• ملاتاریا که با شکست در انتخابات قلابی ریاست جمهوری ، ترسی که پیش از ﺁن داشت و سبب نامزد ریاست جمهوری شدن هاشمی رفسنجانی شد، با تحمیل احمدی نژاد بعنوان رئیس جمهوری و جو ترسی که بر مجلس حاکم شد چنانکه " اصلاح طلبان " جرأت مخالفت با محسنی اژه ای و پور محمدی را پیدا نکردند،( طرفه اینکه پور مخمدی با رای 40 درصد اقلیت رای لازم را آورد!) موجب شد که مهدوی کنی و بخشی از روحانیت مبارز تهران و مدرسین قم، به اتحاد با هاشمی رفسنجانی گرایش پیدا کنند . با این پیوستن گروههای دیگری به این اتحاد، طیف وسیعی در برابر مافیاهای نظامی - مالی پدید ﺁمده است .
• در حال حاضر، در رژیم، 5 گروه بندی با یکدیگر رو در رو شده اند :
1
و 2 - جنتی و وابستگان او + مصباح یزدی و وابستگان او ( بخشی از حجتیه و حقانی ها) + گروه های پاسدار - واواکی + گروههای مالی که در جمع مافیاهای نظامی - مالی را تشکیل می دهند . دو گروه بندی که " ملای " یکی از ﺁنها جنتی و " ملای " یکی دیگر مصباح یزدی است ، در حال حاضر با یکدیگر همکاری و در همان حال رقابت دارند . ترکیب " وزیران " گویای این همکاری و رقابت است .
3
- خامنه ای و وابستگان او . این گروه بندی با دو گروه بندی بالا همکاری دارد . با این حال، سخت نگران قوت گرفتن ﺁن دو گروه بندی است . به دنبال تصفیه در سپاه ، اینک فعل و انفعال در فرماندهی سپاه و بسیج است که ضعف و قوت هر گروه بندی و ضعف و شدت رویاروئی این سه گروه بندی را معلوم خواهند کرد .
4
- مافیاهای قدیمی و ملاتاریا ، که در صورت استوار شدن اتحادی که ذکر ﺁن گذشت، بطور مستقیم رو در روی دو گروه بندی اول خواهد ایستاد . از این گروه بندی ، به ترتیبی که اطلاعات مندرج در قسمت اول حاکی هستند، در حال حاضر ، مافیای هاشمی رفسنجانی است که زیر ضربه است .
5
- " اصلاح طلبان " و گروه هائی که می خواهند با ﺁنها جبهه تشکیل دهند ( نهضت ﺁزادی و بخشی از ملی - مذهبی ها ) .
" اصلاح طلبان "، بنوبه خود ، به گروه بندی های جدای از یکدیگر منشعب شده اند :
* مهدی کروبی حزب تشکیل می دهد و حساب خود را جدا کرده است .
* " روحانیون مبارز " خاتمی را رئیس شورای مرکزی خود کرده اند و موسوی خوئینی ها را دبیر کل .ابطحی در سایت خود در باره این انتخاب در 7 شهریور نوشته است:۰ پذیرش ریاست شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز از سوی آقای خاتمی و نیز پذیرش دبیر کلی این مجمع از آقای موسوی خوئینی دارای پیام مهم فرهنگی و سیاسی است و نشانه رویکرد جدید این مجموعه است .من معتقدم دلیل این پذیرش چیزی فراتر از نگرانی در مورد آینده سیاسی کشور است. نگرانی اصلی آنها و اعضای مجمع روحانیون مبارز از جایگزینی قرائتی از اسلام است که می تواند به پشت کردن نسل فعلی به اسلام منجر شود. اسلامی که توسط بعضی ایدئولوگهای مطرح، ارائه شده که در آن آزادی انسان، شرایط زمان و مکان و نوگرائی جایی ندارد و انسانهایی که خود را باید مخاطب دین بشمارند، با دین متحجرانه و واپسگرایانه، با دیانت و رابطه با خدا، خداحافظی کنند
* مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی که معین را نامزد ریاست جمهوری کردند .
* زمانی گروههای سیاسی که خود را در شمار اصلاح طلبان به حساب می ﺁوردند، از 18 گروه متجاوز بود . این روزها، از ﺁن گروهها ، هیچیک ابراز وجود نیز نمی کنند .
علت اینست که عنصر پویای " اصلاح طلبان " را زنان و دانشجویان تشکیل می دادند . در حال حاضر، اینان در بیرون از رژیم است که به دنبال راه حل هستند . با خالی شدن سازمانهای سیاسی از این عنصر، سازمانهائی میان تهی و بی حرکت شده اند که فعالیتهاشان ، جنبه اداری پیدا کرده اند : مذاکره و مصاحبه کردن در باره تشکیل جبهه و تبدیل شدن به " ناظران سیاسی " که ناگزیر هستند ﺁهسته بروند و ﺁهسته بیایند تا مبادا گرفتار شاخ مافیاهای نظامی - مالی شوند . چنانکه در توجیه جرأت ابراز مخالفت نکردن با " وزیران " ی چون محسن اژه ای و پور محمدی ، " اصلاح طلبها " مدعی شده اند که " جو مجلس امنیتی است " ( = واواکی ) و در صورت ابراز مخالفت، مجلس سخت به تشنج کشیده می شد !!
روزنامه روز در 9 شهریور نوشته است:
یک عضو فراکسيون اصلاح طلب فاش کرده است که رای مصطفی پورمحمدی با چهل رای اقليت مجلس به وزارت کشور رسيد وگرنه نام وی هم در فهرست رد شدگان ظاهر می شد.
عرب سرخی، عضو مجاهدین انقلاب اسلامی که به خاتمی نزدیک است ، نسبت به توانائی " اصلاح طلبان " بر تشکیل یک جبهه ، ابراز ناامیدی کرده است .