موضوعهای گفتگوهای امریکا و ایران : فقط موضوع عراق و یا این موضوع بهانه گفتگوی عمومی در باره همه مسائل ؟ :
• بحران اتمی جا برای تردید نمی گذارد که یکی از موضوع های اصلی دو طرف ، این موضوع است . اما این موضوع خود برﺁمده از موضوعهای اصلی تری است :
1 - این امر که امریکا نیاز به ضد ( محور شر ) دارد و این امر که رژیم مافیاها به امریکا نیاز دارد برای ﺁنکه محور سیاست داخلی و خارجی خود کند و عبور دائمی از بحران ها که در ظاهر دشمنی ، با یک رشته قول و قرارهای پنهانی که افتضاحها و جام زهر سرکشیدنها انجامیده اند ، دو طرف را گرفتار نیاز حیاتی جدیدی ، بسیار مهمتر از نیاز پیشین ، کرده است :
* شکست امریکا در افغانستان و عراق و قول بوش که قوای امریکا تا پایان ریاست جمهوری او در عراق می مانند و هرگاه او حس کند امریکا در عراق شکست خورده است ، قوای امریکا را از عراق فرا می خواند (22 مارس 2006 ) ، اعتراف صریحی است بر نیاز امریکا به موفقیت در عراق . زیرا شکست در عراق ، اعلام پایان نقش امریکا بمثابه تنها ابر قدرت در خاورمیانه است .
بوش سخنان احمدی نژاد در باره اسرائیل را دست ﺁویز کرده و در توجیه " دکترین جنگ پیشگیرانه "، گفته امریکا موظف به دفاع از متحد خود اسرائیل است . اما در خود امریکا، مخالفت با دنباله روی امریکا از سیاست اسرائیل در حال گسترش است . هرگاه امریکا شکست خورده از عراق بیرون رود، دفاع از اسرائیل پیش کش، شکست در " جنگ با تروریسم " را نیز خورده است . بنا بر این ، امریکا نیاز شدید دارد به تحصیل پیروزی در عراق و حفظ موقعیت خود بمثابه تنها ابر قدرت .
* رژیم مافیاهای نظامی - مالی طی 27 سال، با یک رشته بحران سازیها و عبور از بحرانها ، امروز ، به انزوا رسیده است . حفظ هر رابطه ای به هزینه ای بسیار سنگین نیاز پیدا کرده است : باج به روسیه ، باج به چین، باج به هند، باج به این و ﺁن کشور اروپائی ، باج به ژاپن، باج به سوریه، باج به گروههای مسلح عراق، باج به حزب الله لبنان .
در کشور و در رژیم نیز مافیاها ، بخصوص شخص خامنه ای ، به انزوا درﺁمده اند : فرار وسیع سرمایه ها از ایران و توقف فعالیتهای اقتصادی و فلج حکومت احمدی نژاد - که قرار بود پول نفت را در سفره های مردم بنهد - و از دست دادن ابتکار در محور کردن امریکا و دادن ابتکار به امریکا توسط احمدی نژاد و سیاست داخلی رودروی یکدیگر قراردادن مردم و تقسیم شدن جناحهای رژیم به گرایشها و گرایشها به گروهها ، گزارشگر انزوا و نیز بیانگر وضعیتی غیر قابل ادامه اند .
هرگاه رفتار ابلهانه احمدی نژاد امریکا را رهبر جبهه ای جهانی بر ضد رژیم مافیاها نکرده بود و بحران اتمی را با اروپا حل کرده بود، رژیم در موضع متفوق بود و می توانست از نیاز شدید امریکا استفاده کند و بهای سنگینی برای موافقت با امریکا در عراق و افغانستان ، مطالبه کند . اما در حال حاضر، موقع متفوق را امریکا دارد . با وجود این، هردو طرف نیاز شدید به خارج شدن از وضعیتی دارند که درﺁنند و این مسئله اول ﺁنها است .
مطبوعات امریکائی ، به برخی از این واقعیتها پرداخته اند :
* فایننشال تایمز ( 20 مارس ) ، بحران سیاسی داخلی ، هم در سطح رژیم و هم در رابطه رژیم با مردم و هم به مسئله قومی ( کردستان و خوزستان و بلوچستان ) را دلیل روی ﺁوردن رژیم به گفتگو با امریکا دانسته است .
* لوموند ( 23 مارس ) گزارش می دهد که لوبی طرفدار اسرائیل، در امریکا ، زیر علامت سئوال قرار گرفته است : حکومت امریکا منافع ملی امریکا را با منافع ملی اسرائیل خلط می کند و اغلب منافع ملی امریکا را قربانی منافع اسرائیل می کند . لابی اسرائیل ، بمثابه گروهی که فعالانه می کوشد دیپلماسی امریکا را تحت تأثیر قرار دهد و به ﺁن سمتی را بدهد که منافع اسرائیل ایجاب می کند ، منافع ملی امریکا را قربانی منافع ملی اسرائیل می کند . این نتیجه تحقیق دو محقق امریکائی، یکی استفن والت Stephen Walt از دانشگاه هاروارد و دیگری جون مرچیمر John Mearsheimer، از دانشگاه شیکاگو ، است . این دو تحقیقی را در 83 صفحه انتشار داده اند . بنظر این دو محقق، از پایان جنگ سرد بدین سو، اسرائیل دیگر نه یک ﺁتو استراتژیک که یک بارسنگین بر دوش امریکا است . چنانکه در مورد جنگ با عراق و براندازی رژیم صدام ، اسرائیل نقشی تعیین کننده بازی کرده است .
دو محقق تحقیق خود را در 2002، زمانی ﺁغاز کردند که مشاهده کردند ﺁریل شارون، نخست وزیر اسرائیل، اعتنائی به تقاضای بوش که شهرهای فلسطین را در اشغال ارتش اسرائیل نگاه ندارد، نکرد . با ﺁنکه می دانست برای اعتبار و حیثیت امریکا در دنیای عرب زیانبخش است .
• در باب انزوای مافیاهای نظامی - مالی که دولت را تصرف کرده اند، حتی در خود رژیم، واشنگتن پست ( 27 مارس ) گزارش فرستاده خود به تهران را انتشار داده است . از ﺁن ، این قسمت بسیار با اهمیت را که مربوط می شود به رابطه خامنه ای با مصباح یزدی و احمدی نژاد و قول محبیان را نقل می کنیم :
" یک مقام ایرانی نزدیک به ﺁیة الله خامنه ای ، به شرطی که نام او برده نشود، این نکات را به ما گفت : " ﺁیة الله مصباح یک افراطی است . ﺁیة الله خامنه ای چند نوبت به مردم هشدار داده است نگذارند این عناصر که شیعه اما همانند طالبان هستند در ایران به قدرت برسند و فضا بیابند . خامنه ای شرط احتیاط را این دیده است که حتی افراطی ها را در نظام جا و موقع بدهد . ﺁیات الله خمینی و خامنه ای احساس کردند که این عناصر می توانند زیان بزنند . می توانند به ایران ضربه بزنند ، می توانند به اسلام ضربه بزنند . اینها مثل طالبان هستند . اینها مثل القاعده هستند . اینها می گویند ما می دانیم خداوند از ما چه می خواهد بکنیم . ما باید بدون اعتناء به عواقب، کاری را که خدا از ما می خواهد بکنیم ."
محافظه کاران سنتی که خود را محکم اما انعطاف پذیر توصیف می کنند، در انتخابات ریاست جمهوری با رادیکالها بر ضد اصلاح طلبان متحد شدند اما اینک رو در روی رادیکالها ایستاده اند و 9 ماه بعد از انتخاب احمدی نژاد به ریاست جمهوری نسبت به خطر رادیکالیسم هشدار می دهند .
امیر محبیان می گوید : در ساخت سیاسی محافظه کارانه ما اشکالی وجود دارد . ما خوب شروع می کنیم اما نتیجه در کنترل ما نمی ماند . نتایج انتخابات شوراها در 2003 و انتخابات مجلس در 2004 و حالا، انتخابات ریاست جمهوری ، نتایجی نیستند که ما می خواستیم . یک دلیل ﺁن اینست که شورای نگهبان سخت خط است و نامزدهای اصلاح طلب را حذف کرد و عامل دوم نقش بسیجی ها و سپاه پاسداران هستند . اینها در انتخابات ریاست جمهوری هرکار خواستند کردند نتیجه انتخاب احمدی نژاد به ریاست جمهوری شد .
یک تحلیل گر ایرانی که نخواست نامش برده شود، می گوید: بسیج ساخته ﺁقای خامنه ای است . پول هنگفتی خرج تقویت بسیج می شود . بسیجی ها و حتی سپاه پاسداران ، یک طبقه اجتماعی مصنوعی هستند ، مثل یک جزیره مصنوعی .
* در نمازهای جمعه که در دانشگاه برگزار می شود، بیشتر از چند هزار نفر شرکت نمی کنند .
• برای این که از میزان ﺁمادگی قوای مسلح ﺁگاه تر شوید این خبر را نیز بخوانید :
در 8 فروردین ، شریف نیوز خبر داد : بعلت اختلاف نیروی انتظامی و سپاه حفاظت مستقر در فرودگاه امام، کلیه پروازهای این فرودگاه را از ساعت ۱۴ تا ۱۸ امروز به حالت تعلیق درآورد.
به گزارش خبرنگار شریف نیوز، ماجرا از آنجا آغاز شد که نیروی انتظامی مستقر در فرودگاه، اجازه ورود پرسنل سپاه حفاظت را از درب مخصوص خدمه هواپیمایی نمیدهد، و به علت عدم ورود نیروهای امنیت پرواز، كلیه پروزاها از ساعت ۱۴ تا ۱۸ به حالت تعلیق درمیآید.
عدم انجام این پروازها باعث ازدحام زیادی در این فرودگاه و همچنین فرودگاههای خارجیای كه منتظر نشستن این پروازها بودهاند شده است. در همین رابطه از دوبی خبر میرسد كه خیل زیادی از مسافران ایرانی در فرودگاه این شهر معطل رسیدن پروازها از تهران و بازگشت به كشورشان هستند، كه این وضعیت سبب برخورد نامناسب مسئولین فرودگاه دوبی با مسافران ایرانی شده است.
2 - موضوع اول ، که خروج دو طرف از بن بستی است که خود خویشتن را در ﺁن قرار داده اند، روشن کرد که موضوع عراق برای هر دو طرف بسیار مهم و از موضوعهای دیگر جدا کردنی نیست :
* قبول گفتگو اعتراف است به این واقعیت ها :
- وقتی بوش می گوید قوای امریکا تا پایان ریاست جمهوری او در عراق می مانند مگر این که احساس کند امریکا در عراق شکست خورده است ، پس جنگ تا ژانویه 2009 در عراق ادامه می یابد . زیرا
- بنابر پیامی که به صدام نسبت داده می شود و مخاطبان او سران کشورهای عرب هستند که در خرطوم اجتماع خواهند کرد، قصد امریکا از حمله به عراق تجزیه عراق بوده و هم اکنون عراق به سه قسمت کرد و سنی و شیعه تقسیم شده است . سرنوشت امروز عراق ، سرنوشت فردای شما است . مقاومت مسلحانه عراق برای جلوگیری از تجزیه شدن عراق است و بسود همه کشورهای عرب است از این مقاومت حمایت کنند .
می دانیم که علاوی معتقد است که عراق در حال تحول به یوگسلاوی دیگری ( شرق الاوسط 25 مارس ) است و مشاور ﺁیة الله سیستانی نیز این واقعیت را باز گفته است که عراق در عمل تجزیه شده است .
و با توجه به پیروی امریکا از اسرائیل در خاورمیانه و سیاست اسرائیل که تجزیه کشورهای منطقه است ، جنگ در عراق نمی تواند متوقف شود .
- گاردین ( 28 مارس ) سیاست خارجی امریکا را فاجعه ﺁمیز و سبب انزوایش در جهان و نیز گویای انحطاط امریکا بمثابه تنها ابر قدرت توصیف می کند . بنظر نویسنده مقاله، روشن است که اشغال عراق توسط امریکا از هر نظر شکست مصیبت باری است . هم برای مردم عراق و هم برای سیاست خارجی امریکا . جنگ با عراق، بعد از پایان جنگ سرد، حاصل خویشتن فاتح انگاری و جهان به زیر پر خویش بینی محافظه کاران جدیدی بود . اما خود فاتح پنداری امریکا را با فاجعه رو برو کرد .
امریکائی با این موقعیت است که می خواهد با رژیم ایران بر سر عراق گفتگو کند .
- و چون رژیم مافیاها می پذیرد در باره عراق به گفتگو بنشیند، اعتراف می کند که در عراق، همه گونه مداخله می کند .
دنیای عرب گفتگوی امریکا با ایران را " استسلام " ( شرق الاوسط 27 مارس ) امریکا توصیف می کنند و علت ﺁن را حضور ایران در عراق و ناتوانی امریکا در عراق توصیف می کنند . و
- خلیل زاد، سفیر امریکا در عراق ، می گوید ( شرق الاوسط 25 مارس ) : ایران به جیش المهدی و انصار السنت کمک می کند . پیش از ﺁن، واشنگتن پست ( 23 مارس ) قول خلیل زاد را گزارش کرد : در علن ، ایران از روند سیاسی در عراق و موفقیت ﺁن جانبداری می کند و در نهان، دستگاههای نظامی و اطلاعاتی ایران از گروههای شورشی حمایت می کنند . و
- مارتین سیف ، در مقاله ای زیر عنوان " ﺁینده امریکا و سایه ای که بحران اتمی بر گفتگوهای امریکا و ایران افکنده است " علت روی ﺁوردن امریکا به گفتگو در باره عراق را عبارت می داند از :
عصیان سنی ها در مرکز عراق ادامه دارد . در همان حال، علائم حاکی از این که شیعه عراق که 60 درصد جمعیت این کشور را تشکیل می دهد در ارتش و نیروی انتظامی این کشور موقعیت مسلط را یافته است و مهارش روز بروز بیشتر از کف امریکا بدر می رود و در رویاروئی با عصیانگران سنی ، تحت مهار امریکا عمل نمی کند . نفوذ تعدیل کننده ایران نزد شیعه عراق می تواند کمک بزرگی باشد به ارتش امریکا در مهار وضعیت در عراق .
مسئله عراق ، نه از مسئله موقعیت امریکا بمثابه ابر قدرت و نه از موقعیت رژیم مافیاها جدا کردنی است . در عین حال، با مسئله تروریسم " ربط مستقیم دارد و از مسئله " صلح خاورمیانه " و حضور امریکا در " خاورمیانه بزرگ " جدائی ناپذیر است :
3 - تروریسم مسئله سومی است که از دو مسئله پیشین قابل جدا کردن نیست . غیر از این واقعیت که شکست امریکا در عراق ، سبب وسعت گرفتن بی سابقه فعالیتهای گروههایی چون القاعده و... می شود، در حال حاضر، هم رژیم ایران در شرق و غرب کشور با ﺁن مسئله دارد و هم امریکا در عراق و همه جا . ژنرال پیس Pace ، رئیس ستاد ارتش امریکا ، می گوید جنگ با تروریسم سالها ادامه خواهد داشت و امریکا بر این گمان است که رژیم مافیاها غیر از کمک به جیش المهدی و انصار السنت با القاعده سر و سر دارد :
• یو اس تو دی ( 25 مارس ) سخنان ژنرال پیس Pace ، رئیس ستاد ارتش امریکا در ﺁنکارا را انتشار داده است . او که در سمپوزیوم تروریسم جهانی و همکاری بین المللی ، سخن می گفت ، جامعه بین المللی را به همکاری و شیکبائی در جنگ با تروریسم که دراز مدت خواهد بود، فرا خواند . عراق و افغنستان بمرور زمان ثبات خواهند جست . اما جنگ با تروریسم مدتی طولانی ، بعد از استقرار دولت در این دوکشور، ادامه خواهد یافت . موفقیتهای تاکتیکی امروز، دلیل پیروزی استراتژیک فردا نیست .
او در مصاحبه با تلویزون ترکیه گفت : ارتش امریکا هیچ قدمی در جهت تصرف ایران برنداشته است . پیش از مورد ملاحظه قراردادن اقدام نظامی، کارهای دیگر باید انجام گرفته باشند .
و چون از او پرسیده شد چه کمکی می تواند به ترکیه در مبارزه با پ.ک.ک بکند، او پاسخ داد : پیش از هر کار، باید به تثبیت وضعیت عراق پرداخت .
• لوس ﺁنجلس تایمز ( 21 مارس ) از قول برخی از مقامات حکومت بوش ، گزارش می کند که حکومت جدید ایران به القاعده کمک می رساند . پرداختن به این امر، از پرداختن به برنامه اتمی ایران فوری تر است .
این مقامها به استناد مدارک طبقه بندی شده ای که عبارتند از اطلاعاتی که قمرهای جاسوس و نیز دستگاههای الکترونیک تحصیل کرده اند . بنا بر این اسناد ، ایران از اعضای القاعده پذیرائی می کند . به کادرهای بالای این سازمان ﺁزادی رفت و ﺁمد و برقراری ارتباط می دهد و در عملیات تروریستی به ﺁنها کمک می کند .
این مقامها بر این نظر هستند که رئیس جمهوری جدید ایران، احمدی نژاد با القاعده توافقی بعمل ﺁورده است . هدفش بسط نفوذ و حداقل کمک به القاعده در جائی برای تقاضای تلافی در جای دیگر است .
یک مقام مسئول مبارزه با تروریسم می گوید : ایران بیش از پیش رادیکال شده و بیش از پیش به حضور القاعده در ایران ، به چشم مساعد می نگرد .
نظری که حکومت بوش به برنامه اتمی ایران و همکاریش با القاعده پیدا کرده است، همان نظر است که سه سال پیش، حمله نظامی به عراق را ببار ﺁورد . در مورد عراق، این نظر بی اعتبار شد . در مورد ایران نیز، برخی دیگر از مقامات حکومت بوش بر این نظرند که دلیل موجهی بر ارتباط رژیم ایران با القاعده و دادن اجازه هدایت عملیات تروریستی از خاک ایران ، موجود نیست . با توجه به تنش شدید میان شیعه و سنی در عراق، ایران بسا می باید برضد القاعده عمل کند .
4 - بدون تردید سه مسئله اول با مسئله اسرائیل یا " صلح خاورمیانه " ارتباط دارد . با توجه به تصریح بوش بر دفاع نظامی از اسرائیل و با توجه به انتساب تجزیه عراق به سیاست اسرائیل و امریکا و تعقیب این سیاست در ایران ( از جمله قول خامنه ای که نقل شد ) به اسرائیل و انگلستان و امریکا ، ممکن نیست بتوان گفتگو در باره عراق را از گفتگو در باره اسرائیل و سازمانهای فلسطینی و لبنانی جدا کرد . به سخن دیگر، هرگاه رژیم مافیاهای نظامی - مالی بپذیرد ، مذاکره را منحصر به عراق کند و در واقع دستیار امریکا در سرکوب مقاومت مسلحانه شود، به ترتیبی که عراق تجزیه شود و بعنوان کشور موجودیت خود را از دست بدهد ، ولو در صورت ، کشور عراق خوانده شود، الف - خیانتی مسلم به ایران کرده است که این رژیم را باکی از ﺁن نیست و ب - هر تضمین امنیتی که از امریکا بستاند پشیزی ارزش ندارد و بعد از رژیم صدام ، نوبت حذف این رژیم خواهد رسید زیرا تاریخ مصرفش تمام خواهد شد. زیرا
5 - استراتژی امریکا در خاورمیانه بزرگ یا سلطه دیرپا از هند تا شمال افریقا ، نیازی بسیار قوی تر از نیاز امریکا به وجود رژیم مافیاها بمنزله " محور شر " است . هرگاه در چنین منطقه وسیعی ، جز اسرائیل ، قدرت مزاحمی برجا نماند، امریکا حساس ترین منطقه جهان را ، شامل دو اقیانوس نفت و گاز را برای مدتی دراز در اختیار خواهد گرفت .
6 - مسئله اتم و تضمین امنیتی که رژیم از امریکا مطالبه می کند، هدف هر دو طرف مذاکره است که در فصل دوم بدان می پردازیم.