یادﺁوری :مقاله ها که در انقلاب اسلامی منتشر می شوند تنها نظر نویسندگان خود را باز گو می کنند

صاحب
   امتياز
    و مسئول

برای تماس با ما

برگزيده مصاحبه ها

جواب به سوالها

آرشيو روزنامه

در اين شماره

صفحه اصلی


Persian Font


•   سايت آقاى
ابوالحسن بنى صدر


•   وب لاگ آقای
ابوالحسن بنی صدر


انقلاب اسلامی : این فصل را در دو قسمت مطالعه می کنیم : در قسمت اول، به " بحران اتمی " و در قسمت دوم به نقش دو عامل بهای نفت و درماندگی امریکا در عراق در جهت یابی سیاست امریکا نسبت به ایران :

" بحران اتمی " رژیم ایران را با اروپا و امریکا و چین و روسیه و غیر متعهدها در چه رابطه ای قرار داده است ؟ :

● نخست بدانیم استدلال کارشناسان که برای افکار عمومی قانع کننده است و موجب تصویب قطعنامه اروپا به اتفاق ﺁراء شده است ، چیست :
    ایران تا کنون برنامه های اتمی خود را مخفی نگاهداشته است و هیچ تضمینی برای اینکه منبعد آنها را بصورتی که تا کنون ادامه داده است، ادامه ندهد و جود ندارد.
    ایران قرارداد منع سلاح های اتمی را امضا کرده است و خواهان استفاده صلح آمیز از نیروی اتمی است (حق هر کشوری است که این قرارداد را امضا کرده است) اما پاسخ های ایران به سئوالهای اروپا و مطلعین بنظر معقول و منطقی نمیرسد: * ایران خواهان ایجاد و راه اندازی رآکتور اتمی از نوع آب سنگین است تا به اینوسیله برق ارزان تولید کند. حال ﺁنکه تجربه، ارقام و گزارش های اقتصادی، در سطح بین المللی، مبین ﺁنندکه این نیروگاه ها مقرون بصرفه نیستند! پس چرا ایران مصراّ خواستار تهیه و ایجاد آن است!؟
    در مرکز اتمی اصفهان، اورانیوم تا مرحله گاز اورانیوم، تولید میشود! در مرکز اتمی نطنز، مرحله آخر، مرحله تولید و تهیه سوخت اتمی نیروگاه ها انجام می گیرد! ایجاد این مراکز تنها در صورتی مقرون به صرفه است که حداقل 40 نیروگاه اتمی در آن کشور وجود داشته باشند. اما در ایران یک نیروگاه اتمی هم در حال حاضر وجود ندارد. پس اصرار ایران برای ایجاد این مراکز را چه هدفی جز تولید پلوتونیوم برای دست یافتن به سلاح اتمی توجیه می کند ؟
    اگر ایران در گفتار خود صادق است، داشتن مراکز اتمی تا مرحله گاز بسیار خوب اما سوخت نیروگاه اتمی را میتوان از جای دیگر تهیه نمود! در اینصورت:
    اروپا به ایران پیشنهاد دادن به فن آوری های جدید تری را میدهد تا ایران اورانیوم غنی شده تولید نکند و سوخت اتمی دریافت کند و از تازه ترین تکنولوژی تولید برق برخوردار شود .
اروپائیان بهترین راه حل مسالمت آمیز را در این می بینند که ایران متون الحاقی به قراردادمنع سلاح های اتمی را امضا کند در اینصورت تضمین های ایران تنها قول و قرار و حرف نیست و ایران کتبا خود را موظف به اجرای متون یاد شده میکند. در یک چنین وضعیتی دست اروپائیان باز خواهد بود که چشم اندازهای نوین دسترسی ایران به فن آوریهای مدرن را هموار سازند
* از دید غرب، ایران همان راه را می رود که هند و پاکستان رفتند . ﺁنها برنامه های اتمی خود را علیرغم مخالفت جامعه بین الملل ادامه دادند، به سلاح اتمی دست پیدا کردند، چند صباحی ایزوله سیاسی شدند و نهایتا عضو باشگاه کشورهای دارای اسلحه اتمی شدند .
* چین و روسیه منافع اقتصادی در ایران دارند، قطعات نیروگاه ها و بخشی از دانش فنی دست رسی به نیروی اتمی را آنها به ایران داده اند. آنها دوست دارند نفت و پول ایران را ببرند و دوست ندارند در این بخش کسی مزاحمشان باشد اما همزمان دوست ندارند ایران جزو کشورهای دارای نیروی اتمی باشد چرا که در اینصورت نه تنها رقیبی به رقبا افزون میشود بلکه خطر گسترش ترروریسم اتمی ایران برای کشورشان نیز کوچک نیست.
● شورای حکام ، به اتفاق ﺁراء ، قطعنامه پیشنهادی اروپا را تصویب کرد :
● الف: با اشاره به قطعنامه تصويبي شورا در ‪ ۲۹‬ نوامبر سال ‪۲۰۰۴‬( ۱۸ ،(GOV/2004/90‬ سپتامبر ‪ ۲۰۰۴‬ ميلادي (‪ ۱۸ ،(GOV/2004/79‬ ژوئن ‪ ۲۰۰۴‬ ميلادي (‪ ۱۳، GOV/2004/49 (‬ مارس ‪ ۲۶ ،(GOV/2004/21 ) ۲۰۰۴‬ نوامبر ‪(GOV/۲۰۰۳/۸۱) ۲۰۰۳‬ و ‪ ۱۲‬سپتامبر ‪ (GOV/2003/69) ۲۰۰۳‬ و نيز بيانيه ‪ ۱۹‬ژوئن ‪ ۲۰۰۳‬ شوراي حكام ‪،(GOV/OR.1072‬ ) ب: با اشاره به قطعنامه تصويبي شوراي حكام در ‪ ۱۸‬سپتامبر ‪/ 79)۲۰۰۴‬ ‪ (GOV/2004‬و با توجه به اينكه ايران تمامي فعاليت‌هاي مربوط به غني‌سازي هسته‌اي خود را شامل چرخه سوخت و فعاليت‌هاي آزمايشي و توليدي يو.سي.اف جهت ايجاد اعتمادسازي به تعليق در مي‌آورد،
ج: با اشاره به مصوبه شوراي حكام در قطعنامه ‪ ۲۹‬نوامبر ‪2004/90) ۲۰۰۴‬ /‪ (GOV‬و توافق بين كشورهاي ايران، فرانسه، آلمان و انگليس، با حضور نمايندگان بلندپايه اتحاديه اروپا منتشره شده در ‪ ۱۵‬نوامبر ‪،۲۰۰۴‬ د: با اشاره‌به قطعنامه تصويب شده در ‪ ۲۹‬نوامبر ‪ ،(GOV/2004/90) ۲۰۰۴‬كه در آن ايران به دبير كل اعلام كرده است كه در ‪ ۱۴‬نوامبر كليه فعاليت‌هاي هسته‌اي خود را به صورت داوطلبانه و براي اعتمادسازي بيشتر به حالت تعليق در مي‌آورد، راست آزمايي اين مساله به عنوان يك مورد ضروري در ادامه بررسي برنامه‌هاي هسته‌اي ايران مي‌باشد،
ر: با اشاره به اينكه مسايل مربوط به برنامه‌هاي انرژي هسته‌اي ايران بايد سريعا حل شود و آژانس در وضعيتي قرار ندارد كه مشخص كند كه هيچ فعاليت گزارش نشده هسته‌اي در ايران وجود ندارد، ز: با اشاره به اينكه كشورها داراي حق توسعه و درخواست براي استفاده صلح آميز از انرژي اتمي شامل توليد برق با پايبندي به تعهدات بين‌المللي هستند و با توجه به نياز كشورهاي در حال توسعه و
س: با تاكيد بر نياز اساسي به نظارت و راست آزمايي در جهت عدم استفاده از مواد هسته‌اي در موارد غير متعارف بر اساس شرايط توافقنامه‌ها و با تاكيد بر نقش حياتي و مهم نظارت بر فعاليت تاسيسات هسته اي: ‪
1 - ‬نگراني عميق خود را از يادداشت اول آگوست ‪ ۲۰۰۵‬ايران ارايه شده به آژانس بين‌المللي انرژي اتمي مبني بر تصميم ايران به شروع كار مركز يو.سي.اف. و گزارش دبير كل در تاريخ ‪ ۸‬آگوست ‪ ۲۰۰۵‬مبني بر شروع فرآوري هسته‌اي در بخش اول اين تاسيسات و گزارش دبيركل در تاريخ ‪ ۱۰‬آگوست ‪۲۰۰۵‬ مبني بر فك پلمب در خطوط توليد و تاسيسات "يو.اف.‪ "۴‬اعلام مي‌دارد، ‪2
- ‬به اهميت اصلاح موقعيت جديد گزارش شده توسط دبيركل تاكيد مي‌شود و نيز بر اهميت ايجاد امكان بحث و مذاكرات در مورد اين موقعيت تاكيد مي‌كند، 3
- ‬بر ادامه اجراي قطعنامه قبلي شوراي حكام آژانس و تعليق فعاليت‌هاي غني‌سازي شامل چرخه سوخت و فعاليت‌هاي آزمايشي و توليد در تاسيسات يو.سي.اف و بازگشت به شرايط قبل از برداشتن پلمب‌ها در اين تاسيسات تاكيد مي‌كند. و اينكه به دبير كل اجازه داده شود كه پلمب‌ها را به حالت قبل از فك آنها برگرداند. ‪4
- ‬از دبيركل درخواست مي‌شود كه موقعيت را از نزديك و دقيقا مورد بررسي قرار داده و شوراي حكام را از پيشرفت‌هاي جديد مطلع سازد. ‪
5 - ‬از دبير كل درخواست مي‌شود كه يك گزارش جامع از اجراي توافقنامه ان.پي.تي (پيمان منع گسترش سلاح‌هاي هسته‌اي) و اين قطعنامه توسط ايران تا سوم سپتامبر ‪ ۲۰۰۵‬ارايه كند. ‪
6 - ‬بر اهميت موارد ذكر شده، تاكيد مي‌شود .
● در باره این قطعنامه، لوس ﺁنجلس تایمز ( 12 اوت ) این نظرها را در گزارشی گردﺁورده است :
* تصویب قطعنامه به اتفاق ﺁراء نمایندگان 35 کشور، پیروزی اتحادیه اروپا بود . اروپا سعی می کند ایران را متقاعد کند دست از غنی سازی اورانیوم بردارد .
* ایران می گوید نیاز به غنی سازی اورانیوم دارد زیرا می خواهد سوخت نیروگاه اتمی خود را ، خود تولید کند . اما بسیاری از کشورها، از جمله امریکا ، برﺁنند که ایران با وجود منابع غنی نفت و گاز، نیاز بلافاصله ای به انرژی اتمی ندارد .
* یک دیپلمات عضو ﺁژانس بین المللی که بخاطر حساس بودن موقع و مسئله، نخواست نامش ذکر شود به ما گفت : هدف از تصویب این قطعنامه ﺁنست که در صورت امتناع ایران از تمکین به ﺁن، پرونده اتمی ایران به شورای امنیت ارجاع شود . چرا که بر این پایه که ایران تأسیسات تبدیل اورانیوم خام به گاز را به راه انداخته است، نمی شود پرونده اتمی ایران را به شورای امنیت ارجاع کرد . اما عدم تمکین ایران به قطعنامه شورای حکام ﺁژانس ، می تواند مستند ارجاع پرونده به شورای امنیت بشود .
* وزیر خارجه انگلستان امیدوار است که، با ایران ، کار به رویاروی نکشد و مشکل از راه گفتگو حل شود.
* سخنگوی وزارت خارجه امریکا می گوید : اگر ایران به مواد قطع نامه عمل نکند، امیدواریم قدم بعدی ارجاع پرونده اتمی ایران به شورای امنیت باشد .
* وزیر خارجه فرانسه برﺁنست که ایران بخاطر راه اندازی تأسیسات اصفهان باید توبیخ بشود و شرط گفتگو ، متوقف کردن فعالیت این تأسیسات و بازگشتن به وضعیت ماقبل ﺁنست . ( قول وزیر خارجه فرانسه را از خبرگذاری فرانسه نقل می کنیم )
* اوگوست هانینگ، رئیس دوایر اطلاعات خارجی ﺁلمان، می گوید : هرکار باید انجام بگیرد تا ایران موضع خویش را تغییر دهد . هرچند نسبت به نتیجه بخش بودن گفتگو با ایران تردید دارم . ﺁنچه روی می دهد مؤید این تردید است ( به نقل از ﺁسوشیتد پرس 11 اوت )
* سیروس ناصری ، سر پرست تیم مذاکره کننده قطعنامه مصوب را نقض حق ایران بر وفق قرارداد منع گسترش سلاح اتمی ، در استفاده صلح ﺁمیز از انرژی اتمی ارزیابی می کند . این قطعنامه به تقابلی می انجامد که بسود هیچیک از درگیر شوندگان در ﺁن نیست . ﺁژانس از سیاست یک بام و دو هوا پیروی می کند : بر قدرتهای بزرگ ، از جمله امریکا، داشتن انبارهای سلاح اتمی دارند را روا می بیند و به کشور ما مقدار اندکی اورانیوم غنی شده را روا نمی بیند .
● ﺁسوشیتدپرس ( 11 اوت ) قول سخنگوی وزارت خارجه امریکا ، ﺁدم ارلی ، را گزارش می کند : ما صادقانه کوشیدیم شانس دیگری به ایران بدهم تا به راه راست ﺁید . ایران می باید فعالیتها غنی سازی اورانیوم را قطع کند و به سر میز مذاکره باز گردد .
    حکومت بوش ترجیح داده است بگذارد اروپا عمل کند . بنظر این حکومت ، ارجاع پرونده اتمی ایران به شورای امنیت و تصویب مجازاتها ، تنها راه حل است . اما ترجیح می دهد کار بردن پرونده را به شورای امنیت ، اروپا، پس از بی نتیجه یافتن گفتگو با ایران ، خود انجام دهد .
● استراتفور ( 12 اوت ) در تحلیلی ، بر اینست که
* برای ﺁنکه ایران برنامه اتمی خود را قطع کند، ﺁژانس بین المللی انرژی اتمی ، دومین سلاح که بزرگ تری سلاح ﺁنست را بکار برد : تصیب قطعنامه ای که در ﺁن، اصطلاح " نگرانی جدید " بابت فعالیت اتمی ایران بکار رفته است .
* ایران به اتکای موضع روسیه و چین و نیز اروپا، بر اجرای برنامه اتمی خود اصرار می ورزد و می گوید : دوستان و دشمنان هرچه می خواهند بگویند و بکنند . روشن است که قصد واقعی ایران ، ﺁوردن امریکا بر سر میز مذاکره است . ایران می خواهد با امریکا ، بر سر عراق ، گفتگو کند و به توافقی برسد که خاطر ایران را از جهت این همسایه ﺁسوده کند .
می داند که امریکا هم در موقعیتی نیست که برای مدتی طولانی ، سربازان خود را در مأموریت گشت زنی در کوچه خیابانهای بغداد نگاه دارد . بنا بر این ، مطمئن است که امریکا می خواهد با ایران وارد معامله شود . با وجود این ، ایران نباید بپندارد ، که می تواند هر اشتباهی را مرتکب شود . اگر سنجیده عمل نکند، چه بسا چیزی بدست نیاورد و همه چیز از دست بدهد .

نقش افزایش بهای نفت و ناکامی حکومت بوش در عراق و تهدید نظامی در جهت یابی سیاست امریکا نسبت به ایران :

● به خوانندگان یادﺁور می شود که ، از راه تحلیل اقتصاد جهان، خاطر نشان کردیم که بهای نفت می تواند تا بشکه ای 100 دلار افزایش پیدا کند . در 12 اوت، در پی تصویب قطعنامه شورای حکام ﺁژانس بین المللی انرژی اتمی در باره ایران ، بهای هر بشکه نفت ، 67 و شب هنگام، 70 دلار شد .
    در روزهای اخیر ، نظرهایی که کارشناسان ابراز کرده اند ، براینست که بهای نفت پائین نمی ﺁید . حساسیت شدید بهای نفت نسبت به رویدادهای سیاسی ، دلیل است بر این که الف - بهای نفت بالا باقی می ماند و ب - در صورت وقوع حادثه ای سیاسی - نظامی در کشور نفت خیزی که ایران است ، بشدت افزایش پیدا می کند . از این رو، رژیم مافیاها می پندارد امریکا نمی تواند دست به عمل نظامی بزند زیرا می داند که اثر ﺁن بر افزایش شدید بهای نفت بقدری است که موجب تبدیل رونق اقتصادی کنونی امریکا و اروپا و ژاپن ، به رکود اقتصادی بدل می شود . امضای برنامه انرژی توسط بوش ، دلیل این است که حکومت او و نیز اسرائیل نمی توانند دست به عمل نظامی بزنند :
● در 9 اوت، بوش برنامه 10 ساله انرژی امریکا را امضاء کرد . او گفته است قصد از اجرای این برنامه کاستن از وابستگی امریکا به واردات نفت است . نکات عمده گزارش واشنگتن پست ( 9 اوت ) در باره این برنامه اینست :
* بوش گفت : سیاست جدید ما در باره انرژی ، دراز مدت است و هدف از ﺁن ، کاستن از وابستگی به نفت وارداتی ، از راه تشویق تولید داخلی نفت و گاز طبیعی و استفاده بیشتر از انرژی پاک و منابع داخلی انرژی نظیر برق اتمی ، و اتانول و گاز مایع ، است .
    تردید ندارم که روزی امریکائیها به عقب، به این برنامه و اجرای ﺁن خواهند نگریست و ﺁن را قدمی حیاتی در راه یافتن امنیت بیشتر و دست یافتن به ترقی فزونتر بلحاظ کاستن از وابستگی به منابع خارجی انرژی ارزیابی خواهند کرد . انقلاب اسلامی : در خور توجه است که صدا و سیمای رژیم مافیاهای نظامی - مالی ، از این همه، " برق اتمی " را خبر کرد با افزودن این جعل : بوش برنامه ایجاد دهها نیروگاه اتمی را امضاء کرد !
بدیهی است رژیم مافیاها از گفتار بوش ، درس استقلال نمی ﺁموزد و کلمه ای نقل نمی کند . چرا که ثروت نفت و گاز ایران را که زمان به زمان بر قیمت ﺁن افزوده می شود، می فروشد و کشور را وابسته به درﺁمد ﺁن نگاه می دارد .
این وابستگی را تشدید می کند از راه وابسته شدن به تکنولوژی اتمی عقب مانده روسی و چینی ، مدعی می شود چرا امریکا راه حل را در ایجاد نیروگاههای اتمی می داند و مانع از برخوردار شدن ایران از داشتن نیروگاه اتمی می شود .
* اما کارشناسان می گویند : این برنامه در کوتاه مدت اثری بر وابستگی امریکا به نفت خاورمیانه و قیمت نفت ندارد . در حال حاضر، امریکا ، در 58 درصد مصرف نفت خود، به خارج ، وابسته است . این وابستگی در سال 20025 به 68 درصد افزایش پیدا خواهد کرد . از ﺁن سال ببعد است که وابستگی امریکا کمتر خواهد شد .
بنا براین، برنامه انرژی ، پاسخی به توقع مردمی که می بینند بهای نفت افزایش پیدا می کند، نیست .
* یکی از روشهای مؤثر در کاستن وابستگی به واردات نفت، پائین ﺁوردن مصرف خودروها است . اما قانون گزاران ، این روش را در قانون نگنجاندند زیرا سبب لطمه به صنعت خودرو سازی و افزایش شمار بیکاران می شد . انقلاب اسلامی : بدین قرار،از دید امریکا جنگ راه انداختن در عراق برای سلطه بر منابع نفت شدنی است اما ناگزیر کردن صنایع اتوموبیل سازی از ساختن خودروهائی با مصرف کم ناشدنی است ! چون چنین است ، نفت یکی از عوامل تعیین کننده سیاست امریکا در قبال رژیم مافیاها است . بدیهی است جنگ نکردن برای ﺁنکه قیمت نفت بالا نرود، تنها احتمال نیست . در صورتی که امریکا تشخیص دهد جنگ کردن موقعیت اقتصاد امریکا در رقابت با اقتصادهای دیگر رابهتر می کند، دست به جنگ خواهد زد . با وجود این ، احتمال قوی تر ، خودداری از جنگ تمام عیار است . به سخن دیگر، احتمالاتی که بر جا می مانند ، یا معامله است و یا حد اکثر حمله هوائی . و یا " مجازاتهای اقتصادی " که اگر بهمان شدت مقرر شود که در مورد عراق مقرر شد، اختیار فروش نفت و درﺁمد ﺁن را نیز بقمدار زیاد از دست رژیم بدر خواهد برد .
● عامل دوم ، درماندگی امریکا در عراق است . درصد امریکائیانی که با سیاست حکومت بوش در عراق مخالف شده اند ، از مرز 60 درصد گذشته است . حکومت بوش درمانده است که چه بایدش کرد . یک روز صحبت از بیرون بردن قوای خود از عراق می کند، روز دیگر ، بوش می گوید در عراق می مانیم . در باره سردرگمی که امریکا بدان گرفتار است ، واشنگتن پست ( 12 اوت ، سرمقاله ای انتشار داده است با این نکات گویا :
* در روزهای اخیر، در باره بیرون بردن قوای امریکا از عراق، حکومت بوش علائم ضد و نقیضی بروز داده است . در علن ، صحبت از بیرون ﺁوردن 30 هزار از قوای 130 هزار نفری امریکا ،از عراق، در بهار ﺁینده ، می شد . اما سر انجام ، در 11 اوت، گفت قوای امریکا تا پایان مأموریت خود در عراق خواهد ماند . او نسبت به بیرون کشیدن قوا از عراق ، پیش از استقرار دولت و نظم و ثبات در این کشور، هشدار داد .
* اما حقیقت اینست که تنها مردم نیستند که سیاست بوش گیجشان کرده است ، حکومت او نیز گیج شده است . چنانکه برخی از اعضای حکومت که دست اندر کار مسئله عراق هستند، بطور خصوصی ، به گیجی که حکومت بدان گرفتار است، اعتراف می کنند .
    گیجی در سیاستی است که حکومت بوش در پیش گرفته است . تنها نکته روشن در این سیاست قول پرزیدنت بوش است که امریکا یک روز بیشتر از ﺁنچه لازم است در عراق نمی ماند . اما هیچ معلوم نیست طبیعت مأموریت قوای امریکا چیست ؟ ضد و نقیض کاریهای متوالی از چه رو است ؟
* حوادث هفته گذشته مشکلاتی را بر همگان عیان کرد که پرزیدنت بوش با ﺁنها روبرو است . سنجشهای افکار نیز نشان دادند که این جنگ بیش از پیش نا محبوب است . وسعت و شدت گرفتن خشونت در عراق ایجاب می کند امریکا قوای بیشتری روانه عراق کند اما خشم مادری که فرزند خود را از دست داده و در کنار ملک خصوص او در تکزاس ، به اعتراض و دادخواهی ، ایستاده است ، بوش را در موقعیتی قرار داده است که نمی تواند نسبت به مخالفت افکار عمومی لاقید بماند .
* مقامهای حکومت بوش هر گونه امید به شکست نظامی عصیانگران از دست داده اند . تنها امیدشان اینست که قوای عراق ﺁماده شوند و خود مقابله با شورش را بر عهده بگیرند . همزمان، انجام مأموریت را عبارت می دانند از ساخته شدن زیر بنای سیاسی جدید در عراق . اما تدوین قانون اساسی عراق ، ظرف سه روز ﺁینده ، ﺁزمون اندازه موفقیت در ساختن این زیر بنا است .
* در برابر مشکلها ، بوش سعی می کند زمان بدست ﺁورد . بعد از تشکیل جلسه با تیم امنیتی خود، در ملک خود در تکزاس، بوش از مردم امریکا خواست ، برغم وخامت بار تر شدن وضعیت در عراق ، - کشته شدن 16 تفنگدار دریائی در این روزها و کشته شدن 1850 تن امریکائی از شروع جنگ بدین سو- به سیاست او اعتماد کنند .
* مأموریت امریکا در عراق ، ایجاد یک عراق ﺁزاد است . بوش و معاون او دیگ چنی و وزیران دفاع و خارجه او ، رامسفلد و رایس توضیح می دهند که " عراق ﺁزاد در قلب خاورمیانه ، ضربه مرگبار بر ایدئولوژی نفرت ساز وارد می کند . خشونت اخیر در عراق به ما می گوید که، در جنگ با ترور، با دشمن دد منش و خشنی روبرو هستیم .
    اما سخنان بوش و همکاران او ، درصد کمی از مردم را قانع کرده است : بنا بر سنجش افکاری که ﺁسوشیتدپرس در هفته پیش بعمل ﺁورده است ، تنها 38 درصد مردم امریکا سیاست بوش در عراق را تأیید می کنند . و نیز بیشتر از نیمی از کسانی که سی ان ان و گالوپ نظرشان را پرسیده اند، گفته اند به این نتیجه رسیده اند که جنگ با عراق اشتباه بوده است . این جنگ امنیت عراق را پیشاروی خطر تروریسم ، کمتر کرده است . 56 درصد جانبدار خروج قوای امریکا از عراق هستند .
* برخی از مقامهای حکومت ، بطور خصوصی ، می پذیرند که نظامیان در باره زمان بندی کردن خارج کردن بخشی از قوای امریکا صحبت می کنند تا به مردم امریکا نشان داده شود پیشرفتی انجام گرفته است.
    وزارت دفاع بنا دارد 17 تیپ از قوای امریکا ، حدود 100 هزار تن را در عراق نگاه دارد . در بهار ﺁینده ، ﺁن را به 15 تیپ و ، در صورت امکان، تا سال 2006 ، به 12 تیپ کاهش دهد . این زمان بندی ، در نظر می گیرد ، تاریخهای ، 15 اکتبر که روز رفراندوم برای به تصویب رساندن قانون اساسی است و 15 دسامبر که روز انتخابات مجلس است . کارشناسان نظامی برﺁنند که تا ﺁن تاریخ، خشونتها ، بیشتر از ﺁنچه در ایام پیش از انتخابات ماه ژانویه ، توسعه یافته بودند، گسترش خواهند یافت .
* مقامات وزارت دفاع زمان بندی بیرون بردن قوای امریکا را از عراق پنهان نمی کنند . ﺁنها امیدوارند کار تعلیم و تربیت قوای مسلح عراق با سرعت کافی پیش برود و ظرف یک تا دو سال ﺁینده ، این قوا توانائی استقرار نظم را در عراق پیدا کنند .
ژنرال بازنشسته ، باری مک کفری که در ماه ژوئن از عراق بازدید کرده است ، می گوید : ما در مسابقه با زمان هستیم . زیرا تا پایان تابستانی که می ﺁید ، ما دیگر نمی توانیم حضوری را توجیه و حفظ کنیم که هم اکنون در عراق داریم .
او گزارش بازدید خود از عراق را به دیگ چنی و رایس و کمیته روابط خارجی سنا داده است .
    مک کفری بر این نظر است که استراتژی بوش که بنای بنیادهای سیاسی و امنیتی عراق است ، معقول است و 80 در صد شانس موافقیت دارد . از این رو، حمایت افکار عمومی از سیاست بوش ، اهمیت دارد . * در جلسه 11 اوت بوش با اعضای تیم امنیتی خود، مسائل روز عراق موضوع شور شدند اما جهت یابی جدیدی بعمل نیامد . تیمهای متعددی مشغول کار روی مسائل عمده عراق هستند . این مسائل عبارتند از تأمین امنیت و ﺁماده سازی قوای عراق - بنای بنیادهای سیاسی عراق - تجدید تأسیسات برق و خدمات دیگر - به راه انداختن اقتصاد عراق - برقرار کردن حکومت قانون - جلب کمک بین المللی و بهبود بخشیدن به وضعیت وسائل ارتباطی و مخابرات .
برخی از مقامات حکومت بوش می پذیرند که مسئله عصیان گران نیز ، بنا بر تجربه تاریخ، می باید از راه اعطای عفو عمومی حل شود .
    این امید پدید ﺁمده است که اقلیت سنی، بجای مخالفت، در روند سیاسی شرکت کند . کاخ سفید امیدوار است اگر مجلس عراق موفق شود روز دو شنبه ( 15 اوت ) قانون اساسی را تصویب کند، بخش سنی عراق نیز از سیطره عصیانگران بدرﺁید .
    مشاور بوش، دان بارتلت ، می گوید : ما وارد مرحله تعیین کننده ای از فراگرد سیاسی عراق شده ایم . در همان حال که تا حدودی بر خشونت متمرکز هستیم ، خلیل زاد ، سفیر امریکا در عراق و فرماندهان نظامی بر روند سیاسی عراق متمرکز هستند . زیرا این روند کلیدی است که قفل مشکل شورش گری را می گشاید .
* اختلافهای قومی و دینی بر جا هستند . حکومت بوش برﺁنست که بدون حل این اختلاف ها، قانون اساسی می باید در مهلت مقرر ، به تصویب رسد . اهمیتی که به تصویب قانون اساسی در زمان مقرر می دهد، از ﺁن رو است که اگر در این تاریخ قانون به تصویب نرسد، ضربه ویرانگری به سیاست بوش وارد می کند . زیرا بدین معنی است که روند سیاسی به نتیجه نمی رسد . حمایت افکار عمومی بیش از پیش از دست می رود .
● اما در 15 اوت، قانون اساسی عراق به تصویب نرسید . هاشم الحسنی ، رئیس مجلس ملی عراق گفته است : توافق نهائی بعمل نیامده است . از موارد اختلاف ، خواست خودمختاری از سوی شیعه ها است که کنترل غنی ترین منطقه نفت عراق را در دست ﺁنها قرار می دهد .
انقلاب اسلامی : با توجه به این وضعیت در عراق و خواستار خودمختاری برای شیعه جنوب عراق شدن که فشار به کردها برای کاستن از توقعاتشان تلقی شده است - که در فصل چهارم باز بدان خواهیم پرداخت - ، وضعیت در عراق ، از موانع دست زدن به عملیات نظامی در ایران ، دست کم در ماههای ﺁینده، می شود . بعد از استقرار دولت جدید در عراق، وضعیت دیگر می شود :