« شماره ۶۴۸ از ۸ تا ۲۲ تير »


یادﺁوری : مقاله ها که در انقلاب اسلامی منتشر می شوند تنها نظر نویسندگان خود را باز گو می کنند

صاحب
   امتياز
    و مسئول

برای تماس با ما

برگزيده مصاحبه ها

جواب به سوالها

آرشيو روزنامه

در اين شماره

صفحه اصلی

•   سايت آقاى
ابوالحسن بنى صدر


•   وب لاگ آقای
ابوالحسن بنی صدر


سرکوب و اختناق در دانشگاهها در پوشش علم گرائی

1 -زمانی که محمد زاهدی، " نخبه نخبگان جهان!"، برای ریاست بر دانشگاهها از سوی بسیجیان برگزیده شد و معاونین وی قبل از خود وی انتخاب شده بودند، برخی می پنداشتند که او برای ارتقای سطح علم و فن دانشگاهها وارد وزارت فرهنگ و ﺁموزش عالی شده است . اما بسیار زود از دنیای خیال بدر ﺁمدند .
2 -بررسی های راهبردی و سیاستهای مطرح شده او نشان می داد که دانشگاهها وضعیت بسیار بدی را در آینده خواهند داشت
. 3- وی در مدت بسیار کوتاهی که به عمد برای دفاع از خود در مجلس برای او برنامه ریزی کرده بودند در بسیاری از مواقع اعلام می کرد که به خاطر کمی وقت از ارایه این مطلب می گذرم
. 4- مدت سخنرانی او در مجلس با برنامه ریزی حداد عادل و باهنر و احمدی نژاد در کل بیست دقیقه بود که در این مدت بارها به حاشیه زد تا کل برنامه های خود را در علن اعلام نکند
. 5 - برنامه ریزان با گرفتن قسمتی از وقت او برای احمدی نژاد که از او دفاع کند قصدشان این بود که برنامه های پشت پرده او در مجلس افشا نشود زیرا آنها برای دانشگاهها برنامه ریزی های خاصی را در دست اجرا دارند
. بحث دانشگاه و کنترل آن برنامه جدید نیست از زمان قدرت گیری خمینی جنگ اصلی بین حوزه و دانشگاه و بین طلبه و دانشجو شروع شد . قدرت پرستان روحانی و آخوندهای تمامیت خواه به هیچ وجه حاضر نبودند و نیستند که کسی جز آنها در نزد مردم دارای اعتبار و جایگاه باشد
. آنها همانگونه که بر اساس تربیت غلط ما ایرانیان و مسلمانان دوست دارند در زندگی مردم از تولد و وفات دخالت داشته باشند ،حاضر نیستند که این جایگاه را از دست بدهند و کس دیگری را با خود شریک بدانند
. تربیت غلط در خانواده های سنتی ایران موجب شد که ایرانیان از دیر باز برای هر کاری خود را نیازمند آخوند بداند و همین امر باعث شده بود که این فرصت طلبان دروغگو و دودوزه و فریب کار در کلیه اعمال و رفتار ما دخالت داشته باشند
. دانشگاه از دیر باز دشمن جهل بود و از آنجایی که حوزه ها و آخوندهای قدرت مدار همواره از جهل مردم و نادانی آنها سوءاستفاده کرده و با مقلد بازی و مرید بازی توانسته بودند مردم را بفریبند اگاه شده بودند که علم و دانش موجب آگاهی مردم می شود و بازار آنان را از سکه می اندازد.
آخوندها که تا چند سال قبل از انقلاب در حال نابودی و از دست دادن کامل جایگاه خود بودند با شروع انقلاب فرصت را مغتنم شمرده و برای کسب قدرت مجدد عبا ها را بر سر کشیده و پشت نعلین ها را بالا زده و عمامه ها را دو پوسته کرده و برای کسب تمام قدرت به جنگ دانش و آگاهی و فریب دادن مردم آمدند.
با شروع انقلاب و گذشت یکی دوسال و به خصوص بعد از کودتای سال شصت مردم با ماهیت " روحانیت قدرت مدار"آشنا شدند و از آنجایی که حوزه ها موجب ساخت انسانهایی فرصت طلب و دورو و دروغگو و نادان می شوند دست پرورده ها و تولیدات آن نیز همین هایی هستند که مردم می بینند .
تولیدات حوزه های علمیه قم و نجف و کربلا همین افراد هستند امثال خمینی و خامنه ای و هاشمی رفسنجانی و جنتی و خزعلی و مصباح بزدی و فلاحیان و حسینیان و ریشهری و پور محمدی و بهشتی و نجف آبادی و علی رازینی و ابراهیم رییسی و عباسعلی علیزاده و واعظ طبسی و ... و تولیدات دست دوم حوزه هاو دست پرودگان تولیدات اول می شوند قاضی مرتصوی و حسین شریعتمداری و حداد عادل و باهنر و احمدی نژاد و همین وزیر علوم تحقیقات و ...
کین و دشمنی حوزه ها نسبت به دانشگاه فقط به آگاهی و ضد آگاهی و خرافات و ضد خرافات و جهل و ضد جهل بر می گردد و از آنجا که روحانی قدرت مدار تنها خود را صاحب کمالات و بزرگی و به نوعی خود را وصل به کائنات می داند هرگز حاضر به پذیرش دیگری و حتی شراکت با دیگری نیست .
روزی آقای خاتمی در پاسخ سئوالی مبنی بر تفاوت بین آخوندها و کشیش ها گفت: فرق کشیش ها با ما آخوند ها در این است که آنان خود را نماینده خدا بر روی زمین می دانند ولی ما آخوند ها خدا را نماینده خود در آسمانها می دانیم . گفته بالا شاید قول طنز را داشته باشد ولی این واقعیت این طبقه ضد مردمی و ضد آزادی است .آنها هر زمان که تصمیم بگیرند حتی دستورات خدا را لغو می کنند یادمان باشد زمانی ﺁذری قمی گفت : ولی فقیه ، اگر لازم باشد، توحید را هم تعطیل می کند . این جمله را به شوخی نگفت آخوندها و طلبه ها اگر لازم باشد و برای کسب قدرت و فریب مردم ضروری بدانند حتی خدا را تکذیب کرده و از رده خارج می سازند . خوب این طبقه وصل به بالا ،حال در مقابل یک طبقه دیگر از افراد قرار گرفته اند که می خواهند با دادن آگاهی به مردم آنان را از جهل و خرافه دور سازند و این مسئله موجب می شود که حنای آخوندها بی رنگ شود . این است که از همان بدو قدرت گیری تلاش داشتند تا به نوعی دانشگاهها را نابود سازند .
با شروع انقلاب و ایجاد برنامه های تصنعی، باعث شدند تا با فرصت طلبی دانشگاهها را تعطیل کرده و به نام انقلاب فرهنگی چند سال دانشگاه را از رشد باز دارند تا در این فرصت بتوانند برای آینده ان و کنترل آن برنامه ریزی کنند .
با فتوای خمینی ستاد انقلاب فرهنگی به وجود آمد و کلیه استادن و دانشجویان را به مسلخ گزینش فرستادند و چه مصیبت هایی که ایجاد نکردند .
و چه مشکلاتی را که برای مردم به وجود نیاوردند .بعد از آن جریان و فرصتی که بدست آوردند سعی کردند که بعد از آن با باز کردن پای آخوندها در دانشگاه انجا را تبدیل به زیر مجموعه حوزه علمیه قم نمایند .
سالها گذشت و مردم روز به روز با چهره های شیاد و فریب کار آنان اشنا شدند و همان کودکان متولد شده در زمان قدرت گیری آنان بزرگ شده و به دانشگاه وارد شدند و متوجه شدند که چه افرادی در حاکمیت قرار دارند و حال می خواهند که خود تصمیمی بگیرند که آنها باشند یا نه؟
این مساله موجب شده است تا روحانیت قادر به پذیرش این مساله نباشد که کسی بخواهد برای او تعیین تکلیف کند . آنها از زمانی که خود را شناختند و در دوران قدرت گیری بودند همیشه در راس قرار داشتند و برتر و حالا حاضر نیستند دست از قدرت بردارند .
از آنجایی که نادان و جاهل هستند، فکر می کنند که می توانند با قدرت و سرکوب به حکومت ادامه بدهند در وهله اول بند کرده اند به تصفیه مجدد دانشگاهها و در برنامه چشم انداز بیست ساله می خواهند با انقلاب فرهنگی ای دیگر برای بیست سال آینده خود را تضمین نمایند که در ادامه در مورد آن و طرح های آن می گوییم . در زیر به بررسی مسایلی در رابطه با این وزیر نخبه و برنامه های آن و شرایط موجود می پردازیم .

1 - بررسی برنامه های وزیر نخبه
2 - چگونگی انتخاب اساتید
3 - نیروهای کنترل کننده در داخل دانشگاهها
4 - وضعیت فعلی دانشگاهها

1 -بررسی برنامه های وزیرنخبه
از اولین جملاتی که وزیر محترم در مجلس شورای اسلامی به هنگام دفاع از خود گفت این بود :
امیدوارم که آن دانشگاه و همه دانشگاههای دیگر مراکزی شوند که هم جوانان ما را مهذب کنند و هم عالم و...
وی در مورد اهداف و رویکردهای برنامه های خود می گوید :
تعمیق باورها و ارزشهای دینی و نگرش خدا محوری در مقوله علوم تحقیقات و فن آوری .نمونه این بومی کردن علم بحث فن آوری اتمی است . عزیزان مجلسی من وسروران عزیز بنده کوچک و خادم شما هستم و بوده ... شما ببینید جوانان این مملکت ما رفته اند به یک مقداری از دانش فن آوری دست پیدا کرده اند به همه آن هم دست پیدا نکرده اند چه ولوله ای در دنیا افتاده است ما به دنبال این هستیم که مستقل شویم به دنبال این هستیم که در جهان قدرت نمایی کنیم .و... من به دنبال این هستم که بتوانیم این بحث و علم بومی را با تمام توان جلو ببریم و به جایی برسیم که ان شاء الله در مباحثات و مذاکرات سیاسی هم طرف ها برای ما حساب باز کنند و نه اینکه خدای ناکرده با یک دیدگاه ظالمانه و حقیرانه به ما بنگرند
. در این قسمت بالا می بینیم که اگر آقای زاهدی بیش از زمانی که به او داده بودند سخنرانی می کرد تمام پته های نظام را بر روی آب می انداخت .
بیهوده نبود که زمان سخنرانی او را بسیار کوتاه کرده بودند
. ایشان در دوجمله بحث هسته ای ایران را نقش بر آب کرد و گفت
اولا ما به تمام فن اوری دست نیافته ایم
ثانیا ما برای قدرت نمایی دست به این کار زده ایم
ثالثا افشا کرد که بحث هسته ای و اعلام آن فقط به خاطر این است که در مذاکرات ما مظلوم نباشیم .
یکی نیست به این دولت کریمه اسلامی بگوید اگر به دنبال جاسوس هسته ای میگردید و می خواهید بدانید که چه کسی تمام دستاوردهای فریبکارانه شما را به باد داده است کسی نیست به جز این نخبه ریاضی جهان
. وی در مورد برنامه های خود در وزارت تحقیقات و فن ﺁوری گفت : من 11 هدف با 5 برنامه اجرایی دارم که بسیاری از بندهای آن اصلا نیاز به پول ندارد فقط مدیریت و برنامه ریزی برای اجرای آن می خواهد
. در اینجا وزیر نخبه ریاضی جهان که گویا اصلا در کار حساب و کتاب نیست می گوید که برنامه های او نیازی به پول ندارد . البته از یک نظر درست می گوید زیرا تصفیه حساب و اخراج اساتید و دانشجو نیازی به پول ندارد و کلیه کارهایی که باید برای اسلامی شدن دانشگاهها صورت گیرد از سوی موسسات و نهادها و ادارات دیگر برنامه ریزی شده است و این وزیر فقط آلت فعل است و زمینه ساز آن برنامه ها و در ضمن ایشان کارشان شرکت در جلسات با سپاهیان و روخانیت و حراستی ها و ... است تا زمینه را برای اغتشاش در دانشگاهها و برنامه ریزی راههای ورود نظامیان به دانشگاهها را فراهم آورد و علاوه بر آن با ریز بینی خاص خود و یاران اطلاعاتی و امنیتی خود زمینه را برای حذف اساتید دگر اندیش فراهم آورد
. حال به بررسی 5 برنامه اساسی او می پردازیم .او در رابطه برنامه های خود آنها را به شرح زیر اولویت بندی کرده است :
اولویت فرهنگی
اولویت آموزشی
اولویت پژوهشی
اولویت فن آوری
اولویت ساختاری
ﺁقای وزیر آموزش عالی سابق و وزیر علوم و تحقیقات و فن آوری گویا وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و یا رییس حوزه علمیه قم است و یا اینکه دانشگاه را با حوزه و یا سازمان تبلیغات اسلامی و یا با سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی اشتباه گرفته است که برای دانشگاه ها اولین اولویت را اولویت فرهنگی قرار داده است
. از آنجا که این فرد آلت فعل نیروهای سپاه پاسداران و حوزه های علمیه و شخص رهبری است در ادامه اعلام می دارد که مشکل او و حامیان او در کجا قرار دارد و برای چه منظوری این پست را به او داده اند و می گوید :
در بحث فرهنگی من به شما چه بگویم که خود همه درد دین و فرهنگ اسلام را دارید. وقتی که مقام رهبری حدود ده سال قبل بحث شبیخون و هجمه فرهنگی را مطرح کردند متاسفانه مسئولین ذیربط این پیام را نگرفتند و روی آن کار نکردند و الان برخی ناهنجاری های فرهنگی و اجتماعی .. را در جامعه می بینیم
گویا وزیر ﺁموزش خود را در جای فرماندهی نیروها انصار حزب الله و فرمانده نیروهای انتظامی می بیند که در تنها موردی که دارد نظر می دهد مسائل فرهنگی است . مشخص است که این وزیر از تنها چیزی که سر در نمی آورد مسائل دانشگاه و دانشجو و علم و دانش است و از تنها جیزهایی که سر در می آورد مسائل فرهنگی و شهید و دفن شهدا و اخراج اساتید و دانشجو و رد نتایج انتخابات دانشجویان و ... است . زیرا او در جایگاه نیروهای ضد دانشجویی و دانشگاهی قرار گرفته است و در این زمان لباس آخوندی و سرکوبگری خود را بر تن نکرده است تا مشخص نشود که چه کسی است .
وی در مورد مسائل فرهنگی و حل مشکل ان نه تنها از خود هیچ نظری ندارد بلکه مقلدانه نشان می دهد که مرید چشم و گوش بسته خامنه ای است و دانشگاه را تنها جایی می داند که باید یا تعطیل بشود و با به گونه ای که آقای خامنه ای می خواهد در اید . زیرا او هم نگاهش به دانشگاه همان نگاه است که آقای مصباح دارد و دانشگاه را محل فساد و دختر بازی می داند و برای همین هم هست که سعی دارد دانشگاه را تبدیل به قبرستان بکند تا شاید به قول آقای زارعی دانشجویان به حرمت شهدا دست به کار خلاف نزنند
. نخبه ریاضی جهان در مورد راهکار فرهنگی می گوید
: راهکار را خود رهبر فرزانه و اندیشمند و فرهنگی ما دادندو خود وارد معرکه شدند و طراحی آن را به مسئولین فرهنگی ارایه دادند و آن بحث مهندسی فرهنگی است که سال قبل در نشست با شورای عالی انقلاب فرهنگی مطرح فرمودند.
در بحث مهندسی فرهنگی سه تیم در این جایگاه طراحی شده است.
1- عقبه علمی و فرهنگی همان اتاق فکر ها که در این اتاق فکر ها نخبگان فرهنگی کشور ما جمعند.چه از حوزه چه از دانشگاه و... می توانند حضور جدی داشته باشند و رهنمود بدهند .
2- مرکز مهندسی که این مرکز مهندسی بر اساس رهنمودهایی که اتاق های فکری داده است می تواند تصمیم گیری لازم را بکند و جای این اینجا شورای عالی انقلاب فرهنگی است .
3 - خط مقدم - بحث بعدی در این مقوله که این باید به اجرا برسد یک خط مقدم اجرایی دارد که در راس آنها دانشگاهها است که در دانشگاهها وزارت علوم نقش اصلی را می تواند ایفا کند و بعد از سازمانهای دیگری مثل صدا و سیما و سازمان تبلیغات اسلامی و خیلی از وزارتخانه های دیگر. بنابراین در بحث راه حل مسایل فرهنگی بهترین کار همین اجرای رهنمود مقام معظم رهبری تحت عنوان مهندسی فرهنگی است .
با توجه به ساختار مهندسی فرهنگی که از سوی رهبری برای این وزارت در نظر گرفته شده است معلوم می شود که هر چه در دانشگاه در حال اتفاق است دست پخت رهبری است و همانگونه که در روزهای اخیر دیده می شود بسیاری از درگیری های ایجاد شده توسط گروههای تحت الامر رهبری در حال انجام است و این به این دلیل است که آنها هم مانند این وزیر بی لیاقت تنها آلت رهبری هستند و لاغیر
. در سه بخشی که وزیر مطرح می کند متوجه می شویم که همه کارها در اختیار شورای عالی انقلاب فرهنگی است که عامل اصلی اتاق های فکر هستند و در آنجا برنامه هایی برای دانشگاهها تدوین می کنند و این مرکز فرماندهی که شورای عالی انقلاب فرهنگی است و عقبه را فرماندهی می کند برای کار به فکر سر و سامان دادن خط مقدم است . همانگونه که رهبری گفت مشکل فرهنگی را باید حل کرد و اینها فکر می کنند که مرکز اصلی ایجاد مشکل فرهنگی و دوری مردم از فرهنگ دانشگاهها هستند. در حالی که نمی دانند عامل اصلی در جاهایی دیگر قرار دارند وگرنه این بچه های دانشجو را که همه را دور هم جمع کنند از جیب های آنان و خانواده های آنان حتی یک دهم پول هزینه های بیت رهبری هم در نمی آید .
این بندگان خدا که به امید برای تحصیل به دانشگاه آمده اند که مانند پسر موحدی کرمانی کارشان فروش اسناد نظامی ایران نیست و یا مانند پسر واعظ طبسی کارشان حیف و میل میلیاردها تومان از اموال مردم نیست و یا مانند پسر دری نجف آبادی کارشان کارچاق کنی در سازمان ..... نیست و یا مانند پسر آیت الله مقتدایی کارشان خارج کردن دلار به دوبی و کشورهای دیگر نیست .این بندگان خدا آمده اند درس بخوانند .و فردا اگروزی بروند بر سر کار ، ماهیانه دویست تا سیصد هزار تومان در آمد خواهند داشت تا کمک خرج خانواده های بدهکار خود باشند . آقا" رهبری" مگر نمی داند که فساد در بیت خود او است و در شورای تشخیص مصلحت و مجلس خبرگان رهبری و مجلس شورای اسلامی ایران و بیت های برخی از آیات عظام و مراکز آموزشی ای که آنان درست کرده اند . مگر آقای رهبری نمی داند که جاسوس ها در کنار او و یاران خود او قرار گرفته اند .
آقای خامنه ای آیا حجت الاسلام عباسعلی علیزاده را می شناسی؟ کسی که سالها دادستان تهران بود همان کسی که مطبوعات را فله ای تعطیل کرد ، همان کسی که مبارزان را به زندان افکند ،همان کسی که با آقایان حجت الاسلام شریعتی و مرتضی بختیاری و یساقی و...در کار قاچاق و مصادره اموال مردم و زمینهای خوب پولدارها بودند . همان کسی که ماهها است که به عنوان جاسوس از کار برکنار شده است . آقای "رهبر" این آقا و گروه جاسوسی پنجاه نفره اش که در قم دستگیر هم شدند آیا حرفی از خیانت های ایشان و یارانشان که یاران خود شما هم بودند مطرح کردید ؟ آیا دانشجویان مشکل دار و مشکل ساز هستند یا امثال آقای علیزاده ؟
آقای "رهبر" آیا شما سردار نقدی بچه عراق و رییس سابق حفاظت و اطلاعات نیروی انتظامی را نمی شناسید؟ همانی که به شمس رهبری معروف بود در سپاه قدس آیا نمی دانید که چه کثافتکاریهایی کرد و چند نفر را کشت و چه تعداد سرقت مسلحانه با برخی از نیروهای اطلاعات و نیروی انتظامی انجام داد و حالا شده است معاون آقای احمدی نزاد در معاونت مبارزه با قاچاق ارز و ... راستی این فرد مشکل ساز است یا دانشجویان ؟
آقای "رهبری "آیا نمی دانی که مشکل فرهنگی این کشور تنها از سوی شما و دیگر روحانیون دروغگو و دورو و مزور ایجاد شده است؟ آیا فکر کرده ای که چرا در خانواده ای ایرانیان دیگر کسی دست به رساله هیچ مرجعی نمی زند؟ فکر نمی کنی به این دلیل باشد که در این دوران بیست و جند ساله تمام مراجع و فتاوی شماها باعملکرد دروغینی که داشتید پشم شد و دیگر هیچ کسی هیچ حرفی را از شما باور نمی کند ؟ انوقت می گویی که فرهنگ از بین رفته است آنهم توسط این دانشجویان .
وزیر محبوب" رهبری" در اینجا می گوید که برخی ریزه کاری هایی در این مورد موجود است که به علت اینکه وقت نیست از آن می گذرم .
وزیر بسیاری از ریزه کاری ها را به این دلیل که عملیات آینده را افشا می کرد از آن گذشت و هیات رئیسه مجلس هم که می دانست این وزیر بی لیاقت و آلت رهبری نباید همه چیز را افشا کند به او فشار می آورد که وقت ندارد و باید هر چه زودتر صحبت هایش را تمام کند تا رای بگیرند و او را بار کنند
. اما وزیر برای اینکه همه چیز را ناگفته نگذارد به برخی از این ریزه کاریها اشاره می کند و می گوید :
- سرخط های کلی آن ریزه کاری هایی که وقت نبود را به شرح زیر ذکر می کند. هویت نگاه دین باور و فرهنگی در دانشگاه ها
-حمایت از حقوق و آزادی های قانونمند و شوون اسلامی و انسانی و قانونی دانشگاه و دانشجویان
-عدم محدودیت برای فعالیت دانشجویی در چهارچوب ضابطه و قانون .این نگاه من به مقوله فرهنگی برای تشکل ها و کارهای دانشجویی است .
-توسعه و تقویت شورای نقد و بررسی کتب علوم انسانی و تلاش در جهت رفع موانع تشکیلاتی ان .
-میدان دادن به دانشجو به عنوان یک فرصت نه به عنوان یک آفت و تهدید .این را بنده عمیقا اعتقاد دارم دانشجویان و جوانان ما در عمل نشان دادند که حامی این نظام و پشتیبان ما هستند
. ممکن است بعضی جریانات سیاسی بخواهند از دانشجویان سوء استفاده بکنند ان حرف دیگری است . دانشجوی ما پاک است و طرفدار نظام و انقلاب است و حاضر است که جانش را بدهد و ما در جبهه های جنگ این را دیده ایم و در سایر جریانات سیاسی که می خواستند نظام را به چالش بکشند همین جوانان آمدند.
البته آقای وزیر راست می گوید دانشجویان ما پاک هستند و آلوده به قدرت و ثروت نیستند و در هیچ جایگاهی از وابستگی ها به نظام و الودگی های آن قرار ندارند به همین جهت است که در مقابل نظام مافیایی ایستادگی می کنند .البته دانشجویانی که آقای وزیر می گوید درست است آنها دانشجویان انصاری و وابسته به قدرت و ثروت هستند که می توان نام برخی از آنها را در زیر آورد که برای خود انجمنی دارند و از ابتدا در دانشگاه به لحاظ مسایلی وارد شدند و طبق دستور عمل کردند و می کنند .
اتحاديه‌ دانشجويان‌ حزب‌ الله‌ در سراسر كشور
در نشريه‌ جبهه‌ كه‌ در واقع‌ در آن‌ زمان‌ ارگان‌ انصار بود در كنار لثارات‌ الحسين‌ در تاريخ‌ نيمه‌ دوم‌ ارديبهشت‌ ماه‌ سال‌ 1376 - سال‌ دوم‌ - شماره‌ 8مي‌نويسد: جريان‌ انتخاب‌ اعضاي‌ اتحاديه‌ دانشجويان‌ به‌ اين‌ صورت‌ بود "الله‌ كرم‌ گفتند دو طومار در مقابل‌ دانشگاه‌ نصب‌ شده‌ است‌ كه‌ يكي‌ از آنها اسامي‌هفت‌ نفر از برادران‌ شما مي‌باشد كه‌ به‌ نمايندگي‌ از جمع‌ حاضر ساير دانشجويان‌ و دانشگاههاي‌ تهران‌ طومار را امضاء خواهند كرد و موظف‌ به‌ تشكيل‌ و تثبيت‌اين‌ تشكل‌ خواهند گرديد و به‌ عنوان‌ شوراي‌ مركزي‌ اتحاديه‌ دانشجويان‌ حزب‌ را خواهند داشت‌ و طومار ديگر نيز اسامي‌ دانشجويان‌ پيشنهاد شده‌ داوطلب‌شوراي‌ مركزي‌ دانشجويان‌ حزب‌ الله‌ دانشگاه‌ تهران‌ مي‌باشد. پس‌ از انجام‌ سخنان‌ برادر الله‌ كرم‌ صدها تن‌ با امضاء در طومار فوق‌ برادران‌ زير را به‌ عنوان شوراي‌ مذكور انتخاب‌ كردند.
1 - حجت‌ السلام‌ سيد محمود ابوالمعالي‌ - دانشجوي‌ دانشگاه‌ آزاد (رزمنده‌، جانباز).
2 - عبدالحسين‌ الله‌ كرم‌ - دانشجوي‌ دكتراي‌ مديريت‌ دانشگاه‌ علوم‌استراتژيك‌ (رزمنده‌، جانباز).
3 - دكتر اعلاء توراني‌ - دانشجوي‌ دكتراي‌ تربيت‌ مدرس‌ (جانبازبالاي‌ 70 درصد) .
4 - مصطفي‌ مولوي‌ - دانشجوي‌ كارشناسي‌تبريز (رزمنده‌، جانباز).
5 - مسعود ده‌ نمكي‌ - دانشجوي‌ حقوق‌ و علوم‌ سياسي‌ دانشگاه‌ تهران‌ (رزمنده‌، جانباز).
6 - سيد كاظم‌ شمس‌ - علوم‌ سياسي‌ دانشگاه‌تهران‌ (جانبازبالاي‌ 70 درصد).
7 - نعمت‌ الله‌ حكيم‌ - دانشجوي‌ جغرافياي‌ تربيت‌ معلم‌(رزمنده‌، جانباز).
و همچنين‌ اسامي‌ هيأت‌ موسس‌ حزب‌ الله‌ دانشگاه‌ تهران‌ به‌ ترتيب‌ زير است‌.
1 - حسن‌ سماواتي‌ دانشجوي‌ كارشناسي‌ ارشد (جانبازبالاي‌ 70 درصد).
2 - مصطفي‌ باغبان‌ دانشجوي‌ كارشناسي‌ حقوق‌ و علوم‌ سياسي‌ (جانبازبالاي‌ 70درصد).
3- حسين‌ يزديان‌ دانشجوي‌ كارشناسي‌ دانشكده‌ علوم‌ اجتماعي‌ (جانبازبالاي‌ 70 درصد).
4 - ابوالفتح‌ فلاح‌ كارشناسي‌ دانشكده‌ علوم‌ اجتماعي‌(رزمنده‌، جانباز).
5 - سيد ابوالفضل‌ ذاكري‌ دانشجوي‌ كارشناسي‌ دانشگاه ‌ بهداشت‌ (رزمنده‌، جانباز).
6 - محسن‌ مقيمي‌ دانشكده‌ علوم‌ پايه‌ (رزمنده‌، جانباز).
7 - سهراني‌ (جانباز بالاي‌ 70 درصد).
با توجه به اسامی بالا و معرفی دانشجویان پاک به نظر وزیر، معلوم می شود که این افراد پاک از نظر او چه کسانی هستند و چرا تلاش دارد که این دانشجویان پاک را بار دیگر به درون دانشگاهها بکشاند
. در طرح شهید خاک کنی او قصد دارد دوباره پای این دانشجویان را به دانشگاه باز کند تا دانشگاه همانگونه که او می گوید پاک شود و طرفدار نظام .
آقای وزیر ادامه می دهد راهکارهای اجرایی متعددی است که اجازه بدهید به لحاظ کمی وقت از اینهابگذریم

2 - چگونگی انتخاب اساتید ضابطه انتخاب معاونین و روسای دانشگاههاو اساتید از سوی وزیر به این شرح گفته می شود
- سطح علمی بالا
- مردمداری
- مهر ورزی به دانشگاهیان و مردم
- پیگیری امور
- ﺁدمی باشد که جدی و پیگیر باشد
- ساده زیست باشد
- نداشتن سوء سابقه اخلاقی و مالی
- متفکر و عملگرا
- مشورت پذیر یعنی خرد جمعی را قبول کند
- مقبولیت نسبی در بین دانشجویان
وی این سان ادامه می دهد : در بحث ﺁموزشی سه کلید اصلی داریم
- دانشجوو استاد و رشته های تحصیلی و دروس هر یک از رشته ها
- ما باید برای جذب دانشجو شیوه های جدیدی به کار ببریم
بنده دانشگاهی را می شناسم که حدود 12 میلیون دانشجو دارد اما دانشجو سر کلاس نمی ﺁید . دانشگاههای مجازی ما بایستی در ﺁن جهت حرکت کنیم و به سمت و سوی دانشگاه های مجازی حرکت کنیم .یعنی ما باید با این کار دانشگاه را به داخل خانه بیاوریم
تحولی که ما می گوییم این است این که برویم و حتما ساختمان بگذاریم و دولت بودجه بگذارد و هزاران مشکلات جمعی این ها راهکار اساسی نیست هرچند باید به ﺁن توجه شود اما باید نگاههای دیگری هم به مسئله داشته باشیم . از جمله گسترش آموزش از راه دور و نیمه حضوری
. وزیر نخبه در این بحث دارد زمینه تعطیلی دانشگاههای حضوری را می چیند تا دانشجویان را به قول خودش به خانه ها بکشاند و انها را نیمه حضوری کند که این مساله برای سردمداران خیلی ضروری است . آنها چند سال پیش اعلام کردند که قرار است پادگانهای نظامی و زندانها را از تهران خارج کنند ولی به جای آن تلاش کردند و دانشگاهها را از تهران خارج کنند تا در مواقع ضروری به سرکوب انها بپردازند و کسی نباشد که از آنها دفاع کند.
وی ابتدا به وضعیت دانشجویان و درصد رشته های آن می پردازد و می گوید ما در حال حاضر،50 درصد دانشجو در رشته های علوم انسانی و 25 درصد فنی مهندسی و 11 درصد علوم پایه و بقیه علوم دیگر از جمله علوم کشاورزی داریم . . و می گوید که استاندرد دنیا در رابطه استاد و دانشجو یک به دوازده است در حال حاضردر ایران حدود یک به چهل است.
در برنامه چهارم برای یک به هفده و یک به سی در کل توجه و عنایت شده .برای پر کردن این فاصله باید راهکارهایی فراهم کنیم که جذب هیات علمی در دانشگاههها را تسریع ببخشد . الان بن بست هایی در این زمینه وجود دارد این بن بست ها را باید بشکنیم که سعی می کنیم برای این کارها راه حل های مناسبی پیدا کنیم که کرده ایم و باید یک کارشناسی بیشتری بشود و حتما باید با دو کمیسیون حتی با سه کمیسیون آموزش و تحقیقات و بهداشت و در مان کشور رایزنی بشود .
ایده هایی داریم که در آنجا مطرح می شود و اگر آن پیشنهادها را آن سه کمیسیون قبول کردند می توانیم نسبت به جذب و پذیرش عضو هیات علمی در دانشگاهها اقدام خیلی سریعی انجام بدهیم .حمایت جدی مجلس را در این زمینه می طلبیم . یک بحث دیگر در مورد مسائل استاد و عضو هیات علمی دانشگاه بحث موازنه و توازن بین سطح علمی است . میزان کسانی که مرتبه علمی استادی دارند مانند دانشیاری و استادی و مربی . متاسفانه این اختلاف خیلی ناهماهنگ است و با هیچ معیاری جور در نمی آید و باید این فاصله ها کم شود و این به ان معنا نیست که بیاییم خدای نکرده ارتقاهایی ازآن نوعی که آقای افروغ اشاره فرمودند داشته باشیم
. ارتقاء علمی باید شرایط ویژه ای داشته باشد اما این شرایط که برای ارتقا وجود دارد مناسب است . این که ما به همان ASA حالت وتوی برای ارتقا داشته باشد . آیا این بایستی ASA باشد بنده اعتقاد دارم ضمن احترام و تکریم ASA که یک استاندارد بین المللی است اماتکیه بر این اشتباه است . این همان بحث بومی ما است . اگر جوانهایی عضو هیات علمی آمد و شبیه به همین بحث انرژی اتمی یک کاری انجام داد مثلا در بحث act, در بایوتکنولوژی و در نانوتکنولوژی اگر این ها آمدند و یک کار خوب انجام دادند چرا این جایگزین ASA نشود این که جایگاه فن آوری ما را در دنیا بالا می برد . بنابراین باید بایستی با یک دید دیگر به مقوله ارتقا نگاه کنیم .
الان در علوم انسانی و در فنی و مهندسی ودر کشاورزی خیلی ها دچار مشکل ارتقا هستند به واسطه همین ASA .
" مقام معظم رهبری" سال قبل در دیداری که بعضی اساتید داشتند بحث ASA اسلامی را مطرح کردند چرا ما به دنبال ASA اسلامی و یا منطقه ای نرویم .مگر ما نمی خواهیم در بر نامه چشم انداز به قدرت اول منطقه برسیم.
با توضیحات بالا که جناب آقای وزیر آلت رهبری دادند معلوم شد که چرا این طرح را در دست اجرا دارد . ایشان و یاران او و رهبری بعد از سال شصت که کودتا کردند و قبل از آن همیشه برای برتری خود به جای تخصص از کلمه تعهد استفاده می کردند .انها در ان زمان که تخصص نداشتند و ادم های بیسواد ولی زورگویی بودند می گفتند که امام گفته است برای هر کاری حتی استادی دانشگاه تقوا و تعهد لازم است و مکتبی ها دارای این تعهد هستند ولی بعد از آن دچار مشکل شدند .
برای اینکه از آن مشکل رهایی یابند سهمیه هایی را در دانشگاهها ایجاد کردند برای اینکه افراد بیسواد خود را به دانشگاهها بفرستند و برای آنها مدرک تهیه کنند به همین دلیل دانشگاه تربیت مدرس را برای تربیت مدرسان رانتی خود ایجاد کردند و آنها را در آن دانشگاه و دانشگاه امام صادق و امام حسین جذب می کردند .
بعد که دانشگاه آزاد اسلامی را هم به وجود آوردند و بلاخره وقتی فهمیدند که با بیسوادی نمی توانند در ممکلت جایی داشته باشند سعی کردند به هر صورت مدرکی تهیه کنند و پست ها را اشغال کنند و همین کار را هم کردند و در مدت کوتاهی توانستند بسیاری از یاران خود را به دانشگاه بفرستند و بسیاری از آنها را با بورس کردن به خارج فرستادند تا مدرک دکتری دریافت کنند و بشوند متخصص . ولی اشتباهی که داشتند این بود که هر کس را که به خارج فرستادند یا نیامد و یا اگرآمد شده بود یک آدم متخصص و دیگر چماق به دست نمی گرفت و وقتی هم او را به دانشگاه فرستادند تا بشود استاد و دانشگاهها را به قول خودشان اسلامی کنند، شدند استادان نو اندیش و دگر اندیش .
این تغییر خیلی برای آنها مشکل ایجاد کرد و حالا فهمیده اند که همه آنهاهایی را که فرستاده بودند و درس خوانده بودند با آنها اگر مخالف نیستند ، موافق هم نیستند . به همین دلیل دیدند که با سوادهای متخصص انها در دانشگاهها با آنها نیستند و چشم که باز کردند دیدند دانشگاهها از دست آنها خارج شده است و باید در این مورد فکری بکنند . برای اینکه این معضل را حل کنند یا باید دوباره زمانی را صرف کنند و عده ای دیگر را برای تحصیل یا به خارج بفرستند یا اینکه به آنها مانند دانشگاه هاوایی مدرک قلابی بدهند و این مساله قدری برای آنها مشکل ایجاد میکند و از سویی آنها سواد استادی دانشگاه را هم ندارند زیرا باید بر اساس استاندارهای بین المللی تحصیل کرده باشند که اینها نکرده اند . احساس خطر استادان دانشگاه و بالطبع دانشجویان آنها رابه این فکر انداخت که باید از نیروهای بومی و بیسواد استفاده کنند و آنها را به جای استادان تحصیل کرده و نواندیش به دانشگاهها وارد کنند . به همین دلیل به دنبال ایجاد یک راهکاری برای ورود نیروهای بیسواد ولی متعهد خود به دانشگاهها افتادند و این وزیر بی لیاقت که مدرک خود او مانند نخبگی اش به قول آقای افروغ مساله دار است تصمیم گرفت باز هم از رهنمودهای "رهبری" استفاده کند و برای جایگزینی نیروهای متعهد از روشهای ابتدای انقلاب استفاده کند و برای همین کار با بازنشسته کردن استادان در حالی که به قول خودش به ازای هر چهل دانشجو یک استاد وجود دارد و استاندارد جهانی آن یک به دوازده است سعی دارد با استفاده از ASA بومی و منطقه ای به قول "رهبری "هرچه بی سواد و متعهد است را وارد دانشگا ه کند . انسان وقتی ببیند که الله کرم استاد دانشگاه است و یا ذوالقدر و پورمحمدی و زارعی و ده نمکی و محتشم استاد دانشگاه شده است چه فکر می کند ؟! این طرح وزیر نخبه تنها می تواند سطح دانش در ایران را به زیر صفر بکشاند که البته این برای رهبران ایران و باندها مافیایی اشکالی که ندارد هیچ بلکه بسیار هم خوب است زیرا نادان از وجود دانا می ترسد و اینها هم از دانشجویان و استادان فهمیده بسیار می ترسند .
آوردن فردی مانند عمید زنجانی و قرار دادن او به ریاست دانشگاه تهران ،نشان می دهد که برای آنها ملاک چیزهایی هم که خود او ادعا می کرد نیست و آدم مقلدی مانند عمید زنجانی هیچ پایگاه و جایگاهی در دانشگاه ندارد و او بهتر است که همان درس عمومی ریشه های انقلاب اسلامی را در دانشکده دامپزشکی تدریس کند نه ریاست دانشگاه تهران.
- من‌ يك‌ طلبه‌ جوان‌ زير بيست‌ سال‌ بودم‌ كه‌ راه‌ رفتن‌ امام‌ را تقليد مي‌ كردم‌ ، مثلاً قبا گرفتن‌ امام‌ را تقليد مي‌ كردم‌ و امام‌ در ذهن‌ من‌ يك‌ الگويي‌ از معنويت‌ ،علم‌ و عالم‌ بود و سعي‌ مي‌ كردم‌ كه‌ رويه‌ هاي‌ ايشان‌ را مثل‌ طرز حرف‌ زدن‌ و طرز راه‌ رفتن‌ او را تقليد كنم‌ آن‌ وقتها درس‌ ايشان‌ در همين‌ مسجد محمدي‌ فعلي‌نزديك‌ حرم‌ بود كه‌ مسجد كوچكي‌ بود و من‌ از آنجا رد مي‌ شدم‌ دقايقي‌ مي‌ ايستادم‌ منظره‌ را نگاه‌ مي‌ كردم‌ و درس‌ ايشان‌ كه‌ تمام‌ مي‌ شد دنبال‌ آن‌ حضرت‌ رامي‌ افتادم‌ و همين‌ براي‌ من‌ عادت‌ شده‌ بود كه‌ به‌ تقليد از امام‌ عصرها نزديك‌ غروب‌ هميشه‌ به‌ حرم‌ بروم‌ .(خاطرات‌ حجت‌ الاسلام‌ عميد زنجاني‌ ص‌47)
جالب است که ببینیم شرایط یک استاد از نظر این نخبه و رهبرش و رییس جمهورش چیست ؟ او می گوید : بیاییم بر اساس مبتنی بر فرهنگ و ارزشهای دینی و نیازهای مملکتی مان یک ASA منطقه ای تعریف کنیم مشکل خیلی ها حل می شود نه اینکه خدای ناکرده بخواهیم بیخود ارتقا دهیم.
با این جمله آخر در واقع وزیر تیر آخر را به علم و دانش در ایران زد .زیرا برای انتخاب استادان و دادن ارتقا به آنان باید به فرهنگ و ارزشهای دینی نگاه کرد که این ارزشها تنها در افرادی پیدا می شود که به نوعی به "رهبری" و وابستگان به آنها در حوزه های جهلیه وصلند . با یک نگاه می توان آینده دانشگاههای ایران را مشاهده کرد آنها می خواهند وحدت حوزه و دانشگاه را بار دیگر و به خوبی به اجرا در آورند و از فردا در تمام رشته های علوم انسانی تنها استادانی را میبینیم که از طبقه محترم روحانیت پر شده اند و در رشته های دیگر مانند کامپیوتر و پزشکی و فنی و کشاورزی نیز بچه آخوندها را آورده اند که با ارتقا ASA های اسلامی
در کرسی استادی قرار گرفته اند . البته بنا بر حدیثی که در مورد شهر قم گفته شد که علم و دانش و عدالت از آنجا در سراسر جهان گسترش می یابد باید هم تمام آخوندهای قم و بچه اخوندهای وابسته به دانشگاه بیایند و علم را و عدل را گسترش دهند!
در زیر گزارشی را از خبرگزاری ایسنا در مورد تفکرات این وزیر نخبه در مورد وهمیات خود او و رییس جمهورش می آوریم تا بداینم که چه کسی با چه تفکری رییس جمهور شده است و چه کسی وزیر محبوب او و "رهبری" ( به گزارش ايسنا در 21 ﺁذر )
دكتر زاهدي ، در مراسم تقدير از برگزيدگان چهارمين جشنواره‌ي ممتازين، مخترعان و مبتكران دانشجوي بسيجي، شاهد، ايثارگر گفته است: رييس جمهور در جلسه‌ي هيات دولت گزارشي از كنفرانس سران اسلامي ارائه داد، گزارش مفصل بود . بخشي از آن را كه مي‌شود در اين جلسه گفت عرض مي‌كنم، مي‌خواهم بگويم كه واقعا بايد افتخار كنيد . مي‌دانيد كه رييس جمهور ما بسيجي بوده، هم به عنوان يك دانشجوي بسيجي و هم يك استاد بسيجي. فرمودند : وقتي مي‌خواستم بروم، فقط توكل به خدا كردم و گفتم: فقط به خاطر رضاي تو مي‌خواهم به اين جلسه بروم، ما را از اين جلسه رو سفيد بيرون بياور. چون زمزمه‌هايي بود كه هدف‌هايي پشت پرده‌ي كنفرانس بوده از جمله به نوعي بيانگر به رسميت شناختن رژيم اشغالگر قدس از سوي كشورهاي اسلامي. اين توطئه‌ي بسيار بزرگي است عليه كشورهاي اسلامي. گفتند ما براي جلسه‌ي افتتاحيه به آنجا رفته بوديم، همه در يك سالن بيرون جلسه نشسته بوديم و بعد اعلام شد كه به داخل جلسه برويم. بعضي‌ها بلند شدند و سريع به سر جايشان رفتند. بعد گفت ناخودآگاه - اصلا چيزي نبود - ما كه بلند شديم، پادشاه عربستان هم بلند شد و اصلا مثل اينكه برنامه ريزي شده بود - اينها واقعا عنايات الهي است - كه جلسه‌ي افتتاحيه اين طوري تلقي شود كه من و پادشاه عربستان داريم افتتاح مي‌كنيم، با هم وارد سالن شديم . ( 1 ) تمام تلويزيون‌ها دارند نشان مي‌دهند. به افتخار ما دست مي‌زنند و گفت ما واقعا احساس كرديم يك نيروي ديگري ما را حركت داد، گفت جلسه‌ي افتتاحيه اين طوري شروع شد.
بعد يك جلسه‌ي شام بود(البته من عذرخواهي مي‌كنم كه نمي‌توانم بعضي چيزها را بگويم)، همه‌ي سران نشسته بودند، گفت ما هم با سران يكي از كشورها در گوشه اي نشسته بوديم، متوجه نبوديم كه شاه عربستان وارد شد. ايشان آمده بود دانه به دانه حال و احوال، ساعت 10 شب بود. يك دفعه به ما گفتند كه ايشان وارد شده، بريم بر سر ميز شام. ما كه بلند شديم برويم سراغ ايشان حال و احوال كنيم، ديديم ايشان آمد سمت ما. يك خوش و بش اوليه كرديم و ايشان در همان جا اظهار علاقه كرد كه بنشيند با هم چند دقيقه اي صحبت كنيم. حالا همه‌ي سران نشسته‌اند . يك دفعه ايشان چنين چيزي گفت، نشستيم آنجا. تمام تلويزيون‌ها نشان مي‌داندند كه تمام سران ايستاده‌اند . ايشان اصرار كه بيا بشينيم يك گپ برادرانه‌اي بزنيم، مي‌گفت اين اصلا براي همه‌ي مهمان‌ها عجيب بود. مي‌گفت من اينها را فضل الهي مي‌ديدم، به خصوص صدا و سيماي عربستان روز اول كه رفتيم اصلا پوشش خيلي كوچكي از اخبار ايران مي‌داد و حتي صحنه‌هاي ورود را خيلي پوشش نمي‌داد. اما در آن موقع كه با پادشاه عربستان نشسته بوديم كل تبليغات براي ايران شروع شد، كه ايران اين طور است و آن طور است. گفت جالب بود كه بعد از اين ديديم دانه دانه تمام سران كشورهاي اسلامي دارند به پيش ما مي‌آيند و اصرار دارند كه ما به كشورشان برويم . اصلا اصرار دارند كه ما 10 دقيقه با آنها حرف بزنيم ( 2 ) . اين خيلي مهم است.
بعد مي‌گفت وقتي سخنراني ما تمام شد، يك موجي از شادي در بين تمام روساي كشورها ايجاد شد. حالا اسم نمي‌برم، ايشان در جلسه اسم بردند. حتي بعضي‌ها را اسم بردند كه خدا مي‌داند اصلا آدم باورش نمي‌شود . اينها آمده‌اند پيش من و گفتند كه خدا خيرت بدهد، تو آبروي ما مسلمان‌ها را خريدي، تو هويت دادي به اسلام، تو حرف درد دل ما را زدي، حتي آنها كه بر حسب ظاهر با امريكا رابطه دارند. از چند تا كشورها اسم بردند كه وقتي همراهان آن كشورها وقتي رهبر آن كشور حرف مي‌زدند، خودشان هم كفي نمي‌زدند، مي‌گفت وقتي كه ما صحبت كرديم، همه مشت‌ها گره كرده، حالت هم مرگ بر امريكا و هم درود بر شما. مي‌گفت با اين حالت از ما استقبال كردند و خدا مي‌داند ايشان در صحبت‌هايش اين بود كه اصلا محوريت كنفرانس رفت به سمت اين كه جمهوري اسلامي چه مي‌گويد. بعضي از بندهايي كه در قطعنامه قرار بود بيايد، اصلا حذف شد و كسي جرات نكرد وارد آن وادي‌ها شود و بعد بخش‌هايي در آن گنجانده شد از جمله اين كه حمله به يكي از كشورهاي اسلامي، به مثابه حمله به همه‌ي آنهاست. البته شايد اين عملي نشود، اما مهم اين است كه حضور ايران باعث شد كه يك وحدتي بين آنها با محوريت ايران اسلامي شكل بگيرد. آن هم توسط يك رييس جمهور بسيجي. اينها را گفتم كه شما به بسيجي بودنتان افتخار كنيد...
انشاالله با وحدتي كه بين ما ايجاد خواهد شد ما مي‌توانيم پرچم دار آرمانخواهي جهان اسلام در دنيا باشيم، همين‌هاست كه مقدمات ظهور امام زمان (عج) را فراهم مي‌كند. جالب بود كه ايشان مي‌فرمودند اتفاقاتي در اين كنفرانس افتاد كه حقانيت ما را نشان مي‌داد. ايشان مي‌گفت كه به زيارت خانه‌ي خدا رفتيم، شاه عربستان اصرار داشت كه من شانه به شانه‌ي ايشان راه بروم، اينها خيلي مهم است، بعد در طوافي كه انجام مي‌داديم، من عقب افتادم، چون مي‌گفت بعضي‌ها مي‌خواهند بروند و دنبال ايشان باشند و تصويرشان در تلويزيون پخش شود، خلاصه بعد ديگر طوري شد كه به ايشان رسيديم و به اتفاق هم از آن منبري كه وارد داخل بيت كعبه مي‌شود بالا رفتيم، و جالب بود در طواف، آنجا كه برد يماني هست و آنجا كه بانو بنت اسد وارد خانه‌ي خدا شد و بحث امام علي، همان بسيجي كه اشاره شد، مي‌دانيد كه آنها نه تنها مكروه، بلكه اصلا فعل حرام مي‌دانند كه آن قسمت را ببوسند، ماموران هم ايستاده‌اند كه اگر كسي ببوسد او را مي‌زنند، رييس جمهور ديشب مي‌گفت براي اولين بار در طواف‌هاي اوليه ايشان(پادشاه عربستان) دست مي‌كشيد به آن محل، در طواف هفتم، رفت و آن محل را بوسيد، بوسيدن آنجا[ ( 3 ) به عقيده آنها] يعني آدم كافر است، ولي خود پادشاه عربستان رفت و بوسيد و تلويزيون‌ها نشان دادند، همان كاري كه قبلا ما مي‌كرديم و به ما خرده مي‌گرفتند كه اينها نجس هستند. مي‌خواهم اين را عرض كنم كه افتخار كنيد...
مطالب بالا بدون شرح است زیرا توسط یک نخبه ریاضی جهان برای دانشجویان و مخترعین و نخبه های دیگر توضیح داده می شود و نیازی به شرح ندارد .
3 - گروههای سرکوبگر دانشگاهها:

از بعد از انقلاب حوزه ها برای ممانعت از رشد و حرکت دانشجویان به فکر کنترل آنجا افتادند و با پیش آمدن قضایای سال شصت و کودتا علیه رییس جمهور قانونی و مخالفت دانشگاهها که آن زمان در تعطیلی به سر میبرد ند برنامه ریزان استبداد برای اینکه باز دیگر دانشگاه محل مخالفت با جریان قدرت طلب حاکمیت نشود، سعی کردند با تشکیل گروهها و ستادهایی در داخل دانشگاه همواره آن را در کنترل خود داشته باشند .
با تشکیل انجمن های اسلامی دانشجویان در ابتدا فکر می کردند که می توانند مانع رشد آزادی ها در دانشگاه ها شوند ولی بعد ازمدتی که خود دانشجویان وابسته به آنان به عمق خباثت آنان پی برد بودند سعی کردند که از زیر بار بدنامی حمایت از رزیم خارج شوند و تقریبا مستقل عمل می کردند و این مساله باعث شد تا نیروهای سرکوب گر برای ادامه اقتدار گروههای سیاسی و نظامی و نهاد ها ی سرکوبگر و وابسته خود را به درون دانشگاه گسیل دارند تا آنجا را در کنترل خود داشته باشند
. 1 - حراست دانشگاه : این حراست که زیر نظر معاون وزیر است، یکی از سرکوبگر ترین گروههایی است که به تازگی، در دانشگاهها از قدرت بسیار برخوردار شده است . این گروه که زیر نظر وزارت اطلاعات کار می کند بعد از سر کار ﺁمدن زاهدی جایگاه جدیدی به دست ﺁورده است و به کمک نیروهای رسمی و غیر رسمی که از دانشجویان تشکیل شده اند، کار کنترل کلیه امور دانشجویان از شخصی تا سیاسی و خانوادگی و کنترل مکالمات ﺁنان را برعهده دارد. افراد حراست تنها نسبت به جنبش ها و حرکات سیاسی واکنش نشان می دهد . وگرنه خود در جریانات فاسد دانشگاهی مشغول به کار هستند و به تازگی گروهی ازﺁنان به کمک برخی از اساتید و دانشجویان دست به صدور برخی از دختران بی پناه شهرستانی زده است که نمونه ﺁن ، دختران دانشگاه قزوین است . اینان در برخی از دانشگاههای شهرستانها با تهدید برخی از دختران را مورد آزار جنسی قرار میدهند که در دانشگاه ﺁزاد زنجان و زاهدان نمونه هایی از ﺁن گزارش شده اند
. این نیرو به تازگی برای کنترل بیشتر دانشجویان اقدام به نصب دوربینهای مخفی در دانشگاه تربیت معلم کرده است تا بتواند به صورت بیست و چهار ساعته و مستقیم دانشجویان را کنترل نماید. این نیرو به صورت هفتگی در جلساتی با وزارت اطلاعات و حفاظت و اطلاعات سپاه پاسداران و بسیج دانشجویی و کمیته انضباطی اعمال و رفتار دانشجویان تحت نظر را بررسی می کنند .
حراست قرار است به زودی تمام دانشگاهها و حتی کلاس های درس را برای کنترل بیشتر مجهز به دوربین های مخفی و مدار بسته کند.از زمانی که اقای زاهدی به سر کار آمد و قبل از اینکه به او رای اعتماد بدهند معاونین او را به او معرفی کرده بودند که البته او در مجلس گفته بود آقایان معاونان من را می شناسند اما من خودم نمی شناسم . آقای سردار زارعی معاون حراست وزارتخانه از افرادی است که سابقه او در سرکوب دانشجویان بسیار مشهود و مشخص بوده است . ایشان از نزدیکان به نیروهای انصار و از یاران نزدیک به این طیف چماق کش است و در بسیار از جریانات دانشگاهی با اینان هماهنگی می کند
. در جریان دفن شهدا این فرد در جلساتی با نیروهای بسیج دانشجویی که عمدتا با انصار حزب الله نزدیک و زیر نظر سپاه پاسداران عمل می کند هماهنگی های لازم را برای سرکوب دانشجویان پیش بینی کرده بودند . هم ایشان بود که در جلسه مربوط به دفن شهدا گفت که وجود شهدا در دانشگاه موجب می شود که دانشجویان حرمت دانشگاه را حفظ کنند.
این نیرو به تازگی با گرفتن مجوز و نزدیک تر شدن به نیروهای نهاد رهبری که تغییر سیاست داده اند سرکوب دانشجویان و اخراج آنها را با پرونده سازی در کار خود قرار داده اند .
2 - بسیج دانشجویی : نیروی مستقر سپاه پاسداران برای کنترل و نظارت و سرکوب دانشجویان در دانشگاهها بسیج دانشجویی است این نیرو که تنها و تنها برای کنترل وسرکوب ایجاد شده است اصلا کاری دیگری ندارد و دانشجویانی که با این عنوان وارد دانشگاه می شوند معمولا با برنامه ریزی و بدون امتحان وارد می شوند
. بر اساس ساختار این نیرو باید تحت الامر نیروهای نظامی و انتظامی بیرون دانشگاه باشد و به دستور آنها وارد عمل شود . زمانی که سردمداران متوجه شدند که جایگاهی در دانشگاه ندارند برای اینکه بتوانند در مواقع مورد نیازجلوی حرکات آزادی خواهانه دانشجویان را بگیرد این نیرو را در داخل دانشگاه مانند اسب تراوا قرار دادند و این زگیل دانشگاهی هموارد در تمام سرکوبگری ها به همراه حراست نقش اول را داشته اند و جدیدا در جریان دفن شهدا پرکارتر شده اند
. از کارهای دیگری که بر عهده این نیرو قرار دارد با استفاده از سرمایه های بی کران و بدون محاسبه سپاه پاسداران در سال اردوهای بیشماری را تشکیل می دهد از اردوهای شلمچه و مشهد گرفته تا اردوهای راهیان نور و اردوهای گردشگری تا اردوهای ولایت در سراسر ایران .
این اردوها که با هزینه هایی بالا انجام می گیرد تنها برای کنترل بیشتر دانشجویان و کسب اطلاعات از اوضاع و احوال دانشجویان دیگر است و همچنین برای جذب نیروهای مورد نظر برای فعالیت ها و برنامه های آینده
. در دانشگاهها، بسیج دانشجویی به خصوص بعد از مصوبه مجلس که ورود نیروهای نظامی و انتظامی را به دانشگاهها ممنوع کرده است، این نیرو قدرت بیشتری پیدا کرده است . این نیرو در هر دانشگاه و دانشکده ای محلی برای تجمع و بررسی رفتار دانشجویان دارد و گه گاه به صورت علنی یا غیر علنی دانشجویانی را که احساس می کند ممکن است دارای نظرات سیاسی باشد به شدت کتک می زنند . هیچ کس هم جرأت مداخله و جلو گیری از این اعمال را ندارد
. 3 - نیروهای سهمیه ای : این نیروها که از ابتدا برای کنترل دانشجویان و وجود نیروهای جاسوس در دانشگاهها به وجود ﺁمد بود در حال حاضر حدود چهل درصد از دانشجویان را در بر می گیرد. البته درصدی از این نیروها و سهمیه ای ها فقط برای ورود به دانشگاه از مقررات مربوط به سهمیه استفاده می کنند . وگرنه، اصلا اعتقادی به رژیم ندارند . ولی اکثر ﺁنان کسانی هستند که به صورت پاره وقت کاراطلاع رسانی به گروههای کنترل کننده را انجام می دهند . این نیروها را نظام پشتیبان خود در دانشگاهها به شمار می ﺁورد و احتمالا با ﺁمدن زاهدی ، ورود شمار بیشتری ازﺁنان، تسهیل خواهد شد. علاوه بر این، از این نیروهها برای مقاطع بالاتر بدون گرفتن امتحان استفاده خواهد شد. همان کاری که سالهاست دانشگاه ﺁزاد انجام می دهد . این دانشگاه هر کس را که بخواهد به عنوان دانشجو بدون امتحان می پذیرد و هرکس را که بخواهد و یا توصیه نامه ای داشته باشد به عنوان دانشجوی فوق لیسانس بدون امتحان می پذیرد و برخی از تایید شده های دیگر سران و باندهای مافیای نظامی - مالی را به عنوان دانشجوی دکترا می پذیرد و بعد ﺁنان را به عنوان دکتر و مدرس دانشگاه به استخدام خود در می ﺁورد. دانشگاههای دولتی به خصوص در دانشگاه تربیت مدرس و دانشگاه امام صادق و دانشگاه امام حسین و... نیز دانشجویان انتخابی و معرفی شده تا مقاطع بالا پذیرفته می شوند تا بعد، ازﺁنها به عنوان مدرس استفاده کنند . حال با شیوه جدیدی که برای ارتقا افراد به سطح استادی توسط زاهدی در دست کار است بسیاری از این نیروهای سهمیه ای و بسیجی و حراستی از این بند که اعتقاد به نظام و رژیم جمهوری اسلامی دارند استفاده کرده و با ارتقا ASA های اسلامی به زودی به عنوان استاد از انها استفاده خواهد شد
. برخی از سهمیه ای ها که نمی خواستند به دانشگاه بروند از سوی موسسه ای وابسته به رزمندگان حق السهم خود را به دیگران می فروختند و خود بعد از گرفتن وجه آن به گونه ای دیگر و از طریق روابطی دیگر به دانشگاه راه می یافتند برای اطلاع بیشتر از این موضوع به روزنامه کیهان و مصاحبه با مسئول خرید سهم خانواده شهدا و رزمندگان و جانبازان مراجعه شود
. این شرکت وابسته به هیات رزمندگان سهمیه آنها را به مبلغی حدود پنج میلیون تومان می خرید و آن را به بچه پولدارها به دو تا چهار برابر قیمت می فروخت و حال به چه صورت برای آنها در دانشگاه مدرک درست می کرد ما که نمی دانیم ولی خود هیات رزمندگان و دانشگاه می داند
. 4 - دفتر نهاد رهبری : یکی از کنترل کننده ها در دانشگاهها دفتر نهاد رهبری است . این دفتر زمانی به وجود ﺁمد که برخی از روسای دانشگاهها به مقامات بالاتر گزارش داده بودند که چون در دانشگاه ها کسی و نهادی نیست که در برخی از موارد از دانشجویان حمایت کند، بهتر است دفتری در این مورد ایجاد شود تا دانشجویان مشکلات خود را با ﺁنان در میان بگذارند . اما از آنجا که همه این نهاد ها و دفاتر و کمیته ها بعد از چندی به خاطر بی اعتمادی به ﺁنها دچار افت می شوند، برای نشان دادن خود دست به کارهایی می زنند که وجودشان ضرور به نظر برسد . برای همین این نهاد از دو شیوه سرکوب و کنترل دانشجویان و ارتباط ﺁنان از طریق گرفتن اطلاعات در مورد وضعیت مالی ﺁنان استفاده می کند . این نهاد کار دیگری هم در دست انجام دارد و ﺁن تهیه شرایط مناسب برای ازدواج دانشجویان است. ولی کار اصلی ﺁن همکاری در عملیات کنترل به کمک نیروهای دیگر است.
به تازگی این نهاد که کم کم ضرورت وجودی خود را بر دیگران دیکته کرده است در سرکوب دانشجویان دست به کارهای ویژه ای می زند . این نهاد به تازگی کار نظارت بر انتخابات دانشجویی را برای جلو گیری از ورود دانشجویان ازاد اندیش به انجمن های اسلامی را عهده دار شده است و کاری در حد کار شورای نگهبان در انتخابات دانشگاه را کار خود می داند . درگیری هایی که در دانشگاه امیر کبیر به وجود آمد و دامنه آن گسترش یافت به این دلیل بود که نهاد رهبری در آن دانشگاه می گفت که انتخابات باید از طریق این نهاد انجام شود و حتی زمانی که دانشجویان منتخبان خود را برگزیدند به دستور حجت الاسلام محمدی رییس نهاد" رهبری" در دانشگاهها با این انتخابات مخالفت کرد و آن را نپذیرفت در حالی که انتخابات دانشجویی تنها به خود آنها ربط دارد و نه به آخوند محمدی
. 5 - شورای انقلاب فرهنگی :
شورای انقلاب فرهنگی که در واقع همان برنامه ریزان اتاق های فکر هستند و به قول مقام "رهبری" مرکز ساماندهی فرهنگی است. مرکز این شورا در وزارت خانه قرار دارد و شوراهای فرهنگی در دانشگاهها از سوی آنها ایجاد می شود این شوراها برای پیاده نمودن برنامه های فرهنگی ستاد انقلاب فرهنگی ایجاد شده است وترکیب این شورا عبارت است از :نماینده بزرگترین تشکل دانشجویی -و ریاست دانشگاه -و نماینده بسیج دانشجویی -و نماینده نهاد رهبری و- معاون دانشجویی و- مدیر امور فرهنگی و - نماینده اساتید به انتخاب رییس دانشگاه .
این نهاد : یکی از گروههایی است که از بدو بازگشایی دانشگاهها در سال 62 به وجود ﺁمد و کارش کنترل دانشگاه و دانشجویان و چگونگی ﺁموزش دروس و کنترل اساتید بوده است . این کار را تا به امروز انجام می دهد . این شورا که کارش در ابتدا روش دادن به ﺁموزش و بررسی رشته های مورد نیاز در دانشگاهها بود، وقتی در این کار موفق نشد به کار سرکوب و دادن دستور العمل ها و صدور مصوبه هایی پرداخت. به کاری پرداخت که اصلا در توان فکری اعضای ﺁن نبود و نیست . مثلا مشخص کردن نوع فیلم هایی که مردم باید ببینند و نوع موسیقی ای که مردم باید گوش بدهند. این شورا در شرایط فعلی در دانشگاه به عنوان یکی از کنترل گرهای دانشجویی عمل می کند و در هر دانشگاه و دانشکده اتاقی دارد که در ﺁن ، جلسات مخفی جهت تصویب روش های جدید سرکوب و کنترل دانشجویان برگزار می شود.
6 - کمیته انضباطی دانشجویان شورای این کمیته عبارتند از دو یا چهار دانشجو به انتخاب ریاست دانشگاه و معاون دانشجویی و حراست و مدیر کل دانشجویی و ... 7 - این گروه در ارتباط مستقیم با حراست و ریاست دانشگاه است و هر از چند وقت با توجه به اطلاعاتی که حراست و یا بسیج می دهد، برای دانشجویان پرونده تشکیل می دهد و، بنا بر مورد، احکام از محرومیت در یک ترم تا اخراج از دانشگاه صادر می کند
. این کمیته در دوران آقای زاهدی با توجه به قدرت گیری حراست و بسیج دانشجویی و تحرکات تازه سرکوبگران برای تصفیه های دانشجویی به شدت فعال شده است و هر روز اخباری از اخراجی ها و تنبیه شده ها توسط این کنیته به گوش می رسد .
این کمیته به تازگی نماینده ای از وزارت اطلاعات را در کنار خود قرار داده است که بسیاری از عملیات بیرون از دانشگاه را با آنان هماهنگی می کند.
8 - گروههای به اصطلاح دانشجویی : در واقع کار ستون پنجم را در دانشگاهها انجام می دهند و با دستوراتی که معمولا از سران رژیم می گیرند، حرکاتی را در جهت عکس حرکات دانشجویان مستقل انجام می دهند . از این گروهها می توان به گروه تحکیم شیراز و گروه خط امام و گروه دانشجویان مشارکت و ... اشاره کرد . این گروهها سعی دارند اتحاد دانشجویی را که در دفتر تحکیم وحدت به وجود آمده است، از هم بگسلند . اینها در سالهای گذشته ﺁنقدر فعال نبودند . ولی در حال حاضر که دفتر تحکیم وحدت قصد دارد به صورت مستقل و ﺁزاد از حکومت به امور دانشجویی و صنفی و سیاسی خود بپردازد، فعالیت خود را تشدید کرده اند
. حال باید در اندیشیه یافتن راهکارهای جدید برای باز کردن این محیط بسته شد . دانشجویان مستقلی که سعی دارند این جو سانسور را بشکنند واقعا کار بسیار سختی را در پیش رو دارند و باید قدر کسانی را دانست که در این شرایط با فداکاری سعی دارند محیط خود را ﺁزاد کنند. زیرا در هیچ زمانی از تاریخ ایران، دانشگاهها به این صورت تحت کنترل شدید مقامات و گروههای امنیتی و اطلاعاتی و نظامی نبوده اند .
9 - گروه تحقیق و تفحص مجلس - این گروه تازه وارد به دانشگاه برای بررسی وضعیت دانشگاهها وارد دانشگاه شده است . نظام وقتی دید که به هیچ وجه نمی تواند دانشجویان را کنترل کند دست به دامن مجلس شده است . از آنجایی که تمام مافیاهای نظام هر کدام برای خود گروهی در دانشگاه درست کرده اند و تنها این مجلس بود که گروهی نداشت آنها هم برای اینکه دستی بر اتش داشته باشند و بدانند در دانشگاه چه می گذرد و بلاخره از کنار دانشگاه چیزی نصیب آنان شود گروهی را تشکیل دادند . به نظر می رسد که این گروه برای اینکه بداند در دانشگاهها چه می گذرد و چرا نمی توانند در آنجا نظام تاثیر بگذارد این گروه بررسی و تحقیق را درست کرده اند که در آخر این گروه هم به گروهی سرکوبگر دیگر تبدیل خواهد شد .
این گروه چند ماهی است که در دانشگاه به کار بررسی اوضاع و احوال دانشجویان و استادان و دانشگاهها مشغولند که صدای این گروه نیز بعدا در خواهد آمد. چون فردی مانند احمد توکلی و یا آیت الله فاکر آدمهایی نیستند که برای دانشجو تره خورد کنند .ذات آنها با چپاول و جنایت عجین شده است .
10 - گروه جدید دیگری که در دانشگاهها به وجود آمده است گروه دفن شهدا یا گروه های انصار حزب الله خارج از دانشگاه هستند که با آمدن وزیر محبوب رهبری و احمدی نزاد پای آنها را به دانشگاه باز کرده است .
این گروه که به دنبال به دست آوردن سکوهای دانشگاه هستند و آنجا را مرکز جاسوسی و ستون پنجم می داند و از آنجایی که به هیچ کدام از گروههای داخل دانشگاه اعتقاد ندارد خود وارد بازی شده است تا با برنامه دفن شهدا بتواند متولی استان مقدس شهدا در دانشگاهها شود و این آستان مبارکه و متبرکه برای اینکه بتواند به وطایف خود به نحو احسن کار انجام دهد بهتر دید که ستادی برای این کار در دانشگاهها ایجاد کند و برای اینکه بتواند برای وجود خود توجیهی بتراشد با دخالت معاونت حراست و خود وزیر برنامه دفن شهدا در دانشگاهها را به وجود آودند و حال خود را و وجود خود را بر دانشگاهها تحمیل کرد
. 11 - کمیته نظارت بر نشریات دانشجویی -شورای این کمیته عبارت است از یک نماینده دانشجو از میان مدیر مسئول ها و یک نماینده حقوقی و نماینده اساتید به انتخاب ریاست و معاون دانشجویی و مدیر امور فرهنگی هر دانشگاه
کار این کمیته کنترل و بررسی نشریات دانشجویی است و با دیدن کوچکترین مشکلی در آن نشریه به سرعت آن نشریه را تعطیل می کنند . و با مسئول آن نشریه و دست اندرکاران آن شدیدا برخورد می کنند .
12- شورای نظارت بر تشکل های دانشجویی - این شورا متشکل است از :نمایندگان نهاد رهبری و رییس دانشگاه که در شهرستانها نماینده وزیر است در تهران دانشکاهها به خاطر شرایطی که دارند و از حساسیت بیشتری برخوردارند برای همین برای نظارت بر تشکل ها نهاد رهبری را در کنار ریاست دانشگاه قرار داده اند ولی در شهرستانها تنها ریاست دانشگاه و معاونی از وزیر نظارت دارند. بر اساس همین شورا است که نهاد رهبری دخالت خود را در تشکل ها ی دانشجویی شروع کرده است ودرامور دخالت می کند
. 13 - جهاد دانشگاهی این مرکز دراوایل باز گشایی دانشگاهها به وجود امد و کارش درآن زمان تهیه کتب قدرت فرموده برای دانشجویان بودند و با استفاده از رانت های سرکوبگران در حال حاضر چاپ اکثر کتابهای دانشگاهی را در اختیار خود دارد
. به نظر میرسد که اگر این قدرتمداران باز هم بر سر کار بمانند احتمالا تعداد شوراها و نهاد ها و افراد اطلاعاتی و سپاهی و سهمیه ای ها به حدی زیاد شوند که جریان بر عکس جریان تعداد استادان و دانشجویان شود . یعنی برای هر دانشجو تعدادی مزدور را به حقوق های آنچنانی به کار بگمارند . همین حقوق هایی که برای کنترل به افراد خود می دهند که تفاوت ان وحشتناک است .
یک حقوق بگیر نیروهای نظامی و اطلاعاتی در ماه بدون احتساب امتیازات غیر معمول و پاداش ها آنچنانی حداقل دو یا سه برابر کارمندان و کارکنان عادی، حقوق سرکوب می گیرد . برای نمونه حقوق یک فردوابسته به نیروهای سرکوب و نظام با تحصیلات زیر دیپلم از حقوق یک کارمند با مدرک فوق لیسانس بالاتر است .
حال اگر به وضعیت از دیدی دیگر نگاه کنیم جای چند گروه در دانشگاه کم است که نظام باید فکری برای حصور ﺁنان بکند
- نمایندگی قوه قضاییه در دانشگاه
- نمایندگی شورای نگهبان در دانشگاه
- نمایندگی شورای خبرگان رهبری در دانشگاه
- نمایندگی شورای تشخیص مصلحت در دانشگاه
- نمایندگی وزارت کشور در دانشگاهها
و...
زیرا نیروهای نظامی و سپاهی و اطلاعاتی و هر نیروی سرکوبگر دیگری در دانشگاه نماینده گانی به نام های مختلف دارد و جای بقیه نمایندگی ها کم است
14- هیات های گزینش - یکی دیگر از گروههای کنترل گر دانشجویان و استادان هیات های گزینش است که از ابتدای انقلاب همواره با توجیهات بنی اسراییلی سعی در حذف دانشجویان و استادان از دانشگاهها داشته است این گروه که در ارتباط نزدیک با وزارت اطلاعات کار می کند همواره در تلاش گزینش نیروهای وابسته به حاکمان است .
در زیر بخشی از گفته های آقای خمینی را در مورد گزینش و حذف دانشجویان دیگر گروهها را می آوریم تا بدانیم گزینش و امام گزینشیان در رابطه با دانشجویان دگر اندیش چگونه عمل می کرد. -
معيار تشخيص‌ صلاحيت‌ دانشجويان‌ -... امام‌ بر همان‌ معيارهاي‌ سابق‌ تاكيد كرده‌ بانهايت‌ صلابت‌ فرمودند كه‌ اعضا و طرفداران‌ تمام‌ گروهكها را نه‌ به‌دانشگاه‌ بپذيريم‌ و نه‌ بگذاريم‌ ادامه‌ تحصيل‌ بدهند. حزب‌ توده‌ را هم‌ نام‌ بردند. احمد آقاي‌ گفتند.: دانشجويان‌ توده‌اي‌ كه‌ چند ماه‌ ديگر مانده‌ تا دكتر بشوند،اجازه‌ بدهيد اين‌ چند ماه‌ را تمام‌ كرده‌ بروند دنبال‌ کارشان‌. امام‌ با قاطعيت‌ هميشگي‌ فرمودند: همان‌ قدر هم‌ كه‌ خوانده‌اند نبايد مي‌خواندند.(زواياي‌ تاريك‌،جلال‌ الدين‌ فارسي‌، ص‌541)

4- اوضاع فعلی دانشگاهها :
با رییس جمهور شدن احمدی نژاد و انتخاب زاهدی به عنوان وزیر علوم تحقیقات و فن آوری معلوم بود که وضعیت دانشگاهها از آنی که بود بدتر خواهد شد . نظام همیشه در تلاش بود تا روزی بتواند سرشکستگی روز 18 تیر را به نوعی حل کند به همین دلیل به دنبال فرصتی می گشت تا بتواند با سرکوب دانشجویان آن روز را برای همیشه از ذهنها پاک کند .روزی که با تظاهرات دانشجویان و مردم بیت رهبری به لرزه در آمد و آقای خامنه ای اعلام کرد که حرف مردم را شنیده است و این در حالی بود که اگر نبود خیانت پشت صحنه خاتمی رژیم با تمام قدرت خود سرنگون می شد .
حتی در دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی هم بحران سازان با نزدیک شدن به روز 18 تیر سعی می کردند که زمینه هایی را به وجود اورند تا آن روز را بی رنگ کنند . هر سال با نزدیک شدن به این روز دستگیریهایی شروع می شود و وضعیتی به وجود می آید که دانشجویان نتوانند برنامه ای برای اینروز تدارک ببینند .
از سال گذشته آقای وزیر و نیروهای سرکوبگر تلاش داشتند تا با هر وسیله ای که در توان دارند به نوعی دانشگاهها را از رونق سیاسی و ایجاد تجمعات بیندازند . به همین دلیل در اولین حضور احمدی مقدم به عنوان رییس نیروی انتظامی اولین حضور دانشجویان در مقابل دانشگاه تهران به شدت سرکوب کردد .
نظام در رابطه با دانشگاه و دانشجو می داند که حتی با حضور ده دوازده نیرو و با سرمایه های کلان و نیروهای سرکوبگر نتوانسته است پیروزی هایی به دست آورد سعی دارد با ترفندهایی جدید دانشگاهها را به کنترل خود در آورد . سیاستهایی که نظام سعی کرده است با آمدن آقای زاهدی در رابطه با دانشگاهها اتخاذ کند عبارت است از
: 1 - بازنشسته کردن و اخراج استادان
با آمدن آقای زاهدی و انتخاب شیوه جدید پذیرش استاد و انتخاب روسای دانشگاه معلوم شد که او قصد دارد تا با این ترفند
استادان آزاد اندیش را به هر صورتی که می داند بازنشسته یا اخراج کند و به جای آنها می تواند از استادان وابسته به حکومت و حوزه ها قرار دهد
. وزیر نخبه که نخبگی خود او به نظر برخی از نمایندگان قلابی است و او قادر نبوده است با این سن و سال اینهمه مقالات علمی و تحقیقی در ریاضیات داشته باشد احتمالا مانند خود احمدی نزاد که به مدرک دکترای سپاهی دست یافت ،دست یافته است .
او و مافیاهای نظامی مالی میدانند که ادامه اینگونه دانشجویان در دانشگاهها سرانجام به به جایی می رسد که تاج و تخت رهبری و حوزه و آخوندها و بچه آخوندها به زودی به هوا می رود به همین دلیل با ایجاد گروهای سرکوبگر و تقویت و افزایش آنها در دانشگاه و همچنین گورستان کردن دانشگاهها قصد دارد تا زمان سرنگونی را به تاخیر بیندازد.
در جلسه رای اعتماد به او دکتر افروغ گفت با توجه به شایعاتی که در مورد روابط شما با تشکل های دانشجویی به گوش می رسد احتمال درگیری در دانشگاهها شدت خواهد یافت و ایشان این مسئله را تکذیب کرد ولی حالا معلوم می شود که چرا او با حداقل رای و تقلب آقایان حداد عادل و باهنر رای اعتماد گرفت .
او در آن روز با وجودی که تنها 274 کارت زده شده نمایندگان بر روی تابلو تعداد آنان را روشن می ساخت ولی ناگهان آقای حداد اعلام کرد که ده نفر از نمایندگان کارت خود را همراه نیاورده اند و وقتی که رای اعتماد آقای زاهدی توسط گروه ناظر شمارش شد دوبار شمارده شد ولی ایشان رای نیاوردند زیرا ایشان با احتساب 284 نفر کل رای دهندگان با 144 رای موافق انتخاب شد و این در حالی است که اگر ده رای اضافه شدن کم شود رای موافق او 134 رای خواهد بود
. ناظر شمارش آن روز که یکی از نمایندگان اصلاح طلبان بود بعد از رای آوردن او با تعجب گفت ما تا وقتی بالا بودیم و رای ها را شمارش کرده بودیم و دو بار هم شمارش کردیم ایشان رای نیاوردند ولی نمی دانم که چرا بعد از مشخص شدن عدم رای اعتماد به ایشان و پایان گرفتن شمارش و پایین آمدن ما ناگهان اعلام کردند که ایشان رای اعتماد گرفت.
در همان زمان باهنر در پاسخ به این اعتراض گفت که زمانی که وزیر رای نیاورد هیات رئیسه تصمیم گرفت که رای خود را اضافه کند و ما معمولا رای نمی دهیم برای اینکه مسئله ای به وجود نیاید ولی آن روز ما هم که دیدیم رای کم است به ایشان رای دادیم ورای آورده اند .
وزیری که آمدنش با تقلب همراه است و مدرکش نیز تقلبی است و تفکرش نیز تقلبی است معلوم است که چه کاره است و چه می خواهد بکند .
او آلتی بیش در دست مافیاها نیست و این عمله ظلم و جور تلاش دارد به گونه ای دانشگاهها را به انفعال بکشاند تا موجب ادامه حکومت جاهلان در سرنوشت کشور شود .ایشان در آن جلسه گفت که خروج نخبه ها از ایران به اندازه سه سال فروش نفت به ایران آسیب رسانده است یعنی حدود 120 میلیارد دلار .
این وزیر نمی گوید که این همه خسارت خروج نخبگان به خاطر سیاست های اعمال شده جاهلان حوزه علمیه ها و روحانیت و رهبری و ... بوده است . البته خود او می داند ولی خود را به نفهمی زده است . او حال قصد دارد با سیاست های جدید انتخاب استادان و روسای دانشگاه نیروهای
وابسته را وارد دانشگاه سازد
. 2 - جلوگیری از برگزاری انتخابات انجمن های اسلامی دانشجویان
3 -با تشکیل و انتخاب دانشجویان در گروه تحکیم وحدت که سال گذشته انجام شد نیروهای سرکوب گر از آنجایی که در میان نه عضو انجمن های اسلامی سراسر کشور حتی یک رای هم نداشتند به شدت سرخورده شده بودند .
4 -از آنجایی که نام انجمن های اسلامی دانشجویان سراسر کشور که نشان دهنده اسلامی بودن این انجمن است و در ابتدا برای کنترل و جذب و مقابله در مقابل دیگر دانشجویان به وجود آمده بود و کم کم با روشن شدن ماهیت حاکمان از آن دور شدند و در زمان خاتمی با سیاست های دوگانه و مزورانه او و یارانش در دانشگاهها به خصوص سکوت آنان و فریب دانشجویان در جریان 18 تیر آنان متوجه شدند که به هیج وجه نمی توانند به دولت و حکومت دل خوش کنند .
5 - بعد از آن دفتر تحکیم وحدت که با نفوذ برخی از نیروهای دولتی و وابسته به محسن رضایی و بیت رهبری گروهی به نام دفتر تحکیم شیراز را برای مقابله با آنان به وجود آوردند ولی به خاطر افشای ماهیت آنان کاری از پیش نبردند ، در آن زمان دفتر تحکیم تصمیم گرفت که با توجه به سیاستهای پلید دولت و حکومت اعلام استقلال مالی کند . آنان می دانستند که دولت آقای خاتمی تنها از آنها به عنوان حامی استفاده می کند و در مواقع ضروری پشت آنها را خالی می کند. مانند جریانات خرم آباد و خوابگاه دانشگاه و زندانی کردن دانشجویان. لذا دانشجویان تصمیم گرفتند که مستقل شوند و همین مسئله موجب شد تا فشار زیادی بر آنان وارد شود و کلیه امکانات آنان را از آنها گرفتند .
6 - استقلال دفتر تحکیم وحدت که بزرگترین تشکل اسلامی دانشگاهیان است و مخالف رژیم و حاکمیت می باشد برای سران نظام بسیار سنگین تمام می شود و از آنجایی که دیگر تشکل های دانشجویی وزن و اعتبار این دفتر را ندارد و به همین دلیل دانشگاه را از دست رفته می بیند برای اینکه بتواند در مقابل این دفتر ایستادگی کند مرتب دست به اغتشاش در دانشگاهها می زند تا شاید این بحران ها بتواند راهی برای متوقف کردن حرکت انجمن شود.
7 - ﺁنها به تازگی با ساختن گروههای اسلامی موازی مانند جامعه اسلامی دانشجویان و انجمن اسلامی دانشجویان پیرو خط و دیگر گروهها سعی کردند تا دانشجویان رادر انتخاب خود به خطا اندازند ولی تا به حال پیشرفتی نداشته اند . 8 - از سویی بلندگوهای تبلیغاتی وابسته به مافیاها مانند نشریات کیهان و جمهوری اسلامی و نشریه صبح صادق وابسته به سپاه و یا لثارات الحسین وابسته به انصار حزب الله و سرکوب گران خوابگاه دانشگاه و ... سعی کرده اند با نشر اخبار دروغین موجب وهم گروههای دانشجویی شوند .
9 - این نشریات به کمک صدا و سیمای وابسته به" رهبری "با انتشار اخبار ی مبنی بر وابستگی دانشجویان به امریکا و سازمان سیا سعی دارد زمینه را برای سرکوب بیشتر دانشجویان فراهم اورد .
10 - به تازگی هم نهاد نمایندگی "رهبری "در دانشگاه با برنامه ریزی های خاصی که از بیرون دانشگاه برای ماموریت آنان طراحی می شود سعی دارند که حضور خود را تقویت کرده و در جریان انتخابات دانشجویان خود را دخیل کرده تا زمینه نفوذ نیروهای وابسته به انجمن های اسلامی را فراهم آورند. حضور امثال حاجی بابایی در دانشگاه بهشتی و دیگر دانشجویان سعی دارد اتحاد دفتر تحکیم وحدت را بشکنند.
11- از سویی گروههای وابسته به اصلاح طلبان فرصت طلب طرفداران آقای خاتمی نیز به این دلیل که دیگر نمی توانند از دانشجویان و دفتر تحکیم وحدت استفاده ابزاری کنند سعی کرده اند با تخریب آنان دانشجویان را وادار به نزدیک شدن به خود کنند .
12 -امثال شکوری راد و جلایی پور و تاج زاده که خود از رانت خواران هستند سعی دارند با تخریب چهره انجمن های اسلامی به این دفتر ضربه بزنند .
13 - زمینه سازی حضور پررنگ نظامیان در دانشگاه : -
نظام تابه حال سعی کرده است تا با استفاده از گروههای سرکوب گر و کنترل گر ،کنترل دانشگاهها و دانشجویان را در دست داشته باشد ولی از ﺁنجایی که در این مورد موفق نبوده است با انتخاب احمدی نژاد سعی کرد با ورود نیروهای سپاهی تحت عنوان سپاه هادیون کنترل دانشگاهها را در اختیار خود بگیرد .
- سپاه که در حال گسترش خود به تمام بخش های دولت و دیگر جاها است ،سعی دارد خود به دانشگاهها راه یابد . مافیاهای نظامی و اقتصادی که می بینند نیروهای وابسته به آنان که تحت عنوان گروههای یاد شده فوق نتوانسته اند آنگونه که خود می خواهند، دانشگاهها را در کنترل داشته باشند و این دانشجویان به کمک نیروهای مستقل کارگری و کارمندی و... کلیه سیاستهای خائنانه انها را افشا می کنند، سعی دارند در این روزها که اوضاع آنها به شدت بحرانی است، شرایطی را به وجود بیاورند تا به قول معروف اخبار و اطلاعات را به روی مردم ببندند .
- نظام که می بیند حمایت مردم از روحانیون 7 درصد است در حالی که نظر مردم نسبت به دانشجویان و استادان 23 درصد است و مردم به این نیروها اطمینان دارند و از آنجا که حاکمان در حال از دست دادن مطلق اعتبار خود هستند ،سعی دارند که مهمترین عامل مبارزه در کشور را که همانا دانشگاهها و دانشجویان هستند را به کنترل مطلق خود در اورند .
- حاکمان ظلم و جور می دانند که در این شرایط سخت و در حال ریزش حکومت اگر اجازه بدهند که دانشجویان در راس حرکت های مردمی و همگام با آنها قرار گیرند، همان بلایی که نزدیک بود در 18 تیر به سر آنان بیاید که با خیانت گروههای دوم خرداد به بیراهه رفت و به بن بست رسید، دیگر جایی برای ادامه حکومت رهبری و دیگر وابستگان آنان نخواهد ماند .
- سپاه که بازوی نظامی خود یعنی بسیج دانشجویی را در سکوب دانشگاهها ناتوان دیده است، سعی دارد با به کار گیری و سوء استفاده از شهدا راهی را برای ورود و حضور مستمر خود در دانشگاهها باز کند به همین دلیل سال گذشته با تشکیل جلساتی با زاهدی و زارعی و گروههای انصاری و خشن حزب الله، برنامه هایی برای دفن شهدا در دانشگاهها ریختند و بعد از ان سعی کردند که در هر زمانی که اوضاع مناسب بود تعدادی از شهدا را در دانشگاهها خاک کنند تا با استفاده ابزاری از این شهدا هر زمان که لازم دیدند نیروهای خود را به درون دانشگاه گسیل دارند .
- در ﺁخرین حرکت خود که در دانشگاه امیر کبیر و همزمان در دانشگاه بهشتی قرار بود انجام دهند با مشکل مقاومت دانشجویان برخورد کردند هرچند در دانشگاه شهید بهشتی جای آنان را نیز به صورت مخفیانه اماده ساخته اند ،اما در حال حاضر جرات دفن انان را ندارند .
- نیروهای سرکوبگر تصمیم گرفته اند در تابستان و با استفاده از تعطیلی دانشجویان دست به این کارها بزنند .
- نصب دوربین در کلیه دانشگاهها
- دفن جنازه شهدا در دانشگاهها
- تغییر گسترده و بازنشسته کردن و اخراج استادان
- ﺁنان با نصب دوربین های مخفی قصد دارند که حرکات کلیه دانشجویان را در کنترل داشته باشند و هر حرکتی و تجمعی را به شدت مورد سرکوب قرار دهند و در حرکت دوم قصد دارند اسب تراوای جنازه شهدا را برای حضور هر زمانی خود آماده سازند .
- همچنین قصد دارند در روزهای تعطیل دانشگاه و عدم حضور دانشجویان استادان مورد نظر را بازنشسته و یا اخراج کنند .
- نیروهای خشن و سرکوبگر که در حمله به خوابگاه دانشگاه ددمنشی خود را نشان داده بودند سعی دارند با دفن شهدا و برگزاری مراسم های خاصی که در کنار این قبور قرار است انجام دهند به نوعی با دانشجویان درگیر شوند و در صورتی که بتوانند آنان را سرکوب کنند حصور خود را به اثبات رسانده اند و در صورتی که با مقاومت روبرو شوند سعی می کنند که شرایط را برای تعطیل دانشگاه فراهم ﺁورند. انقلاب اسلامی : در حوزه روحانیت برخورد ها میان سه جریان است . صحنه اصلی نبرد ، میان دو جریان زور پرست است :