مژده آن بندگان مرا كه به سخن‏ها گوش فرا ميدهند و از بهترين آنها پيرروى ميكنند قرآن سوره زمر قسمتى از آيه هاى ١٨, ١۷

« شماره ۶۸۵ از ٧ تا ۲۱ آذر »

برای تماس با ما

جواب به سوالها

آرشيو روزنامه

صفحه اصلی

سايت آقای ابوالحسن بنی صدر

وبلاگ آقای ابوالحسن بنی صدر

راديو آزدگان

PDF روزنامه بصورت

نامه ها

موضوع هر نامه، مسئله ايست و يا مسئله هائى هستند كه زورپرستها مى‏ساختند. به هنگام نگارش هر نامه، اين فكر نمى‏توانست مبنى باشد كه نامه‏ها تاريخى مى‏شوند از نوعى بسا بى سابقه و مانند. چرا كه مسئله‏هاى بعدى كه زور پرستان مى‏ساختند بر خود آنها نيز دانسته نبودند. مى‏نويسم و، به تأكيد، مسئله‏ها كه زور پرستان مى‏ساختند زيرا جز زور پرست مسئله نمى‏سازد. در حقيقت، راه رشد از راه زورمدارى ويرانگر جدا است. در راه رشد، مسئله ساخته نمى‏شود بلكه مسئله‏ها كه زورمداران ساخته‏اند حل مى‏شوند

...
بخدا اينهمه خشونت درخور يک حکومت فاشيستی نيست چو رسد به يک حکومت اسلامی. ديروز که از سفر باز گشتم 30 محکوم با اعدام يا اعدام شده اند و يا منتظر اعدام هستند. با اين ميزان خشونت جامعه همگرائی پيدا نمی کند و جو سنگين تر می شود. غالب محکومان بنا حق محکوم می شوند
...
ابوالحسن بنی صدر 1359-3-1
...
نامه آقای بنی صدر به هيأت روحانيت مبارزتهران 11 دی 1359
ما تا يکماه ديکر بيشتر مهمات نداريم و اگر بخواهيم حمله کنيم از اينهم کمتر. بنابر اين هر روز که حمله به عقب بيفتد ضربه پذيری موجوديت کشور بيشتر می شود....

نامه آقای بنی صدر به آقای خمينی ، 9 آبان 1359
...
آنبار که موافقت با تحويل گروگانها به دولت به مخالفت تبديل شد بعرض رساندم و در جلسه شورای انقلاب در حاليکه از شدت هيجان و غصه می گريستم گفتم: کاری را که از موضع قوت حل نم کنيم ناگزير روزی از موضع ضعف و تسليم حل خواهيم کرد. و بدبختانه آنروز رسيده است
...
در کجای دنيا جهاد سازندگی بوجود می آورند، سپاه بوجود می آورند، کميته بوجود می آورند، بعد می آيند می گويند شما بايد حکومت کنيد

اطلاعات اندک از زبان گروگانگیرها حاکی از کودتا بر ضد انقلاب ایران :

پرسش اول: ﺁیا خمینی پیش از وقوع از حمله به سفارت و گروگانگیری اطلاع داشت یا خیر ؟

◄ به این پرسش، معصومه ابتکار پاسخ می دهد ( مصاحبه با روزنامه اعتماد 12 ﺁبان 86 ) : موسوي خوئيني‌ها، روحاني مورد اعتماد دانشجويان پيرو خط امام كه خبر اشغال سفارت را مدتي پس از وقوع آن به اطلا‌ع رهبر انقلا‌ب رساند و از ايشان شنيد:" خوب جايي را گرفتيد، محكم آن را نگه داريد."
اما علی زحمتکش یکی دیگر از گروگانگیرها جز این می گوید :
◄ مصاحبه اعتماد ملی با علی زحمتکش از شرکت کنندگان در تصرف سفارت امریکا و گروگانگیری :
* اعتماد ملی : امامي كه در راس حاكميت يك كشور قرار گرفته و آن حاكميت هم‌پذيرفته كه آمريكا در خاكش سفارت داشته باشد و ديپلمات‌هايي را نيز در آنجا مستقر كند. نمي‌تواند از يك طرف رسما به كشوري چنين اجازه‌اي بدهد و از طرف ديگر بعدا به طور رسمي و يا غيررسمي دستور بدهد كه بريزند و آن سفارت را اشغال كنند؛ اين تعارضي است كه امام هرگز زير بار آن نمي‌رفت.
● علی زحمتکش : شكل محرمانه‌اش هم خلا‌ف اخلا‌ق و عرف بود. امام مي‌توانستند دستور بسته شدن سفارت را صادر كنند اما نمي‌شد كه دستور به اشغال آنجا بدهند. به همين خاطر خيلي از حركات كه مردم با فرض اينكه در راستاي نظر رهبرشان بوده است، انجام مي‌دهند، اگر جايي مجوز لا‌زم داشته باشد، بعد از طراحي، مجوز گرفته مي‌شود. اين كار را دانشجوها كردند، يعني بعد از اينكه طراحي مخفيانه انجام شد و به مرحله نهايي رسيد، قبل از عملي شدن، آقاي موسوي‌خوئيني‌ها به قم سفر كردند و قرار بود مطلب را به عرض امام برسانند و در صورت عدم مخالفت امام برنامه عملي شود. آقاي خوئيني‌ها مطلب را به امام نگفتند. البته ما متوجه نشديم كه نگفتند و فرض كرده بوديم كه امام به ما اجازه ورود به سفارت را داده‌اند. بعدها وقتي از ايشان پرسيديم كه چرا قضيه را با امام مطرح نكرديد، جواب دادند كه من با توجه به شناخت عميقي كه از حضرت امام داشتم تحليلم اين بود كه اگر به امام نگويم و امام بعدا مطلع شوند موافقت خواهند كرد، اما اگر قبل از عمل آن را با امام در ميان بگذارم، مخالف اين كار خواهند بود.
* اعتماد ملی : يعني در واقع شما امام را در معرض عمل انجام شده قرار داديد؟
● علی زحتکش : نه! ما حركتي كرديم كه در بعد اخذ موافقت امام، مسووليتش بر عهده آقاي موسوي‌خوئيني‌ها بود؛ يعني ما كه مطلع نبوديم امام خبر ندارند. ايشان اين مسووليت را بر عهده گرفتند كه اين كار انجام شود و امام موافقت خواهند كرد. يعني اگرچه طرح‌ريزي از خود ما بود و دستور ايشان نبود و اجرا را هم خود ما بر عهده داشتيم، اما براي شروع عمل مي‌خواستيم لحظه آخر از ايشان كسب اجازه كنيم و اين دور از صداقت بود كه بدون اطلا‌ع و اجازه ايشان كاري را انجام بدهيم و در معرض عمل انجام شده قرارشان دهيم. براي كسب اين موافقت يكي از نزديكترين ياران امام را خدمت امام فرستاديم. ايشان بدون اخذ نظر امام به ما گفتند كه شما مي‌توانيد اين كار رابكنيد، نگفتند امام موافقند يا نه. اما چون ماموريتشان گرفتن نظر مساعد امام بود، جوابي كه به ما دادند مجوزي شد كه ما برنامه‌مان را عملي كنيم.
انقلاب اسلامی : بدین سان ، موسوی خوئینی ها اینطور وانمود کرده است که خمینی با گروگانگیری موافقت دارد . خود را جانشین خمینی کرده و با دروغگوئی دانشجویان را به گروگانگیری برانگیخته است ! با وجود این ، سیدی نژاد ، عضو شورای مرکزی تحکیم وحدت ﺁن روز و مهدوی کنی ، برﺁنند که موسوی خوئینی ها با احمد خمینی به توافق رسیده است :
◄ امیر سیدی نژاد عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت دانشجو ، بهنگام گروگانگیری ( سایت اعتماد ملی 12 ﺁبان 86 ) گفته است : " سير گفت‌وگوي ما در جلسه، حكايت از اين داشت كه آقاي اصغرزاده قبل از طرح موضوع در جلسه، در بيرون از جلسه گفت و گويي با آقاي ميردامادي داشته است، زيرا اين دو نفر در جلسه خيلي هماهنگ بودند و صحبت‌هاي يكديگر را تكميل مي‌نمودند و در تاييد مساله صحبت مي‌كردند و اين گونه به نظر مي‌رسيد كه از قبل كاملا‌ موضوع را با هم هماهنگ كرده بودند تا در جلسه به نحوي به تصويب برسد. اما مشخصا بنده به عنوان نماينده دانشگاه تربيت معلم و آقاي احمدي‌نژاد به عنوان نماينده دانشگاه علم و صنعت، مخالفت خود را با اين كار اعلا‌م كرديم.
به هر حال در جلسه اين طرح تصويب نشد و مقرر شد چون مخالفين اين طرح در صورتي كه امام مساله را تاييد نمايند اعلا‌م موافقت مي‌كنند، فعلا‌ اين موضوع مسكوت بماند و در جايي درز نكند. علت هم واضح بود؛ اگر چنين اتفاقي مي‌افتاد، پيش‌گيري‌هاي لا‌زم توسط دولت و سفارت انجام مي‌شد و اصلا‌ مساله حتي با تاييد امام هم از بين مي‌رفت. از همين روي من كه از جلسه بيرون آمدم، ديگر طرح را با شوراي انجمن دانشگاه مطرح نكردم و دانشگاه‌هاي ديگر هم به همين ترتيب عمل كردند. اما به هر حال گويا آقايان خودشان پس از صحبت با آقاي موسوي خوئيني‌ها و حاج احمدآقا، با توجه به تاييد اين بزرگواران به اين نتيجه رسيده بودند كه اين طرح را عملياتي كنند، اما چون ديگر كارشان مصوبه دفتر تحكيم را نداشت، اسم دانشجويان پيرو خط امام را بر روي مجموعه‌اي كه مي‌خواست اين كار را انجام دهد، گذاشتند و چهار دانشگاه (اميركبير، تهران، شريف و ملي) را به گونه‌اي محرمانه در جريان امر قرار دادند و آمادگي لا‌زم براي بسيج افراد را هم به وجود آوردند. "
انقلاب اسلامی : بدین قرار، پیشنهاد گروگانگیری در شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت دانشجوئی رأی نمی ﺁورد . اما طرفداران طرح که خود ﺁن را در خارج از شورا ﺁماده کرده بودند، با ﺁنکه در اقلیت بوده اند، با جلب موافقت موسوی خوئینی ها و احمد خمینی ، با دادن نام " دانشجویان پیرو خط امام " ﺁن را به اجرا می گذارند . بدین قرار، احمد خمینی از طرح، پیش از اجرا، اطلاع داشته و با ﺁن موافقت کرده است . با ﺁنکه مهدوی کنی، در خاطرات خود، فراوان دروغ گفته است، اما در باره اطلاع احمد خمینی از وجود طرح ، سخنش با سخن سیدی نژاد راست می ﺁید :
◄ محمد رضا مهدوی کنی که بهنگام گروگانگیری ، رئیس کمیته های موقت انقلاب بوده است ( خاطرات ، صفحه های 218 و 219 ) می گوید: " من همان موقع به مرحوم حاج احمد ﺁقا زنگ زدم . یادم می ﺁید شب ﺁن روزی بود که به سفارت ریخته بودند . زنگ زدم و پرسیدم جریان چیست؟ مرحوم حاج احمد ﺁقا اول می خندیدند و پاسخ نمی دادند . من گفتم: ﺁخر چه شده ؟ شما اطلاع دارید ؟ ایشان می خندید . بالاخره، بعد از اصرار، گفتند : امام راضی هستند شما هم با ﺁنها کاری نداشته باشید . این بین مرحوم حاج احمد ﺁقا بود . ولی بعدها ، خانم ابتکار ، مترجم دانشجویان، در مصاحبه ای اظهار کردند که در ابتدا امام با این کار مخالف بودند و سرانجام ، پس از یکی دو روز رضایت دادند . " ( خط کشی زیر جمله ها از انقلاب اسلامی است )
انقلاب اسلامی : بدین قرار، اگر مهدوی کنی قول معصومه ابتکار را راست نقل کرده باشد ، قول 12 ﺁبان 86 معصومه ابتکار دروغ است . زیرا او پیش تر گفته است : خمینی مطلع شده و نخست با این کار مخالفت کرده است و بعد از یکی دو روز موافقت کرده است .
اما خمینی نمی توانسته است پس از گروگانگیری نخست مخالفت و بعد از یکی دو روز موافقت کرده باشد . زیرا بنا بر قول مهدوی کنی ، شب روز گروگانگیری، احمدی خمینی به او گفته است : امام راضی هستند . بناچار ، پیش از تسخیر سفارت و گروگانگیری، نخست با ﺁن مخالفت و سپس موافق کرده است . بر فرض هم که نقل قول معصومه ابتکار توسط مهدوی کنی خلاف حقیقت باشد، دلیل قوی تری بر اطلاع قبلی خمینی و فرزند او احمد خمینی از گروگانگیری در دست است و ﺁن شرکت سپاه پاسداران در گروگانگیری و بردن اسناد سفارت توسط ﺁنها و باز گرداندن ﺁنها به دستور خمینی به سفارت در روزهای بعد از گروگانگیری است :
◄ باری روزن ( سایت اعتماد ملی 12 ﺁبان 86 ) ، یکی از گروگانها گفته است : " دانشجويان مسلح بودند و ما حس مي‌كرديم اگر جواب ندهيم كشته مي‌شويم. تفنگ به سمت سر ما نشانه رفته بود و آنها از 10 تا يك مي‌شمردند. من تا آن موقع چنين چيزي را تجربه نكرده بودم. "
انقلاب اسلامی : در حقیقت ، این دانشجویان نبودند که مسلح بودند . این افراد سپاه پاسداران بودند که مسلح بودند و تسخیر کنندگان واقعی سفارت و گروگان گیران ﺁنها بودند . این واقعیت، پیش از این، مکرر ، مورد تصدیق قرار گرفته است .
اما افراد سپاه پاسداران، سرخود، با وجود دستور صریح شورای انقلاب به حفظ امکانی - که مهدوی کنی بدان استناد می کند - از قبیل سفارت امریکا، نمی توانسته است اولا از قصد دانشجویان و روز و ساعت ﺁن مطلع شده و ثانیا  در ﺁن شرکت کرده باشند . سپاه تحت اداره شورای انقلاب بود و شورای انقلاب از طرح تسخیر سفارت و گروگانگیری اطلاع نداشت . پس دستور از مقامی مافوق شورای انقلاب به سپاه ابلاغ شده است و ﺁن مقام، مقام " رهبر " ( خمینی )بوده است .
اطلاع قبلی خمینی و فرزند او ، پیش از این ، اثبات شده بود . اما اطلاع جدیدی ، اهمیت تمام این اطلاع قبلی ﺁشکار می کند:

* ﺁیا در سفارت امریکا کسانی از وقوع گروگانگیری اطلاع داشته اند ؟:

◄ از پرسش و پاسخ روزنامه اعتماد ( 12 ﺁبان 86 ) با ابراهیم اصغر زاده از رهبری کنندگان اشغال سفارت امریکا و گروگانگیری :
* اعتماد ملی : پس بني‌صدر جاسوسي نكرده بود؟
● اصغر زاده : نه! تا آن لحظه نمي‌دانستيم. اما بعد از رياست جمهوري آقاي بني‌صدر، حساسيت غيرعادي آقاي بني‌صدر روي اسناد ما را تحريك مي‌كرد. سندهايي كه بعدا به دست آورديم نشان مي‌داد كه آمريكايي‌ها خيلي به بني‌صدر و قطب‌زاده نزديك شده بودند و به عنوان آلترناتيوي براي حل مساله گروگانگيري و نزديك شدن به آمريكا محسوب مي‌شدند. اين اسناد را بعدا در كتابي دانشجوها منتشر كردند، اما زماني مطمئن شديم كه آقاي بني‌صدر خودش هم اطلا‌ع دارد كه مقام‌هاي عاليرتبه هم دنبال اين رفتند كه مساله را پيگيري كنند.
انقلاب اسلامی : سخن او و معصومه ابتکار در باره اسناد را ، دیر تر، ارزیابی می کنیم .
اما بنی صدر در 5 بهمن 1358 ، به ریاست جمهوری انتخاب شد . یعنی 2 ماه و 23 روز بعد از گروگانگیری . از زمان تسخیر سفارت امریکا در 13 ﺁبان 58 ، دیگر سفارت امریکائی وجود نداشته است . حال چگونه ممکن بوده است در سفارت اسنادی پیدا شود در باره " ﺁلترناتیوی برای حل مسئله گروگانگیری، ﺁنهم پیش از وقوع گروگانگیری ؟ غیر از این که تمامی اسناد منتشر شده سفارت امریکا توسط بنی صدر خوانده شده و او بخش بزرگ کتاب اول سیاست امریکا در ایران را به بررسی این اسناد اختصاص داده است . حتی یک برگ سند در این باره وجود ندارد و نمی توانسته است وجود داشته باشد . باز، غیر از این که قطب زاده ، تا روز ﺁخری که سرپرست صدا و سیما بود، این دستگاه را بطور کامل در اختیار " دانشجویان خط امام " قرار داده و بی قید و شرط از ﺁنها حمایت می کرد تا جائی که پخش اطلاعیه نخست وزیر ( بنا بر قول صباغیان وزیر کشوردر حکومت مهندس بازرگان، اعتماد 12 ﺁبان 86 ) ، سانسور می کرد، غیر از این که بنا بر سند منتشره ( جلد 10 اسناد ) ، امریکائیان بنی صدر را " مائوئیست و دشمن امریکا " می دانسته اند، گروگانگیری دولت نبود که نیاز به ﺁلترناتیو داشته باشد . پس قول اصغر زاده در باره " ﺁلترناتیو برای حل مسئله گروگانگیری " دروغی است که، بنا بر مثل، مرغ پخته را هم به خنده می اندازد .
با وجود این، بنا بر اسناد منتشر شده و نیز بنا بر ﺁنچه واقع شده است، امریکائیان برای دولت مردم سالار متکی به دو اصل استقلال و ﺁزادی که استقرارش هدف انقلاب ایران بود، در جستجوی ﺁلترناتیو بودند . ﺁنها تشخیص دادند که " گروه خمینی " موافق ولایت فقیه و مخالف مردم سالاری ، مخالف سازش با روسیه شوروی و موافق سازش با امریکا هستند. بر ﺁن شدند این گروه را ﺁلترناتیو کنند و در عمل نیز چنین شد . اتفاقی نبود که هم حکومت کارتر قرارداد در باره گروگانها را با این گروه امضاء کرد و هم گروه رقیب او، ریگان - بوش و طرفدارانشان، معامله پنهانی - که اصغر زاده می پذیرد انجام شده است - بر سر گروگانها ( اکتبر سورپرایز ) را با این گروه انجام دادند و هم استبداد وابسته را این گروه با کودتائی خزنده - که با گروگانگیری وارد مرحله تصرف تدریجی دولت شد - ، باز سازی کرد .
با توجه به ﺁنچه واقع شده است، قول او گویای امر بس مهمی است : در سفارت اسنادی می باید وجود داشته باشند حاکی از این که سفارت امریکا تسخیر و اعضای ﺁن به گروگان گرفته خواهند شد . اگر این اسناد وجود داشته اند، همه اعضای سفارت از ﺁن مطلع نبوده اند . چرا که همه ﺁنها مخالف کارتر و حکومت او نبودند و وجود این سندها را به او اطلاع می داند . اگر هم سکوت می کردند، از زمان ﺁزاد شدن تا امروز، از ﺁن سخن می گفتند و مردم امریکا را از توطئه دست ساخت حزب جمهوریخواه امریکا ( کیسینجر و راکفلر و اشرف پهلوی ) که اعضای سفارت و مردم ایران قربانیان ﺁن شدند، ﺁگاه می کردند . لاجرم یک و یا دو نفری از طرح گروگانگیری اطلاع داشته اند که به بنا بر اسناد منتشره توسط روبرت پاری ، برای ریگان و بوش کار می کرده اند . بطور قطع این اسناد در ایران منتشر نشده اند و سخن اصغر زاده در باره انتشار ﺁنها دروغ است . زیرا اگر چنین اسنادی منتشر شده بودند، کار ریگان و بوش را در امریکا می ساختند و امروز هم بوش ( پسر ) رئیس جمهوری امریکا نبود و ایران را به جنگ تهدید نمی کرد .
اما ﺁیا اسناد وجود داشته اند و اصغر زاده ، ﺁگاه یا نا خود ﺁگاه، وجود ﺁنها را بروز می دهد ؟ به یمن تحقیقات روبرت پاری می دانیم که با رسیدن کلینتون به مقام ریاست جمهوری ، ایران گیتیهای ایران به او مراجعه و پیشنهاد کرده اند اسناد و اطلاعات مربوط به " اکتبر سورپرایز " را با او معامله کنند و او نپذیرفته است. به سخن دیگر، اماره ای قوی بر وجود سند یا اسنادی حاکی از اطلاع پیشکی یک یا دو تن از اعضای سفارت امریکا از وقوع گروگانگیری وجود دارد . بر فرض وجود این اسناد،
1 - گروگانگیری یک طرح امریکائی می شود ( همانطور که دو رشته تحقیقات در امریکا، ﺁن را مدلل و طراحان اصلی ﺁن را کیسینجر و راکفلر و اشرف پهلوی معرفی می کنند ) . و 2 - موسوی خوئینی ها در اجرای این طرح نقش اول را پیدا می کند . 3 - شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، با اکثریت ﺁراء با ﺁن مخالفت می کند . 4 - کمیته 5 نفری برگزیده خمینی مرکب از ابوالحسن بنی صدر و حسن حبیبی و علی خامنه ای و محمد شبستری و موسوی خوئینی ها ، غیر از عضو اخیر، به دستور همین عضو، از طرح تسخیر سفارت و گروگانگیری ، بی اطلاع نگاه داشته می شوند . 4 - رأی ، رأی موسوی خوئینی بوده است . 5 - پیش از اجرا، بنا بر قولی، خمینی نخست با ﺁن مخالفت و سپس موافقت کرده است و بنا بر قول دیگری احمد خمینی موافقت کرده است . اما شرکت سپاه پاسداران در گروگانگیری ، مسلم می کند که دستگاه خمینی از طرح تسخیر سفارت و گروگانگیری اطلاع و با اجرای ﺁن موافقت کرده است . نتیجه این که میان گروه ریگان - بوش و دست کم بخشی از دستگاه خمینی ( احمد خمینی و موسوی خوئینی ها ) در اجرای طرح گروگانگیری و ادامه دادن به ﺁن و انجام معامله پنهانی اکتبر سورپرایز، همکاری وجود داشته است . 6 - با گروگانگیری، " گروه خمینی " وارد مرحله استقرار دولت ملاتاریا گشته است . بخصوص حزب جمهوریخواه امریکا، این گروه را ﺁلترناتیو تمایلهای مردم سالار شناخته و، ﺁن زمان، مردم سالاری را برای منافع امریکا در منطقه ( نفت و گاز و... ) خطرناک تشخیص داده و از این گروه در استقرار رژیم استبدادی وابسته ، حمایت کرده است.
در ایران، اصغر زاده نخستین کس و نخستین بار است که در علن ، می گوید معامله پنهانی اکتبر سورپرایز روی داده است :

* اصغر زاده : من می گویم " اکتبر سورپرایز " وجود داشته است :

* اعتماد ملی : يعني رابطه‌اي بين به طول انجاميدن گروگانگيري و ترجيح ريگان بر كارتر براي شما وجود نداشت؟
● اصغر زاده :در آن زمان و بعد از محول شدن اين امر به مجلس ديگر دانشجوها مسووليتي نداشتند، اما اينكه مساله‌اي به عنوان اكتبر سورپرايز يا لا‌بي عده‌اي در ايران با عده‌اي در آمريكا وجود داشته يا نه، من ذيصلا‌ح نيستم كه دراين‌باره نظر بدهم. اما من مي‌گويم وجود داشته است. از روز اول گروگانگيري عده‌اي در ايران فكر مي‌كردند اين مساله، محمل بسيار خوبي براي نزديك شدن آنها به آمريكا براي حل مساله است. حتي چهره‌هاي قدرتمند بين‌المللي مثل عرفات، ابوجهاد، اريك رولو، حسنين هيكل و حتي هانسن رئيس فراكسيون جمهوريخواه كنگره آمريكا. خود جمهوريخواهان آمريكايي هم خيلي متمايل بودند تا مساله كش پيدا كند تا از آن عليه دموكرات‌ها استفاده كنند و آنها را متهم به ناتواني كنند. از آن طرف در پشت پرده با برخي ايراني‌ها تماس مي‌گرفتند تا قضيه گروگانگيري طولا‌ني‌تر شود. منتها تحليل‌هاي ما مبتني بر اسناد نيست و فقط تحليل ژورناليستي است، اما اينكه دانشجوها با آمريكايي‌ها وارد معامله شوند توهمي‌بيش نيست. ما بايد در مسائل صادق باشيم، مثل آيت‌ا...
مهدوي كني كه اولين نفري بود كه به سفارت زنگ زد و گفت اينجايي كه شما گرفته‌ايد غصبي است و بايد از آن خارج شويد، هنوز هم شجاعانه مي‌ايستد و مي‌گويد ما آن زمان مخالف بوديم.
انقلاب اسلامی : حال که اکتبر سورپرایز وجود داشته است ، این پرسش مهم محل پیدا می کند : چرا هم معامله با کارتر و هم معامله پنهانی با ریگان و بوش توسط کسانی انجام شد که با " خط استقلال و ﺁزادی " و نماینده ﺁن ، منتخب مردم ایران ، ابوالحسن بنی صدر، دشمنی و بر ضد او کودتا کردند ؟ با ﺁنکه بنا بر قانون اساسی ، هرگونه قرارداد با دولت خارجی را رئیس جمهوری می باید امضاء می کرد، قرارداد را بهزاد نبوی امضاء کرد و رئیس جمهوری برضد او و رجائی اعلام جرم کرد ؟ نه بدین خاطر بود که گروگانگیری نه عملی بخاطر ترس از تکرار کودتای 28 مرداد که تکرار ﺁن کودتا بود . بعد از تسخیر سفارت امریکا، جناح انگلیسی ( حسن ﺁیت و... ) ، در عین رقابت، با جناح امریکائی ، در کودتای خرداد 60 و باز سازی استبداد وابسته همکاری کردند :

مخالفان طرح اشغال سفارت و گروگانگیری به سراغ حسن ﺁیت می روند و طرح " انقلاب فرهنگی " و تعطیل دانشگاهها را طراحی و اجرا می کنند :

◄ بنا بر مجله شهروند به استناد قول اصغر زاده :
اگر دانشجویان چپگرا پیش از تسخیر سفارت، طرح خویش را با روحانی چپگرایی همچون محمد موسوی خوئینی ها در میان گذاشتند، محمود احمدی نژاد و دوستانش نیز طرح خویش را پیش از اجرا با روحانیون راست گرای حزب جمهوری اسلامی در میان نهادند و این چنین بود که حسن آیت، عضو حزب جمهوری در اسفند 58 و پیش از آغاز انقلاب فرهنگی، در جلسه ای از برنامه طراحی شده برای تعطیلی دانشگاه ها سخن گفت و سخنش استراق سمع و سپس منتشر شد تا اسرار هویدا شود و در پرده نماند. بدین ترتیب پس از تقویت مجاهدین انقلاب در حاکمیت انقلابی اکنون گویی نوبت به حزب جمهوری اسلامی رسیده بود تا از مسیر انقلاب فرهنگی، راه تفوق خویش را بیابد. "انقلاب فرهنگی" در برابر "تسخیر سفارت آمریکا" عملی شد تا هادیان این دو جریان بعدها به دو جناح متقابل در جمهوری اسلامی تبدیل شوند و لباس چپ و ردای راست- پس از حذف دولت موقت و عزل بنی صدر و به حاشیه رفتن چپ ها- بر تن آنها بنشیند. در این میان اما جالب آنجا بود که چپ ها با همان ابزاری- انقلاب فرهنگی- به دست دانشجویان مسلمان تصفیه شدند که خود ساخته بودند. اگر زمانی مائو در چین به ابزار "انقلاب فرهنگی"، لیوشائوچی را به اتهام انحراف از کمونیسم راستین مشمول پاکسازی کرده بود، اکنون این چپ های مائوئیست بودند که به اتهام جدایی از خط انقلاب با امواج " انقلاب فرهنگی" روبرو می شدند و خود رده را آیا تدبیری بود؟
انقلاب اسلامی : در حال حاضر نیز، این دو دست وابسته ، در درون رژیم با یکدیگر، بر سر قدرت ، رقابت می کنند . در همان حال، با یکدیگر در نگهداری و اداره دولت همکاری و در سرکوب مردم و سانسور بنی صدر همدستی می کنند . از زمان ورود امریکا به صحنه سیاست جهانی بمثابه یک قدرت سلطه گر، سه تمایل وابسته به سه قدرت انگلستان و روسیه و امریکا، در برابر تمایلی قرار گرفتند که بخاطر استقرار دولت مردم سالار و حقوق مدار بر اصول استقلال و ﺁزادی و حقوق ملی و حق انسان و رشد بر میزان عدالت اجتماعی ، مبارزه می کردند و می کنند :

سندهای سفارت امریکا در باره بنی صدر چه می گویند ؟

◄ در 9 ﺁبان ، به گزارش خبرگذاری فارس، در میز گردی در ایرنا ،
* خبرنگاری از ابتکار پرسيده است : برخی اين نکته را مطرح می‌کنند که به نظر می‌رسد اسناد به دست آمده از لانه جاسوسی آمريکا به صورت گزينشی منتشر شده است و به عنوان مثال بحث آقای موسوی خوئينی‌ها را مطرح می‌کنند که وی وظيفه نظارت بر انتخابات دوره اول رياست جمهوری را بر عهده داشته و با وجود اسناد به دست آمده از سفارت آْمريکا مبنی بر خيانت بنی‌صدر به ايران اما باز وی را تائيد صلاحيت کرده است. نظر شما در اين مورد چيست؟
● معصومه ابتکار : با تاکيد بر اينکه اين گفته در خصوص موسوی خوئينی‌ها نادرست است، اظهار داشت: اسنادی که در آن زمان به دست آمد، زمانی افشا شد که کار از کار گذشته بود و اساساً اسنادی که در اين سفارتخانه به دست آمد به صورت رشته رشته در آمده بود و همگی آنها به صورت رمز بود.
وی ادامه داد: چند ماهی طول کشيد تا اسنادی که به صورت رشته درآمده بود در کنار هم قرار گيرد و همچنين اين اطلاعات سری و فوق سری سفارت آمريکا در وهله اول در اختيار دانشجويان قرار نگرفت، بلکه در اطلاعات و امنيت بر روی اين اسناد کار شد و از آنجايی که اطلاعات به صورت رمز بودند دانشجويان نمی‌توانستند متوجه نام‌های موجود در اين اسناد شوند. ابتکار افزود: البته نوعی بدبينی نسبت به کسانی مانند بنی‌صدر که به شدت منتقد اين حرکت بودند، در ميان دانشجويان وجود داشت اما سند محرزی که نشاندهنده رابطه بنی‌صدر با سفارت آمريکا باشد در اختيار دانشجويان و موسوی خوئينی‌ها قرار نداشت و زمانی اسناد اين ارتباط افشا شد که کار از کار گذشته بود.
انقلاب اسلامی : معصومه ابتکار کلمه ای در باره محتوای سند نمی گوید و چون پاسخ پرسشی را می دهد که به گزارش خبرگذاری فارس - که دروغ ساز است - از او شده است، اینطور برداشت می شود که محتوای سند را " خیانت بنی صدر " دانسته است . غیر از این دروغ رسوا، دروغ دومی را هم گفته است و ﺁن این که پیش از انتخابات ریاست جمهوری، این سند در دسترس نبوده است . هر دو دروغ او را اصغر زاده تکذیب می کند :
◄ ابراهیم اصغر زاده در مصاحبه با اعتماد ملی ( 12 ﺁبان 1386 )
اصغر زاده: هدف فقط اعتراض به رفتن شاه به آمريكا بود. اگر هدف ما حذف ليبرال‌ها بود با حزب جمهوري اعلا‌م همبستگي مي‌كرديم، اما ما در همان پروتكل اوليه ذكر كرديم كه هيچكدام از اعضاي احزاب حق ندارند آنجا حضور داشته باشند. شما توجه كنيد كه در انتخابات رياست جمهوري كه چند ماه بعد از اشغال سفارت انجام شد، بني‌صدر راي آورد. مگر بني صدر مظهر ليبراليسم نبود؟ حتي ما در ماه‌هاي اول اشغال سفارت به سندي دست پيدا كرديم با عنوان ‌ 1SDLORA كه متوجه شديم متعلق به بني‌صدر است ولي آن را افشا نكرديم.
* اعتماد ملی : يعني شما قبل از انتخابات سندي را مبني بر جاسوسي بني صدر به دست آورديد ولي افشا نكرديد؟
● اصغر زاده : چهار تا سند به دست آورديم. جريان اينگونه بود كه آمريكا تصميم مي‌گيرد به نزديكان امام در نوفل لوشاتو نزديك شود، لذا تاجري از سوي آمريكا تحت عنوان يك شركت اقتصادي با آقاي بني صدر ارتباط برقرار مي‌كند و حقوقي را هم به عنوان مشاور اقتصادي شركت براي گرفتن اطلا‌عات از اقتصاد ايران براي آقاي بني‌صدر تعيين مي‌كند. البته آقاي بني‌صدر هيچ وقت حقوقي را دريافت نكرد و به نظر من در ابتدا نمي‌دانست كه آن فرد مامور سيا است. ما از طريق اسناد فهميديم كه آن فرد كه بعد از انقلا‌ب هم سعي كرده بود به بني‌صدر نزديك بشود و با او تماس هم برقرار كرده بود، جاسوس آمريكا است.
* اعتماد ملی : پس بني‌صدر جاسوسي نكرده بود؟
● اصغر زاده : نه!
انقلاب اسلامی : بدین قرار، پیش از انتخابات ریاست جمهوری سند در دست " دانشجویان پیرو خط امام " بوده است . بنی صدر نیز هم نوشته و هم گفته بود هرکس سندی و ادعائی در باره او دارد انتشار دهد زیرا مردم ایران می باید با ﺁگاهی کامل رأی دهند . در سرمقاله 4 دی ماه 1358، در اعتراض به انتشار سند در باره احمد مدنی، رقیب انتخاباتی او و دفاع از منزلت و کرامت و حقوق او، از گروگانگیرها خواست اسناد را در اختیار دادگاه انقلاب بگذارند تا مورد رسیدگی قضائی قرار گیرند . با وجود این همه، اگر سند ها را انتشار نداده اند، دلیلی جز این نداشته است که سند، سند افتخار و در میان اسناد سفارت امریکا، منحصر به فرد بوده است و چون بنی صدر عمل تسخیر سفارت امریکا و گروگانگیری را خلاف استقلال ایران و محور کردن امریکا در سیاست داخلی و خارجی ایران دانسته بود، نمی خواستند انتشار سند تبلیغ بسود او شود . وگرنه همین اصغر زاده با دو کس دیگر نزد بنی صدر رفتند و سندها در باره بنی صدر را مایه افتخار خوانده بودند . او به دروغ مدعی است نه قصد براندازی حکومت موقت را داشته اند و نه ضدیت با لیبرالها را . دلیلش اینست که با ﺁنکه بنی صدر مظهر لیبرالیسم بوده است، سند مربوط به او را انتشار نداده اند . حال ﺁنکه چون انتشار سند را بسود بنی صدر یافته اند، انتشار نداده اند . دلیل ﺁن این که سندهائی را که به زیان اعضای حکومت بازرگان و به قول ﺁنها لیبرالها تشخیص می دادند، منتشر می کردند . چنانکه سندهای مربوط به احمد مدنی و امیر انتظام و میناچی ( وزیر ارشاد در حکومت بازرگان که توقیف نیز شد و به فشار بنی صدر ﺁزاد گشت ) و حسن نزیه و رحمت الله مقدم مراغه ای و ... را انتشار دادند . و برغم این که نمی خواستند بسود بنی صدر تبلیغ شود، در انتخابات ریاست جمهوری به او رأی دادند . حال ﺁنکه اگر سندی بر ضد بنی صدر وجود داشت، افشایش می کردند. بخوانید و ببینید چگونه رأی دادن به بنی صدر را توجیه می کنند :

* از مصاحبه دکتر پوریزدان پرست با محمد حسین روزی طلب ( 11 ﺁبان 86 ) در باره گروگانگیری : چرا " دانشجویان خط امام به بنی صدر رأی دادند ؟ :

* محمد حسین روزی طلب : این كه می‌گویند دانشجویان خط امام از بنی‌صدر حمایت كرده و به او رأی دادند، چه قدر صحت دارد؟ ● دکتر پور یزدان پرست ( عضو حزب جمهوری اسلامی و از گروگان گیرها و خبرنگار روزنامه جمهوری اسلامی در ﺁن ایام که بگفته خود او، پس از ﺁنکه بنا می شود اعضای احزاب در شمار تسخیرکنندگان سفارت نباشند، استعفاء کرده است ) : بچه‌ها آن موقع دیدشان نسبت به حزب جمهوری خوب نبود. این مسئله‌ای است كه نمی‌شود آن را كتمان كرد، به خاطر همین تعدادی قابل ملاحظه از آنان با كاندیداهای حزب مخالف بودند. "حسن حبیبی" و "جلال‌الدین فارسی" را به سفارت دعوت كردندو آنها را سؤال پیچ كردند . . جلسه با هر دو با ناراحتی تمام شد . یعنی سئوالات به حوزه های مختلف كشید . بعضی نظریاتی كه داشتند برای ما قابل قبول نبود. ماشدیداً آنها را سؤال پیچ میكردیم .
اما بنی‌صدر را هم دعوت كردند، كه بنی‌صدر آمد و در جواب یكی از سؤالات گفت: من میخواستم مادر رضایی ها را به سازمان ملل بفرستم تا در آنجا كربلا به پا كند و قطب زاده با این تلویزیونش امام را تبلیغ كرد و امام ما را در پای پلكان هواپیما باز گرداند . "امام تحت تأثیر تبلیغات قرار می‌گیرد" و تا این جمله را گفت همه به هم نگاه كردیم، همه متوجه شدیم این آقا از ریشه خراب است و به امام اعتقادی ندارد .بچه‌ها شروع به فعالیت كردند كه بنی صدر را رسوا كنند، كه متأسفانه كار از كار گذشته بود.
* روز طلب :خب ،‌ بالاخره بچه‌ها به چه كسی رأی دادند؟
● كسی در صحنه نبود كه توان مناسبی برای ریاست جمهوری داشته باشد .جلالالدین فارسی با شبهه ایرانی نبودن از صحنه بیرون رفت و ماند بنی صدر ، مدنی (كه حسین علم الهدی از اهواز به سفارت آمد و از ما برای چاپ اسناد خیانتهای مدنی كمك خواست كه ما كمكش كردیم و ماهیت او برای ما رو شده بود ) . صادق طبا طبائی برادر خانم سید احمد كه خیلی جوان بود و به نظر نمی آمد بتواند این مسئولیت را اداره كند و حسن حبیبی .چون كسی نبود كه شرایط لازم را داشته باشد ، ببین بچه‌ها تفرقه شد. یك عده از مردم هم به این دلیل می‌خواستند در انتخابات شركت نكنند، امام یك جمله گفتند كه همه باید رأی بدهند و به هر كسی كه فكر می‌كنید رأی اكثریت را می‌آورد رأی بدهید .
* روز طلب : واقعا امام یك چنین حرفی زدند؟
● بله. بروید و در صحیفه نور پیدا كنید. من هم چون می‌دانستم بنی‌صدر رأی می‌آورد به او رأی دادم و هیچ گونه انگیزه دینی و سیاسی دیگری نداشتم. دیگران هم احتمالاً همین كار را كردند. . درست البته نمیدانم .
انقلاب اسلامی : سقوط اخلاقی را ببین ! دست پرورده های نظام ولایت فقیه را ببین ! قدرت پرستی را ببین ! کسانی که می دانسته اند بنی صدر با گروگانگیری مخالف است . می دانسته اند خمینی ستا نیست و او را انتقاد پذیر می داند و انتقاد می کند، با اینهمه به او رأی دادند . ﺁن روز سندهای موجود در سفارت را نسبت به او، افتخار ﺁمیز می دانستند و به او رأی می دادند . بعد ، به رأی و شخصیت خود نیز وقع و احترام نگذاشتند و ﺁلت فعل کودتاچیان شدند و سندهای افتخار را سندهای جاسوسی گرداندند ! بی گمان هیچ رژیمی به اندازه رژیم خمینی این اندازه انحطاط اخلاقی ببار نیاورده است .

*در سندهای سفارت امریکا در باره بنی صدر چه ﺁمده است ؟

◄ سندی که، در باره ﺁن، از معصومه ابتکار پرسیده اند و همان سندی است که اصغر زاده در باره اش توضیح داده است که گویای جاسوسی بنی صدر نیست، در حقیقت سند افتخار ﺁمیزی است . زیرا ، در این سند، به سه امر بسیار مهم ، استناد شده است :
1 - بنی صدر پیشنهاد را نپذیرفت .
2 - بنی صدر و دوستان او قابل خریداری نیستند .
3 - " رژیم جانشینی از درون رژیم جدید ( رژیم جانشین رژیم شاه ) سر برخواهد ﺁورد " ( اسناد لانه جاسوسی شماره های 1 تا 6 ، صفحه 175 ) و " با یک تذکر ، بنی صدر به خارج تبعید می گردد " .
انقلاب اسلامی : به دلیل این 3 امر واقع است ( امر اول و دوم واقع بودند زیرا بنی صدر به او گفت : به قول امام صادق ( ع ) ، پول ﺁتش و باور سوز است و پیشنهاد را نپذیرفت و عضو سیا نتوانست بنی صدر را بخرد و امر سوم با کودتای خرداد 60 ، تحقق یافت ) . اما سیا می باید با کسانی در رژیم تماس می داشته و می دانسته است که ﺁنها رژیم جدیدی را ایجاد خواهند کرد و از بلاها که ممکن است بر سر بنی صدر ﺁید، یکی تبعید به خارج از کشور است . می دانیم که بنا بر اسناد و بنا بر توافق سلیوان و موسوی اردبیلی و بازرگان ، قرار بر استقرار رژیم با ثباتی بر پایه وحدت روحانیت و ارتش بوده است . وقتی بهشتی کشته شد، سلیوان ، ﺁخرین سفیر امریکا در ایران، مقاله ای در رثای او انتشار داد و او را کسی شمرد که می توانست در رأس " رژیم جدید " قرار بگیرد . معصومه ابتکار می گوید : در اسناد مربوط به بهشتی ، اطلاعی حاکی از رابطه نامشروع میان او و امریکائی ها وجود نداشته است. بدین خاطر اسناد مربوط به او و همانند های او را انتشار نداده اند . اما اگر چنین می بود، بطور یقین انتشار می دادند زیرا بسود بهشتی می بودند . با اینهمه ستایش که از او می کنند، دلیلی نداشت که اسناد سودمند به حال او را انتشار ندهند . پس اگر انتشار نداده اند، بخاطر وجود روابط نامشروع با سفارت امریکا بوده است . و نیز ، معصومه ابتکار یا محتوای اسناد را از یاد برده است و یا دروغ گفته است . زیرا در اسناد منتشره ، از بهشتی و نقش او نام برده شده است و یکچند از اسناد را شیخ علی تهرانی به خمینی داده و یکچند از ﺁنها نیز منتشر شده اند .
و برخواننده است که بداند :
4 - امر واقع چهارم این که مأمور سیا که نزد بنی صدر ﺁمد، دو بار فرصت صحبت با او را یافت . یکبار در فرانسه و یکبار در ایران . معرف او خسرو قشقائی بود و به عنوان مأمور عالی رتبه حکومت امریکا که پیامی از ﺁن حکومت برای خمینی دارد، نزد بنی صدر ﺁمد. بنی صدر موضوع را به خمینی گفت و خمینی بود که از بنی صدر خواست خود او این مأمور را بپذیرد و پیام حکومت امریکا را از او دریافت کند . اما خود را نماینده شرکتی معرفی کرد که مأمور شده است بداند ﺁیا در رژیم جدید به شرکتهای خارجی اجازه سرمایه گذاری در ایران داده می شود یا خیر ؟ پاسخ شنید وقتی دولت جدید تشکیل شد، باید به مقامات ذیصلاح رجوع کنید تا به شما پاسخ دهند . بار دوم، باز از طریق همان واسطه و با همان عنوان پیام برای خمینی ، نزد بنی صدر ﺁمد. این بار گفت : به وزارت بازرگانی مراجعه کرده است و شرکت او می تواند در ایران شعبه داشته باشد . از بنی صدر دعوت کرد مشاور ﺁن شرکت شود. بنی صدر به او پاسخ داد : شما چند نوبت مراجعه کرده اید . دو نوبت فرصت گفتگو یافته اید و به جای پیام حکومت امریکا برای ﺁقای خمینی ، صحبت سرمایه گذاری در ایران و استخدام من بعنوان مشاور را بمیان کشیده اید . این چه بازی است ؟ در هر دو نوبت، چندین نفر حضور داشته اند .
5 - تا کودتای خرداد 60 ، این سند منتشر نشد . در روزهای بعد از کودتا ، با ترجمه فارسی مقلوب و حذف امرهای سه گانه، در مطبوعات کودتاچیان انتشار یافت . دانستنی است که در خارج از کشور کتابی را به زبان های بیگانه انتشار دادند . بنی صدر از ترجمه ﺁن به زبان فرانسه ﺁگاه شد و به دادگاه شکایت کرد . دادگاه از ناشر پرسید: سندی را که می گوید بنی صدر و دوستان او را نمی توان خرید چگونه سند جاسوسی او کرده و انتشار داده اید ؟ ناشر پوزش خواند . به پرداخت غرامت محکوم شد و غرامت را نیز پرداخت .
جز این سند، سندهای دیگری نیز بوده اند و انتشار یافته اند : ◄ در اسناد لانه جاسوسی ، شماره 27 ، خط میانه ( 3 ) صفحه های 19 و 31 و 49 و 100 و 101 ، نکات درخوری ﺁمده اند. از جمله :
" مناقبی به مأمور سفارت می گوید : خمینی خود یک ضد کمونیست ثابت قدم است . یزدی و قطب زاده و بنی صدر و بعضی جوانان دیگر در اطراف او، مارکسیستهای تند رو هستند . باید خمینی را از ﺁنها جدا کرد " . مقامات روحانی میانه رو به امرییکائیان می گویند : " امریکا باید بی سر و صدا از میانه روها حمایت کند تا بتوان با رادیکالها و کمونیستها مقابله کرد " .
◄ اسناد لانه جاسوسی شماره ( 12 ) ، دخالتهای امریکا در ایران ( 2 ) صفحه های 42 تا 44 : بنی صدر و قطب زاده را " ضد امریکائی و مارکسیست " توصیف کرده است . ◄ در اسناد لانه جاسوسی شماره 10، صفحه 40 ﺁمده است : " این مسئله مهم است که خمینی به ایران ﺁورده شود و افراد واسطه کنار گذاشته شوند . مأمور سفارت ع پرسید منظور اشخاصی هستند که در پاریس هستند ( بنی صدر و قطب زاده و یزدی ) ؟ امیر انتظام بسیار با دقت پاسخ داد : یزدی خوب است .
◄ بنا بر اسناد سفارت امریکا که انتشار یافته اند، گروههای سیاسی ﺁن روز ایران ، از جهات مختلف مورد ارزیابی قرار گرفته اند. از جمله در باره دو گروه خمینی و بنی صدر، ارزیابی امریکائیها چنین بوده است :
● گروه خمینی موافق ولایت فقیه و مخالف اسلام میانه رو و اسلام نو ﺁور و با نظام اقتصادی ﺁزاد موافق و با دموکراسی مخالف و با سازش با امریکا، موافق و با سازش با روسیه شوروی مخالف و با ترقی مخالف است .
● گروه بنی صدر با ولایت فقیه مخالف و با اسلام میانه رو مخالف و با اسلام نو ﺁور موافق و با نظام اقتصادی ﺁزاد مخالف و با دموکراسی موافق و با سازش با امریکا و روسیه شوروی مخالف و با ترقی موافق است .
انقلاب اسلامی : بدین قرار، اسنادی که " دانشجویان پیرو خط امام " انتشار داده اند، تکذیب دروغ رسوای ﺁلتهای فعل در گروگانگیری هستند. سندهای افتخار منتخب مردم ایران هستند . روشن می کنند که از دید امریکائیان، بنی صدر نه تنها لیبرال ( نظام اقتصاد ﺁزاد ) که مخالف جدی لیبرالیسم بوده است . اصغر زاده یا هنوز نیز نمی داند لیبرالیسم چیست و گمان می کند چون بنی صدر مظهر ﺁزادی و استقلال است، پس " مظهر لیبرالیسم " هم هست . اما در باره قول او در باره حساسیت بنی صدر در باره اسناد :

* حسیاست بنی صدر نسبت به اسناد سفارت امریکا :

◄ ابراهیم زاده حساسیت بنی صدر را در باره کرامت و منزلت و حقوق انسان را به حساسیت در باره اسناد سفارت امریکا قلب می کند . بنی صدر، در تاریخ 4 دیماه 1358، یک ماه پیش از روز انتخاب رئیس جمهوری، بمناسبت انتشار سند بر ضد احمد مدنی نامزد ریاست جمهوری و رقیب بنی صدر، در سرمقاله روزنامه انقلاب اسلامی نوشته است :
" اینک انتخابات ریاست جمهوری نزدیک می شود، ما حقیقت را فدای مصلحت نمی کنیم . اسنادی که تا به حال ، دانشجویان در باره اشخاص منتشر کرده اند ، دلالتی بر جاسوسی افراد ندارند . تمایل ﺁنها را به تفاهم طلبی با امریکا نشان می دهند . رادیو و تلویزیون ما نباید نسبت به اخلاق انقلابی و معنویت اسلامی که اساس انقلاب اسلامی ما است، تا این حد، لاقید بماند و یک جانبه وسیله کوبیده شدن افراد بشود . همه کس می داند که نظر ما در باره اینگونه افراد چیست ... اینها معرف یک طرز فکر هستند و نه جاسوس . اینها همکاری با غرب را ضرور می دانند و ما با این طرز فکر مخالف هستیم . همین و بس .
اگر جز اینها، سندهائی وجود دارد و سندهائی که براستی بیانگر خیانت اشخاص به کشورشان باشد، بهتر است در اختیار دادستان انقلاب قرار بگیرد که مقام قضائی در باره ﺁنها و اشخاصی که خیانت کرده اند، تصمیم بگیرند .
... بر ما است که شجاع باشیم ، صریح باشیم ، انقلابی باشیم و بگوئیم که این گونه لجن مال کردن ها ، اینگونه سند در رادیو و تلویزیون خواندنها و بلافاصله به خانه افراد ریختن ها ، نه تنها با اسلام نمی خواند ، زمینه را برای استبداد فراهم می ﺁورد ."
انقلاب اسلامی : اگر امروز اصغر زاده حساسیت شدید بنی صدر را در باره حقوق انسان و کرامت و منزلت او و خطر بازسازی استبداد ، به حساسیت نسبت به اسناد مقلوب می کند، بسا بدین خاطر است که طی 28 سال، طرز فکر او تغییر نکرده است . وگرنه ، چگونه ممکن بود عمل بنی صدر را در دفاع از کرامت و منزلت رقیب انتخاباتی او - امری بی سابقه و بی مانند در جهان - و همه دیگر قربانیان سند بازان استبداد ساز، مقلوب کند و حساسیت نسبت به اسناد سفارت امریکا بخواند ؟

نکات در خور توجه در نوشته دکتر یزدی و در مصاحبه صباغیان در باره تسخیر سفارت و گروگانگیری :

* دکتر یزدی و پرسشهای بجای او :
1/ - 6چرا به‌رغم آنكه در گزارش‌هاي سفارت آمريكا از تهران به واشنگتن پيش‌بيني شده بود كه اگر به شاه اجازه سفر و ورود به آمريكا داده شود، بار ديگر به سفارت آمريكا در تهران حمله خواهد شد؟ و گروگانگيري صورت خواهد گرفت، به شاه رواديد سفر به آمريكا داده شد؟
* چه نهاد‌ها و نيرو‌هايي در آمريكا از گروگانگيري سود بردند؟
2/6 - دانشجويان خط امامي عموما گفته‌اند كه برنامه اوليه آنها اشغال سفارت آمريكا در تهران براي مدت دو يا سه روز بود، اما چه نهادها و سازمان‌ها و عناصري مانع تخليه سفارت آمريكا و آزادي گروگان‌ها شدند و آنها را براي 444 روز نگه‌داشتند؟ ادامه گروگانگيري از علل كليدي عدم انتخاب كارتر براي بار دوم به رياست جمهوري آمريكا محسوب مي‌شود؟ چه نيرو‌هايي در آمريكا و خاورميانه با انتخاب بار دوم كارتر مخالف بودند و ارتباط آن با صلح خاورميانه چه بود؟
3/6 - حضور و نقش فعال ارتش آمريكا در جنگ ويتنام موجب شكل‌گيري جنبش ضدجنگ در آمريكا و ظهور جنبش‌هاي اجتماعي (ضد فرهنگ) contercultureو در نهايت يك جنبش آگاهي بخش سياسي - اجتماعي و فرهنگي عليه نهاد‌ها و گروه‌هاي ويژه در آمريكا گرديد. اين جنبش، براي اولين بار در خود آمريكا، ملت آمريكا را در برابر دولت آن كشور قرار داده بود. استمرار اين جنبش و تقويت آن، نه‌تنها بر عملكرد دولت آمريكا در داخل آن كشور اثرگذار مي‌گذاشت، بلكه بر عملكرد اين دولت در صحنه خارجي، به‌خصوص در كشور‌هاي جهان سوم مي‌توانست تاثير مهمي داشته باشد. گروگانگيري در ايران نه‌تنها اين جنبش را در مراحل اوليه از بين برد، بلكه به پيدايش و تقويت يك جريان افراطي دست راستي كمك كرد كه از درون آن ريگان انتخاب شد. در سفري كه نوام چامسكي، احمد اقبال و ريچارد فالك در سال 1359، بعد از گروگانگيري به ايران داشتند و با شخصيت‌هاي متنفذ شوراي انقلا‌ب نيز ديدار داشتند، توجه آنان را به پيامد‌هاي سوء گروگانگيري بر جنبش جديد آمريكا جلب كرده بودند و اينكه حفظ و رشد اين جنبش در آمريكا تا چه حد به نفع ملت‌هاي جهان سوم مي‌باشد.
4/6 - بالا‌خره گروگانگيري و ادامه آن زير پوشش يك شعار به ظاهر بسيارچپ و ضدامپرياليستي توانست تمام نيرو‌هاي چپ و افراطي را به نفع تقويت اقتدار يك جريان دست راستي در نظام جمهوري اسلا‌مي بسيج نمايد. فاعتبر و ايا اولي الا‌ بصار.

* هاشم صباغیان، وزیر کشور در حکومت موقت، در مصاحبه با اعتماد ( 12 ﺁبان 86) : طراح گروگانگیری دانشجویان نبوده اند :

◄ صباغیان ، وزیر کشور در حکومت بازرگان (اعتماد ملی 12 ﺁبان ): " ما حركت را به عنوان دولت درست نمي‌دانستيم، اطلا‌عيه نخست‌وزير را چاپ نمي‌كردند، چه برسد به موضعگيري يك وزير."
...
گذشته از اين حتي ما طبق اطلا‌عاتي كه داشتيم، بعدا جريان امور به اطلا‌ع رهبر انقلا‌ب رسيد. حركت از آن اول مشخص نبود و بيش از اين هم نمي‌توان اين مساله را باز كرد.
* اعتماد ملی : مگر مي‌خواهيد از چه منظري قضيه را باز كنيد كه فكر مي‌كنيد امكان پذير نيست؟
● صباغیان : من اصولا‌ اين حركت را حركت مشكوكي مي‌دانم و در آن موقع هم مي‌دانستم. ابعاد مختلف اين حركت اصلا‌ مشخص نيست كه آيا دانشجويان نشستند و اين تصميم را گرفتند يا نه، يك كسي، يك نهادي يا يك مرجعي به آنها گفت اگر اين كار را بكنيد درست است. دانشجويي كه آن روز اين كار را كرد، يك جوان 20 تا 21 ساله بود، چند ماهي هم بيشتر از پيروزي انقلا‌ب نگذشته بود، نقطه مشكوك ماجرا اينجاست كه اينها چه‌طور به اين تحليل رسيدند و خودشان هم مي‌گفتند كه ما قرار بود تنها 5-4 روز آنجا باشيم.
* اعتماد ملی : يعني نهادها يا افرادي غير از دانشجوها آن برنامه را طراحي كرده بودند؟
● بله! غير از دانشجوها. حالا‌ آن افراد يا آن نهادها به كجا ارتباط داشتند، من نمي‌توانم اظهار نظر كنم.
انقلاب اسلامی : بدین سان ، در امریکا و ایران، همانها حکومت می کنند که طی نزدیک به 3 دهه، بر ضد انقلاب ایران و استقرار مردم سالاری در ایران ، تعامل داشته اند . بنا بر این ، خطر ﺁنها برای موجودیت ایران ، بسی بزرگ است . پیشاپیش خطر تشدید بحران تا بروز جنگ بر ضد ایران ، فشار اقتصادی بر کشور ما روز به روز بیشتر می شود . در همین حال، فرصت ایرانیان برای بازیافت استقلال و ﺁزادی ، همچنان برجا است . زیرا جهان بیرون از ایران در موقعیتی نیست که بتواند مانع استقرار دولت حقوق مداری بر اصل ﺁزادی و استقلال و رشد بر میزان عدالت اجتماعی بگردد: