«شماره ۶۴۲ از ۱۴ تا ۲۸ فروردين»


یادﺁوری : مقاله ها که در انقلاب اسلامی منتشر می شوند تنها نظر نویسندگان خود را باز گو می کنند

صاحب
   امتياز
    و مسئول

برای تماس با ما

برگزيده مصاحبه ها

جواب به سوالها

آرشيو روزنامه

در اين شماره

صفحه اصلی

•   سايت آقاى
ابوالحسن بنى صدر


•   وب لاگ آقای
ابوالحسن بنی صدر


ﺁیا ﺁماده باش دادن از این رو است که کار به جنگ خواهد کشید ؟:

• بنا بر رسانه های امریکائی، بوش مصمم است ایران را از ادامه فعالیت اتمی خود باز دارد . امریکا می خواهد ایران غنی سازی اورانیوم را متوقف کند . رژیم ایران نیز می گوید مصمم است برنامه غنی سازی خود را ادامه دهد و خبرگزاری فرانسه ( 25 مارس ) خبر می دهد ایران تا یک هفته از ﺁن تاریخ، غنی سازی اورانیوم را انجام خواهد داد .
بنا بر این ، انتشار دکترین بوش ، بعد از چهار سالی که از انتشار دکترین " جنگ پیشگیرانه " می گذارد و تأکید مجدد بر جنگ پیشگیرانه از سوئی و نرسیدن 5 عضو دائمی شورای امنیت به توافق بر سر بیانیه ، از دید رژیم مافیاها ، اینطور معنی می دهد که با وجود تأکید بر دیپلماسی در دکترین تجدید نظر شده، برای امریکا چاره ای جز حمله نظامی نمی ماند . اما
• اسکوت مکنوئل ، تحلیل مفصلی را زیر عنوان " مأموریت ناممکن ، حتی محافظه کاران جدید که همواره طرفدار جنگ با ایران بودند ، به این نتیجه رسیده اند که شدنی نیست " ، در 27 مارس انتشار داده است . نکات عمده این تحلیل بدین قرارند :
* ﺁنها که به دنبال علائم هستند تا به استنادشان ثابت کنند هدف بعدی " جنگ عمومی با تروریسم " ، جنگ با ایران است ، در نظر خود بعد از اظهارات ﺁتشین احمدی نژاد در باره حذف اسرائیل از نقشه دنیا و سنجش افکاری که در امریکا بعمل ﺁمد، استوار شدند . بنا بر این سنجش افکار، هرگاه دیپلماسی نتواند مانع از ادامه برنامه اتمی ایران شود، 57 درصد امریکائیان از جنگ امریکا با ایران حمایت خواهند کرد . موافقت 57 درصد از مردم امریکا با جنگ، بدون اینکه رئیس جمهوری سخنی در این باره گفته باشد و یا بسیجی شده باشد، بی سابقه است .
* دیگر صدام را نمی توان " هیتلر عصر ما " خواند . فوکس نیوز احمدی نژاد را " هیتلر عصر ما " می خواند . برگزیده های هر دو حزب جمهوریخواه و دموکرات، برای مثال، جون مک کین از جمهوریخواهان و هیلاری کلینتون از دموکراتها مجهز شدن ایران را به سلاح اتمی " غیر قابل قبول " توصیف کردند . هیلاری کلینتون بوش و حکومت او را بخاطر ﺁنکه اقدام دیپلماتیک را به اروپا واگذاشته است، مورد انتقاد قرار داد . بر این ها افزوده می شود انتشار کتابهایی بر ضد ایران ، حتی نسبت دادن اتهام پوچ همکاری با القاعده در ترورهای 11 سپتامبر و گروههای قومی جدائی طلب و تبعیدیان که در حمایت از مداخله نظامی ، تظاهرات برپا می کنند . و البته نباید سرمقاله های خصمانه ویکلی استاندارد و وال استریت جورنال را فراموش کرد .
* با این وجود، اختلاف دو مورد ایران و عراق بسیار است : جنگ با عراق ، جنگ اندیشیده ای بود . محافظه کاران جدید ، با جدیت تمام طرح ﺁن را تهیه کرده بودند . مخالفت جمهوریخواهان با ﺁن جنگ، ناچیز بود . اما در مورد ایران ، نه طرح اندیشیده ای وجود دارد و نه مخالفت با جنگ ناچیز است . برای مثال، در اوائل فوریه، مؤسسه اینترپرایز ( متعلق به محافظه کاران جدید ) از سناتور کنسان سام برون بک که سالها سرﺁمد موافقان سخت گیری هرچه بتمام تر با ایران بود، دعوت به سخنرانی کرد . نمایندگان انواع ایرانیان تبعیدی گوش تا گوش نشسته بودند . خانم دانیل پلتکا ، رب النوع جنگ، نیز ریاست جلسه را برعهده داشت . اما حتی یک تن نبود که بتواند بگوید حمله نظامی امریکا شانس حل مشکل را دارد .
پلتکا برون بک را " یک فعال و باورمند راستین " معرفی کرد . اما او جنگ را روش مناسبی برای تغییر رژیم ایران ندانست . از استراتژی از همان نوع که در جنگ سرد بکار رفت، حمایت کرد . جنبشی چون جنبش همبستگی در لهستان را مؤثر دانست . از او در باره قول مک کین در باره اقدام به جنگ درصورت شکست راه حل دیپلماتیک پرسیدند و او پاسخ داد :
" تغییر از درون ایران و در درون ایران باید انجام پذیرد . من گزینش نظامی را کارﺁمد نمی بینم . "
انقلاب اسلامی : طرفه این که از کودتای خرداد 60 بدین سو، خط استقلال و ﺁزادی ، بردوام، راه حل را جنبش همگانی می داند و شرط برخاستن این جنبش را عدم مداخله امریکا و هر قدرت خارجی دیگری می شناسد و تازه ، " نمایندگان انواع ایرانیان تبعیدی " می باید در مؤسسه اینترپرایز و از زبان سناتور امریکائی بشنوند که راه حل از خارج نیست از داخل است . و نباید پنداشت که قول سناتور برون بک ﺁنها را به راه راست هدایت می کند . زورپرستی بدون وابستگی به قدرت معنی نمی دهد . بنا براین، همچنان موی دماغ مقامات امریکائی خواهند شد که بیا در ایران مداخله نظامی کن، در شورای امنیت قطعنامه صادر کن و ایران را در محاصره اقتصادی کامل قرار ده، به ما پول بده و... در حقیقت، بدون مراجعه زیر سلطه به قدرت مسلط ، رابطه سلطه گر - زیر سلطه برقرار نمی شود.
* تنها سناتور برون بک نیست ، روبرت کاگان، از شاهین های محافظه کاران جدید و از مقاله نویسان واشنگتن پست که دهها مقاله و سرمقاله در ویکلی استاندارد نوشته و خواستار جنگ با عراق شده بود ، در باره جنگ با ایران می نویسد : مضار جنگ با ایران برای از میان بردن تأسیسات اتمی این کشور، از منافع ﺁن بیشتر است . نظر او قطعا صحیح است زیرا حمله هوائی به تأسیسات اتمی این اطمینان را که این تأسیسات از میان رفته اند، بوجود نمی ﺁورد . در برابر، ایران می تواند، از راه برانگیختن گروههای تروریست شیعه در پاکستان و افغانستان و عراق و لبنان و اسرائیل و تنگه هرمز مشکلها ایجاد کند . حمله هوائی به ایران، بهای نفت را تا بشکه ای 200 دلار بالا خواهد برد . خطر تغییر در پاکستان و افتادن اسلحه اتمی این کشور خدا می داند در دست چه کسانی نیز وجود دارد . با توجه به این خطرها، گزینش نظامی ، بی اعتبارترین گزینش است .
* گزینه ای که محافظه کاران جدید از ﺁن حمایت می کنند و از زبان کندولزا رایس ابراز می شود ، تغییر دموکراتیک رژیم ایران است . تخریب سیاسی و ایدئولوژیک رژیم ملاها است . اما این گزینش نیز چندان موفقیت ﺁمیز بنظر نمی رسد . در حالی که شمار بزرگی ( که بضرورت اکثریت ایرانیان را تشکیل نمی دهند ) خواستار پایان گرفتار رژیم ملاتاریا هستند ، کوشش رادیوئی از نوع رادیو اروپای ﺁزاد ، با توجه به فرهنگ سیاسی ایرانیان، اثر بخش نیست . در حقیقت، گرچه اندک شمار امریکائیان دیکتاتوری شاه را به یاد می ﺁورند اما ایرانیان ﺁن را در خاطر دارند . سیا حکومت مصدق را که شخصیتی ملی و لیبرال و منتخب ایرانیان بود، در 1953 ، برانداخت و رژیم شاه را جانشینش کرد . این واقعه از وجدان ایرانیان پاک نمی شود . چرا که 25 سال بعد، انقلاب کردند و ﺁن دیکتاتوری را سرنگون کردند . انقلابی کردند که از لحاظ مشارکت عموم مردم ، در تاریخ جهان بی مانند است . کنت پولاک شاه و رژیم او را این سان توصیف می کند : رژیمی متکی به پلیس مخفی ﺁدم کش است . کیش شخصیت شاه که تبلیغ می شود از نوع کیش شخصیت مائو در چین و کیم ایل سونگ در کره شمالی است . ایرانیان ممکن است ﺁزادی بیشتری و علائق فزونتری با غرب را ﺁرزو کنند اما انقلاب کردن بر اثر تبلیغات رادیوئی که امریکا براه بیاندازد، هرگز . تبلیغات رادیوئی که در اروپای شرقی مؤثر افتاد، در ایران مؤثر نمی افتد . زیرا ﺁنجا زیر سلطه دیکتاتوری کمونیست بود. اما در مورد ایران وطن دوستی و ملی گرائی بر ضد تبلیغات امریکا عمل می کند .
انقلاب اسلامی : این واقعیت که نویسنده امریکائی بدان رسیده است ، نیز، سالها است توسط این نشریه خاطر نشان می شود . در حقیقت، هرگاه امریکا سودی در بقای رژیم مافیاهای نظامی - مالی نداشته باشد، بهترین کار رویه سکوت اتخاذ کردن و کار ایران را به ایرانیان واگذاشتن و طرد گروههای زورپرست مزدور و پوزش خواستن از مردم ایران بابت کودتای 28 مرداد - که در دوره کلینتون پوزش خواسته است - و اکتبر سورپرایز و ایران گیت و اظهار ﺁمادگی برای جبران خسارتهای وارده به مردم ایران است . تبلیغ از موضع " منافع امریکا در ایران " ( = سلطه امریکا بر ایران ) ، بدیهی است به رشد جنبش برای ﺁزادی و استقلال زیان می رساند . تبلیغ مؤثر را ایرانیانی می توانند از عهده برﺁیند که بر سر حقوق ملی و حقوق انسان ، استوار ایستاده اند ، نه تنها به امریکا و هیچ دولت دیگری وابسته نیستند ، بلکه با هرگونه مداخله قدرتهای خارجی در امور ایران ، سخت مخالفت می کنند .
* اگر گزینه نظامی بیهوده است و تبلیغات رادیو - تلویزیونی ره بجائی نمی برد و کمکهای محرمانه به مخالفان و اتحادیه های کارگری ، نتیجه ای ببار نمی ﺁورد ، ناگزیر می باید از خود بپرسیم " غیر قابل قبول " چیست و چگونه می توانیم مانع از تحقق ﺁن بشویم ؟ در میان تحلیل گران امریکائی، شمار شگفت ﺁوری که بعضا  طرفدار بوش نیز هستند، مجهز شدن ایران به بمب اتمی اجتناب ناپذیرمی دانند . برخی دیگر بر این باورند که اجتناب پذیر است . ویلیام اودم Odom ، رئیس پیشین ﺁژانس امنیت ملی ، براین نظر است که اگر ایرانیان خواستند، ما باید بمب اتمی را تقدیمشان نیز بکنیم . بنظر او، تنها در حکومت بوش است که قرارداد منع گسترش سلاح اتمی دست ﺁویز بی ثبات کردن منطقه خاورمیانه شده است .
اودم برای نظر خود دلیل دارد : اگر ایران یک یا دو بمب اتمی در اختیار داشته باشد، خطر بزرگی برای امریکا ایجاد نمی کند . حتی سوپرشاهینی مثل جون بولتن نیز این واقعیت را می داند . او می داند که ایران تهدید مستقیمی برای امریکا نیست . اما می تواند متحدان و دوستان امریکا در منطقه را تهدید کند . مقامات وزارت خارجه نیز خطر مجهز شدن ایران به سلاح اتمی را دقیق می کنند. چنانکه روبرت ژوزف، معاون وزارت خارجه در امر خلع سلاح و امنیت بین المللی می گوید :بمب اتمی در دست ایران خطر است برای قوای امریکا در منطقه و دوستان و متحدان امریکا . خطر متوجه نیویورک یا کلولند نیست . اگر حرفهای احمدی نژاد را جدی بگیریم، خطر متوجه تل اویب در اسرائیل است . محل تردید نیست که هر گونه اقدام اتمی امریکا بر ضد قوای امریکا ، واکنش وحشتناکی را در پی می ﺁورد .
* اما هرچند چشم انداز تهدید شدن اسرائیل توسط ایران ، جدید است اما موضوع انتشار سلاح اتمی در خاورمیانه چنین تهدیدی نیست .
30 سال پیش از این ، روبرت و . تاکر Tucker - که بخاطر ﺁنکه گفت باید مناطق نفت خیز خلیج فارس را تصرف کرد ، مشهور شد - مقاله مفصلی در کامنتاری Commentary نوشت که موضوع ﺁن این بود که اسرائیل ، در موجودیت خود، می باید اتکای به امریکا را با اتکای به بمب اتمی جانشین کند . در جریان جنگ کیپور ، پل هوائی که امریکا ایجاد کرد، اسرائیل را پیروز کرد اما بعد شکست امریکا در ویتنام ، این فکر را بوجود ﺁورد که یک کشور وابسته به امریکا، چه اندازه می تواند روی حمایت امریکا حساب کند ؟ تاکر، در 1975 ، اینطور نتیجه گیری کرد که وابستگی اسرائیل در حیات خود به امریکا ، نه برای اسرائیل خوب است و نه برای امریکا . راه حل اینست که اسرائیل به بمب اتمی مجهز شود . در این صورت، روابط استراتژیکش با دنیای عرب ، همانند روابط امریکا و روسیه شوروی خواهد شد . تاکر نوشت : تعادل اتمی میان اسرائیل و دولتهای عرب اثر ثبات بخشی دارد . هم دنیای عرب نخواهد ترسید از این که اسرائیل، بخاطر هدفهای توسعه طلبانه ، بمب اتمی بکار برد و هم اسرائیل مطمئن خواهد شد عربها برای نابود کردن اسرائیل ، دست به حمله نظامی نخواهند زد . و نیز این استدلال که تشکیل دولت فلسطینی موجودیت اسرائیل را به خطر می اندازد نیز ، بی محل می شود .
* اما تعادل اتمی با ایران که مرز مشترک با اسرائیل ندارد و نزاع تاریخی و یا بر سر سرزمین با اسرائیل نداشته است ، مقوله ای دیگر است . 24 سال بعد ، کمنتاری ، در نوشته ای با عنوان " اندیشیدن نااندیشیدنی در باره خاورمیانه " و به قلم گابریل اسکوئنفلد Schoenfeld ، همان استدلال تاکر را باز ﺁورد : ایران اتمی اسرائیل را برﺁن می دارد که سلاح اتمی خویش را بطور دائم، در حالت ﺁماده باش کامل نگاهدارد . زیرا اسرائیل، با سرزمین کوچکی که دارد، نمی تواند بگذارد نخست مورد حمله اتمی قرار گیرد و سپس پاسخ گوید . می باید پیش دستی کند . اسرائیل دارای نیروی استراتژیک ، شامل نیروی هوائی و زیر دریائیها است . اسرائیل دارای ﺁن نیروی اتمی است که می تواند دشمنانش را از فکر حمله به ﺁن منصرف کند .
طبیعی است اسرائیل ﺁسوده خاطر می شود وقتی تنها قدرت اتمی خاورمیانه باشد . سخنگویان اسرائیل نوحه سر می دهند که مجهز شدن ایران به سلاح اتمی برای موجودیت اسرائیل خطرناک است . بله، بسا برای موجودیت اسرائیل خطرناک است . اما امریکا و روسیه شوروی، بمدت 40 سال، برای موجودیت یکدیگر خطرناک بودند . بنا بر این، اسرائیل نباید بابت احتمال مجهز شدن ایران به سلاح اتمی ، زاری سر دهد .
* در ماه ژانویه، مجله جانس انتلیجنس Jane's Intelligence گزارش کرد که برخی از استراتژیستهای اسرائیل ، در درستی استراتژی کنونی اسرائیل تردید پیدا کرده اند . استراتژی کنونی تفوق نظامی مطلق برکشورهای منطقه . این استراتژیستها می گویند : این استراتژی تحریک مداوم دیگران است به دشمنی با اسرائیل و کشورهائی را هم که دشمن نیستند، به دشمنی بر می انگیزد . بجای ﺁن، اسرائیل می باید استراتژی انصراف را اتخاذ کند . همان استراتژی که امریکا در طول جنگ سرد اتخاذ کرده بود . همان استراتژی که 30 سال پیش از این ، تاکر پیشنهاد کرده بود .
* در ماههای ﺁینده ، امور ﺁشکار تر خواهند شد و نقشه ها و تصمیمهای بیشتری بروز خواهند کرد . ویکلی استاندارد از هم اکنون بحران اتمی ایران را ﺁزمون جنگ بنا بر دکترین بوش ارزیابی می کند . ﺁزمون پیشین ، جنگ با عراق بود ) . اما حتی ویکلی استاندارد نیز می نویسد : حمله نظامی بعنوان راه حل مسئله ایران ، مقبولیت وسیع ندارد .
انقلاب اسلامی : بدین سان ، مجهز شدن به سلاح اتمی ، با همه هزینه سنگینی که تحمیل می کند، ایران را در معرض حمله اتمی پیشگیرانه اتمی اسرائیل نیز قرار می دهد . زیرا مسافت کم سبب می شود که اسرائیل از بیم مورد حمله اتمی قرارگرفتن، در حمله اتمی پیش دستی کند .
• بنا بر تحلیل اسکات مک کونل ، در حال حاضر، جنگ نه مقبولیت دارد و نه زمینه . هرچند امثال خامنه ای و احمدی نژاد ، در افکار عمومی امریکا، زمینه مساعد و موافق با جنگ بر ضد ایران را بوجود ﺁورده اند . هنوز نیز شورای امنیت حتی یک بیانیه نیز تصویب نکرده است . بنا براین ، دادن ﺁماده باش - که پس از انتشار خبر ﺁن در خارج از کشور، در ایران نیز خبر ﺁن، با قید ﺁماده باش 50 درصد ، منتشر شد - هدفهائی را تعقیب می کند که در قسمت اول و دوم این فصل، شماره شدند و توضیح جستند .