مژده آن بندگان مرا كه به سخن‏ها گوش فرا ميدهند و از بهترين آنها پيرروى ميكنند قرآن سوره زمر قسمتى از آيه هاى ١٨, ١۷

«شماره ۶۸۰ از ۳۰ شهریور تا ۱۴ مهر»

برای تماس با ما

جواب به سوالها

آرشيو روزنامه

صفحه اصلی

سايت آقای ابوالحسن بنی صدر

وبلاگ آقای ابوالحسن بنی صدر

راديو آزدگان

PDF روزنامه بصورت

نامه ها

موضوع هر نامه، مسئله ايست و يا مسئله هائى هستند كه زورپرستها مى‏ساختند. به هنگام نگارش هر نامه، اين فكر نمى‏توانست مبنى باشد كه نامه‏ها تاريخى مى‏شوند از نوعى بسا بى سابقه و مانند. چرا كه مسئله‏هاى بعدى كه زور پرستان مى‏ساختند بر خود آنها نيز دانسته نبودند. مى‏نويسم و، به تأكيد، مسئله‏ها كه زور پرستان مى‏ساختند زيرا جز زور پرست مسئله نمى‏سازد. در حقيقت، راه رشد از راه زورمدارى ويرانگر جدا است. در راه رشد، مسئله ساخته نمى‏شود بلكه مسئله‏ها كه زورمداران ساخته‏اند حل مى‏شوند

...
بخدا اينهمه خشونت درخور يک حکومت فاشيستی نيست چو رسد به يک حکومت اسلامی. ديروز که از سفر باز گشتم 30 محکوم با اعدام يا اعدام شده اند و يا منتظر اعدام هستند. با اين ميزان خشونت جامعه همگرائی پيدا نمی کند و جو سنگين تر می شود. غالب محکومان بنا حق محکوم می شوند
...
ابوالحسن بنی صدر 1359-3-1
...
نامه آقای بنی صدر به هيأت روحانيت مبارزتهران 11 دی 1359
ما تا يکماه ديکر بيشتر مهمات نداريم و اگر بخواهيم حمله کنيم از اينهم کمتر. بنابر اين هر روز که حمله به عقب بيفتد ضربه پذيری موجوديت کشور بيشتر می شود....

نامه آقای بنی صدر به آقای خمينی ، 9 آبان 1359
...
آنبار که موافقت با تحويل گروگانها به دولت به مخالفت تبديل شد بعرض رساندم و در جلسه شورای انقلاب در حاليکه از شدت هيجان و غصه می گريستم گفتم: کاری را که از موضع قوت حل نم کنيم ناگزير روزی از موضع ضعف و تسليم حل خواهيم کرد. و بدبختانه آنروز رسيده است
...
در کجای دنيا جهاد سازندگی بوجود می آورند، سپاه بوجود می آورند، کميته بوجود می آورند، بعد می آيند می گويند شما بايد حکومت کنيد

انقلاب اسلامی : ارزیابی سخنان جعفری ، فرمانده جدید سپاه پاسداران، در حقیقت ارزیابی است که از وضعیت واقعی سپاه بعمل ﺁمده است :

سیر تحول سپاه پاسداران و وضعیت کنونی ﺁن :

ماه ها است که در مورد حمله امریکا به ایران بحث هایی در میان است و هر یک از کسانی که در سپاه پاسداران مسئولیت دارند حرفی می زنند و سخنی مغایر با دیگری می گویند :
● سردار احمدی نژاد که می گوید چون مهندس است و حساب و کتاب سرش می شود و مشاوران بسیاری دارد می داند که امریکا اصلا به ایران حمله نمی کند و اصلا از ایران وحشت دارد . او بارها در مصاحبه ها و سخنرانی هایش به این نکته اشاره کرده است که اصلا ممکن نیست که امریکا به ایران حمله کند . البته او تحریمها را نیز بی تاثیر می دانست و مدعی بود که تحریم ها هیچ اثری ندارند .
● سردار رحیم صفوی برای خودش برنامه ریزی کرده است و به این نتیجه رسیده است که امریکا به سه دلیل به ایران حمله نمی کند . و می گوید : امريكا در حمله به ايران با سه مشكل مواجه است:
-اول اين‌كه حجم و چگونگی پاسخ ايران را نمی‌داند و همچنين ميزان آسيب‌پذيری 200 هزار نيروی خود در منطقه را نيز نمی‌تواند پيش‌بينی كند و ما تمام پايگاه‌های آن‌ها را به دقت شناسايی كرده‌ايم.
-دوم اين‌كه نمی‌داند بر سر اسرائيل چه خواهد آمد.
-سوم اين ‌كه امريكا نمی‌داند جريان نفت به چه سرنوشتی دچار می شود؟
● سردار رضایی ماههاست که می گوید با توجه به مشاوره ای که با برخی از مسئولان اطلاعاتی و نظامی دارد مطمئن است که اگر ایران در جریان هسته ای تغییری در سیاست های خود ندهد باید منتظر حمله باشد.
● سردار ذوالقدر نیز مانند برخی از سرداران دیگر سپاه می گوید : امریکا از ترس ما به ایران حمله نمی کند و اگر حمله کند با برخورد و مقابله ضد هسته ای ما روبرو می شود .
● سردار عباسی که مسئول دکترین سپاه پاسداران است معتقد است که اگر امریکا حمله کند ایران توان مقابله با ﺁن را دارد و میتواند با ضربات پی در پی خود ، او را بر سر جای خود بنشاند .
● سردار سلیمانی معتقد است که هر بسیجی مانند یک گلوله است و اگر امریکا به ایران حمله کند سراسر دنیا را می تواند به اتش بکشد و کلیه منافع امریکا را در کلیه کشورها نابود سازد .
این سخنان از سرداران که همه مدعی هستند در بهترین شرایط نظامی در جهان قرار دارند خنده دار است .
وقتی یک سردار سپاهی بدون گذراندن دوره های خاص نظامی تنها در یک شب به سرلشگری می رسد، مانند جعفری، معلوم است که فاقد توان تحلیل شرایط جنگی و غیر جنگی است .
همین سرداران دوره ندیده بودند که در جنگ ادعا می کردند باید به جای افراد ارتشی در بالای فرماندهی جنگ قرار بگیرند و همان ها بودند که بعد از 8 سال و به کشتن دادن حدود یک میلیون نفر از جوانان این کشور و وارد ﺁوردن خسارتی بیش از 1000 میلیارد دلار در نهایت به دلیل بی کفایتی جنگ را با خوراندن جام زهر به خمینی به پایان بردند .
اگر ﺁنها دانش نظامی می داشتند و بخاطر استقلال وطن می جنگیدند نه این که جنگ را فرصتی بشمارند برای مقام مسلط یافتن بر ارتش و بر دولت، نه جنگ 8 سال بطول می انجامید و نه ایران در وضعیت امروز بود . وقتی در جنگ هشت ساله با عراق یک سرگرد ارتش به نام صیاد شیرازی را که امتحان بی کفایتی خود را در کردستان داده بود، ﺁوردند و کردند فرمانده ارتش و باید فرماندهان دوره دیده ارتش زیر نظر او قرار می گرفتند، معلوم بود سرنوشت جنگ به کجا می کشید و کشید .
وقتی در سالهای ابتدای جنگ بچه هایی مانند رحیم صفوی و شمخانی و سلیمانی و ذوالقدر و جعفری و ... به فرماندهی در برخی از قسمت های عملیاتی جبهه می رسیدند معلوم بود سرنوشت جنگ چیزی به جز شکست نمی شد و نشد .
شاید برخی ها یادشان نباشد که همین سردار شمخانی زمانی که جنگ شروع شده بود در حد یک سپاهی بی تجربه بود و وقتی قرار شد علیه بنی صدر کودتا کنند به فرماندهی سپاه و سپس به فرماندهی لشکر خوزستان از سوی استاندار آنجا یعنی محمد غرضی رسید و این در حالی بود که مملکت فرمانده کل قوا داشت و رییس جمهور . او در آن زمان حتی اولیه ترین پیش نیازهای دوران فرماندهی را ندیده بود و بدتر اینکه بعدا او را به فرماندهی نیروی دریایی انتخاب کردند که تنها از آن فرماندهی شناکردن در آب را بلد بود . همین مسائل موجب شد تا وضعیت جنگ به ان صورت در آید .

* چرا سردار جعفری به فرماندهی سپاه رسید ؟

جعفری در یک مصاحبه و یک سخنرانی که در این چند روز انجام داد خیلی از مسائل را روشن ساخت و اوضاع فاجعه ﺁمیز سپاه را به خوبی ﺁشکار کرد . بنا بر قول هایی که نقل شدند، فرماندهان و سرداران سپاه تا به حال دم از این می زدند که برای مقابله با جهان ﺁماده اند و این نیروی مسلح و منظم هر لحظه آمادگی دفاع از ایران را دارد و به خوبی می تواند هر متجاوزی را سرکوب کند و شکست بدهد .
به نمونه های دیگری از این نوع تفکر که در مراسم تحویل فرماندهی به جعفری اظهار شدند ، توجه بفرمایید:
● سردار صفوی می گوید : ... اگر ساختار و سازماندهي سپاه امروز قدرتمند است و توانسته خود را متناسب با تهديدات متحول كند و دو نيروي بسيج و قدس را به سه نيروي ديگر خود اضافه كند و عظمت بيافرينند جز با تدبير مقام معظم رهبري نشده است.
● سردار سلیمانی می گوید :... سپاه تنها نيرويي با اين حجم و ساختار در جهان است كه اين‌چنين در دل مردم محبوب است و 28 سال است كه اين محبوبيت را حفظ كرده است. سپاه در سه محور جهاد، سياسي و فرهنگي بنا شده است و ساختار آن كه از ابتكارات ارزشمند امام(ره) بوده است در هيچ كجاي دنيا همانند ندارد. ..
با توجه به خالی بندی های دو تن از سرداران معروف سپاه ، چرا سردار جعفری در اولین مصاحبه خود اینقدر از وضعیت بد صحبت می کند ؟ ﺁنچه شده اینست که نیروهای تشکیل دهنده سپاه در این مدت دو سال به وضعیتی رسیده اند که این نیرو را در شرف از هم پاشیدگی قرار داده است . به طور کلی می توان گفت نیروهای سپاه پاسداران از بعد از شکست و نوشیدن جام زهر دچار ﺁسیب های شدیدی شدند به گونه ای که امروز این نیرو تنها ظاهری از ﺁن نیروی بعد از جنگ را دارد .
بخشی از این نیرو بعد از جنگ و دوران سازندگی وارد کارهای اقتصادی و دلال بازی های معمولی شدند . برخی از این نیروها بعد از پایان جنگ به دنبال کارهای خود رفتند . برخی از این نیروها بعد از پایان جنگ با توجه به بی لیاقتی برخی از افراد به سلک مخالفان با سرداران فعلی در ﺁمدند . برخی از این نیروها در دوران خاتمی به گروه اصلاح طلبان پیوستند به گونه ای که در شهرک مخصوص نیروهای فرماندهی سپاه پاسداران بیش از 80 درصد ﺁرا از ﺁن خاتمی بود .
در دوران اصلاحات بسیاری از سرداران سپاه در جریان قتل های زنجیره ای وقتی متوجه عمق فاجعه ولایت و جنایت شدند از سپاه خارج شدند . با بر سر کار ﺁمدن احمدی نژاد برخی از نیروهای ته مانده به سوی پست های سیاسی هجوم ﺁوردند و دست از سپاه کشیدند و به سیاست توأم با رزالت رو ﺁوردند . در همین دوره برخی از ﺁنها که در طیف مخالف بودند از کار برکنار شده یا دستگیر شدند .
بدین ترتیب از ﺁن نیروی بعد از جنگ دیگر سپاهی باقی نمانده است که بتوان بر روی ﺁن حساب کرد و این را نیز اضافه باید کرد که در زمان ریاست رحیم صفوی بسیاری از نیروها با ورود به کارهای سازندگی - اقتصادی سپاه پاسداران و دولت دیگر اعتقادی به گذشته های خود نداشتند و به خود تخریبی رسیدند . نیروهای سپاه قدس نیز وضعیتی بهتر از نیروهای عادی سپاه ندارند .
بسیاری از نیروهای سپاه با توجه به قراردادهایی که میان ﺁنها و دولت احمدی نژاد امضا شده است به سوی کارهای به اصطلاح سازندگی رفته اند و در پولهای بی حساب نفتی غرق شده اند .
از نیروهای بسیجی نیز خبری نیست و بسیاری از ﺁنها جذب نیروهای انتظامی شده اند و مابقی در نیروهای اطلاعات و ... وارد شده اند .
روزی در اداره یک فرم ﺁوردند و گفتند : بنویسید ﺁیا وارد بسیج می شوید یا نه ؟ از حدود سی نفر از کارمندان جز یک نفر همه نام خود را در بسیج ثبت کردند. فردای ﺁن روز از سوی بسیج اداره آن فرد را خواستند و از او سئوال چرا ثبت نام نکرده است . نیروهای بسیجی که سرداران و فرماندهان ادعا می کنند از این نوع افراد تشکیل شده اند : کارمندان ادارات و سازمانها و وزارتخانه ها و دانشجویان وابسته به نظام و دانش ﺁموزانی که برای زودتر تمام شدن خدمت و ورود به دانشگاه به ﺁنها ملحق می شوند. کلیه نیروهای نظامی علاوه بر اینکه در نیروی خود وجود دارند به نام بسیجی نیز ثبت نام می کنند . برخی از زنان که هیچ محلی برای کار ندارند و تنها راه ورود به ادارات را بسیجی شدن می دانند .
در کل، شاید به جرات بتوان گفت که نیروهای بسیجی رسمی زیر یک میلیون نفر هستند که عموما در لشکر های الزهرا و عاشورا سازماندهی شده اند و مابقی که میگویند 12 میلیون نفر از افرادی هستند که تنها نام خود را به اجبار در دفاتر ثبت کرده اند .
با این وضعیت، سپاه به خوبی متوجه شده است در کشور نیرویی که بتواند جذب خود کند ، نیست. با وجود امتیازات بی حد و حصری که به نیروهای وابسته به نظام در بسیج و سپاه و نیروی انتظامی داده می شود و با توجه به اینکه این نیروها نیازی به تخصص و تحصیلات ندارند باز هم سرداران و فرماندهان متوجه شده اند که این نیرو در شرف نابودی است و باید به نوعی خود را نگاه دارد . در حال حاضر تنها راهی که سپاه می تواند برای خود نیرو جذب کند از طریق نیروهای وظیفه است که ﺁنها هم به محض ورود به سپاه به فکر استفاده از امتیازاتی میافتند که سپاه برای ﺁنان در نظر گرفته است وزمانی که خدمت ﺁنها پایان می یابد به سرعت این نیرو را ترک می کنند .
صحبت های جعفری نشان می دهد که او در چند سال گذشته به خوبی به بررسی اوضاع و احوال سپاه پرداخته است و خطر نابودی این نیرو را به "رهبری" این نظام و دیگر سرداران اعلام کرده است و آنها نیز به این نتیجه رسیده اند که باید فکری به حال این نیرو کرد .
* به نکات مهم مطالب سردار جعفری توجه فرمایید.
در ابتدای سخنان خود ، او از طرح استراتژی جديد سپاه برای جنگ های نا منظم يا نامتقارن سخن می گوید . او با مطرح کردن این طرح وضعیت را نشان می دهد . او می گوید که سپاه خود را ﺁماده جنگ های نامتقارن می کند .
سئوال ما از او اینست : این استراتژی برای مقابله با دشمن خارجی است یا برای مقابله با مردم در داخل کشور ؟ در مراسم معارفه، او در صحبت خود می گوید : این استراتژی برای مقابله با حمله دشمن نیست اگر برای مقابله با دشمن بود ، رحیم صفوی بهتر از او بود :
سردار جعفری ، در پاسخ به این پرسش که آیا تغییرات صورت گرفته در سپاه به دلیل تهدیدات اخیر دشمن بوده است ؟ می گوید : تصمیمی که برای تغییر فرمانده سپاه اتخاذ شده مربوط به چندین ماه پیش است لذا این تصمیم هیچ ربطی به تهدیدات دشمن ندارد .اگر قرار به تغییر به دلیل تهدیدات بود سرلشگر صفوی سابقه بیشتری نسبت به من در این پست داشت و سابقه جبهه و حضور در جنگ وی نیز هم نسبت به من بیشتر بود . ...
حال باید از او پرسید این تغییر اگر در رابطه با تهدید ایران به جنگ نیست پس تغییر استراتژیک به چه منظوری است ؟ سپاه در استراتژی جدید خود سخن از جنگ های نامتقارن می کند . در حالی که فرمانده می گوید که هیچ خطری از خارج ایران را تهدید نمی کند! آیا سردار جعفری مانند دیگر سرداران متوجه حرکت و جنبش مردم در داخل کشور شده است ؟
او ادامه می دهد :
...سپاه پاسداران برای مقابله موفق با دشمن به سمت تقويت نبرد نامتقارن(جنگ های نا منظم) پيش خواهد رفت...
سپاه برای کدام موفقیت و در کدام جنگ به سوی این استراتژی پیش می رود؟ شما که می گویید از خارج خطری ایران را تهدید نمی کند پس ﺁیا با خطر در داخل روبرو هستید ؟ دو حالت دارد :
● اول اینکه او میداند اگر کشور مورد حمله خارجی قرار گیرد ، نیرویی برای دفاع از کشور وجود ندارد. دیگر مانند گذشته نمی توانند لشگر محمد رسول الله درست کنند و به جنگ ببرند .
او و دیگر سرداران به خوبی می دانند که مردم به شدت از نیروهای سپاه و سپاه قدس و بسیج و حراست و ... نفرت دارند و آنها را عامل اصلی ادامه حاکمیت استبداد می دانند و به خوبی می دانند که اگر درگیر جنگی شوند اولین جاهایی که از سوی مردم ممکن است مورد حمله قرار بگیرد پایگاههای سپاه و نیروهای مرتبط با ان هستند .
جعفری می داند که برای جنگ متقارن و منظم ، سپاه قادر به جذب نیرو نیست و باید برای مقابله با هر حمله ای از همین حداقل نیرویی که در اختیار دارد استفاده کند .
دوم اینکه آیا این استراتژی اگر برای مقابله با دشمن خارجی نیست که نیست ، به چه کار می ﺁید ؟ پاسخ جعفری می تواند این باشد : سرداران و فرماندهان و حاکمان می دانند تنها نیروی سپاه و نیروهای انتظامی و نظامی وابسته به ﺁنان هستند که می توانند، در مقابل مردم، از ﺁنها حمایت کنند . باز، احتمال می دهد اگر امریکا دست به حمله بزند و پایگاههای سپاه و بسیج و دیگر مکانهای استقرار افراد سپاه را بمباران کند، رژیم و سرانش در برابر مردم ، بدون محافظ می شوند و پیش از ﺁنکه مردم به حرکت ﺁیند، ﺁنها فرار را بر قرار ترجیح داده و رفته اند . پس اگر نیروها ی بسیج و سپاه ﺁماده جنگ های نامتقارن داخلی نشوند ، عمر رژیم به چند روز نمی کشد .
جعفری میگوید : ...تغييرات صورت گرفته در فرماندهی سپاه از چندين ماه پيش مطرح بود... اما جعفری باید بگوید این تغییرات به چه صورت انجام شده اند؟ تا جایی که اطلاعات و اخبار نشان می دهند از زمان بر سر کار ﺁمدن احمدی نژاد تقریبا کلیه فرماندهان سپاه توسط "رهبر " جابجا شدند. چه در نیروی هوایی و چه دریایی و چه زمینی و همچنین لجستیک و پشتیبانی و ... جعفری تقریبا زمانی به سر کار ﺁمده است که " رهبر " متوجه وضعیت خراب سپاه شده است و به نظر می رسد که تنها کاری که سپاه باید انجام دهد حفظ خودش است نه کشور و نه دستاوردهای انقلاب .
جعفری ادامه می دهد : ... ماموريت سپاه با ارتش کاملا متفاوت است. ارتش وظيفه اش حفظ تماميت ارضی کشور است . ولی سپاه بايد از دستاوردهای نظام و انقلاب اسلامی حفاظت کند . ...
به نظر می رسد سردار در اینجا مجبور به اعترافی بزرگ شده است . او و یارانش همواره از ابتدای جنگ مدعی بودند که وظیفه شان حفظ کشور است و کار را به جایی رساندند که مرتب کودتاهای قلابی را برای حذف ارتش کشف می کردند و حتی در شورای انقلاب طرح انحلال ارتش را مطرح کردند . از زمانیکه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و بهشتی وخامنه ای و رفسنجانی برای جلوگیری از پیروزی های بنی صدر رییس جمهور منتخب و ارتش، بدست خمینی ، کودتا کردند تلاش های گسترده ای جهت نشاندن سپاه به جای ارتش بعمل ﺁوردند. حفظ دست ﺁوردهای انقلاب چه ربط دارد به تشکیل سپاه قدس و نیروی هوائی و دریائی و تبدیل سپاه به بزرگ ترین سازمان اقتصادی کشور و... ؟
از ﺁن زمان که این نیرو وسیله کودتا ی روحانیت قدرت طلب شد ، تلاش کرد از رهگذر جنگ ، نیروی نظامی اول شود و ارتش ایران را به نیرویی کوچک و تحت مهار سپاه بدل کند . کار رسید به ﺁنجا که مدعی شدند سپاه پاسداران قوی ترین لشکر منظم جهان اسلام است . گروه اندک سپاه را بزرگ کردند نیروهای هوایی و دریایی و زمینی و موشکی ایجاد کردند و برای خود نظام و دفتر و دستکی بوجود ﺁوردند . ﺁنها برای خود در جهان رسالت قائل شدند و برای ایجاد بلوا و اغتشاش و شرکت در ترورها و بمب گذاری ها سپاه قدس را تشکیل دادند . برای سرکوب مردم در داخل کشور بسیج سپاه پاسداران را تشکیل دادند . برای سرکوب دانشجویان بسیج دانشگاه را تشکیل دادند . برای سرکوب کارگران بسیج کارگری را تشکیل دادند . برای سرکوب معلمان بسیج معلمان را تشکیل دادند . برای سرکوب دانش آموزان بسیج مدارس و دانش آموزی را تشکیل دادند . برای سرکوب زنان بسیج خواهران را تشکیل دادند. برای سرکوب روحانیون آگاه بسیج روحانیون را تشکیل دادند . برای سرکوب استادان بسیج اساتید را تشکیل دادند . برای سرکوب هنرمندان بسیج هنرمندی را تشکیل دادند . برای سرکوب مطبوعات و خبرنگاران بسیج خبرنگاران را تشکیل دادند .
و در نهایت برای هدایت کل کشور و استادان و دانشجویان و روحانیون سپاه هادیون را ایجاد کردند .
سپاه ، از راه قدرت طلبی، ﺁنقدر خود را گسترش داد که حد و مرزهای کل کشور را در نوردید و سرانجام به جایی رسید که ، در درون، گرفتار خود خوردن شد. به همین دلیل است که متوجه خطر در درون خود و در درون نظام شده است . زمانی خود را آنقدر توانا می دانست که می گفت : همه جهان زیر پر ما است . ارتش را هیچ بحساب نمی ﺁورد . و حال کار خود را به جایی رسانده است که تقسیم مسئولیت می کند و دفاع از کشور را بر عهده ارتش وا می گذارد .
جعفری خود به تنهایی در این باره فکر نکرده است . او در طول سه سالی که مسئول تحقیقات راهبردی سپاه بوده متوجه این خطر شده و ﺁن را به خامنه ای و دیگر سرداران گزارش داده و ﺁنها نیز وضعیت را نابسامان یافته و با طرح موافقت کرده اند .
واگذاری مسئولیت دفاع از کشور یعنی بخشیدن بخشی از قدرت به نیرویی موازی ، کاری است که برای سپاه قابل تصور نبود. اگر حالا مسئولیت دفاع از کشور را بر عهده ارتش می نهد، بخاطر ﺁنست که شدت خطر را درک کرده است.
او در بخشی دیگر از سخنان خود می گوید : کار سپاه دفاع از ارزشهای انقلاب و دستاوردهای ﺁنست ....
ﺁقای سردار ﺁیا شما برای انقلاب ارزشی باقی گذاشته اید ؟ اگر بنا بر حفظ ارزشها و دست ﺁوردهای انقلاب بود ، سپاه تشکیل نمی شد. ﺁیا شما هنوز هم نمی دانید استقلال و ﺁزادی و رشد با نبود زور حفظ می شوند و نه با بود ﺁن؟ این ارزش و دستاوردی را که می گویید بر جا مانده بودند، چرا سپاه بر عرصه های سیاسی و اقتصادی و " فرهنگی " و حتی اجتماعی ، بمنزله زور عریان حاضر می شد و سعی می کرد زندگی فردی و جمعی ایرانیان را تحت مهار خود در ﺁورد ؟ شما در واقع می خواهید سپاه را قدری جمع و جور نمایید و تنها در حفظ داشته هایتان بکوشید . ارزشهایی که شما از ﺁن نام می برید چیزی نیستند به جز دستاوردهای مالی و پست های بالایی که به دست ﺁورده اید بدون این که لیاقت ﺁن را نداشته باشید .
جعفری ادامه می دهد : ...سپاه نيرويی است که ساير نيروهای نظامی را کمک می کند و هيچ گاه نمی تواند آمادگی نظامی و دفاعی خود را تعطيل کند . در مقاطعی سپاه بايد به تقويت بعد نظامی خود بپردازد اما درهمه حال بايد در ابعاد مختلف از جمله امنيتی، اطلاعاتی، فرهنگی و غيره آمادگی کامل داشته باشد . ...
او می گوید که سپاه در مقاطعی باید کار نظامی کند و در همه موارد کار امنیتی و اطلاعاتی و فرهنگی ﺁمادگی کامل داشته باشد. باید به این سردار و دیگر سرداران گفت شما تا به حال بیشتر سرمایه این کشور را خرج بالا بردن توان نظامی افراد سپاهی کرده اید و هر چه تجهیزات بود برای سپاه خریداری کردید و آنچه را هم در توان فنی و اقتصادی کشور بود در کارخانه های کشور هزینه همین توان نظامی سپاه کردید . هواپیما ساختید ، ناو جنگی ساختید ، زیر دریایی ساختید ، هر گونه موشکی که خواستید ساختید و سپاه را به قول خودتان چنان تجهیز کردید که در خاورمیانه اول باشید . حال چه شده است که تصمیم گرفته اید در کارهای نظامی مددکار " سایر نیروهای نظامی " شده اید؟ جمله دوم سردار بسیار مهمتر است . او می گوید : ما در همه مواقع باید در امور اطلاعاتی و امنیتی و فرهنگی شرکت داشته باشیم . البته سردار یادش رفته بود که امور اقتصادی و تروریستی و دخالت در دیگر کشورها را، در فهرست کارها، بیاورد .
اما اینکه او می گوید در امور امنیتی و اطلاعاتی و فرهنگی شرکت همجانبه و همیشگی دارند یعنی اینکه به این نتیجه رسیده اند که برای " حفظ دستاوردهای انقلاب" یعنی حفظ قدرت و امتیازهای باندهای ملا - مافیاهای نظامی - مالی ، باید همه توان خود را به کار ببرند .
بنا بر استراتژی ای که این سردار مطرح کرده است ، سپاه باید تبدیل به گارد جاودان شاه بعلاوه ساواک و کمیته مشترک بشود برای مقابله با مردم . وگر نه با این اظهارات فرمانده جدید سپاه این نیرو دیگر قصد وارد شدن به درگیری های خارجی را ندارد و تنها به فکر برخورد امنیتی واطلاعاتی و فرهنگی با مردم در داخل کشور است . سخنان جعفری ﺁشکار می کند که سپاه بیشتر از همه از جنگ می ترسد و نگران قرار گرفتن در فهرست سازمانهای تروریست و احتمالا  بمباران و موشک باران شدن است . پرسش بزرگ اینست : ﺁیا سپاه مسئله سازی که مسئله های اتم و عراق و... را ساخته است، حالا می خواهد تن به حل مسئله ها بدهد ؟ و یا می خواهد فرار به جلو کند و با استفاده از دو فرصت انتخاباتی دولت را بطور کامل تصرف کند ؟
جعفری اضافه می کند : ...تعامل سپاه با ارتش، نيروی انتظامی، اطلاعات و وزارت دفاع بسيار مناسب است....
اینجا، سردار نقش اصلی سپاه را مطرح میکند و مدعی است سپاه نیرویی است که هر زمان دیگران نیاز به ﺁن داشتند ، به کمک ﺁنها میاید. او از کارهای سپاه در خارج و در ترورها و در اقتصاد خود باز هم حرفی نمی زند ولی نقش ﺁنها در مسائل امنیتی و تعامل با نیروی انتظامی که هر دو در جریان سرکوب ها و بگیر و ببندهای داخلی هستند، بسیار حائز اهمیت می باشد . این سردار گویا اصلا در جریان مسائلی از جمله سیاستکاری و پرده پوشی و مخفی کاری نیست و همه امور سپاه را بر روی داریه می ریزد و نقش سپاه در سرکوب ( همکاری با نیروهای انتظامی و واواک و دادگاه های انقلاب و حراست ها و... ) فاش می گوید .
و باز، او در مراسم معارفه خود می گوید: ... جابجايی مديران و فرماندهان يك ضرورت برای تحول هرچه بيشتر است. در صورتی كه سپاه به وضع موجود قانع شود، دچار خطای استراتژيك خواهد شد. تغييرات شرايط محيطی كه در 10 تا 15 سال گذشته شاهد آن بوده‌ايم اين ضرورت را نشان می‌دهد كه سپاه نيز متناسب با شرايط بايد تغيير و تحول داشته باشد و متناسب با آن‌ها خود را بازيابی كند. ... سردار از خطای استراتژیک صحبت می کند و میگوید : اگر سپاه بخواهد در همین وضعیت باقی بماند دچار خطای استراتژیک می شود . این خطا چیست که اگر سپاه در وضع موجود بماند ، دچارش می شود ؟
سپاه که از بیرون خیلی بزرگ است و دارای نیروهای بسیارو توان بالای نظامی و قدرت بالای اقتصادی و بسیار تنومند است . اگر سپاه ﺁنگونه که نشان می دهد باشد و می بود که سردار ماندن در وضع موجود را خطای استراتژیک توصیف نمی کرد و نمی گفت باید تغییراتی را ایجاد کرد . به راستی در سپاه چه اتفاق افتاده است که سردار و دیگر سرداران را اینگونه نگران کرده است ؟ چرا رهبری ودیگران به دست و پا افتاده اند ؟ ﺁیا در سخنان او می توان پاسخهای این پرسشها را یافت ؟ :
جعفری می گوید: ...از تمام فرماندهان و كسانی كه در سپاه بودند و امروز به هر دليلی نيستند استمداد می‌طلبيم كه ما را در انجام وظيفه ياری كنند. ...
این جمله که به نوعی فراخوان عمومی کلیه نیروهای سپاه است انسان را به یاد صحبت های قبل ازانقلاب برخی از سران نظام می اندازد .
سردار در این صحبت به خوبی نشان می دهد که برای حفظ سپاه و دستاوردهای برخی از روحانیت و سران نظام نیاز به کمک همه سرداران و نیروهای قبلی دارد زیرا آنگونه که معلوم است از نیروی جدید خبری نیست . در ضمن سردار با این حرف خود می خواهد بگوید که من به نیروهای قدیمی نیز برای برخی از کارها نیازدارم .
برای اینکه دشمن مورد نظر سپاه را شناسایی کنیم به سراغ سخنان صفوی می رویم :
...اگر خدای ناكرده خطری كشور را تهديد كند در كنار مقام معظم رهبری در خط مقدم می‌ايستم. اگر امروز می‌بينيم كه كشورمان امن‌ترين كشور منطقه است چه كسی اين كشور را از خطرات جز مقام معظم رهبری و تدابير ايشان نجات داد. رهبری حكيمانه و رفتار خردمندانه ايشان توانست ما را در برخورد با دشمنان از خطرات نجات دهد. ايشان بر فتنه‌های داخلی كه ما برای مدتی با آن مواجه بوديم و همه‌ شما به ياد داريد توانست با حلم، صبر و تدبير برخورد كند و آن دوران سخت را پشت سر بگذاريم....
اعتراف فرمانده قبلی بر فتنه داخلی و دوران سخت بسیار مهم است . دوران سختی که نظام را به خطر انداخته بود کدام دوره بود ؟
در دورانی که او از ﺁن صحبت می کند، چه اتفاقاتی روی دادند که شرایط را بر خامنه ای و دستیاران او سخت کردند ؟ این اتفاق ها

-افشای قتل های زنجیره ای
- حرکت دانشجویان خوابگاه تهران و حمله به ﺁنها
- افشاگری های مطبوعات
- حرکت برخی از نمایندگان مجلس در دوران خاتمی
و...

اینها فتنه هایی هستند که سردار از ﺁنها صحبت میکند . شاید مردم به یاد داشته باشند که در همان زمانها بود که این سردار در یک سخنرانی گفت زبانها را از پشت گردن بعضی ها در می ﺁوریم و قلم هایاشان را می شکنیم . ﺁن سخنرانی تاریخی رحیم صفوی ، همراه شد با قول سرداران دیگر سپاه که خط قرمز ما خیابان انقلاب است و اگر مردم از خیابان انقلاب به سوی بیت رهبری حرکت کنند ما همه ﺁنها را از دم تیر می گذارینیم .
ﺁن فتنه، یعنی حرکت دانشجویان ﺁنقدر برای نظام سخت و خطر ناک بود که همه ﺁنها را به هول انداخته بود و حتی" رهبری" این نظام نیز مانند شاه درروزهای ﺁخر خود ، بخاطر حمله ای که به دانشجویان شده بود اشک تمساح می ریخت. او نیز صدای پای انقلاب را شنیده بود و این فتنه و خطر بزرگ که صفوی از ﺁن سخن می گوید ، این جنبش بود . او می گوید بزرگترین خطر و سخت ترین شرایط برای انقلاب تکرار ﺁن وضعیت است .
در جلسه معارفه سردار جعفری، سردار قاسم سلیمانی یکی از فرماندهان سپاه و فرمانده نیروی قدس در مورد سپاه اینگونه خالی می بندد : سپاه تنها نيرويي با اين حجم و ساختار در جهان است كه اين‌ چنين در دل مردم محبوب است و 28 سال است كه اين محبوبيت را حفظ كرده است. سپاه در سه محور جهاد، سياسي و فرهنگي بنا شده است و ساختار آن كه از ابتكارات ارزشمند امام(ره) بوده است در هيچ كجاي دنيا همانند ندارد ...
این سردار نمی گوید: سپاهی که اینگونه در جهان معتبر است و قوی چرا دست به تغییر استراتژی خود می زند و اگر همانگونه است که او می گوید چرا احساس خطر می کند ؟
فرمانده قبلی سپاه هم مانند این سردار ، خالی دیگری ( قدرت بلامانازع سپاه ) می بندد و می گوید :
...با صدق و صفا، امانتي را كه فرمانده كل قوا به من سپرده بودند را با موفقيت و در كمال اقتدار به برادر مؤمن، شجاع و ردمند خود مي‌سپارم. من با سردار سرلشگر جعفري ارتباط قلبي و عاطفي دارم و ايشان بهترين گزينه براي تصدي اين مسئوليت بودند. فرماندهي ايشان در جبهه‌ها از موفق‌ترين فرماندهي‌ها بود. ايشان فرماندهي مؤمن، متفكر، خردمند، حليم و صبور مي‌باشند ... اگر ساختار و سازماندهي سپاه امروز قدرتمند است و توانسته خود را متناسب با تهديدات متحول كند و دو نيروي بسيج و قدس را به سه نيروي ديگر خود اضافه كند و عظمت بيافرينند جز با تدبير مقام معظم رهبري نشده است ...
در این مورد و مورد بالایی می بینیم که سرداران از قوت بسیار سپاه دم می زنند ولی سردار جعفری از طرحی سخن بمیان می ﺁورد که تکذیب دعاوی ﺁنها است . ارزیابی را با گفته شرک ﺁلود فرمانده سابق سپاه به پایان می بریم. او می گوید : ... ما راه نجات و سعادت خود را در اطاعت از ولي فقيه مي‌بينيم و خدا را شاكريم كه به ما توفيق مجاهدت در راه خدا را داد ...