« شماره ۶۵٢ از ۱ تا ١٥ شهريور »


یادﺁوری : مقاله ها که در انقلاب اسلامی منتشر می شوند تنها نظر نویسندگان خود را باز گو می کنند

صاحب
   امتياز
    و مسئول

برای تماس با ما

برگزيده مصاحبه ها

جواب به سوالها

آرشيو روزنامه

در اين شماره

صفحه اصلی

•   سايت آقاى
ابوالحسن بنى صدر


•   وب لاگ آقای
ابوالحسن بنی صدر


بنیادگراها و محافظه کاران جدید امریکا عراق به ایران و جنگ داخلی و تجزیه سپرده اند :

* ایران قدرت واقعی درعراق :
• خلیل زاد ، سفیر امریکا در عراق ( نیویورک تایمز 12 اوت ) گفته است : ایران شیعه های مسلح را به حمله به قوای امریکا بر می انگیزد . تحریک شیعیان به حمله به قوای امریکا واکنش در برابر جنگ لبنان است . با توجه به رویاروئی ایران و امریکا بر سر برنامه اتمی و مهلتی که شورای امنیت به ایران داده است ، برانگیختن شیعه های عراق به جنگ با قوای امریکا، در هفته ﺁینده، شدید تر نیز خواهد شد .
زلمی خلیل زاد می گوید : ایران با در اختیار گذاشتن خمپاره انداز و خمپاره ، به شیعه ها امکان داده است بسوی منطقه سبز ( منطقه حمایت شده و امن بغداد ) خمپاره شلیک کنند .
حمله کنندگان از افراد قوای جیش المهدی به رهبری مقتدا صدر هستند .
• اما در 14 اوت، ژنرال ویلیام کالدول ( واشنگتن پست 14 اوت ) گفته است : مدرکی دال بر این که ایران اوضاع عراق را بهم می ریزد ، دردست نیست . او سخنگوی قوای امریکا در عراق است .
در این اواخر، سلاحها و مهمات ساخت ایران در عراق پیدا شدند . ما بر این باوریم که عناصر شیعه در ایران تعلیم نظامی می بینند. اما چه اندازه دولت ایران در این کار دخالت دارد، معلوم نیست . او گفت : ما با ایران ، از راه واسطه ، تماس داریم .
• دیلی استار ( 15 اوت ) ، زیر عنوان " با وجود حضور قوای امریکا در عراق ، قدرت واقعی در این کشور ایران است " ، نوشته است :
سیاست مداخله جویانه ایران در عراق ، تاریخی دراز دارد . هدف تهران جهت دادن به تحول عراق است و این بخاطر یک چند عاملهای استراتژیک و منافع فرهنگی و مذهبی است . مهمترین عامل تاریخ دوکشور است . خاصه این تاریخ رقابت و رویاروئی های سیاسی - نظامی است .
ترکیب فرهنگی و دینی و قومی عراق ، عراق را مناسب ترین محل برای برخوردهای عرب و ایران گردانده است . و نیز عراق، محلی است که منابع سنی و شیعه تقابل می کنند . دولت سنی وسیله ای بود برای مهار شیعه عراق . در نتیجه، جلوگیری از نفوذ ایران در عراق .
در خلیج فارس و بطور وسیع تر ، در خاورمیانه ، تعادل قوا میان ایران و عراق کلید ثبات منطقه است . هر یک از این دو دولت کوشیه اند این تعادل را بسود خود برهم زنند و از ضعف دیگری سود جویند . نتیجه این شده است که دو همسایه نسبت به یکدیگر بی اعتماد و برخوردهاشان کار را به جنگ کشانده است .
نقشه ایران برای مداخله در عراق ، حمایت ﺁشکار یا پوشیده از گروههای شیعه مخالف رژیم صدام، از انقلاب بدین سو بوده است . کمک به روحانیان و گروههای مذهبی طرفدار ایران و گروههای سیاسی که از خاک ایران و یا از خاک سوریه در عراق عمل می کردند بر ﺁن افزوده شد . هدف سرنگون کردن رژیم بعثی عراق بود.
اما برغم 20 سال کمکهای مالی و نظامی و سیاسی ، هیچیک از گروههای عراقی ﺁن توان را نیافتند که تهدیدی جدی برای رژیم صدام بگردند .
از اواسط سال 2002، تعادل قوا شروع کرد به تغییر بسود ایران . با بالا گرفتن کار تخاصم میان امریکا و رژیم صدام و جدی شدن حمله امریکا به عراق بقصد برانداختن رژیم صدام، رژیم ایران در پی ﺁن شدن که از این تخاصم چگونه بسود خود استفاده کنند . در نتیجه،
- بی اعتناء به ملاحظات ایدئولوژیک و اصول سیاسی ، در ماههای پیش از جنگ، ایران احزاب شیعه عراق را به نزدیک شدن به امریکا برانگیختند . در اوت 2002، رهبر رژیم، علی خامنه ای، دستور داد کمیته ویژه ای برای پرداختن به تعیین استراتژی ایران و بسیج منابع دولت برای حفظ منافع ایران ، بعد از جنگ، تشکیل شود . سپاه قدس اجرای، اگر نه همه،ولی بیشترین قسمت تدابیر متخذ را برعهده گرفت . از جمله مهار کنترل گروههای شیعه طرفدار ایران و گروههای مسلح و نیز فعالیتهای اطلاعاتی بر عهده این سپاه شد . بدین سان، بهنگام حمله امریکا، ایران در عراق سازمانهای خود را در عراق مستقر و حضوری گسترده پیدا کرده بود و هدفهای استراتژیک خود را به پیش می برد .
هدف استراتژیک اول ایران این بود که پیروزی امریکا ثبات و امنیت ایران را در مرحله او و موجودیت رژیم را در مرحله بعدی به خطر نیاندازد . و هدف دوم گسترش نفوذ ایران در عراق جدید و تأمین منافع استراتژیک ایران در منطقه در دراز مدت است . و هدف سوم جلوگیری از سر برﺁوردن یک عراق قوی است که بتواند از نو با ایران تعادل قوا برقرار کند . به بیان روشن، سیاست ایران در عراق اینست : ناکامی امریکا بعلاوه یک عراق ضعیف و چند تکه. چرا که از نظر رژیم، عراق ضعیف برابر است با ایران قوی .
ایران با مراکز اصلی قدرت در عراق روابط تنگاتنگ دارد و دو مرکز دینی قم و نجف چنان به یکدیگر نزدیک شده اند که پیش از این هیچگاه نزدیکی را پیدا نکرده بودند .
سیاست مداخله گرانه ایران به بخشی از هدفهای خود رسیده است . در واقع، برغم ﺁنکه عراق در اشغال قوای امریکا است، ایران بیشترین نفوذ را بر جهت یابی تحول عراق دارد .
انقلاب اسلامی : ارزیابی های نشریه دقیق نیست اما بوش و حکومت او بدین خاطر که جنگ کرده و عراق را تحت نفوذ ایران درﺁورده است، مورد سرزنش است . اما عراق گرفتار جنگ داخلی و دستخوش تجزیه است . ﺁیا امریکا و ایران و اسرائیل بر تجزیه عراق هم نظر شده اند ؟ اگر ﺁری ، خطر ﺁن وجود دارد که جلوگیری از یکی از قطبهای قدرت شدن ایران ، غرب را به جان ایران بیاندازد . اما در باره جنگ داخلی و تجزیه عراق، این اطلاعات انتشار یافته است :

* عراق دستخوش جنگ داخلی و تجزیه :
• لوس ﺁنجلس تایمز ( 7 اوت ) خبر از شبح جنگ داخلی در عراق می دهد : سناتور چوک هاگل، پرسید : با وجود فرو رفتن ایران در جنگ داخلی ، ﺁیا فرستادن قوای بیشتر امریکا به ایران کاری بجا است ؟ او که عضو کمیته روابط خارجی امریکا است ، در برنامه CBS ، پرسید : ﺁیا ما می خواهیم قوای خود را در وسط جنگ داخلی قرار دهیم ؟ مردم امریکا با این کار موافقت نمی کنند . رهبران کنگره با این امر موافقت نمی کنند . او این هشدار را روزی داد که سه سرباز امریکائی کشته شده بودند . بدون اینکه توضیح داده شود چگونه .
سناتور هاگل مخالف سیاست بوش در عراق و خواستار خارج کردن قوای امریکا است .
پیش از او، ژنرال ابوزید فرمانده عالی قوای امریکا در خاورمیانه ، در کمیته نیروهای مسلح در سنا، گفته بود : خشونت های مذهبی و قومی در عراق احتمالا بهمان بدی است که من خود مشاهده کردم . بخصوص در بغداد .
* دانستنی است که تنها در ماه ژوئیه ، در بغداد، 2000 تن کشته شده اند.
• و باز لوس ﺁنجلس تایمز ( 8 اوت ) خبر می دهد رهبران شیعه عراق متمایل به تجزیه عراق به سه قسمت شده اند :
شیعه ها قانون اساسی جدید و حکومت جدید و ارتش جدید دارند اما با توجه به خون ریزیهای روز مره رو به گسترش ، برای نخستین بار، در علن، این بحث را بمیان کشیده اند که ﺁیا تنها راه متوقف کردن خشونت، این نیست که عراق به سه قسمت تقسیم شود ؟
رهبرای شیعه عراق شروع کرده اند به طرفداری جدی از تقسیم عراق ، بمثابه راهی برای پایان بخشیدن به جنگ میان سنی و شیعه و کرد . برخی از عراقی ها حتی از تقسیم بغداد ، سخن بمیان می ﺁورند . همانطور که برلین تقسیم شده بود و دیواری دو برلین را از یکدیگر جدا می کرد .
شیعه ها مدتی طولانی جانبدار نوعی خودمختاری بودند . همان که کردها مطالبه می کردند . به ترتیبی که هریک قوای مسلح خود را داشته باشند و کنترل صدور نفت و دریافت درﺁمد را نیز داشته باشند . قانون اساسی جدید نظام فدرال برقرار می کند . اما اینک اعضای حکومت و روحانیان و روزنامه نگاران ، برای نخستین بار، از تقسیم عراق به مناطق برای پایان بخشیدن به خشونت ، سخن بمیان می ﺁورند . وزیر ﺁموزش و پرورش که شیعه است می گوید : کار فدرالیسم به شکست انجامید و هر قسمت از کشور دستخوش خشونت است . ما بر ﺁنیم که کشور را تقسیم کنیم و مثل کردستان ، در مرزها سرباز بگذاریم .
قوت گرفتن روز افزون تمایل به تقسیم کشور به ما می گوید مسائل سیاسی و اقتصادی و امنیتی تا کجا وخامت بار شده است .
• در 15 اوت، بوش با تجزیه عراق بخاطر پایان بخشیدن به خشونت در این کشور، مخالفت کرد .
انقلاب اسلامی : و اینست سرانجام دموکراسی که قشون کشی امریکا در عراق برقرار کرد . اگر ﺁن فدرالیسم که به منطقه اجازه می دهد قوای نظامی خود را داشته باشند و منابع نفت و... در اختیارشان باشد، کار خوبی است، چرا فدرالیسم امریکا چنین نیست ؟ تقسیم عراق شکست فضاحت بار قشون امریکا در عراق است . زیرا نه توانسته است به خشونت پایان بدهد و نه مانع از ﺁن شده است که این خشونت کار عراق به تجزیه نکشاند . مگر این که بگوئیم مأموریتش این بوده است عراق را بدست خشونت و تجزیه بسپارد .