ورزش کشور، بخصوص فوتبال ، تحت مدیریت مافیائی، گرفتار انحطاط است :
ورزش از دیر باز در کشور ایران جایگاه خود را حفظ نموده است در این بین ورزش فوتبال و کشتی از جمله ورزشهایی است که هواداران بیشتری را به خود جلب نموده است . فوتبال از جایگاه بسیار بالاتری برخوردار است .
هواداران فوتبال در ایران همواره موجب ترس و وحشت نظام بوده اند . هر زمان که فوتبال میان دو تیم اول کشور یعنی استقلال و پیروزی برگزار می شود تعداد افرادی که برای دیدن این مسابقه به ورزشگاه می روند گاه از 100 هزار نفر هم فراتر می رود و بینندگان تلویزیونی این مسابقه به میلیون ها نفر می رسد .
هر زمان که این دو مسابقه دارند خط اتوبان کرج بین تهران تا ورزشگاه را نیروهای ضد شورش نیروی انتظامی اشغال می کنند تا مبادا موجبات اعتراض گسترده مردمی به وجود ﺁید . با این وجود، هر زمان که این مسابقه برگزار می شود دهها میلیون تومان به وسایل عمومی کشور ﺁسیب وارد می شود .
بزرگترین نمایش همبستگی مردم با فوتبال در زمانی بود که تیم ایران، بعد از مساوی کردن با استرالیا، در جام جهانی شرکت کرد . در ﺁن شب، در ایران جشن و سروری برگزار شد که در ﺁن همه مردم از کوچک و بزرگ شرکت کردند . نظام برای جلوگیری از شادی بیش از حد مردم کلیه نیروهای در اختیار خود را برای مقابله و سرکوب مردم به خیابانها گسیل داشت . از این گونه درگیری ها میان مردم و نظام بارها پیش ﺁمده است و همواره مردم قدرت خود را به ﺁنها نشان داده اند .
با پایان جنگ و ورود نیروهای شکست خورده از جبهه ها به درون شهرها برخی از سرداران سپاهی که دستی در ورزش داشتند تلاش نمودند تا خود را به بخش هایی از ورزش کشور برسانند به همین دلیل دیده می شود که بسیاری از روسا و معاونین فدراسیون ها و ورزش کشور در اختیار افسران سپاه قرار گرفت . هم اکنون ، نام سردارانی در بخش هایی از ورزش کشور دیده می شود .
با به سر کار ﺁمدن محمود احمدی نژاد گروه مافیایی وابسته به او تصمیم گرفت با ﺁوردن مهندس علی ﺁبادی که هیچ سابقه ای در هیچ تیم ورزشی نداشت به ریاست سازمان تربیت بدنی این سازمان را در اختیار خود داشته باشد و بر ورزش کشور حکم براند .
مافیای باند احمدی نزاد همواره از سوی نادان ترین و کم سواد ترین افراد تشکیل شده است که این وضعیت را نیز در کل وزارتخانه های او می توان مشاهده نمود . تنگ نظری این مافیا در کلیه امور چنان خود را به نمایش گذارده است که همه متوجه جهل این گروه شده اند .
مهندس علی ﺁبادی که هیچ اطلاعاتی از ورزش نداشت با ﺁوردن کارکنان واواک و قوای انتظامی و سپاه به این سازمان تلاش نمود تا قدرت سیاسی و اطلاعاتی خود را به رخ برخی از مسئولین کشور بکشاند . وی با قرار دادن فراهانی در مقام معاون حراست سازمان تربیت بدنی که از اعضای واواک سیستان و بلوچستان بود و نیز ﺁوردن ساور که از افراد حراست صدا و سیما بود و گماردن او به مقام معاونت فرهنگی این سازمان و نیز رغبتی و کیومرث هاشمی از افراد واواک به معاونت های بین المللی و فدراسیون ها و ﺁخوندی به عنوان سخنگوی سازمان و برخی دیگر چون خزاعی و محمد نبی حبیبی و ...کار خود را برای کنترل ورزش و تیم های ورزشی ﺁغاز نمود .
البته نا گفته نماند که کارهای این مدیران ورزشی که تحت ولایت مطلقه فقیه به کار مشغول هستند ، هرگاه در زمان خاتمی انجام می شدند، گروههای کفن پوش با قدرت تمام مسئولان را مورد ضرب و شتم قرار می دادند . در هیچ دوره ای از گذشته و در زمان هیچ کدام از رؤسای جمهوری مربی مرد برای تیم های بانوان در نظر گرفته نمی شد ولی در زمان ریاست علی ﺁبادی تیم بانوان قایقران کشور توسط مردی از کشور ترکیه مربی گری می شود و تیم والیبال زنان نیز توسط مربیان مرد کره ای تمرین داده می شوند . و امسال، برای اولین بار است که تیم والیبال زنان ایران درمسابقات ماکائو در برابر دیدگان مردان تماشاچی چشم بادامی به مسابقه پرداختند . این در حالی است که تا به حال هیچ مسابقه ای در کشور ایران برگزار نشده است که بانوان بتوانند حتی در مقابل دیدگان خانواده های خود به مسابقه بپردازند اما تحت ولایت مطلقه خامنه ای و ریاست جمهوری احمدی نژاد که خود را مصداق بقیه الله می داند و ریاست ورزش مهندس علی ﺁبادی که مرتب دم از حکومت اسلامی و حکومت خدایی می زند، بانوان ایران می توانند در مقابل دیدگان مردان کشورهای خارج و زیر نظر مربی مرد به مسابقه بپردازند .لبته این ایرادی ندارد .به شرطی که جایی برای رفتار یک بام و دو هوای این مسئولین دیگر جایی برای اقدامات برخی از مراجع که حتی برای پخش اخبار مسابقات بانوان کفن پوشها را به خیابانها می کشاندند باقی نمانده باشد .
احمدی نژاد شاید یادش باشد زمانی که اعلام کرد زنها می توانند به ورزشگاه ﺁزادی بروند و از مسابقات فوتبال دیدن کنند ، چه غوغایی در قم بپا شد . چرا قم و کفن پوشان در برابر مسابقه دادن بانوان در مسابقات ماکائو سکوت کرده اند را خدا می داند !
در ابتدای کار مهندس علی ﺁبادی، با وجود مشکلاتی که کشتی کشور بدانها مبتلی است ، با قرار دادن یزدانی خرم، زمین خوار بزرگ که واواکی و از اعضای هیات موتلفه است، در مقام ریاست فدراسیون والیبال کشور، برﺁن شد که کشتی کشور را زیر نظر خود قرار دهد .
علی ﺁبادی با قرار دادن افرادی از نیروهای اطلاعاتی و امنیتی در میان اعضای هیات مدیره تیم های بزرگ فوتبال کشور از جمله استقلال و پیروزی سعی در کنترل این تیم ها کرد . هم اکنون برخی از اعضای شورای تهران را که از اعضای یک هیات مذهبی در غرب تهران هستند به عضویت هیات مدیره تیم های معروف در ﺁورده است تا کنترل ﺁنها را به دست ﺁورد . سال گذشته، برای اولین بار بود که این تیم های ورزشی با دادن اطلاعیه از هواداران خود خواستند در انتخابات شرکت کنند و بطور علنی درخواست سیاسی خود را اعلام نمودند اما با شکست سختی روبرو شدند .
با شکست فوتبال ایران در بازی های جهانی، تغییر ریاست فدراسیون فوتبال که از افراد غیر خطی علی ﺁبادی بود، شروع شد . با برکناری دادکان و اعتراض وی به فیفا که نشان دهنده دخالت سیاست در ورزش به خصوص فوتبال بود فیفا تصمیم گرفت با ایران برخورد نماید . به همین دلیل تصمیم به اخراج ایران از مسابقات فوتبال ﺁسیایی گرفت . با پادرمیانی برخی از افراد معتبر ورزشی و قول ایران مبنی بر انجام درخواست های فیفا، ایران تا پایان مسابقات فوتبال بازیهای ﺁسیایی در این مسابقات شرکت نمود و با پایان این مسابقات فیفا فشار خود بر ورزش ایران را شروع کرد و کار به جایی رسید که مسئولان ورزش کشور برای اینکه با هجوم مردم مواجه نشوند مجبور به پذیرش راه حل های پیشنهادی فیفا شدند .
فیفا از ایران خواست که انتخاب رییس فدراسیون فوتبال باید به صورت ﺁزاد از میان افراد غیر سیاسی بعمل ﺁید . در اولین قدم خواستار تدوین اساسنامه فدراسیون فوتبال ایران شد و برای جلوگیری از اعلام نظر مسئولین مافیایی ورزش کشور سه نماینده را به عنوان نمایندگان فیفا به نامهای صفایی فراهانی و خبیری و غفاری معرفی نمود تا با سه تن از کارکنان سازمان تربیت بدنی جلساتی برای تدوین اساسنامه فوتبال کشور تشکیل دهند .
مافیای ورزش کشور در ابتدا با حضور صفایی فراهانی که از وابستگان به حزب مشارکت است، مخالفت کرد ولی فیفا ایران را مجبور به پذیرش این نماینده خود در جلسات و در ضمن ریاست ﺁن جلسات نمود . از سوی سازمان تربیت بدنی برای مقابله با ﺁنها سه نفر به نامهای کیومرث هاشمی و انصاری فر و رغبتی معرفی شدند که در جلسات شرکت کنند .
مسئولان سازمان تربیت بدنی که به هیچ وجه حاضر به عقب نشینی نبودند در نهایت چاره ای به جز این ندیدند که در جلساتی شرکت کنند که ریاست ﺁن را نماینده فیفا بر عهده داشت .
برای تدوین اساسنامه، نمایندگان مهندس علی ﺁبادی فشار زیادی برای به دست گرفتن ریاست فدراسیون فوتبال وارد کردند . قصد داشتند تا با انتخاب فردی از میان خود کنترل فوتبال ایران را همچنان در دست داشته باشند . بلاخره اساسنامه فوتبال ایران تصویب شد . در ﺁن ﺁمده است که کاندیداهای فدراسیون فوتبال نباید از میان سیاسیون وابسته به دولت باشند .
البته نا گفته نماند که برای تصویب این اساسنامه بارها و بارها جلساتی برگزار شد ولی نمایندگان گروه مافیایی علی ﺁبادی نمی خواستند موادی را بپذیرند که مانع از ﺁزادی عمل ﺁنها می شد . سرانجام، مجبور به پذیرش اساسنامه شدند و ﺁن را امضا کردند .
در انتخابات رییس فدراسیون فوتبال، قرار بر این شد که کاندیداهایی معرفی شوند. ابتدا قرار بود برای ریاست فدراسیون فوتبال کشور، احمدی نژاد نامزد شود . ولی او این مسئولیت را بر عهده علی ﺁبادی گذاشت و به او گفت شما بروید و فدراسیون فوتبال را در دست بگیرید . ولی زمانی که قرار شد انتخابات برگزار شود، درگیری هایی بین کاندیداهای معرفی شده از جمله سردار اجر لو و علی ﺁبادی پیش ﺁمد که منجر به کنار گیری سردار اجرلو شد . البته برای دور کردن اجرلو از مافیای حاکم بر سازمان تربیت بدنی، طرحی تهیه و به اجرا گذاشته بودند. زمانی که مشخص شد انتخابات مسئله دار است، مسئولین سازمان تربیت بدنی، برای جلوگیری از افشای طرحی که برای حذف کاندیدای فدراسیون فوتبال، به اجرا گذاشته بودند ، بنا بر دستور، در یک شب، 12 نفر از کسانی که می بایست در دادن رأی شرکت می کردند، استعفا دادند و انتخابات به تعویق افتاد . یکی از کسانی که کاندیدا شده بود ، سردار اجر لو بود که رییس سازمان تربیت بدنی با او مخالف بود . البته ناگفته نماند که اجرلو از جمله جنایتکارانی است که در جریان قتل عام زندانیان سیاسی در سال 67 گفته ، نام مجید حلوایی و یا مجتبی ... در زندان اوین نام زندانیان را با ماژیک بر روی کمر ﺁنها می نوشت تا بعد از اعدام معلوم شود که اعدامی چه کسی است . وی بعدها به سرپرستی تیم نیروی انتظامی یعنی پاس انتخاب شد و نیز در برخی از پست های ورزشی قرار گرفت . و هم اینک ، او معاونت ورزش شهرداری تهران را عهده دار است .
بعد از تعویق انتخابات، به دلیل اینکه فیفا متوجه شده بود علی ﺁبادی فردی سیاسی و منصوب احمدی نژاد است و قرار است بر فوتبال ایران تسلط داشته باشد، به دلیل حضور وی در پست ریاست سازمان تربیت بدنی، با نامزد ریاست فوتبال شدن او مخالفت کرد . قرار بر این شد او از پست ریاست سازمان تربیت بدنی استعفا دهد و به مقام وزارت رفاه یا راه برسد و پس از ﺁن، در انتخابات شرکت کند . این مواضعه نیز لو رفت و فیفا کلا با سیاسی شدن انتخابات ریاست فدراسیون فوتبال ایران مخالفت کرد و اعلام کرد علی ﺁبادی نمی تواند در این انتخابات شرکت کند . همین مخالفت موجب شد بار دیگر انتخابات ریاست فدراسیون فوتبال ایران به تعویق بیفتد .
فشار فیفا موجب شد مافیاهای حاکم بر ورزش ایران عقب نشینی کند . زیرا فیفا مافیا را تهدید کرده بود که هرگاه بخواهند به این رویه ها ادامه دهند، ایران را از حضور در مسابقات ممنوع خواهد کرد . وقتی کار به اینجا رسید و شکست باند مافیائی مشخص شد ، احمدی نژاد در صحنه تلویزیون ظاهر شد و گفت من به ﺁقای علی ﺁبادی تکلیف کردم برود و فوتبال ایران را نجات دهد و وقتی دیدم دارد برای فوتبال ایران مشکل به وجود می ﺁید، من به ﺁقای علی ﺁبادی گفتم کناره گیری کند .
البته او نگفت کناره گیری علی ﺁبادی به دلیل فشاری بود که فیفا بر ایران واردکرده بود . در این مورد نیز ، مانند تمام موارد دیگر، وقتی فشار به ایران وارد شد، ایران کوتاه ﺁمد و تسلیم شد .
چند شب پیش ، در برنامه نود که برنامه ای است در مورد فوتبال ایران و فردوسی پور مجری ﺁنست ، صفایی فراهانی در تلویزیون ظاهر شد . برای اولین بار بود که ممنوعیت حضور او در تلویزیون لغو می شد . وی، در مصاحبه ای حدود سه ساعت، در مورد مشکلات فوتبال کشور و سنگ اندازی های سازمان تربیت بدنی توضیح داد و پته دخالت های سازمان تربیت بدنی را در قلمرو فوتبال ایران را بر روی ﺁب انداخت .
در این برنامه، وی با ارائه اسناد و مدارک ثابت کرد که مسئولین سیاسی کشور تلاش داشته اند بر فدراسیون فوتبال مسلط شوند . چگونه در بسیاری از موارد دست به سنگ انداختن کردند . ابتدا ، کیومرث هاشمی برای پاسخگویی به وی دست به یک مناظره تلویزیونی زد و انقدر مسایل پشت پرده دخالت های سیاسی سازمان تربیت بدنی را لو داد که همان زمان ، علی ﺁبادی تلفنی از او خواست که مناظره را قطع کند و اجازه بدهد فردی دیگر وارد مناظره تلفنی – تلویزیونی با صفایی فراهانی شود . بعد از قطع تماس او، ﺁخوندی سخنگوی سازمان تربیت بدنی به صحنه ﺁمد و حرفهای بسیاری زد . البته همه حرفهای وی ، همانند سخنان کیومرث هاشمی ، تلاش سیاسی خود و علی ﺁبادی را برای تحت مهار باند مافیائی ﺁوردن ورزش کشور، بر همگان ﺁشکار کرد .
زمانی که صفایی فراهانی اعلام کرد برای مربی گری تیم ملی فوتبال ایران برخی ها به سازمان تربیت بدنی معرفی شده اند . او نام چند نفر را برد که با ﺁنها صحبت شده و برخی از ﺁنها ﺁماده ﺁمدن به ایران و صحبت و مذاکره هستند تا اگر مورد تایید قرار گرفتند به عنوان مربی تیم فوتبال انتخاب شوند . کیومرث هاشمی بار دیگر ، از راه تلفن، به صحنه ﺁمد و ضمن دروغگو خواندن صفایی فراهانی، تلاش کرد شکست خود را در بخش قبلی مناظره جبران کند . اما این بار نیز، با افشا شدن دروغ هایش، کار را خراب تر کرد . با پایان این برنامه، در صدا و سیما، برخوردهایی با پور محمدی و فردوسی پور بعمل ﺁمدند .
البته ناگفته نماند که با وجود افشاگری های صفایی فراهانی در باره دخالت های سیاسی در فوتبال، باید گفت : زمانی هم که خود او رییس فدراسیون فوتبال ایران بود ، سیاست در ورزش دخالت می کرد . اینک چون او نمایندگی فیفا را بر عهده دارد تلاش می کند خود را مخالف دخالت سیاست در ورزش معرفی نماید .
به هر حال، ورزش اول کشور در این سال گرفتار بازی های سیاسی احمدی نژاد و علی ﺁبادی و هاشمی و ﺁخوندی و رغبتی و دیگرانی بود که تلاش می کردند که این خاک ریز را از دست ندهند . ﺁنها کاملا مطلعند که بعد از ازدست دادن ریاست فدراسیون فوتبال باید ﺁماده از دست دادن پست های دیگری در ورزش این کشور باشند. زیرا تقریبا می توان گفت که اکثر فدراسیون های ورزشی کشور در اختیار افراد وابسته به مافیای قدرت در کشور هستند و به همین دلیل است که پیشرفت ورزش در کشور با مشکلاتی روبرو است .
سرانجام، به پیشنهاد هیات انتخابی فدراسیون فوتبال و تایید هاشمی و علی ﺁبادی، مربی ای از کشور پرتغال جهت مربی گری تیم فوتبال ایران انتخاب شد . وی که طی دو سال گذشته، به دلیل سکته قلبی، هیچ تیمی را در اختیار نداشته است، قرار است تیم فوتبال ایران را رهبری کند . باز مشاهده می شود که هنوز مربی نیامده، بر اثر دخالت سازمان تربیت بدنی - به گفته محمد نبی حبیبی سخنگوی موقت فدراسیون فوتبال - ، یک نفر به نام ابراهیم زاده، به عنوان مربی تیم فوتبال انتخاب شده است . او نیز نام 50 فوتبالیست ایرانی را برای حضور در اردوی تیم ملی اعلام کرده است . اما این ابراهیم زاده که به عنوان مربی ، قرار است زیر نظر مربی پرتغالی تیم ملی را رهبری کند، فاقد صلاحیت لازم برای این کار است . او از جمله مربیان بی نام و نشان و بدون سابقه مربی گری تیم های بزرگ کشور است .
ﺁیا خطر مرگ حسن خمینی را تهدید می کند ؟
وقتی روزنامه کیهان نشانی می دهد باید مواظب بود . این خصیصه روزنامه کیهان و واواکی ها و توبه دهندگانی است که در این روزنامه ، کار می کنند . اینها ، با هماهنگی کامل، هر زمان می بایست جنایتی سیاسی انجام شود، کسی دستگیر شود و یا ﺁنکه به نشریه ای و یا کتابفروشی حمله شود و یا به تجمع دانشجویان و سیاسیون و زنان و کارگران و ... حمله شود و یا کسی کشته شود، ابتدا روزنامه کیهان شروع می کند به بدگویی از او و زمینه را برای انجام ان امر ﺁماده کردن .
کم نیستند جنایتهای سیاسی که ابتدا روزنامه کیهان قربانیان ﺁنها را نامزد قربانی شدن نکرده باشد . بعد از ﺁن که روزنامه کسی را نامزد کرد ، تیم جنایتکار وابسته به نظام ولایت فقیه، دست بکار انجام مأموریت می شوند .
این روزها، نوبت به سید حسن خمینی رسیده است . باید به نوعی سر او را زیر ﺁب کرد . یعنی با برنامه خاصی که روزنامه کیهان تهیه کرده است، زمینه سکوت یا تبعید او را فراهم ﺁورد .
از زمانی که سید حسین خمینی به دستور پدر بزرگ مجبور به خانه نشینی گشت و سپس توسط مأموران « انسان ساز » و « سربازان امام زمان » ﺁلوده به مواد مخدر شد و بیمار گشت، تا زمانی که سید احمد فرزند خمینی، به دستور خامنه ای ، « رهبر فرزانه انقلاب »، به دیار باقی شتافت کسی باور نمی کرد جانشین خمینی حکم قتل فرزند خمینی را بدهد . ﺁن زمان که به سید احمد گفتند زیاد از حد در مورد رهبری سخن نگوید، بفکرش خطور نمی کرد که اگر دم فرو نبندد، به قتل خواهد رسید .
البته شاید که نه قطعا سید احمد ﺁنچه را که کشت کرده بود برداشت کرد . زمانی که در توطئه های جنایتکاران و کودتاگران بر ضد نخست وزیر منصوب پدرش ( مهندس بازرگان ) و رییس جمهوری منتخب مردم، شرکت جست و نقش اول را بازی کرد ، تا زمانی که با برنامه ریزی های انجام شده زمینه حذف ﺁیت الله منتظری را فراهم ﺁورد و سپس در کشتار سال 67 شرکت کرد و نوشته ها از قول پدرش جعل کرد، فکر نمی کرد کسی که با نامه جعلی او « رهبر » شده است، قصد جان او را کند .
قتل احمد خمینی، تا زمانی که خانم فاطمه برقعی به قتل نرسیده بود، مکتوم بود. ولی بعد از ﺁن ، پرده از راز برداشته شد. تا زمانی که سعید امامی، در اعترافات خود، قتل احمدی خمینی را شرح نداده بود، قبول ﺁن برای خیلی ها سخت بود . زیرا با خود می گفتند مگر ممکن است خامنه ای دسش را به خون فرزند مقتدای خود، ﺁلوده کند . هنگامی که قاضی پرونده ، نیازی، به سید حسن خمینی نگفته بود پدرش را به قتل رسانده اند، بسا سید حسن هم باور نمی کرد پدرش را کشته باشند . نمی توانست قبول کند در جلسه ای که مصباح یزدی و خوشوقت و بادامچیان در ﺁن شرکت داشته اند، قتل پدرش ، سید احمد اجتناب ناپذیر دانسته می شود و به دستور خامنه ای او به قتل می رسد .
این روزها دیده می شود که روزنامه کیهان و سایت رجا نیوز در حال دادن نشانی سید حسن خمینی هستند . در ﺁن روزها که سید احمد به قتل رسید و یازمینه سازی فرمان قتل او انجام شده بود، نه وب سایتی بود و نه وب لاگی که او را از خطر ﺁگاه کنند . اما در این روزها، به یمن وجود وب لاگها و وب سایت ها و ایمل که دمار از روزگار استبداد در ﺁورده است، به سید حسن خمینی این خطر هشدار داده می شود : زمانی که روزنامه کیهان نشانی او را می دهد او باید مواظب خود باشد. زیرا حسین شریعتمداری جاسوس کهنه کاری است که سر سعید امامی را نیز بر باد داد . در کنار او بود تا زمانی که مطمئن شد که او کشته شده است. زیرا همه می دانند در بسیاری از جنایات انجام شده افرادی چون بادامپیان و حسین شریعتمداری و حسن شایانفر و حسین صفار هرندی و ... در کنار مفتیان قتل ها بوده اند و برخی از این قتل ها در خانه خود حسین شریعتمداری طراحی شده اند .
سید حسن هنوز جوان است و شاید فکر می کند در امان است . اما او بداند که در نظام ولایت فقیه، اصل بر حفظ ولایت مطلقه فقیه است . برای حفظ ﺁن حتی اگر ضرور باشد توحید را نیز تعطیل می کنند . چه رسد به قتل حسن خمینی .
چند خبر مهم :ﺁیا معنای نامزد عضویت مجلس خبرگان کردن مهدوی کنی ، محدود کردن هاشمی رفسنجانی است ؟ :
چرا گروههای راست سنتی می خواهند مهدوی کنی را به مجلس خبرگان بفرستند ؟ :
◄بنا بر خبر موثق ، نیروهای راست سنتی برای اینکه بتوانند هاشمی رفسنجانی را در مجلس خبرگان رهبری کنترل کنند و وی را از مسند ریاست این مجلس به زیر ﺁورند، با دادن امتیازاتی به مهدوی کنی، او را وادار به شرکت در انتخابات خبرگان رهبری نموده اند . قصدشان اینست که در پی عضویت او در مجلس خبرگان ، در انتخابات سال بعد، ریاست مجلس از هاشمی رفسنجانی پس بگیرند و به او بدهند .
گفته می شود هاشمی رفسنجانی قصد دارد تغییراتی در شیوه رهبری کردن کشور به وجود ﺁورد . اگر هم راستهای سنتی و اصول گرایان قصدی که داشتنش را به هاشمی رفسنجانی نسبت می دهند، خود ساخته باشند ، گویای تزلزل موقعیت خامنه ای و نگرانی روز افزون طرفداران او بخاطر گذشتن تاریخ مصرف ولایت فقیه است .
جناح راست ، بعد از شکست در انتخاب ریاست مجلس خبرگان رهبری، تمام تلاش خود را به کار بست تا فردی را برای مقابله با هاشمی رفسنجانی بیابد. ناچار شد دست به سوی کسی دراز کند که رابطه زیاد خوبی هم با وی ندارد. زیرا مهدوی کنی در انتخابات ریاست جمهوری ، با احمدی نژاد مخالف بود . گردانندگان جناح راست وی را کنار زدند تا بتوانند احمدی نژاد را بر سر کار بیاورند .
احتمالا بعد از خامنه ای، جنگ فقها برای رسیدن به قدرت، مغلوبه خواهد شد . هرگاه کسی در حد مقام رهبری در کشور وجود نداشته باشد باید رهبری را شورایی کرد .
از افرادی که خود را برای رهبری ﺁماده ساخته اند، از جمله، هاشمی شاهرودی و هاشمی رفسنجانی و واعظ طبسی و مجتبی خامنه ای و مهدوی کنی هستند .
گفته می شود با ﺁمدن مهدوی کنی به مجلس خبرگان رهبری، هاشمی رفسنجانی ممکن است جایش را به او بدهد . هر چند روابط هاشمی رفسنجانی با مهدوی کنی بد نیست اما خود او به خوبی می داند که ﺁوردن مهدوی کنی به این دلیل است که در میان افراد حاضر در جناح راست کسی توان مقابله با هاشمی رفسنجانی را ندارد . البته گفته شده است که حتی با ﺁمدن کنی به مجلس خبرگان، در انتخابات ریاست این مجلس، هاشمی رفسنجانی رای بیشتری خواهد ﺁورد .
* چند خبر کوتاه اما مهم :
◄مهندس ميرسليم ( از اعضای رهبری هیأت موتلفه) در جلسهاي، در مجمع تشخيص مصلحت به داوودي (معاون اول رئيس جمهوری) انتقاد شديد كرده و گفته است : احمدي نژاد كشور را خراب كرده است.
◄هاشمي رفسنجانی به جاسبي گفته است : براي صدور مجوز سخنراني هاي سياسي در شعب دانشگاه آزاد آسان بگيرد.
◄ حكم خلع لباس هادي قابل كه توسط دادگاه ويژه روحانيت صادر شده، در جاي ديگر انشاء شده و به نگارش در ﺁمده است و قاضي مربوطه فقط آن را امضاء كرده است
◄ خامنه ای گل کوکنار را بعنوان مخدر قوی مصرف می کند تا بتواند در دیدارهای طولانی توأم با سخنرانی شرکت کند .
◄ در ماههاي آبان و آذر هاشمي رفسنجانی سهبار همراه با يك تيم از متخصصان با خامنهاي جلسه داشته و پس از توضيحات كارشناسي همراهان، با او درخصوص اينكه نبايد به سمت جنگ كشيده شويم صحبت کرده است.
◄داوود احمدينژاد به خيلي از مسؤولين حراست ادارات گفته است كه تا قبل از انتخابات پاكسازيها را تمام كنيد.
◄ آيتالله ابراهيم اميني (نايب رئيس دورهي قبل خبرگان و از امام جمعههاي موقت قم) به آيتالله توسلي گفته است وضعيت حاضر نظام، حاصل دروغگويي هاست.
◄ 20 میلیارد دلار گم شده است . نادران می گوید : صندوق ذخیره ارزی وام داده است ؟ در چه تاریخ ؟ با کدام مجوز ؟ در داخل یا خارج از کشور؟ اگر در خارج از کشور وام داده شده است ، به کدام دولتها یا سازمانها و یا شرکتها ؟ و اگر در داخل کشور، به چه کسان یا شرکتهائی ؟ نتایج ببار ﺁورده کدامها هستند ؟ و...
این پرسشها یک کلمه پاسخ نیز دریافت نکرده اند . ملاتاریا مردم ایران را در حکم یتیم می داند اما بنایش بر خوردن مال یتیم است. ﺁنهم بدین سان .
گروههای اصول گرا و راست سنتی قادر به توافق نشدند . تنها امیدشان به رد صلاحیتها و تقلبات انتخاباتی است :
◄ با توجه به اختلافات زیادی که در میان گرایشهای راست وجود دارند ، دیگر امیدی به پیروزی ﺁنان ، در انتخابات مجلس ، بر جا نمانده است .
گروههای ریز و درشت جناح راست از 100 بیشتر هستند . هر کدام برای خود دارای رای هستند ولی به طور کلی می توان گروههای عمده ان را به شرح زیر معرفی کرد . این گروهها فعلا درگیر هستند و نتوانسته اند به یک لیست مشترک دست یابند :
1-گروههای طرفدار احمدی نژاد که خدا را هم بنده نیستند و حاضر به همکاری با هیچ یک از گروهها ، از راه توافق به ﺁنها نیستند .
اینها با توجه به دو شکست قبلی باز هم گویا دچار همان توهم سابق هستند و می پندارند مردم ازشان حمایت می کنند تلاش دارند تا با گروههایی که کاندیداهای آنان را در لیست می گذارند در یک جبهه قرار بگیرند اما به نظر می رسد که دیگران هم برای خود حق رای قائل هستند و حاضر به باج دادن به این گروه نیستند .
این گروهها در بزرگترین مبارزه انتخاباتی یعنی شورای شهر تهران به گونه ای دچار شکست شدند که در مخیله شان هم نمی گنجید . حداقل امیدوار بودند ، با توجه به معرفی افراد کله گنده و مشاوران و معاونان احمدی نژاد حداقل 6 تا 8 کرسی شورای شهر را از ﺁن خود کنند . در نهایت، با تقلبات گسترده و فشار های سیاسی تنها توانستند دو نفر را به عنوان جاسوس به شورا روانه سازند ﺁنهم با رای کم که یکی از ﺁنها خواهر احمدی نژاد بود و دیگری برادر استاندار .
در ﺁن انتخابات، نزدیکترین افراد به خود احمدی نژاد ، از جمله معاونان و مشاوران وی ، حتی حداقل رای برای اعضای علی البدل را نیز کسب نکردند ولی با کمال پررویی دم از پیروزی خود می زدند .
در شرایط فعلی، با جمع ﺁوردن برخی از نیروهای سابق خود و با دارا بودن سرمایه فراوان، این گروهها تلاش دارند بار دیگر درانتخابات شرکت کنند . رایزنی های بسیاری با گروههای دیگر انجام داده اند ولی گویا نتوانسته اند حتی با جمعیت ایثارگران به توافق برسند . اگر وضع به همین منوال پیش برود، احتمال اینکه دچار شکست سخت دیگری شوند قوی است . این در حالی است که اصولگرایان، بعد از گروه 5 نفره، یک گروه 6 نفره هم به ﺁن افزوده اند تا مگر بتواند یک لیست مشترک را ترتیب دهد . اما هنوز به نتیجه مورد دلخواه نرسیده است .
لازم به یادﺁوری است که گروههای بزرگ طرفدار احمدی نژاد گروه « رایحه خوش خدمت » و « هواداران رییس جمهوری » و... را تشکیل می دهند .
2-گروه یا جمعیت ایثارگران – گروهی است که خود احمدی نژاد از مؤسسان رده بالای ﺁن بوده است . اما در انتخابات ریاست جمهوری، به احمدی نژاد دلخوش نبود و در ﺁن انتخابات از قالیباف حمایت کرد .
این گروه با توجه به وابستگی شدید به نیروهای نظامی و انتظامی از قدرت جعل رای و تقلب برخوردار است . هنوز نتوانسته حتی با گروه طرفدار احمدی نژاد به توافق برسد . تلاش دارد با گروه جبهه اصولگرایان به اشتراک نظر برسد . اما اختلافاتش با این گروه کم نیست و باید منتظر نشست دید می توانند با هم به توافق برسند یا خیر .
این گروه، بعد از « انتخاب » احمدی نژاد دچار شکاف شد و گروهی مستقل دیگر به نام گروه ترقیخواه و مستقل به ریاست فدایی به وجود ﺁمد . در حال حاضر، مانند گروه رایحه خوش خدمت ، گرفتار توهم است و می پندارد می تواند انتخابات را فتح کند . همه می دانند که یکی از بزرگترین یاران احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری که رای بالای پادگانها با برنامه ریزی ﺁنها ، به نام احمدی نژاد به صندوقها ریخته شده بودند، این گروه بود .
3- گروه حزب الله – گروهی است که در مجلس اعلام موجودیت کرد تا مبادا گروه دیگری خود را حزب الله بداند . این گروه با توجه به افرادی که میان ﺁنان وجود دارد طیفی است از منتهی الیه راست تا کارگزاران . در این گروه، از افرادی مانند غرویان که زمانی معاون مصباح یزدی بود وجود دارند تا عسگری و خانم جلو دار زاده از نزدیکان به طیف هاشمی رفسنجانی .
این گروه با گروههای جناح راست فاقد اشتراک است . شاید بتواند در حد 5 کاندیدا را به اشتراک بگذارد .
4- گروه محسن رضایی و قالیباف و لاریجانی – گروهی که به تازگی برای از میدان به در بردن دیگر گروههای راست وارد جریان انتخابات شده است . نمایندگان بزرگ جناح راست در ملاقات با لاریجانی، وی را تشویق کرده اند که اگر به سوی ﺁنان بیاید وی را در سر لیست خود قرار خواهند داد و در مجلس از او ، برای رسیدن به مقام ریاست مجلس حمایت خواهند کرد . اما وی پیشنهاد ﺁنان را نپذیرفته است .
این گروه با توجه به حمایتهایی که از سوی سپاه و نیروهای امنیتی از ﺁنها شده است فکر میکند که در این انتخابات به پیروزی هایی دست خواهد یافت .
ناگفته نماند که این گروه از حمایت برخی از نیروهای شورای شهر تهران نیز برخوردار است . علاوه بر ﺁن، حمایت برخی از نیروهای سیاسی را نیز دارد .
برخی از بزرگان جنا حراست این گروه را ابله می دانند. به خصوص در مورد رضایی می گویند او در میان نیروهای بالای نظام از کودن ها محسوب می شود . وی به تازگی در مورد ملاقاتهای لاریجانی و سولانا گفته است که لاریجانی با زرنگی و فریب سولانا بزرگترین امتیاز را برای ایران کسب کرد!
5- جبهه متحد اصولگرایان – البته این نام را تنها خود بر خود نهاده است . این « جبهه » ﺁنقدر گرفتار نخوت و بزرگ بینی است که با گروههای دیگر نمی تواند به اشتراک نظر برسد . در میان گروههایش ، می توان به گروه پیروان خط امام و رهبری اشاره کرد . این گروه ابتدا به عنوان گروه پیرو خط امام ظهور کرد ولی از ﺁنجا که برخی از افراد نزدیک به این گروه وجود خط رهبری را در کنار امام به صلاح می دیدند و می گفتند : اگر ﺁنها بخواهند با این گروه مشترک شوند باید نام رهبری هم به دنبال امام بیاید . نظرشان را قبول کردند و با هم متحد شوند . در این گروه برخی افراد هستند که به خمینی اعتقاد ندارند و برخی ها هستند که به خامنه ای اعتقاد ندارند . با وجود این ، پیروان خط امام و رهبری را تشکیل داده اند .
این جبهه برای جلب نظر گروههای دیگر تلاش گسترده ای نموده است. اما تا به حال به نتیجه ای نرسیده است و به نظر هم نمی رسد به نتیجه برسد . در صورت موفقیت می توان بر اشتراک حدود 15 نفر از انتخاب شده های این گروه با دیگر گروهها حساب کرد .
6- گروه ﺁبادگران – گروهی که با چراغ خاموش وارد انتخابات مجلس شد و بعد از ﺁن، با فریب مردم شورای شهر تهران را به دست ﺁورد . ولی ﺁنقدر در عمل به دور از خواست مردم در شوراها و مجلس عمل نموده اند که دیگر جایی درمیان مردم ندارند . مردم به خوبی افراد این گروه را در این مدت شناخته اند و دریافته اند که این گروه نیز مانند گروه رایحه خوش خدمت تنها برای کسب قدرت خود تلاش می کند .
اعضای این گروه، بعد از بر سر کار ﺁوردن احمدی نژاد و نشستن بر کرسی مجلس، اختلافاتشان به دلیل نیاز بیشتر به قدرت شروع شد و کار به جایی رسید که گروه ﺁبادگران جوان و ﺁباد گران مستقل و ترقیخواه را به وجود ﺁوردند و می توان گفت که از ﺁبادگران سابق تنها عده ای معدود هنوز بر نظر سابق خود استوارند و بسیاری از ﺁنها با نزدیک شدن به گروههای دیگر ازاین گروه دور شده اند .
با تبلیغات و رایزنی های این گروه بود که برای اولین بار در تاریخ نظام جمهوری اسلامی ، نمایندگانی به مجلس وارد شده اند که تنها قدرت و پول را می شناسند و این در میان خود مجلسی ها به عنوان طنز مطرح است که هیچ نماینده مجلس دور هفتمی وجود ندارد که خانواده اش، از برکت مجلس به مال و منالی نرسیده باشد .
نمایندگان این دوره از مجلس از جمله پر درﺁمدترین نمایندگان در کلیه دوره های نمایندگی هستند و ﺁنقدر برای رأی خود اهمیت قایل هستند که تا در ازای رای خود چیزی نگیرند، رأی نمی دهند .
شایع است که برخی از این نمایندگان برای جلوگیری از استیضاح وزیری، از ﺁن وزیر، حواله یا سندی را دریافت می کنند و بعد برای اینکه همان وزیر را استیضاح کنند از حکومت حواله یا امتیازی را دریافت می کنند و بعد برای اینکه به کاندیدای ﺁن وزارت که از سوی حکومت معرفی می شود، رای اعتماد بدهند باز حواله ماشین و یا موبایل و یا امتیازی دیگر را دریافت می دارند . به همین دلیل است که گفته می شود نمایندگان این دوره از مجلس از جمله کاسب های به تمام معنی هستند .
از جمله، بر خواهر زاده احمدی نژاد - که وزیر صنایع شده است - است که بیاید توضیح بدهد برای کسب رای اعتماد خود چند حواله خودرو به این نمایندگان داده است .
به هر حال این گروه نیز در حد پایینی از اعتماد مردم قرار گرفته است و بعید است در این مدت کوتاه بتواند با دیگر گروههای راست بر سر نامزدهای نمایندگی، به اشتراک نظر برسد .
7- گروه جامعه روحانیت مبارز – گروهی است که این روزها از اعتباری برخوردار نیست . این گروه نیز برای اینکه ازگردونه قدرت، به بیرون پرتاب نشود، به سخنگویی مصباحی مقدم گهگاهی نظراتی ابراز می کند. اما با توجه به اینکه مکلاها ارزشی برای اعضای این جامعه قایل نیستند بسا نمی توانند با ﺁنها به توافق برسند . اگر خیلی که تلاش کنند به طور مشترک، می توانند پند نامزد را معرفی نمایند .
ﺁن زمان که مهدوی کنی می گفت : ما نباید خود را وارد بازی انتخاباتی کنیم و حزب تشکیل بدهیم ، گذشته است . زیرا در ﺁن زمان، وی روحانیت را در حکم پدر ملت می دانست . اما امروز، ملت این پدر را عاق کرده است . روحانی در این کشور ، دیگر ﺁن اعتبار گذشته را ندارد. نه تنها برای مردم که حتی برای مسئولان و حاکمان نیز اعتبار ندارد .
با توجه به گروههای ذکر شده فوق که هر کدام از انها خود را ناجی و رهبر مردم می دانند بعید است که بتوانند در میان خود به حداقل اتحاد دست یابند . این درحالی است که ما هنوز در مورد گروههایی همچون جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و جامعه اصناف بازار و جامعه وعاظ و جامعه اسلامی مهندسان و گروه هواداران انقلاب اسلامی وگروه هیات موتلفه اسلامی و جامعه زینب و .... صحبتی به میان نیاورد ه ایم که هر کدام از اینها نیز برای خود حق ﺁب و گل قائلند .
با توجه به عمق اختلافی که میان این گروهها وجود دارد تشکیل لیست واحد بسیار بسیار بعید به نظر می رسد. ﺁنها بدانحد میان خود اختلاف دارند که برخی از ﺁنها ، برای اینکه حداد عادل را در سر لیست خود قرار دهند، می خواستند که از او تعهد کتبی بگیرند که در انتخابات دور ﺁینده ریاست جمهوری شرکت نکند .
با توجه به این واقعیت ها است که می توان فهمید چرا باهنر اعلام می کند در انتخابات شرکت نخواهد کرد مگر اینکه رهبری به وی تکلیف کند . این حرف باهنر نشان می دهد که او فاقد منزلت نزد گروههای جناح راست است . سخن او حاکی است که وی ، از میان این گروهها ، به جز جامعه اسلامی مهندسان و شاید یک دو گروه دیگر ، نزد هیچیک اعتباری ندارد .
البته برای باهنر ، این 4 سال نمایندگی و حدود سی ماهی که از ریاست جمهوری احمدی نژاد می گذرد، ﺁنقدر امتیاز به وجود ﺁمده است که برای خود وخانواده و چند نسل ﺁینده وی کفایت کند .
در این سالها، نه تنها خود که بچه خواهر خود یعنی مجتبی هاشمی ثمره و باجناق خود، یعنی زریبافان و دیگر اعضای فامیل خود یعنی حجت الاسلام موسی پور و نیز حتی پدر همسر خود و شوهر خاله و ... را نیز برای حیف و میل بیت المال به سر کار ﺁورد . به گونه ای که حتی یک بار احمدی نژاد از او از باجناق هایش پرسید . پرسش او با خنده برخی ها روبرو شد . احمدی نژاد نگفت منظورش از این سئوال چه بوده . زیرا همه می دانند که امام جمعه مخصوص احمدی نژاد یعنی هاشمی ثمره خواهر زاده باهنر و باجناق مددی و زریبافان و... است . دو برادر دیگر هاشمی ثمره در وزارتخانه های دیگر حکم معاونت دارند و ...
* از هم اکنون 171 نماینده حامی حکومت احمدی نژاد در مجلس هشتم !؟ :
به دلیل اختلاف بسیارزیاد در میان گروههای راستی وابسته به خامنه ای، به نظر می رسد که مجبور باشند نام سر لیست های خود را حذف کنند . زیرا به نظر نمی رسد ﺁنها بتوانند از میان ناطق نوری و لاریجانی و حداد عادل و توکلی و دیگران، نام کسی را بگذارند که دیگران را ناراحت نکند .
از نکات جالب این که صادق محصولی، مشاور احمدی نژاد، در جلسه ای، از قرار گرفتن 171 کرسی در اختیار حامیان حکومت احمدی نژاد سخن گفته است . در مجلس هفتم، 190 کرسی، پیش از انجام « انتخابات » از ﺁن « اصول گراها » شده بود .
انقلاب اسلامی : قسمت دوم تاریخچه حزب الله ، افزون بر نقشش در سرکوبها ، تکیه گاههایش در رژیم نیز شناسانده می شوند :