انقلاب اسلامی : در قسمت اول این فصل، « خبری » را می خوانید که سایت انتخاب انتشار داده است حاکی از این که میان احمدی نژاد و وزیر دفاع امریکا ، تماسهائی برقرار بوده است و قرار بر تحویل کشورهائی از خاورمیانه به ایران است ! و در قسمت دوم ، خبرها در باره مسئله اتم و در قسمت سوم ، رابطه رژیم با امریکا در باره عراق را می خوانید . اما نخست موضعگیری خامنه ای و خبر نماینده فرستادنش را به این و ﺁن کشور بخوانید :
خامنه ای : در موضوع اتم از موضع اقتدار عمل باید کرد و وقتش که شد اقدام به رابطه با امریکا می کنیم :
◄ در 13 دی 86، در یزد، خطاب به دانشجویان، در باره رابطه با امریکا ، خامنه ای گفته است :
«قطع رابطه با امريکا از سياست هاي اساسي ما است. البته ما هيچ گاه نگفته ايم اين رابطه تا ابد قطع خواهد بود اما شرايط دولت امريکا به گونه يي است که ايجاد اين رابطه اکنون به ضرر ملت است و طبعاً آن را دنبال نمي کنيم.»
و در باره اجرای برنامه اتمی گفت : مسئولان از موضع اقتدار عمل می کنند . غنی سازی اورانیوم متوقف نمی شود . و قول امریکا و روسیه که با وجود تحویل سوخت اتمی از طرف روسیه، ایران می باید غنی سازی اورانیوم را متوقف کند را رد کرد و گفت : « این مثل آن است که به یک کشور دارای ذخایر عظیم نفت گفته شود باید نیازهای نفتی خود را از خارج تامین کند . »
◄ کاخ سفید و وزارت خارجه امریکا از اظهارات او استقبال کردند .
◄ زمینه سخنان خامنه ای در یزد این بود که اختیار کامل سیاست خارجی کشور با او است ، فرستادن مأموران به این و ﺁن کشور نیز نوعی خاطر نشان کردن به کشورهای منطقه و غرب است که طرف ﺁنها شخص خامنه ایست :
● فرستادن لاریجانی به مصر و سوریه .
● فرستادن ولایتی به فرانسه .
● فرستادن مأمور به بغداد .
● ملاقات با البرادعی .
● برداشتن تبصره بودجه در باره مالکیت بر چاه های نفت که از این پس ،شریک کردن کارتلهای هارجی را در مالکیت چا ههای نفت را به رژیم می دهد .
● و سکوت در برابر اظهارات خائنانه متکی که سهم ایران را از دریای خزر ، 3/11 درصد خواند. مجلس مافیاها از او سئوال کرد و او همان موضع خائنانه را باز گفت . عده ای از مجلسیان بنا را بر استیضاح او گذاشتند اما هیج نه معلوم که به سرنوشت استیضاحهای پیشین گرفتار نشود . یعنی هیأت رئیس ﺁن را در سبد اوراق باطله نیاندازد .
◄ در باره رسوائی کار احمدی نژاد و وزیر خارجه او و هر دو مأمور خامنه ای در سیاست خارجی، این یادﺁوری را از زبان رمضان زاده بخوانید :
« وقتی آقای پوتین در نشست قزاقستان به رئیس جمهور ایران توهین میكند و حتی وی رانمیپذیرد و در تهران با تمام امتیازاتی كه میگیرد، با تمسخر مردم ایران، در مورد زمان افتتاح نیروگاه بوشهر، میگوید : من فقط در بچگی به مادرم قول میدادم و جامعه ایرانی سكوت میكند، او جرأت میكند در تهران و در حضور رئیس جمهور ایران قراردادهای 1921 و 1940 را رسماً ملغی نماید و البته باز هم نه از طرف جامعه و نه از طرف رئیس جمهوری اعتراض صورت نمیگیرد. وقتی رئیس جمهوری ایران در قطر زیر نام مجعول خلیج عربی مینشیند و ما سكوت میكنیم، وقتی در همان نشست امارات ایران را متجاوز میخواند و ادعاهای خود را نسبت به جزایر ایرانی تكرار میكند و جامعه ایرانی سكوت میكند و رئیس جمهور نیز در حالی كه چند روز مانده به سفرش نزدیك به 10 نفر از غواصان ایرانی توسط امارات ربوده میشوند به این كشور سفر میكند و باز هم اعتراضی صورت نمیگیرد. باید منتظر باشیم كسی كه بر صندلی وزارت خارجه ایران تكیه داده است، جرات كند بگوید هیچ وقت سهم ایران بیش از 3/11درصد نبوده است . و باز جامعه سكوت خود را نمیشكند. »
انقلاب اسلامی : نظیر این اندازه زبونی و خواری و وطن فروشی را در سالهای امتیاز فروشی در دوران قاجار و بهنگام تجدید امتیاز نفت جنوب از سوی رضا شاه و بستن قرارداد کنسرسیوم و واگذاری منطقه فیروزه به روسها و بحرین به انگلیس ها از سوی محمد رضا پهلوی قابل مشاهده است .
سپردن کنترل عراق، سوريه، لبنان، بحرين و کل خليج فارس به ايران در ازای حفظ منافع امریکا !؟
◄ در 18 دی 86، روزنامه انتخاب : مجيد روشن زاده ؛ بر سر استراتژی سياسی آمريکا در قبال ايران ميان وزارت امورخارجه آمريکا و پنتاگون اختلاف نظر شديدی بروز کرده است. از طرف ديگر رسانه های سوئيسی به نقل از منابع روسی و منابع عربی به نقل از عوامل امنيتی آمريکا گزارش می دهند که ميان محمود احمدی نژاد و رابرت گيتس مذاکرات محرمانه ای انجام گرفته است.
به نوشته روزنامه سويسی "نويه تسوريش تسايتونگ" ، وزارت دفاع آمريکا نسبت به سياست های ايران در عراق به ديده شک و ترديد می نگرد. در اين رابطه رابرت گيتس، وزير دفاع آمريکا، معتقد است که مذاکره همه جانبه و رسمی با ايران در حال حاضر عملی عجولانه است. زيرا به اعتقاد وی هنوز نمی توان چرخش جدی در استراتژی ايران تشخيص داد. گيتس می گويد : بسياری از فرماندهان نظامي، ضمن پذيرش کاهش حملات موشکی به سربازان آمريکايی اعتقاد راسخ دارند که صدور اسلحه به شبه نظاميان عراق هنوز از طرف ايران به طورکامل قطع نشده و در سطح بسيار محدودی ادامه دارد. به اعتقاد اين فرماندهان، اگرچه اين سلاح در حال حاضر مورد استفاده قرار نمی گيرد و لی در انبارهای مخفی ذخيره می شود.
اما در حالی که روزنامه سوئيسی "نويه تسوريش نسايتونگ" هسته اصلی مخالفت با نزديک شدن به ايران را در وزرات دفاع می داند، يکی ديگر از پايگاه های تحليلی ـ خبری سويسی بنام "تسايت فراگن" با استناد به منابعی روسی که به نوشته نويسنده گزارش موثق هستند فاش می کند که در حاشيه اجلاس کشورهای عربی حوزه خليج فارس در قطر بين رابرت گيتس و محمود احمدی نژاد ملاقات مخفيانه ای انجام گرفته است. طبق اين گزارش، در اين اجلاس محرمانه پيمان عدم حمله متقابل بين سپاه پاسداران و نيروهای نظامی آمريکا بسته شد. تحت تاثير اين پيمان و چند ساعت پس از امضای آن، دولت آمريکا اقدام به انتشار گزارش سازمانهای شانزده گانه امنيتی که تا آن زمان بسيار سری نگه داشته شده بود، می کند.
رابرت بير، مامور سابق سازمان "سيا" در گفت وگويی با هفته نامه لبنانی "الوطن العربی" با اشاره به سفر احمدی نژاد می گويد : حضور رييس جمهوری ايران در واقع اولين گام اساسی در راستای اجرای معامله فراگير و بزرگی است که از مدت ها پيش بين ايران و آمريکا و با هدف کنترل خاورميانه آغاز شده بود.مقام سيا اضافه می کند: يک مقام مهم امنيتی وابسته به يکی از کشورهای حاشيه خليج فارس از مدت ها پيش دوهفته ای يکبار برای هماهنگی امور امنيتی با تهران در رفت و آمد بود.
به گفته "رابرت بير" در چارچوب اين معامله بزرگ، آمريکا در ازای حفظ منافع خود توسط ايران آماده سپردن کنترل عراق، سوريه، لبنان، بحرين و کل خليج فارس به ايران شده است. اجرای اين طرح به گفته "بير" به سيطره امپراطوری جديد و وسيع ايران که بسی فراتر از امپراطوری صفوی است، خواهد انجاميد
با وجود اين،غلبه هريک از اين دو برداشت و ديدگاه از نقش و فعاليت های سياسی ايران در عراق می تواند تاثيری بلاواسطه بر رويکرد سياسی واشنگتن در ماههای آينده در قبال ايران و به طبع آن بر کل اوضاع خاورميانه بگذارد.
انقلاب اسلامی : بدین سان، مصالحی که در ساختن امپراطوری مجازی بزرگ تر از امپراطوری صفوی ، یک روزنامه بی نام نشان سوئیسی و یک نقل قول یک مأمور سیا به الواطن العربی است . دو نشریه نیز تاریخ ندارند و هیچ نه معلوم در چه تاریخی این دروغها را نوشته اند . روزنامه انتخاب نیز لازم ندیده است کمتر توجهی به واقعیت بکند و از خود بپرسد : هرگاه امریکا با داشتن ارتش در عراق و افغانستان و پایگاههای نظامی در کشورهای مختلف منطقه و ﺁسیای میانه و خرج 2000 میلیارد دلار نتوانسته باشد عراق را کنترل کند، ایران با کدام امکان مالی – نظامی می خواهد کل خلیج فارس و عراق و سوریه و لبنان را مهار کند ؟ روزنامه انتخاب حتی از خود نمی پرسد رژیمی که در شرق کشور از پس گروهی بلوچ که امریکا مسلحشان کرده است بر نمی ﺁید و در غرب کشور، برای جلوگیری از نفوذ افراد پ.ک.ک و... دیوار می کشد، چگونه قادر به مهار از کل خلیج فارس تا دریای مدیترانه می شود؟
پیروی از گوبلز ( دروغ را باید ﺁنقدر بزرگ گفت که کسی در حقیقت داشتنش شک نکند ) ، دستگاه تبلیغاتی رژیم را بر ﺁن داشته است که فقر سیاه و بی کفایتی و ناتوانی مفرط را با مجازهائی از این گونه ، بپوشانند .
با وجود 2000 میلیارد دلار هزینه و کشتن 151 هزار عراقی ، امریکا همچنان در کار عراق فرومانده است – رفتن فرمانده سپاه به عراق ؟ - دور چهارم گفتگوها :
* 2000 میلیارد خرج و کشتار 151 هزار عراقی، هنوز بوش می گوید قوای امریکا 10 سال دیگر در عراق می مانند ! :
◄ در 10 ژانویه 2008، میزان هزینه امریکا در جنگ عراق 2000 میلیارد دلار اعلان شد. با وجود این هزینه سنگین ، بوش سخن از ماندن قوای عراق بمدت 10 سال دیگر سخن می گوید :
◄ در 11 ژانویه 2008، بوش در کویت گفته است : قوای امریکا مدتی طولانی، دست کم دهه ﺁینده، را در عراق خواهند ماند . البته اگر دولت عراق بخواهد !
NBC از او در باره سخنان اخیر سناتور مک کین ، نامزد ریاست جمهوری از حزب جمهوریخواه پرسید . او گفته است : هرگاه لازم باشد قوای امریکا را 100 سال در عراق نگاه می دارد . بوش گفت : این مدت طولانی است . اما بسا لازم باشد امریکا قوای خود را در عراق برای مدت طولانی نگاه دارد . البته هرگاه دولت عراق بخواهد . روزنامه نگار از او پرسید : این مدت طولانی 10 سال است ؟ و او پاسخ داد : دست کم 10 سال .
* سازمان ملل متحد : در سه سال اول جنگ در عراق ، 151 هزار عراقی کشته شده اند :
◄ در 10 ژانویه ، سازمان ملل متحد گزارش خود را در باره کشتار جنگ در عراق منتشر کرد :
● در سومین سال جنگ، 151 هزار عراقی کشته شده اند .
● در سال اول جنگ، روزانه 128 عراقی کشته شده اند . در سال دوم جنگ، بطور متوسط، روزانه 115 هزار عراقی کشته شده اند . و در سومین سال جنگ متوسط کشته ها در روز، 126 تن شده اند . این ﺁمار از تاریخ اشغال عراق در مارس 2003 تا ژوئن 2006 است .
نماینده سازمان ملل می گوید : بعلت مشکلات بر سر راه ، بسته بودن راه ها، حکومت نظامی ، سوءظن خانواده ها که مانع از دادن پاسخ به پرسش مأموران ﺁمار گیری سازمان ملل می شود و... ﺁمار تمامی کشته ها را در بر نمی گیرد .
ﺁژانس متلعق به سازمان ملل که اقامتگاهش در ژنو است می گوید : نیمی از کشته ها ، در بغداد روی داده اند .
با توجه به مشکلات بر سر راه ، ﺁمارگیران سازمان ملل که باتفاق دولت عراق عمل می کنند، میزان کشته ها را میان 104 تا 223 هزار تن برﺁورد می کنند . خانه های نا امن بازدید و پرسش نشده اند . وزیر بهداری عراق می گوید این امر در ﺁمار لحاظ شده است . اما
◄ در اکتبر 2006، لانست، روزنامه پزشکی انگلستان ، گزارش دو مؤسسه ، یکی جون هابکینس بلومبرگ اسکول و دیگری اسکول ﺁف مدسین دانشگاه مستنصریه بغداد را انتشار داد . بنا بر این گزارش ، از زمان اشغال عراق تا ﺁن تاریخ، 600 هزار عراقی کشته شده بودند .
◄ و بنا بر ﺁمار رسمی ، 3912 ارتشی امریکائی در عراق مرده اند که از ﺁنها 3183 نفرشان در زد و خوردها کشته شده اند . v
و از قوای انگلستان، 174 تن کشته شده اند .
* رفتن محرمانه جعفری، فرمانده سپاه به بغداد و گفتگوهای سری سپاه با امریکا بر سر عراق ؟:
◄ تایمز ( 13 ژانویه 2008 ) خبر از سفر محرمانه جعفری، فرمانده سپاه به بغداد می دهد : در ماه گذشته، فرمانده سپاه پاسداران محرمانه به بغداد رفته است . او برای تدارک زمینه و اسباب گفتگوها بر سر عراق با مقامات امریکائی، به بغداد رفته بود .
منابع حکومت عراق می گویند محمد علی جعفری ، فرمانده سپاه پاسداران بطور محرمانه به عراق ﺁمده است . سال پیش، امریکا سپاه پاسداران را یک سازمان تروریستی اعلان و مجازاتهائی را بر ضد سپاه مقرر کرد . یکی از اتهامهایی متوجه سپاه اینست که سپاه قدس بخشی از سپاه است و کارش این است که به شورشیان عراق موشک و خمپاره انداز و خمپاره و بمبهائی می دهد که در جاده ها بکار گذاشته می شوند .
در روزهای اخیر، از نو، بکار بردن این بمب ها بر ضد ارتشیان امریکائی بسیار زیاد شده است . همین امر سبب شد که پرزیدنت بوش در کویت بگوید : « نقش ایران در بر افروختن ﺁتش خشونت بر جهانیان ﺁشکار است » . او، به ایران، بخاطر مداخلاتش در عراق ، اخطار کرد .
◄ بنا بر اطلاع حاصل از ایران نیز، دستگاه تبلیغاتی رژیم، از نو، به حمله تبلیغاتی به امریکا در موارد افغانستان و عراق و لبنان و فلسطین شدت بخشیده است .
* موضوعات مورد گفتگوی ایران و امریکا از قول وزیر خارجه عراق :
◄ در 10 ژانویه 2008، هوشیار زیباری ، وزيرخارجه عراق، به شرق الاوسط گفته است : « كنترل شبه نظاميان » و « همكارى در مبارزه با شبكههاى تروريستى » و « جلوگيرى از قاچاق اسلحه، پول و افراد از مرزهاى عراق » و « نظارت بر مرزها » محورهای چهارگانه مذاکرات جديد ايران و آمريکا هستند .
* فرانسه نیز در خلیج فارس پایگاه نظامی دائمی ایجاد می کند :
◄ همزمان به سفر سارکوزی به کشورهای حوزه خلیج فارس ، کاخ الیزه اعلام کرد یک پایگاه نظامی دائمی فرانسه ، در ابوظبی ، ایجاد می کند . لوموند و لیبراسیون ( 15 ژانویه 2008 ) می نویسند : این پایگاه در جوار تنگه هرمز و روبروی ایران ایجاد می شود .
سفر البرادعی به تهران و توافق در باره شفاف سازی فعالیتهای اتمی ایران که حاصل دیدار او با خامنه ای و احمدی نژاد است:
* رژیم و ﺁژانس بین المللی انرژی اتمی : تنها راه اینست که ایران هرچه زودتر فعالیتهای اتمی خود را شفاف سازد :
◄ در 8 ژانویه ، کارشناسان ﺁژانس بین المللی انرژی اتمی ، در تهران، واپسین گفتگوهاشان را در باره شفاف سازی ، با مقامات اتمی رژیم به پایان رساندند و در 9 ژانویه به وین باز گشتند .
در پی ﺁن، البرادعی به تهران رفت :
◄ در 11 ژانویه البرادعی، رئیس ﺁژانس بین المللی انرژی اتمی به تهران رفت . او برای حل مسائل هنوز حل نشده به تهران رفت. بهنگام سفر به تهران نیز گفت : سود ایران در اینست که هرچه زود تر تمامی فعالیتهای اتمی خود را شفاف کند و اعتماد همگان را جلب کند .
◄ در 12 ژانویه، رویتر از تهران گزارش کرد که البرادعی با خامنه ای دیدار کرده و خامنه ای خطاب به او گفته است :
پرونده اتمی ایران می باید را ﺁژانس انرژی اتمی می باید تصدی کند و نه شورای امنیت . امریکا نمی تواند از راه وارد کردن فشار، ملت ایران را به زانو در ﺁورد . ایران قصد ساختن بمب اتمی ندارد . ما بارها گفته ایم، بلحاظ شرعی با ساختن بمب اتمی مخالف هستیم . ما پیمان منع گسترش سلاح اتمی را امضاء کرده و بدان پایبندیم . پرونده اتمی ایران از شورای امنیت باید به ﺁژانس بازگردانده شود .
* توافق بر سر دریافت پاسخهای پرسشهای باقی مانده ظرف 4 هفته :
◄ در 13 ژانویه ، پس دیدارهای البرادعی با خامنه ای و احمدی نژاد ، ﺁژانس اعلان کرد که میان ﺁژانس و ایران توافق بعمل ﺁمد که ظرف 4 هفته، ایران پاسخ پرسشهای پاسخ نداده را نیز بدهد و تمامی مسائل حل ناشده را حل کند . به گزارش خبرگزاری فرانسه، در جریان دیدار البرادعی با خامنه ای و احمدی نژاد توافق شد که « سند کار » که برای شفاف سازی فعالیتهای اتمی ایران تهیه شده است ، ظرف 4 هفته می باید به اجرا در ﺁید . با وجود این،
◄ در 14 ژانویه ببعد، ﺁلمان و فرانسه و امریکا در پی تهیه کردن و به تصویب رساندن قطعنامه سوم بر ضد ایران شدند .و
◄ سخت گیری در باره دانشجویان ایرانی بیشتر شده است . دانشگاه هلند مانع از تحصیل 3 دانشجوی ایرانی شد به این دلیل که ممکن از ﺁموخته های خود را در پیشبرد برنامه اتمی ایران بکار گیرند .
* اولمرت نخست وزیر اسرائیل ایران را تهدید به جنگ می کند :
◄ در 14 ژانویه 2008، اهود اولمرت، نخست وزیر اسرائیل، در مجلس ، گفت : غیر ممکن است اسرائیل بگذارد ایران به سلاح هسته ای مجهز شود . از این رو، تمامی گزینه ها، از جمله گزینه نظامی روی میز هستند .
انقلاب اسلامی: این ادعا را نخست وزیری دولتی می کند که خود به سلاح اتمی مجهز است و بنا بر اسناد، در جنگ 1967 ﺁماده بکار بردن ﺁن نیز بوده است :
سند محرمانه ای پیرامون بمب اتمی اسرائیل که سیا در 11 ژانویه 2008، بهنگام سفر بوش به اسرائیل و کشورهای عرب انتشارداد و سئوال بر انگیخت :
◄ ایسنا گزارش ها ﺁرتص ( 13 ژانویه )در باره سند با کاستن و افزودن انتشار داده است . عنوانی که ایسنا داده است اینست : « شاه با اطلاع امریکا دنبال سلاح هسته ای بود » ، چنین عنوانی نه در گزارش هاﺁرتص وجود دارد و نه در سند . متنی که ایسنا انتشار داده است ، اینست :
« شاه با اطلاع امریکا دنبال سلاح هسته ای بود
آژانس اطلاعات مركزى آمريكا با حمايت برخى نهادها از جمله بخش اطلاعات و تحقيقات وزارت خارجه و آژانس اطلاعات دفاعى آمريكا در اوت سال 1974 تشخيص داد كه رژيم صهيونيستى داراى تسليحات هستهيى است كه تعداد كمى از آنها را "توليد و ذخيره" كرده است. علاوه بر آن رژيم صهيونيستى متهم به در اختيار گذاشتن مواد، تجهيزات و فناورى هستهيى به ايران، آفريقاى جنوبى و ساير كشورهايى كه در آن زمان با آنها روابط دوستانه داشت ميباشد.
اين مدرك فوق محرمانه كه به مدت 32 سال به گاوصندوق آژانس اطلاعات مركزى آمريكا (سيا) سپرده شده بود به طور ناگهانى اين هفته، در طول سفر جورج بوش، رييس جمهور آمريكا به سرزمينهاى اشغالى و در آستانه سفر وى به كشورهاى حاشيه خليجفارس، منتشر شد.
اين روزنامه صهيونيستى در ادامه اين گزارش آورده است: روز پنجشنبه توسط پست الكترونيكى از سيا درباره تصادف عجيب انتشار اين سه اسناد تنها يك ماه پس از انتشار برآورد اطلاعات جاسوسى ملى آمريكا درباره برنامه هستهيى ايران سوالاتى پرسيده شد. اما سيا تا پايان زمان مربوطه پاسخى به اين سوالات نداد.
در ادامه اين گزارش ميخوانيم ، طبق اين سند مربوط به سال 1974 كل جامعه اطلاعات جاسوسى ملى آمريكا تشخيص داد كه "رژيم صهيونيستى تسليحات هستهيى توليد كرده است". اين تحليل بر اساس "دستيابى رژيم صهيونيستى به مقادير بالايى از اورانيوم" كه تا حدودى به طور مخفيانه انجام گرفت، تلاشهاى مبهم رژيم صهيونيستى براى غنيسازى اورانيوم و سرمايهگذاريهاى بزرگ در توليد موشكهاى زمين به زمين كه براى "حمل كلاهكهاى هستهيى" طراح شده بودند قرار گرفته است.
طبق اسناد سيا انتظار نميرفت رژيم صهيونيستى (مگر در صورتى كه موجوديت مليش در خطر قرار بگيرد) با انجام آزمايشات هستهيى يا تهديد به استفاده از تسليحات هستهيى خود شك و ترديدها نسبت به دارا بودن توانايى هستهيى خود را تاييد كند.
در اين اسناد ذكر شده است كه اگرچه دستيابى رژيم صهيونيستى به تسليحات هستهيى "نميتواند بدون ذرهاى شك و ترديد اثبات شود" بسيارى از اطلاعات به دست آمده حاكى از وجود برنامهاى هستند كه به چندين سال پيش باز مى گردد.
در ادامه اين گزارش آمده است، در برآورد اطلاعات جاسوسى ملى آمريكا در سال 1974 آمده است: شكى وجود ندارد كه شاه ايران قصد دارد اين كشور را به قدرتى بزرگ تبديل كند. اگر وى در اوايل دهه 1980 زنده باشد، اگر ايران داراى يك صنعت كامل انرژى هستهيى باشد و همه تجهيزات لازم براى توليد تسليحات هستهيى را در دست داشته باشد، و اگر ساير كشورها توليد تسليحات هستهيى را ادامه داده باشند شكى وجود ندارد كه ايران از آنها پيروى خواهد كرد.
انقلاب اسلامی : جمله هائی که ما زیر ﺁنها خط کشیده ایم ،را ایسنا با دستکاری از قول هاﺁرتص نقل کرده است :
● این ظن وجود دارد ( فرق بسیار می کند با اسرائیل متهم است ) که اسرائیل مواد اتمی و تجهیزات و تکنولوژی اتمی در اختیار ایران ، افریقای جنوبی و کشورهای دیگری که با ﺁنها دوستی دارد قرار دهد .
● شکی وجود ندارد که شاه این بلند پروازی را دارد که ایران را یک قدرت اتمی بگرداند .
اما چرا از سند جعل قول می کند ؟ زیرا می خواهد در خواننده ایرانی القاء کند داشتن بمب اتمی ایران را قدرتی بزرگ می کند . عقل قدرت مدار نمی تواند با تخریب خود ﺁغاز نکند : هرگاه شاه بنا داشته است ایران را تا اواسط دهه 80، به یک قدرت بزرگ بدل کند، پس ملاتاریا خائن به ایران بوده است در جلوگیری از تحقق این هدف !
● اما سند حاکی از اطلاع سیا از مجهز شدن اسرائیل به سلاح هسته ای نیست ، بلکه حاکی از ارزیابی سیا از ﺁن است . از این رو، بنا بر سند دیگری متعلق به سال 1975، نمایندگان مجلس امریکا از سیا می خواهند نه ارزیابی که اطلاع در اختیار ﺁنها بگذارد . تقلب اینسا بسیار اهمیت پیدا می کند وقتی بدانیم که بنا بر اطلاعات موثق – که سالها پیش توسط انقلاب اسلامی نیز انتشار یافت - ، سرمایه ایجاد تأسیسات اتمی اسرائیل را رژیم شاه تأمین کرده بود . قرار بر این بود قرار و مدارشان از امریکا محرمانه بماند و پس از دستیابی اسرائیل به تکنولوژی اتمی، ﺁن را در اختیار رژیم شاه نیز قرار دهد .
● بنا بر اسناد محرمانه ای که از قید محرمانه رها شده اند :
- در سال 1957، شیمون پرز با فرانسه قرارداد همکاری اتمی را ( ایجاد تأسیسات اتمی دیمونا Dimona ) را امضاء می کند و بن گورین ، نخست وزیر وقت اسرائیل اجازه اجرای برنامه اتمی را صادر می کند .
- امریکا، در اواخر 1960، از راز توافق دیمونا سر در می ﺁورد . این تأخیر یک ناکامی بزرگ، بزرگ تر از تأخیر در کسب اطلاع از ﺁزمایش اتمی هند در 1998، تلقی می شود .
- برابر اسنادی که به تازگی از قید محرمانه ﺁزاد شده اند، پرزیدنت کندی تنها رئیس جمهوری امریکا است که کوششهای جدی برای منصرف کردن اسرائیل از تولید بمب اتمی بکار برده است . استعفای بن گورین از نخست وزیری، در 1963، زیر فشار کندی انجام گرفته است .
- دانشمندان امریکائی که از اسرائیل بازدید کردند هیچگاه مدرکی حاکی از این که اسرائیل در کار تولید بمب اتمی است بدست نیاوردند .
- در سال 1966، سیا گزارشی را در اختیار مقامات امریکا قرار داد که بنا بر ﺁن، اسرائیل اجرای برنامه اتمی خود را به پایان برده است و تنها چند هفته دیگر مانده است که بتواند بمب اتمی بسازد . این گزارش در اختیار هیأت بازدید کننده از دیمونا قرار داده نشد .
- در اواخر سال 1966 ، اسرائیل مرحله تحصیل توانائی تکنولوژیک و ایجاد تأسیسات را به انجام رساند . اما اشکول، نخست وزیر وقت اسرائیل، اجازه ﺁزمایش بمب اتمی را نداد . زیرا می دانست ناقض تفاهم نا نوشته با امریکا است .
- جنگ ژوئن 1967، بعد اتمی مهمی یافت : اسرائیل دو بمب اتمی را ﺁماده بکار بردن کرد . اسرائیل پیش از شروع جنگ 6 روزه، بمب اتمی ابتدائی را ساخته بود .
- در 1968 ، قرارداد منع گسترش سلاح هسته ای به تصویب بین المللی رسید . در پی ﺁن، میان امریکا ( در حکومت جانسون ) و اسرائیل مقابله مستقیم روی داد . و این ﺁخرین تقابل امریکا با اسرائیل بر سر سلاح هسته ای بود .
- تفاهم جدید میان امریکا و اسرائیل ، در 1970، بهنگام دیدار گلدا مایر ، نخست وزیر اسرائیل و نیکسون، رئیس جمهوری امریکا ، پدید ﺁمد . از ﺁن پس، امریکا اسرائیل ، برای امضای قرارداد منع گسترش سلاح هسته ای، زیر فشار قرار نداد . به بازرسی از تأسیسات دیمونا نیز پایان بخشید . در عوض، اسرائیل نیز پذیرفت ﺁزمایش اتمی بعمل نیاورد و نگوید بمب اتمی دارد . این تفاهم تا امروز، معتبر و مرعی است .
- بنا بر سند مورخ 1975، تا ﺁن تاریخ، اسرائیل منکر اجرای برنامه تولید سلاح هسته ای بود. از جمله اسحق رابین در 7 سپتامبر 1975 گفت: اسرائیل اولین کشوری نخواهد بود که سلاح هسته ای را وارد منطقه می کند !
انقلاب اسلامی : و ﺁن نخست وزیر می دانست دروغ می گوید . امریکا که باتفاق شوروی سابق بانی قرارداد منع گسترش سلاح هسته بودند، در حکومت جمهوریخواه ها، با اسرائیل تفاهم می کند . حال ﺁنکه می باید همچنان به اسرائیل فشار می ﺁورد قرارداد را امضاء کند . با توجه به رفتارش در قبال ایران، می باید در اولین فرصت، جهانیان را از قصد اسرائیل ﺁگاه می کرد . اگر وارونه کاری را کرد که باید می کرد، دلیلی جز این نداشت و ندارد که سلطه بر منطقه و بردن و خوردن نفت و گاز خاورمیانه را در گرو تفوق نظامی کامل اسرائیل بر تمامی کشورهای منطقه می دانست و می داند .