نزدیک به انتخابات و در زمان انتخابات ، بحث شرکت در انتخابات یا تحریم انتخابات از سر گرفته می شود . از زمانی که بنی صدر انتخابات را تحریم کرد و دلائل تحریم را تشریح کرد، تا امروز ، انتخابات پی در پی ، یکی پس از دیگری، بر ﺁن دلایل صحه گذاشتند . مسلم شد که با شرکت در انتخابات، تنها استبداد تقویت و فشار بر مردم بیشتر می شود .
بعضی ها در ابتدا فکر می کردند که با شرکت در انتخابات و انتخاب نمایندگان و رییس جمهوری و اعضای شوراهای شهرها، مردم می توانند به اهداف و خواسته های خود برسند .
انتخابات انجام شده در دوران ریاست جمهوری خاتمی و نمایندگان مجلس دور ششم که بیشتر اصلاح طلب بودند تا اصولگرا و نیز نمایندگان شورای شهر تهران نشان داد که همه این انتخابات با وجود خامنه ای که سلطان بلامنازع و ولی مطلقه است، فریب مردم است. به یاد بیاوریم که در دو انتخابات ریاست جمهوری و مجلس ششم ، استدلال این بود که با افتادن این دو قوه به دست اصلاح طلبان، ﺁرمانهای انقلاب ایران تحقق پیدا می کند . حتی دم از تغییر قانون اساسی می زدند . اما بعد از ﺁنکه معلوم شد در رژیم ولایت مطلقه فقیه ، اصلاح جز فعلیت یافتن ولایت مطلقه خامنه ای معنی دیگری پیدا نمی کند، به ترساندن از روی کار ﺁمدن بدتر ها ، پناه بردند . حال ﺁنکه بدترها همواره بر کار بوده اند و تازه امروز مردم ایران و مردم دنیا دارند به ماهیت واقعی این رژیم پی می برند .
خاتمی و گروه اصلاح طلبان تنها زمانی توانستند در انتخابات " پیروز " شوند که خامنه ای و عمله استبداد به پوشش نیاز داشتند . زیرا بستوه ﺁمدن مردم از فساد و بی کفایتی حکومتهای گذشته، همراه با محکومیت رژیم در دادگاه میکونوس و تحریم سیاسی رژیم و انزوای بیش از حدش و به قول خاتمی تدارک حمله نظامی به ایران ، رژیم را نیازمند پوشش ساخت و الحق اصلاح طلبان نقش خود را خوب بازی کردند . فشارها را کاهش دادند و به خامنه ای امکان دادند از اختیارهائی استفاده کند ( حکم حکومتی ، قانونی کردن دادگاه ویژه روحانیت ، تشکیل مجمع تشخیص مصلحت ، صاحب اختیار سیاست خارجی شدن، تشکیل واواک های و زندانهای موازی ، توقیف فله ای مطبوعات و...) که تا ﺁن زمان جرأت نکرده بود استفاده کند .
این روزها، بحث بر سر انتخابات و شرکت در ﺁن مطرح شده است و برخی از هر ترفندی استفاده می کنند تا بار دیگر مردم را فریب داده و به پای صندوق های رای بکشانند . در میان نظراتی که ارائه می شوند، یک رشته نظرهائی هستند که گروههائی طرحشان می کنند که، در صورت ، شرکت در انتخابات را پاسخ گفتن مردم به نیاز خود می خوانند حال ﺁنکه در واقع شرکت در انتخابات ، نه به نیاز مردم، که به نیاز این گروهها و قدرت طلبی ﺁنها پاسخ می دهد .
●پیش از همه، خامنه ای ورشکسته که در یکدست کردن دولت شکست مفتضحانه ای خورد، نیاز به شرکت مردم در انتخابات دارد تا که موقعیتی بیابد .
کسی که جان منتقدان و مخالفان و سیاسیون را به راحتی ﺁب خوردن مباح دانسته و دستور به قتل اندیشمندان صادر می کند، چگونه به خود جرات می دهد بگوید مردم در انتخابات شرکت کنند و مطمئن باشند که رأی انان به خوبی پاس داشته می شود .
در سه دوره ریاست جمهوری ، سازندگی و اصلاح طلبی و اصولگرایی، همواره نقش اصلی را در ترورهای سیاسی و بحران ها داشته است . از جمله به اعترافات افشا شده سعید امامی و یا نامه اقای قابل مراجعه شود .
● اصولگرایان و پیروان خامنه ای نیز برای اینکه بتوانند خود یا یاران خود را به نمایندگی مجلس و سپس به ریاست جمهوری برسانند نیاز به شرکت مردم در انتخابات دارند . زمان انتخابات که نزدیک می شود، صحبت از ارزش رای مردم می کنند . اما به محض این که مردم مورد نظر ﺁنها رای دادند، خطاب بهمان رأی دهندگان می گویند ( به قول مصباح یزدی و... ) : رأی مردم کشور مهم نیست هی نگویید رأی مردم ...
این دو گروه نیازشان با شرکت 10 تا 15 درصد مردم در دادن رأی بر طرف می شود و مردم مورد نظرشان نیز همین 10 تا 15 در صد جمعیت رأی دهنده است .
● گروههای به اصطلاح عمل گرا و میانه رو نیز برای ادامه حیات خود احتیاج به ﺁوردن مردم به پای صندوقهای رأی دارند . زمانی هاشمی رفسنجانی از جمله کسانی بود که در رأس امور قرار داشت و برای مقابله با رقبای خود، نیاز به رأی " مردم " داشت . حالا نیز که در جایگاه به اصطلاح اپوزیسیون احمدی نژاد قرار گرفته است، بار دیگر نیاز به رأی " مردم " دارد . این گروهها حدود 20 تا 30 درصد رأی دهندگان هستند . زیرا مشارکت بیشتر از این مردم در انتخابات ، موجب شکست ﺁنها می شود .
در کنار او، افرادی مانند محسن رضایی و ولایتی و ... قرار دارند که می گویند اگر احساس خطر برای ولایت کنیم حاضریم که دو میلیون نفر از مردم را بکشیم . اما نمی گویند اگر روزی مردم رأیشان بر این شد که سایه ولایت را از سر خود کوتاه کنند، رأی مردم مطاع است یا خیر ؟ ﺁیا فکر فرار فرصت کشتن 2 میلیون نفر را به ﺁنها می دهد یا نه ؟
این گروهها که فعلا به خود ﺁرایش اپوزیسیون را داده اند، تمام تلاش خود را بر این نهاده اند تا با تظاهر به فاصله گرفتن از خامنه ای و بسا مخالفت با او و برخی از فقها ، تنور انتخاباتی را به سود خود گرم نمایند. اما به محض قدرت گرفتن ، همان بلایی را بر سر مردم می ﺁورند که در سالهای گذشته ﺁورده اند.
● نیروهای اصلاح طلب با این استدلال که با ﺁمدن " مردم " به پای صندوقهای رأی ، ﺁنها وارد مجلس خواهند شد، تلاش می کنند " مردم " را وادار به شرکت در انتخابات نمایند . استدلالشان اینست که اگر تعداد رأی دهندگان از 50 درصد جمعیت رأی دهنده بیشتر شود، اصلاح طلبان اکثریت می ﺁورند و دست کم مانع از خرابکاریها و سرکوبهائی می شوند که حکومت احمدی نژاد بدانها مشغول است . اما در 8 سال حکومت خاتمی ، بهمان اندازه که در ﺁمد نفت و قرضه خارجی گرفته می شد، تورم بود . رانت خواری نیز بود . قتلهای سیاسی و ترورها نیز بودند . سرکوبها شدت تمام داشتند . به قول خود خاتمی ، هر 9 روز، یک بحران برایش می ساختند . مجلس اصلاح طلب حتی نتوانست قانون مطبوعات را همان کند که پیش از طرح مصوب مجلس پنجم داشت . ﺁخر سر هم ، نمایندگانش تحصن کردند و به جائی نیز نرسید . خاتمی دو اختیار ناچیز خواست مجلس تصویب کرد و شورای نگهبان رد کرد .
پیش از انتخابات مجلس ششم ، محمد رضا خاتمی ، برادر محمد خاتمی از ناقص بودن قانون اساسی و تغییر ﺁن دم زد . حالا هم محمد خاتمی می گوید قانون اساسی باید تغییر کند . اگر هر دو برادر به گفته خود عمل می کردند و یا بخواهند عمل کنند، با توجه به حکومت 8 ساله خود و تجربه تلخی که مردم خود کرده اند، می باید مردم به را جنبش برای تغییر قانون اساسی و برانداختن ولایت مطلقه فقیه می خواندند و نه شرکت در انتخابات در چهارچوب همین رژیم.
ﺁیا کسی هست که هاشمی رفسنجانی و بهزاد نبوی و کروبی و خاتمی و محسن رضایی و علی لاریجانی را نشناسد؟ ﺁیا این ملت می خواهد در فریب بمانند و تباه شوند؟
ﺁرمین و بهزاد نبوی این روزها به مردم می گویند : اگر حضور بالایی در انتخابات داشته باشید می توانید پیروز انتخابات شوید . اما نمی گویند اگر مردم شرکت کنند و شما و امثال شما وارد مجلس شوید چه تضمینی وجود دارد که مانند مجلس دوره ششم نشود و بار دیگر، در برابر حکم حکومتی خامنه ای مهر سکوت بر لب نزنید و رأی مردم و خواسته های ﺁنان را فراموش نکنید .
مردم ایران و انقلابیون باید بدانند چرا بنی صدر همواره انتخابات را تحریم داده است. با وجود این، استدلال او را می ﺁوریم :
فرض کنید نمایندگانی که به مجلس می ﺁیند همه ﺁزادیخواه باشند و افرادی باشند که مردم ﺁنها را با رای ﺁزاد انتخاب کرده اند . حال مجلس تشکیل شده است و می خواهد قانون وضع کند . قوانین ضد ﺁزادی را لغو کند . یا حکم حکومتی خامنه ای جلوش را می گیرد و یا شورای نگهبان قانونش را رد می کند . حتی نمی تواند هزینه هائی را حذف کند که هم رانت هستند و هم عامل تورم .
در ایامی که خاتمی رییس جمهوری بود و نمایندگان مجلس ششم اصلاح طلب بودند و دم از مردمسالاری و ﺁزادی و ... میزدند و کروبی نیز رییس مجلس و بهزاد نبوی نایب رییس مجلس و حجاریان رییس شورای شهر تهران بودند ، روزی قرار شد که طرح نمایندگان در لغو مصوبه ضد ﺁزادی مجلس پنجم به رأی گذاشته شود، ناگهان از سوی " رهبر " نامه ای ﺁمد . کروبی ﺁن را خواند و حکم حکومتی تلقی کرد و طرح را از دستور مجلس خارج کرد . امروز، اصلاح طلبان می گویند : اگر ما در اکثریت مجلس باشیم ، دست کم قانونهای ضد ﺁزادی را تصویب نمی کنیم . اولا مجلس ششم " دادگاه ویژه " روحانیت را قانونی کرد و بودجه های سازمانهای سرکوب حتی غیر رسمی را تصویب کرد و ثانیا استبدادیان نیاز به قانون ندارند . " رهبر " فوق قانون است و مجوز هرکار را لازم ببیند صادر می کند . چنانکه مجوز توقیف فله ای مطبوعات و حمله به دانشگاهها و قتلهای سیاسی را صادر کرد و...
نمایندگانی که نمی توانند لایحه ای را تصویب کنند و نمی توانند رفراندومی را برگزار کنند و نمی توانند حتی نطق قبل از دستور بکنند و بلافاصله توسط قاضی مرتضوی و امثال او احضار نشوند، با وجود رهبری که بر جان و مال و ناموس مردم بسط ید دارد، جز نقش پوشش برای استبداد جنایت و خیانت و فساد گستر، به چه کار دیگر می ﺁید ؟
به مردم ایران می باید راست گفت و راستی اینست که می باید برخیزند و حق ولایت و حاکمیت را که به ﺁنها متعلق است ، از ﺁن خود کنند و بساط استبداد را برچینند . اگر هم مردم به کاری توانا نباشند، این اندازه که می توانند با تحریم انتخابات، شخصیت خویش را ابراز کنند و به استبدادیان بگویند تحقیر خود را نمی پذیرند .
* سخنان خمینی و... در نفی ولایت جمهور مردم :
نظر بنیانگذار ولایت فقیه ، خمینی، در مورد مردم و اعتبار رأی :
● خمینی:"مردم ناقصاند و نیازمند کمالاند وناکاملاند، پس به حاکمی که قیم امین صالح باشد محتاجند.- کتاب ولایت فقیه - حکومت اسلامی - روح الله موسوی خمینی - بینا - بیتا - ص 58.
چند سال بعد از انتشار کتاب ولایت فقیه او، در دوران انقلاب، مردمی که او ﺁنها را در حکم صغیر می دانست، بدون اجازه و اطلاع او، دست به انقلاب زدند . این بار، او گفت: ولایت با جمهور مردم است . میزان رأی مردم است . اما بمحض قرار گرفتن در کانون قدرت، در حکم انتصاب مهندس بازرگان به نخست وزیری، برای خود ولایت شرعیه قائل شد . وقتی مجلس خبرگان تشکیل شد، اخطار کرد کسی با ولایت فقیه مخالفت نکند . در خرداد 60، سه بار، رأی مردم را پوچ شمرد : اگر ملت موافقت کند، من مخالفت می کنم . اگر 35 میلیون بگویند بله من می گویم نه . اگر صدای مرگ بر خمینی را از زبان تمام مردم بشنوم، خود را مکلف به عزل بنی صدر می دانم . پیش از ﺁن نیز، معنای دلخواه فرعونیت خود را به طاغوت داد : " اگر فقیه درکار نباشد، ولایت فقیه درکار نباشد، طاغوت است. یا خدا است یا طاغوت. اگر رئیسجمهور با نصب فقیه نباشد طاغوت است " ( صحیفه نور - جلد 9 - ص 253 ).
● همین آقای خمینی در کتاب خاطرات آقای دعاگو در مورد موسیقی می گوید :
ﺁقای هاشمی و ﺁقای خامنه ای روزی به دیدار ﺁقای خمینی رفتند و مشاهده نمودند که به موسیقی گوش می دهد از او پرسیدند که آقا مگر گوش دادن به موسیقی حرام نیست ؟ ایشان گفتند که اگر همین موسیقی در حکومت طاغوت از رادیو پخش می شد گوش دادن به ﺁن حرام بود اما حالا که در حکومت اسلام پخش می شود گوش دادن به آن حلال است !!
بنا بر قول او، حرام و حلال در خود موسیقی نیست ، در حاکم بودن شاه یا خمینی است . نه شخص را به حق که حق را به شخص باید سنجید . تا زمان او، فقیهی جرأت نکرده بود حرام و حلال را مستند کند به حاکم . منطق صوری که او استاد در بکار بردن او بود، البته محلی برای این پرسش باقی نمی گذاشت : اگر کاری حلالی در حکومت شاه حرام باشد چرا فقیه شدن و رساله انتشار دادن او ، حرام نبود ؟ چرا ...
● خمینی: " ولایت فقیه واقعیتی جز قرار دادن و تعیین قیم برای صغار ندارد. - کتاب ولایت فقیه - روح الله خمینی - موسسه تنظیم و نشر ﺁثار امام - چاپ نهم - تابستان 77- ص 49.
● خمینی: " مخالفت با ولایت فقیه، مخالفت با اسلام است. " ( سخنرانی نهم مرداد ماه سال 58 - صحیفه نور - جلد 10 - ص 88 )
به این ترتیب، او برای اینکه میخ ولایت را بر تابوت اسلام بکوبد، حرف ﺁخر را زد و گفت که اسلام یعنی ولایت فقیه و اگر کسی به ولایت فقیه اعتقاد نداشته باشد به اسلام باور ندارد !
بنا بر این دروغ بستن او بود که مخالفان را به بهانه مخالفت با ولایت فقیه دستگیر کرده و به اعدام محکوم می کردند . هنوز هم در شعار زورپرستان " مرگ بر ضد ولایت فقیه " است . با این شعار وحشت خود را از روزی ابراز می کنند که سایه ولی فقیه از سر مردم کوتاه شود. زیرا احتمال می دهند فرصتی برای فرار از کشور پیدا نکنند .
● خمینی: " مفهوم رهبري ديني، رهبري علماي مذهبي است در همه شئون جامعه" ( صحیفه نور - جلد 4 - ص 168)
با این ادعای دروغ ، برای هر عمامه به سری، از طلبه به بالا، ولایت قائل می شود . البته به شرط ﺁنکه او را قدرت مرکزی و مرکز قدرت بدانند . بدین ترتیب بود که هر ﺁخوند بیست و چند ساله ای ( فلاحیان ، پور محمدی ، حسینیان و... ) فکر کرد بر جان و مال و ناموس مردم صغیر ایران بسط ید دارد و دسته دسته مردم این کشور را ، از نو جوان تا پیران 80 ساله ، به میدانهای اعدام روانه کرد .
● خمینی: " ولایت فقیه از موضوعاتی است که تصور آنها موجب تصدیق می شود و چندان به برهان احتیاج ندارد... اینکه امروز به "ولایت فقیه" چندان توجهی نمی شود و احتیاج به استدلال پیدا کرده، علتش اوضاع اجتماعی مسلمانان عموما و حوزه های علمیه خصوصا می باشد. " ( کتاب ولایت فقیه - ص 6 )
طرفه این که مردم کشور تا بعد از پیروزی انتخابات و روزهای انتخابات مجلس خبرگان، کلمه ای در باره ولایت فقیه نشنیده بودند و " ولایت با جمهور مردم است " ورد زبانشان بود .
با اینهمه ، چون هنوز زمینه ﺁماده نبود ، پیش نویس قانون اساسی ، بر پایه ولایت با جمهور مردم است ، در کمیسیونی تدوین و توسط شورای انقلاب، به اتفاق ﺁراء تصویب شد . خمینی و دیگر مراجع وقت نیز ﺁن را تصویب کردند . اگر بنا بر رفراندوم می شد، همان پیش نویس تصویب می شد و " ولایت فقیه مساوی با اسلام " هم نبود . اما بنا بر مجلس خبرگان شد . ناگهان دست الهی از آستین جاسوس انگلیس ( بنا بر اسنادی که در اختیار شورای عالی قضائی قرار گرفتند ) حسن ﺁیت و مقتدایش مظفر بقایی در آمد و آنها کاسه داغ تر از ﺁش شدند و هشدار دادند که روحانیان دارند همان رو دست را می خورند که در انقلاب مشروطیت خوردند . متنی تهیه کردند و به امضای آقای منتظری نیز رساندند . در ﺁن متن، برای ولی فقیه 16 اختیار قائل شده بودند ( ولایت مطلقه که بعد ها خمینی از ﺁن دم زد ) . مجلس خبرگان پیش نویس را کنار گذارد و قانونی دیگری را برای تصویب آماده ساخت و برای ولی فقیه، اختیارهای غیر اجرائی و نظارتی قائل شد . در تازه ترین کتابی که منتظری در باره ولایت فقیه انتشار داده است، برای فقیه تنها ولایت فتوی قائل شده است . او فراوان ابراز تأسف کرده است که بنی صدر به ما گفت و هشدار داد و ما گوش نکردیم .
● حسن ﺁیت اصل ولایت فقیه را در مجلس خبرگان قانون اساسی مطرح کرد و پیرامون این اصل گفت: " مفهوم آراي مردم، اين نيست كه آراي مردم بتواند هر كاري را انجام بدهد. "
در اینجا نظر هاشمی و خامنه ای را در مورد تلاشها و فداکاریهای این جاسوس ولایت ساز را می ﺁوریم :
- هاشمی رفسنجانی ، در مصاحبهای گفت: " ولايت فقيه، فرماندهى كل قوا، حكومت خط خالص اسلامى و گنجانيدن سپاه پاسداران انقلاب اسلامى در قانون اساسى، رسوا كردن ملى گرائى در مقابل اسلام و شكستن بت بنىصدر،از جمله اقدامات شهيد آيت است. "
- خامنه ای در مورد تصویب ولایت فقیه و عامل ﺁن گفت : " آن دست ملکوتی و الهی که اصل ولایت فقیه را در قانون اساسی گذاشت، او فهمید که چه میکند. کنترل کردن بنای مستحکم نظام اسلامی مادامی که اصل نورانی ولایت فقیه در قانون اساسی وجود دارد غیر ممکن است " . طرفه این که این دو به اصول قانون اساسی مندرج در پیش نویس قانون اساسی، یک به یک ، رأی داده بودند .
زمانی شدکه خمینی دچار توهم شد و دم از ولایت مطلقه زد .
در ﺁن زمان، مردم جوکی را به یکدیگر می گفتند :
روزی امام حسین نزد خدا رفت و گفت خدایا یک نفر پیدا شده و مدعی است شهید مظلوم است. و میگوید در زمان کشته شدنم 72 تن نیز با من کشته شدند و من سالار شهیدان هستم . او خود را بهشتی معرفی می کند و می خواهد با یارانش به بهشت برود .
خدا به امام حسین می گوید : زیاد ناراحت نشو! زیرا در همان کشور فردی پیدا شده است که می گوید روح من است و نام او خمینی است . وقتی کسی پیدا می شود خود را روح من و بلکه تجسم خدا می داند و قادر به تعطیل توحید می شمارد، شما از این که یک نفر پیدا شده و خود را سالار شهیدان می داند، ناراحت نشو .
● خمینی: " حکومت که شعبهای از ولایت مطلقه رسولالله است، یکی از احکام اولیه اسلام است و مقدم بر تمام احکام نماز و روزه و حج و... است " ( کتاب صحیفه نور - جلد 20 - ص 452 )
*خمینی: " اسلام ولایت فقیه را واجب کرده است " ( سخنرانی 3/8/58 - صحیفه نور - جلد 6- ص 118)
واجب کردن ولایت فقیه ﺁنهم از نوع مطلقه، ﺁنهم به دنبال صدور حکم اعدام سلمان رشدی، تجویز و توجیه خون ریزی های بزرگ بود . کشتار زندانیان در تابستان 67 ، حاصل این تجویز و توجیه بود . همان هایی که بنا بر تجویز و توجیه من درﺁوردی خمینی، دختران مبارز بیگناه را قبل از اعدام مورد تجاوز قرار می دادند تا برابر دین من درﺁوردی خمینی عمل کند، همان کسانی که زن ﺁبستن را با وجود بچه ای در شکم به اعدام محکوم کردند ( توکلی اصول گرا ) ، همان کسانی که بر روی شکم زنان ﺁبستن می دویدند ( لاجوردی " سربازشهید اسلام " در زمره این کسان بود ) . همان کسانیکه شش جوان را به دلیل نگفتن نام خود اعدام کردند ( محمدی گیلانی در زمره این کسان بود ) . همان کسانی که فردی را به جرم فحاشی به خمینی اعدام کردند ( ری شهری در زمره این کسان بود ) .
● خمینی: " ولايت فقيه براى شما يك هديه الهى است. " ( سخنرانی 9/8/58 ،صحیفه نور ، ج 10 ، ص 4079 )
و چون دید جامعه زیر بار ولایت فقیه او نمی رود، با همکاری با ارتجاعی ترین گرایش دستگاه حاکمه امریکا، نخست گروگانگیری را تدارک دید . به هشدارها اعتناء نکرد و با پاشاندن شیرازه ارتش ، زمینه تجاوز عراق به ایران را فراهم ﺁورد . و چون مطمئن شد عراق نمی تواند پیروز بشود، جنگ را هم نعمت خواند و در سود امریکا و انگلستان و اسرائیل و استبداد خود، ملتی را در جنگی 8 ساله پامال کرد .
● خمینی: " من یک آدمی هستم که از طرف شارع مقدس ولایت دارم." ( پیام 15/11/57 ، صحیفه نور ،ج5 ، ص 31 )
با ادای این جمله ، او اعتراف می کرد ملت از او بیزار است . پس خود هرگونه ارتباط با مردم ( میزان رأی مردم است ) را قطع کرد . برای کسانی که هنوز فکر می کنند با وجود ولایت مطلقه فقیه ، انتخابات معنی دارد، همین جمله که خامنه ای و شورای نگهبان مایه دست کرده اند، کافی است برای این که به خود ﺁیند و برای گرفتن حق خود که ولایت جمهور مردم است قیام کنند .
◄ جنتی ، دبیر شورای نگهبان برای خود ولایتی مطلقه بر مردم و نمایندگان مردم در مجلس قائل است . یادمان نرفته است به اطلاع خوانندگان برسانیم که نمایندگان متحصن مجلس ششم به این دلیل تحصن کردند و روزه سیاسی گرفتند که شورای نگهبان صلاحیت برخی از ﺁنان را رد کرده بود نه اینکه به خاطر مردم اعتصاب کرده باشند و این خود نشان می دهد که برای شورای نگهبان ولایت ، نظر مردم هیچ ارزشی ندارد .
جنتی گفته است : " ولی فقيه نسبت به جان و مال و ناموس مردم اختيار دارد.همان اختياری که پيغمبر اکرم (ص) داشت. فقيه اين مقام و ولايت را به منظور حفظ مصلحت امت دارد. " ( سمینار ولایت فقیه در ساری ، رادیو تهران ، اخبار ساعت 20 روز 29 اردیبهشت 1361 )
● جنتی: " ملت به عنوان ایتام محسوب میشوند و عالمان در حکم قیم و والیان امر هستند که کار رسیدگی به تمام امور مردم را دارا هستند. " ( گردهمایی ائمه جمعه ، 8/11/77 )
ملت که در نظر خمینی در حکم صغیر بود، در نظر شاگرد او، یتیم است . تحقیر بیشتر از این نمی شود . ﺁیا در نظر کسانی چون جنتی ، ملت یتیم حق رأی دارد ؟!
● جنتی: " بعد از آل محمد امت حالت یتیمی را دارد که پدر ندارد و سفارش کردهاند که علما به جای امامان از آنها کفایت کنند و هدایت امت را بر عهده بگیرند مانند قیمی که بعد از پدر متکفل اداره امور ایتام است" ( سخنرانی 12/7/58 ، صحیفه نور ج 6، ص 36 )
◄ بهشتی، یکی از سران کودتا و از جنایتکاران بزرگ که به قول خمینی خود به تنهایی یک ملت بود . او چنان در پی مسلط شدن بر جان و مال و ناموس مردم مسلط بود که در اوایل انقلاب نام راسپوتین را بر وی نهاده بودند . او که در شورای نگهبان به ولایت جمهور مردم رأی داده بود، در مجلس خبرگان طرفدار دو ﺁتشه ولایت فقیه شد . بعد از ﺁن، وقتی در راس گروه چماقدار قرار گرفت در باره ولایت فقیه گفت :
● بهشتی: " اگر جامعه ما بخواهد به راستى اسلامى بماند و اسلام اصيل بر آن حكومت كند، بايد فقيه در جامعه، هم رهبرى فقاهتى كند و هم رهبرى ولايتى. يعنى بايد نبض حكومت در دست فقيه باشد." ( جاودانه تاریخ سید محمد حسینی بهشتی ، سازمان انتشارات روزنامه جمهوری اسلامی ، ج 3 ، گفتارها ، صص 46-47 )
او در تدارک دولت مداری بود که انفجار در حزب جمهوری اسلامی از میانش بر داشت . اما همانند های او، ظرف 4 ماه ، از کودتای خرداد 60 تا پایان مهر ماه، چند هزارتن را اعدام کردند . بنا بر " عبور از بحران " نوشته هاشمی رفسنجانی، در چهارمین ماه، مهدوی کنی پیشنهاد متوقف شدن اعدام ها را کرد و با پیشنهاد او مخالفت شد . در جلسه، غیر از مهدوی کنی، هاشمی رفسنجانی و خامنه ای و احمد خمینی حضور داشته اند .
● بهشتی: " چرا جامعه عصر امام صادق جامعه صحيح و سالم اسلامي نبود؟ چون ولايت فقيه نداشت. " ( جمهوری اسلامی ، 3/4/82 )
◄ خامنه ای که خودش هم باورش نمی شد روزی به مقام رهبری " مردم یتیم " دست یابد نیز ، در شورای انقلاب ، به پیش نویس قانون اساسی بر اصل ولایت جمهور مردم رأی داد . بنابر دروغهائی که در روزهای بعد از مرگ خمینی ، هاشمی رفسنجانی و دیگران ساختند، روزی هاشمی رفسنجانی و خامنه ای و... نزد خمینی می روند. او را حال دیدن فیلم کیم ایل سونگ رهبر کره شمالی می یابند . صحبت می شود که اگر خدای ناکرده روزی " امام " فوت کنند ، کسی نیست جانشین او شود . خمینی با نشان دادن خامنه ای، می گوید : ایشان در حد رهبری هستند . علاوه بر این دروغ، نامه ای را نیز از قول خمینی خطاب به مشکینی ، رئیس وقت مجلس خبرگان ، جعل می کنند و خامنه ای را " رهبر " می کنند . بعدها معلوم شد همه نقل و قول ها دورغ بوده اند . جعلی بودن نامه را دو کارشناس بین المللی تصدیق کردند . و، در آن روزها، خمینی در حالت هوشیاری کامل نبوده است . ایران گیتی ها که منتظری را از مقام قائم مقامی رهبری ، کنار زده بودند، برای ﺁنکه دولت از دست خودشان بیرون نرود، یک ایران گیتی را " رهبر " کردند . در اینجا به برخی از نظرات این پیرو النصر بالرعب می پردازیم .
● خامنهای: " ولايت فقيه جزء واضحات فقه اسلام است. " ( سخنرانی به مناسبت برگزاری کنگره امام خمینی و اندیشه حکومت ،11 بهمن 78 )
● خامنهای: " اگر مسئله ولايت مطلقه فقیه كه مبنا و قاعده اين نظام است، ذرهاى خدشهدار شود، ما گره كور خواهيم داشت. " ( مشروح مذاکرات شورای بازنگری قانون اساسی جمهوری اسلامی ،ج 3 ، ص ) 1640
● خامنهای: " ولايت فقيه بر خلاف برخي برداشتها، امري تشريفاتي نيست. بديهي است که دشمنان ملت از ولایت فقیه ناخرسند باشند و همواره و در هر فرصتي مساله ولايت فقيه را مورد حمله قرار دهند." ( سخنرانی آقای خامنه ای در مراسم پانزدهمین سالگرد درگذشت آقای خمینی ،14/3/83 )
◄ هاشمی رفسنجانی از سران کودتا که به رهبری خمینی و همدستی با بهشتی و خامنه ای و... با دستگاه ریگان و بوش ، بر سر گروگانها ، معامله پنهانی کردند و با تجویز خمینی ، تقلب در انتخابات مجلس را پایه گذاری کردند و مجلس اول را اغلب از نمایندگان قلابی پر کردند و کودتای خزنده را در خرداد 60 به نتیجه رساندند ، و امروز، اینطور وانمود می کند ( مصاحبه پسر او با یو اس تو دی ) که با ولایت مطلقه فقیه مخالف است و در شورای انقلاب به پیش نویس قانون اساسی نیز رأی داده بود، در باره ولایت فقیه گفته است :
● رفسنجانی: " ولایت فقیه محکم ترین مبنای حرکت جمهوری اسلامی ایران است... ولایت فقیه محور حکومت شیعی است اگر ولایت را از شیعه بگیرند شیعه چیزی ندارد " ( سخنرانی در دهمین نشست دوره سوم مجلس خبرگان ،17/6/82 )
او که دروغگوی قهاری است یادش رفته است که به قانون اساسی بر اصل ولایت جمهور مردم رأی داد و اگر ولایت فقیه محکمترین اساس حرکت نظام جمهوری اسلامی است چرا اکثریت بزرگ فقها با ﺁن مخالفند ( در زمان دعوی ولایت فقیه از سوی خمینی، مراجع دیگر، خوئی و شریعتمداری و خونساری و حاج ﺁقا حسن قمی و نجفی مرعشی و گلپایگانی با ﺁن مخالف بودند . مراجعی که در قم بودند، به اتفاق با پیش نویس قانون اساسی موافقت کردند . ) و چرا مردم تا زمان طرح ﺁن از سوی حسن ﺁیت ، هیچ از ﺁن نشنیده بودند.
● هاشمی رفسنجانی : " نظام مبتنی بر ولایت فقیه مترقی و دمکراتیک است " . ( سخنرانی در دهمین نشست دوره سوم مجلس خبرگان ،17/6/82 )
◄ مصباح یزدی ، فیلسوف خشونت و ترور ، از جمله افرادی بود که در ابتدای انقلاب با ولایت فقیه موافق نبود ولی زمانی که متوجه شد با پله کردن ولایت فقیه می تواند به قدرت و مال بسیار دست یابد از جمله طرفداران این نظریه شد و آنقدر در این نظر پیش رفت که دیگر کسی به پای او نمی رسید .
● مصباح یزدی: " عناصر مزدور شیطانی را شناسایی کنید. هرجا آهنگ مخالفت با ولایت فقیه یا ولیفقیه ساز شده آن را خاموش کنید، اگر از روی نادانی است برایش توضیح دهید و شبهه اش را رفع کنید، اگر از روی غرض ورزی است، او را خفه کنید. " ( سخنرانی مصباح یزدی در جمع بسیجیان شهرستان قروه 7 مرداد 81 )
● مصباح یزدی: " اعتبار ولايت فقيه به مردم نيست. " ( سخنرانی در جمع ناظران استان قم ،خبر گزاری انتخاب ،29 بهمن 1384 )
این سازنده نظریه " حرکت قسری " می داند که مردم رشید ایران به ولایت فقیه رأی نمی دادند . در انتخابات ریاست جمهوری به بنی صدر رأی دادند زیرا می دانستند او با ولایت فقیه مخالف است و در برابر سلطه روحانیان قدرت پرست بر دولت می ایستد . از این رو می گوید : اعتبار ولایت فقیه به رأی مردم نیست .
● مصباح یزدی: " ولايت فقيه، مترقي ترين اصل قوانين كشور است. " ( سخنرانی در دیدار با مسئولین دانشکده افسری نیروی زمینی سپاه ،کیهان ، 10 خرداد 84 )
وی راست می گوید زیرا قانونی که توسط یک جاسوس انگلیس ایجاد شده باشد احتمالا از سوی این ﺁخوند زور پرست مترقی است .
● مصباح یزدی: " مخالفت با ولي فقيه، مخالفت با امامان و در حقيقت شرك به خدا است. " ( سخنرانی مصباح یزدی به مناسبت عید غدیر خم ، خبر گزاری رسا ، 16 فروردین 83 )
◄ خزعلی ، از مفتیان به قتل های سیاسی در ایران است . وی به عنوان خوابگزار اعظم در ایران شناخته شد و از یاران پر و پا قرص انجمن حجتیه است . اینک از حامیان احمدی نژاد می باشد و در صدور حکم قتل و اعدام ، از کسانی است که قاطعیت را قاتلیت می دانند . او گفته است :
● خزعلی: " قانون اساسی میگوید قوای ثلاثه زیر نظر ولایت فقیه است. شما وقتی ولایت فقیه را قبول نداشته باشید 20 میلیون که هیچ 30 میلیون هم رای بیاورید تا این رای به تایید مقام ولایت نرسد معتبر نیست " ( روزنامه خرداد 5/3/78 )
حرفهای شسته ورفته این " فقیه " آب پاکی را بر روی دست همه ﺁنهائی می ریزد که خود و مردم را با تبلیغ شرکت در انتخابات، فریب می دهند .
همه می دانند که در این کشور، خزعلی حداقل حکم قتل دهها تن از اندیشمندان ایران را صادر کرده است ولی آیا تا به حال کسی جرات کرده است از او بپرسد به کدامین جرم اندیشمندان را کشتی ؟
● خزعلی: " اين چه حرفى است كه مىگويند اگر مردم خواستند. مردم چه كارهاند؟ مردم احكام خدا را اجرا مىكنند. مردم محترم و عزيزند اما براى اجراى احكام خدا، نه براى بر هم زدن احكام خدا." ( یا لثارات الحسین ، شماره 80 ، ص4 )
آیا حرفی از این روشنتر ممکن است که زده شود ؟ او صاف و صریح می گوید مردم کاره ای نیستند و تنها باید احکام خدا را اجرا کنند .
◄ نظرهای برخی از " فقهای جامع الشرایط " :
● آذری قمی: " ولی فقیه تنها نیست که صاحب اختیار بلامعارض در تصرف در اموال و نفوس مردم میباشد، بلکه اراده او حتی در توحید و شرک ذات باریتعالی نیز موثر است و اگر بخواهد میتواند حکم تعطیل توحید را صادر نماید و یگانگی پروردگار را در ذات و یا در پرستش محکوم به تعطیل اعلام دارد. " ( روزنامه رسالت 19 تیر 68 )
در مجلس اول، خلاف این ادعا را نیز گفت و به دخالت خمینی در امور اعتراض کرد . بعد از خمینی ، زمانی رسید که دیگر تحویلش نگرفتند . در روزنامه رسالت کودتا کردند وآن را از دست ﺁذری قمی بدر ﺁورند . بعد هم بلاهای دیگر بر سرش ﺁوردند و در انزوا مرد .
◄ نمازی از اعضای قوه قضاییه که برای انجام هر امری در این قوه نیازمند قدرت ولایت بود . گسترش تفکر ولایت فقیه نه تنها در کشور موجب قدرتمندی ولی مبسوط الید تا حد نابودی مردم و گرفتن جان و مال و ناموس آنها می شد که موجب شده بود در هر ده کوره ای یک نفر آخوند ادعای جانشینی پیغمبر را داشته باشد و خد را نایب امام زمان در عصر غیبت بداند به گفته های آیت الله نمازی توجه کنید :
● نمازي: " ولايت فقيه از عنايات عرش الهی است. " ( سخنرانی نمازی ، خبر گزاری دانشجویان ایران ( ایسنا ))
● نمازی: " ولايت فقيه ادامه ولايت فرزند اميرالمؤمنين است و به همين علت همه دشمنان از آن ناراحتاند، چرا كه ولي فقيه عادل، منصوب ذات اقدس الهي است. " (سخنان نمازی ، خبر گزاری رسا ، 16 فروردین 83 )
◄ مشکینی، " رئیس مجلس خبرگان " که اینک دستش از دنیا کوتاه است، در باره ولایت فقیه گفته است:
● مشکینی : " رهبر یا ولی فقیه را خدا منصوب میکند. ولی چون مردم قدرت تشخیص ندارند نمی توانند او را پیدا کنند. " ( نشریه شهروند چاپ کانادا ، 5/30/2002 برابر با 9 خرداد 81 )
مشکینی نادانی خود را نادانی مردم گمان می برد . متوجه تناقض گوئی خود نیز نیست : اگر اسلام دینی بوده است که مردم می باید ﺁن را بفهمند تا بتوانند به ﺁن عمل کنند و قرﺁن تأکید می کند که شفاف و خالی از اعوجاج است، پس چگونه ولی معین می کند و مردم حتی قدرت تشخیص او را نیز ندارند؟
ریاست مجلس خبرگان رهبری آنچنان او را متوهم کرده بود که خود را زبان حضرت امام زمان نیز کرد و گفت : امام زمان کلیه نمایندگان مجلس هفتم را تایید کرده است !
◄ غرویان ماهیت انتخابات و شرکت در رأی دادن را ، در رژیم ولایت فقیه ، در بیانی روشن ، ﺁشکار می کند :
● غرویان : " مردم خوب می دانند که حکومت مال مردم نيست بلکه حکومت متعلق به خداست.در انتخابات و رفراندومها، مردم برای بيعت با ولايت فقيه می روند نه برای تعيين حکم خدا " ( رسالت 22 دی 84 )
حقیقت نیز اینست که رأی دادن جز اظهار اطاعت و حمایت کردن از ولایت مطلقه فقیه و رژیم جنایت و خیانت و فساد معنی نمی دهد .
◄ مكارم شيرازي کسی است که در مجلس خبرگان، روزی که اصل ولایت فقیه طرح شد، در مخالفت با ﺁن سخن گفت و گفت : امروز، روز سیاه تاریخ ایران است . اما حالا، شکرها کام او را شیرین کرده اند و می گوید :
● مکارم شیرازی : " خدا به ولي فقيه از طريق امام زمان (عج) اجازه داده كه حكومت كند " ( خبر گزاری کار ایران ، ایلنا ، 12/7/85 )
◄ جعفر سبحانی : " ولایت فقیه پرتویی از ولایت امام زمان است " ( سخنرانی آیت الله جعفر سبحانی در دیدار با مسئولین اجرایی دومین همایش بین المللی دکترین مهدویت ، 24 اردییبهشت 85 )
◄ مهدوی کنی: " ولايت فقيه محور اساسي انقلاب است. ميگوييد مشروعيت ولايت فقيه از سوي مردم است؟ اين حرفها چيست؟ از خودتان درآوردهايد " . ( رسالت 13/11/75 )
این شخص نیز در شواری انقلاب به ولایت جمهور مردم رأی داده بود.
اینک از خود بپرسیم : ملت را به احقاق حق خود که حاکمیت بر سرنوشت خویش است باید خواند و یا به شرکت در انتخابات، در رژیمی که مردم را صغیر و یتیم و فاقد حق رأی ؟ تحریم انتخابات حد اقل کار ممکن است و می باید با جنبش برای استقرار ولایت جمهور مردم همراه شود .