« شماره ٦٤٣ از ٢٩ فروردين تا ١١ ارديبهشت »


یادﺁوری : مقاله ها که در انقلاب اسلامی منتشر می شوند تنها نظر نویسندگان خود را باز گو می کنند

صاحب
   امتياز
    و مسئول

برای تماس با ما

برگزيده مصاحبه ها

جواب به سوالها

آرشيو روزنامه

در اين شماره

صفحه اصلی

•   سايت آقاى
ابوالحسن بنى صدر


•   وب لاگ آقای
ابوالحسن بنی صدر


• چرا نباید مذاکره کرد از دید مصباح یزدی - احمدی نژاد و دیگران :

* در 18 فروردین ، دكتر عماد افروغ به ایسنا گفته است :" به نظر مي‌رسد نفس پذيرش مذاكره با آمريكا از سوي ما، به معناي رسميت دادن و مشروعيت بخشيدن به اصل اشغال و اشغالگران است. اگر اين مذاكره نفعي براي مردم نداشته باشد و آمريكا نيز بخواهد از اين ترفند استفاده‌هايي سوء كند و به شيطنت‌هاي خود ادامه دهد، چنين مذاكره‌اي مورد توافق ما نيست و اصلا نبايد صورت گيرد . ما مدام مطرح كرده‌ايم كه آمريكا بايد از عراق خارج شود و نيروهاي نظامي بايد از اشغال عراق دست بردارند، اما حداقل پيام اين‌كه مي‌پذيريم با آمريكايي‌ها مذاكره كنيم اين است كه ما به حضور نامشروع آنها مشروعيت بخشيده‌ايم . در فضاي عمومي اين‌گونه و به حق مطرح كرده‌ايم كه ما در امور عراق دخالتي نداريم و اگر دخالت و نفوذي هم وجود دارد، يك نفوذ فرهنگي و اجتماعي براي منافع عراق است، اما با پذيرش اين مذاكره و سخنان و لابي‌هاي آمريكايي‌ها، اين‌گونه وانمود مي‌شود كه ايرانيان در عراق منافعي دارند و به همين دليل نمي‌خواهند صلح و امنيت در اين كشور برقرار شود . برخي دل خوش كرده‌اند كه اين مذاكره مي‌تواند آغاز مذاكره‌اي ولو غيرمستقيم و تلويحي، براي حل و فصل مسائل هسته‌اي باشد . اين يك مسأله مخفي نيست و همگان مي‌دانند كه ايران به آمريكايي‌ها در افغانستان كمك كرد، اما در ازاي آن چه چيز به دست آورد؟ مسير را هموار كرد و آمريكا خيلي راحت افغانستان را بلعيد، ولي چه حاصل شد . به آنها كه فكر مي‌كنند از اين طريق، مسير براي مذاكره هسته‌اي با آمريكا فراهم ‌مي‌شود بايد گفت كه نه تنها اين كار موجه، شدني و امكانپذير نيست بلكه بدين ترتيب آرامشي با حضور آمريكا در عراق ايجاد مي‌كنيم كه خود مقدمه‌اي مي‌شود براي حمله به خود ما .
* در 19 فروردین 85، حسین شریعتمدار در سرمقاله کیهان این دلایل را بر مخالفت با مذاکره با امریکا ﺁورده است :
1 - درحالي كه هنوز مذاكره اي صورت نپذيرفته، آمريكايي ها بهره گيري فريبكارانه و سوءاستفاده سياسي از اين مذاكره احتمالي را آغاز كرده اند. به اظهارات ديروز سفير آمريكا در عراق توجه كنيد؛ به گونه اي سخن مي گويد كه انگار ايران اسلامي نيز در فاجعه اي كه آمريكا و متحدانش در عراق آفريده اند، سهيم است! خليل زاد مي گويد "مذاكره ايران و آمريكا تا بعد از تشكيل دولت عراق به تأخير افتاده است تا اين گونه برداشت نشود كه تهران و واشنگتن خواهان دخالت در تشكيل دولت از طريق انتصاب افراد معين، فشار گروه هاي ذيربط و يا حمايت از برخي افراد هستند! الف: اين اظهارات درحالي است كه تلاش آمريكايي ها براي انتصاب افراد معين، فشار از طريق برخي گروه هاي سياسي و حمايت از اشخاص مورد نظر اشغالگران، نه فقط در نهان بلكه به صورت علني و آشكار انجام پذيرفته و مي پذيرد و در همان حال ايران اسلامي بر احترام به رأي مردم و تن دادن تمامي گروه ها و جريانات حاضر در عرصه سياسي عراق به خواست اكثريت مردم اين كشور تأكيد ورزيده و مي ورزد. بنابراين سفير آمريكا در اظهارات خود پيرامون علت تعويق مذاكرات، سعي مي كند ايران اسلامي را در توطئه چيني عليه ملت عراق، شانه به شانه آمريكا و متحدانش بنشاند. ب: اظهارات ديروز خلیل زاد، سفير آمريكا در بغداد ، كه قرار است طرف مذاكره با ايران باشد، اين توهم را دامن زده و منتشر مي كند كه گويي ايران و آمريكا درباره آينده عراق نظرات مشترك و نزديك به يكديگر دارند و قبل از مذاكره علني، در رايزني هاي قبلي و پيش از مذاكره براي رسيدن به يك هدف مشترك با يكديگر به توافق رسيده و مذاكرات را تا بعد از تشكيل دولت عراق به تعويق انداخته اند! ج: تمامي شواهد و قرائن و نظرسنجي هاي آشكار و نهان از اعتماد و اطمينان مردم عراق به جمهوري اسلامي ايران خبر مي دهد و تلاش پي گير آنان براي تشكيل دولتي اسلامگرا و برخاسته از متن مردم بهترين گواه بر اعتماد آنها به ايران اسلامي و الگوي حكومتي آن است. اين اعتماد و اطمينان، يكي از اصلي ترين نگراني هاي آمريكا و متحدانش بوده و هست. مروري هرچند گذرا بر اظهارات مقامات آمريكايي، اروپايي و صهيونيستي به وضوح نشان مي دهد كه آنان رويكرد مردم عراق به ايران را بزرگترين مانع پيش روي خود براي بلعيدن اين كشور مي دانند و... دقيقاً به همين علت است كه سفير آمريكا با اظهارات موذيانه خويش اعتماد و اطمينان مردم عراق به ايران اسلامي را نشانه رفته و مي كوشد آن را نه فقط مخدوش، بلكه به پديده اي متضاد، يعني دشمني ايران با مردم عراق تبديل كند.
اكنون بايد از مسئولان محترمي كه بر انجام مذاكره با آمريكا اصرار مي ورزند، پرسيد؛ آيا، اين همه پلشتي كه قبل از شروع مذاكره نمايان شده، براي تجديدنظر در اقدام خطرناكي كه در پيش داريد، كافي نيست؟!
2 - و اما، گفته مي شود مذاكره با آمريكا فقط درباره "امنيت عراق" است كه بايد گفت؛ آنچه براي آمريكا اهميت دارد، شكستن اقتدار ايران و الگوي مقاومت و ايستادگي آن در برابر نظام سلطه بين المللي است و از اين روي تنها به نفس مذاكره مي انديشد و با كمال تأسف بايد اذعان كرد كه آمريكا با انجام مذاكره به اين هدف شوم دست پيدا مي كند و براي آنها موضوع مذاكره كمترين اهميتي ندارد چرا كه آمريكا مذاكره را فقط براي مذاكره مي خواهد و نه براي حل و فصل مشكلات عراق يا هر موضوع ديگر.
3 - در عرف ديپلماتيك و روال شناخته شده مذاكرات، اولين و ضروري ترين مقدمه براي مذاكره دو كشور با يكديگر، توافق و اشتراك نظر طرفين مذاكره در مباني اوليه موضوعي است كه قصد مذاكره درباره آن را دارند. اين مباني اوليه را، اصطلاحاً، "كف مذاكرات" مي نامند و چنانچه طرفين در "كف مذاكرات" با يكديگر توافق نداشته باشند، انجام مذاكره ناممكن و فاقد ارزش خواهد بود.
اكنون بايد از مسئولان طرفدار مذاكره با آمريكا پرسيد، آيا ايران اسلامي در مباني اوليه و "كف مذاكرات" پيرامون موضوع "امنيت عراق" با آمريكايي ها كمترين توافق و اشتراك نظري دارد؟ مگر نه اين كه بارها اعلام كرده و هنوز هم به حق و با استناد به دلايل فراوان و غيرقابل انكار تأكيد مي كنيم، ناامني عراق ناشي از اشغال اين كشور از سوي آمريكا و متحدانش است. و معتقديم، مادام كه ارتش اشغالگر از عراق خارج نشده و اداره امور اين كشور به دولت برخاسته از رأي مردم عراق سپرده نشود، ناامني در عراق ادامه خواهد داشت. بنابراين، مگر از اين اعتقاد خود كه منطقي و مستند نيز هست، دست كشيده ايم، كه قصد مذاكره با آمريكا درباره امنيت عراق را داريم؟! چگونه مي توانيم با كشوري كه خود عامل ناامني عراق است، درباره امنيت عراق به مذاكره بنشينيم؟
4 - ممكن است گفته شود براي انجام اين مذاكره "پيش شرط"هايي تعيين كرده ايم كه در اين صورت -صرفنظر از خطر نفس مذاكره كه به آن اشاره شد- بايد پرسيد اولاً؛ چرا اين پيش شرط ها را مطرح نمي كنيد؟ ثانياً؛ آيا طرف مقابل نيز اين پيش شرط ها را پذيرفته است؟! اگر چنين است -كه مي دانيم نيست- اين چه پيش شرطي است كه هيچيك از طرفين به آن كمترين اشاره اي ندارند! ثالثاً؛ تنها پيش شرط قابل قبول و منطقي آن است كه آمريكا و متحدانش، خروج از عراق را به عنوان اولين گام براي تأمين امنيت عراق بپذيرند. آيا پذيرفته اند؟... اگر پاسخ مثبت است، چرا اعلام نشده و اگر پاسخ منفي است -كه منفي است- مذاكره با آمريكا براي چيست؟!
5 - آمريكايي ها هنوز هم از ايران به عنوان يكي از عوامل موثر در ناامني هاي عراق ياد مي كنند! و سخن از مهار ايران اسلامي بر زبان رسمي و ديپلماتيك خود دارند. بنابراين، اولين خطر مذاكره و نخستين ضربه اي كه انجام مذاكره با آمريكا در پي دارد، پذيرش تلويحي اين اتهام از سوي ايران اسلامي خواهد بود.
چند ساعت بعد از اعلام پذيرش مذاكره با آمريكا، آدام ارلي سخنگوي وزارت خارجه آمريكا، ضمن متهم كردن ايران به عمليات تروريستي در عراق، اعلام موافقت سفير آمريكا براي انجام مذاكره با ايران را، اقدامي نظير احضار سفير يك كشور از سوي آمريكا و توضيح خواستن درباره اتهامات وارده دانست!! آيا اين ننگ نيست؟ و آيا رهبر معظم انقلاب با نگاه تيزبين و عزتمندانه خود تأكيد نفرمودند كه آمريكا غلط مي كند سفير ما را احضار كند... و آيا درحالي كه هنوز آمريكا به ايراد همان اتهامات عليه ايران ادامه مي دهد، مذاكره ما با آمريكا ناديده گرفتن عزت و مصلحتي نيست كه رهبر فرزانه انقلاب از آن ياد كردند؟
6 - امروزه نه فقط ملت هاي مسلمان، بلكه افكار عمومي تمامي جهانيان، از آمريكا و متحدانش به عنوان اشغالگران زورگو و باج خواه عراق ياد مي كنند تا آنجا كه بسياري از مقامات آمريكايي و اروپايي نيز جرج بوش را به خاطر اين اقدام وحشيانه و غيرانساني ملامت كرده و خواستار پايان دادن به اشغال عراق هستند و... اكنون بايد پرسيد، آيا مذاكره ايران با آمريكا، اين توهم را پديد نمي آورد كه جمهوري اسلامي ايران، اشغال عراق از سوي اشغالگران آمريكايي و اروپايي را تأييد كرده است؟!...
7 - و بالاخره، با توجه به آنچه گذشت - و فقط اندكي از بسيارهاست- مذاكره با آمريكا چه توجيهي دارد؟ و چرا هرچه زودتر به طور رسمي اعلام نمي كنيم كه هيچگونه مذاكره اي با آمريكا نداريم و چرا همين امروز با حفظ عزت، حكمت و مصلحت از اين ورطه هولناك كه بازي "باخت باخت" است پاي بيرون نمي گذاريم؟!
* در 20 فروردین ، سرمقاله جمهوری اسلامی ، گفتگو را به بحران اتمی ارتباط داده و اینسان استدلال کرده است :
1ـ درحالي كه آمريكا با مانورهاي تبليغاتي و فشارهاي رواني سعي دارد بيانيه اخير شوراي امنيت را در موضوع فعاليت هسته اي ايران , نتيجه اجماع نظر قاطع اعضاي شورا امنيت توصيف كند , اما كارشناسان غربي چالش 20 روزه آمريكا را در نيويورك براي عمل به اين بيانيه , باتوجه به موقعيت منطقه اي و بين المللي ايران بسيار ضعيف و شكننده مي دانند و عملي شدن تهديدات را باتوجه به منافع اقتصادي اعضاي اروپايي شوراي امنيت و بويژه چين و روسيه در قبال ايران و به هم خوردن تعادل در قيمت هاي جهاني نفت غيرقابل اجرا توصيف مي كنند.
2ـ تصميم به انجام فعاليتهاي تحقيقاتي و پژوهشي در زمينه انرژي هسته اي كه نتيجه دو دهه تلاش بومي دانشمندان لايق ايراني در عين وجود تحريم هاي ناعادلانه و تبعيض آميز قدرتهاي جهاني و كم توجهي آژانس بود , چيزي نيست كه با اجازه از ابرقدرتها و مجامع بين المللي صورت گرفته باشد و حالا بخواهد با فرمان آنها متوقف شود.
...
3ـ كاملا پيداست كه آمريكا قصد گروكشي در پرونده هسته اي ايران داشته و درصدد است آن را با دريافت امتيازات و خروج از باتلاق عراق معامله كند ولي مقامات كاخ سفيد هرگز در اين ادعا نيز صادق نبوده و فقط قصد نجات خود از معركه ويتنام دوم را دارند. از اين رو ملت ايران به هيچ وجه زير بار گروكشي هاي شيطان بزرگ كه هيچ روده راستي در شكم سردمداران آن پيدا نمي شود , نخواهند رفت
4 - نكته آخر آنكه - ملت و دولت ايران خود را براي رويارويي با شرايط گوناگون و ايستادگي عزت آفرين در مقابل مداخلات ابرقدرتها آماده كرده و اجازه نمي دهند كه كشورهاي غربي و مجامع بين المللي تحت نفوذ غرب براي او تصميم سازي كنند و اين سخن واحدي است كه از سراسر ايران به گوش مي رسد.
* در 16 فروردین، محسن ﺁرمین ، سخنگوی مجاهدین انقلاب اسلامی به ایلنا گفته است : چرا مذاكره با آمريكا در مورد مصالح عراق جايز اما برای تامين منافع ايران ممنوع است، اگر آمريكايی‌‏ها اهل مذاكره نيستند، چرا در مورد عراق با آنها مذاكره می‌‏كنيد و اگر اهل مذاكره هستند، چرا در مورد مسائل ايران حاضر به مذاكره نيستند؟ حاكميت يك كشور بايد در پی تامين منافع و مصالح ملی كشور خود باشد، نه اينكه منافع يك كشور ديگر را بر منافع ملی خود مقدم بداند.
* علی مزروعی نماینده ، عضو شورای مرکزی مشارکت گفته است : " وقتي كه آمريكا را در عراق اشغالگر مي‌دانيم چطور مي‌خواهيم با آمريكا درباره عراق پاي ميز مذاكره بنشينيم؟ متاسفانه در چرخه‌هاي سياست اوضاع سياسي به گونه‌اي پيش رفته است كه در بدترين وضعيت اين گونه بحث‌ها را مطرح كنيم .