ﺁیا ناکامی اسرائیل در حمله به لبنان ، موجب قوت گرفتن واقع بینها و تغییر رویه بوش و بنا گذاشتن بر معامله با رژیم ایران می شود؟ :
• در 8 اوت، استرالین، زیر عنوان " ایران هنوز می تواند با امریکا معامله کند " ، گزارش کرده است : با وجود این که ایران می گوید برنامه اتمی خود را متوقف نمی کند، امریکا می گوید ایران هنوز می تواند معامله ای را بپذیرد و به بحران ناشی از برنامه اتمی خود پایان بخشد .
سخنگوی وزارت خارجه، سین مک کورماک ، گفت : ایران باید پاسخ رسمی خود را به پیشنهاد بین المللی ( 5 عضو دائمی شورای امنیت و ﺁلمان ) را بدهد که از سوی رئیس کمیسیون سیاست خارجی اروپا، خاویر سولانا، به ﺁن کشور داده شده است . این پیشنهاد در 6 ژوئن تسلیم ایران شده است .
• غیر از اطلاعی که فاینانشال تایمز ( 11 اوت ) داده است حاکی از این که امریکا به ایران پیشنهاد مشروط گفتگو داده است و در همان حال که سفیر امریکا در عراق می گوید ایران شیعیان عراق به زد و خورد مسلحانه با امریکا بر می انگیزد و با وجود این که معامله بر سر لبنان را امریکا نپذیرفت، بنا بر اطلاع از داخل کشور و نیز بنا بر منابع خارجی ، فعالیتها بمنظور نشاندن دو طرف بر سر میز مذاکره در جریان هستند :
* بنا بر اطلاع از ایران ، انزجار عمومی از خامنه ای ، از جمله بخاطر ایجاد بحرانی که مردم کشور را در وضعیت بلاتکلیف و کشور را در معرض تجاوز نظامی قرار داده است، به حداکثر است . جبهه مخالف خامنه ای در درون رژیم ، می گوید : علت ﺁنکه خامنه ای سرانجام موافق از صندوق بیرون ﺁوردن احمدی نژاد شد، این بود که او نسبت به هاشمی رفسنجانی ( که با جعل نامه از قول خمینی ، عامل اصلی به رهبری رسیدن خامنه ای بود ) و خاتمی عقده حقارت دارد . برای ﺁنکه از ﺁزار این عقده رها شود، احمدی نژاد را رئیس جمهوری کرده است .
پیش از " انتخابات " قرار خامنه ای بر این بود که مسئله امریکا را خود حل کند . تا این اواخر نیز ، بنایش بر حل بحران اتمی بود و لاریجانی را مأمور این کار کرده بود . روزهای اول جنگ لبنان نیز سخت متوحش بود اما از زمانی که مقاومت حزب الله وضعیت را تغییر داد، او را سیاستی دگر ﺁمد و لاریجانی مأمور شد موضع سخت بگیرد . اینک او فکر می کند با شدت بخشیدن به بحران، می تواند به حساب مخالفان درون رژیم برسد . مخالفان شروع کرده اند به هشدار دادن که بهوش باشیم هزینه ناکامی در لبنان را بر دوش ایران نگذارند . بخصوص که جنگ لبنان دست کم حزب الله را ، بعنوان بازوی رژیم ایران، از کار انداخته است . اینان موضعگیریهای احمدی نژاد و رحیم صفوی را برای ایران خطرناک نیز می دانند :
•سر در گمی در کل نظام به شکلی عجیب در حال نمود است. چرا که پیروزی مقاومت لبنان ، یک باخت برای رژیم ایران شده است بخاطر ﺁنکه در حال حاضر ، دیگر نمی تواند نقش بازوی نظامی رژیم را بازی کند . با توجه به این امر که موضع گیریهای رژیم در مورد پرونده اتمی، تابع تحول جنگ لبنان بود، - در روزهای اول خرد گرایانه و با مشاهده مقاومت حزب الله ، احمدی نژاد گرایانه می شد - اینک قطعنامه شورای امنیت به اجرا درﺁمده است و حزب الله هم بخاطر استقرار قوا در مرزهای لبنان و اسرائیل و هم بخاطر موقعیتی که به یمن مقاومت پیدا کرده است، نمی تواند نقش بازوی نظامی رژیم مافیاها را بازی کند . لذا ، خامنه ای که به لاریجانی دستور داده بود ، سخت سری را رویه کند، اینک ﺁشفته است که در ماجرای اتم و رابطه با امریکا، چه رویه ای را درپیش بگیرد . بخصوص که مقاومت حزب الله در لبنان ، می تواند در ایران ، حس مقاومت نسل جوان را در برابر استبداد مافیاها بر انگیزد .
رژیم تحویل گرفته شدن از سوی فرانسه و ﺁلمان را در مسئله لبنان، جدی گرفت و درجا حمایت خود را از قطعنامه فرانسه ابراز کرد . معامله ای را با غرب بر سر حزب الله و اتم ( حالا سخنگوی رژیم می گوید ما دیگر به اروپا اطمینان نداریم . اشاره اش به معامله ایست که در ﺁن، رژیم سخت مغبون شد ) پیش کشید اما به جای ﺁن، فرانسه با استفاده از حمایت ایران و کشورهای عرب ، به سراغ امریکا رفت و با امریکا معامله کرد و نتیجه اش قطعنامه ای شد که بنا بر ﺁن، حزب الله باید خلع سلاح شود و حاکمیت دولت لبنان بر سراسر لبنان برقرار شود .
معامله نشد و فشار غرب به ایران افزایش یافت . به قول یوشکا فیشر غرب حاضر به تحمل سه زمستان سرد هست اما حاضر به تحمل ایران مجهز به بمب اتمی نیست . در نتیجه، جبهه مخالف خامنه ای در درون رژیم او را مسئول مستقیم قرار دادن ایران در انزوا و زیر فشار غرب بعلاوه روسیه و چین و ژاپن و بسا موفق شدن امریکا در تشکیل جبهه ی از دولتهای سنی بر ضد ایران می دانند.
این روزها، لحن ها فرق کرده است . بسیارند کسانی که خود را طوری نشان می دهند که ما نبودیم . ﺁیا لحن رژیم در باره قطعنامه شورای امنیت و بحران اتمی تغییر می کند ؟
انقلاب اسلامی : پاسخ این پرسش را در این فصل خواهیم یافت . در فصل چهارم نیز گزارشی از ایران را به نظر خوانندگان می رسانیم که ﺁنها را واکنشهای رژیم به جنگ لبنان ﺁگاه می کند .
• در روزهائی که مقاومت حزب الله لبنان موفقیت بدست می ﺁورد و مطبوعات غرب و عرب تغییر لحن می دادند ، رحیم صفوی اعلامیه صادر کرد که قوای سپاه و بسیج منتظر دستور رهبری هستند برای رفتن به لبنان و شرکت در جنگ بر ضد قوای صهیونیستها .
این اقدام ، شتاب زده ، موجب در گیری بین نیروهای سپاه شده و از قدرت نیروهای بحران ساز کاسته است . اما عمده عملکرد بد احمدی نژاد و نزدیکان و وابستگان او در سپاه و گروههای نزدیک به او مانند ایثارگران و دخالت های بیجای افراد مافیایی در درگیری های عراق و لبنان و فلسطین و سومالی و افغانستان موجب شده است که درگیری های بین نیروهای داخلی سپاه به اوج خود نزدیک شود. اعتراض کنندگان از رحیم صفوی که از کودتاگران و بحران سازان است - می پرسند : شما به عنوان نظامی می باید می دانستید که جنگ لبنان هدف مشخص دارد و ﺁن شکستن بازوی نظامی ایران برای فراهم ﺁوردن شرائط و حمله نظامی به ایران است ، بر اساس کدام ارزیابی اعلامیه را صادر کردی که میی دانستی به عمل درﺁوردنی نیست و به عمل نیز درنیامد ؟
اعتراض کنندگان کار او را به کار کسانی شبیه می دانند که بهنگام حمله امریکا به عراق ، مدعی بودند باید به عراق رفت و در کنار ارتش عراق با قوای امریکا و انگلستان جنگید . نه از این نظر که لبنان مانند عراق است که نیست و در عراق رژیم صدام بر کار بود، بلکه از این نظر که مقاومت لبنان در برابر تجاوز را ، در رابطه با غرب ، جنگ میان اسرائیل و امریکا می گرداند و تصدیق قول بوش و اولمرت و بلر می شد و در رابطه با دنیای عرب، توجیه رفتار خفت بار رژیمهای عرب می شد . زیرا ایران را عامل جنگ و ویرانی لبنان بقصد تشکیل کمر بند شیعه ، معرفی می کرد .
* اعتراضهای وسیع به عمل رحیم صفوی و فشارشان به او برای این که اعلامیه را پس بگیرد، موجب ناراحتی فیروز ﺁبادی و رحیم صفوی و ذوالقدر و سایمانی و دیگر " سرداران " . نگرانی گروههای مافیائی بحران ساز از این نظر است که می بینند اطاعت کورکورانه دارد جای خود را به مطالبه رفتارهای خردگرایانه از سوی فرماندهی ، از خامنه ای به پائین ، می دهد .
* در حال حاضر، در درون رژیم صف بندی است : سخت سران مدعیند که جنگ لبنان راه را بر دست امریکا به جنگ با ایران زد . بنا بر این ، برنامه اتمی خود را باید اجرا کنیم و اعتنائی نیز به قطعنامه های شورای امنیت نکنیم . میانه روها ( جبهه ای تشکیل نشده ای که هاشمی رفسنجانی و خاتمی و کروبی رهبران احتمالی ﺁنند ) به عکس ، می گویند : مواظب باشیم امریکا و غرب ، هزینه مقاومت لبنان را بر دوش نظام نگذارد . عاقل باشیم و از فرصت برای یک معامله مطلوب استفاده کنیم .
• شرق الاوسط ( 10 اوت ) زیر عنوان " بازی منطقه ای ایران " نوشته است :
یک دیپلمات ارشد اروپائی به ما گفت : میان ایران و امریکا یک " عقد ضمنی " بسته شده است که شامل تنها افغانستان و عراق نیست بلکه مربوط به تمامی خاورمیانه است . امریکا و ایران در عراق و افغانستان منافع مشترک دارند و حفظ موقعیتهاشان در این دو کشور، ایجاب می کند بایکدیگر کنار بیایند . برای مثال، اکثریت جامعه عراقی که شیعه است و با ایران پیوند دارد ، بیش از همه اصرار دارد که قوای امریکا در عراق بماند .
در امریکا، شخصیتهائی نظیر دانیال بابش و توماس فریدمن و مارتین اندیک و...، از این ائتلاف ضمنی ، حمایت می کنند .
در مقایسه با دوره شاه، جوهر سیاست ایران در منطقه، همان است که در دوره شاه بود . جز این که ﺁن رژیم با اسرائیل روابط صمیمانه داشت و این رژیم ندارد . با وجود این ، هیچگاه بطور عملی ، ایران عملی بر ضد اسرائیل انجام نداده است . به قول ﺁدلر، ( که یهودی است ) کارشناس امور بین المللی است ، حرفهای احمدی نژاد بمعنای تغییر استراتژی ایران در قبال اسرائیل نیست بلکه سخنانی است که مصرف داخلی دارد .
انقلاب اسلامی : امریکا جنگ با اسلام را ﺁغاز کرده است یا جنگ بافاشیسم اسلامی را ؟ :