شماره ٦٣٥ از ۴ تا ۱۴ دی


یادﺁوری : مقاله ها که در انقلاب اسلامی منتشر می شوند تنها نظر نویسندگان خود را باز گو می کنند

صاحب
   امتياز
    و مسئول

برای تماس با ما

برگزيده مصاحبه ها

جواب به سوالها

آرشيو روزنامه

در اين شماره

صفحه اصلی

•   سايت آقاى
ابوالحسن بنى صدر


•   وب لاگ آقای
ابوالحسن بنی صدر


• اگر صدوقی از امامت جمعه یزد برود بدتر جای او را می گیرد :

در وبلاگ خاکستر ﺁمده است : چند روز پیش در اخبار، خبری را دریافت کردم که به یک باره همان مسئله بد و بدتر را در ذهنم مطرح کرد. انگار که همه بدبختی های ما، از پایبندی و اصرار شگفت انگیزمان در اعتقاد به این مسئله که اصولا طرحی است کذایی نشأت می گیرد. و اما بشنوید از خبر که چه بود تا دوباره مطلبم را ادامه دهم:
در یزد یک شخص سپاهی و وابسته به انصار حزب الله یزد که اتفاقا در سالهای اخیر فعالیت زیادی هم از خود نشان داده است حدود 5000 امضاء در نماز جمعه و راهپیمایی روز قدس ضمیمه نامه ای برای آقای خامنه ای تهیه کرده است تا بتواند نظر وی را نسبت به نصب یک امام جمعه دیگر برای این شهر جلب کند. این نامه که بطور غیر مستقیم به فساد و باند مافیایی آیت الله صدوقی اشاره می کند بازتاب وسیعی در شهر یزد در میان نیروهای موسوم به اصول گرا و اصلاح طلب داشته است. این که آقای صدوقی کیست و در شهر یزد چه نقشی دارد و چه می کند بر همگان موضوعی روشن و واضح است. کمتر کسی است که از باند مافیایی بنیاد صدوق که توسط صدوقی پدر، بعد از انقلاب تاسیس شد و پس از ترور وی و جانشینی صدوقی پسر به او ارث رسید؛ خبر نداشته باشد. قدرت و عظمت و استیلای همه جانبه صدوقی پسر بر بنیاد و به تبع آن برارکان حساس و مهم شهر یزد- از مراکز فرهنگی همچون دانشگاه ها مراکز سیاسی همچون استانداری و فرمانداری و نهایتا سپاه و اطلاعات گرفته تا شاهرگ های اصلی اقتصاد شهر، بر همگان روشن است. همین امر هم باعث شده بر خلاف دیگر روحانیونی که به مدد تظاهر سعی می کنند وجهه خود را در بین عوام حفظ کنند، وی از کمترین وجهه یک عالم روحانی برخوردار باشد. وی که نسبت نزدیکی هم با آقای خاتمی دارد (شوهر خواهر اوست) در دوره اول ریاست جمهوری وی معاون پارلمانی وی بود. (این هم نکته جالبی است که جای آن دارد که به آن در مجالی دیگر پرداخته شود. اینکه آقای بنی صدر می گوید: "" بد " را به تنهائی نمی توان بوجود ﺁورد. هر بدی که پدید می ﺁید با بدتر و بدترین همراه است." همین جا معلوم می شود.) با این حال حتی در آن زمان هم که به نوعی با چهره ی اصلاح طلبی در صحنه سیاسی مطرح می شد از پنهان کردن چهره واقعی خود ابایی نداشت. در مورد قضیه هایی چون سخنرانی دکتر آقاجری در همدان با ائمه جمعه محافظه کار دیگر استان ها هم صدا شد. در زمان استعفای آقای طاهری- دوست صمیمی پدرش در زمان حیات- از امامت جمعه اصفهان در برابر نامه استعفای وی موضع گیری تندی در محکومیت او و دفاع از خامنه ای از خود نشان داد. وی در شهر یزد نیز تلاش زیادی در محدود کردن مراکز و تشکل هایی که وی آنها را عامل فساد و تغییر چهره شهر می نامید، نمود. دانشگاه یزد از مهمترین مراکز بود که وی همواره از دانشجویانش به بدی یاد می کرد. از همین رو سعی می کرد بیشترین فشار خود را بر روی مهمترین و شاید تنهاترین مرکز علمی - فرهنگی یعنی دانشگاه معطوف سازد. فلج عقلی، فکری و از همه مهمتر اقتصادی امروز شهر یزد همه و همه، در راستای تلاش های وی بدست آمده است و این مسئله ایست که از نقطه نظر کمتر کسی پنهان مانده است. اما چرا اینها را گفتم! مسئله اینجاست که حالا که نظرعده ای از نیروهای تندرو شهر یزد از وی بازگشته و رای به برکناری وی افتاده است، بسیاری از نیروهای محافظه کاران و اصلاح طلبان به یک باره در چهره حامی راستین وی ظاهر شده اند. از چهره های حامی محافظه کار که به نوعی می توان منافع مشترک را عامل حمایتشان دانست، که بگذریم می بینیم در این میان باز با مطرح شدن مسئله بدتر و بدترین، صدای اعتراض اصلاح طلبانی بلند شده که کاسه داغ تر از محافظه کاران شده اند. که بله آقای صدوقی فلان است و بهمان! واقعیت اینست که هیچ گاه برای من قابل تصور نبود که روزی کسانی حتی از جانب محافظه کاران پیدا شوند که برای ابقای صدوقی مدح نامه ای در وصف فضایل وی تنظیم کنند! این ذلت به اعتقاد این حقیر بایسته و شایسته ملتی است که با این اصل فریبنده بد و بدتر خو گرفته است. اگر تا چند سال پیش می گفتند زمانی فرا خواهد رسید که مردم شهر یزد برای حفظ و بقای صدوقی پسر تلاش کنند، خنده ام می گرفت ولی امروز بعید نمی دانم در آینده ای نزدیک وضعیتی پیش آید که همین احمدی نژاد که این روز ها این همه در موردش جک ساخته می شود، مزایای ماندنش نسبت به مضرات رفتنش نقل محافل روشنفکریمان بشود. و این مسئله اصلا بعید نیست چرا که فراموش نکنیم که "هر بدی که پدید می ﺁید با بدتر و بدترین همراه است." احمدی نژاد نتیجه حضور خاتمی است و بد تر از وی مسلما نتیجه حضور وی خواهد شد. و این ماییم که در سیر صعودی بد به بدتر و بدترین نقش آفرینان حقیقی (بخوانید بازی خوردگانی ساده لوح) هستیم. اما در اینجا این سئوال مطرح می شود که وقتی تجربه این چندین سال حاکی از پسروی ذلت بارمان است و وقتی اصولا می دانیم که بد و بدتر هر دو محصول یک "نظام" اند، آیا باز هم تشخیص باطل بودن پناه جستن به بد از ترس بدتر، کار سخت و دشواری است؟
انقلاب اسلامی : و اما " برنامه 20 ساله " و صف ﺁرائیها فرقه های مافیائی در برابر یکدیگر :