« شماره ۶۵۶ از ۲۶ مهر تا ۱٠ آبان »


یادﺁوری : مقاله ها که در انقلاب اسلامی منتشر می شوند تنها نظر نویسندگان خود را باز گو می کنند

صاحب
   امتياز
    و مسئول

برای تماس با ما

برگزيده مصاحبه ها

جواب به سوالها

آرشيو روزنامه

در اين شماره

صفحه اصلی

•   سايت آقاى
ابوالحسن بنى صدر


•   وب لاگ آقای
ابوالحسن بنی صدر


واکنشهای مافیاهای نظامی - مالی : چاه کن ته چاه افتاد وقتی هاشمی رفسنجانی متهم شد ساز امریکا را می زند :

• جانبداران هاشمی رفسنجانی می گویند :
* به گزارش ایلنا ( 9 مهر ماه ) ، حسين مرعشي ، برادر زن هاشمی رفسنجانی و سخنگوی کارگزاران، گفته است : انتشار متن مستند نامه امام در مورد پايان جنگ، براي كساني حساس است كه مي‌‏خواهند با برخوردهاي تهاجمي كشور را در معرض تهديدهاي جدي قرار دهند، اين نامه هشداري است براي آنها مبني بر اينكه ما اين مسير را يك بار در تاريخ كوتاه پس از انقلاب طي كرده‌‏ايم و حالا بايد از اين تجربيات كه در دسترس‌‏مان است، كمال استفاده را بكنيم و راه رفته را دوباره طي نكنيم .
...
امروز يك نگراني در بين سياستمداران كشور ما وجود دارد كه مبادا كشور در دام خطرناكي كه استكبار جهاني براي ما طراحي كرده است، گرفتار شود و غرور و احساسات پاك به‌‏گونه‌‏اي بر مصادر تصميم‌‏گيري حاكم شود كه عده‌‏اي با عناوين جذاب و با شعارهايي كه در عمق باورهاي مردم ريشه دارد، كشور را در معرض تهديد جدي قرار دهند.
مرعشي تاكيد كرد: سياسيون ميانه‌‏روي ايران امروز نگران چنين خطراتي براي كشور هستند، لذا سعي مي‌‏كنند در مورد تجربيات ارزنده‌‏اي كه در طول دفاع مقدس به دست آورده‌‏اند، بيشتر بحث كرده و ديگران را به تامل وادارند.
وي گفت: كساني كه امروز به انتشار اين نامه اعتراض كرده و اين تحليل‌‏ها را مخدوش مي‌‏كنند، آنهايي هستند كه فكر مي‌‏كنند اين ميانه‌‏روي‌‏ها و مشي خردمندانه نمي‌‏تواند پاسخگوي احساسات آنها بوده و غرورشان را ارضا كند .
انقلاب اسلامی : اما بنای تأسیسات زیر زمینی و خرید محرمانه تجهیزات اتمی و... زمانی انجام گرفته است که هاشمی رفسنجانی همه کاره بوده است . اگر راست می گفت ﺁن روز می باید از تجربه درس می گفت و مسئله ای چنین خطرناک نمی ساخت .
* نشریه کارگزاران ( 8 مهر ماه ) از جمله نوشته است : محسن رضایی فرمانده سابق سپاه پاسداران در گفت وگویی با سایت بازتاب که دیروز منتشر شد در پاسخ به این پرسش که آقای هاشمی پذیرش قطعنامه را به چند دلیل مربوط کرده اند که از آن جمله نامه شما به عنوان فرمانده سپاه مبنی بر ضرورت تامین تدارکات برای ادامه جنگ و سه سال وقت برای بازسازی نیروهاست، گفت؛ به هر حال نمی دانم برداشت آقای هاشمی چه بوده است اما این بحث معروفی بین فرماندهان و آقای هاشمی بود.
فرماندهان به ویژه پس از عملیات خیبر، می گفتند استراتژی سیاسی نتیجه ای ندارد و اجازه بدهید برنامه ای برای استراتژی نظامی تهیه و جنگ را تمام کنیم. هیچ گاه مسوولان سیاسی و آقای هاشمی این را نپذیرفتند.
یک روز آقای هاشمی گفتند ما حتی نمی توانیم بند پوتین سربازان و بسیجی ها را فراهم کنیم. این تعبیر بیانگر این بود که هیچ گاه به استراتژی نظامی فرماندهان نظامی توجهی نشد و همیشه می گفتند توان اقتصادی حمایت از این استراتژی را نداریم و اقتصاد کشور تحمل این استراتژی را ندارد. بعد از عملیات رمضان همیشه پیشنهادات فرماندهان را اگرچه برای انجام یک عملیات می پذیرفتند، ولی برای پایان دادن به جنگ رد می کردند.
تنها موقعی که راضی شدند، در اواخر جنگ بود؛ زمانی که دیدند استراتژی سیاسی با شکست مواجه شده است ولو قطعنامه 598 هم دستاورد عملیات فاو و کربلای 5 بود. ولی آنها احساس می کردند همین 598 هم عملی نباشد. در این موقع از ما پرسیدند برای پایان دادن جنگ چه می خواهید. آن زمان سپاه نامه ای را برای آقای هاشمی رفسنجانی ـ نه امام ـ تنظیم کرد. زیرا امکانات کشور در اختیار مسوولان سیاسی کشور بود. در این نامه برای پیروزی در جنگ امکاناتی خواسته شده بود.
آقای هاشمی هم این نامه و هم چند نامه دیگر از جمله نامه آقای خاتمی وزیر ارشاد وقت، نامه میرحسین موسوی به عنوان مسوول دولت و نامه فرماندهان ارتش را با هم خدمت امام برد و گفته بود که نظامیان این گونه می گویند و مسوولان سیاسی و اقتصادی هم می گویند پول نداریم.
شما تکلیف را روشن کنید و امام هم با پذیرش قطعنامه موافقت کردند. این مسائل بسیار مهم است و شاید مهمترین مقطع انقلاب است که باید درک و تحلیل شود تا ما را با برخی مواضع امام و رزمندگان آشنا کند، زیرا امام از اول با جنگ مخالف بودند و در تمام دوران جنگ هم صادقانه با مردم سخن گفتند و از رزمندگان حمایت کردند. ﺁقای محسن رضائی در پاسخ منفی به این سوال که آیا پیشنهاد پایان جنگ را به حضرت امام(ره) داده بودید؟ ، با تاکید بر اینکه در حقیقت، آن نامه ای که من نوشته بودم، ارائه یک برنامه بلندمدت برای جنگ بود، خاطرنشان کرد: من در نامه ام نوشته بودم که ما جنگ را نباید برای یک عملیات برنامه ریزی کنیم، چرا که با این کار، جنگ به پایان نمی رسد.
ما باید استراتژی داشته باشیم و یک مجموعه عملیات را برنامه ریزی کنیم و برای پنج سال آینده برنامه داشته باشیم. بعد آمدم برنامه ای را که برای این پنج سال می خواهیم، نوشتم و حدود چهار و نیم میلیارد دلار نیز پیش بینی ارزی کرده بودیم که می بایست طی پنج سال به ما بدهند.
مثلا نامه آقای خاتمی، حکایت از آن داشت که بسیجی ها و مردم به جبهه نمی روند و ما در جبهه نیرو کم داریم. صحبت آقای میرحسین درباره این بود که اقتصاد کشور نمی تواند جنگ را تحمل کند.
* به گزارش ایلنا ( 10 مهر ) عطریان فر، گفته است: كار هاشمي رفسنجاني در زمينه انتشار نامه امام (ره) كار درست و دقيقي بوده است كه مي‌‏تواند آغازي بر بازگشايي برخي حقايق موجود باشد.

• احمدی نژاد و دیگر سخنگویان مافیاهای نظامی - مالی می گویند : * در 10 مهر به گزارش خبرگزاري "انتخاب"، به نقل از دفتر امور رسانه‌هاي رياست جمهوري، محمود احمدي‌نژاد با انتقاد از كوشش بعضي افراد در جهت ايجاد شائبه در مورد توانمندي‌هاي ملت ايران و ارزشهاي دوران دفاع مقدس گفت: ‌كساني كه تصور مي‌كنند مي‌توانند با زير سؤال بردن اين ارزشهاي والا در اراده مستحكم ملت بزرگ ايران براي پيشرفت و سازندگي خللي ايجاد كنند، بايد بدانند نه تنها در اين راستا موفق نخواهند شد، بلكه فقدان هوشمندي، توانايي و تعهد خود را ثابت مي‌كنند.
* به گزارش خبرگزاري انتخاب( 11 مهرماه )، احمدی نژاد، در مراسم اعطاي سردوشي و تحليف فارغ‌التحصيلان دانشكده علوم انتظامي، نوبتی دیگر گفته است : برخي خيال نكنند مي‌توانند با طرح مسائلي كه ارتباطي به مديريت امروز ندارد و به طور ناقص، گزينشي، خودخواهانه و به دور از تقوا مي‌خواهد افتخارات ملت و عظمت امام(ره) را با بازي‌هاي سياسي زير سئوال ببرد، براي دشمن فرصت ايجاد و كام ملت را تلخ كنند.
...
بعضي‌ها در داخل خيال نكنند براي خودشيريني و ايجاد فرصت براي تحرك و ابتكار عمل دشمن كارهايي كنند و كام ملت را تلخ كنند، هم‌چنين مسائلي را مطرح كنند كه ارتباطي به مديريت امروز ندارد؛ مسايلي كه به طور ناقص، گزينشي، خودخواهانه و بي‌تقوايانه بخواهد افتخارات ملت و عظمت امام را با بازي‌هاي سياسي زير سوال ببرد و براي دشمن فرصت ايجاد كند.
آنها از همين الان و قبل از اقداماتشان شكست خورده‌اند. هركس كه بدون تقوا براي غير خدا و بدون شناخت ملت ايران بخواهد حركتي انجام دهد، قبل، بعد و حين انجام آن حركت شكست خورده است.
* نماينده ولي فقيه در سپاه، پاسخگويي به شبهات جنگ را متفاوت از افشاي اسناد محرمانه دانست و تصريح كرد: افشاي اسناد طبقه‌‏بندي‌‏شده در جامعه به معناي پاسخگويي به شبهات جنگ نيست، چراكه افشاي اين اسناد تاثير بسيار نامطلوبي در جامعه خواهد داشت زيرا اسناد طبقه‌‏بندي‌‏شده دو حالت دارند؛ برخي از اين اسناد وقتي يك دوره زماني از آن بگذرد، مي‌‏توان آن را منتشر كرد اما برخي ديگر هيچ وقت قابل انتشار نيستند.
وي گفت: نامه اخير از اسناد طبقه‌‏بندي‌‏شده نوع دوم بود كه به هيچ عنوان نه حالا، بلكه هيچ زمان ديگر نبايد منتشر مي‌‏شد.
سعيدي در مورد نامه امام، يادآور شد: نامه رضايي به هاشمي رفسنجاني مستند است، چراكه يك نسخه از اصل آن نيز نزد من باقي مانده بود اما خطاب اصلي اين نامه به امام نبود بلكه هاشمي از سران سپاه و ارتش خواسته بود كه شرايط و امكانات لازم را براي ادامه جنگ بيان كنند كه آنها نيز پاسخ داده بودند و هاشمي جمع‌‏بندي‌‏هاي خود را به امام تحويل داده بود و همان نيز زمينه پذيرش قطعنامه از سوي امام شد.
نماينده ولي فقيه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي گفت: نبايد در مورد جنگ مطلق‌‏گرايي داشت و مدام گناه را به گردن اين و آن انداخت. فراموش نكنيم جنگ پديده‌‏اي بود كه به مجموعه نظام جمهوري اسلامي تحميل شد و امام نيز دقيقا به همين دليل و براي حفظ نظام قطعنامه را پذيرفتند، چون اساسا اصل بر جنگ نبود بلكه اصل حفظ نظام بود.
* در 11 مهر، احمد توکلی ، از متولی های مجلس مافیاهای نظامی - مالی در کیهان، از جمله نوشته است :
1- حمله صدام به ايران در شهريور 1359 پس از آن صورت گرفت كه صدام در حضور خبرنگاران رسانه هاي جهاني قرارداد 1975 باايران را پاره كرد و گفت خوزستان را آزاد خواهد كرد! و انقلاب اسلامي را نابود خواهد ساخت و پاسخ پرسش هاي خبرنگاران حاضر را به سه روز بعد در تهران موكول كرد! از همان ابتدا امام فرمود كه شرق و غرب در اين جنگ پشت سر صدام هستند كه بعدها، حقانيت اين دعوي به وضوح و با اقدامات و اعترافات مقامات مختلف دو بلوك سلطه تأييد شد. هدف اعلام شده نيز چنانكه اشاره شد، تجزيه بخشي از خاك ايران و ساقط ساختن دولت انقلابي نوپاي اسلامي بود.
2- در مقابل، امام دو هدف براي دفاع مقدس ملت ايران تعيين فرمود، يكي اصلي و ديگري تكميلي. حفظ تماميت ارضي ايران عزيز و انقلاب نوپا هدف اصلي بود. اما آن بزرگوار به درستي و با روشن بيني مي فرمود، اگر اين گرگ خونريز باقي بماند و مجدداً فرصت يابد، منطقه روي آرامش نخواهد ديد و همه كشورهاي منطقه از جمله ايران باز در خطر تجاوز خواهند بود ...
...
9- خطاهاي كوچك آدم هاي بزرگ، بزرگ است، چه رسد به تقصيرهاي بزرگ آنها. به رغم خدمات گرانقدر اين دو نفر، اين گناه بزرگ بي شك به حيثيت آنان آسيب وارد كرده است. سهم آقاي هاشمي از اين آسيب بيشتر است چون اول و آخر تلخ آن را رقم زد. البته اگر آقاي رضايي در اين مسابقه به خطاي دفاع از خويش ادامه دهد در گناه حركت ناسازگار با مصالح ملي و انقلابي مساوي خواهد كرد. از مشاوران بي عقل و مساله دار بپرهيزيد.
10- معلوم مي شود اگر ميل به حفظ خويش شديد شد و حس منزلت خواهي بالا بود و در عالم سياست بازي كيش و مات در گرفت، آدمهاي با سابقه و بزرگ نيز چشمشان كم سو مي شود. براي همه ما سياستمداران عبرت انگيز است...
انقلاب اسلامی : الف - صدام می خواست ظرف 4 روز کار ایران را تمام کند . اما در ماه اول جنگ، قوایش زمین گیر شدند . این مدیریت کسی که جنگ را منفور می داشت و بخاطر دفاع از وطن جنگ را مدیریت می کرد و ارتشی که فرصت ابراز فداکاری برای وطن را یافته بود، صدام را ناکام و راضی به قبول پیشنهاد هیأت عدم تعهد کرد . و کسانی که می گفتند نصف کشور برود بهتر از ﺁنست که بنی صدر پیروز بشود بودند که پیروزی را به شکست باز گرداندند ﺁنهم با قربانی کردن یک نسل و وارد کردن 1000 میلیارد دلار زیان . ب - توکلی دروغ می نویسد که هدف اصلی خمینی حفظ وطن عزیز بوده است . غیر از این که او از کودتاچیانی حمایت می کرد که شعارشان این بود که نصف ایران برود بهتر از ﺁنست که بنی صدر پیروز بشود، اگر غم ایران داشت، در خرداد 60، در کودتا کردن چند روز تأخیر می کرد تا هیأت عدم تعهد پاسخ موافق عراق را بیاورد و جنگ به پایان برسد . او قدرت استبدادی " سلسله روحانیت " را می خواست و غافل بود که کار به حاکمیت امثال احمدی نژاد و توکلی می انجامد و این ها از ملاتاریا خلع ید می کنند .

• طرفداران رفسنجانی به احمدی نژاد پاسخ می دهند :
* خبرگزاري انتخاب ( 15 مهر ) احمدی نژاد را این سان مورد خطاب قرار داده است: ...آقای هاشمی فرزند امام (ره)! شاید گفته ها ی برخی افراد که فقط در یک سخنرانی شما را به خودخواهی بازی های سیاسی ، زیر سئوال بردن افتخارات، ایجاد فرصت برای دشمن و بی تقوایی متهم می کنند ، حضرتعالی را آزار دهد . اما آنها را به حساب خدا بگذار و آرزوی بیشتر کن که ملت ما و اسلام عزیز امروز به صبر و بردباری شما نیاز دارد.
اما خوب است افرادی که از حزب و تفکر خاصی به نام جمعیت ایثارگران مدیریت ها کلان به عهده گرفته اند بدین سئوالات پاسخ دهند:
1 - نظر آنها در مورد مدیریت روحانیت چیست؟
2 - در شورای مرکزی این حزب چند روحانی وجود دارد؟
3 - چرا و با کدام دلایل شرعی ایشان مدیریت روحانیت را بر نمی تابند؟
4 - پیشینه ی رئیس جمهور منتخب در تعامل با روحانیت چگونه بوده است؟
5 - آیا مبنای اعتقادی این حزب اسلام بدون روحانیت است؟ اگر نیست این همه همسویی چگونه به جود آمده است؟
آن چه به نظر می رسد تخریب آقای هاشمی با آن همه افتخارات بهانه ای است برای پاک کردن عرصه ی مدیریت از روحانیت. به راستی وقتی یکی از سرشناس ترین و به اعتبار کلام امام (ره) و رهبری مدیرترین شخصیت روحانی این چنین ناجوانمردانه تخریب می شود و همه محاسن و خدماتش سیاه و تاریک معرفی می گردد و تا مرز فراهم کننده ی فرصت برای دشمن مورد سرزنش قرار می گیرد، دیگر چه کسی از این گروه اجتماعی جرات خواهد کرد بعد از این کاندیدای ریاست جمهوری شود؟ پاسخ به چنین سئوالی البته منفی است. چرا که شخصیت های مبارز، سیاسی و انقلابی حوزه افراد گمنامی نیستند. بلکه همگی شناخته شده می باشند و در میان ایشان کسی همانند آقای هاشمی وجود ندارد. بنابراین تخریب آقای هاشمی بر اساس مبنایی صورت می گیرد که قایل به حذف روحانیت ازمسئولیت های اجرایی و بلکه مراکز کلان تصمیم گیری است. اما چنین نخواهد شد چرا که با روشن شدن نیمه های پنهان مدیران تازه به دوران رسیده، صف طویلی از معتقدان اسلام با روحانیت را در مقابل خود مشاهده خواهند کرد و آن روز است که باید صحنه را ترک گویند.
سفرهای استانی رئیس جمهور محترم جناب اقای احمدی نژاد که گویا وسیله ای برای برخی اظهارات تند و دور از انصاف وی بر علیه رقبای سیاسی شده و گویا هدف اصلی از این مسافرت ها این است که ایشان در ضمن صحبت های خود مرتب به بعضی شخصیت های موجه نظام اظهار کم لطفی کرده و انگ هایی از قبیل: بی تقوایی، خودخواهی، نداشتن هوش سیاسی و تلخ کردن کام ملت و... بزند. بنابراین لازم است جهت تنویر افکار عمومی و از باب نصیحت و تذکر به رئیس جمهور، نکاتی را به شرح ذیل یادآورشوم.
اولا: بر فرض هم قبول کنیم که نامه ی حضرت امام (ره) جزو اسناد سری و انتشار آن هم اشتباه بوده است - که البته به نظر من این چنین نیست - ولی تکرار آن در این چند روز اخیر به بهانه های مختلف از زبان رئیس جمهور محترم چه معنایی می تواند داشته باشد؟ آیا این موضع گیری نسنجیده نشان دهنده ی این حقیقت انکار ناپذیر نیست که رئیس جمهور محترم به دام کشمکش های سیاسی گرفتار شده است؟
ثانیا: در این ایام ماه مبارک رمضان ، ماه میهمانی خدای سبحان که مردم سرگرم دعا، عبادت و معنویت هستند، آیا طرح و تکرار این مسائل در مسافرت های شهرستانی و غیر آن، خود یک نوع تلخ کردن کام مردم نیست؟ چرا جناب آقای احمدی نژاد آن چه را که در دیگران قبیح می بینند در خود نادیده می گیرند؟ به نظر می رسد یک سری افراد و تشکل هایی پشت این ماجرای تلخ سنگر گرفتند که هیچ اعتقادی به حوزه و روحانیت ندارند. همواره اصرار بر (اسلام و انقلاب منهای روحانیت) می کنند و متاسفانه این چنین آقای رئیس جمهور را ناخواسته به سمت و سوی این امور سوق می دهند. ولی هم اکنون سخن حقیر در این مقال با آقای رئیس جمهور محترم است.
آقای رئیس جمهور! خیلی صریح می خواهم بگویم: اختلاف سلیقه و احیانا مخالفت های چند طلبه ی تندرو یا چند شخصیت روحانی ولو محترم با ایشان، شما را به برخی توهمات و تخیلات وا ندارد. قاطبه ی روحانیت و حوزه های علمیه، بخصوص مراجع معظم تقلید امروز هاشمی را نماینده ی فرزانه و همیشه فروزان خویش در عرصه های سیاسی و اجرایی کشور و جهان می دانند و به این حقیقت افتخار می کنند. یقین دارم اگر در مسافرت اخیر خود به شهر قم, دقت و تامل بکنید به این حقیقت انکار ناپذیر بیش از پیش واقف خواهید شد.
انقلاب اسلامی : بدین قرار، دست پروده های ملاتاریا اینک در کار خلع ید از ملاتاریا ، با شعار اسلام بدون روحانیت هستند . درس تاریخ اینست : خلافت عباسی را قشون غلامان ترک برانداخت و صفویه را قشون شاهسون و قاجاریه را قشون قزاق و " سلسله روحانیت " را نیز سپاه و بسیج عامل سرنگونیش می شوند .