« شماره ۶۵۳ از ۱۵ تا ۲۹ شهريور »


یادﺁوری : مقاله ها که در انقلاب اسلامی منتشر می شوند تنها نظر نویسندگان خود را باز گو می کنند

صاحب
   امتياز
    و مسئول

برای تماس با ما

برگزيده مصاحبه ها

جواب به سوالها

آرشيو روزنامه

در اين شماره

صفحه اصلی

•   سايت آقاى
ابوالحسن بنى صدر


•   وب لاگ آقای
ابوالحسن بنی صدر


اتم، تروریسم ، عراق ، لبنان و... عواملی که ایران را " تهدید استراتژیک " کرده اند" :

• جیم لوب ( ﺁنتی وار 26 اوت ) گزارش کمتیه اطلاعات مجلس نمایندگان امریکا را مورد بررسی قرار داده است :
* رئیس کمیته اطلاعات مجلس گزارشی را انتشار داده است که بنا بر ﺁن، ایران بسیار زودتر از ﺁنچه دستگاه اطلاعاتی امریکا گمان می برد، بمب اتمی تولید خواهد کرد .
گزارش در 29 صفحه است و ﺁن را یکی از دستیاران جون بولتن، نماینده سخت سر امریکا در شورای امنیت تهیه کرده است . گزارش سیا و دیگر سازمانها اطلاعاتی را بخاطر بی مهارتی در تحصیل اطلاع لازم برای پیدا کردن قضاوت صحیح در باره برنامه اتمی ایران، مورد انتقاد سخت قرار داده است .
* گزارش ایران را " تهدید استراتژیک توصیف کرده و هشدار داده است که دستگاه اطلاعاتی از روابط رژیم ایران با القاعده و بسا از نقششان در جنگ اخیر اسرائیل و حزب الله ، سخت بی اطلاع است .
گزارش به دنبال پاسخ ایران به مجموعه پیشنهادهای 6 کشور ، در 22 اوت، منتشر شده است . این تاریخ از ﺁن رو انتخاب شده است که همزمان با توجه رسانه های گروهی به پاسخ ایران، ( رد قطع بلافاصله غنی سازی و... ) به این گزارش نیز جلب شود . حال این که چنین گزارشی ، پیش از انتشار از سوی تمامی سازمان های اطلاعاتی ، باز بینی می شود .
* هدف این گزارش که با حمایت رئیس کمیته ، نماینده جمهوریخواه مجلس نمایندگان، پتر هوکسترا Hoekstra ، عمده ، ایجاد شک در ارزیابی سیا و دیگر سازمانهای اطلاعاتی پیرامون زمان مورد نیاز ایران برای تولید بمب اتمی است . بنا بر این اریابی ، ایران در 2010 ، می تواند بمب اتمی تولید کند .
ارزیابی سیا به مذاق لابی های اسرائیل و محافظه کاران جدید و دیگر بازهای جانبدار درگیری با ایران ، خوش نیامده بود . اینها با شرکت امریکا در مذاکره سه کشور انگلیس و فرانسه و ﺁلمان با ایران نیز مخالف بودند . * رئیس پیشین مجلس نمایندگان، نیوت گینگریج گفته است : جامعه اطلاعاتی امریکا از پیش بینی دنیای خطرناکی که بطرفش می رویم، ناتوان بوده است . استدلال او اینست که امریکا چه بداند و چه نداند، وراد " جنگ جهانی سوم " شده است . این جنگ با بخش ﺁشتی ناپذیر اسلام است . ایران در مرکز این بخش است .
گین گریج و بازهای دیگر حزب جمهوریخواه امریکا همین نوع حمله را به سیا و وزارت خارجه امریکا کردند . ﺁن زمان می پرسیدند : چرا این دو دستگاه گوشهاشان را بسته اند و اطلاعاتی را که مخالفان رژیم صدام می گویند ، نمی شنوند .
* نیویورک ( 24 اوت ) ، در مقام نقد گزارش جدید ، پرسیده است : " چه اتفاق افتاد وقتی تحلیل گران سیا به دیگ چنی ، معاون ریاست جمهوری گفتند : نمی توانیم ثابت کنیم که عراق دارد بمب اتمی می سازد و یا با القاعده ارتباط دارد " ؟ از ﺁنها پرسیده شد : ﺁیا منظور واقعی ﺁنها اینست که صدام سلاح اتمی ندارد ؟ سرانجام ، سیا زیر فشار ناگزیر شد اطلاع دروغی را بسازد که از او می خواستند . رئیس سیا ، جورج تنت، به بوش اطمینان ها داد که مورد عراق ، یعنی ساختن سلاح اتمی توسط عراق، راست نیست .
* گاری سیک که در دوران کارتر ، مسئول ایران در شورای امنیت ملی بوده است، می گوید : این گزارش ، در حقیقت، گزارش تیم ب دستگاه اطلاعاتی باب طبع بازهای حزب جمهوری خواه است .
این امر که فردریک فلیتز ، افسر سابق سیا ، که تهیه کننده اصلی گزارش بوده و او در دوره اول ریاست جمهوری بوش همکار بولتن بوده است ، زیرﺁب گزارشهای سری جامعه اطلاعاتی و ارزیابی ﺁنها در باره توانائی ایران بر تولید سلاح اتمی را زده است ، به ما می گوید که قصد از گزارش این بوده است که بخشی از تبلیغات بازهائی بگردد که جنگ با عراق را هم به راه انداخته اند .
• کریستین ساینس مونیتور ( 25 اوت ) گزارشهای منتشره را مورد ارزیابی قرار داده است :
دوگزارش جدید سیاست امریکا در ایران را مورد انتقاد قرار داده اند . یک گزارش می گوید : جنگ امریکا با تروریسم، ایران را تقویت کرده است . و دیگری فقر اطلاعاتی امریکا در باره ایران را مورد سرزنش قرار داده است .
* گزارش اول که در 22 اوت ، توسط مؤسسه غیر دولتی پادشاهی امور بین المللی در انگلستان منتشر شده است . این گزارش می گوید : برغم این که ایران ، به قول بوش، یکی از دولتهای عضو محور شر است، سود برنده اول از جنگ با ترور در خاورمیانه است .
امریکا با حمایت متفقان خود، دو رقیب منطقه ای ایران ، دولت طالبان را در افغانستان (نوامبر2001 ) و رژیم صدام را در عراق ( ﺁوریل 2003 ) از میان برداشت . بدون این که بتواند ساخت سیاسی همساز و با ثباتی را جانشین ﺁنها کند .
جنگ اسرائیل در دو جبهه، جبهه فلسطین و جبهه لبنان ، در ژوئیه 2006، بر میزان بی ثباتی منطقه افزود . در نتیجه، ایران ﺁسان خلاء منطقه را پر کرد . با چنان ﺁسانی که مقامات خاورمیانه و امریکا و متحدان اروپائیش را ﺁشفته خاطر کرد .
ایران یکی از قدرتمند ترین دولتهای منطقه است و در مناطق حساس ﺁن نفوذش گسترده است . در قفقاز و ﺁسیای میانه ، در ﺁسیای مرکزی و در ﺁسیای جنوبی بیش از ترکیه نفوذ دارد .
* اما نفوذش در عراق : مسئله بزرگی که امریکا با ﺁن روبرو است ، اینست که ایران قدرتی شده است که بیشترین نفوذ را در عراق دارد . یک دلیل ﺁن روابط تنگاتنگ ایران با مقتدا صدر و گروه او و نیز با شورای عالی انقلاب اسلامی عراق است .
این نفوذ، اشکال گوناگون دارد اما به همه ﺁنها، به ﺁسانی می توانند بر ضد امریکا جهت بجویند . نفرت از حضور امریکا در عراق را می تواند بدان شدت رساند که نگاهداری قوای امریکا در عراق، غیر ممکن شود . منابع در عراق هشدار می دهند که فعالیت شبهه نظامیان ایران در شهرهای بزرگ عراق، از جمله بصره و بغداد ، در ایام اخیر، افزایش یافته است . نقش ایران در گسترش خشونت و بی ثباتی بصره، مشت نمونه خروار است و به ما می گوید در صورتی که ایران خود هدف حمله قرار بگیرد، چه روی خواهد داد .
* گزارش بر اینست که برای حکومت بوش چاره ای جز گفتگو با ایران نمانده است ﺁنهم به ترتیبی که هیچ خوشایند ﺁقای بوش نیست .
قسمت دوم ارزیابی کریستین ساینس مونیتور از دو گزارش ، به گزارش کمیته اطلاعات مجلس نمایندگان اختصاص یافته است در این قسمت، انتقادهای واشنگتن پست و نیویورک تایمز به گزارش را نقل و به این نتایج رسیده است :
• این گزارش قبل از همه، یک سند تبلیغاتی برای انتخابات دو مجلس است. جمهوریخواهان از ﺁن بیم دارند که اکثریت خود را در دو مجلس امریکا از دست بدهند .
• گزارش هیچ اطلاع جدیدی در برندارد . ادعاهایی در بر دارد مثل این ادعا که جنگ اسرائیل با حزب الله لبنان را ایران به راه انداخته است .
• و لاری جونسون در واشنگتون پست ، خاطر نشان می کند اگر سیا اطلاعات لازم را در باره برنامه اتمی ایران کسب نکرده است، تقصیر بر عهده دیگ چنی و دستیار سابق او و مشاور بوش ، کارل روو است . زیرا ﺁنها ، به دلایل سیاسی ، کوششهای سیا برای سر درﺁوردن از برنامه اتمی ایران را ، با لو دادن والری پلیم ، عقیم گذاشتند . ژوزف ویلسون، شوهر والری دروغ بوش را در باره خرید اورانیوم توسط صدام از نیجریه را فاش کرده بود .
• تایم ایران را دشمن امریکا و مجهز شدنش را به بمب اتمی را بسی خطرناک می داند . اما جمهوریخواهانی که در امریکا به نمایندگی انتخاب می شوند بسا از برنامه اتمی ایران خطرناک تر هستند.
• الاهرام هفتگی ( 24 اوت ) ایران را بزرگ ترین سود برنده جنگ لبنان خواند : دودهائی که ﺁسمان لبنان را پوشانده بودند، پراکنده می شوند و در فضای روشن می توان دینامیک ژئوپلیتیک منطقه را مشاهده کرد . وضعیت غیر از ﺁنست که پیش از حمله اسرائیل به لبنان بود . معماری ویرانگری اسرائیل در لبنان ، نمایانگر ویرانگری حد ناشناس شد اما نمایانگر توان نظامی اسرائیل نشد . این جنگ، اسطوره شکست ناپذیری ارتش اسرائیل را شکست . حزب الله لبنان ، استوارتر از هر زمان ، بر جا ماند . مانع از رسیدن اسرائیل به هدفهایش شد . اسلحه و متحدهای خود را در منطقه از دست نداد . نتیجه شتاب امریکا در حمایت از اسرائیل و صدور قطعنامه 1701 ، در روی زمین ، شکست سخت اسرائیل را ببار ﺁورد و از امتیاز استراتژیک نسبی که داشت، محرومش کرد . نه قطعنامه شورای امنیت می تواند تعادلی را که جنگ برهم زده است، به حال گذشته برگرداند و نه مانع از ﺁن می شود که ایران که هدف امریکا در این جنگ ضربه زدن به ﺁن بود، نفوذ بیشتری در منطقه بجوید .
در مرحله اول بمبارانهای اسرائیل و کشتن کودک و زن و مرد غیر نظامی و ویران کردن زیر بناها ، کندولزا رایس گفت : مرگ و ویرانی تولد خاورمیانه جدید در بیم و هراس است . اما بنظر می رسد خاورمیانه جدیدی که تولید یافت، ﺁن نیست که رایس در سر داشت . بعد از یک ما جنگ، برغم حمایت کامل نظامی و سیاسی که از امریکا دریافت کرد ، اسرائیل نتوانست به هدف خود از جنگ برسد . در نتیجه، تعادلهای استراتژیک جدیدی شروع کردند به خود را بر منطقه تحمیل کردن . اگر بخواهیم دیالکتیک هگل را بکار بریم ، می باید بگوئیم : تغییرهای کمی که بر اثر جنگ افغانستان در 2001 و جنگ عراق در 2003 و جنگ لبنان در 2006 ، بوجود ﺁمده بودند، به تغییرهای کیفی بس عمیقی انجامیدند . در قلب این تغییرها، سر برﺁوردن ایران بمثابه قدرت متفوق منطقه است .
افزایش نفوذ ایران در خاورمیانه نتیجه کنش و واکنش های عواملی چند ، مهمتر از همه ، شکست سیاستی است که محافظه کاران جدید پیش پای کاخ سفید گذاشتند . در همان حال که سیاست امریکا شکست می خورد، ایران ﺁرام اما با مهارت از عراق و سوریه تا لبنان ، نفوذ خویش را تحکیم بخشید و حضور یافت. به ترتیبی که امروز از مرز ایران و اسرائیل صحبت می شود . اما در حقیقت ، این عملکرد نظامی امریکا در منطقه بود که ﺁنچه ایران برای توسعه نفوذ در منطقه نیاز داشت، در اختیارش گذاشت . بخصوص ، شکست سیاست امریکا در عراق ، درهایی بروی ایران باز کرد برای این که در عراق صاحب نقش شود . همینطور ، شکست اسرائیل در لبنان ، به ایران که از نظر مذهبی ﺁمریت دارد و بلحاظ سیاسی و نظامی و مالی از حزب الله حمایت می کند، فرصت تقویت نفوذ خویش را داد .
یکی از هدفهای قطعنامه 1701 این است که با راندن حزب الله به شمال روخانه لیتانی ، از همجواری ژئوپلیتیک ایران و اسرائیل جلوگیری شود . کاری که اسرائیل خود از انجامش ناتوان شد . اما حضور قوای بین المللی در مرزهای لبنان و اسرائیل ، اقدامی نظری و نه عملی است که تعادل قوای کنونی را در منطقه بازتاب می دهد .
امسال ، امریکا از جنگ لبنان که با وجود حمایت نظامیش از اسرائیل، درس لازم را ﺁموخت . هدف امریکا و اسرائیل از جنگ این بود که با خلع سلاح حزب الله ، توان منطقه ای ایران را از میان ببرند . کمک به اسرائیل ، از راه هموار کردن جاده برای قوای نظامیش ، برای این ارزیابی بعمل ﺁمد که اسرائیل از لحاظ نظامی توانا است . چهره های اصلی حکومت بوش می پنداشتند که ارتش اسرائیل در کمتر از دو هفته ، مأموریت خود را انجام خواهد داد . برای حمله ، مجوزی دنیا پسند لازم بود و ﺁن این شد که ارتش اسرائیل برای پایان بخشیدن به تسلط حزب الله بر جنوب لبنان که شیعه نشین است، وارد عمل شده است .
ایران، بنوبه خود، برمبنای فرضیه های دیگر عمل می کرد . از جمله براین باور بود که مقابله نظامی حزب الله با اسرائیل، رژیم های عرب را زیر فشار بی سابقه ای قرار خواهد داد . بخصوص از این نظر که اسرائیل روند صلح را متوقف و در سرزمینهای اشغالی جنگ را روش کرده است . بنا بر این ، تهران می تواند از فشاری که به رژیمهای عرب وارد می شود ، برای توسعه نفوذ خود در منطقه استفاده کند . ایران همچنین می داند که می تواند روی ایدئولوژی و حرارتی که جنگجویان حزب الله ابراز می کنند ، حساب کند و می تواند به کشورهای منطقه و دنیا ، پیامهای سیاسی و نظامی بدهد .
در امری که افکار امریکا و ایران در موردش تلاقی می کنند ، هر دو، به جنگ لبنان ، بمثابه ﺁزمایشگاهی می نگرند که در ﺁن، سلاحهای در اختیار دو طرف - که در جنگ احتمالی بکار خواهند رفت - ﺁزموده شدند . اسرائیل اسلحه امریکائی را بکار برد و بمب هائی که تأسیسات زیر زمینی را نابود می کنند را ﺁزمود . تأسیسات اتمی زیر زمینی ایران ممکن است هدف بعدی این بمب ها باشند . حزب الله نیز موشکهای ضد تانک را ﺁزمود که ایران در اختیارش گذاشته بود . افزون بر این، حزب الله موفق شد این پیام را نیز از ناحیه خو و از ناحیه ایران ، توسط موشکهای ساخت ایران که تا عمق اسرائیل برد داشت ، به دنیا بدهد : هیچ نقطه اسرائیل محفوظ نیست . امریکا نیز دریافت که تل آویو می تواند هدف موشکهای شهاب 3 قرار گیرد .
انقلاب اسلامی : در تحلیل الاهرام، لبنان و مقاومت حزب الله غایب است . تحلیل گر جز ایران را ندیده است . دست کم به دو دلیل : 1 - هرگاه توانائی انسان را وقتی از عقده خود زبون بینی ﺁزاد است ، در نظر می گرفت، رژیمهای استبدادی را عامل و ترجمان عقده خود زبون بینی می یافت و می باید خطاب به مردم عرب می نوشت : توانائی خود را بیاد ﺁورید، حقوق و مسئولیت های خود را بشناسید و برخیزید. با این دید، هرم قدرت که برپایه قدرت شکست ناپذیر امریکا و غرب و اسرائیل قرار دارد ، بی پایه می شد .
و 2 - امریکا و اسرائیل دولتهای استبدادی عرب را می باید امین خود در منطقه بشناسند . از ﺁنها حمایت کنند و سیاستی را در پیش بگیرند که این رژیمها پیشنهاد می کنند .
• ﺁژانس فرانس پرس ( 23 اوت )، از قول ژنرال مایکل باربرو، مقام نظامی ارشد امریکا، گزارش کرده است : " سند روش " حاکی از مسلح شدن افراطی های عراق توسط ایران ، در دست است . او می گوید : بنا بر این سند، ایران به افراطیهای عراق پول می دهد، ﺁنها را تعلیم و به ﺁنها اسلحه می دهد .
در همان روز که ایران متوقف کردن غنی سازی را رد کرد، کنفرانس مطبوعاتی که وزارت دفاع امریکا ترتیب داده بود، او از وجود سند بر مجهز شدن افراطیهای شیعه توسط ایران ، سخن بمیان ﺁورد .
ژنرال باربرو ، معاون اداره عملیات ستاد ارتش امریکا است . گفت : او گزارشهائی حاکی از " تماس مستقیم " با شبهه نظامیان یا مأموران اطلاعاتی ایران را ندیده است . اما گزارشهای حاکی از حضور ﺁنها را بعنوان تعلیم دهنده تروریستها و گروههای افراطی شیعه را دیده است .
چگونه به اقدامات ایران بقصد بی ثبات کردن عراق باید پاسخ داد ؟ پرسشی است که پاسخ ﺁن را سیاستمداران می باید بیابند .
در هفته های اخیر ، در بغداد، قوای نظامی امریکا بر حمله های خود برضد شیعه ها و سنی های افراطی افزوده است تا از شدت خشونتی بکاهد که ترس از جنگ داخلی را بیشتر کرده است .