« شماره ۶۵٧ از ۱٠ تا ۲٤ آبان »


یادﺁوری : مقاله ها که در انقلاب اسلامی منتشر می شوند تنها نظر نویسندگان خود را باز گو می کنند

صاحب
   امتياز
    و مسئول

برای تماس با ما

برگزيده مصاحبه ها

جواب به سوالها

آرشيو روزنامه

در اين شماره

صفحه اصلی

•   سايت آقاى
ابوالحسن بنى صدر


•   وب لاگ آقای
ابوالحسن بنی صدر


حمله اتمی امریکا به ایران در دستور کار حکومت بوش است

ژرژ هیرش ( ﺁنتی وار 16 اکتبر 2006 ) زیر عنوان " حمله اتمی امریکا به ایران همچنان در دستور کار است . کنگره چه خواهد کرد ؟ " تحلیلی از دیدگاه بوش و حکومت او در باره سلاح اتمی و بکار بردن ﺁن بعمل ﺁورده است که سخت می باید مورد توجه همه ایرانیان قرار گیرد . نکات عمده نوشته او اینها هستند :
* حکومت بوش نظر خویش را در باره بکار بردن سلاح اتمی از اساس تغییر داده است . در نظر این حکومت، سلاح اتمی دیگر سلاحی کیفا  متفاوت از سلاحهای معمولی نیست . بسیاری اعمال حکومت بوش در سالهای اخیر حاکی از ﺁنند که نقشه حمله اتمی به کشوری تهیه شده است . از این رو است که امریکا زیر بار ﺁن نمی رود که تصریح کند به ایران حمله اتمی بعمل نخواهد ﺁمد.
* در مورد عراق نیز این بیم وجود داشت که حمله اتمی بعمل ﺁید اما چنین حمله ای انجام نگرفت . بسا در مورد ایران نیز این حمله واقعیت پیدا نکند .
با وجود این علائم بدانحد واضح و نگرانی ﺁور هستند که 40 هزار فیزیک دان امریکائی خود را ناگزیر دیده اند هشدار نسبت به خطر حمله اتمی به کشوری بدهند که فاقد سلاح اتمی است .
* در حقیقت، میان عراق با ایران تفاوت وجود دارد . توضیح این که عراق بیش از ﺁن ضعیف بود که حمله اتمی به این کشور از لحاظ افکار عمومی جهانی قابل توجیه باشد . اما ایران موشکهایی در اختیار دارد که می توانند شهرهای اسرائیل و قوای امریکا در عراق و خلیج فارس را هدف قرار بدهند . 150 هزار قوای امریکا در عراق، در معرض خطر جدی قرار می گیرند و بمحض ﺁنکه حکومت بوش بتواند افکار عمومی را قانع کند که برای نجات جان سربازان امریکائی این حمله لازم بوده است، به ﺁن دست خواهد زد .
* در جنگهای گذشته ، امریکا سلاح اتمی بکار نبرد زیرا از واکنش روسیه و چین از راه بکار بردن سلاح اتمی می ترسید . در حال حاضر نیز به کره شمالی چنین حمله ای نخواهد کرد . زیرا کره شمالی سلاح اتمی دارد و چین نیز بسا به حمایت ﺁن برخیزد . در واقع، حکومت بوش می خواهد مجهز شدن کره شمالی را به سلاح اتمی مجوز حمله به ایران، به قصد درﺁمدن این کشور به عضویت باشگاه اتمی، قرار دهد . برایش مهم نیز نیست که ایران به راه کره شمالی نمی رود و قصد تولید سلاح اتمی را ندارد .
در صورت حمله به ایران ، هیچ کشور دارای سلاح اتمی ، به مقابله بر نخواهد خواست . اینک امریکا از وسیع ترین برتری اتمی در جهان برخوردار است و ممکن است فرصت دست زدن به حمله را، برای تفهیم این معنی به مردم جهان مغتنم شمارد که 5000 میلیارد دلار اسلحه اتمی امریکا برای ﺁن نیست که بلا مصرف بماند .
* طی5 سال اخیر ، حکومت بوش ، بدون مشورت با مجلس یا مردم امریکا، تغییری عمیق در سیاست اتمی امریکا ایجاد کرده است . زیر عنوان " New Triad " ، سلاح اتمی را در اسلحه معمولی ادغام کرده است . معنی ﺁن اینست که دیگر خط تمیزی میان سلاح اتمی و اسلحه غیر اتمی نیست و در جنگ، از هر دو سلاح می توان استفاده کرد . وزارت دفاع امریکا این ادغام را چنین توجیه می کند : انرژی که توسط یک انفجار اتمی ایجاد می شود میلیونها برابر بیشتر از انفجار غیر اتمی است . در نتیجه، مشکل نیست دریابیم که یک جنگ اتمی بسیار بیشتر از اسلحه معمولی کشتار خواهد کرد . در جنگ دوم جهانی که غیر اتمی بود، 50 میلیون تن کشته شدند . پس جلوگیری از مجهز شدن دشمن به سلاح اتمی ، ایجاب می کند با استفاده از سلاح اتمی تاکتیکی از ﺁن جلوگیری بعمل ﺁید .
* اما نیاز حکومت امریکا از اعلان چنین تغییری سیاستی چیست؟ امریکا می توانست بدون ﺁنکه اعلان کند، این تغییر را بعمل ﺁورد . پس اگر اعلام می کند، مقصودی دارد و مقصودش جز بکار بردن سلاح اتمی چه می تواند باشد ؟ بدیهی است حکومت بوش اهمیتی نیز به این امر که در 1978 ، دولت امریکا تصریح کرده و در سال 1995 همین دولت ﺁن تصریح را باز گفته است که امریکا بر ضد کشورهای فاقد سلاح اتمی ، سلاح اتمی بکار نخواهد برد ، نمی دهد.و البته اعتنائی نیز به قراری که دادگاه بین المللی لاهه صادر کرده است نیز نمی کند .
اعلان تغییر سیاست دو هدف دارد : ﺁماده کردن افکار عمومی امریکائیان برای انجام حمله اتمی و قبولاندن سیاست اتمی جدید به جامعه جهانی . واکنش فعل پذیرانه جامعه امریکائی نسبت به این تغییر سیاست، به بوش و حکومت او امکان میدهد بگوید اکثریت بزرگ مردم امریکا سیاست اتمی جدید را تصویب کرده است و پذیرفته است که هر زمان اثر پذیری حد اکثر ایجاب کرد، سلاح اتمی بکار رود .
* تغییر سیاست اتمی نه در دنیای مجاز که در عالم واقعیت انجام گرفته است : وزارت دفاع به دستور بوش ، انواع جدید و بکار بردنی از اسلحه اتمی را تولید کرده است . این اسلحه دقیقا  گویای هدف رامسفلد از تغییر ارتش امریکا است .
با توجه به سیاستی که رامسفلد در دست اجرا دارد، صداهای بسیاری برضد او بلند شده و خواستار استعفای او شده اند . اما او از اعتماد کامل بوش برخوردار است . چرا ؟ زیرا رامسفلد با ساختن اسلحه اتمی کوچک و تاکتیکی برای بکار بردن برضد دشمن، همان کاری را می کند که بوش می خواهد .
ارتش امریکا موافق بکار بردن سلاح اتمی بر ضد ایران نیست . زیرا بعد از حمله اتمی به ناگازاکی ژاپن در 1945 ، این نخستین بار می شود که امریکا بر ضد کشوری فاقد سلاح اتمی، حمله اتمی می کند . حتی با بکار بردن سلاح اتمی کوچکی بر ضد تأسیسات اتمی نطنز یا نقطه دیگری از خاک ایران ، منع بکار بردن سلاح اتمی را از میان می برد . رامسفلد براینست که این حمله انجام گیرد زیرا بدان تغییر دلخواه او به انجام می رسد .
• اما این حمله چگونه انجام خواهد شد ؟
* تصمیم بر بکار بردن سلاح اتمی را رئیس جمهوری می باید اتخاذ کند . پس از صدور دستور از سوی رئیس جمهوری به وزیر دفاع، او این دستور را به فرمانده قوای امریکا در خاورمیانه، ژنرال ابوزید، ابلاغ می کند . اما تصمیم رئیس جمهوری ، به دنبال تقاضای فرماندهی نیروهای مسلح امریکا در منطقه، گرفته می شود . بوش می گوید : من به مردم گوش می دهم که چه می گویند. در مورد جنگ، مردمی که به سخنشان گوش می دهم فرماندهان نظامی هستند . فرماندهان نظامی که در محل عملیات هستند، ضرورت یک اقدام نظامی و فوریت ﺁن را گزارش می کنند . البته بدون توجه به پی ﺁمد ﺁن که از جمله از میان رفتن قرارداد منع انتشار اسلحه اتمی است .
* به کنگره اطلاع داده نخواهد شد که به ایران حمله نظامی خواهد شد . هرچند کنگره اظهار کرده است ( قرار شماره 6198 ) که ایران می باید حساب رفتار تهدید ﺁمیزش را پس بدهد . حمله به ایران با بمباران یکچند از تأسیسات ایران ﺁغاز خواهد شد . همانطور که 5 ماه پیش از حمله به عراق، فرودگاههای نظامی و اسلحه ضد هوائی عراق بمباران شدند . واکنش ایران به این حمله وسیع، بهانه را به دست بوش می دهد که ایران را مهاجم بر قوای امریکا بخواند و دستور حمله وسیع را به ایران بدهد .
* سلاح اتمی که بکار می رود، سلاح تاکتیکی برای نفوذ در زمین و از میان بردن تأسیسات اتمی است. اما هدف واقعی ﺁن از میان بردن تأسیساتی که در عمق بسیار برپا شده اند، نیست . هدف واقعی از میان بردن منع استعمال سلاح اتمی و ایجاد وحشت نزد ایرانیان و وادار کردنشان به تسلیم است .
* از نظر قانونی، رئیس جمهوری می تواند تحت هر شرائطی دستور استعمال سلاح اتمی را بدهد بی ﺁنکه نظر کنگره را بخواهد . اما بنا بر بند 14 از قسمت 8 اصل اول قانون اساسی، مجلس می تواند طرحی را تصویب و بدان، اختیار رئیس جمهوری را در بکار بردن سلاح اتمی برضد کشوری که فاقد این سلاح است، سلب کند . اگر کنگره چنین طرحی را تصویب کند، می باید حمله به ایران با سلاح غیر اتمی را نیز ممنوع کند . کنگره به طریق دیگری نیز می تواند مانع از اقدام رئیس جمهوری شود با تقاضای علنی کردن طرحهای نظامی و بردن سلاح اتمی به خلیج فارس .
تنها نمایندگان دموکرات کنگره، خجولانه عاقلانه بودن سیاست اتمی جدید حکومت بوش را زیرعلامت سئوال برده اند . نمایندگان جمهوریخواه کنگره پرسیده اند : ﺁیا حمله به ایران با سلاح اتمی روی میز است ؟ معنای این سئوال این نیست که ﺁنها به طرح ممنوع کردن بوش از صدور دستور حمله اتمی به ایران ، رأی خواهند داد . در مورد ایران ، بسا بسیاری از دموکراتها از جمهوری خواه ها سخت گیر تر هستند .
• در 25 اکتبر نتایج سنجش افکار که پرینستون سوروی ریچرچ ﺁسوشیتد در باره حمله هوائی امریکا به ایران انتشار پیدا کردند . بنا بر این نتایج، 54 درصد امریکائیان با چنین حمله ای مخالف هستند .