تشدید بحران اتمی و انتقال رهبری و ابتکار عمل از اروپا به امریکا و تدارک حمله هوائی به ایران :
• در 11 ژانویه ، حکومت بوش به ایران هشدار داد که در مورد فعالیت اتمی خود، دارد از خط قرمز عبور می کند و خطاب به جامعه بین المللی ، هل من مبارز ، می طلبد .
        یک مقام ارشد حکومت بوش گفت : ما با متفقین خود گفتگو می کنیم بقصد فراخواندن ﺁژانس بین المللی انرژی اتمی به تشکیل اجلاس فوق العاده . پیش از ﺁن،
• در 4 ژانویه، لئون هادار، تحلیل گر سیاسی امریکائی مقاله ای نوشت و در مقدمه اش، یادﺁور شد که ارزیابیهای پیش از وقوع او را رویدادها تأیید کرده اند . این بار نیز، اعتبار خود را به گرو می گذارد و از راه تحلیل سیاسی ، پیش بینی می کند که سال جدید، رویاروئی میان امریکا با ایران رو بشدت خواهد نهاد .
        قصد من از رویاروئی، هم رویاروئی دیپلماتیک و هم رویاروئی نظامی است . و قصدم از رویاروئی نظامی ، جنگی از نوع جنگ با عراق نیست . و گمان نمی دارم حکومت امریکا، برای حمله به ایران ، بقصد تصرف این کشور و یا بخشی از ﺁن، منابع نظامی لازم و یا حمایتهای سیاسی در امریکا و خارج از ﺁن را داشته باشد .
        با وجود این، دو وضعیت ایران و عراق نایکسانند و شرائط امروز شرائط سه سال پیش که امریکا برای سرنگون کردن رژیم صدام به عراق حمله کرد، یکسان نیستند . برکسی پوشیده نیست که امریکا قشون 150000 نفری در عراق و کشورهای همجوار عراق دارد . در جهان، نیروهای نظامی دارد . و باز برکسی پوشیده نیست که بوش نمی تواند حتی بلر را با حمله نظامی به ایران موافق کند .
        مهمتر از همه این که افکار عمومی امریکا از جنگ عراق سخت ناراضی شده است . حتی اگر ربط ترورهای 11 سپتامبر به رژیم ﺁیة الله ها مسلم شود و حکومت بوش بقصد سرنگون کردن ﺁن رژیم ، از کنگره تقاضای تصویب جنگ با ایران را بکند، مجلس تقاضای او را نمی پذیرد . بخصوص که نیروی ﺁماده ای برای حمله به ایران را ندارد . امریکا کمتر از 400 هزار نیروی ﺁماده دارد که از ﺁنها ، 150000 تن مأمور عراق و افغانستان و ﺁسیای میانه و کویت و عربستان و بحرین و قطر ، هستند .
        جنگ عمومی با ایران که دومین صادر کننده عضو اوپک است، سبب گرانی نفت می شود که مطلوب مردم امریکا نیست .
        با وجود این ، به چند دلیل برخورد امریکا با ایران اجتناب ناپذیر است : 1 - بیشترین توجه افکار عمومی جلب این امر شده است که امریکا از اتحادیه اروپا، بخاطر کوشش اروپا بر جلوگیری از پیشرفت برنامه اتمی نظامی ایران، حمایت می کند . حکومت بوش کوشیده است از مجاری مختلف و از راه برانگیختن دولتها به عمل، ایران را از پیشروی بسوی تولید سلاح اتمی باز دارد . رسانه های جمعی دنیا استراتژی او را واقعبینانه توصیف کرده اند . 2 - سه کشور اروپائی با ایران مذاکره کرده اند . و 3- امریکا با 34 عضو شورای حکام گفتگو کرده و شورای حکام قطعنامه ای صادر کرده و ایران را به همکاری هرچه بیشتری با ﺁژانس فراخوانده است .
4 - امریکا، در ماه نوامبر گذشته خواستار ارجاع پرونده اتمی ایران به شورای امنیت شد و به توصیه اروپا و موضع مخالف روسیه و چین، با تعویق ارجاع پرونده به شورای امنیت موافقت کرده است . 5 - همزمان به رسیدن گفتگوهای اروپا با ایران به نقطه شکست ، تنش میان ایران و اسرائیل شدت گرفته است . احمدی نژاد علنا اسرائیل را به حذف شدن از نقشه دنیا تهدید کرده و گفته است هولوکست دروغ بوده است . 6 - از ﺁن سو، اسرائیل فشار می ﺁورد و تهدید می کند که نخواهد گذاشت ایران اسلحه اتمی تولید کند . اطلاعات حاکی از ﺁنند که نقشه حمله به نیروگاه بوشهر را نیز تهیه کرده است .
        بدیهی است که با توجه به شرائط امروز خاورمیانه و اشغال عراق، همسایه ایران ، توسط قوای امریکا، سخت غیر محتمل است که بدون چراغ سبز امریکا، اسرائیل به ایران حمله کند .
        به احتمال قوی، تهدید اسرائیل بکار موفق کردن استراتژی امریکا می ﺁید . در حقیقت، امریکا به ایران فشار می ﺁورد در مورد اتم، امتیاز بدهد . انتشار خبر رفتن رئیس سیا به ﺁنکارا ، برای جلب موافقت دولت این کشور با استفاده از پایگاههای امریکا بقصد حمله هوائی به ایران، در مطبوعات ترکیه و ﺁلمان، نیز بخشی از استراتژی فشار بر ایران است .
        بیشترین ناظران بر این باورند که در صورت شکست گفتگوها ، امریکا از شورای امنیت خواهد خواست مجازاتهایی در باره ایران مقرر کند . و هرگاه روسیه و چین مانع از تصویب قطعنامه شوند، حکومت بوش اروپا را تحت فشار خواهد گذاشت تا با تحریم صدور هرنوع تکنولوژی به ایران که بکار پیشبرد برنامه اتمی ﺁید، موافقت کند .
        هم حکومت بوش و هم ایرانیها می دانند که چنین تحریمی اثر کمی بر ایران خواهد داشت . قیمت نفت بالا می رود و ایران پولدارتر می شود و روسیه و چین و بسا هند - که احتمال می رود تقاضای امریکا را برای منزوی کردن ایران رد کنند - طرفهای تجارتی عمده ایران خواهند شد .
7 - و نیز ایرانیها می دانند که امریکا نمی تواند جنگ دیگری نظیر جنگ با عراق ، در ایران ، به راه اندازد . خطر ﺁن وجود دارد که ایران از متحدان خود در عراق بخواهد زندگی را بر امریکائیان تیره کنند . یک کارشناس امور عراق به من گفت : کافی است ایران تکمه شیعه را فشار بدهد تا بر صورت امریکا منفجر شود .گردش روزگار را ببین ! امریکا با دست خود رژیم صدام را سرنگون کرد ، ارتش عراق را منحل کرد و نتیجه این شد که هیچ قدرتی نیست که، در خلیج فارس ، با ایران ، تعادل برقرار کند .
        روزگار حکومت بوش را به تمسخر گرفت وقتی حاصل دموکراسی و انتخابات در عراق تحت اشغال امریکا ، این شد که ائتلاف نیرومند شیعه به قدرت رسید که با رژیم ایران ، رژیمی که رئیس جمهورش هولوکست را دروغ می داند ، روابط نزدیک دارد .
از این، جای تعجب نیست اگر می بینیم دولت سعودی و دیگر رژیمهای خلیج فارس ، بیشتر از اسرائیل ، با امریکا فشار می ﺁورند پیش از ﺁنکه یک بلوک شیعه به رهبری ایران شکل قطعی به خود بگیرد و منافع سعودیها ( که اقلیت شیعه عمده ای دارد ) ، در باره ایران ، کاری بکند .
تمامی این دلایل و عوامل امریکا را بر ﺁن می دارد با ایران برخورد کند . بخصوص اگر نخواهد عراق ،تحت حکومت شیعه ، تابع ایران بگردد ، می باید توان دیپلماتیک و نظامی خود را برای مهار ایران بکار گیرد .
        با وجود این ، ایرانیان می گویند برنده بازی ﺁنها هستند . زیرا گفتگوها با اروپا و همکاری با ﺁژانس را ادامه می دهند . در ﺁخرین لحظه، امتیازهای کوچکی می دهند و توافق انجام می گیرد . در ﺁن هنگام، افکار عمومی امریکا را رها می کند و این امریکا است که منزوی خواهد شد .
        و نیز ایران می تواند هرگونه سازش را رد کند و روی روسیه و چین در جلوگیری از تصویب قطعنامه در شورای امنیت حساب کند و با حکومت شاوز در ونزوئلا و دیگر ضد امریکائیهای دنیای سوم متحد شوند و راه را بر دیپلماسی امریکا ببندند و با بالا بردن قیمت نفت بر امریکا فشار ﺁورند .
انقلاب اسلامی : رویدادها از اعتبار ارزیابی اول هادار کاسته اند . در حال حاضر ، ایران منزوی و امریکا هم حمایت افکار عمومی دنیا و هم حمایت دولتهای اروپائی را دارد و هم 5 کشور، از جمله روسیه و چین به دولت مافیاها نامه نوشته اند که رویه کنونی خود را ترک گوید . و هم اروپا بیانیه صادر کرده و به گفتگوها پایان داده و خواستار ارجاع پرونده به شورای امنیت شده است .
        ارزیابی دوم منوط به ﺁنست که ایران ذخایر ارزی عظیم داشته باشد و قرضه خارجی نیز نداشته باشد و کشور ونزوئلا نیز توانائی مالی لازم برای کاستن از تولید نفت را داشته باشد . این شرائط حاصل نیستند .
        اما ارزیابی او در باره تشدید برخوردهای دیپلماتیک و نظامی امریکا با ایران ، می تواند واقعیت پیدا کند . بشرط ﺁنکه سیاست مافیاهای نظامی - مالی این نباشد که الف - گفتگوها با اروپا را به بن بست بکشانند تا ب - با امریکا معامله نهائی و قطعی را انجام بدهند . می دانیم که در حکومت خاتمی ، این مافیاها طرفدار معامله مستقیم با امریکا بودند .
• در 4 ژانویه، پاتریک بوکانان ، در مقاله خود در " ﺁنتی وار "، زیر عنوان " زمان گفتگو با ایران است "، چند اطلاع روشنگر در اختیار می گذارد :
* رهبر اکثریت سنا، بیل فریست ، گفت : زمان دیپلماسی برای برطرف کردن تهدید اتمی ایران ، بسر رسیده است .
* اسرائیل تهدید کرد که هرگاه دیپلماسی موفق نشود و پرونده اتمی ایران به شورای امنیت برده نشود، از ایران " اتم زدائی " خواهد کرد . اسرائیل تا پایان ماه مارس مهلت معین کرده است .
* لابی اسرائیل که با رویه حکومت بوش در قبال ایران مخالفت می کند، در پوشش مخالفت علنی ، تهدید جدی پنهان می کند: هرگاه بوش و حکومت او با ایران برخورد و یا حمله نکند، اسرائیل و لابی هایش در امریکا، با اوهمان خواهند کرد که با پدر او کردند .
* اما ایران تهدیدهای امریکا و اسرائیل را بلوف می شمارد . در روزهای اول سال جدید، علی لاریجانی ، دبیر شورای امنیت ملی که طرف گفتگو بر سر اتم است ، این تهدید ها را " جنگ روانی " خواند.. . اما ، احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران با ﺁتش بازی می کند . بدین خاطر که دارد درب را بر روی دیپلماسی می بندد . تکرار شعارهایی که سر می دهد، به این نتیجه می انجامد که انگلستان و ﺁلمان و فرانسه را که با ایران گفتگو می کنند، به این نتیجه می رساند که گفتگو بی فایده است و رهبری را به امریکا وا می گذارند و از حمله نظامی به ایران حمایت می کنند .
* محافظه کاران جدید می گویند : بر اثر حمله نظامی امریکا به ایران ، ایرانیان از ﺁن استقبال و رژیم ملایان سقوط می کند . اما این جماعت همین ادعا را در مورد عراق کردند . ﺁن زمان فریب دروغهای امثال چلبی و علاوی را خوردند .
* نویسنده سخنان چرچیل ( گفتگو بهتر از جنگ است ) و رفتار ترومن که گفتگو با استالین را ترجیح داد و ﺁیزنهاور که همین کار را گرباچف کرد و نیکسون که با مائو گفتگو کرد ، به یاد بوش می ﺁورد و به او خاطر نشان می کند که بعد گذشت از 25 سال، وقت ﺁنست که بوش به ایرانیها بگوید : هیچیک از ما سودی در جنگ نداریم .
• در 14 ژانویه ، سرجی سوری Sarjay Suri مقاله ای ، زیر عنوان " حمله هوائی به ایران تحت مطالعه است "، انتشار داده است . او قول کارشناسان ایرانی را نیز ﺁورده است . نکات درخور توجه مقاله او عبارتند از :
* قدرتهای غرب نقشه حمله نظامی به ایران را ﺁماده کرده اند . در صورتی که ایران حاضر نشود دست از تعقیب برنامه اتمی خود بردارد، این حمله به عمل خواهد ﺁمد .
        دکتر علی انصاری ، متخصص امور ایران در مؤسسه پادشاهی امور بین المللی لندن، می گوید : غربیها حرف حمله نظامی را نمی زنند زیرا کاری سخت منفور است . بدیهی است حمله ای که در نظر دارند، حمله هوائی است و نه حمله زمینی به قصد اشغال ایران . بعد از تجربه عراق، بنظر نمی رسد که چنان حمله ای به ایران انجام گیرد . اما حمله نظامی از حمایت بین المللی برخوردار نمی شود و در کشورهای شرکت کننده در حمله نیز مورد حمایت قرار نمی گیرد .
* تونی بلر ، نخست وزیر انگلستان ، می گوید : بنا بر حمله نظامی نیست . در مرحله اول، امر را به شورای امنیت ارجاع می کنیم . بعد تدابیری را که باید ، اتخاذ می کنیم . بدیهی است ، هیچ تدبیری را استثناء نمی کنیم .
* هرگاه شورای امنیت تدابیری را که غرب پیشنهاد می کند، تصویب نکرد، ﺁنها به خود حق خواهند داد هر تدبیر را لازم دیدند ، اتخاذ کنند و به اجرا بگذارند .
        در صورتی که حمله نظامی به ایران یکی از تدابیر باشد، فرانسه و ﺁلمان که با حمله نظامی امریکا به عراق مخالفت کردند ، با حمله به ایران موافقت خواهند کرد .
* برخی گزارشها حاکی از ﺁنند که اسرائیل ، خود ، نقشه حمله با تأسیسات اتمی ایران را دارد . این حمله با حمایت ضمنی امریکا و انگلستان خواهد کرد . اما حمله هوائی تکرار ساده حمله به نیروگاههای اتمی عراق نخواهد بود . ایران تأسیسات اتمی خود را در 25 محل ، پراکنده کرده و احتیاطهای لازم را برای حفظ این تأسیسات در صورت حمله هوائی بعمل ﺁورده است .
* زند شکیبی ، استاد لندن اسکول ﺁو اکونومی ، می گوید : حمله هوائی فاجعه ببار خواهد ﺁورد زیرا سبب تقویت محافظه کاران می شود و به جنبش اصلاح طلبی در ایران پایان می بخشد .
بنظر او، مسئله بنیادی اینست که ایران به امریکا اعتماد ندارد . زیرا امریکا حاضر نیست امنیت ایران را تضمین کند . اما گذشته امریکا روشن کرد که چنین تضمینی را نخواهد داد .
* دانشمندان ایران مهرهای سه تأسیس اتمی را شکستند . علائمی وجود دارند حاکی از وجود اجماع در رژیم ، بر سر سیاستی که اتخاذ شده است . چنانکه هاشمی رفسنجانی می گوید : اگر غرب دانشمندان ما را از میان ببرند، جانشینان ﺁنها کارشان را دنبال خواهند کرد . هرگاه دست به تخریبی بزنند، از کرده خویش پشیمان خواهند شد .
* پیش از حمله نظامی ، نوبت مجازاتهای اقتصادی است . بسا این مجازاتها همان اندازه سخت خواهند شد که مجازاتهای مصوب در باره عراق بعد از جنگ 1991 . اما اگر فاصله زمانی برای رسیدن به مرحله تولید سلاح اتمی ، چند ماه باشد، این مجازات مؤثر نخواهد شد .