مژده آن بندگان مرا كه به سخن‏ها گوش فرا ميدهند و از بهترين آنها پيرروى ميكنند قرآن سوره زمر قسمتى از آيه هاى ١٨, ١۷

« شماره ۶۸۴ از ۲۴ آبان تا ٧ آذر»

برای تماس با ما

جواب به سوالها

آرشيو روزنامه

صفحه اصلی

سايت آقای ابوالحسن بنی صدر

وبلاگ آقای ابوالحسن بنی صدر

راديو آزدگان

PDF روزنامه بصورت

نامه ها

موضوع هر نامه، مسئله ايست و يا مسئله هائى هستند كه زورپرستها مى‏ساختند. به هنگام نگارش هر نامه، اين فكر نمى‏توانست مبنى باشد كه نامه‏ها تاريخى مى‏شوند از نوعى بسا بى سابقه و مانند. چرا كه مسئله‏هاى بعدى كه زور پرستان مى‏ساختند بر خود آنها نيز دانسته نبودند. مى‏نويسم و، به تأكيد، مسئله‏ها كه زور پرستان مى‏ساختند زيرا جز زور پرست مسئله نمى‏سازد. در حقيقت، راه رشد از راه زورمدارى ويرانگر جدا است. در راه رشد، مسئله ساخته نمى‏شود بلكه مسئله‏ها كه زورمداران ساخته‏اند حل مى‏شوند

...
بخدا اينهمه خشونت درخور يک حکومت فاشيستی نيست چو رسد به يک حکومت اسلامی. ديروز که از سفر باز گشتم 30 محکوم با اعدام يا اعدام شده اند و يا منتظر اعدام هستند. با اين ميزان خشونت جامعه همگرائی پيدا نمی کند و جو سنگين تر می شود. غالب محکومان بنا حق محکوم می شوند
...
ابوالحسن بنی صدر 1359-3-1
...
نامه آقای بنی صدر به هيأت روحانيت مبارزتهران 11 دی 1359
ما تا يکماه ديکر بيشتر مهمات نداريم و اگر بخواهيم حمله کنيم از اينهم کمتر. بنابر اين هر روز که حمله به عقب بيفتد ضربه پذيری موجوديت کشور بيشتر می شود....

نامه آقای بنی صدر به آقای خمينی ، 9 آبان 1359
...
آنبار که موافقت با تحويل گروگانها به دولت به مخالفت تبديل شد بعرض رساندم و در جلسه شورای انقلاب در حاليکه از شدت هيجان و غصه می گريستم گفتم: کاری را که از موضع قوت حل نم کنيم ناگزير روزی از موضع ضعف و تسليم حل خواهيم کرد. و بدبختانه آنروز رسيده است
...
در کجای دنيا جهاد سازندگی بوجود می آورند، سپاه بوجود می آورند، کميته بوجود می آورند، بعد می آيند می گويند شما بايد حکومت کنيد

چرا بسیج تحت امر سپاه قرار می گیرد ؟

جعفری در باره حذف فرماندهی بسیج و تحت امر فرماندهی سپاه قرار گرفتن ﺁن - درگیری هایی را به دنبال خواهد ﺁورد، گفته است :
" ...در تغييرات ساختاری سپاه، برای اين که سپاه بسيج شود، لازم بود فرمانده کل سپاه نيز همزمان فرمانده نيروی بسيج مقاومت باشد."
او جمله جالبی را بر زبان ﺁورده است . توجه کنیم :
" در تغييرات ساختاری سپاه برای اين که سپاه بسيج شود " ، جمله ایست دو معنائی : ﺁیا سپاه قرار است نامش را عوض کند و بسیج خوانده شود؟ و یا قرار است نیروهای سپاه بسیج شوند یعنی ﺁماده کارزار شود ؟ احتمالا جعفری می داند چه می گوید : سپاه بر بسیج چنگ می افکند و با توجه به مخالفت همگانی با رژیم، بسیج و سپاه می باید بسیج شوند و به حال ﺁماده باشد در ﺁیند و در این حال بمانند .
اما اگر قرار باشد سپاه بسیج شود یعنی سازماندهی پیدا کند متناسب با جنگ با مردم و مهار شهرها و بسا روستاها . به سخن دیگر ، محدوده عمل سپاه به درون مرزها بگردد. با توجه به تهدیدی که امریکا می کند، هرگاه پایگاهها و تأسیسات سپاه بمباران شوند، سپاه در وضعیت بسیج قرار می گیرد و کارش حالت جنگی بخود گرفتن در برابر مردمی می شود که از دست این رژیم به تنگ ﺁمده اند . در همان حال، نوعی اطلاع دادن به امریکا نیز هست : سپاه دیگر مایل به انجام ماموریت در خارج از کشور نیست .
اما اگر سپاه دایره عملیات خود را به درون مرزها محدود کند، ﺁیا می تواند همان توافق را به عمل ﺁورد که رژیم شاه بعمل ﺁورده بود ؟ در دوره شاه، در درون کشور، او هر کاری می خواست می کرد و سرکوبها که می کرد اعتراض دولتها را بر نمی انگیخت . ﺁیا در وضعیت کنونی ، سپاه و خامنه ای هم می توانند با امریکا و غرب توافقی بعمل ﺁورند که ، بنا بر ﺁن، هر کاری که دلشان خواست در داخل کشور انجام دهند و کسی کاری به بکار ﺁنها نداشته باشد ؟ ﺁیا تضمین امنیتی که می خواهند چنین قرار و مداری است ؟ اگر هم فرض کنیم چنین قرار و مداری ممکن باشد، کاربرد چندانی ندارد . زیرا در دوران شاه ، نه تنها کاری بکار سرکوبگری رژیم او نداشتند، شرق و غرب از ﺁن حمایت قاطع نیز می کردند . این حمایت بود که به ﺁن رژیم امکان سرکوبگری می داد . زمانی رسید که حمایت در سرکوبگری نیز بکاری نیامد و رژیم سرنگون شد . در دنیای امروز، حمایت از رژیم مافیاهای نظامی - مالی ممکن نیست . از این رو، سپاه باید تمام نیروهایش را برای مقابله با مردم ﺁماده کند . اما تضادهای درون سپاه بمراتب بیشتر از تضادهای درون ارتش در سالهای پیش از انقلاب است : بسیاری از افراد سپاه مایل نبودند سپاه دایره عملیات خود را از مرزهای کشور به خارج ببرد و معتقد بودند که این نیرو بهتر است در داخل ماموریتش را انجام دهد . حال که سپاه قدس و خود سپاه سازمان تروریست خوانده شده اند، هرگاه سپاه بخواهد مأموریت های برون مرزی را رها کند، می باید در تشکیلات خود تغییراتی را به وجود بیاورد .
در سپاه گرایش جنگ طلب می گوید : اگر حکومت بوش به این نتیجه رسیده باشد که ، باید به الهاماتی که به بوش شده است، گوش فرا دهد، هر کاری که سپاه انجام دهد ، تغییری در تصمیم امریکا در حمله به ایران ، به وجود نمی ﺁورد. بنا بر این ، سپاه باید خود را ﺁماده جنگ کند و در درجه اول، سازمانی چون بسیج پیدا کند و بسیج را تحت امر ﺁورد تا مردم را مهار کند .
حال اگر قول جعفری به این معنی است که سپاه بسیج شود و این دو یک سازمان شوند، معلوم می شود سپاه حمله امریکا را خیلی جدی گرفته است. به سخن دیگر ، احمدی نژاد و دیگر خالی بندهای رژیم دروغ می گویند که خیال همه راحت باشد امریکا به ایران حمله نمی کند .
در واقع، برخی از مسئولین می گویند احتمال حمله امریکا بسیار ناچیز است. از جمله گروه احمدی نژاد . گویا به ﺁنها نیز الهام شده است که امریکا توان حمله به ایران را ندارد. با وجود این، سخنان خامنه ای و برخی دیگر از کاربدستان نشان می دهد که خطر را در بیخ گوش خود حس کرده اند و تغییرات در سپاه نیز گویای جدی گرفتن خطر جنگ هستند .
درجمله دیگرش، جعفری ﺁب پاکی را روی دست دیگران میریزد و اصل قضیه را بروز می دهد. او می گوید :
" ماموريت اصلی سپاه در حال حاضر مقابله با تهديدهای داخلی است و سپس در صورت تهديد نظامی خارجی، به كمك ارتش خواهيم شتافت."
بدین سان، فرمانده سپاه می گوید: ماموریت اصلی سپاه مقابله با خطر داخلی است . و در مقابله با خطر خارجی اگر ارتش نیاز داشت به ﺁن کمک می کنیم . ﺁیا به راستی رهبری که اینقدر از توان بالای نیروهایش می گوید ، رییس جمهوری که اینقدر بی محابا همه را تهدید می کند ، فرماندهان سپاهی که اینقدر دیگران را تهدید به حمله و سرکوب می کنند، نمایندگان مجلسی که بی محابا به همه سران کشورها حمله می کنند ، ائمه جمعه که با نادانی همه کشورها را متهم می کنند ، روحانیتی که حکومت را از ﺁن امام زمان می داند و مدعی است در حال زمینه سازی ظهور ﺁن حضرت است و باز احمدی نژادی که می گوید اسراییل باید از نقشه دنیا حذف شود ، همه و همه ، می دانند لاف می زنند و کشور را بکام جنگ می برند ! ؟
سئوال ها اینها هستند : مگر در کشور اتفاقی افتاده که " رهبر " اینقدر به وحشت افتاده که این تغییرات وسیع را در دستور کار قرار داده است ؟ به چه دلیل فرماندهان بزرگ سپاه پاسداران و " رهبر معظم " اینقدر خطر را نزدیک دیده اند ؟ ﺁیا " رهبر" متوجه شده است که سخت مغضوب مردم است؟ او نیز می داند که بر اساس ﺁخرین نظر سنجی ها بیش از 90 درصد مردم مخالف رژیم استبدادی او و دستیارش احمدی نژاد هستند . ﺁیا با این مغضوبیت از راه ﺁرایش جنگی دادن با سپاه و بسیج بر ضد مردم ، می خواهد مقابله کند ؟ ﺁیا " رهبر " متوجه شده است که درگیری های درون نظام، میان سران ﺁن ، به جای خطرناکی رسیده اند ؟ وقتی هاشمی رفسنجانی به " رهبر" می گوید که اشتباه کرده است، وقتی کروبی به خامنه ای میگوید کشور درخطر است، وقتی هاشمی رفسنجانی شرایط کشور را ویژه ارزیابی میکند ، وقتی جنتی رأی مردم را بیخود اعلام می کند تا در مقابل هاشمی رفسنجانی حرفی برای گفتن داشته باشد ، وقتی احمدی نژاد در مصاحبه هایش هاشمی رفسنجانی و اصلاح طلبان را دروغگو می خواند، وقتی اعتماد ملی این واقعیت را که در دوره ریاست جمهوریش، احمدی نژاد روزانه 17 دروغ گفته است ، وقتی احمدی نژاد می گوید: گروه قبلی هسته ای ناتوان بوده است و درست عمل نکرده است و برخی از اعضایش جاسوس بوده اند ، وقتی همسر الهام می گوید باید هاشمی و خاتمی را خلع لباس کرد، و... ﺁیا بدان معنی است که " رهبر" در حال برنامه گذاری برای شروع درگیری های داخلی و سرکوب شدید است ؟
وقتی کسی که در قد و قواره رهبری نبوده است و توان کشور داری را نداشته است و تنها از راه رانت دهی و باج دهی و قتل و جنایت توانسته است به حکومت خود ادامه دهد، درست مثل شاه سابق، ﺁیا اینک به این نتیجه رسیده است که دیگر راهی برای حکومت کردن بجز تشدید سرکوب ندارد ؟ تئوریسین اعتقادی و همچنین یکی از فرماندهان نظامی او گفته بود اگر به خاطر حفظ اسلام لازم باشد حتی یک میلیون نفر را خواهند کشت . پس برای این " رهبر " کشتار مردم برای حفظ ولایت از واجب واجبات است و اگر لازم شد انجام می دهد . حال ﺁیا قرار است او ، بار دیگر، از احکام حکومتی در موردی خاص استفاده نماید ؟ چه مواردی ؟ به نظر می رسد با توجه به برخی از گفته ها و نوشته ها ، خامنه ای، برای حفظ خود، ممکن است از طریق یاران و دوستان و دیگر جنایتکاران دست به رفتاری دیوانه وار بزند و برخی از گروههای نزدیک به خود را غیر قانونی اعلام کند تا مگر شر ﺁنها را از سر خود کوتاه کند.
ﺁیا قرار است دستگیری های بزرگی در کشور شروع شود ؟ ﺁخر ، هر زمان که رژیم احساس کرده است سقوط نزدیک است در کشور کشتار راه انداخته است : سال 60 زمانی که خمینی و کودتاگران متوجه شدند اگر بنی صدر جنگ را به پایان برساند، به قول بهشتی و هاشمی رفسنجانی و خامنه ای ( به خمینی گفته بودند ) دیگر خمینی هم حریف او نمی شود، دست به کودتا زدند و برای تثبیت دولت خود ، دست به قتل و اعدام و کشتن چند هزار نفر از مردم این کشور شدند . زمانی که خمینی متوجه شد جنگ را با شکست به پایان برده است، برای اینکه مانع از به زیر سئوال رفتن خود و حاکمیت خود شود دستور داد تمام زندانیان داخل زندانها را که برخی از ﺁنها مدت زندانشان نیز تمام شده بود را به قتل برسانند . باز ، در دولت خامنه ای - هاشمی رفسنجانی ، چندین شورش شهری ، در مشهد، شیراز، قزوین ، اسلام شهر و... با کشتار مقابله شدند . در دوره خاتمی نیز جنایتکاران در خدمت رژیم ، به دستور خامنه ای ، ترورها و ایلغار دانشگاهها در 23 تیر و روزهای بعد از ﺁن را مرتکب شدند .
بنا بر این ، بعید نیست که " رهبر " برای ادامه حکومت و حذف دشمنان خود ، دگر باره، دست به جنایت بزند. از او بعید نیست زیرا او در بسیاری از موارد دستور قتل کسانی را داده است که انسان اصلا فکر آن را نمی کرد مانند حکم به قتل سید احمد خمینی فرزند رهبر و مقتدای خود.
هنوز باید پرسید : ﺁیا " رهبر " تصمیم گرفته است بار دیگر شرایط سال 60 را به وجود بیاورد ؟ اگر رهبر قرار است کودتا کند علیه چه کسی قرار است این کار را انجام بدهد ؟ خاتمی و هاشمی و کروبی که اصلا در این حدها نیستند که بخواهند در مقابل رهبری بایستند تا " رهبر " بخواهد ﺁنها را حذف کند. پس " رهبر" برای چه کسانی اینگونه شمشیر را از رو بسته است ؟
از قرار ، خامنه ای از گزیده خود، احمدی نژاد، خیری ندیده است و دفاع هایی که می کند بیشتر دفاع از عملکرد خودش است وگرنه به خوبی میداند که طبق ﺁخرین نظرسنجی ها احمدی نزاد حتی 10 درصد هوادار هم ندارد . احتمال دارد که او به این نتیجه رسیده باشد که سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی همان موقعیت سازمان مجاهدین خلق را پیدا کرده است و او می تواند با سرکوب این سازمان و بگیر و ببند اعضای ﺁن، جو سیاسی را خفقان ﺁور کند . باز احتمال می رود که او از درگیری ها در درون سپاه و میان نیروهای نظامی مطلع شده است . و برای جلوگیری از فروپاشی از درون، بفکر دشمن تراشی در بیرون ( مردم ایران و خطر جنگ ) افتاده است . گرچه او مردی ترسو است و خطر را بزرگ می کند اما خطر خطری که او را به وحشت انداخته بزرگ است . دستور اکید احمدی نژاد در مورد کنترل دانشگاهها و دستور سرکوب حرکت های معلمان و دستگیری و به زندان انداختن ﺁنها و تبعید ﺁنان ، برخورد سخت با کارگران که از پرداخت نشدن دستمزدها و بلاتکلیفی به جان ﺁمده اند، دستگیری هر کسی که در تلاش برای ﺁزادی و استقلال کشور است ، توقیف هر نشریه ای که قدری از خط رهبری خارج می شود، اعدامهای اخیر " ارازل و اوباش " و تشدید بحران خارجی گویای جدی بودن خطر و ترس شدید خامنه ای است .
او دستیارانش متوجه شده اند " نیروهای خودی " به درد ﺁنها نمی خورند . بنا بر اخباری که در ایران انتشار دارند، گویا قرار است رهبری با کمک نیرو های سرکوب سپاه و بسیج خود را ﺁماده مقابله کند . بنا بر مسموع قرار است برخی از احزاب غیر قانونی اعلام شوند . بنا بر مسموع بنا بر حذف کلیه نامزدهای اصلاح طلب در انتخابات مجلس است . بنا بر مسموع، قرار است برخی دیگر از نشریات به دستور خامنه ای تعطیل شوند. بنا بر مسموع، قرار است برخی از فعالین سیاسی دستگیر شوند. بنابر مسموع، قرار است برخی از فعالین سیاسی در داخل و خارج ترور شوند . بنا بر مسموع، به دستور خامنه ای ، مجلس ﺁینده باید حتما یک دست با رهبری باشد . در این مورد به گفته سعیدی ، نماینده خامنه ای در سپاه پاسداران، توجه بفرمایید :
" ...رهبر معظم انقلاب از هوشمندی بسياری برخوردار است؛ اما دولتی می‌خواهد كه همراه او باشد. اين كه می‌گوييم رييس‌جمهور يا نماينده مجلس بايد همگرا با رهبری باشد به همين دليل است. والا داستان امام حسن(ع) پيش می‌آيد. ائمه‌ی ما قدرت زيادی برای اداره‌ی دنيا داشتند اما يارانی كه همراهی كنند نداشتند . خيلی از آقايان و روحانيون آدم‌های خوبی هستند اما در جايگاه رياست جمهوری نمی‌توانند قرار بگيرند چون نگاهشان با نگاه رهبری متفاوت است. ديدگاه رهبری خيلی روشن است؛ اما رييس‌جمهوری كه اين ديدگاه را سطحی نگاه می‌كند و نمی‌خواهد عمل كند، چگونه می‌تواند راه را پيدا كند... "
گفته بالا نشان می دهد که هم باید مجلس دوره ﺁینده در اختیار کامل رهبری باشد و هم رییس جمهور . به نظر می رسد اگر رییس جمهور فعلی مد نظر می بود کلامی از ان گفته می شد نه اینکه در مورد فردی دیگر صحبت کنند هر چند کلام او نشان می داد که جا برای افرادی همچون خاتمی و کروبی و هاشمی وجود ندارد اما اینکه اشاره ای به احمدی نژاد بمنزله رییس جمهور مورد تایید رهبر نکرده است ، گویا و مهم است .
" حجت الاسلام " سعیدی در جایی دیگر در مورد انتخابات به خوبی روشن می سازد که یکدست سازی به چه درد می خورد. وی می گوید : " ...ما ضمن پرهيز از دخالت در احزاب و گروه‌ها، متعلق به انقلاب هستيم و تك تك رای پاسداران و بسيجيان در معادلات تاثيرگذار است و بايد هدفمند باشد و بر اساس شاخص‌هايی كه قانون و رهبر معظم انقلاب معین می‌فرمايند بايد در مسير حرکت کنیم. "
سعیدی در اینجا یکدست سازی مورد نظر خامنه ای را به پاسداران یادﺁور می شود : تک تک نظامیان می باید همان کنند و همان رأی را بدهند که " رهبر " می گوید . خامنه ای خوب می داند که در درون رژیم و حتی در درون سپاه است که موقعیت خود را از دست داده است . اما ﺁیا هدف معین کردن برای سپاه در داخل کشور و تشدید بحران با دنیای ﺁنچه مشخص شده است این است که رهبر اولا بر قانون خارج، او را از تنگنائی که در ﺁنست بدر می ﺁورد ؟
خامنه ای، در سالهای زمامداری و سلطنتش ، عقده محمد رضا شاه را بروز داده است : فوق قانون خواندن خود ، مصدر قانون خواندن خود ( صدور حکم حکومتی ) و در سطح رئیس جمهور و وزیر و معاون وزیر و... پائین ﺁمدن و اگر توانست به جای ﺁنها عمل کردن . از این لحاظ که مردم رأی ندارند، چون خمینی و شاه سابق است . بنا بر این ، نمی گوید من الگوی عمل به قانون در بردارنده حقوق هستم ، می گوید من مظهر قدرت مطلقه هستم و رئیس جمهور و نمایندگان باید مطیع امر من باشند و چون و چرا نیز نکنند . به این تبلیغات که جانبداران او می کنند، توجه کنید :
● رهبر دوست دارد که همه به رهنمودهای او عمل کنند .
● رهبر دوست دارد رییس جمهور به رهنمودهای او عمل کند .
● رهبر اجازه می دهد نمایندگان انتقاد کنند اما اجازه نمی دهد مخالفت کنند !
● مخالفین سیاسی رهبر ، مخالفان نظام هستند . هرگاه ایجاد خطر برای نظام کنند، خونشان مباح است .
● رهبر از روزنامه هائی که ساز مخالف بزنند ، خوشش نمی ﺁید . خود او دستور توقیف فله ﺁنها را صادر کرد. .
● رهبر از روحانیون دگر اندیش خوشش نمی ﺁید . بنا بر خطری که ایجاد می کنند، باید با ﺁنها رفتار شود . زندانی و خلع لباس کردن و مجازاتهای بیشتر .
● رهبر دانشجویان معترض را بخاطر این که دانشجویان را به مخالفت با نظام بر می انگیزند، خطر می داند . بنا بر این ، باید اخراج شوند، دستگیر شوند و ...
● کارگران باید وضعیت را درک کنند. وقتی دستمزد دریافت نمی کنند و یا تهدید به اخراج می شوند، می توانند بمقام رهبری عرض شکایت کنند . اما اگر دست به اعتصاب و اعتراض بزنند ، به نظام ضربه می زنند . لذا باید دستگیر و زندانی شوند .
● معلمان وظیفه دارند دانش ﺁموزان را معتقد به ولایت فقیه بار بیاورند . نظام از اول گفته است معتقد بی سواد از باسواد بی اعتقاد بهتر است . پس اگر معلمان رهنمود رهبری را اطاعت نکنند ، البته باید اخراج شوند ، دستگیر و زندانی و محکوم شوند . تازه با ﺁنها ارفاق می شود . سزاوار بیشتر از این تنبیه ها هستند .
● زنان نباید در مخالفت با نظام تظاهرات کنند . حال که کرده اند ، در خور مجازات هستند . بخصوص نظام نمی تواند اجازه بدهد زنان وظایفی را که در قبال نظام و رهبری ﺁن دارند ، نادیده بگیرند و دم از حقوقی خارج از ﺁنچه شرع معین کرده است بزنند . زنانی که دست به تظاهرات می زنند ، در خور مجازات هستند .
این تبلیغات و عملکرد رژیم ، بخصوص دادگاه انقلاب و دیگر نیروهای سرکوب کننده اش اعتراف روشنی هستند بر این واقعیت که بخش فعال جامعه که اکثریت بزرگ مردم را نیز تشکیل می دهند، با خامنه ای و رژیم او مخالف هستند . برای مقابله با این مخالفت که روز به روز فعال تر نیز می شود،
● " رهبر" و دستیاران او، در داخل و خارج از کشور ، دستگاه بحران سازی راه انداخته اند . تا مگر ترس ها مردم را بی حرکت سازند .
● خامنه ای می داند وضعیت اقتصادی مردم روز به روز بدتر می شود . اما این را نیز می داند که اگر مردم مجبور نباشند روزانه دو و سه شیفت کار کنند برای بخور و نمیرشان، به مطالبه حقوقشان روی می ﺁورند .
● و...
به نکات دیگری سخن جعفری توجه کنیم :
" پاسداران همان بسيجيانی هستند كه تمام وقت بايد در خدمت انقلاب باشند. بسيجيان نيز نيروهای آماده ولی غير موظفی هستند كه هر وقت لازم شود در صحنه حاضر شده و دركنار سپاه از انقلاب اسلامی دفاع خواهند كرد... سپاه سازمانی نظامی، سياسی و فرهنگی است كه بسيج را در رسالت خود همراه می‌بيند. فرقی بين سپاه و بسيج نيست و مطابق فرمايشات فرمانده معظم كل قوا نيمی از ماموريت سپاه بر عهده بسيج است... ماموریت سپاه حفظ دستاوردهای انقلاب و مقابله با تهديدهای داخلی است " .
بطوری که مشاهده می شود، فرمانده سپاه همچنان حواسش پیش خطر داخلی است . سخن او یادﺁور سخن فرمانده اطلاعات نیروی انتظامی، در دو سه هفته قبل است . " سردار " سیاری گفته است : ایران در شش ماهه ﺁینده در شرایط ویژه ای به سر خواهد برد .
شرایط ویژه ، بضرورت، شرائطی هستند و خطری در بردارند که این تغییرها در فرماندهان سپاه و بسیج را ناگزیر کرده اند . این امر که مردم چه قصد دارند و یا پیدا می کنند ، ﺁیا مصمم به خیزش می شوند یا خیر، یک امر است و ارزیابی خامنه ای و دستیاران او امر دیگری است . بنا بر این ارزیابی ، خیزش عمومی بشکل یک خطر خود را نشان می دهد . بدین خاطر، تحت فرماندهی سپاه قرار دادن بسیج گویای ﺁن نیز هست که خامنه ای و سپاه حتی از نیروهای بسیجی که همانند کارمندان و معلمان و دانشجویان و دانش ﺁموزان هستند، نیز احساس خطر کرده اند . از قرار ، سپاه متوجه شده است که توان جذب نیرو را ندارد و بهترین راه برای یازسازی و ﺁمادگی برای در گیری، با مردم تحت مهار ﺁوردن بسیج است . و بالاخره، سپاه متوجه شده است که بسیج هم کم کم دارد وارد حیطه اقتصادی می شود و برایش رقیب می گردد . وقتی تحت فرماندهی سپاه قرار گرفت، هم مهار می شود و هم قابل بکار بردن می شود . و چون بدانیم ماده یک فوریتی که قرار بود در مجلس به تصویب برسد، به بسیج امکان می داد بسیاری از کارهای سپاه را در اختیار بگیرد و کم کم به صورت یک قطب دیگر نظامی - اقتصادی در ﺁید و اگر چنین می شد ، دیگر هیچ تمایلی به ادامه کار زیر نظر سپاه در خود نمی دید ، بهتر می فهمیم چرا سپاه خامنه ای را ناگزیر کرد با تحت فرماندهی سپاه قرار گرفتن بسیج موافقت کند .
امری که موجب شد خامنه ای با نظر سپاه موافقت کند اینست که او فکر می کند نیروهای بسیج زیاد هستند و همانگونه که دروغگویان ادعا می کنند، حدود 12 میلیون نفر هستند . حال اگر درگیری ای در داخل کشور به وجود ﺁید، نیروهای سپاه بسا نتوانند " دستاوردهای رژیم " را حفظ کنند. بنا بر این، کار اول او اینست که نیروهای حافظ خود و نظام ولایت فقیه را یکی کند و تحت فرماندهی خود در ﺁورد . اما تجربه سپاه و گسترش قلمروهای اختیارات سیاسی و اقتصادی و حتی دینی ﺁن، وقتی بزرگ می شود و نیروئی را در بر می گیرد که تن به انظباط نمی دهد، خطر بر افکنده شده رژیم توسط همین نیرو بیشتر می شود . همانطور که قشون قزاق به سلطنت قاجار پایان یافت و بزرگ شدن ارتش و گسترش قلمرو اختیارات و اقتداراتش از اسباب سقوط رژیم شاه شد .
سخنان نماینده رهبری در سپاه پاسداران را می بیاوریم چرا که معلوم می کنند " رهبر " چه در سر دارد و چرا دست به این تغییرات زده است . " حجت الاسلام " سعیدی می گوید :
"آمريكا كاملا در انفعال قرار گرفته است. البته اين امر هزينه دارد ولی بالاخره بايد هزينه را پرداخت كنيم. اگر عقب بنشينيم، آنقدر ما را عقب می‌برند تا از صحنه‌ روزگار حذف شويم. بايد محكم و باصلابت بايستيم و از موضع خود دفاع و آنها را وادار به عقب نشينی كنيم كه امروز اين طور شده است ...پيشرفت‌های هسته‌ای ايران سرعت گرفته ‌است و عواملی مانند موسويان كه آمريكا می‌خواست با استفاده از آن‌ها اين پرونده را كنترل كند، نيز ديگر كارآيی خود را از دست داده‌اند. تيم هسته‌ای امروز با گذشته زمين تا آسمان تفاوت دارد. نظر رهبری در موضوع هسته‌ای و سياست خارجی و مسائل فرهنگی و تيم اداره‌ كشور كاملا روشن است. پس اگر دولت تعبد و همگرايی با رهبری داشته باشد همان را انتخاب می‌كند كه مد نظر رهبری است. "
سخنان جعفری در 9 ﺁبان که، در ﺁن، امریکا را تهدید به وضعیتی بدتر از وضعیتی می کند که در افغانستان و عراق بدان گرفتار است و هشدار هاشمی رفسنجانی در 10 ﺁبان در باره حمله امریکا به ایران و نیز ، نگرانی شدیدی که بعد از بمباران سوریه، خامنه ای و دیگران - بخاطر مشاهده نارسائی تجهیزات ضد هوائی که روسیه تحویل می دهد - بدان گرفتار شده اند و سنجش افکاری که برای نخستین بار حاکی از اینست که 52 درصد امریکائیان از حمله امریکا به ایران حمایت می کنند ( گویای موفقیت قطعی احمدی نژاد هم در تبدیل ایران به موضوع اصلی مبارزات انتخاباتی در امریکا و هم برانگیختن افکار عمومی این کشور بر ضد ایران ) ، از سوئی و پویائی تضاد در درون رژیم و مخالفت اکثریت 90 درصدی مردم کشور با این رژیم، از سوی دیگر، جا برای تردید نمی گذارند که تهیه نقشه سرکوب ، اگر تنها نقشه خامنه ای نباشد، یکی از دو نقشه است . هشدارهای پی درپی هاشمی رفسنجانی نسبت به " انتخابات فرمایشی " تأییدی دیگری است بر وجود این نقشه . با وجود این ، خامنه ای در موقعیت خمینی در خرداد 60 نیست . در موقعیتش در دوره های ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی و خاتمی نیز نیست . او در خود رژیم نیز منزوی است . مشروعیت ها همه را از دست داده است . در موقعیتی نیز نیست که بتواند تهدید خارجی را دست ﺁویز سرکوب کند . زیرا خود این بحران را ساخته و بدان شدت بخشیده است . ابهامی هم که در مورد جنگ عراق با ایران بود، وجود ندارد . به سخن دیگر، مردم ایران بدون هرگونه ابهامی او را مسئول اصلی عملی شدن تهدید به جنگ می دانند . بنا بر این، نباید نقشه دیگری را از نظر دور داشت : در همان حال ممکن است او برای مقابله با دو تهدید ، یکی از داخل و دیگری از خارج، قوای سرکوب را تجدید سازمان می دهد، برای تعدیل وضعیت ، دست کم در داخل رژیم، تن به بازکردن فضای سیاسی، در حداقل ممکن، بدهد . اما ﺁیا تعدیل میان گرایشهای رژیم و اندک گشایش فضا برای ﺁنها، خامنه ای را از انزوا و تنگنائی که خود ساخته و خویشتن را در ﺁن گرفتار کرده است، رها می کند ؟ نقشه سرکوب و یا نقشه حالت تعرضی به خود گرفتن برای محدود کردن گشایش فضا به حداقل، خود گویای این واقعیت است که رژیم اتصال با مردم را قطع کرده است و بنا را بر رابطه قوا با مردم از سوئی و با دنیای خارج از سوی دیگر گذاشته است . عطریان فر ، در توجیه هشدارهای پی در پی هاشمی رفسنجانی در باره خطر قلابی شدن انتخابات، می گوید : معنی اینگونه انتخابات اینست " که نظام، ابتناء و اتکای خود را از مردم برداشته و مناسبات قدرت خود را در جای دیگری جست‌وجو می‌کند. "
حقیقت اینست که با گرونگیری ، " نظام " برداشتن اتکا از مردم و بنا گذاشتن بنای وجود و بقایش را بر مناسبات قدرت با قدرتهای خارجی ﺁغاز کرده است و اینک با مردم کشور، در مناسبات تضاد است . در این مناسبات، سازماندهی سرکوب بسا سبب می شود که به این نتیجه برسند که راه حلی جز یک جنبش همگانی نمانده است .
انقلاب اسلامی : شماری دیگر از " دست ﺁوردهای رژیم ولایت مطلقه فقیه در زیر معرفی می کنیم . مجموع این " دست ﺁوردها " سند قطعی هستند بر فساد و جنایت و خیانت گستری رژیم ولایت فقیه و دلایل قوی هستند بر بطلان ولایت فقیه و تضاد ﺁن با اسلام ، با رشد انسان و جامعه ایران و هر جامعه ای که گرفتار چنین رژیمی شود :