سازماندهی سرکوب دانشجویان و دانشگاهیان : 8 سازمان سرکوب در درون و 11 سازمان در بیرون دانشگاهها :
      با ﺁمدن احمدی نژاد و کابینه او، قفل حرکتهای سیاسی در ایران محکمتر شد به گونه ای که در برخی از محیط ها این قفل بسیار مشهود است . با شروع بکار کابینه او بخشی که در سالهای گذشته از ﺁن شکلی بیش برجا نمانده بود، بار دیگر ، قدرت جسته است . این بخش شامل حراست می شود که در تمام سازمانهاو و نهادهاو و ادارات و و دانشگاهها وجود داشت . ولی در سالهای اخیر تنها از ﺁن نامی مانده بود . اما اینک بخشی است که در سراسر ایران به 530 گروه و دسته تقسیم می شوند و کلیه امور مربوط به مردم را در دست دارد. این بخش در واقع بخش یا لایه زیرین وزارت اطلاعات را تشکیل می دهد که در زمان یونسی به ﺁن زیاد بها داده نمی شد ولی در دوران جدید به لحاظ نیاز به کنترل بیشتر ، ﺁن را به شکلی جدید سازماندهی کرده اند و در واقع به همراه بسیج ادارات و سازمانها که تعداد ﺁنها به 13000 واحد می رسد، کار کنترل و سرکوب هر حرکتی را بر عهده می گیرند . شاید در خارج از کشور بگویند چرا در ایران حرکت صورت نمی گیرد ؟ اما باید بدانند که واقعا حرکت بسیار مشکل است . خدا هیتلر و موسولینی و استالین را نیامرزد. ﺁنها برای کنترل مردم دو یا سه نهاد موازی داشتند ولی در ایران این گروهها گاهی به بیش از ده نهاد می رسد به همین دلیل کنترل بسیار شدید است و این را مردم به خوبی می دانند.
در ایران ما چندین نوع زندان داریم که هرکدام از ﺁنها برای خود دولتی جداگانه محسوب می شوند و این غیر از خانه های تیمی ساخته شده برای نگهداری افراد بمدت چند روز است . در تبلیغات علیه امریکا گفته می شود امریکا در کشورهای دیگر زندانهایی ساخته است و مخالفین را برای بازجویی به ﺁن کشورها می برد . کار امریکا هم جنایت است و هم تجاوز به حق حاکمیت کشورها و هم تجاوز به حقوق بشر. بتازگی نیز افتضاح شنود مکالمات در امریکا از پرده بیرون افتاده است . اما بوش بنیاد گرا است و به رأی بنیادگراها به ریاست جمهوری رسیده است . تشابه رفتار حکومت او و حکومت خامنه ای ، گویای این واقعیت است که زبان زور یکی و روش زور نیز یکی است . با این تفاوت که وسعت و شدت جنایت هیچ قابل مقایسه با جنایت حکومت بوش نیست . در ایران، با مردمی که انقلاب کردند و این مافیاها با خیانت به امید مردم ، دولت را تصرف کرده اند به خاطر مثلا شرکت در یک بحث سیاسی یا یک حرکت دانشجویی و یا چاپ یک کتاب - مانند حمید کاویانی به خاطر نوشتن کتاب محفل جنایتکاران - دانشجو و نویسنده را به دست شکنجه گر می سپارند .
      دانشجویان از افرادی هستند که همواره گروههای سیاسی امیدوارند دست به تحرکاتی در جهت شکستن جو شدید سانسور و استبداد بزنند ولی ﺁیا شده است که پیرامون مشکلات و حصارهایی که به دور ﺁنها کشیده شده است فکر کنیم ؟ برای اینکه بدانیم چه بندها و حصارهایی برای مهار دانشجویان تعبیه کرده اند ، اطلاعات زیر را در اختیار می نهیم :
      دوم خردادی ها با ﺁمدن خود باعث نابودی حرکت های دانشجویی شدند گروههای دانشجویی به خصوص دفتر تحکیم وحدت در زمان قبل از خاتمی دارای توان خوبی بود . ولی با ﺁمدن دوم خردادی ها و وابسته کردن این دفتر به خود، ﺁن را از راه اصولی خود جدا ساخته و به اصطلاح نان خور خود کردند تا بتوانند از توان بالقوه ﺁنها در بیسج جوانان استفاده کنند. ولی در زمانی که این دانشجویان دست به یک حرکت اساسی زدند و کم مانده بود تاج و تخت رهبری را به باد دهند، به حرکت ﺁنان خیانت کرد و ﺁنان را به دست جلادان دادند و خود در کناری به نظاره صحنه ای پرداختند که فرﺁورده این خیانت شد . سرکوبگران ﺁمدند و به اسم خداو پیغمبر دانشجویان را زدند و دستها را شکستند و چاقوزدند . ولی از خاتمی و کروبی و بهزاد نبوی و...، بعد از شروع حرکتها، صدایی در نیامد و به خاطر مصلحت نظام سکوت کردند. تا این که خاتمی ، بنا بر اصل تقدم با حفظ نظام است ، لزوم سرکوب دانشجویان را توجیه کرد و دژخیمان به جان دانشجویان افتادند و هر بلایی که لازم دیدند بر سر دانشجویان ﺁورند . چنان کردند که دانشجویان بدانند هر حرکت دیگری، برای ﺁنها دارای هزینه های زیاد است . بلاخره دانشجویان متوجه شدند که ﺁلت دست گروههای دوم خردادی واقع شده اند و بعد از مدتها، سعی کردند خود را جدا ساخته و استقلال پیدا کنند . همانگونه که زمانی طبرزدی ﺁلت دست هاشمی و خامنه ای شد . ولی بعد متوجه شد ومردانه در جبران خطای خود کوشید و به زندان رفت و دارد زندان را تحمل می کند .
      با ﺁمدن زاهدی ، " نابغه " ریاضیات در جهان - که دروغ بودن سوابق این نابغه و بی سوادی او و بی ارزش بودن مقالات او در مجلس افشا شد -، برای کنترل دانشگاه ها ، چند لایه حفاظتی و اطلاعاتی و امنیتی و انتظامی را با کمک وزارتخانه های اطلاعات و کشور و دفاع و نهاد های دیگر دارد ایجاد می کند تا مگر هر گونه حرکت و جنبشی را در داخل دانشگاهها سرکوب نماید . البته نیروهای دانشجویی وابسته و مخفی نیز به این لایه ها کمک می کنند .
      اما گروهها و دسته جات کنترل کننده در دانشگاهها :
1 - حراست دانشگاه : این حراست که زیر نظر معاون وزیر است، یکی از سرکوبگر ترین گروههایی است که به تازگی، در دانشگاهها از قدرت بسیار برخوردار شده است . این کمیته که زیر نظر وزارت اطلاعات کار می کند بعد از سر کار ﺁمدن زاهدی جایگاه جدیدی به دست ﺁورده است و به کمک نیروهای رسمی و غیر رسمی که از دانشجویان تشکیل شده اند، کار کنترل کلیه امور دانشجویان از شخصی تا سیاسی و خانوادگی و کنترل مکالمات ﺁنان را برعهده دارد. افراد حراست تنها نسبت به جنبش ها و حرکات سیاسی واکنش نشان می دهد . وگرنه خود در جریانات فاسد دانشگاهی مشغول به کار هستند و به تازگی گروهی ازﺁنان به کمک برخی از اساتیدی و دانشجویان دست به صدور برخی از دختران بی پناه شهرستانی زده است که نمونه ﺁن ، دختران دانشگاه قزوین است . اینان در برخی از دانشگاههای شهرستانها با تهدید برخی از دختران را بی سیرت می کنند که در دانشگاه ﺁزاد زنجان و زاهدان نمونه هایی از ﺁن گزارش شده اند .
      این نیرو به تازگی برای کنترل بیشتر دانشجویان اقدام به نصب دوربینهای مخفی در دانشگاه تربیت معلم کرده است تا بتواند به صورت بیست و چهار ساعته و مستقیم دانشجویان را کنترل نماید. این کمیته به صورت هفتگی در جلساتی با وزارت اطلاعات و بسیج دانشگاهی و کمیته امور دانشجویی اعمال و رفتار دانشجویان تحت نظر را بررسی می کنند .
حراست قرار است به زودی تمام دانشگاهها و حتی کلاس های درس را برای کنترل بیشتر مجهز به دوربین های مخفی و مدار بسته کند.
2 - بسیج دانشجویی : بازوی مسلح حراست و وزارت اطلاعات در دانشگاهها، بسیج دانشجویی است که به خصوص بعد از مصوبه مجلس که ورود نیروهای انتظامی را به دانشگاهها ممنوع کرده است، این نیرو قدرت بیشتری پیدا کرده است . این نیرو در هر دانشگاه و دانشکده ای محلی برای تجمع و بررسی رفتار دانشجویان دارد و گه گاه به صورت علنی یا غیر علنی دانشجویانی را که احساس می کند ممکن است دارای نظرات سیاسی باشد به شدت کتک می زنند . هیچ کس هم جرأت مداخله و جلو گیری از این اعمال را ندارد .
      این نیرو زیر نظر سپاه پاسداران کنترل دانشگاه را برعهده دارند که به تازگی پسر الله کرم نیز به مدیریت بخشی از ﺁن انتخاب شده است .
3 - نیروهای سهمیه ای : این نیروها که از ابتدا برای کنترل دانجویان و وجود نیروهای جاسوس در دانشگاهها به وجود ﺁمد بود در حال حاضر حدود چهل درصد از دانشجویان را در بر می گیرد. البته درصدی از این نیروها و سهمیه ایها فقط برای ورود به دانشگاه از مقررات مربوط به سهمیه استفاده می کنند . وگرنه، اصلا اعتقادی رژیم ندارند . ولی اکثر ﺁنان کسانی هستند که به صورت پاره وقت کاراطلاع رسانی به گروههای کنترل کننده را انجام می دهند . این نیروها را نظام پشتیبان خود در دانشگاهها به شمار می ﺁورد و احتمالا با ﺁمدن زاهدی ، ورود شمار بیشتری ازﺁنان، تسهیل خواهد شد. علاوه بر این، از این نیروهها برای مقاطع بالاتر بدون گرفتن امتحان استفاده خواهد شد. همان کار که سالهاست دانشگاه ﺁزاد انجام می دهد . این دانشگاه هر کس را که بخواهد به عنوان دانشجو بدون امتحان می پذیرد و هرکس را که بخواهد و یا توصیه نامه ای داشته باشد به عنوان دانشجوی فوق لیسانس بدون امتحان می پذیرد و برخی از تایید شده های دیگر سران و باندهای مافیای نظامی - مالی را به عنوان دانشجوی دکترا می پذیرد و بعد ﺁنان را به عنوان دکتر و مدرس دانشگاه به استخدام خود در می ﺁورد. دانشگاههای دولتی به خصوص در دانشگاه تربیت مدرس و دانشگاه امام صادق و دانشگاه امام حسین و... نیز دانشجویان انتخابی و معرفی شده تا مقاطع بالا پذیرفته می شوند تا بعد، ازﺁنها به عنوان مدرس استفاده کنند
4- کمیته امور دانشجویی : این کمیته در واقع یکی از بازوهای کنترل و سرکوب دانشجویان است این کمیته توسط نیروهای مشخصی اداره می شوند که با بسیج دانشجویی و حراست و شورای عالی انقلاب فرهنگی و نهاد رهبری روابط نزدیکی دارند .
کار کمیته دانشجویی نوشتن نامه های تهدید ﺁمیز و دادن احکام اخراج و جلوگیری از ورود دانشجویان به دانشگاه و تعلیق ﺁنان است که بر اساس نظر بسیج دانشجویی و حراست گرفته می شود . این کمیته زیر نظر مستقیم رؤسای دانشگاهها است که ﺁنان نیز از وابستگان به نظام و از افراد معتقد به سرکوب دانشجویان هستند برخی از این روسای دانشگاه از فامیل های روسای بالای نظام هستند و عمر برخی از ﺁنان در دانشگاهها به بیش از ده سال می رسد و هیچ کس توان مقابله باﺁنان را ندارد و خود درﺁنجا به عنوان سلطان حکومت می کنند .
5- دفتر نهاد رهبری : یکی از کنترل کننده ها در دانشگاهها دفتر نهاد رهبری است . این دفتر زمانی به وجود ﺁمد که برخی از روسای دانشگاهها به مقامات بالاتر گزارش داده بودند که چون در دانشگاه ها کسی و نهادی نیست که در برخی از موارد از دانشجویان حمایت کند، بهتر است دفتری در این مورد ایجاد شود تا دانشجویان مشکلات خود را با ﺁنان در میان بگذارند . اما از انجا که همه این نهاد ها و دفاتر و کمیته ها بعد از چندی به خاطر بی اعتمادی به ﺁنها دچار افت می شوند، برای نشان دادن خود دست به کارهایی می زنند که وجودشان ضرور به نظر برسد . برای همین این نهاد از دو شیوه سرکوب و کنترل دانشجویان و ارتباط ﺁنان از طریق گرفتن اطلاعات در مورد وضعیت مالی ﺁنان استفاده می کند . این نهاد کار دیگری هم در دست انجام دارد و ﺁن تهیه شرایط مناسب برای ازدواج دانشجویان است. ولی کار اصلی ﺁن همکاری در عملیات کنترل به کمک نیروهای دیگر است.
6- شورای انقلاب فرهنگی : یکی از گروههایی است که از بدو بازگشایی دانشگاهها در سال 62 به وجود ﺁمد و کارش کنترل دانشگاه و دانشجویان و چگونگی ﺁموزش دروس و کنترل اساتید بوده است . این کار را تا به امروز انجام می دهد . این شورا که کارش در ابتدا روش دادن به ﺁموزش و بررسی رشته های مورد نیاز در دانشگاهها بود، وقتی در این کار موفق نشد به کار سرکوب و دادن دستور العمل ها و صدور مصوبه هایی پرداخت. به کاری پرداخت که اصلا در توان فکری اعضای ﺁن نبود و نیست . مثلا مشخص کردن نوع فیلم هایی که مردم باید ببینند و نوع موسیقی ای که مردم باید گوش بدهند. این شورا در شرایط فعلی در دانشگاه به عنوان یکی از کنترلگرهای دانشجویی عمل می کند و در هر دانشگاه و دانشکده اتاقی دارد که در ﺁن ، جلسات مخفی جهت تصویب روش های جدید سسرکوب و کنترل دانشجویان برگزار می شود.
7- کمیته انضباطی دانشجویان : این گروه در ارتباط مستقیم با حراست و ریاست دانشگاه است و هر از چند وقت با توجه به اطلاعاتی که حراست و یا بیسج می دهد، برای دانشجویان پرونده تشکیل می دهد و، بنا بر مورد، احکام از محرومیت در یک ترم تا اخراج از دانشگاه صادر می کند .
8- گروههای به اصطلاح دانشجویی : در واقع کار ستون پنجم را در دانشگاهها انجام می دهند و با دستوراتی که معمولا از سران رژیم می گیرند، حرکاتی را در جهت عکس حرکات دانشجویان مستقل انجام می دهند . از این گروهها می توان به گروه تحکیم شیراز و گروه خط امام و گروه دانشجویان مشارکت و ... اشاره کرد . این گروهها سعی دارند اتحاد دانشجویی را که در دفتر تحکیم وحدت به وجود آمده است، از هم بگسلند . اینها در سالهای گذشته ﺁنقدر فعال نبودند . ولی در حال حاضر که دفتر تحکیم وحدت قصد دارد به صورت مستقل و ﺁزاد از حکومت به امور دانشجویی و صنفی و سیاسی خود بپردازد، فعالیت خود را تشدید کرده اند .
      حال باید در اندیشیه یافتن راهکارهای جدید برای باز کردن این محیط بسته شد . دانشجویان مستقلی که سعی دارند این جو سانسور را بشکنند واقعا کار بسیار سختی را در پیش رو دارند و باید قدر کسانی را دانست که در این شرایط با فداکاری سعی دارند محیط خود را ﺁزاد کنند. زیرا در هیچ زمانی از تاریخ ایران، دانشگاهها به این صورت تحت کنترل شدید مقامات و گروههای امنیتی و اطلاعاتی و نظامی نبوده اند .
      در بخش بالا سعی شد که گروهها و نیروهای کنترل گر و سرکوب گر داخل دانشگاهها را معرفی کنیم . در دنباله این گزارش ، قصد داریم نیروهای خارج از دانشگاه که در هماهنگی با ﺁنها، سرکوبهای داخل دانشگاه انجام می گیرند را معرفی کنیم.
طبق بررسی ها و گزارشاتی که در نشریات و بحث ها پراکنده است چندین نیرو در خارج از دانشگاه و تقریبا به صورت هماهنگ کار بر روی دانشجویان و گروههای دانشجویی را انجام می دهند که به شرح زیر می باشد
- واواک ( وزارت اطلاعات )
- حفاظت و اطلاعات قوه فضاییه
- حفاظت و اطلاعات سپاه پاسداران
- حفاظت و اطلاعات نیروی انتظامی
- حفاظت و اطلاعات بیت رهبری
- ستاد اماکن نیروی انتظامی
- دادستانی کل کشور
- داد گاههای انقلاب اسلامی
- بسیج مستضعفین وابسته به سپاه پاسداران
- گروههای انصار حزب الله و وابستگان
- حراست وزارت اموزش عالی و فناوری و حراست مرکزی سازمان سنجش - ستاد مرکزی حراست ها
      گروهها و ستاد ها و دستجات و مراکز فوق برخی از کل مجموعه ای هستند که از خارج دانشگاهها مسئولیت کنترل را دارند و به محض اینکه دانشجویی حرکتی بکند ﺁنتن های ﺁنها تحریک می شود. با این حال دانشجویان مبارز و فداکاری در دانشگاههای ایران وجود دارند که تمام لایه های اطلاعاتی را بدون ترس گذر کرده و کاری کرده اند که لرزه بر اندام کلیه نیروها استبدادی انداخته است.
      باید به این جوانان درود فرستاد که بدون پشتوانه خارجی و دولتی و با دست خالی و با تفکری مستقل وارد این مبارزه شده اند .این دانشجویان در مقابل این همه گروه های بدتر از مغول و تاتار که زیر پوشش دین قرار گرفته اند برای تداوم حرکت های خود نیاز به حمایت ها دارند
ادامه دارد .
انقلاب اسلامی : جنایتکارانی که مرتکب جنایت بر ضد بشریت شده اند، گمان برده اند ، به دنبال اسلام، نوبت به حقوق بشر رسیده است تا پوشش جنایتهاشان بگردد :