مژده آن بندگان مرا كه به سخن‏ها گوش فرا ميدهند و از بهترين آنها پيرروى ميكنند قرآن سوره زمر قسمتى از آيه هاى ١٨, ١۷

« شماره ۶۸۲ از ۲٨ مهر تا ۱٠ آبان»

برای تماس با ما

جواب به سوالها

آرشيو روزنامه

صفحه اصلی

سايت آقای ابوالحسن بنی صدر

وبلاگ آقای ابوالحسن بنی صدر

راديو آزدگان

PDF روزنامه بصورت

نامه ها

موضوع هر نامه، مسئله ايست و يا مسئله هائى هستند كه زورپرستها مى‏ساختند. به هنگام نگارش هر نامه، اين فكر نمى‏توانست مبنى باشد كه نامه‏ها تاريخى مى‏شوند از نوعى بسا بى سابقه و مانند. چرا كه مسئله‏هاى بعدى كه زور پرستان مى‏ساختند بر خود آنها نيز دانسته نبودند. مى‏نويسم و، به تأكيد، مسئله‏ها كه زور پرستان مى‏ساختند زيرا جز زور پرست مسئله نمى‏سازد. در حقيقت، راه رشد از راه زورمدارى ويرانگر جدا است. در راه رشد، مسئله ساخته نمى‏شود بلكه مسئله‏ها كه زورمداران ساخته‏اند حل مى‏شوند

...
بخدا اينهمه خشونت درخور يک حکومت فاشيستی نيست چو رسد به يک حکومت اسلامی. ديروز که از سفر باز گشتم 30 محکوم با اعدام يا اعدام شده اند و يا منتظر اعدام هستند. با اين ميزان خشونت جامعه همگرائی پيدا نمی کند و جو سنگين تر می شود. غالب محکومان بنا حق محکوم می شوند
...
ابوالحسن بنی صدر 1359-3-1
...
نامه آقای بنی صدر به هيأت روحانيت مبارزتهران 11 دی 1359
ما تا يکماه ديکر بيشتر مهمات نداريم و اگر بخواهيم حمله کنيم از اينهم کمتر. بنابر اين هر روز که حمله به عقب بيفتد ضربه پذيری موجوديت کشور بيشتر می شود....

نامه آقای بنی صدر به آقای خمينی ، 9 آبان 1359
...
آنبار که موافقت با تحويل گروگانها به دولت به مخالفت تبديل شد بعرض رساندم و در جلسه شورای انقلاب در حاليکه از شدت هيجان و غصه می گريستم گفتم: کاری را که از موضع قوت حل نم کنيم ناگزير روزی از موضع ضعف و تسليم حل خواهيم کرد. و بدبختانه آنروز رسيده است
...
در کجای دنيا جهاد سازندگی بوجود می آورند، سپاه بوجود می آورند، کميته بوجود می آورند، بعد می آيند می گويند شما بايد حکومت کنيد

هشدار نسبت به خطر وقوع جنگ بر پایه وارونه کردن حقیقت ؟

◄ به گزارش ایسنا ( 9 مهر ماه 86)،رحیم صفوی، به دعوت" بسیج دانشجوئی دانشگاه شریف "، برای ﺁنها سخنرانی کرده و در ﺁن، گفته است :
" جنگ هشت ساله قابل پيش‌بيني بود و سپاه چندين بار به رييس‌جمهور وقت - بني صدر - احتمال حمله‌ي عراق را گوشزد کرد . اما بني‌صدر در جلسه‌اي كه حسين خرازي اين امر را گوشزد كرد، گفت شما جوان هستيد و نمي‌فهميد جنگ يعني چه؟ اگر جنگي شروع شود روابط آمريكا و شوروي به هم مي‌خورد و شوروي مايل به چنين كاري نيست، مساله‌ي جنگ هم به شما ربطي ندارد، شما برويد مساله‌ي كردستان را سامان‌دهي كنيد و اين در حالي بود كه خود من طي حضورم در يكي از ارتفاعات مرزي، تجهيز و آماده‌سازي لشكر عراق را به چشم ديدم. "
انقلاب اسلامی : این دروغ بسی فاحش است هم به این خاطر که واقعیت را وارونه می کند : این بنی صدر بود که پی در پی نسبت به خطر جنگ و تجاوز عراق به ایران هشدار می داد و این گردانندگان سپاه بودند که نزد خمینی می رفتند که دروغ است خطر حمله ای درکار نیست . با وجود این، ساختن این دروغ و گفتن ﺁن در این زمان، بیانگر یک واقعیت مهم است و ﺁن اینکه از قصد عراق به حمله به ایران اطلاع قبلی وجود داشت . بنا براین، هرکس که گفته است جنگی روی نمی دهد، خائن به ایران بوده است . خواه نادانسته و بخاطر فریب ضد اطلاعات را خوردن و خواه ﺁگاهانه بخاطر نیاز به جنگ :

* اما سندهای گویای دروغ سازی نابخردانه - اعتیاد به زور نابخردی می ﺁورد که علی فرمود : هرکس استبداد رویه کرد هلاک می شود - رحیم صفوری :

◄ تا پیش از شروع به نگارش کارنامه های روزانه، بنی صدر در انقلاب اسلامی، هر روز، یک سرمقاله می نوشت . از 1 ﺁبان 1358 تا 18 اردیبهشت 59، سرمقاله ها، بدون استثناء واجد هشدار ها هستند . چند نمونه از هشدارها را در باره رژیم صدام و تهدید شدن ایران به جنگ، نقل می کنیم : عنوان
● عنوان سرمقاله 13 ﺁبان 1358 انقلاب اسلامی اینست : " رژیم بعثی و انقلاب اسلامی " . در این سرمقاله هشدار داده شده است که " و امروز، عامل توطئه ها و تحریکهاست برای این که به خیال خام خود، عرصه را بر انقلاب ایران تنگ کند، امروز نقش دست نشانده امریکا را بازی می کند. برای رسیدن به یکی از دو هدف یا سقوط رژیم انقلابی و یا جلوگیری از تغییرات بنیادی در نظام اجتماعی ایران ... در شط العرب هرچه حق هست از ﺁن رژیم بعثی است . در خلیج فارس نیز هرچه هست حق این دولت است و بر این قیاس، لابد فردا پس فردا، غرب کشور از خوزستان و کردستان را مطالبه خواهد کرد"
و می دانیم که پس از جنگ 8 ساله و پیش از حمله عراق به کویت، صدام به سفیر امریکا در بغداد گفته است : جنگ با ایران با توافق امریکا انجام شد و ما طوفان انقلاب ایران را از منطقه برگرداندیم . و باز ﺁشکار گشته است که قصد او تجزیه ایران به 5 بخش بوده است تا در شرق عراق قدرتی نباشد و عراق تنها "ابر قدرت منطقه " بگردد .
یعنی نزدیک به 11 ماه پیش از حمله عراق به ایران، بنی صدر هم هدف رژیم بعث و هم همدستی او را با امریکا در حمله به ایران، به دقت تمام مشاهده و نسبت به ﺁن هشدار داده بود .
● عنوان سرمقاله یک شنبه 4 ﺁذر 58 اینست :
" تهدید به جنگ " . زیر عنوان ﺁمده است : " این روزها، در همه جا، صحبت از جدی بودن تهدید امریکا به جنگ می کنند . سفرا و نمایندگان کشورهای مختلف به ما می گویند : اخطار امریکا را جدی بگیرید ."
در سرمقاله های بعد از این سرمقاله، هشدار نسبت به خطر جنگ هشدار داده شده است . از جمله در سرمقاله 5 ﺁذر ماه، زیر عنوان " اجلاس شورای امنیت "، این هشدار ﺁمده است :
" تبلیغات دولت امریکا دایر به ایجاد نفرت شدید و بر انگیختن تمایل به جنگ، خطری جدی برای همه بشریت است ... چه دلیل دارد که توطئه انجام نگیرد و مهار از دست نرود و زیر فشار تمایل جنگ طلبی، ماشین جنگی امریکا بکار نیفتد و ماشین های جنگی دیگر را بکار نیاندازد . "
و می دانیم که بنا بر گزارش سری ﺁلکساندر هیگ، نخستین وزیر خارجه در حکومت ریگان، عراق با حمایت امریکا به ایران حمله کرده است . به سخن دیگر، هرگاه هشدار بنی صدر، 10 ماه پیش از وقوع تجاوز عراق به ایران جدی گرفته شده و گروگانهای امریکائی وسیله استقرار استبداد سلسله روحانیت نمی شدند و ملاتاریا ارتش را متلاشی نمی کرد، جنگی نیز رخ نمی داد .
● در سرمقاله 21 فروردین 1359، زیر عنوان " ضرورت "، نسبت به خطر وقوع جنگ و عدم ﺁمادگی ارتش بنی صدر هشدار داده است :
" در دستگاههای اداری و به خصوص ارتش باید تجدید سازمان عاجل ترین کار تلقی گردد ... اگر دستگاهی یک دهم ظرفیت خود توانائی عمل نداشته باشد، بیمار است و اگر دستگاهی نتواند به هنگام خطر توانائی عمل خود را دو برابر و بیشتر از ﺁن کند، نمی توان انتظار داشت که با ﺁن به هدفهای خود که استقلال است رسید . "
در واقع، بنا بر گزارشی که فرماندهان سه قوه به رئیس جمهوری داده بودند، بر اثر هجوم های پی درپی به ارتش، شیرازه ارتش از هم گسیخته بود و نیروی زمینی صفر در صد و نیروی هوائی بین 10 تا 20 درصد ﺁمادگی داشتند . میزان ﺁمادگی نیروی دریائی بیشتر بود .
● در سرمقاله 31 فروردین، زیر عنوان " با صراحت باید گفت که " یکبار دیگر نسبت به خطر جنگ هشدار داده شده است :
" ... تا دولت بتواند بر امور مسلط گردد و چرخ اقتصاد را به حرکت ﺁورد . قوای مسلح را ﺁماده دفاع از مرزهائی کند که در معرض تهدید هستند ... بر ما است که به مردم بگوئیم امریکا ما را محاصره اقتصادی کرده و به قرار گزارش نماینده ما در سازمان ملل متحد، تدارک حمله نظامی را نیز می بیند ... عراق در مرزها هرچه می خواهد می کند و خرابکار به داخل کشور می فرستد. در کردستان، کسانی که روز اول می گفتند در کنار ارتش از مرزها دفاع می کنند، ناگهان قیافه واقعی خود را نشان دادند و اینک تلگراف می کنند که ارتش برود ما خود دفاع می کنیم " .
بدین قرار، 5 ماه پیش از حمله عراق به ایران، به مسئولان کشور هشدار داده شده است که حمله عراق به ایران قطعی است . اما همچنان به متلاشی کردن ارتش و جلوگیری از ﺁماده کردن ﺁن برای دفاع از کشور، اصرار ورزیده اند .
● در سرمقاله 7 اردیبهشت 1359، زیر عنوان "کردستان و"اضمحلال قدرت مرکزی "، از تجمع قوای عراق در مرزها سخن رفته و هشدار داده شده است :
" 4 - وقتی عراق در مرزها نیرو جمع ﺁورد و تهدید کرد، در ﺁذربائیجان غربی به پستهای نظامی حمله شد " .
در واقع، وقتی به قول حزب دموکرات کردستان، " در سنندج، جنگ افروزی را کومله کرد "، مقدمات حمله عراق به ایران ﺁماده می شد و هرگاه در کردستان با سرعت و قاطعیت عمل نشده بود، نه تنها معلوم نبود چه بر سر کشور بیاید، بلکه بنا بر تحقیق های انجام گرفته، رژیم صدام بنا داشت "مسئله کرد " را نیز با کشتار حل کند .
● در کارنامه 15 تیر 59 ، دوماه و نیم پیش از حمله عراق به ایران، سه خبرموضوع بحث و هشدار شده اند . این سه خبر را یک مقام فرانسوی در دیدار با رئیس جمهوری، به او داده است :
1 - کارتر به ژیسکاردستن، رئیس جمهوری فرانسه گفته است : امریکا به هیچ قیمت از دو کشور ﺁلمان و ایران صرف نظر نمی کند . و
2 - اختلاف وانس، وزیر خارجه در حکومت کارتر با کارتر و مشاور امنیتی او بر سر از پا در ﺁوردن دولت انقلابی ایران است . ﺁنها بر ﺁن بوده اند که از راه برانگیختن کردها بر ضد دولت مرکزی و... می توان دولت جدید را از پا در ﺁورد . و
3 - نیروهای نظامی در خاک عراق ﺁماده حمله به ایران می شود . این خبر را روزنامه لوموند نیز انتشار داده بود .
به استناد این خبر ها، رئیس جمهوری هشدار داده است : " من، در مقام مسئول امور کشور باید بگویم که وضع بغایت حساس است " . در همین روز، بنا بر کارنامه، جلسه با مسئولان نظامی تشکیل شده است .
● در کارنامه 16 تیر 59، ﺁمده است : " صبح ابتدا ﺁقایان محلاتی و حسین خمینی که از کرمانشاه ﺁمده بودند، به همراه ﺁقای میرسلیم، معاون وزارت کشور، ﺁمدند و در باره کردستان و کرمانشاه گزارش دادند و معلوم شد که نیروهای دشمن در خاک عراق تدارکاتی دیده اند و خبری که قبلا  به ما داده شده بود، صحت دارد . "
● در کارنامه 17 تیر 1359 ، ﺁمده است : " صبح جلسه شورای امنیت کشور بود ... گفتم : هدف ارتش عراق مشغول کردن ما در مرزها است تا در درون عناصر مسلحش توطئه هائی را در نقاط مختلف ترتیب بدهند . گفته شد برژنسکی، مشاور امنیتی کارتر نیز در عراق بوده است و وقتی از او در باره سفرش سئوال کرده اند، لبخند زده است " .
در حقیقت، در ﺁن تاریخ، از مرز ترکیه تا مرز پاکستان درگیریهای مسلحانه ایجاد کرده بودند، کودتای نوژه را سازمان داده بودند تا به متلاشی شدن ارتش بیانجامد . به ترتیبی که به وقت حمله عراق به ایران، قوائی برای مقاومت با قوای مهاجم نمانده باشد :
● در کارنامه 21 تیر در باره هدف از کودتای نوژه - که بخش نظامی دفتر رئیس جمهوری ﺁن را کشف کرد - ﺁمده است :
" اگر در نیروهای مسلح ما سلسله مراتب فرماندهی از بین برود، در واقع، در صورت حمله دشمن ، این نیروها دست کم قادر به مقابله نخواهند بود . و این، یک خطر بسیار بسیار بزرگی است ... "
در کارنامه همین روز، بنی صدر اطلاع داده است که قطب زاده نزد او رفته و اطلاعات جدیدی در باره طرح اصلی کودتا به او داده است . این همان طرح است که با تصویب شورای انقلاب، به مبلغ 200 هزار دلار خریداری شد و در ﺁن، محورهای حمله ارتش عراق نیز مشخص شده بودند .
● به دنبال کشف کودتای نوژه، بهشتی، در غیاب رئیس جمهوری، طرح انحلال ارتش و اداره کشور توسط یک کمیته 3 نفری، مرکب از نماینده شورای انقلاب و سپاه و دادستانی انقلاب را به شورای انقلاب داد. مهندس بازرگان گفته بود : این طرح کودتا بر ضد رئیس جمهوری است . اقلا  صبر کنید در حضورش، ﺁن را مطرح کنید .
همراه با این طرح، غرضی استاندار خوزستان، با همدستی سپاه، تمامی کادر افسری لشگر خوزستان را دستگیر و به خمینی تلگراف کرده بود که برای لشگر فرمانده معین کرده است !
دستگیری افسران لشگرهای دیگر نیز، همزمان انجام شده بود . هشدارهای بنی صدر به خمینی در او مؤثر نمی شدند . از ﺁن تاریخ، صحبت از خطر جنگ و لزوم تجدیدسازمان ارتش،ازموضوعهای مهم گزارشهای روزانه رئیس جمهوری به مردم کشور شد . از جمله،
● در کارنامه 24 تیرماه، ﺁمده است که غرضی استاندار خوزستان نزد رئیس جمهوری رفته و او غرضی را بخاطر خطای بزرگش توبیخ کرده است .
در همین روز، جلسه شورای امنیت ملی تشکیل شده و در باره " مسئله مرز با عراق و حملات فرسایشی روز مره عراق، بحث شده و تصمیم هائی اتخاذ شده است " . رئیس جمهوری در باره اثرات مخرب تبلیغات بر روحیه ارتشیان هشدار داده است .
● در کارنامه 31 تیر ماه 1359، " معین فر، وزیر نفت ... گفت: عراقیها حمله کردند . " در کارنامه همین روز، در جلسه شورای انقلاب، بنی صدر " وضع عمومی در غرب ایران و برﺁورد نیروهای ما و دشمن، خصوصا  جنگ فرسایشی که عراق در خدمت سلطه گران امریکائی در پیش گرفته است " را تشریح کرده است .
● در کارنامه 4 مرداد، ﺁمده است که قطب زاده نزد رئیس جمهوری رفته و " گزارشهائی ﺁورد که این گزارشها بیانگر توطئه های گسترده ایست در باره جمهوری که با اطلاعات دیگر که فراهم شده، همخوانی دارد .
● در کارنامه 7 مرداد، این اطلاع بس مهم به مردم گزارش شده است که رئیس ستاد ارتش و رئیس اداره اطلاعات ارتش، در 2 مرداد، برای یک " دیدار فوق العاده " نزد رئیس جمهوری رفته و گفته اند : " اطلاعات خیلی روشن کننده در زمینه (حمله دشمن ) بدست ﺁورده اند " .
این همان اطلاعاتی هستند که به دستور رئیس جمهوری، ﺁن دو نزد خمینی برده و با تشریح وضعیت، او را نسبت به قطعی بودن حمله عراق به ایران، توجیه کرده اند . دو روز پس از ارائه گزارش به خمینی، بنی صدر نزد خمینی می رود تا توجه او را به هرچه جدی بودن خطر جلب کند . اما خمینی می گوید : اینها همه دروغ است . هیچ کس به ایران حمله نمی کند. ارتشی ها این دروغها را می سازند تا پای ﺁخوند از ارتش قطع کنند !
● در کارنامه 24 مرداد، گزارش رفتن بنی صدر به غرب برای بازدید از وضعیت نیروهای ایران ﺁمده است . در جریان این بازدید بود که هلی کوپتر حامل رئیس جمهوری و فرمانده نیروی زمینی و دیگر همراهان سقوط می کند اما به ﺁنها ﺁسیبی نمی رسد .
● در کارنامه 25 مرداد، ﺁمده است که رئیس جمهوری به ستاد لشگر کرمانشاه رفته است و در جلسه ای مرکب از فرماندهان ارتش و سپاه، شرکت کرده است . مطالب موضوع شور و بررسی قابل انتشار نبوده اند .
در واقع، او از رئیس ستاد ارتش پرسیده بود : در صورت حمله عراق به ایران، چند روز می توانید مقاومت کنید؟ او پاسخ می دهد با این ارتش بدون شیرازه، 4 روز . بدیهی است که ممکن نبود این پرسش و پاسخ انتشار پیدا کند . بنا بر نامه ای که بنی صدر به خمینی نوشته است، در این جلسه بوده است که نمایندگان سپاه پیشنهاد کرده بودند بگذاریم دشمن زمینها را تصرف کند و ﺁنگاه با جنگ چریکی به ستوهش ﺁوریم ! :

* اما گردانندگان حزب جمهوری اسلامی و سپاه از عوامل منصرف کردن توجه خمینی از خطر جنگ و پاره کردن شیرازه ارتش بودند :

● در نامه 1 خرداد به خمینی 59، بنی صدر از نوار حسن ﺁیت ( طرح کودتا بر ضد بنی صدر ) می نویسد و در باره ارتش، خاطر نشان می کند :
" ... اما بلافاصله به خدمت رسیدند و نوشته ای گرفتند که در ارتش تفتیش کنید و هفته ای یک گزارش بدهید . در کجای دنیا و در کدام تاریخ، ارتش می تواند با اینگونه اظهار علنی سوء ظن، بر سر پا بماند ؟ "
● در نامه 25 خرداد 59 به خمینی، بنی صدر نوشته است :
" همزمان با این تدارک گسترده، تهیه گزارش برای القای بی اعتمادی به ارتش شروع شد و متأسفانه فریاد و استغاثه این جانب مؤثر نیفتاد و امروز باردیگر ﺁثار بی نظمی و سقوط روحیه دوباره در ارتش، روز به روز، ظاهر تر می شود ...
یک سر این حادثه سازیها در گردانندگان سپاه انقلاب است . اینها چگونه خود فریب خورده اند و افراد سپاه را فریب داده اند ؟ یک نظریه وهم ﺁمیز که در پیشنهادی که برای تصویب به شورای انقلاب ( در غیاب این جانب ) تهیه شده بود ( همان طرح انحلال ارتش و اداره کشور توسط یک کمیته سه نفری )، ﺁمده است و ﺁن را به حضور فرستاده ام . "
● در نامه 3 مرداد 59 ، بنی صدر به خمینی، از جمله نوشته است :
" ناظران شما در نیروهای مسلح می توانند بر این حقیقت شهادت بدهند که روحیه نیروهای، خصوص بعد از صحبت اخیر شما، به حد اقل نازل شده است و ما، ماههای حساسی را پیش رو داریم ."
● در نامه 7 شهریور، بنی صدر به خمینی نوشته است :
" قبلا نوشتم که اینها ( گردانندگان حزب جمهوری اسلامی و سپاه ) بعد از دولت، به سراغ ارتش خواهند رفت و تا همه چیز را فلج نکنند، دست برنخواهند داشت .
● در 14 شهریور، بنی صدر به خمینی نوشته است :
" نحوه عمل استاندار خوزستان روحیه ها را بکلی خراب کرده است . فرمانده قابل حاضر نمی شود برود . انشاء الله امروز و فردا حمله نمی کنند اما بالاخره یک روز این کار را خواهند کرد . "
● در نامه 28 شهریور 59، بنی صدر به خمینی نوشته است :
1- یک ماه پیش، همین فرماندهان را به خدمت فرستادم اطلاعات حاصله در باره توطئه امروز را بعرض رساندند . بعد، به این جانب فرمودید به این اطلاعات باور نمی فرمائید و امروز راست ازﺁب درﺁمده اند ...
در کرمانشاه و تهران دو نظریه در باره برخورد نظامی در مرزها طرح شد . حاصل صحبتها در دو صورت جلسه تنظیم شد که همه امضاء کردند و به حضور فرستادم .
یک نظر می گفت که ارتش بلحاظ کمبود سلاح و از دست دادن حالت تمرکز، نمی تواند مقاومت کند . بنا بر این، در هم شکسته می شود . باید جنگهای چریکی کرد و ضربه زد . این جانب پرسیدم : ﺁیا فکر می کنید اگر بیایند و غرب و خوزستان را بگیرند، چیزی برجا می ماند که بعد برویم جنگ چریکی بکنیم ؟ ... ﺁیا سپاه می تواند منهای ارتش، جنگ چریکی انجام دهد ؟ پاسخ این بود که نه ."

* و ایران، امروز، در همان موقعیت، ایران پیش از حمله عراق قرار دارد و " اصول گرایان " مدعی هستند کسی به ایران حمله نخواهد کرد :

● بنا بر اسناد که بخش کوچکی از ﺁنها نقل شدند، رحیم صفوی و محسن رضائی و... ﺁن روز، حمله عراق به ایران را دروغ می شمردند . زیرا می خواستند ارتش منحل شود و ﺁنها دولت را تصرف کنند . پیشنهاد انحلال ارتش یک ماه پیش از حمله عراق به شورای انقلاب داده شده است . اما چرا او امروز، دروغی چنین فاحش می سازد و جای خمینی و بهشتی و هاشمی رفسنجانی و خامنه ای و گردانندگان سپاه را به بنی صدر می دهد ؟ زیرا می داند :
1 - با وجود علم از حمله عراق، ﺁنهم از گروگانگیری ببعد، متلاشی کردن ارتش و ایجاد برخوردهای مسلح و غیر مسلح در سطح کشور، خیانت به کشور بوده است . این خیانت را خمینی ( ولو با این فرض که اطلاعات غلط به او می دادند . زیرا او می باید به گزارشهای صحیح رئیس جمهوری و ستاد ارتش دست کم حداقل بها را می داد) و گردانندگان حزب جمهوری اسلامی و سپاه کرده اند .
2 - پیش از وقوع جنگ، توافق محرمانه با ریگان و بوش را ( اکتبر سورپرایز ) بر سر گروگانها انجام دادند و بعد از وقوع جنگ، کودتای خزنده را طراحی و به اجرا گذاشتند . با وجود این، رئیس جمهوری موفق شد عراق را ناگزیر از قبول شکست و موافقت با پیشنهاد هیأت عدم تعهد کند . همان خائنان با کودتای خرداد 60، اسباب ادامه جنگ را فراهم ﺁوردند و ﺁن را بعد از 8 سال، در شکست به پایان بردند .
3 - ﺁیا رحیم صفوی نگران ﺁنست که همان ماجرا تکرار شود ؟. دروغ او نوعی هشدار است ؟
● با وجود این که در همین سخنرانی می گوید : بلحاظ سیاسی، امریکا توانائی گشودن جبهه دومی را ندارد. به دنبال این ارزیابی، هشدار می دهد که از تجاوز عراق به ایران باید درس گرفت و نباید ساده اندیشی رویه کرد .
روی سخن او با مافیاهای نظامی - مالی حامی احمدی نژاد است و بخشی از گردانندگان سپاه و تبلیغاتچی هائی مثل حسین شریعتمداری و بسا خامنه ایست. این سخنرانی روشن می کند که، در سپاه، او در شمار مخالفان احمدی نژاد است .
راستی اینست که خطر جنگ جدی است . سندها که نقل شدند و کوششها که در توضیح وضعیت از زمان ترورهای 11 سپتامبر بدین سو، بطور مستمر به عمل می ﺁیند، بخاطر این است که ایرانیان خطر را جدی بگیرند و پیش از ﺁنکه دیر شود، برخیزند و از خائنان به ایران خلع ید کنند .
انقلاب اسلامی : ﺁیا بحران کنونی کار را به جنگ می کشاند و یا پیش وقوع جنگ، مردم ایران هشدارها را می شنوند و دست کم مخالفت خود را با کشاندن کار به جنگ، ابراز می کنند و بحران به پایان می رسد ؟