« شماره ۶۴۰ از ۱۵ تا ۲۹ اسفند»


یادﺁوری : مقاله ها که در انقلاب اسلامی منتشر می شوند تنها نظر نویسندگان خود را باز گو می کنند

صاحب
   امتياز
    و مسئول

برای تماس با ما

برگزيده مصاحبه ها

جواب به سوالها

آرشيو روزنامه

در اين شماره

صفحه اصلی

•   سايت آقاى
ابوالحسن بنى صدر


•   وب لاگ آقای
ابوالحسن بنی صدر


گزارش ﺁژانس و توافق با روسيه و دادن اطلاعات سري جديد به ﺁژانس و طلبکار شدن امريکا و... :

انقلاب اسلامي : بهتر مي بينيم خبرها را از خبر مربوط به محتواي گزارش ﺁژانس بين المللي انرژي اتمي شروع کنيم که دستگاه تبليغاتي رژيم وارونه ﺁن را به " اطلاع مردم ايران " رساند :
• در 28 فوريه ، خبرگزاريها گزارش کردند گزارش البرادعي به ﺁژانس حکام که تسليم شوراي امنيت نيز مي شود، شامل اين نکات است :
1 - تهران اطلاعات مورد درخواست ﺁژانس را نمي دهد . در نتيجه، ﺁژانس نمي تواند نظر قطعي و روشني نسبت به فعاليتهاي اتمي ايران ابراز کند .
2 - ايران هيچ اقدامي براي برﺁوردن خواست جامعه بين المللي، از جمله متوقف کردن غني سازي و دادن اطلاعات ، بعمل نياورده است .
3 - مدرکي دال بر وجود فعاليت اتمي نظامي ( تهيه بمب ) در اختيار ﺁژانس نيست . اما برنامه اتمي ايران را نمي توان صرفا  يک برنامه براي استفاده صلح ﺁميز از انرژي اتمي خواند . لذا، ﺁژانس نمي تواند بگويد ايران مشغول ساختن بمب اتمي نيست . در حقيقت، ترديدهاي جدي در باره ادعاي رژيم که فعاليتهاي اتميش صلح ﺁميز هستند، وجود دارند .
4 - ايران هيچيک از قدمهائي را که ﺁژانس از او خواسته است بردارد ، برنداشته است . قرارداد الحاقي را که پذيرفته بود اجرا کند، اجرا نمي کند .
براي برطرف شدن ترديدها ، نياز به ﺁنست که ايران فعاليتهاي اتمي خود را بطور کامل شفاف کند .
• در 23 فوريه ، ﺁسوشيتدپرس ، از قول ديپلماتهاي مقيم وين ، گزارش کرد که به دنبال تسليم مدارک حاکي از اشتغال ايران به توليد سلاح اتمي ، از سوي امريکا به ﺁژانس بين المللي انرژي اتمي ، ايران ناگزير شد فعاليت مخفي مربوط به غني سازي اورانيوم را در اختيار ﺁژانس گذاشته است .
اطلاعي که هيأتي از سوي ﺁژانس به تهران مي رود تا از چند و چون ﺁن ﺁگاه شود، طرح " نمک سبز " است . از وجود اين نمک، نخست گزارش البرادعي به شوراي حکام ، سخن به ميان ﺁمده است . گزارش مي گفت که تحت " طرح نمک سبز " ، بسا ﺁزمايشها براي توليد کلاهک اتمي موشک با قدرت انفجار زياد ، انجام مي گيرد .
احتمال غني کردن اورانيوم تا حدي که بکار اوليد سلاح اتمي بيايد، متکي است به اطلاعات و نقشه هائي که امريکا ( نگاه کنيد به شماره 639 انقلاب اسلامي ) در اختيار ﺁژانس بين المللي انرژي اتمي گذاشته است.
• اما گفتگو بر سر پيشنهاد روسيه ، از 20 فوريه ، در مسکو شروع شد :
* سه روز پيش از رفتن هيأت به مسکو، در 17 فوريه، اطلاع يافتيم که " سران نظام " با قبول پيشنهاد روسيه موافقت کرده اند.
* در دو هيأتي که يکي به مسکو و ديگري به بروکسل رفتند، لاريجاني حضور نداشت . از ﺁن پس ، او و احمدي نژاد و خامنه اي ، سکوت کرده اند . معاون او ، رياست هيأت مذاکره کننده با مقامات روسيه را برعهده داشت .
در پايان گفتگوها ، اظهار شد که قرار برادامه گفتگوها در تهران شد .
* در تهران، از روز 22 تا پايان روز 24 فوريه ، گفتگو شد . اين بار، ﺁقا زاده ، " رئيس " سازمان انرژي اتمي ايران و سرگي کيرينکو گفتگو مي کردند . معاون وزارت خارجه چين هم به تهران ﺁمده بود تا بنوبه خود، در به نتيجه رساندن گفتگوها ، شرکت کنند . سرانجام، در 25 فوريه ، در تهران ، ﺁقا زاده گفت با طرف روسيه ، " توافق اصولي " بعمل ﺁمد و قرار بر گفتگوها در مسکو براي رسيدن به توافق نهائي شد . اما در يک قول طرف روسي، توافق بعمل ﺁمده، " توافق حداقل " توصيف شد. مذاکرات مسکو در روزهاي پيش از 6 مارس انجام خواهند شد .
* در تهران گفته شده است که يک روز پيش از اجلاس شوراي حکام ، توافق نهائي بعمل خواهد ﺁمد .

* پيشنهاد روسيه يا قرارداد ترکمن چاي :
• روزنامه شرق ( 9 اسفند 84 ) مقاله اي بقلم دکتر حسن غفوري فرد ، عضو هيأت مؤتلفه انتشار داده است . او طرح الف روسيه را قرارداد ترکمن چاي مي خواند . قسمت عمده ﺁن را نقل مي کنيم :
همان طور كه گفته شد به علت عدم دسترسى به اطلاعات و جزئيات پيشنهاد روسيه كالبدشكافى آن آسان نمى باشد. به هر حال اين طرح از دو حالت عمده خارج نخواهد بود. در حالت اول كه از اين به بعد طرح الف روسيه مى ناميم، ايران با سرمايه گذارى مالى در روسيه هزينه هاى مربوط به غنى سازى را مى پردازد. بدين منظور ما اورانيوم را به روسيه ارسال نموده و در آنجا اورانيوم غنى شده، در غلاف زيركونيوم قرار مى گيرد و به صورت ميله سوخت به ايران فرستاده مى شود، سوخت ارسالى در راكتور اتمى ايران مصرف شده و پس مانده سوخت كه مى تواند در سلاح هسته اى كاربرد داشته باشد جمع آورى شده و به روسيه عودت مى شود. بدين ترتيب ما در مراحل غنى سازى و بازپرورى اورانيوم دخالتى نداشته و نكات مهم و تكنيكى كار را نيز دراختيار نخواهيم داشت. به علاوه پسماند هسته اى نيز از دسترس ما خارج مى شود. در طرح فوق پيش بينى شده غنى سازى و فعاليت هاى تحقيقاتى را هم تعطيل نماييم. اما در حالت دوم كه "طرح ب" روسيه ناميده مى شود غنى سازى در خاك روسيه با شرايط يادشده در طرح الف انجام خواهد شد اما علاوه بر روسيه كشورهاى ديگر جهان مانند چين نيز در اين پروژه شركت مى نمايند، همچنين اجازه داده خواهد شد كه دانشمندان ايرانى در كليه مراحل اين عمليات حضور يافته و دانش لازم را كسب نمايند و به ما اين امكان داده مى شود كه در ابعاد محدود و آزمايشگاهى غنى سازى را انجام دهيم.
* نکات منفي طرح الف -
۱- يكى از نكات منفى اين طرح نامشخص بودن مدت توقف فعاليت هاى هسته اى ايران است و طى اين مدت مشخص نيست دانشمندان هسته اى ما چه وضعيتى خواهند داشت. همچنين ميليارد ها دلار سرمايه گذارى كشور براى ساخت تاسيسات زير بنايى و امكانات تهيه شده براى راه اندازى چرخه سوخت بلااستفاده خواهد ماند.
۲- ارائه يك چهره ضعيف از ايران در بين كشور هاى منطقه و غير متعهد و نيز ملت هاى مسلمان از ديگر نكات منفى اين طرح خواهد بود زيرا انتظار جهان اسلام و كشور هاى مستقل اين است كه ايران اسلامى با توجه به خودكفايى در عرصه دانش هسته اى با اقتدار لازم مذاكرات را به پايان برساند.
۳- ايران در اداره امور نيروگاه هاى اتمى خود به روسيه وابسته خواهد شد كه با توجه به پيشينه نامناسب روس ها موافقت با اين طرح فاقد هر نوع عقلانيت و خردگرايى است زيرا هيچ منطقى نمى پذيرد درحالى كه ما خود توان توليد سوخت هسته اى را داريم به روس ها متكى باشيم. قطعاً اين وابستگى در موضوعات مورد اختلاف بين دو كشور (مانند درياى خزر) تاثير منفى گذاشته و مواضع ما را تضعيف مى نمايد.
۴- قطعاً روس ها هزينه گزافى را براى غنى سازى از ما مطالبه خواهند كرد كه با توجه به يك طرفه بودن قرارداد و فشارهاى سياسى موجود مبالغ هنگفتى را به بودجه كشور تحميل مى نمايد.
۵- مى دانيم كه پرونده ايران به دليل شروع مجدد غنى سازى به شوراى امنيت گزارش شده است، اگر ما براى غنى سازى و ايستادگى در مذاكرات پاريس محق بوده ايم (كه قطعاً اين گونه بوده است) بر طبق استدلال بايستى با هر طرح يك جانبه و به خصوص طرح الف روسيه به شدت مخالفت نماييم. واضح است كه اروپا شريك مطمئن تر و بزرگتر از روسيه براى مذاكره و قبول شرايط تحميلى است.
۵- اشكال اساسى مذاكرات ايران با اروپا عدم ارائه تضمين امنيتى از سوى آمريكا بود كه در قرارداد با روسيه نيز اين اشكال پابرجا است.
۶- طرح الف روسيه قطعاً از طرف نيروها و گروه هاى مختلف سياسى و ملى كشور پذيرفته نخواهد شد و مخالفت هاى جدى با آن از هم اكنون نيز آغاز شده است. ۷- در صورتى كه ايران با اروپا به نتيجه مى رسيد پروژه هاى انتقال انرژى (گاز، نفت) ايران به اروپا در اولويت قرار مى گرفت كه براى هر دو طرف قرارداد سودآور بود ولى با توجه به ذى نفع بودن روسيه در اين امر اين موضوع را بايد فراموش شده دانست.
بديهى است يك قرارداد هنگامى متوازن است كه دو طرف قرارداد به يك ميزان منتفع شوند. با توجه به منافع اندك ايران در اين قرارداد و منافع بسيار زياد و غيرمنطقى روسيه اين طرح "تركمن چاى" ديگرى خواهد بود و يادآور جمله معروف "دادن مرواريد و دريافت آب نبات" است. البته با وجود جنبه هاى منفى فراوان مى توان به بعضى از نكات نسبتاً مثبت در طرح الف روسيه اشاره كرد كه ما در زير به آنها مى پردازيم ولى پيشاپيش متذكر مى شويم اين نكات به هيچ وجه قابل مقايسه با نكات منفى فراوان طرح نيست. اولين نكته مثبت پيشنهاد ياد شده اين است كه با توجه به اشاره تلويحى غرب اين قرارداد مانع از اين خواهد شد كه در شوراى امنيت با گزينه تحريم ايران موافقت شود، حداقل روسيه خود مخالف تحريم خواهد بود. دومين نكته مثبت قرارداد اين است كه پروژه نيروگاه بوشهر تسريع خواهد شد و به بهره بردارى خواهد رسيد. اين نكته نيز ضرورى است بدانيم آمريكا با طرح الف روسيه با مضامين ياد شده نگاه دو گانه اى دارد، اگر چه پذيرش طرح روسيه توسط ايران موجب مى شود كه توسعه صنعت هسته اى در ايران كند و شايد هم متوقف شود و اين بسيار براى آمريكا خوشايند خواهد بود كه از ايجاد يك "ژاپن اسلامى" (به گفته غربى ها) جلوگيرى مى شود. اما موجب خواهد شد نفوذ و نقش سياسى روسيه در منطقه و جهان افزايش يابد و يكى از كشورهاى عمده صادركننده انرژى (ايران) به روسيه وابسته شود. به علاوه در واقع آمريكا به طور ناخواسته به نزديكى دو كشور ايران و روسيه كمك نموده است. اين امر موجب خواهد شد كه يكى از اهداف عمده آمريكا در منطقه (ايران) از ميدان ديد آمريكا خارج شده و بهانه آمريكا براى حضور در منطقه خليج فارس كمرنگ شود و ژست نظامى و ضدتسليحات جمعى اين كشور فاقد مصداق مناسب و بستر دلخواه گردد. موارد اخير با برنامه ريزى درازمدت آمريكا در منطقه همخوانى ندارد.از طرفى اروپا خوشحال خواهد شد كه بحران هسته اى ايران حل شده و گزينه نظامى منتفى شده است. با اين وجود ناكام ماندن اروپا در حل بحران هسته اى ايران موجب كاهش نقش و كم اعتبارى اروپا در جهان خواهد شد. چين و هند نيز از حل بحران هسته اى ايران ابراز رضايت خواهند كرد اگرچه اطاله بحران بدون پيروزى يك طرف موجب مى شد كه ميزان كسب امتيازات اين كشورها از دو طرف منازعه افزايش يابد.
طرح ب روسيه: در واقع اين طرح پيشنهاد ما به روسيه مى باشد اگرچه طرح ياد شده داراى بعضى از نكات منفى طرح الف است ولى در مقابل نكات مثبتى دارد كه پذيرش آن را از طرف ايران آسان تر مى نمايد. نكات منفى آن از قبيل: گران بودن سوخت تحويلى روسيه، ادامه وابستگى صنايع هسته اى ايران به روسيه، ادامه مخالفت ها و بهانه تراشى هاى آمريكا براى حضور در منطقه و ادامه تهديدات آن كشور و نيز مشكلات ايران با اروپا و انتقال انرژى همچنان باقى خواهد ماند اما در صورت پذيرش اين طرح از طرف آمريكا و غرب نكات مثبت آن از جمله منتفى شدن بحث تحريم در شوراى امنيت، استفاده از امكانات و تاسيسات هسته اى ايران، امكان راه اندازى چرخه سوخت بعد از كاهش تنش، ادامه تحقيقات هسته اى و موافقت نسبى مسئولان و مردم كشورمان موجب مى شود كه احتمال موفقيت طرح افزايش يابد. با جمع بندى مختصر مى توان دريافت در صورت پذيرش طرح ب روسيه منافع طرفين تا حد قابل قبولى تضمين خواهد شد و با توجه به كاهش تنش در منطقه و جهان جامعه بين المللى نيز از آن منتفع خواهد شد. مولفين اعتقاد دارند كه پذيرش طرح الف روسيه غيرمنطقى است و تحت هيچ شرايطى نبايد بدان تن داد و طرح ب روسيه اگرچه ممكن است مورد پذيرش ما قرار گيرد و بعضى از اعضاى آژانس انرژى اتمى نيز به آن نظر مثبت داشته باشند ولى به دليل كژفهمى روسيه و مخالفت آمريكا اميد نيست توفيق زيادى به دست آورد.
انقلاب اسلامي : طرح ب چيزي بيشتر از طرح الف در برندارد و پيش کشيدن ﺁن نوعي زمينه سازي براي موجه جلوه دادن قبول پيشنهاد است . زيرا 1 - هرگاه رژيم با اروپا توافق مي کرد، بقول روحاني ، 9 امتياز بدست مي ﺁورد و بدون اين که ميان سنگ ﺁسياب روس و امريکا قرار گيرد، امريکا را در انزوا نيز نگاه مي داشت .
2 - از نظر اقتصادي و نيز از لحاظ رشد علمي و فني ، از ابتدا نمي بايد در دام " ايران بايد انرژي اتمي داشته باشد " مي افتاد . توضيح اين که سياست روشني براي حفظ منابع کشور و نيز استفاده از تمامي امکانها براي توليد انرژي اتخاذ مي کرد . هرگاه استفاده از انرژي اتمي نيز ضرورت پيدا مي کرد، بجاي صرف " ميلياردها دلار " ( بيشتر از 9 ميليارد دلار ) ، از ﺁغاز ، بطور شفاف برنامه توليد ﺁن را تهيه و به اجرا مي گذاشت .
3 - سرمايه ها و استعدادها از ايران فرار نمي کردند و اقتصاد ايران گرفتار چنين رکودي نمي شد .
4 - بحران اتمي به قصد استفاده از ﺁن در سياست داخلي و منطقه اي و جهاني نمي ساخت . وقتي " بحران اتمي " ايران را دشمن اول امريکا مي کند و در 30 کشور جهان ، افکار عمومي را مخالف ايران مي گرداند، چه کسي مي تواند بگويد ربط ميان جو خشونتي که رژيم ايران از پديد ﺁوندگان اصلي ﺁنست و انفجار حرمين امامين در سامرا و ناسزا به پيامبر اسلام ربطي وجود ندارد ؟ و هنوز، مردم ايران در عين هم بايد هزينه وابسته شدن به روسيه و هم دشمني امريکا و اروپا را بپردازند :
• خطر ﺁن وجود دارد که ايران به امريکا و روسيه ، هر دو وابسته شود . توضيح اين که
* امريکا ابراز نگراني کرده است که مبادا روسيه فرصت را مغتنم شمرده است براي قبولاندن پيشنهاد خود به ايران ، به حساب منافع روسيه و بدون توجه به دغدغه خاطر امريکا و اروپا .
* در 28 فوريه ، مقاله اي به قلم گوردن پراتر، در ﺁنتي وار انتشار يافته است که بنا بر ﺁن، وزارت انرژي امريکا طرحي را تهيه مي کند براي مشارکت کشورهاي پيشرفته در تکنولوژي اتمي ، براي ﺁنکه هم مانع انتشار توليد سلاح اتمي بگردد و هم کشورهاي مختلف دنيا بتوانند انرژي اتمي توليد کنند .
شرکتي که اين کشورها تشکيل مي دهند، سوخت اتمي را در اختيار نيروگاههاي اتمي کشورهاي دنيا قرار مي دهد .
البته ايران حق ندارد در عداد کشورهائي قرار بگيرد که قادر به غني کردن اورانيوم است و حق دارد عضو شرکت بگردد . زيرا به زعم بوش و چني ( معاون او ) ايران بمب اتمي مي سازد و در اختيار تروريسم اسلامي قرار مي دهد . و هر دو نيز مي دانند که سندي حاکي از قصد ايران بر توليد بمب اتمي در دست نيست.
• در 28 فوريه ، مصاحبه علي لاريجاني با مجله تايم منتشر شد . اواما گفته است :
" ايران هيچ مشكلي ندارد كه با آمريكا بر سر مسايل هسته‌اي يا به طور كلي مسايل مسلمانان مذاكره كند اما آمريكا است كه در رفتارش صادق نيست. به گفته‌ي علي لاريجاني "دكارت فيلسوف فرانسوي گفته است كه من فكر مي‌كنم پس هستم، اما آمريكا معتقد است من مشكل ايجاد مي‌كنم پس هستم."