محل و هم حجر الاسود را می بسوند و وهابی ها هم مانع نمی شوند و ثانیا  هرگاه پادشاه سعودی محل را بوسیده بود، تلویزیون رژیم ﺁن را ، نه یکبار که چند بار نشان می داد . و ثالثا  این دروغ سطح بسیار نازل بینش دینی امثال احمدی نژاد را گزارش می کند .
اما ابراز حقارتها تازه مجازی است برای پوشاندن واقعیت :
* سخنان احمدی نژاد در باره اسرائیل تازه نیست . بر فرض که او این سخنان را حق می دانسته ، از گفتنشان مراد باطل داشته است . به این دلیل که سودش به اسرائیل و امریکا رسیده و موجب تحکیم موضع ﺁنگلا مرکر، صدر اعظم جدید ﺁلمان، شده است . او نه تنها از سازمان ملل خواسته است ایران را محکوم کند، بلکه همکاری با امریکا را ضرور دانسته است . مظلوم نمائی اسرائیل و تهدید کردن ایران به حمله نظامی - ولو گفته است فعلا  نقشه حمله نظامی به ایران در میان نیست - را هم ببار ﺁورده است . احمدی نژاد مدعی است قصد شناسائی اسرائیل در میان بوده است . قصدی که در کار بوده، پی گیری پیشنهاد عربستان بوده است . اینهمه بزرگ کردن پادشاه عربستان و کوچک کردن " رئیس جمهوری ایران " که گویا مورد عنایت پادشاه عربستان قرار گرفته است ، خود گویای تقویت موضع سعودیها و تمایل طرفدار سازش با اسرائیل است . یعنی سخنان او، وارونه دلخواه او را ببار ﺁورده است. و * گزارش خبرگزاریها حاکی از بیزاری هیأت های شرکت کننده ، بخصوص پادشاه سعوی است . روزنامه الانبار ، دولت مافیاها را " دولت مجانین " خوانده است و
* در زاهدان، احمدی نژاد، منکر کوره های ﺁدم سوزی ( هلوکوست ) و سوزاندن یهودیان توسط نازیها شد و ﺁن را اسطوره خواند . بدین انکار خلق و خوی اس اس های ﺁلمانی خویش را ﺁشکار کرد و مایه ننگ و خفت مردمی شد که خود را پیرو علی ( ع ) می دانند . بزرگ مردی که بخاطر بیرون کشیدن خلخالی از پای دختری یهودی گریست . مسلم کرد در دماغ جنایتکارانی نظیر او، حق وسیله ایست برای بازی بر سر قدرت . وگرنه او حساب حق ( جنایتی که در اروپا یهودیان قربانی ﺁن شدند ) و ناحق ( جنایتی که غرب در حق مردم فلسطین روا دیده است ) از یکدیگر جدا می کند . اما مأموریت او خدمت به گرایشهای افراطی در اسرائیل و اروپا و امریکا و منزوی کردن ایران و ... است . وگرنه، فلسطینی ها می دانند و می گویند ( ﺁسوشیتدپرس 15 سپتامبر از قول هانی المصری در روزنامه الایام ) : ادعای احمدی نژاد به زیان حق فلسطینیان است . زیرا انکار هولوکست که جهان بدان اعتراف دارد ، نه تنها جهانیان را به حمایت از اسرائیل بر می انگیزد بلکه اعمال اسرائیل بر ضد فلسطینیان را نیز توجیه می کند . به اثر اینگونه سخنان سخیف بر " بحران اتمی " و انزوای ایران، در جای خود، خواهیم پرداخت.
و یکسانی ادعاهای احمدی نژاد با ادعاهای بوش گویای این واقعیت است که وقتی دین وسیله توجیه سیاستی می شود که قدرتمداری طلب می کند، تا حد وهم و خیال ، از خود بیگانه می شود :
• شرق الاوسط ( 16 دسامبر ) از قول نماینده اش در واشنگتن، گزارش کرده است : جورج بوش تأکید کرد که دین نقش بزرگ در زندگی او بازی و او را ارشاد می کند . او در اجتماع شارم الشیخ در یونی 2003، به فلسطینی ها گفت : همانا خدا به او امر کرد به افغانستان و سپس عراق قشون کشد . و او باز گفته است : تدابیری که کاخ سفید اتخاذ می کند، از سوی خداوند القاء می شوند . و او رامسفلد و دیگ چنی و کارل روف - که تحت تعقیب است - را نزدیک ترین دوستان خویش نامیده است .