● احمد شيرزاد، عضو در شوراي مركزي جبهه مشاركت به ايلنا گفته است سياستخارجي موفق را بايد از نتيجه آن شناخت نه از تعداد سفرها و ملاقاتهاي صورت گرفته. سياستخارجي فعال بايد جايگاه ايران را در منطقه و جهان ارتقا دهد و منافع ملي را تامين كند اما سياستخارجي دولت نهم اين گونه عمل نكرده است.
سياستخارجي دولت نهم به گونهاي است كه در يك فضاي آرام با يك سفر يا صحبت غيرمنتظره فضا را عليه ما تغيير ميدهد و مواقعي كه بايد ديپلماسي فعال را نشان دهد، دستگاه سياست خارجي ما به شدت زمينگير ميشود.
شيرازد تصريح كرد: به طور مثال صحبتهايي كه در مورد هولوكاست بيان شد، فضاي آرام را عليه ما تغيير داد و در عوض بعد از صدور قطعنامه شوراي امنيت عليه ايران كه به طور طبيعي ايران بايد فعالانه نسبت به آن برخورد ميكرد، شاهد انفعال دستگاه ديپلماسي بوديم، به طوري كه هيچ گونه واكنش مشخصي از سوي ايران ديده نشد.
● حميدرضا حاجيبابايي، عضو هيأت رييسه مجلس، به ايلنا گفته است : با اشاره به مدت زمان يك ماهه تا پايان مهلت ايران در قطعنامه شوراي امنيت ، ايران بايد در مدت زمان باقيمانده هم اقدامات اثباتي و هم اقدامات سلبي انجام دهد.
وی در توضيح اقدامات اثباتي گفت: بايد براي مذاكره و گفتوگو با كشورهاي تاثيرگذار آژانس بينالمللي انرژي اتمي و شوراي امنيت درباره وضعيت كشور و تبيين شفاف مواضع خود در بحث هستهاي تلاش كنيم و با ايجاد شرايط مناسب و گفتوگو در ابعاد اقتصادي، سياسي و فرهنگي شوراي امنيت را با خود هماهنگ كنيم.
امكان پذيرش تعليق وجود ندارد اما بايد تدابير لازم را به كار گرفت و از رفتارهاي نسنجيده و بيارتباط و نامتناسب با شرايط فعلي پرهيز كرد.
هنوز ميتوان با تدبير, رفتار عقلاني و منطقي و فعاليت بيشتر دستگاه ديپلماسي و همچنين پرهيز از رفتارهاي نامناسب، مساله هستهاي را حل كرده و از ايجاد اجماع جهاني و بروز بحرانهاي بزرگتر براي كشور جلوگيري كرد.
* واقعیتها از زبان امین زاده، معاون پیشین وزارت امورخارجه : بحران سازی بسا ایران را از انرژی اتمی - به بهانه اش بحران ساخته اند – نیز محروم می کند :
● به گزارش خبرگزاری کار ایران ( 6 بهمن ) محسن امین زاده، معاون سابق وزير امور خارجه، گفته است : قطعنامه اخير شوراي امنيت عليه ايران مسير سختي را در مقابل جمهوري اسلامي قرار ميدهد و ما مشكلات زيادي با اين قطعنامه خواهيم داشت.
محسن امينزاده که در بيست و هفتمين نشست عمومي مجمع نمايندگان ادوار مجلس، سخن می گفت، با اشاره به تاريخچه فعاليتهاي هستهاي كشور، گفت: ايران قبل از انقلاب عضو NPT بود و پروژه UCF اصفهان نيز در دوره رياستجمهوري هاشمي آغاز شد كه يك پروژه پنهاني نبود. بر همين اساس در دولت خاتمي تصميم بر اين شد كه با امكاناتي كه داريم، به سمت تكميل اين پروژه برويم كه كارخانه آماده شد و آمريكاييها هزينه زيادي كردند تا مانع اين كار شوند اما نتوانستند.
در اين دوره تاسيسات نطنز و اراك هم دنبال شد كه زيادهروي در ساخت و ساز موجب حساسيت بينالمللي شد و با مشكل مواجه شديم اما واقعيت اين بود كه اين ساخت و سازها در حدي نبود كه مشكل ايجاد كند. ما در نطنز تزريق گاز نداشتيم چون اين كار بدون اعلام به آژانس ممنوع بود.
امينزاده با طرح اين سئوال كه چرا عليرغم اينكه آژانس در جريان فعاليتهاي هستهاي ما قرار داشت، حساسيت ايجاد شد، گفت: آمريكاييها به دنبال اين بودند كه بحث هستهاي ايران را به عنوان تهديد بينالمللي مطرح كنند، زيرا بعد از فروپاشي شوروي ميگفتند با توجه به اينكه جنگ سرد تمام شده است، چرا بايد تسليحات هستهاي ترويج پيدا كند. بهخصوص اگر تروريسم و فعاليتهاي هستهاي به هم وصل شود، خطرناك است و آنها در چنين فضايي مانور ميدادند و اين در حالي بود كه بعد از 11 سپتامبر نيمي از ادعاهاي جمهوريخواهان تندرو به حقيقت پيوسته بود و تروريستها وارد حريم سرزميني آمريكا شده بودند.ر
وقتي بازرسان شروع به كنكاش كرده و اورانيوم غنيشده را يافتند، مشكوك شدند و گفتند از كجا آوردهايد كه اعلام شد خودمان ساختهايم اما پاكستانيها اعلام كردند مال آنهاست و از طريق بازار سياه به ايران رسيده كه پس از بررسيها اين مساله به ليبي ختم شد و كار را سخت كرد.
اگر ايران اين مساله را به خوبي مديريت ميكرد تا در چنين فضايي بهانهاي به دست رقبا و دشمنان نيفتد، اين فرايند به اين شكل طي نميشد و در مسير ديگري ميرفت. شيوه ما در مديريت موضوع بهگونهاي بود كه موجب شد فضا تندتر شده و آمريكاييها بتوانند ما را متهم كنند.
بعد از فروپاشي شوروي هيچكس در منطقه مزاحم ما نبود. ايران در منطقه مدعيتر از روسيه است. در همه جا صاحبنظر و همهكاره منطقه محسوب ميشود. كسي باور نميكرد دوستان ما در عراق كه مورد آزار صدام بودند، امروز در دولت عراق بوده و از رهبران عراق شوند. در افغانستان نيز كسي فكر نميكرد اين افراد حاكم شوند. درد ما اين است كه چرا اين فرصت را نابود ميكنيم. آمريكاييها در عراق و افغانستان و منطقه به ما نياز دارند و اين فرصتي است كه ما بايد از آن براي گرفتن امتياز استفاده كنيم.
اروپاييها اصرار داشتند پرونده ما به شوراي امنيت نرود، چون نميخواستند به ما آسيب برسد. روسيه و چين هم اين توصيه را به ما داشتند، چون ميدانستند آمريكا در شوراي امنيت همهكاره است ولي آقايان گفتند مگر وقتي پرونده ما در جنگ با عراق به شوراي امنيت رفت، اتفاقي افتاد. گويي نميدانستند كه با اين کار ما متهم پرونده صلح جهاني ميشويم.
آمريكا نميتوانست در موضوع ديگري عليه ما اجماع ايجاد كند. حقوق بشر منتفي شده بود و قرار نبود پرونده هستهاي اجماعي عليه ما ايجاد كند و امروز كه پرونده به شوراي امنيت رفته، به راحتي از آن خارج نخواهد شد و آنها ميتوانند بعد از اين به راحتي عليه ما بهانه بگيرند.
برگشت قطعنامهاي كه عليه ما تصويب شده است، تدريجي است و اگر بخواهند پرونده را از شوراي امنيت بيرون بكشند، به يقين آمريكا وتو خواهد كرد. امروز صورتمساله متفاوت شده است و ما بايد براي خارج شدن پرونده از شوراي امنيت سراغ آمريكا برويم. با اين قطعنامهاي كه عليه ما تصويب شده است، نهاد تحريم درست كردهاند و اختيارات شوراي امنيت بهگونهاي است كه ابعاد تحريم ما را به طور دايم اضافه ميكند. ما شايسته اينكه در كنار سودان، ليبي و كره شمالي قرار بگيريم، نبوديم.
اگر كوتاه بياييم، تحريمها برگشت پيدا نميكند و پرونده در شوراي امنيت باقي ميماند و خروج از آن به آساني اتفاق نخواهد افتاد. به اعتقاد من بزرگترين شكست ديپلماتيك جمهوري اسلامي رفتن به شوراي امنيت بود كه اميدواريم هرچه سريعتر اين مساله تدبير شود، هرچند تاكنون خسارتهاي زيادي ديدهايم.
ايران ميتوانست به عنوان بازيگر اول منطقه به راحتي امتياز بگيرد و اين حق و صلاحيت را داشت. آنها آماده معامله با ما هستند. ايران ميتوانست امتيازات زيادي را براي توسعه كشور و ايجاد شرايط بهتر در منطقه كسب كند اما ما وارد دعوايي شديم كه اميدوارم بتوانيم از آن خارج شويم. آمريكا قدرت معامله و توان ارائه پاداش و مجازات را دارد، بنابراين طبيعي بود كه ما براي اينكه حرف اول را در منطقه بزنيم، بايد با جامعه بينالمللي بهخصوص آمريكا حرف ميزديم و معامله با آمريكا را مديريت ميكرديم
انقلاب اسلامی : بی کفایتی و فساد گستری احمدی نژاد در شهرداری تهران نیز ، فرصت انتشار یافته اند :
|