«شماره ٦٤٤ از ۲۸ فروردين تا ۱۱ ارديبهشت»


یادﺁوری : مقاله ها که در انقلاب اسلامی منتشر می شوند تنها نظر نویسندگان خود را باز گو می کنند

صاحب
   امتياز
    و مسئول

برای تماس با ما

برگزيده مصاحبه ها

جواب به سوالها

آرشيو روزنامه

در اين شماره

صفحه اصلی

•   سايت آقاى
ابوالحسن بنى صدر


•   وب لاگ آقای
ابوالحسن بنی صدر


روحانی : همان دو خطا در گروگانگیری و جنگ در حال تکرار است - غنی سازی اورانیوم را تعلیق می کنیم بشرط ﺁنکه اعلام نشود !؟ و ... :

• ايسنا ( 31 فروردین ) گزارش کرده است که حسن روحانی ، دبير سابق شوراي عالي امنيت ملي و رييس کنونی مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام گفته است : پيش‌بيني مي‌كند بر سر مساله‌ي هسته‌يي، در نهايت غرب و ايران بايد سر ميز مذاكره بنشينند و با تعامل اين مساله را حل كنند. قسمتهای عمده سخنان او اینها هستند :
روحاني با بيان اين‌كه هميشه يك نگراني عمده پشت ذهن ما نسبت به خارجي‌ها وجود دارد، در عين حال به بحث لانه‌ي جاسوسي اشاره كرد و گفت: در بحث لانه‌ي جاسوسي يك راه اين بود كه با آمريكايي‌ها بنشينيم و مساله را فيصله دهيم، اما ما به جاي اين‌كه به مذاكره با طرفمان بپردازيم، در اين مساله احساسات را وارد كرديم و آن قدر قضيه را كش داديم تا رسيديم به مقطعي كه حاضر شديم بعد از تحميل جنگ، با آمريكا بنشينيم، اما آن زمان ديگر دير بود.
‌شايد اگر زودتر حاضر به چنين كاري مي‌شديم، راحت‌تر به توافق مي‌رسيديم و منافع كشورمان بيشتر لحاظ مي‌شد. اما متاسفانه بايد گفت كه ما هميشه در مقاطع سخت نمي‌توانيم تصميم‌گيري سريعي داشته باشيم و احساسات را در تصميمات دخيل مي‌كنيم.
در قضيه‌ي گروگان‌گيري ، تا زماني كه عراق به ما حمله نكرده بود، هيچ كس جرات نمي‌كرد به حل و فصل مساله بپردازد. اما پس از آن آمادگي پيدا كرديم، حتي اين اواخر در اين زمينه عجله‌ هم كرديم و چون با زمان انتخابات آمريكا يكي شده بود، به سرعت آن را حل كرديم.

در زمان جنگ نيز زماني كه در موضع قدرت بوديم و خرمشهر را پس گرفته بوديم، باز هم نتوانستيم تصميم بگيريم كه هم‌زمان با دفاع مقدس با دشمن سر ميز مذاكره بنشينيم و بحث كنيم، اين قضيه را عقب انداختيم تا به جايي رسيديم كه ديگر راهي جز قطعنامه و مذاكره برايمان باقي نماند و آن زمان بود كه مذاكره با عراق را انتخاب كرديم و البته آن هم خيلي دير بود .
تمام اين قضايا را بدبيني‌هاي عميق كه در پس ذهن‌ها وجود دارد، باعث شده اند. ما همواره نمي‌خواهيم با خارجي‌ها به ويژه دشمن بنشينيم و هميشه احساس مي‌كنيم اگر اين كار را بكنيم، سرمان كلاه رفته است. همان طور كه شاهد بوديم برخي عزيزان از تريبون‌هاي عمومي اعلام كردند كه هر وقت ما با خارجي‌ها مي‌نشينيم، سرمان كلاه مي‌رود كه البته من اين قضيه را قبول ندارم و معتقدم اين نگاه هم ناشي از بدبيني است كه به آن دچار هستيم.
ما هميشه مي‌گوييم نبايد به دشمن و افراد فريبكار نزديك شويم و نزديكي با خارجي‌ها را مثل نزديكي با شيطان مي‌دانيم، البته اين خوب است، به شرط آن‌كه هميشه ادامه داشته باشد . نه اين‌كه در مقاطعي اين را بپذيريم . امروز زمان آن رسيده كه يك مقدار در تصميم‌گيري‌ها متعادل‌تر باشيم و با منطق‌ بيشتر و فاصله با احساسات پيش رويم، هم‌چنين در نظر بگيريم كه دنياي امروز با دنياي ده سال پيش و زمان جنگ سرد متفاوت است. امروز شرايط جهاني به سرعت تغيير مي‌كند. ازاين رو ما نمي‌توانيم فرمول‌هاي گذشته را ملاك قرار دهيم .
با سرعت گردش اطلاعات، تحولات متعدد نيز صورت مي‌گيرد. نمي‌شود در دنياي امروز يك سري اصول را به عنوان اصول ثابت مد نظر قرار داد و در آن چارچوب، از دنيا فاصله گرفت و تنها هر گاه اضطرار به وجود آمد، نظر را تغيير داد. حساسيت اين مقطع زماني ، از يك نگاه، از حساسيت زمان جنگ تحميلي بيشتر است . گر چه آن زمان براي ملت ايران موقعيت بسيار حساسي بود، اما امروز در شرايطي قرار داريم كه در برابر يك هجمه‌ي عمومي هستيم و كشورهاي مختلف به ويژه غربي‌ها دست به دست هم داده‌اند كه به تدريج شرقي‌ها را كنار خود بكشند تا عليه جمهوري اسلامي به تصميماتي برسند. از اين رو، امروز مهم است كه با تدبير و تامل راه را پيش رويم.
تدبير جمهوري اسلامي در اين بود كه در مساله‌ي هسته‌يي كه امروز به يك مساله‌ي پيچيده‌ تبديل شده است، بتواند از راه‌هايي پيش رود كه هزينه‌ي كمتري دارد. اما شرايط امروز روند را سخت‌تر كرده است. اگر چه مردم مسرور و خوشحال هستند كه دانشمندان و جوانان غيور در سازمان انرژي اتمي، توانسته‌اند موفقيت‌هاي خوبي در زمينه‌ي فناوري هسته‌يي كسب كنند، اما بايد به ياد داشت كه اين تلاش‌ها مربوط به آخرين سال‌هاي نخست‌وزيري مهندس ميرحسين موسوي است و از آن زمان تلاش‌ها در این زمينه آغاز شده بود و در همه‌ي دوران رياست‌جمهوري آقاي هاشمي رفسنجاني، همه‌ي چيزهايي كه امروز داريم، آماده شده بود . سانترفيوژها و بخش ليزر و غني‌سازي، همه در آن دوران شكل گرفت.
روحاني با اشاره به تلاش‌هاي دولت سيدمحمد خاتمي در اين زمينه گفت: در آن دوران تلاش شد كه اين فناوري بومي و در داخل هم براي ساخت و توليد آن اقدام شود. كه البته اقدامات گسترده‌اي درآن زمان صورت گرفت. نبايد از ياد برد كه از سال 67 تا امروز در اين مسير حركت‌هاي زيادي شده و به ويژه دولت هاشمي رفسنجاني و خاتمي زحمات زيادي را در اين زمينه متحمل شدند، تا جايي كه توانستيم در سال 81 به فناوري غني‌سازي دست يابيم .
در سال 81 با تعدادي سانترفيوژ غني‌سازي انجام داديم. خاتمي در بيست و دو بهمن سال 81 دستيابي به اين دستاورد را به عنوان پيروزي بزرگ ملت ايران عنوان كرد. البته در آن زمان اصفهان ناقص بود و اراك تازه شروع شده بود و در توليد كيك زرد، قدم‌هاي اوليه را برداشته بوديم كه لازم بود كامل شود.
پس از آن، در سال 82 بود كه پرونده‌ي ايران به شوراي حكام رفت . در آن مقطع بود كه تبليغات دروغين عليه ايران در جهان به راه افتاد. متاسفانه با اين دروغ‌ها افكار عمومي مشوش شد تا رسيديم به قطعنامه شهريور سال 82 كه اين قطعنامه براي جمهوري اسلامي خوشايند نبود و ما را تا مرز فرستادن پرونده به شوراي امنيت در اجلاس بعدي نزديك كرد.
روحاني با اشاره به تصميمات حكيمانه‌اي كه جمهوري اسلامي در اين زمينه اتخاذ كرد، خاطرنشان كرد: البته اين تصميمات حكيمانه مربوط به كل نظام بود. ما در آن زمان تصميم گرفتيم فعاليت نطنز را تعليق كنيم، اما كارهاي ديگر را تكميل كرديم. در نطنز به فناوري غني‌سازي دست يافته بوديم و آژانس هم اين را مي‌دانست، اما در عين حال اراك و اصفهان و كيك زرد سه پروژه‌اي بودند كه ناقص مانده بودند. لذا تعليق آن پرونده را كه كامل بود، پذيرفتيم، اما تعليق سه پروژه‌ي ناقص را نپذيرفتيم.
برخي مي‌گويند كه با غربي‌ها نبايد مذاكره كنيم و چشم‌ آبي‌ها هميشه ما را گول مي‌زنند. اين حرفها، سخنان واهي بيش نيست و متعلق به كساني است كه در اين ميدان نبودند، چرا كه اگر بودند، مي‌دانستند ايراني‌ها هوشمند و قادرند منافع‌شان را تامين كنند. چنانچه با اطلاع آژانس فرصتي آرام براي دانشمندان ما به وجود آمد تا بحث كيك زرد، اراك و به ويژه اصفهان را ادامه دهند .
روحاني با اشاره به كامل شدن تقريبي فعاليت‌هاي اصفهان در فروردين سال 83 گفت: در آن زمان مقداري كيك زرد را تزريق كرديم و توانستيم پس از مرحله‌ا‌ي فعاليتهاي اصفهان را كامل كنيم. در مذاكرات پاريس كه تعليق را پذيرفتيم مطرح كرديم كه بايد اصفهان تكميل شود، لذا اصفهان را تكميل كرديم و تا فوريه سال بعد حدودا اسفند 83، اصفهان هم‌چنان كار مي‌كرد.
در دولت جديد خيلي‌ها اصلا در اين وادي‌ها نبودند و نمي‌دانند كه چه گذشته است، ما با اروپا در مذكرات به نقطه‌اي رسيديم كه اروپا فعاليت اصفهان و نطنز را پذيرفت. در فروردين سال 84 خبرگزاري‌هاي خارجي اعلام كردند كه ايران و اروپا سر 500 سانترفيوژ به توافق رسيده‌اند كه البته درست نبود و غربي‌ها اين حرف را به اين معني كه آمادگي براي فعاليتها و مذاكرات بعدي را دارند، زده بودند، البته بسياري از روزنامه‌ها در آن زمان به اين قضيه حمله كردند و گفتند كه چرا ما سر پانصد سانتریفوژ با غربي‌ها به توافق رسيده‌ايم .
او با ابراز تاسف از اين‌كه اروپا با نزديك شدن به انتخابات رياست‌جمهوري نهم ايران عقب‌نشيني كرد، گفت: آنها در آن مقطع احتياط را پيشه كردند و گفتند نمي‌دانيم در انتخابات ايران چه خواهد شد. لذا ناچاريم صبر كنيم تا دولت سر كار آيد. اگر چنين نبود ما به توافق نهايي با آنها نزديك شده بوديم. اما متاسفانه با روي كار آمدن دولت تاكتيك‌ها در مساله‌ي هسته‌يي تغيير كرد و در برابر اين تاكتيك‌ها كه البته موفقيت‌هايي داشت، ناچار شديم هزينه‌هاي زيادي بپردازيم.
در آينده صدور قطعنامه‌هايي در شوراي امنيت عليه ايران را شاهد خواهيم بود. من دو مطلب را به عنوان نتيجه‌گيري توضیح می دهم : درست است كه ما نبايد به ديگران خوش‌بين باشيم و هميشه بايد نسبت به خارجي‌ها احتياط كنيم، اما بايد بدانيم ديگران به دنبال منافع خودشان هستند و نه منافع ما، هم‌چنين بايد بدانيم راه مذاكره و تعامل بسته نيست و مي‌شود با خارجي‌ها هم سر يك منفعت مشترك كه قابل تعريف است، به توافق رسيد.
... هنر اين است كه با هزينه‌ي كم روي پاي خود بايستيم. وگرنه با هزينه‌ي بالا هر كاري را مي‌توان كرد. مي‌توان با هيچ‌كس ارتباطي نداشت اما اين امر هزينه‌هاي بالايي را به ما تحميل خواهد كرد. برخي فكر مي‌كنند هدف ما تنها بقاست و تنها بايد كاري كنيم كه نظام ويران نشود. البته بقا هدف قطعي ماست، اما تنها هدف نيست؛ رشد، توسعه و تعالي نيز هدف والاي ماست .
انقلاب اسلامی : دو مورد گروگانگیری و جنگ اعتراف می کند که برای " بقای نظام " ﺁن زیانهای عظیم ببار ﺁمده است . بدیهی است نمی تواند شفاف سخن بگوید و بگوید که نسلی را برباد دادیم و در پی معامله ای پنهانی ، سرنوشت ایران را به بازی گرفتیم و در سود ارتجاعی ترین تمایل حاکم بر امریکا و در پی زد و بند محرمانه با ﺁن، گروگانها را بموقع ﺁزاد نکردیم و باز در سود امریکا و انگلستان و اسرائیل، جنگ را بمدت 8 سال ادامه دادیم . بنا براین نمی تواند روشن بگوید حالا نیز سرنوشت ایران به بازی گرفته شده است زیر مافیاهای حاکم گمان می برند بسود تمایلهای سلطه جوی غرب عمل می کنند و از ﺁنها ، برای بقای رژیم ، ضمانت نامه می ستانند .
با وجود این ، نکته بسیار مهم سخن او اینست که هدف از به قمار گذاشتن سرنوشت ملتی ، " بقای نظام " است . یعنی ستاندن ضمانت نامه از امریکا !
• در 19 ﺁوریل ، جک استراو، وزيرخارجه بريتانيا که در عربستان سعودی بسر می برد ، به بی بی سی ابراز ترديد کرده است که ايران در مدت تعيين شده، به خواسته شورای امنيت مبنی بر توقف برنامه غنی سازی اورانيوم پاسخ مثبت دهد اما در عين حال تأکيد کرده است که واکنشی که دولت ايران در مقابل فشار بين المللی از خود نشان می دهد بيش از آن چيزی است که مردم می بينند .
• در 20 ﺁوریل، رویتر از قول ديپلمات‌هاي اروپايي گزارش کرد که هیأت ایرانی که به مسکو رفته است ، به سه کشور اروپائی طرف گفتگو ( ﺁلمان و انگلستان و فرانسه ) پيشنهاد کرده است ایران غنی سازی را برای مدت کوتاه ، به حال تعلیق در ﺁورد بشرط ﺁنکه علنی نشود !
سه کشور نپذیرفته اند اول به این علت که خواستار تعلیق مداوم غنی سازی هستند و دوم به این دلیل که البرادعی می باید به شورای امنیت گزارش کند و نمی توان تعلیق غنی سازی را علنی نکرد .
• محمد علی ابطحی از قول محمد رضا خاتمی ، دبیر کل مشارکت نوشته است : هدف ما از دیدار با مؤتلفه ائتلاف نبود . اعتراض به سیاست اتمی حکومت بود . چون اجازه نداریم در باره مسئله اتمی حرف بزنیم ، برﺁن شدیم از طریق هیأت مؤتلفه اعتراض و نگرانی خود را ابراز کنیم .
• در 3 اردیبهشت، محسن رضايي به بازتاب گفته است : بايد بدانيم كه امروز، پرونده هسته‌اي به نقطه عطفي در سرنوشت كشور تبديل شده است و نه تنها وضعيت امروز كه شرايط آينده ايران را نيز تحت تأثير قرار خواهد داد.
پيامد قطعي تسليم و چشم‌پوشي از فناوري صلح‌آميز هسته‌اي، علاوه بر تحقير ملي و عقب‌ماندگي علمي كشور، تضعيف و يا حتي سقوط نظام در برابر فشارهاي آينده غرب خواهد بود، همان‌گونه كه ماجراجويي و اقدامات نسنجيده در اين موضوع، فرجامي جز تحميل هزينه‌هاي سنگين امنيتي و اقتصادي براي جامعه نخواهد داشت.
كساني كه امروز در پوشش برخي گروه‌ها و جريان‌هاي سياسي، از ضرورت عقب‌نشيني در پرونده هسته‌اي و چشم‌پوشي از فناوري صلح‌آميز اتمي سخن مي‌گويند، بايد بدانند در صورت تسليم شدن ايران در اين پرونده، نه تنها بحران و چالش عليه جمهوري اسلامي پايان نمي‌يابد، بلكه غرب، عقب‌نشيني را به منزله نقطه ضعف كشور تلقي كرده و فشارهاي خود را تشديد خواهد كرد.
هم‌اكنون چهار موضوع ديگر علاوه بر پرونده هسته‌اي در دستور كار آمريكا، صهيونيسم و غرب در چالش با ايران قرار دارد كه حتي اگر آنان در پرونده هسته‌اي به همه خواسته‌هاي خود ـ كه منع دسترسي جمهوري اسلامي به چرخه صلح‌آميز سوخت هسته‌اي است ـ برسند، بلافاصله موضوعات ديگر را در دستور كار خود قرار مي‌دهند.
تروريسم، حقوق بشر، دمكراسي و سلاح‌هاي كشتارجمعي را از موضوعاتي دانست كه محورهاي بعدي چالش ايران و آمريكا را تشكيل مي‌دهند. به نظر ما، در ميان اين موضوعات، اتفاقا پرونده هسته‌اي بهترين موضوع براي ايستادگي است.
كساني كه عقب‌نشيني در پرونده هسته‌اي را توصيه مي‌كنند، آيا در آينده نيز بر پذيرش خواسته‌هاي غرب در اين موضوعات، پافشاري خواهند كرد؟
محورهاي مورد نظر آمريكا در موضوع تروريسم، قطع ارتباط و حمايت ايران از حزب‌‌الله لبنان، شيعيان عراق و مقاومت فلسطين و حتي به رسميت شناختن اسرائيل مي‌باشد كه با اصول انقلاب اسلامي، ناسازگار است. ...
مدافعان تسليم، بايد پاسخ دهند كه آيا تن دادن به اين درخواست‌ها ـ كه عملا از اصول نظام چيزي باقي نمي‌گذارد ـ ممكن است؟ يا اگر قرار است، به اين درخواست‌ها تن ندهيم و در برابر فشارها مقاومت كنيم، چرا اين راه را در موضوع پرونده هسته‌اي ـ كه ايران از بهترين زمينه و بيشترين اهرم‌ها براي ايستادگي برخوردار است ـ انتخاب نكنيم؟
...
بنابراين، چهره‌ها و گروه‌هاي سياسي كه در اين برهه حساس با اظهارات خود، به ايستادگي و يكپارچگي كشور اخلال و ترديد وارد مي‌كنند، بايد بدانند كه با اين كار، راه خود را از نظام و مردم جدا خواهند كرد و در صورت پيامدهاي زيانبار با اقدامات آنان‌، مجبور به پرداخت هزينه سنگين خواهند شد.
وی ، با انتقاد از گروهي كه با اقدامات نسنجيده با مصلحت نظام و مردم بازي مي‌كنند، گفت: زيان ماجراجويي و سطحي‌نگري براي كشور، كمتر از تسليم شدن نيست و كساني كه در پوشش شعارهاي انقلابي و ظاهر اصولگرايي به ماجراجويي و اقدامات نسنجيده دست مي‌زنند، بايد بدانند كه تنها فايده اين‌گونه كارها، به دشمن خواهد رسيد.
تلاش براي تشكيل نيروهاي مقاومت و شبه‌نظامي به موازات بسيج مستضعفين و برخوردهاي افراطي با انحرافات ،نمونه دیگری از اين‌گونه تندروي‌ها است . اين‌گونه حركت‌ها، تضعيف شجره طيبه نيروي مقاومت بسيج ـ كه يكي از ماندگارترين آثار حضرت امام خميني(ره) است ـ به شمار مي‌رود كه برخوردهاي ضد فرهنگي و به نمايش گذاشتن يك چهره خشن در شرايط فعلي كشور، براي تفرقه در صفوف ملت ايران در امر هسته‌اي است.
در زمان تشكيل حكومت اسلامي و ولايت فقيه، دست زدن به اقدامات عملي و مسلحانه مرتبط با كشور بدون اذن رهبري و نظام، يك اغتشاش سياسي خواهد بود و با توجه به تمركز حركت‌هاي مقاومت مردمي در نيروي بسيج، هر حركت خودسرانه نظامي و شبه‌نظامي به موازات نيروي بسيج، در تعارض با اصول انقلاب و رهبري است.
وی با مشكوك ارزيابي كردن اين‌گونه حركت‌ها گفته است : در حالي كه مشاهده مي‌كنيم، تبليغات و تصويرسازي اين‌گونه حركت‌ها بسيار بيشتر از واقعيت است و دشمنان انقلاب با شادماني، سعي در بزرگنمايي و انعكاس اين‌‌گونه اقدامات را براي ماجراجو و نامعقول جلوه دادن نظام دارند، بايد به سرچشمه انجام اين‌گونه اقدامات شك كرد.
نظام جمهوري اسلامي، چه در شكل نيروهاي مسلح حكومتي مانند ارتش، سپاه، نيروي انتظامي و چه در قالب نيروهاي مقاومت مردمي در بسيج، آماده دفاع از كيان خود و خاك كشور است و هر شخص و گروهي كه دغدغه دفاع از نظام و مقابله با دشمنان را دارد، بايد امكانات و توان خود را در همين چهارچوب متمركز كند.
انقلاب اسلامی : بنا بر اظهارات محسن رضائی، 1 - خامنه ای تا ﺁنجا بی کفایت و ناتوان است که بدون اطلاع او، دیگرانی برای خود ولایت مطلقه قائلند و قوای مسلح تشکیل می دهند و ماجراجوئی می کنند و با ماجراجوئیهای خود ، برای کشور خطر ایجاد می کنند . و 2 - در رژیم ، تمایلی وجود دارد که طرفدار تسلیم است . و 3 - " دبیر " شورای تشخیص مصلحت، هم با تسلیم مخالف است و هم با ماجراجوئی . اما نه معلوم که با چه روشی موافق است ؟ می گوید اگر مقاومت نکنیم ، چهار مسئله دیگر را طرح خواهند کرد . اما نمی گوید مقاومتی که باید کرد چیست ؟ چرا؟ زیر اولا  رژیم مافیاها کار را به جائی رسانده است که یک طرف باید بشکند و ثانیا  مقاومت بر محور حقوق ملی ایران کاری است که رژیم مافیاها بکلی از ﺁن ناتوان است . و 4 - شفاف ترین قسمت و روشن ترین اعتراف محسن رضائی اینست که رژیم تروریست و تروریست پرور و ضد حقوق انسان، ضد مردم سالاری است و هرگاه در مسئله اتم عقب بنشیند، موجودیت خویش را از دست می دهد.