شماره ٦٣٥ از ۴ تا ۱۴ دی


یادﺁوری : مقاله ها که در انقلاب اسلامی منتشر می شوند تنها نظر نویسندگان خود را باز گو می کنند

صاحب
   امتياز
    و مسئول

برای تماس با ما

برگزيده مصاحبه ها

جواب به سوالها

آرشيو روزنامه

در اين شماره

صفحه اصلی

•   سايت آقاى
ابوالحسن بنى صدر


•   وب لاگ آقای
ابوالحسن بنی صدر


" برنامه 20 ساله " برای مهار جامعه ملی ؟ و رویاروئیهای امروز فرقه های مافیائی :

انقلاب اسلامی : در قسمت اول این فصل، گزارشی را می خوانید در باره " برنامه " 20 ساله فرقه مافیائی برای تصرف دولت و مهار ملت و در قسمت دوم ، اطلاعات گویای رویاروئیهای امروز فرقه ها را می یابید :

برنامه 20 ساله فرقه مافیائی برای تصرف قطعی دولت و مهار جامعه مدنی :

رژیم ایران که بهنگام پیدایش ، افزایش جمعیت را بسود خود تصور می کرد و گمان می برد از عوامل ابد مدت شدن رژیم می شود، زاد و ولد را تشویق می کرد که " سربازان امام خمینی " ، در " جنگ ، جنگ تا دفع فتنه از جهان "، می شوند . اینطور حساب می کرد که با پیروزی در جنگ عراق ، یک کشوربزرگ شیعه ، با جمعیت زیاد، نه تنها ، عمر دراز رژیم را تضمین می کند که در منطقه نیز " ابر قدرت " می شود . خواب " کمر بند شیعه " را نیز می دیدید .
جمعیت کشور زیاد شد، اما ظلم رژیم چند برابر بزرگ تر شد . مخالفت با رژیم وسعت گرفت . فقر از اندازه بیرون زد . مشکلات اقتصادی کلاف سر در گم شدند . این بار، سیاست جمعیتی اتخاذ شد برای کاستن از میزان زاد و ولد . اینک ، در دهه سوم انقلاب ، " سیاست گذاران " که رژیم را با جمعیت جوان بزرگی روبرو می بینند ، به این نتیجه رسیده اند که اگر نتوانند این جمعیت را خنثی کنند، رژیم محکوم به سقوط است . در حال حاضر، جمعیت 35 - 15 ساله کشور، حدود 37 میلیون نفر است . یعنی بیشتر از 50 درصد جمعیت کشور . فعال شدن این جمعیت در جامعه ایران، نیاز به نظام اجتماعی - سیاسی باز و انقلاب اقتصادی دارد . اقتصاد امروز، اقتصاد صدور نفت و سر مایه و مغز است . اقتصادی که بخواهد به جمعیت کار بدهد ، باید اقتصاد تولید ، اقتصاد جذب جمعیت جوان و سرمایه و دانش و فن و... بشود . رژیمی که از اقتصاد صدور نفت و سرمایه و مغز ، بوجود ﺁمده است، قادر به انجام این انقلاب اقتصادی نیست . امری که دست " اصلاح طلبان "را نزد مرد باز کرد همین بود که ﺁنها در تبدیل این اقتصاد به اقتصاد تولید و رها از اختاپوس رانت خواران ،کوچکترین عملی نکردند .
برنامه ای که دولت مافیاها برای جمعیت جوان تهیه کرده ، برنامه گرفتن شور و نشاط زندگی از ﺁنها و رام کردن جمعیت است . اول خیال می کردند " مدل چینی " رژیم را نجات می دهد . در همان قدم اول دیدند نخست باید به انقلاب اقتصادی دست بزنند . چین در ارزیابی میزان رشد خود تجدید نظر کرد زیرا متوجه شد که کمتر از میزان واقعی برﺁورد کرده است . رشد سال 2005 را 16 درصد برﺁورد می کند . اقتصاد چین ، بعد از امریکا و ژاپن و ﺁلمان، مقام پنجم را در جهان پیدا کرده است . تفاوت ﺁن اقتصاد با اقتصاد ایران اینست که اقتصاد چین اقتصاد تولید و جذب انرژی و مواد اولیه و سرمایه و مغز است و اقتصاد ایران اقتصاد دفع نفت و گاز و سرمایه و مغز است .
بحثها در مجمع تشخیص مصلحت انجام شدند و به این نتیجه رسیدند که باید این جمعیت جوان را بهر ترتیب از اثر انداخت وگرنه " نظام مقدس جمهوری اسلامی " در خطر سقوط است . صورت برنامه 20 ساله رژیم را که کنار بزنیم، محتوای واقعی ﺁن اینست :

• استفاده از دانشگاهها :
ورود به دانشگاه قوی ترین انگیزه جوانان به رقابت تحصیلی ، قبل از انقلاب بود . این بود که از همان دوران دبیرستان ، کوشش برای ﺁماده شدن برای کنکور ، شروع می شد . بعد از انقلاب، ملاتاریا و روشنفکرتاریائی که معلمی ملاتاریا را می کرد، بقصد محروم کردن رئیس جمهوری منتخب مردم ، از " نیروی متحرک " خویش ، دانشگاهها را ، به بهانه انقلاب فرهنگی ، تعطیل کردند . بعد از کودتای خرداد 60 و تصفیه دانشگاهها از استادان و دانشجویان " غیر خودی " ، دانشگاهها را گشودند . مدیریت دانشگاهها موظف بود از عهده کاری برﺁید که شاه سابق بر نیامده بود و ﺁن ، نه تنها از تحرک انداختن دانشجویان بود بلکه تبدیل دانشگاهها به محل از جنب و جوش انداختن جامعه جوان .
ﺁرامش ظاهری دانشگاهها تا پایان دوره ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی ، سران رژیم را مطمئن کرده بود که درسی را که از رژیمهای کمونیستی و بعثیهای عراق و سوریه گرفته ، خوب بکار برده است . اما انتخابات ریاست جمهوری 2 خرداد 1376، سران رژیم را ، وحشت زده، از دنیای خیالی خود بیرون ﺁورد . بنا بر برنامه 20 ساله، راه حل بالا بردن ظرفیت دانشگاهها است . از دو سال پیش، دانشگاههای دولتی و ﺁزاد و نیز پیام نور ، مأمور شده اند که برای دوره های روزانه و شبانه، تا ممکن است دانشجو بپذیرند . امسال نیز، با دادن اطلاعیه ای ، ورود به دانشگاه را در مقطع کاردانی و برخی از رشته های کارشناسی ، بدون کنکور اعلام کرده اند . قرار است طرح لغو کنکور را نیز به اجرا بگذارند . رژیم انتظار دارد که بخشی از 37 میلیون جمعیت جذب دانشگاهها می شود . تصور ش اینست که زیادی جمعیت دانشجو عامل تهدید نیست بلکه عامل گرفتن تحرک از جمعیت جوان است . زیرا اولا  از سوئی جمعیت بزرگی ورود به دانشگاهها را امتیازی می شمارد که رژیم به او داده است و زیر بار از دست دادن این امتیاز بخاطر فعالیت سیاسی نمی رود . و ثانیا  با دادن امتیازها به جمعی از دانشجویان، توانائی مقابله با فعالیتهای سیاسی ضد رژیم را پیدا می کند و ثالثا  دستگاههای سرکوب جو ترس را سنگین نگاه می دارند و رابعا  خانواده ها مانع تحرک را از دانشجویان می ستانند و خامسا  رژیم مانع از پیدایش بدیلی می شود که محور تحرک سیاسی بشود و این بار، امواج جوانان که در 76 ، " حماسه دوم خرداد " را ﺁفرید، سیلی بشود و رژیم را ببرد . بنظر برنامه گذاران، " عامل اصلی " پنجمی است . یعنی اگر رژیم نتواند مانع از پیدایش بدیل شود، داشگاه پرجمعیت بلای جانش خواهد شد . در سطح فکر ، هم اکنون ناتوانی رژیم محرز شده است : اخراج دنشجو از دانشگاه بسیار ﺁسان و هزینه ﺁن برای دانشجو بسیار سنگین است . اینست که کمتر دانشجوئی به خود جرأت می دهد دست بکار سیاسی بزند .
بهر رو، محاسبه برنامه گذاران اینست که یک دانش ﺁموز تا بخواهد وارد دانشگاه شود و ظرف 4 تا 5 سال مدرک کارشناسی بگیرد ، با 2 سال ، فاصله دانشگاه و دبیرستان - فرصتی که هر دانش ﺁموز دارد که بتواند وارد دانشگاه شود - ، سنی در حدود 24 تا 25 سال پیدا می کند . ﺁنها که بخواهند دوره کارشناسی ارشد را هم ببینند، 3 تا 4 سال باید وقت بگذارند . بنا بر این ، در پایان دوره دانشگاهی 29 - 30 سال سن پیدا کرده اند . ﺁنها که بخواهند دوره دکتری را نیز بگذرانند، 5 سال دیگر هم باید دانشجو بمانند . بنا بر این ، در یک دوره ، 5 تا 10 ساله، - برای دانشجویان دوره دکتری 15 ساله - بعنوان نیروی کار وارد بازار کار نشده اند و مشکل بیکاری را تشدید نکرده اند و دوران جوانی را بدون تحرک سیاسی گذرانده اند .
اما به ریاست جمهوری رساندن احمدی نژاد و مطرح شدن مصباح یزدی بعنوان " تئوریسین " خشونت ، خالی شدن رژیم را از اندیشه راهنما ، جمعیت بزرگ دانشجوئی را ، بیش از هر زمان ، ﺁماده دریافت اندیشه راهنمائی کرده است که به ﺁزادی و دانش در رشد جامعه ، نقش اول را بدهد . اینست که می بینیم ، فعالیت های فکری ، بسیار بیشتر از گذشته شده اند .

• اعتیاد :
از زمانی که رژیم برای تحکیم خود ، قانون مجازاتهای اسلامی را تدوین کرد و حتی همان زمان که گروه گروه را به جرم قاچاق مواد مخدر اعدام می کرد ، بخوبی مشهود بود که نیازی به مبارزه با اعتیاد ها نمی بیند . با مشروب فروش و شرابخوار بسیار سخت می گیرد. و ، در ظاهر ، با قاچاق مواد مخدر و اعتیاد مبارزه می کرد اما در واقع مصرف مخدرها روز به روز بیشتر می شد . به قول یک روحانی، زمانی که جوانان انقلاب کردند ، معتاد نبودند ، شرابخوار بودند . ملاحظه و ترس نداشتند . اینست که در دولت روحانیت ، شرابخواری سخت شده است و مصرف مواد مخدر ﺁسان . مواد مخدر را ارزان و فراوان در دسترس جوانان می گذاریم که سرشان در سینه هاشان فرو ماند و در خود یارای مخالفت با نظام را نبینند . از این رو است که تعداد معتادان در سال 84 ، به 5 میلیون نفر رسیده است . که بر ﺁنها باید 2 تا 3 میلیون که از راه تفریح مواد مخدر مصرف می کنند، را افزود . حد اقل سن معتاد به مواد مخدر ، تا 13 سال پائین ﺁمده است . با توجه به این واقعیت که باندهای مافیائی موجود در رژیم، در تجارت جهانی مواد مخدر دست دارند و سودهای بزرگ به جیب می زنند و با توجه به این امر که جامعه جوان ایران بازار بزرگی برای باندهای تولید و توزیع مواد مخدر هستند، ماهیت برنامه 20 ساله مهار جامعه ایرانی را ﺁنطور که باید و شاید درک می کنیم .

• ایجاد شرکتهای و مؤسسات هرمی شکل :
همکاری که برخی از مسئولان رژیم با شرکتهای هرمی می کنند ، حاکی است که از مواد برنامه 20 ساله، یکی نیز گسترش این نوع شرکتها است . در حال حاضر، 300 شرکت هرمی در کشور فعالیت می کنند . با گسترش این شرکتها، انتظار دارند جوانان، بیشتر جوانان نخبه دانشگاه دیده را ، به هوای پولدار شدن ، به این شرکتها جذب کنند . شرکتهائی مانند لگو کوست و های سون دایموند و ای بی ال و... طی 5 سال که از ورود ﺁنها به ایران می گذرد ، توانسته اند با مؤسساتی نظیر مرکز ﺁثار نشر ﺁثار امام و با بعضی از " سرداران " سپاه و مسئولان رژیم ، " همکاری " برقرار کنند . برای مثال ، ﺁقای بیسمارک، از شرکت لگو کوست ، از حسن خمینی ، مسئول مرکز نشر ﺁثار امام ، اجازه ضرب سکه " امام خمینی " را گرفته است .
تحریم شرکتهای هرمی از سوی مراجع، جوانان را به این شرکتها راغب تر نیز کرده است . مجلس طرحی برای ممنوع کردن شرکتهای هرمی تصویب کرد اما " شورای نگهبان " ﺁن را مغایر قانون اساسی خواند و رد کرد . نتیجه این که اینگونه شرکتها بیشتر شدند . این شرکتها هم جوانان را به خود جذب می کنند و هم فرصت خورد و برد دیگری برای مافیاهائی است که رژیم را تشکیل می دهند .

• برنامه چینی کردن :
استفاده از الگوی چینی در دوره دوم ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی مطرح شد . در دوره خاتمی، هیأت مؤتلفه و عناصر دیگری از جبهه " اقتدارگرا" ها ، ﺁن را مطرح می کردند . تا اینکه هیأتی از سوی هیأت مؤتلفه به چین رفت و در بازگشت، الگوی چینی بطور جدی تری مطرح شد . استفاده از الگوی چینی ، در تهیه برنامه 20 ساله مد نظر شد . بانیان " اتاق فکر " بیشتر از دیگران به مطالعه الگوی چینی و تهیه طرحی برای ایران ، مشغول شدند . سفرهای متعدد به چین کردند تا روش حزب کمونیست چین را در تألیف سرکوب با تهیه انواع اشتغال برای جوانان ، خوب بفهمند . ﺁنچه از الگوی چینی به اجرا درﺁمده ، سهل گیری نسبت به " بد حجابی " و رفتارهای جوانان و ﺁنتن های ماهواره ای و کم شدن هجوم به " پارتی " های جوانان و رها کردن جوانها ، در صورت دستگیری بخاطر منکرات است .
مسلم است که الگوی چینی جواب نداده است . زیرا هم مرام حزب کمونیست چین غیر از مرام رژیم است و هم جوانان در چین دراقتصاد و فرهنگ تولید دارند و عرصه های فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی ، برویشان باز است. استبداد سیاسی چین نیز بطور روز افزون کمتر ایدئولوژیک و بیشتر مدیریت رشد اقتصادی می شود . اما در ایران، فضا از هر جهت بسته است . و از ترس جنبش جوانان ، بنا بر مهار حرکتهای ﺁگاهانه جوانان است :
• پروژه احمدی نژاد :
طراحان برنامه 20 ساله ، غیر از تدابیر فوق ، برﺁن شدند سه قوه را به تصرف کسانی بدهند که کارکشته سرکوب باشند . در این فاصله، مافیاهای رقیبی که در سپاه شکل گرفتند در صدد تصرف دولت برﺁمدند . حکومت خاتمی و عزل و نصبهایی که کرده است و " وزیرانی " چون پورمحمدی و محسنی اژه ای و صفار هرندی و منصوب شدن کسانی که ربع قرن سابقه شرکت در ترورها و سرکوبها و شکنجه کردنها دارند در کار مهار بعدهای اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی هستند . گماشتن جنایتکارانی نظیر ذوالقدر و رئوفی و نقدی و حیاتی و محتاج و فیروزﺁبادی و داود احمدی نژاد و... بر مقامهای حساس و زندانبانان به استانداری و تصفیه وسیع واواک و... ماهیت برنامه احمدی نژاد را بدست می دهد . بنا بر پروژه احمدی نژاد، قصد از مهار چهار بعد سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی، بازداشتن جوانان از خود تخریبی نیست ، بلکه سرکوب حرکتهای ﺁگاهانه جوانان است .
همدست این " سرداران " نسلی از روحانی نماها است که از دوران طلبگی، وارد شغل سرکوب و ترور شده اند . این گروه ، در عمر خود، هیچگاه به شغلی که یک روحانی دارد، نپرداخته اند . لذا پوششی هستند که جانشین ملاتاریا شدن مافیاهای نظامی - مالی را از دید همگانی می پوشانند . کسانی چون فلاحیان و حسینیان و محسنی اژه ای و صفار هرندی و میرحجازی و پورمحمدی و رهبرپور و مبشری ، نیری ، رئیسی و... جانشین کسانی مثل مهدوی کنی و هاشمی رفسنجانی و موسوی اردبیلی و ... می شوند . کوشش برای تصرف " مجلس خبرگان " دلیلی دیگر از دلایل استحاله رژیم است :